X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

قاره کهن

قاره کهن

   پیش گفتار

      تقسیم بندی قاره ای جهان توسط چهره ها و کارگزاران استعمار انجام گرفته،  و باید مردم اهل فن نسبت به این تقسیم بندی تجدید نظر بینشی کنند.  با تقسیم بندی قاره ای کنونی،  غرب آسیا در نقطه ضعف قرار گرفته،  و شرق آسیا و اروپا فشار های زیادی به این ناحیه وسیع تاریخی،  که در طول تاریخ خود قاره ای بوده است وارد می کنند.  ابتدا لازم است در وبها،  سپس در رادیو و تلویزیونها از قاره ای جدید گفته و نوشته شود،  و بعد از آماده سازی های مختلف در جهت ایجاد قاره ای جدید حرکت های عملی انجام پذیرد.  این مقاله بازنویسی می شود و ادامه دارد.

قاره کهن کجاست

      قاره کهن سرزمین وسیع تاریخی است،  که مردمی با تمدن و فرهنگ تاریخی دارد،  مردمی که ده ها قرن کنار یکدیگر به خوبی و خوشی زندگی کرده و پدید آورندگان ریشه های علوم و دانش زیست بشری بوده اند.  بخش های از آن ایران و ترکستان و کردستان و عربستان و .... است،  که هر کدام مردمی نیکو و تاریخی شکوهمند دارند.   امروزه قاره کهن شامل کشورهای قزاقستان، تاجیکستان، قرقیزستان، ازبکستان، ترکمنستان، افغانستان، کشمیر، پاکستان، ایران، عراق، ترکیه، سوریه، لبنان، اسرائیل، فلسطین، قبرس، قفقاز شمالی، اوستیا، آبخازی، استراخان، چچن، آذربایجان، ارمنستان، گرجستان، سینا، اردن، عربستان، کویت، امارات عربی، قطر، بحرین، عمان، یمن، سین کیانگ،  که  700  ملیون نفر جمعیت و 14 کیلومتر مربع وسعت می شود.  این قاره دارای مردمی میانه رو، ادبمند، سازگار با زندگی، علاقمند به علم و دانش و با احساسات انسانی و خانوادگی است.  نام قاره کهن می تواند شناسه تاریخی این ملتها باشد،  که گوهر وجود آنها را پرورانده است.  یاد آوری نام قاره کهن می تواند یکدلی و یکپارچگی این کشورها را داشته باشد،  که در ادامه حملات استعماری یعنی امروزه در دوره امپریالیسم نو دفاع مشترک فرهنگی و نظامی را سامان دهند،  و نیز می تواند یاد آور به تاراج رفتن تاریخ و فرهنگ مردم این سرزمین بوسیله دروغ های تاریخی باشد.

      دشمنان تاریخی قاره کهن،  آغاز فرهنگ و پیشینه این قاره را منکر می شوند،  و به گونه ای دروغین می گویند،  مردم سالاری (دموکراسی)،  شهر سازی، کیمیا (شیمی)، هامار (ریاضیات) و هند چک (هندسه)، اختر شناسی، برید (ارتباطات) و ادبیات و... از اروپا برخواسته است.  دشمنان قاره کهن تنها به این دانشها بسنده نکرده اند،  آنان خود را پدید آورند گان نخستین هنر های بشری که به گونه ای پر گواه از آن پیشینه مردمان سرزمین قاره کهن است،  مانند،  نمایش، نگارگری، پیکر تراشی، آهنگ سازی و دهها نمونه دیگر را با هیاهو و دروغ های بسیار مانند دروغ هلنیسم به سود خود در جهان گسترش داده اند،  و ساده دلان اغفال دروغ های آنان می شوند.  هزاران دانشمند، فیلسوف و شاعر قاره کهن که در طول تاریخ به بشریت خدمت کرده اند،  نمی توان با بخش بندی مرزهای امروزی آنها را شهروندان تاریخی یک کشور ویژه دانست، مانند،  مولوی، ابوریحان بیرونی، پور سینا، اقبال لاهوری، خواجه عبدالله انصاری، بیدل، خوارزمی، مروزی، مخدوم قلی، ناصر خسرو، رودکی، نظامی گنجوی و دهها نمونه دیگر،  که خود نشان یگانگی ملت های قاره کهن است.  یک قرن است که ورزشکاران قاره کهن در موج ورزشی آسیا گرفتارند،  تنها ورزش قاره کهن بدین درد گرفتار نیست،  سازمان های دیگر ملت های قاره کهن هم با برنامه های امپریالیستی در آسیا غرق شده اند و صدایی ندارند.  ورزشها و بازی های بومی مانند،  باستانی و پهلوانی که در آنها نزدیکی فرهنگی مردم قاره کهن پیداست،  اما با نفوذ عوامل استعماری هیچ یک از این ورزش ها به المپیک را نیافته اند.   

      واژه گان خاور (شرق) دور و باختر (مغرب) نزدیک،  آسیای میانه و خاور میانه،  در جغرافیای جهانی چگونه و چرا بوجود آمده است.  چرا قبل از استعمار این اسامی وجود نداشتند،  در هیچ کتاب جغرافیایی و سیاسی قبل از استعمار و دوران بورژوازی این اسامی به چشم نمی خورد.  در واقع ترفند های سیاسی در این واژه ها می باشد،  که آنها را به بررسی می گیرم و از عزیزان علاقمند خواهشمندم پیگیری نمایند.  استعمار برای پیشبرد اهداف خود و دور نمودن مردم سرزمین ها از واقعیت های تاریخی خود،  واژگان جدید جغرافیایی ایجاد کرد و در ادامه اهداف دروغ های تاریخی،  سعی به بر هم زدن نظم تاریخی جهان و مرز بندی های جدید کرد.  در 90 درصد این مرز بندی ها،  استعمار انگلستان نقش اصلی را داشت،  با ایجاد مرز های سیاسی،  سرزمین های وسیعی را که در طول تاریخ مردمان آنها فرهنگ و تمدن مشترک با آداب و سنن رنگارنگ زیبا داشتند،  با خط مرزی و ایجاد کشورها از هم جدا نمودند.  در این میان با تمام جدیت پلیدی استعماری،  هر قوم و ملت را به چندین بخش تقسیم کردند،  و هر بخش را در کشوری قرار دادند،  تا همیشه با دروغ های مختلف تاریخی بین مردمان در کشورها اختلاف و حتی دشمنی ایجاد نمایند.  مثلاً تاجیکها را در کشور های افغانستان و تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان و ایران،  کرد ها را در ایران و عراق و ترکیه و سوریه،  و اعراب را در کشورهای کوچک با طوایف مختلف،  بلوچها را در ایران و پاکستان و افغانستان،  و تمام اقوام ملت های یکدل قاره کهن را در کشور های مختلف به درون مرز های ساختگی فرستادند.  برتری تمدن بورژوازی به تمدن سازمان قبیله ای در ابتدای استعمار و برتری نظامی امپریالیزمی به حکومت های فئودالی قاره کهن،  سبب این اقدامات مرز بندی و ایجاد کشور هایی با نام های جدید گردید،  در ساختار های تاریخی اجتماع توصیح داده ام.   امروزه امپریالیسم نو با کمک مخفی کشور های آسیایی مانند چین و ژاپن تصمیم دارند،  بیش از پیش قاره کهن را از پاشیده و کشورها را کوچک و کوچکتر کند تا منافع خود را بیشتر از گذشته ببرند.

      ملت  قاره کهن در طول تاریخ بطور طبیعی که در ذات جغرافیایی این قاره قرار گرفته،  در اتحاد اجتماعی و اقتصادی قرار داشتند،  که از مراسم و جشنها و بویژه نوروز کاملاً پیداست.  بنابر این کشور های این قاره با کار علمی و نوین می بایست در اتحادیه های،  اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، نظامی قرار بگیرند،  تا بتوانند در مقابل تهاجمات مختلف آسیایی و اروپایی و آمریکایی مقابله کنند.  سازمان های قرن 21 می بایست توانایی های بالایی در اداره امور این قاره بدست آورند،  و کشور های قاره کهن از فدرالیسم علمی استفاده کنند،  ندانستن دانش و کار سازمان های نوین و تشکیلات فدرال،  باعث اعمال نفوذ امپریالیسم در جوامع کوچکتر کشورها می شود.  لازم است روشنفکران و نشریات به زبان های مختلف از قاره کهن بنویسند و بگویند،  کوتاهی و نداشتن تصویر و دقت درباره قاره کهن،  در آینده صدمه بزرگی به مردم و کشور های این قاره وارد می شود.

      غربیها از دویست سال پیش نقشه های دقیق کشیده،  و دارند مرحله به مرحله آن پلان ها را اجرا می کنند،  هر چند گاهی مانند دو جنگ جهانی وقفه ای در اجرای شان پیش آمد اما متوقف نشد.  آنها طرح هایی برای شکل دادن و اداره جهان هستند،  آنچه که مسلم است،  در آن نقشه ها مردم قاره کهن جایگاه والا و بالا نداشته و نخواهند داشت،  بنابر این وظیفه مردم این قاره باستانی است که خود را دست کم نگیرند،  و نیز با مطالعه دقیق امروزی بتوانند دست غربی های امپریالیستی را بخوانند،  تا بلکه گرفتن جایگاه خوب در آینده گیتی را به آنها صلح آمیز تحمیل کنند.  یکی از طرح های این پلان اتحادیه های اقتصادی آسیای شرقی و جنوب شرقی است،  که به اشکال مختلف اقتصادی و اجتماعی شاهد آن هستیم،  اتحادیه هایی که ژاپن قبل از جنگ دوم جهانی بر آن بود،  که خود به تنهایی مدیریت آنرا بدست گیرد و سرکوب شد.  اما در این دو قرن اخیر مردم و کشور های قاره کهن در سر در گمی بسر برده و می برند،  در واقع همان نقشه کشها با دروغ های تاریخی،  این مردم را سرگرم کرده و منابع و منافع قاره را به غارت برده اند،  و فعلاً زمینی بی دانش و تولید باقی مانده است.

      از دیدگاه دیگر،  بررسی ایجاد قاره کهن یک کار علمی است،  با حساب اینکه علم خوب و بد ندارد و فقط وزن است،  بنابر این می تواند مورد تحلیل و تعلیل اهل دانش بدون غرض قرار گیرد.  این را باید در نظر گرفت جهان 30 یا 40 سال پیش نیست،  که با علم یا جادوی تأثیر گذاری بتوان مردم را حول گردابی گرداند،  و یا با هول و خوف و اوهام،  آنها را از بحث علمی دور کرد.  دنیای ارتباطات است و دانش،  جهان لحظه ای بالا می رود،  و نسل نو با بهره گیری عالی از این تکنولوژی راه خودش را خواهد رفت،  اما چه بهتر طرح و نقشه داشت،  انوش راوید چشم به راه یاران موج نو است.

      در شرایطی که از ابتدای قرن 21 پیداست،  آینده مردم قاره کهن اهمیت خاصی دارا شده،  لشکر کشی های نظامی ،  تک های سیاسی و اقتصادی که از جانب شرق و غرب این قاره است،  قاره را به شدت در وضعیت بدی قرار داده،  زیرا دشمنان مردم این قاره را مصرف کننده های بی خاصیت و مزاحم و تروریست می دانند.  بینش گران توانمند واقع گرا می دانند که غفلت از اینها وضع را برای مردم قاره به گونه ای وحشتناک می کند،  بنابر این برای آینده ای نیکو نباید چشم به آسمان دوخت،  و در انتظاری بود که خواست دشمن است،  بلکه باید برنامه و نقشه داشت،  پلن هایی که از دل تاریخ و منطق و دانایی قرن 21 آمده باشد،  و در آنها استراتژی ها کاملاً مشخص باشد،  و برای رسیدن به آن تاکتیک هایی داشت،  که بر گرفته از علوم و تکنولوژی روز باشد.  در غیر اینصورت در آینده دروغ های بیشتری در تاریخ و سرنوشت ملتها حاکم خواهد بود،  و شاهد ملت هایی می شویم که با هم بیگانه و دشمن هستند،  و جنگ و خون و کشتار نفوذ و غارت بیگانگان به شدت بیشتر ادامه می یابد.  این قاره مردمانی داشته که در طول تاریخ کنار یکدیگر به خوبی و خوشی زندگی می کردند،   نوروز و جشنها و اعیاد شکوهمند مشترک داشتند.  جوانان و ملت های قاره کهن سادگی بس است،  دست دشمن این ملتها را بخوانید و به آنها رو دست بزنید.  توجه داشته باشید دشمنان قاره بهترین و بیشترین استفاده از تکنولوژی و امکانات ارتباطی امروزی را می کنند،  در گذشته ها وقتی که با کشتی بادبانی می آمدند،  و چند ماه در راه بودند موفق بودند،  چه برسد به امروزه.   ولی با استفاده از سناریو های دقیق ایرانی و تاکتیک های ملی،  ما موفق می شویم.

      در جهان امروز آمریکا و چین بدون یکدیگر نمی توانند زندگی کنند،  در واقع اتحاد عجیبی بین دو قدرت کاپیتالیستی و کمونیستی بوجود آمده است،  در حکومت چایمریکا توضیح داده ام،  و بهترین قربانی عید این اتحاد،  ملت های قاره کهن هستند.

      اگر فرد یا جامعه ای کوچک یا بزرگ نتواند مناسب با شرایط زمان و پیدایش های نو تغییر کند،  و یا نتواند پدیده ها را با اصلاحاتی نو،  به خوبی پشت سر بگذراند،  آن جامعه ممکن است بیمار و یا حتی کودن باشد،  و به راحتی مورد سوء استفاده قرار می گیرد.  مراحل رشد و تکامل بشر تحلیل ها و تعلیل های بسیار و نیز نکته ها و جنبه های مختلفی دارد،  بنا بر این هر تیوریسین اجتماعی باید این ها در نظر بگیرد و به درستی بداند،  دروغ ها را بشناسد و واقعیت های تاریخی را بیابد.  امروزه با وجود اینترنت و ماهواره گذر های تاریخی جامعه بشری سریع شده است،  پنجاه هزار سال پیش برای دانستن یک گره ساده و بستن حیوانی،  ده هزار سال زمان می برد،  و امروزه دانستن پیچیده ترین مسائل و موضوعات فقط لحظاتی وقت بشر را می گیرد،  به تاریخ و فرهنگ یاد گیری مراجعه شود.  روشنفکران و میهن پرستان قاره کهن باید گذر تاریخی قرن 21 را به خوبی بشناسند،  و این فقط با دانستن واقعیت های تاریخی بدور از دروغ های دشمنان امکان پذیر است،  مطالعه و پیگیری وبلاگ های انوش راوید برای این شناخت می تواند کمک بزرگی باشد.

   پرسش از عموم:  آیا شما درباره قاره کهن مطالب بیشتری می دانید؟

نقشه قاره کهن،  عکس شماره 2010.

قاره کهن و پیدایش تمدن

       تمدن ها و حکومت های اولیه گیتی در قاره کهن،  تمدن کهن جی،  نیل مصر،  بین النهرین و ماوراءالنهر،  دلتای سند و نیز دو سه جای دیگر در چین و هند تشکیل شدند.  نیل خیلی سریع تحت تاثیر بین النهرین شد،  و ایران در مرکز سه تمدن و حکومت های،  بین النهرین و ماوراءالنهر و سند قرار گرفت.  تمدن های غرب هند و چین تقریبا جدا افتاده و عقب مانده تر شدند،  و دیر تر به حکومت های رسمی رسیدند.  پس ایران مرکز پیدایش و رشد تمدن جهان شد،  و اولین و قوی ترین دولت های واقعی را داشت.  جغرافیا از ابتدای تاریخ این مهم را در اختیار ملت ایران عزیز قرار داده،  بهمین جهت دشمنانی داریم موذی و خطرناک.  امروز هم دارند،  دوران ایلام و ماد  و سلسله هخامنشیان را تخطئه میکنند.  بنابر این وظیفه ای بر دوش ماست که اولین شکل تاریخ مهم بشری را از دروغ،  و دروغگوئی دشمنان دور بداریم،  و در نهایت برداشت این دروغها،  اتحاد کامل بین کشور ها و ملل سرزمین های ایرانی بزرگ را در پی دارد.  اگر اقدامی در جهت حذف دروغ های تاریخ نشود،  و این دروغها ادامه پیدا کنند،  در آینده مشکل ساز میشوند.  در جهانی که نفی ما را در سر دارد،  نباید چشم به نوشته های دروغی دشمنان دوخت،  در ما قدرتی است که از تاریخ  به ودیعه  گذاشته شده،  نیروی اراده خود را هیچ مپندارید،  و سرنوشت و گذشته و آینده خود را وابسته به هوس های دروغ پردازان نکنید.  اگر در میان استعمار گران زمانی یکی از آنها به ما در کشف تاریخ کمکی شده،  در جهت منافع خودشان بوده،  آنها از صفا و سادگی و بازماندگی ایرانیها در این چند سده گذشته استفاده کرده،  و ورقها را بنفع خودشان کرده اند.  گذشتگان ما در تاریخ باستان می دانستند،  که در جهان هرگز عظمت و بزرگی را به کسی رایگان نبخشیده اند،  بلکه باید دشمن را شناخت و با او جنگید.  اینها میسر نیست مگر با فدا کاری و از خود گذشتگی و همکاری و احترام به یکدیگر،  و با انظبا ط در جهت حذف دروغها از تاریخمان،  باید هم پیمان باشیم،  و با ادب خاص ایرانی از هر گروه مردم،  فقط در یک کلام نجات تاریخ ایران بزرگ  را از دروغ بخواهیم.  این میتواند یک حرکت و نهضت علمی تاریخ و جغرافیایی اینترنتی باشد، هر ایرانی عزیز با سلیقه و روش و تحقیق خودش،  جهت حذف دروغها گام بر دارد،  و با دید و دانش نوین تاریخ به میدان جنگ بیاید.  

         در گذشته ها دشمنان علیه ما دروغ نوشته،  و رجز خوانی نموده و تاریخی را جعل کرده اند،  چند قرن بعد استعمار و دشمنان تاریخ ایران،  آنها را بزرگ نمایی کرده،  و با ترفند هایی گسترش داده،  و یا با نفوذ در آموزش ایران،  به عنوان تاریخ بخورد بچه های عزیز داده اند.  در جاهایی ساده دلان دروغ ها را دست مایه کوبیدن ایرانی ها کرده اند.  بیائید با اعتماد به نفس ایرانی و ذکاوت خود،  هر کجا دروغی دیدید آنرا افشا کنید و دروغ ها را متذکر شوید،  و به دنیال واقعیت ها بگردید،  و این را سر آغاز کار بزرگ ملی برای برداشت دروغها از تاریخ ایران نمایید.  توجه داشته باشید این وبلاگ جهت این است که با دانایی قرن 21،   فکر و تحقیق و تحلیل بکنیم،  که واقعیت های تاریخی چه بوده است؟  و چشم و گوش بسته هر چه را نپذیرفت،  و به عنوان علم تاریخ قبول نکرد،  البته باید توجه داشت که این وبلاگ هم خود تاریخ نیست.  در دویست سال گذشته عوامل  استعمار و امپریالیسم و صهیونیسم برای جعل تاریخ،  و ملیتها و مرزها خیلی فعال بوده، و هر کاری خواستند با حمایت کشور هایشان کرده اند،  و امروزه دروغ ها تبدیل به خطر شداند،  چون در هر صورت بسیار دروغ گفته اند.  این وبلاگ را با دقت بخوانید تا بیشتر متوجه پلیدی و ترفند های آنها شوید.  نظر بدهید و بپرسید و همراه شوید.

قاره کهن راز تاریخ و بنیانی نو در گیتی

   کشور ها و سرزمین های قاره کهن از اولین گام شرقی:

 * 1 ــ  استان سیان کیانگ چین،  این نام ساختگی برای از بین بردن هویت این سرزمین کهن می باشد،  در تاریخ نام بخش شمالی آن به مرکزیت اورمچی ترکستان نامیده می شد و بخش جنوبی آن به مرکزیت یارکند، کاشغر نامیده می شد،  این سرزمین تاریخی 000/800/1 کیلومتر مربع وسعت و 80 ملیون نفر جمعیت دارد،  که جمعیت تاریخی آن از ملتهای ترک و ایغور و تاجیک تشکیل شده است،  با حدود ده درصد جمعیت چینی مهاجر 50 سال اخیر ،  از نیمه دوم قرن 20 این سرزمین کهن به آسیای شرقی سپرده شده است.

 * 2 ــ  جمهوری قزاقستان،  300/717/2 کیلومتر مربع مساحت، 22 ملیون جمعیت،  بزرگترین شهر و پایتخت سابق آلماآتا 5/1 ملیون نفر.  ترکیب جمعیتی ترک و قزاق و نژادهایی از مردم مسلمان کشور از بین رفته تاریخی بلغار و همچنین سایر مردم با ریشه تاریخی مسلمان مردم قاره کهن که 80 درصد جمعیت را تشکیل می دهند،  واحد پول تومن.

 * 3 ــ  جمهوری قرقیزستان،  500/198 کیلومتر مربع مساحت،  5 ملیون نفر جمعیت،  شامل قرقیز و ازبک و ترک و مسلمان،  ده درصد روس، واحد پول روبل.

 * 4 ــ  سرزمین کشمیر،  240 هزار کیلومتر مربع مساحت،  جمعیت 20 ملیون نفر،  مسلمان.

 * 5 ــ  جمهوری اسلامی پاکستان،  پرجمعیت ترین کشور قاره کهن،  804 هزار کیلومتر مربع مساحت،  180 ملیون نفر جمعیت مسلمان،  صد درصد مردم ریشه در تاریخ نژادی قاره کهن دارند.

 * 6 ــ  جمهوری تاجیکستان،  143 هزار کیلومتر مربع مساحت، 7 ملیون نفر جمعیت،  90 درصد ریشه در تاریخ کشور دارند و مسلمان هستند،  70 درصد تاجیک، 20 درصد ازبک و تاتار،  ده درصد روس که از 1925 تا 1975 جهت غصب به تاجیکستان مهاجرت داده شده اند،  واحد پول سامانی که از نام سلسله تاریخی سامانیان گرفته شده است.

 * 7 ــ  جمهوری افغانستان،  5/647 هزار کیلو متر مربع مساحت،  طبق آمار های غیر رسمی بین 30 تا 40 ملیون نفر جمعیت دارد، صد در صد مردم آن مسلمان و ریشه تاریخی در کشورشان دارند،  واحد پول افغانی.

 * 8 ــ  جمهوری ازبکستان،  400/437 کیلومتر مربع مساحت،  25 ملیون نفر جمعیت،  95 درصد جمعیت مسلمان و ریشه در تاریخ قاره کهن دارند،  5 درصد روس.

 * 9 ــ  جمهوری ترکمنستان،  488 هزار کیلو متر مربع مساحت و 5/4 ملیون نفر جمعیت،  95 درصد مردم مسلمان با ریشه در تاریخ قاره کهن، 5 درصد روس که از 1925 تا 1975 جهت غصب به ترکمنستان مهاجرت داده شده اند.

 * 10 ــ  کشور ایران،  000/648/1 کیلمتر مربع جمعیت،  75 ملیون نفر جمعیت،  که حدود 5 ملیون نفر در خارج از این کشور زندگی می کنند و نقش مهمی در کشورهای مربوطه دارند.  صد در صد مردم ایران ریشه در تاریخ قاره کهن دارند.

 * 11 ــ  کشور سلطنتی عمان،  5/212 هزار کیلومتر مربع مساحت،  3 ملیون جمعیت.

 * 12 ــ  جمهوری یمن،  528 هزار کیلومتر مربع مساحت، 18 ملیون جمعیت،  صد در صد مردم عرب مسلمان با ریشه در تاریخ قاره کهن.

 * 13 ــ  کشور سلطنتی عربستان سعودی،  000/240/2 کیلومتر مربع مساحت، 25 ملیون نفر جمعیت، صد در صد مسلمان با ریشه در تاریخ قاره کهن.

 * 14 ــ  امیر نشین امارات متحده عربی،  600/83 کیلومتر مربع مساحت،  3 ملیون جمعیت.

 * 15 ــ  کشور سلطنتی قطر،  437/11 کیلومتر مربع مساحت، یک ملیون نفر جمعیت.

 * 16 ــ  امیر نشین بحرین،  691 کیلومتر مربع مساحت، نیم ملیون نفر جمعیت.

 * 17 ــ  پادشاهی کویت،  17818 کیلومتر مربع مساحت، 3 ملیون نفر جمعیت.

 *18 ــ  جمهوری آذربایجان،  600/86 کیلو متر مربع مساحت،  8 ملیون نفر جمعیت،  95 درصد مردم مسلمان و ریشه در تاریخ قاره کهن دارند.

 * 19ــ  سرزمین قفقاز شمالی،  400 هزار کیلو متر مربع مساحت،  40 ملیون نفر جمعیت،  90 درصد جمعیت ریشه در تاریخ قاره کهن دارند.

 * 20 ــ  جمهوری چچن.

 * 21 ــ  جمهوری اوستیا.

 * 22 ــ  جمهوری گرجستان،  بدون اوستیا و آبخازی،  50 هزار کیلومتر مربع، 5 ملیون نفر جمعیت.

 * 23 ــ  جمهوری آبخازیا.

 * 24 ــ  جمهوری عراق،  438 هزار کیلو متر مربع مساحت،  25 تا 30 ملیون جمعیت،  صد در صد مردم ریشه در تاریخ قاره کهن دارند.

 * 25 ــ  جمهوری ترکیه،  452/779 کیلومتر مربع مساحت،  65 ملیون نفر جمعیت،  صد درصد مردم ریشه در تاریخ قاره کهن دارند.

 * 26 ــ  جمهوری سوریه،  185 هزار کیلو متر مربع مساحت،  18 ملیون نفر جمعیت،  با ریشه عمیق در تاریخ.

 * 27 ــ  کشور مشروطه سلطنتی اردن،  572/88 کیلومتر مربع،  5 ملیون نفر جمعیت.

 * 28 ــ  جمهوری لبنان،  400/10 کیلومتر مربع مساحت،  4 ملیون نفر جمعیت.

 * 29 ــ  سرزمین فلسطین عربی.

 * 30 ــ  کشور اسرائیل،  27 هزار کیلومتر مربع مساحت کل،  7 ملیون نفر جمعیت.

 * 31 ــ  شبه جزیره سینا.

 * 32 ــ  جمهوری قبرس،  9251 کیلومتر مربه مساحت، یک ملیون نفر جمعیت.

 * 33 ــ  شبه جزیره کریمه.

نکات مهم تاریخ ساز

      برای منظور رسیدن به اهداف ایرانی نوین در قاره ای نو ولی کهن،  به طرح نقشه های پیچیده سیاسی و اقتصادی و اجتماعی نیاز است،  که پیش در آمد آن می بایست ریشه در تاریخ داشته باشد،  که با سالها کار و تحقیق و بررسی ضمن حفظ محیط دمکراسی و فدرالیسم علمی تاریخی این سرزمین باشد.  بدین منظور ابتدا باید از تاریخ و تاریخ اجتماعی به درستی دانست،  که وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران می تواند کمکی باشد.  همچنین قابلیت های جغرافیایی،  و توانایی ها و هوش و سابقه فاخر تاریخی مردم این قاره را در نظر داشت.  باید فکر را جلو کشید و اندیشه ای وسیع تر از گذشته داشت،  و با نگرش های نو ترفند های استعمار و امپریالیسم را در هم کوبید.  ظاهراً در شرایط فعلی امیدی به پلان های آینده نگر مفید و کلان،  از سوی فرقه های آکادمیک دولتی و شبه دولتی و کلاسیک کل قاره نمی باشد،  در واقع دشمنان تاریخی این قاره نمی خواهند مردم بزرگ و رنگارنگ هم فرهنگ آن در اتحاد باشند.

      موضوع دیگری را یاد آوری نمایم،  از قرون 15 و 16 میلادی،  اروپا به مسیر سرمایه داری یا در واقع بورژوازی اولیه پیش می رفت،  و سفیران و بازرگانان آن دوره اروپا در کل قاره کهن به تکاپو افتاده بودند.  مردم قاره کهن شدیداً به گذشته چسبیده بودند،  و حاضر نمی شدند از سازمان قبیله ای تاریخی گذر کنند،  و تمدن نویی را بیارایند،  سازمانی که در زمان خودش بسیار مفید بود،  و اشکانیان با سرنگون کردن دوران شاه خدایی آنرا آغاز کرده بودند.  این تفکر سکون خواهی تمدن یا چسبیدن به گذشته و حال اجتماعی،  در نهایت قاره اروپا را که مانع و رقیب تاریخی خود را عقب یافته دید،  به نا گه به جلو پرتاب کرد،  و در یک جهش استعمار بوجود آمد،  که خود باعث صدمه مضاعف به قاره کهن بود.

      در قرن 21 می بایست با دانایی قرن 21 به مسائل و موضوعات جهانی نگاه کرد،  نه با بینش قرون گذشته،  تا بلکه جبرانی برای مراحل تاریخی از دست رفته شود،  و همچنین میان اروپا و آسیای شرقی پرس و نابود نشد.  کوتاهی از این مهم صدمات غیر قابل جبرانی در پی خواهد داشت که در ادامه این قرن غیر قابل جبران است.

   عکس کشاورزی تاریخی در قاره کهن حدود 1335 خورشیدی،  قرنها کشاورزی در این قاره سنتی بود،  مشروح در تاریخ کشاورزی در ایران،  عکس شماره 1239.

کلیک کنید:  سخن وبلاگ

کلیک کنید:  مختصر تاریخ جهان

کلیک کنید:  داستان های تاریخی ایرانی

 سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

    جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران:  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ و حمله های عرب، مغول، تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

 ارگ   http://arq.ir

وبسایت ارگ انوش راوید