X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

تاریخ سرنوشت سازی در ایران

نقشه های شوم برای سرنوشت سازی

   پیش گفتار

      اندک انگشت شماری به من می گوییند،  چرا می نویسی ایران بزرگ و هم چنین آنها می گویند،  ایران بزرگ یک توهم بزرگ است،  یا دو سه نفر بی نام نشان هم می گویند،  که چرا می نویسی احتیاط و هشدار و ستون پنچم نرم دشمنان در نزدیکی است.  یا حتی فدی که مشغول لجن پراکنی در تاریخ شیرین ملت های منطقه است،  سعی می کند با اهانت و گفتن امثال این که انوش راوید داستان بی مدرک می گوید،  فیلم زیاد دیده و خیال بافی می کند،  ساده دلان را بخود جلب،  و آنها را از دانستن دروغ های تاریخ و گشودن راه به واقعیت منحرف می کند.  عزیزان هم سرگذشت و سرنوشت،  نقشه های شوم برای تاریخ سازی،  که در محفل های دشمنان تاریخی انجام می شود،  پاسخ دو گفته فوق می باشد،  دشمنان احمق بشدت از وبلاگ انوش راوید ترسیده اند،  بنابر این احمقانه و ساده لوحانه می خواهند،  با گفتن دو سه مطلب انحرافی مذبوحانه می پندارند،  شاید بتوانند افکار عزیزان هم میهن را به گمراهی ببرند،  تا آنها را از گذشته و آینده دور نمایند.  دشمنان می خواهند ملت های بزرگ را رو در روی یکدیگر قرار دهند،  تا از محیط گل آلود خودشان را از بدبختی تاریخ در بیاورند،  می خواهند بگویند ستون پنجم در کار نیست می خواهند بگویند،  ایران بزرگ دروغ است.  من بارها در وبلاگ گفته و نوشته ام مطالب وبلاگ نظرات شخصی من می باشد،  جغرافیای بزرگی که استعمار آنرا دو بخش کرده،  و خاورمیانه و آسیای میانه نامیده است،  من بدلایل تاریخی که در جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران نوشته ام،  می گویم ایران بزرگ.  مردم آن دارای یک هویت تاریخی هستند،  و همه آنها در طول تاریخ کنار یکدیگر،  و با هم تاریخ تکامل اجتماعی را به تجربه کشیده اند،  همه یکی هستند و هویت این مردم سازنده اصلی تاریخ است،  در این دوره تاریخی قرن 21 وظیفه همه این مردم می باشد،  در راه عبور از امپریالیست نو یکدیگر را دریابند و پیش روند.

      یکی دیگر از ترفند های دشمنان،  جدا سازی گروه های فکری منجمله،  ملی گرایان با دین خواهان و برابری طلبان است،  که هر کدام دارای تنوع های تاریخی شکوهمند هستند.  دشمنان ملت سعی می کنند دمکراسی ایرانی را نفی کنند و فدرالیسم تاریخی را منکر شوند،  و با لجن پراکنی در وب ها و نشرها،  افکار جوانان را منحرف می نمایند،  و توسط چهره ها و کار گزاران استعماری و اندک مزدوران بی نام نشان می خواهند کاری کنند،  هر شخصی با هر آرمان پندار کند،  که خود حق دارد و بقیه افکار را نفی و رد نماید.  دشمنان تاریخی می خواهند فلسفه نقد کردن را به جدال تبدیل کنند،  و اندیشه و تحلیل را سطحی نگری نمایند،  و پویایی و شادی زندگی،  و مردم رنگارنگی طبیعت را فقط سیاه و سفید ببینند،  مطالعه و نگارش و پرادزش را به تیر و تفنگ تبدیل کنند.  ما همه مردم یکی هستیم،  فقط چشمان و دل تیره امپریالیست نوست،  که واقعاً دشمن ما می باشد.  بیایید آنها و مزدورانشان را شناخته و دور بیزید،  و با آرامش و منطق و سلامتی که خداوند و طبیعت و تاریخ در اختیار همه ما ملت های این جغرافیای بزرگ تاریخی قرار داده،  هر کسی کار خودش را بکند، به آینده ای نو و پیروزی و سر افرازی اعتقاد داشته باشید.  تاریخ وظیفه سنگینی برای ما در نظر گرفته،  و باید با فکر سازی از پس آن بر آییم،  با تدبیری که خداوند و طبیعت و تاریخ در ذات این ملت های بزرگ قرار داده،  اهداف شوم دشمنان را امیدوارانه سرکوب نموده،  و با احترام به یکیگر برای تغییر سرنوشت و ورود نوین،  به قرن سنت گریزی با دانایی قرن 21 پیش رفته،  و همگان را بسوی عدالت و دمکراسی رهنمود گردانید،  تا ثابت شود ملت هایی هستیم یکپارچه و سر افرازان تاریخ.  باید توجه داشت دیدگاه های متفاوت،  اندیشه های متنوع،  زندگی ها با سلیقه های گوناگون مردم باعث پیدایش هوش و ذوق هایی شده،  که باید آنرا ارزش دانست،  نه اینکه با آنها مقابله کرد.  در این صفحه تعدادی از برنامه های دد منشانه علیه بشریت را آورده ام،  عزیزانی که تخصص آنها بررسی و دید کار این ها و عوامل ریز و درشتشان می باشد،  نسبت به پیگیری و افشای بیشتر و آگاهی رساندن به توده های مردم اقدام کنند.

 

   عکس تاریخی گروهی از مستشاران انگلیسی در تهران،  سال 1305 خورشیدی،  عکس شماره 822 .

   بیلدر برگ

      بیلدربرگ کلوپ جهانی قدرتمندی است،  که نظریه ‌پردازان و تئوری ‌نویسان جهانی،  آن را منبع مهم ایدئولوژیکی،  و یکی از متنفذ ترین گروه ‌های مؤثر بر تحولات سیاسی کشورها می ‌دانند.   بیلدر برگ سازمان جهانی مرموزی است،  که محافل مختلف سیاسی به دیده مشکوک به آن نگریسته،  و بسیاری آن را دولت پنهانی جهان می دانند.  این گروه نام خود را از هتلی در هلند می ‌گیرند،  که نخستین بار در سال 1954 در آنجا به دیدار هم رفتند.  معمولا این گروه،  سالی یک بار تشکیل جلسه می دهد،  که مکان آن در نقاط مختلف دنیا متفاوت و معمولا نیز محرمانه است.  دو خانواده راک فلر و راتشیلد از جمله سردمداران این گروه هستند،  خانواده راتشلید، رهبری نیرو های اروپایی گروه را بر عهده دارد.  هر سال یکبار رهبران سیاسی جهان،  شرکت های بزرگ و محافل مالی عظیم که بازو های مالی و اقتصادی دنیا را در  انحصار دارند،  و نیز صاحب نظران عرصه های سیاسی اجتماعی و تبلیغاتی را در یک نقطه جمع می شوند و پشت درب های بسته دستور کار آینده جهان را تعیین می کنند.

      جلسات بیلدر برگ هر سال در یکی از هتل های پنج ستاره دنیا و تحت شدید ترین تدابیر امنیتی تشکیل می شود،  از آنجایی که صهیونیسم ، رمز موفقیت خود را پنهان کاری می داند،  هیچ رسانه ای حق ورود به این جلسات را ندارد.  هتل مورد نظر 48 ساعت قبل از شروع اجلاس قرق می شود،  ماموران سیا و کشور برگزار کننده،  در جای جای هتل مستقر می شوند.  به آنها دستور داده می شود نهایت کنترل انجام شود،  و هر جنبنده در محدوده چند کیلومتری هتل را تحت کنترل داشته،  و در صورت نیاز افراد مشکوک را بازداشت کنند.  بدین منظور صهیونیست ها همه ابزار های لازم جهت تحقق اهداف خود را در اختیار قرار می دهند،  و با بهره گیری از رسانه ها و منابع عظیم مالی،  قدرت و حکومت در کشور های مختلف را به افراد مورد نظر خود می سپارد.  با استفاده از اهرم هایی چون بانک جهانی،  صندوق بین المللی پول،  سازمان تجارت جهانی و مانند آن،  قیمت نفت و طلا و غذای استراتژیک را تعیین می کند.  به واسطه بازو های اجتماعی و حقوقی خود قوانینی را برای کشور ها وضع می کند،  که جلوی هر گونه تحرک علیه اهداف سیستم را بگیرد.  بر اساس مدارک موجود،  پیوند اروپا آمریکا به ناتو،  ایجاد بازار مشترک اروپا،  روی کار آمدن کسانی چون کلینتون،  بلر و بسیاری که نامشان در خفا مانده، استعفای مارگارت تاچر، وقوع جنگ خلیج فارس، تحول نهضت اروپا، تخریب چهره ژان ماری لوپن ناسیونالیست در فرانسه،  تحریم آرژانتین در جنگ  فالک لند،  تقسیم آلمان به دو قسمت غربی و شرقی،  همه و همه در جلسات بیلدر برگ تصمیم گیری شده است.  بیلدربرگ به دنبال تأسیس یک دولت جهانی است،  دولتی که اقتصاد و سیاست و حتی مذهب آن فقط یک بعد داشته باشد،  که در قرن 21 منافع امپریالیست نو می باشد.

      کلیه شرکت کنندگان در این اجلاس برای سه روز در قرنطینه ارتباطی و خبری کامل قرار میگیرند،  هیچ نویسنده یا روزنامه‌ نگار غیر عضو به این اجلاس راه داده نمی ‌شود.  هدف کنفرانس برنامه ‌ریزی مبانی برای آینده و تدوین پروژه‌ های جهانی است،  دستور جلسات بیلدربرگ توسط مقامات بلند پایه‌ ای که در رأس تشکیلات قرار دارند،  انجام می‌شود.  بیلدربرگ شاخه‌ ای از شورای روابط خارجی  CFR  است،  و با سازمان سیا نیز در ارتباط است.  سئوال اصلی این است،  که اگر هدف از برگزاری این اجـلاس توطئه چینی و استثمار کــشورها و ملت های جهان سوم و استــحمار افکار عمومی،  و پیـشبرد اهداف صهیونیسم نیست،  چرا اصـل دموکراسی مبنـی بــر بحـث و تبـادل نــظر علـنی در بیلدربرگ رعایت نمی شود؟  سال ها بود که حتی زمان و مکان بیلدربرگ نیز فاش نمی شد،  اما خبرنگاران جسوری هستند،  که سال ها به تعقیب  بیلدر برگ پرداخته و به اسناد قابل توجهی دست یافته اند.  ولی از آنجا که رسانه های بزرگ دنیا خود در خدمت بیلدربرگ هستند،  این رسانه ها هیچ گاه اقدام به تشریح کار کرد این مسائل مخوف نکرده اند.    

   تاریخچه بیلدربرگ
      اولین اجلاس بیلدربرگ از 29 تا 31 مه 1954 در هتل بیلدربرگ،  متعلق به پرنس برنهارد ولیعهد هلند برگزار شد،   جوزف ریتنگر یهودی مشاور سیاسی پرنس برنهارد،  که در سال 1948 نهضت اروپا را بنیان نهاد،  چند سال بعد از آن پیشنهاد تشکیل این گروه را داد.  وی پس از جلب موافقت برنهارد با سفر به اروپا و آمریکا با نخست وزیران و روسای جمهور رهبران کارگری مدیران صنایع و حکام غیر کمونیست دیدار و از آنها برای شرکت در یک نشست غیر رسمی در هلند دعوت کرد.  این نشست که برای اولین بار در هتل بیلدربرگ برگزار شد،  بعدها به همین نام به فعالیت ادامه داد،  ریتنگر توانسته بود با این کار ابتکاری خود،  اروپا و آمریکا را به هم پیوند بزند،  به طوری که جرج مک گی مقام برجسته وزارت خارجه آمریکا مدعی شد،  که سو تفاهم های اروپا و آمریکا در اولین اجلاس بیلدربرگ از بین رفت،  یک کمیته سازماندهی دائمی تشکیل،  و ریتینگر یهودی دبیر کل دائمی آن شد.  این کمیته علاوه بر سازماندهی جلسات و ارسال دعوتنامه به اشخاص مورد نظر،  اسامی شرکت کنندگان و اطلاعات دقیق آنها را جمع آوری می کرد،  اینگونه بود که یک شبکه غیر رسمی تشکیل شد،  تا اعضا بتوانند به طور محرمانه با یکدیگر در تماس باشند.  حال یهودیان توانسته بودند پا را از تشکیل نهضت اروپایی فراتر گذاشته،  و آمریکا را نیز برای دستیابی به اهداف خود به خدمت بگیرند.  از سال 1954 به بعد تقریبا هر سال یکبار،  یهودیان سران قدرت و سرمایه را در یکی از هتل های اشرافی جهان جمع کرده،  تا بواسطه آنها که اغلب یهودی هستند،  در مورد آینده جهان تصمیم گیری کنند.

     هر تصمیمی که در بیلدر برگ گرفته می شود،  به دلیل نفوذ و تاثیر گذاری بالای شرکت کنندگان،  خود به خود ضمانت اجرائی پیدا می کند،  از این رو خبرگزاری بی بی سی اعتراف کرده است،   بیلدربرگ هدایت گر سیاست های بین المللی از پشت در های بسته است.  اجلاس های گروه 8 فقط یک نمایش است،  سال 2003 مانند سال 2007 اجلاس گروه 8 چند روز بعد از نشست بیلدربرگ برگزار شد،  حال به راحتی می توان به علل اتحاد اروپا و آمریکا علیه روسیه پی برد.  روسیه در سازمان بیلدربرگ جایی ندارد،  و سیاستی که در قبال اسرائیل اتخاذ کرده متفاوت از سیاست های اروپا و آمریکا می باشد،  صندلی روسیه در اجلاس 2007 بیلدربرگ خالی بود،  و مذاکره با مسکو تنها گزینه باقی مانده برای بحث در اجلاس گروه 8 شد.  شرکت کنندگان در بیلدربرگ،  بنابر اساسنامه ای که رتینگر برای بیلدربرگ تهیه کرد،  کسانی می توانند در بیلدربرگ شرکت کنند،  که در هر جایی و در هر کشوری به دفاع از اصول و ارزش های فرهنگی غرب،  که در واقع منظور امپریالیزم سابق و نو است،  اعتقاد داشته و در ترویج آن شخصا سهیم باشد.  بانک داران بزرگ،  متخصصان جنگی،  سران رسانه های تاثیر گذار،  وزیران کلیدی،  رهبران سیاسی اروپا و آمریکای شمالی،  کسانی همچون راکفلر میلیاردر و هنری کیسینجر،  روسای شرکت هایی همچون نوکیا، کوکاکولا، ماکروسافت، پبسی،  از شرکت کنندگان بیلدربرگ بوده اند.

     خبرنگاران جسوری که بیلدربرگ را افشا کردند،  جیم تاکر روزنامه نگار یک نشریه ورزشی کوچک در انگلستان،  و الکس جانز از مدیران سایت   prisonplanet جیم تاکر 35 سال از عمر خود را در تعقیب بیلدربرگ بوده است،  و یکبار بنا بر گفته خودش در پرتقال،  که از ناحیه بیلدربرگ احساس خطر می کرده است،  به سفارت بریتانیا پناه می برد،  ولی به او گفته می شود بیلدر برگ بسیار بزرگتر از قد و قواره ما است،  اجلاس اخیر بیلدربرگ در هتل کارلتون استامبول بر گذار شد،  شهری که بیش از 100هتل بزرگ دارد،  و وجود جنگل و دریاچه در اطراف آن،  آنرا به یک جزیره تبدیل کرده است.  این دولت مخفی جهان هرساله برای جهان تصمیم می گیرند،  یهودیان تا وقتی موفق هستند،  که بطور ناشناس و مخفی عمل می کنند،  اگر کسانی پیدا شوند که تمام دروغها و جعل های آنها را افشاء کنند،  مطمئن باشید در پیشبرد اهداف او کار شکنی های احمقانه خواهند کرد،  که او موفق نشود.  دشمنان دروغ گو در تاریخ و سرگذشت و سرنوشت،  تا زمانی می توانند در فریب مردم موفق باشند،  که توده مردم از پشت پرده شعبده بازی آنها بی خبر باشند،  سازمان هایی همچون بیلدربرگ و اعمال سازمان های مخفی تاریخ ساز،  در وبلاگ انوش راوید افشا می شوند،  بدین ترتیب مبارزان ایران و جوانان عزیز و دانا و با هوش ایرانی،  ترقیب می شوند تا در مقابل آنها ایستادگی و مقابله نمایند.  

   فراماسونری

      کلمه ماسون  mason  یعنی بنّا،  فراماسون Freemason یعنی بنّای آزاد.  ماسونری یک تشکیلات منظم جهانی است،  که بر  ارکان  دولت های جهان و اکثر وجوه زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع،  سلطه یافته است و  بسیار هم آزادانه عمل می کند.  کسی  که  عضو  فراماسونری است،  ماسون  یا  فراماسون نامیده می شود.  ساختمانی که مرکز  فعالیت ماسون هاست لژ نام دارد.  یکی از بزرگترین اهداف گروه های ماسونی این است که،  زمینه را برای حکومت فردی از بین ماسون ها با عنوان نمادین ضد مسیح Antichrist  = دجال،  یا به تعبیر بعضی از گروه های ماسونی،  فرعون جدید  New Pharaoh  آماده کنند.  فراماسونری جمعیتی سرّی است،  که کسی به راحتی نمی تواند در حریم آن نفوذ کند،  و اگر هم راه یافت،  مکلف است اسرار آن را مکتوم نگه دارد.  اما با این وجود کسانی توانستند،  به حریم آن نفوذ کنند،  و به اسناد و مدارک مهمی دست یابند و موفق به کشف و افشای اسرار آنها شوند.  همه این افراد متفق الرأی هستند،  که مسئله یک توطئه است،  این توطئه از اواخر قرن هجدهم آغاز شده و تا به امروز هم با موفقیت تمام ادامه دارد،  و هدف نهائی آن ایجاد یک حکومت جهانی است.  

     یکی  از  نمادهایی که در فراماسونری کاربرد فراوان  دارد،  علامت و نماد چشم جهان بین All seeing eye   است،  که به صورت یک هرم و چشم در انتهای آن می باشد.  این نماد مربوط  به یکی از خدایان مصر باستان  بوده است.

      گروه های مختلف ماسونی بعضاً فلسفه عقیدتی متفاوتی دارند،  اما با این حال در لا به لای عقایدشان،  می توان مشترکات فراوانی نیز یافت.  نکته مهمی وجود دارد،  که فلسفه وجودی بسیاری از عقاید ماسونی به طور کامل شناخته نشده است،  اما این به معنای عدم وجود این اعتقادات نیست.  برای مثال شواهد فراوانی وجود دارد،  که نشان می دهد اکثر گروه های ماسونی،  شیطان را تقدیس می کنند،  از جمله  اذعان خود آن ها به تقدیس لوسیفر یکی از نام های شیطان و یا استفاده از علایم بی شماری،  که اکثر آن ها توسط گروه های شیطان پرست نیز استفاده می شوند.  با این اوصاف ما می توانیم بفهمیم که ماسون ها شیطان پرست نیز هستند،  اما هنوز نمی دانیم که چه عاملی آنان را به این تفکر سوق داده است.  البته این نکته تقریباً اثبات شده،  که ماسون ها و شیطان پرستان به موجودی به نام ابلیس یا شیطان اعتقاد ندارند،  بلکه آن ها بزرگداشت شیطان را به عنوان نمادی برای مخالفت با ادیان انجام می دهند.  در هر صورت، علت لجاجت بیش از حد آن ها با دین و اصرار افراطی آن ها بر بزرگداشت شیطان،  به عنوان نماد ضد دینی،  کاملاً روشن نشده است.

      در سازمان فراماسونری حوزه هایی به نام لژ وجود دارد،  که همه این لژها از یک کمیته مرکزی دستور میگیرند،  فراماسونری در عین حال که یک سازمان سِرّی است،  اسرار پنهان بسیار دارد.  امروز در کشور های کمونیست،  دیگر آثاری از فعالیت این سازمان به چشم نمیخورد،  ولی در کشور های اروپای غربی و امریکا هنوز حوزه های آن وجود دارد.  تشکیلات فراماسونها از قرن سیزدهم میلادی به بعد سر و سامانی گرفت،  و تاسیس آن از قرن چهاردهم در لندن آغاز گردید.  از اوایل قرن هیجدهم و به خصوص از سال 1717 فراماسونری در امریکا و آسیا هم نفوذ کرد،  و حوزه های وسیع آن در همین قرن در ایرلند،  هند و دیگر کشورها به وجود آمد و همواره فعالیت خود را گسترش داد،  تا جایی که در طول 40 سال در تمام شهر های معروف هندوستان،  از جمله بنگال، کلکته، مدرس و بمبئی،  لژ های فراماسونری تاسیس شد.  در فرانسه نخستین حوزه در سال 1732 میلادی بر پا شد،  و در کشور های دیگر به ترتیب زیر سازمان های فراماسونی به وجود آمد،  آلمان 1733 میلادی پرتقال 1735 هلند 1735 سویس 1740 دانمارک 1745 ایتالیا 1763 بلژیک 1765 روسیه 1771 و سوئد 1773 میلادی.  به همین ترتیب نفوذ فراماسونری تا دور ترین نقاط زمین گسترش یافت،  در امریکای شمالی و مخصوصاً در ایالات متحده امریکا،  ایرلند یها و اسکاتلند یها از اوایل قرن هیجدهم،  برای ایجاد لژ های این سازمان دست به کار شده بودند.  1734 م،  بنیامین فرانکلین که در آن روزگار بیست وهشت ساله بود،  رهبر فراماسون های پنسیلوانیا شد،  و درهمان سال نخستین کتاب مربوط به این سازمان را در امریکا به چاپ رسانید.  به دنبال این کوشش ها در فراماسونری،  حوزه های رمزی پدید آمد،  مثلاً در امریکای شمالی  لژ های آبی مخصوص فراماسون هایی بود،  که عضو سازمان های کشوری بودند. 

      شبکه های وسیعی از جمعیت اخوت پنهانی،  در سراسر جهان که خود را معتقد به قدرتی ماورای طبیعی،  کتابی آسمانی، اطاعت از قانون کشور، برادری جهانی، آزادی و برد باری فکری می دانند،  ولی به خاطر مشهور بودن به توطئه و جاسوسی،  زد و بند سیاسی،  در اغلب کشورها غیر قانونی شناخته شده اند.  نظر به این که کلمه  فراماسون،  فرانسوی و فرامیسن انگلیسی لفظی و معنوی با کلمه فراموشی رابطه دارد،  در ایران این انجمن را فراموشخانه نامیده اند.   ظاهراً فراماسونری در زمان ناصرالدین شاه قاجار در ایران هم نفوذ یافت،  رجوع به فراموشخانه شود.

    دلیل  موجودیت  نظام های  پنهانی مانند کمیته 300 کانون توطئه های جهانی سلحشوران اورشیلم،  سنت جان  و  مردان میزگرد و گروه میلنر و سایر اجتماعات مخفی ماسونی چه می تواند باشد؟  اینان، بخشی از  زنجیره گسترده فرماندهی سلطه گری جهانی را تشکیل می دهند،  که از باشگاه رم،  سازمان ناتو، مؤسسه سلطنتی امور بین المللی تا سر سلسله توطئه گران،  یعنی کمیته 300،  امتداد دارد.  این افراد و گروه ها به این اجتماعات پنهان و اسرار آمیز نیاز دارند،  چرا که اعمالشان شیطانی است،  و بایستی از چشم جهانیان به دور بماند.  اکثر این گروه ها با وجود تفاوت های ظاهری، عقاید مشترک و اهداف یکسانی دارند،  که در نهایت اهداف استعمار و امپریالیسم است.  اسامی که به این گروه ها اطلاق می شود عبارتند از:   Theosophical Society  نامی که به هیچ عنوان درخور آنان نیست،  Occult، Secret Society،  Illuminati، 300 The Committee of  300، Masonry  و Freemasonry.  وقتی از ماسون ها یا فراماسون ها سخن می گوییم، علاوه بر اعضای Freemasonry  و  Masonry  به  طور  خاص،  منظور اعضای گروه های  دیگر نیز به طور عام می باشند،  زیرا این گروه ها همگی عقاید و اهداف مشترکی دارند. 

      با گسترش‌ و غلبه‌ فراماسونری‌ در اروپا،  این‌ جریان‌ توطئه ‌گر،  که‌ در کالبد رژیم‌ حاکم‌ بر انگلستان‌ به‌ عنوان‌ کانون‌ قدرتمند استعماری جهان‌ حلول‌ کرده‌ بود،  متوجه‌ هندوستان‌ و مشرق زمین‌ شد،  و همگام‌ با سپاهیان‌ استعماری‌ و میسیونر های‌ مذهبی‌ به‌ تأسیس‌ لژ فراماسونری‌ در مشرق زمین‌ مبادرت‌ ورزیدند.  با فتح‌ هر سرزمینی‌ بلافاصله‌ لژ های‌ فراماسونری‌ تأسیس‌ شد،  تا با تربیت‌ نیرو های‌ بومی‌ و نفوذ عوامل‌ خود در دستگاه‌ حاکمه‌ زمام‌ امور را در آن‌ سرزمینها به‌ دست‌ بگیرند.  سابقه‌ ورود فراماسونری‌ به‌ ایران‌ به‌ سال‌ 1224 قمری‌ باز می‌گردد،  در این‌ سال‌ سر گور اوزلی‌ بارت، ‌ به‌ عنوان‌ سفیر انگلستان‌ به‌ همراه‌ میرزا ابوالحسن‌ خان‌ ایلچی‌،  سفیر یهودی ‌زاده‌ ایران‌ در انگلستان، ‌ که‌ به‌ عنوان‌ اولین‌ ایرانی‌ وارد لژ فراماسونری‌ شده‌ بود،  به‌ ایران‌ آمد تا ضمن‌ انجام‌ مأموریت های‌ سیاسی، ‌ به‌ تأسیس‌ نخستین‌ لژ فراماسونری‌ در ایران‌ مبادرت‌ نماید.  گزارشها حاکی‌ از آن‌ است، ‌ که‌ وی‌ موفق‌ شده‌ تعداد زیادی‌ از اطرافیان‌ فتحعلی ‌شاه‌ را وارد جرگه‌ فراماسونری‌ نماید.  بعدها در 1275 قمری‌ میرزا ملکم ‌خان‌ اولین‌ لژ فراماسونری‌ را تحت‌ عنوان‌ فراموشخانه‌ در تهران‌ تأسیس‌ می نماید،  که‌ فعالیت‌ آن‌ تا 1278 قمری‌ تداوم‌ می ‌نماید.

  ***  از لژهای فراماسونری ایران می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  *  لژ روشنایی در شیراز  * لژ بیداری ایرانیان  * لژ همایون  * لژ مولوی  * لژ تهران  * لژ خیام  * لژ کوروش  * لژ مهر  * لژ ستاره سحر.

    فراماسون‌ها در ایران عموماً وابسته به دولت‌های غربی،  به خصوص انگلستان بودند،  و عمده فعالیت ‌های آن‌ ها در جهت حفظ منافع این دولت‌ها بوده است.  در اینجا یاد آوری نمایم،  در ادامه نبرد نو پدید چه بسا تعدادی از این فراماسونها و لژها جعلی و تقلبی،  و ظاهر سازی برای گمراه کردن بوده،  و با بزرگ نمایی سبک کار آنها،  انحراف تحلیل برای نیرو های ملی و مردمی ایران ایجاد می کردند.

     آرماگدون   Armageddon اصطلاحی می باشد،  که عفریت دروغ پرداخته است،  و به کوه مجیدو Magiddo  مربوط می گردد،  این کوه بی ارتفاع و پست که مانند تپه ای کوچکی است،  از نظر باستانشناسی مهم می باشد،  در ۹۰ کیلومتری اورشلیم و ۳۱ کیلومتری جنوب غربی شهر کنونی حیفا قرار دارد.  آرماگدون در انجیل جدید ارزش نمادی داشته و تنها یکبار در بخش آپوکالیپس فصل ۱۶ آیهٔ ۱۶ آمده،  که در آینده این مکان محل تجمع پادشاهان شرق می شود،  و شاهد حادثه‌ خارق العاده ای خواهد بود.  در دروغ پردازی ها و پرت و پلاها آمده است،  از معبد صدایی مهیب بر خواست،  که به هفت فرشته چنین می‌ گفت:  بروید هفت جام خشم خداوند را بر زمین بریزید...،  ششمین فرشته جام خود را روی فرات می ‌ریزد،  تا آنرا خشک کرده و راه پادشاهان شرق را هموار سازد.   آرماگدون واقعه ایست که مسیحیان اغفال شونده و باور کنند،  که در آخر الزمان روی خواهد ‌داد،  مکان نمادین نبرد خیر و شر و جلوه گاه خشم خداوند (فصل ۶ از آپوکالیپس آیهٔ ۱۲) خواهد بود،  گفته هایی که کاملاً فاقد ارزش علمی هستند،  ولی قابل بررسی جامعه شناسی تاریخی می باشند.  اصطلاح آرماگدون مکرراً در فرهنگ معاصر بکار گرفته شده ‌است،  می توان آنرا از ترفند های سرمایه داری بی هویت کنونی دانست،  که برای ایجاد التهابات جهانی به منظوری که در پیدایش تحولات اجتماعی نوشته ام بکار می برند.

     انکیزاسیونInquisition    که در بسیاری جاها به اشتباه انگیزاسیون دیده و شنیده ام،  تفحص و تجسس و بازجویی دقیق محکمه های دینی برای تفتیش عقاید و قلع و قمع آزاد اندیشان است،  که بیرحمانه در قرون 14 تا 17 اروپا انجام می گرفت،  و انسان های بیشماری کشته شدند.  همچنین به این بهانه بدست عده ای روحانی سوء استفاده از اموال و ناموس مردم صورت پذیرفت،  در آن قرون توده مردم هنوز در توهم دینی و برتری روحانیون بودند.  در دوره ای که اروپا از فئودالی بسوی بورژوازی می رفت،  روحانیون مسیحی که وابسته به فئودالی بودند،  به کمک فئودالها مذبوحانه برای جلوگیری از رشد و تحول و تکامل جوامع اروپایی،  این جنایت را بر پا کردند.  بزرگترین و بیشترین دروغ ها برای تاریخ های دروغی،  در این دوره انجام پذیرفت،  سردمداران مسیحی کلیسای کاتولیک می پنداشتند با دروغ های بیشمار تاریخی،  می توانند واقعیت ها را پنهان کنند تا حقانیت به خود دهند.  سپس از قرن 18 استعمار از این تجربه ها برای مقاصد شوم خود استفاده برد،  که نمونه های جنایت آنها در مستعمرات بسیار دیده می شود،  حتا امروزه در کشور هایی انکیزاسیون قرن 21 اجرا می شود،  مانند گفتن و نوشتن در باره بعضی موضوعات اجتماعی یا تاریخی،  که کاملاً ممنوع و غیر قانونی شده است.

   ارتجاع

   . . . بزودی . . .

   کلیک کنید:  پرسش و پاسخ فراماسونی

   جالب ــ  تعدادی از برنامه سازان و نویسندگان این دوره ایران،  براحتی در دام دروغ پردازی های فراماسونی می افتند،  آنها بجای اینکه به واقعیت های پنهان شده،  که بسیاری از آنها را در وبلاگ افشا کرده ام بپردازند،  سر خود و مردم را با چند آرم و نشانه الکی، لژ های ساختگی،  که هیچ چیز مهمی ندارند،  مشغول می کنند.  این تعداد که کم نیستند  بهمین سادگی خود و مردم را اغفال می کنند،  و در نهایت آنچه را که فراماسونها جهت رد گم کردن خواسته اند انجام می دهند.  جوانان باهوش ایران،  با این مهم به که صدا و سیما هم راه یافته مقابله نمایید،  و مدیریت های مربوطه را در جریان قرار دهید.  نباید اغفال این ترفند ها شد،  و درک از فراماسون را در اندازه چند آرم و لژ تقلبی،  و گفتگو هایی که ادامه دروغ پردازی های تاریخ است،  پائین آورد.

 

   عکس صندلی ویژه انگیزاسیون،  عکس شماره 6326.

کلیک کنید:  پیدایش تحولات اجتماعی

کلیک کنید:  تاریخ انقلاب های انسانی ایران

کلیک کنید:  استراتژی ملی مردمی در تاریخ ایران

    سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

ارگ   http://arq.ir

وبسایت ارگ انوش راوید