X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

استراتژی ملی مردمی ایران

استراتژی ملی مردمی ایران

      ایران امروز مانند همیشه تاریخ دوران استعمار و امپریالیسم دچار مشکل است،  در تمام پانصد سال گذشته آنها در حکومت های ایران و منطقه نفوذ کرده، و با انواع ترفندها آورده و برده اند.  همچنین استعمار گران در رقابت با یکدیگر،  جنگ مافیایی خود را در ایران پیاده کرده اند.  تا قرن گذشته مردم ایران امکانات کمی برای مقابله با این روند داشتند،  روندی که در پست زمستان 90 وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،  با عنوان فرصت تاریخی ایرانیان نوشتم.  اما امروز در قرن 21 با وجود انفجار اطلاعاتی و ارتباطی،  مردم براحتی می توانند خود و قدرت ملت را بشناسند،  و در جهت استراتژی ملی مردمی،  برای بدست آوردن توانایی تاریخی خود حرکت کنند.  هر چند که دشمنان تاریخی ایران هم از انواع وسایل و تکنولوژی استفاده می کنند،  ولی چون آنها با یکدیگر در رقابت هستند،  شرایط و موفقیت مناسب برای ایرانیان ایجاد می شود ،  زیرا که ایران جوانان باهوش و سالم زیاد دارد.

      از ابتدای قرن 20 با رشد و شکوفا شدن کشور های آسیا،  که همان تز آسیای بزرگ ژاپن ابتدای جنگ دوم جهانی است،  کشور های غربی می بینند رقیبان سختی پیدا کرده اند،  غربیها تنها راه را بدست آوردن کل نفت و گاز قاره کهن،  یا همان خاورمیانه و آسیای میانه اصطلاحی می دانند،  که با داشتن این منابع،  می توانند امتیازات بیشتری نسبت به آسیای بزرگ داشته باشند.  البته  در 20 سال گذشته،  چین و هند و کلاً  کشور های دکترین آسیای بزرگ،  بیشتر آفریقا و منابع و مردم آنجا را از چنگ غربیها بیرون آورده اند.  آنها در ادامه این روند پیشروی در مناطق استعمار،  می خواهند با ترفند های مخصوص خود،  قاره کهن را نیز اشغال سیاسی و مادی کنند.  در این میان روسیه حکم بالانس و سوء استفاده گر تاریخی را بازی می کند،  زیرا ملتی پرخور و بیکار و بی انضباط دارد،  که نمی توانند در رقابت های تولیدی و اقتصادی جهانی نقشی داشته باشند.  به این ترتیب حکومت روسیه هم مجبور به نوعی شبه لاشخوری است،  و بارها نیش و زهر خود را در تاریخ ایران نشان داده است.  ادامه دارد و باز نویسی می شود.

   عکس قم حضرت فاطمه معصومه (س) طی 80 سال،  مشروح در تاریخ شهر قم،  عکس شماره 5707.

   * برای آگاهی و دفاع در جهت استراتژی ملی مردمی،  ابتدا باید تاریخ ایران را بدرستی و دور از دروغ دانست،  سپس دشمنان تاریخی ایران را شناخت.  بدین بمنظور چند طرح از ابزار های دشمنان تاریخی ایران را می نویسم،  و ادامه می دهم.

سنت‌کام

    United States Central Command  CENTCOM  ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا یا سنت‌کام،  نام یکی از شش ستاد فرماندهی کل ارتش ایالات متحده آمریکا است،  که در ۱ ژانویه ۱۹۸۳ میلادی تاسیس شد.  در ابتدا بمنظور واکنش آمریکا برای عملیات نظامی علیه ایران،  و عملیات مین‌ گذاری ایران در خلیج فارس،  منجر به اولین درگیری فرماندهی مرکزی ایالات متحده با خاور میانه شد.  این موارد نیاز به یک ستاد فرماندهی داشت،  که بتواند مستقل و با قدرت بیشتر،  اقدامات استعمار و امپریالیسم را هدایت کند.  مرکز کنونی سنت‌کام در پایگاه هوایی مک‌دیل ایالت فلوریدا در آمریکا قرار دارد.

  تشکیلات ستادی،  شامل فرماندهی کل نیرو های ارتش آمریکا در منطقه خاورمیانه،  شرق آفریقا و آسیای مرکزی می‌باشد.  جنگ خلیج فارس، جنگ افغانستان و جنگ عراق از جمله جنگ ‌هایی هستند،  که تحت فرماندهی این ستاد رهبری شدند.

   اهداف و مسئولیت‌ها،  برای تاسیس سنت‌کام چنین بیان شده است:  فرماندهی مرکزی ایالات متحده با همکاری شرکای ملی و بین‌المللی،  توسعه و همکاری بین‌المللی را ارتقاء می‌دهد،  به بحران‌ها پاسخ می‌گوید و به منظور استقرار امنیت و پایداری منطقه‌ای با تجاوز های داخلی و فرامرزی مقابله می‌کند.

   مناطق تحت پوشش،  شامل کشور های،  افغانستان، بحرین، جیبوتی، مصر، اتیوپی، اریتره، ایران، عراق، اردن، قزاقستان، کنیا، کویت، قرقیزستان، لبنان، عمان، پاکستان، قطر، عربستان سعودی، سیشل، سومالی، سودان، سوریه، تاجیکستان، ترکمنستان، امارات متحده عربی، ازبکستان و یمن تحت پوشش و مسئولیت ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا قرار دارند.

   فرماندهی ستاد،  دراختیار فرماندهان برجسته ارتش ایالات متحده آمریکا است،  که مسئولیت فرماندهی ستاد مرکزی را برعهده داشته‌ اند.  از آن ‌جمله می‌ توان به دریادار ویلیام فالن، ارتشبد جان ابی‌زید، ارتشبد تامی فرانکز و ارتشبد نورمن شوارتسکف اشاره کرد.  در تاریخ ۱۰ ژوئیه ۲۰۰۸ میلادی، مجلس سنای آمریکا با اکثریت ۹۶ رای موافق در برابر ۲ رای مخالف پیشنهاد وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا برای انتصاب ارتشبد دیوید پتریوس به فرماندهی ستاد فرماندهی کل نیروهای آمریکا را تصویب کرد.

   عکس نقشه کشورها و مناطق تحت پوشش سنت کام،  عکس از اینترنت،  عکس شماره 5708.

   پرسش:  آیا شما برنامه و طرحی برای مقابله با نفوذ اینها که نوشته اید دارید؟

   پاسخ:  این یک وبلاگ جهت افشای دروغ های تاریخی،  و رفتن بسوی واقعیت های تاریخی و تاریخ اجتماعی است،  و نمی تواند کار و برنامه سیاسی و اجتماعی و اقتصادی بدهد،  فقط به بررسی تاریخی می پردازد.  همانگونه که نوشتم،  بهترین راه مقابله با هر دشمن منجمله جهل،  دانستن و دانستن و حرفه ای بودن است،  باید دروغ های تاریخی و تاریخ اجتماعی را دور ریخت،  و واقعیت ها را بدست آورد.  پرسش و پاسخ های بیشتر در اینجا.

   عکس یک شهر تاریخی و خراب شده ایران،  مشروح در تاریخ شهر و شهر سازی در ایران،  عکس شماره 4551.

میهن دوستی در قرن 21

      روزگاری عشق میهن ما ایران در وجود سلسله هخامنشیان گرد آمد،  و ایرانیان پایه گذار اولین امپراتوری به معنای واقعی آن،  در جهان شدند.  سپس عشق میهن پرستی ایرانیان و تقاضای رشد و تکامل ملی میهنی،  در وجود اسکندر اشکانی ظاهر شد،  و ایران را بسوی تمدن دگر راند.  در آن زمانها عشق میهن با قدرت نظام و نظام جمع و شمشیر و کمان خود را بیشتر نمایان می کرد.  دوران رشد تمدن ایرانی آریایی به آرامی طی می شد،  و در هر دوره از ساختارهای تاریخی اجتماع،  وطن دوستی یا میهن پرستی شکل زمانه خود را داشت.  وطن پرستی تنها به ایرانیان مربوط نمی شود،  بلکه همه مردم دنیا بنا به شرایط تاریخ اجتماعی شان عشق به میهن داشته و دارند.  مثلاً روزی که چند صد پرتقالی با 20 عراده توپ در قلعه هرمز مقابل هزاران ایرانی صف آرایی کرده بودند،  عشق به وطن در وجود شان فراوان بود،  پرتقالیها هیچ غریو الله اکبر و ایران ایران انبوه دلاوران ایرانی را نمی شنید،  و ایرانی ها نیز غرش توپ های پرتقالی ها را نمی شنیدند،  هر گروه فقط در فکر پیروزی برای میهنش بود،  این ماجرا را در خلیج فارس تعریف کرده ام.

      قرن 16م،  گذر مهم تاریخی در جریان بود،  دوران نو بورژوازی پایان می یافت،  و می رفت که در قرن 17 بورژوازی شکل بگیرد،  با شکست پرتقالیها از ایرانیها،  استعمار نو پدید به استعمار واگذار شد.  در دوران استعمار دلاوریها و وطن پرستی ها از جانب مردم کشور های مختلف به فراوانی دیده می شد،  نمونه بارز و مهم آن دلاوران تنگستان ایران بودند،  که بخاطر شور میهن دوستی،  با تعداد کمی نفرات،  در مقابل تهاجم استعمار گران انگلیسی،  که با چند صد نفر و جدید ترین و بهترین تجهیزات نظامی بودند،  ایستادند و به راحتی توانستند آنها را فراری دهند.  سپس در قرن 20 امپریالیسم پدید آمد،  و وطن پرستی مردمان کشور های جنوب دوران،  منجمله ایران زیر ضربات و ترفند های مختلف قرار می گرفت،  با دروغ های تاریخی می خواستند روحیه مردم را ضعیف کنند،  با پدیده های اجتماعی می خواستند فرهنگها را در هم ریزند،  و با ایجاد جنگ های مختلف می خواستند کشورها را ضعیف کنند.  مهمترین نمونه وطن پرستی این دوران،  دفاع سرسختانه و بی نظیر ایرانیان در مقابل تهاجم سربازان صدام عراقی بود،  که امپریالیسم ارتش صدام را بسیار مجهز نموده بود.

      تاریخ وطن پرستی و میهن دوستی ایرانیها را بزودی می نویسم،  اما اکنون اندکی از وطن پرستی در قرن 21 بگویم،  تاکنون در تاریخ بیشتر نماد وطن پرستی،  شجاعت و رشادت و جنگجویی در مقابل خصم بود.  اما در قرن 21 وضع کمی متفاوت است،  با وجود نبرد نو پدید و آینده تکنولوژیکی و علمی که در پیش است،  باید برای آینده بینی مناسب و واقعی،  منجمله وطن پرستی،  تعریف جدید و متفاوت از گذشته بصورت مشروح نوشته شود.  آنچه که من می توانم بگویم،  در ابتدا بر پایه بدست آوردن جامعه با دانش نوین است،  که بتواند درک این موضوع مهم را پیدا کند.  در دورانی به سر می بریم که تغییرات نا پیوسته قرن سنت گریزی،  ما را ناگزیر می کند،  هر آن تعریف جدید از استراتژی ملی مردمی داشته باشیم.  این کار وظیفه روشنفکران مستقل است،  نه حقوق بگیران دولتی و دانشگاهی،  که بنوعی منبع مالی ایشان،  کاهنده دیدگاه های جدید است،  برای مثال نمونه ای از آنها برای این قبیل طرحها در اینترنت دیده نمی شود.

      بدین منظور چند مثال می زنم،  وقتی از سربازان آمریکایی در عراق و افغانستان می پرسیدند،  برای چه به اینجا آمده اید،  همه می گفتند مشکل مالی داشتیم برای پول آمدیم.  وقتی به بیل گیتس یا زنده یا استیو جابز می پرسیدند،  برای چه کار و اختراع می کنید،  می گفتند برای پول بیشتر،  هیچ کدام از آنها صحبتی از اینکه تلاشمان برای وطن پرستی است،  نکردند،  اما در واقع همه آنها در راه میهنشان گام بر می داشتند.  در مثال های تاریخی بالا وقتی از سربازان منظم هخامنشی می پرسیدید،  برای چه سالها عمر خود را در جنگ و پادگان،  بیابان و کشور های غریبه می گذارنید،  می گفتند برای وطن،  وقتی از سربازان اسکندر اشکانی می پرسیدید،  می گفتند برای وطن.  وقتی از سربازان حکومت صفویه و دلاوران تنگستان، و نیز دلاوران جنگ میهنی با صدام می پرسیدند، همه می گفتند برای وطن،  و غیر ممکن بود،  کسی پیدا شود و بگوید برای پول.  وقتی از بازاریان تاریخ ایران یا از انبوه اندیشمندان و دانشمندان تاریخ ایران می پرسیدید،  برای چه کار می کنید،  می گفتند برای وطن،  نمونه های این گفته ها در تاریخ ایران زیاد است،  هیچکدام آنها مانند آن موارد ذکر شده قرن 21 از ایلات متحده،  نمی گفتند برای پول.

      اما آیا این وضع و این پاسخ تاریخی برای قرن 21 کارساز است،  آیا با این پاسخ برای وطن پرستی،  می شود به خواسته های بیشمار روز افزون شخصی،  پاسخ داد.  مطمئنا جواب منفی است،  پس راه چاره چیست که هم بتوان وطن پرست بود،  و هم به پول فکر کرد،  این شاید بنظر تعدادی غیر ممکن است،  اما باید برای آینده این مهم را فرمول بندی نمود،  تا هم بتوان به پول فکر کرد،  و هم وطن پرست بود.  بدین منظور ابتدا باید جامعه را آموزش داد که آینده چیست،  و چگونه خواهد بود،  من به اندازه سهم خودم اندکی را در سازمان آینده بینی نوشته ام،  ولی این کافی نیست،  لازمه آن همکاری و هم فکری توده های عظیم را می طلبد،  اما چگونه و کدام توده ها.  پاسخ:  مردم حرفه ای در تخصص خودشان است.  در واقع یکی از مهمترین نظرات من برای قرن 21،  حرفه ای تر شدن جامعه است،  در ربع آخر قرن 20 ایرانیان تقریباً خوب جلو می رفتند،  ولی در این 20 – 30 سال گذشته،  در جهان جهش های علمی بزرگی ایجاد شده است.  ولی و به واقع و با دید ساده به کوچه و بازار،  مدرسه و دانشگاه،  براحتی می توان دید ایران عقب تر افتاده است،  در صورتیکه در کل ایرانیها باسواد تر از بیگانگان هستند.  اینجا شور وطن پرستی قرن 21 لازم است،  که این موضوع را درک کرده،  و راه چاره موج نو ایرانی بیابد.

      ابتدایی ترین راه چاره این است،  که هر شخص بداند که باید تخصصی و تخصصی تر باشد،  تا بتواند حرفه ای تر عمل کند،  که فعلاً چنین چیزی وجود ندارد.  با نگاهی به نظرات وبلاگ انوش راوید،  متوجه می شوید که اشخاص با تخصص ها و گرایشات مختلف،  درباره تاریخ نظر نوشته اند،  و چون تاریخ تخصص آنها نبوده،  بیشتر نظرات و پرسشها بسیار ابتدایی است. هر چند که تاریخ متفاوت از بقیه علوم است،  و هر کسی دوست دارد کمی از تاریخ بداند،  ولی وقتی فردی چندین بار نظر غیر تخصصی می نویسد،  و به او می گویم اگر گرایش شما است و می خواهید تخصصی بدانید،  باید خیلی خیلی مطالعه و تحقیق کنید.  اما او می گوید،  نه تخصص من نیست،  بلکه تاریخ را بیشتر از رشته خودم دوست دارم،  که این در واقع یک مشکل اجتماعی است،  باز هم با نگاهی به خیابان متوجه این مشکل در حد گسترده و حاد می شویم.  نتیجه کلی از دیدگاه من این است،  که در قرن 21،  یک وطن پرست واقعی کسی است که در حرفه خودش تخصصی و تخصصی تر شود،  و هر آن با تخصصی تر شدن جامعه،  شکل و ترتیب و چیدمان جامعه بهتر و آینده ساز تر می شود.  زیرا کشوری که اشخاص متخصص فراوان داشته باشد،  بهتر می تواند خود را سازمان دهد،  و در نهایت این اشخاص وطنپرست واقعی قرن 21 هستند.

   عکس عده ای در انقلاب مشروطیت،  وطن پرست های زیادی در تاریخ ایران رو در روی یکدیگر قرار گرفتند،  کسانی که می خواستند وضع موجود حفظ شود،  و اشخاصی که می خواستند به دوره جدید تمدن وارد شوند،  نمونه های زیادی در تاریخ است مانند مقاومت آریو برزن در مقابل اسکندر اشکانی،  عکس شماره 1224.

کلیک کنید:  دنیای عجیب

کلیک کنید:  طبقات اجتماعی ایران

کلیک کنید:  تهاجم فرهنگی و جنگ نرم

سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

    جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران:  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ و حمله های عرب، مغول، تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

 ارگ   http://arq.ir

وبسایت ارگ انوش راوید