X
تبلیغات
چهره بلاگ

ایران و ایرانیان

مجموعه نظرها و مقاله های انوش راوید درباره تاریخ و جغرافیای ایران

موزه مجازی وبلاگ انوش راوید


موزه مجازی وبلاگ انوش راوید

سالن 2،  بازدید و کپی برداری رایگان

پیش گفتار در سالن یک در اینجا

توجه:  جهت سالن های دیگر به فهرست های ستون کناری وبلاگ مراجعه نمایید.

جام زندگی ایران

   عکس جام زندگی،  یکی از ارزنده ترین ظروف باستانی ایرانی است،  که چند سال پیش اتفاقی در ارجان بهبان کشف شد.  یک بشقاب مفرغی است،  که پنج ردیف نقش مربوط به آداب و رسوم زندگی آنزمان دارد،  بهمین جهت بنام جام زندگی معروف شد.  در این نقشها بخشی از تاریخ فراموش شده ایلام نقش بسته شده است،  مشروح نقش های جام زندگی در اینجا،  عکس شماره 2851.

 

لباس زنان ایران دوران اشکانیان

    عکس تصویری از بازسازی یک لباس زنانه اشکانی بر گرفته از پوشش تندیس یک بانوی اشکانی مربوط به سده 49 خورشیدی ایرانی، عکس شماره 5351.  این بازسازی لباس های بانوان ایرانی تمدن ها و سلسله های ایران پیش از اسلام به کوشش بانوی هنرمند ایرانی مریم انتظامی مقیم کشور هلند انجام گرفته است.

      پژوهش ها در باره نوع پوشش اشکانیان بر تندیس ها و منابع بجا مانده از این دوران نشان میدهد ﻟﺒﺎﺱ ﺍﺷﮑﺎﻧﻲ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺳﻴﺮ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﺗﻦ ﭘﻮﺵ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﻲ ﺍﺳﺖ.  ﻟﺒﺎﺱ ﺯﻧﺎﻥ اشکانی غربی ﻓﺎﻗﺪ ﺩﻭﺧﺖ ﻭ ﻣﺘﺸﮑﻞ ﺍﺯ ﻗﻄﻌﺎﺕ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﻋﺮﻳﺾ ﭘﻮﺷﻴﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ ﻭ ﺷﮑﻞ ﮐﻠﻲ ﺁﻥ ﺑﺎ ﺑﺮﺵ ﻫﺎﻱ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﭘﺎﺭﭼﻪ، ﺭﻭﻳﻪ ﺩﻭﺯﻱ، ﺣﻤﺎﻳﻞ ﻭ ﮐﻤﺮﺑﻨﺪ ﻫﺎﻱ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺍی ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ،  و تنوع آن بیشتر در قطعه های تزیینی این لباسها بوده است.

یادگار دوشیزه اشکانی

   عکس تندیسی از یک زن اشکانی در شهر باستانی هترا یا الحضر ایران باستان،  محل نگهداری موزه عراق،  عکس شماره 5352.  نوع پوشش این بانوی اشکانی که در تندیس وی مشاهده میشود بسیار جالب و در عین حال زیباست.

      بطور کلی ﺯﻧﺎﻥ ﻋﻬﺪ ﺍﺷﮑﺎﻧﯽ ﻗﺒﺎﯾﯽ ﺗﺎ ﺯﺍﻧﻮ و حتی تا مچ پا ﺑﺮﺗﻦ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ،  و ﺷﻨﻠﯽ ﺑﺮﺳﺮ ﻣﯽ گذاﺷتند،  ﻭ ﻧﯿﺰ ﻧﻘﺎﺑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ،  ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻً چون چادر ﺑﻪ ﭘﺲ ﺳﺮ ﻣﯽﺁﻭﯾﺨﺘﻨﺪ.  همچنین بانوان اشکانی پوششی عمامه مانند به همراه چادری مخصوص بر سر مینهادند،  که این نوع چادر از عهد هخامنشیان به ارث رسیده بود،  البته ﭼﺎﺩﺭ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﺷﮑﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺭﻧگ های ﺷﺎﺩ ﺍﺭﻏﻮﺍﻧﯽ ﯾﺎ ﺳﻔﯿﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.  ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺭﻩ امپراطوری ایران ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﻪ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﻭ ﻇﺎﻫﺮ ﺧﻮﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ،  ﮐﻪ ﺣﺎﮐﯽ ﺍﺯ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻭ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﭘﺬﯾﺮﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺯ دور جدید تمدن در ساختار های تاریخی اجتماع ﺍﺳﺖ . امروزه نیز این پوشش در قبایل بختیاری و لر و کرد هم دیده می شود.

تندیس نابود شده اشکانی

   عکس تندیس بانوی پارتی با قدمت دو هزار سال،  در شهر هاترا (الحضر) کشور عراق،  که مورد آماج بی اعتنائی و نامهربانی و سرانجام تخریب قرار گرفته است،  عکس شماره 5353.  این تندیس چه چیزها از اقتدار حکومت اشکانیان دیده،  و خود یادواره هنر و خلاقیت ایرانیان باستان است.

      با توجه به امضای قرارداد بین ایران و عراق،  علت این اتفاق جنگ های داخلی این کشور گفته می شود،  که باعث گردیده،  به این قبیل آثار ایرانی رسیدگی و مرمت نشوند،  و به این روز بیافتند.  حال این تندیس بانوی اشکانی با پوشش مخصوص خود ( گلونی)،  که هم اکنون هم این لباس در میان بانوان ایرانی کرد و لر و لک استفاده میشود.  این تندیس هنر تاریخی ایرانی،  تنها و غریب هر روز انتظار می کشد،  که آخرین ضربه از سوی دشمنان تاریخ ایران و دشمنان ناسیونالیسم ایرانی،  بر قامت دو هزار ساله اش زده شود،  و برای همیشه از صفحه روزگار محو شود،  کجایند دلاوران تاریخ ایران؟

ﻫﻨﺮ ﺯﻳﺒﺎﯼ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺍﺷﮑﺎنی

   عکس ﻳﮏ ﺟﺎﻡ ﺭﻳﺘﻮﻥ ﻧﻘﺮﻩ ﺍﯼ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﺷﮑﺎﻧﯽ،  عکس شماره 5354.  ﺍﺯ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎﯼ ﺍﻳﻦ ﺭﻳﺘﻮﻥ ﺿﺨﺎﻣﺖ ﺑﺎﻻﯼ ﻓﻠﺰ ﻧﻘﺮﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺎﺧﺖ ﺁﻥ ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ،  ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺤﮑﺎﻡ ﺍﻳﻦ ﺍﺛﺮ ﻣﯽ ﺍﻓﺰﺍﻳد.  ﻗﺴﻤﺖ ﺯﻳﺮﻳﻦ ﺍﻳﻦ ﺭﻳﺘﻮﻥ،  با ﻧﻘﺸﯽ شبیه به ﻳﮏ گونه گربه وحشی،  که در فلات ایران یافت میشود،  ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ،  ﮐﻪ خروسی ﺭﺍ ﺷﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ،  و به چنگ خویش گرفته است،  ﻭ ﺟﻨﺲ ﺍﻳﻦ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺩﺭ ﭼﻨﮓ گربه وحشی ایرانی این ریتون ﺍﺯ ﻃﻼ ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ.

      قدمت این اثر نزدیک به 1900 سال است،  و محل نگهداری آن در موزه میهو ژاپن میباشد،  گربه وحشی فلات ایران موسوم به کاراکال است.

هنر زرین ناب هخامنشی

    عکس یک سینی زیبا از جنس طلای تمام عیار (طلای خالص)،  ﺑﺎ ﻧﻘﺶ ﺩﻭ ﺑﺰ کوهی در وسط این اثر،  که به شکل خلاقانه و ظریف نقش شده است،  عکس شماره 5355.

      نقش بز کوهی در دیگر آثار زرین عهد هخامنشیان از جمله تکوک ها ، طوق ها و دستبندها و ریتون ها مشاهده میشود.  این سینی زرین هخامنشی متعلق به ﺳﺪﻩ  45 تا 46 خورشیدی ایرانی می باشد،  یعنی حدود 2400 تا 2500 سال پیش.  ﻣﺤﻞ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ:  ایران، تهران، مجموعه ﻣﻮﺯﻩ ﺭﺿﺎ ﻋﺒﺎسی.

تندیسی از ﺑﺮﻧﺰﯼ تمدن ﻟﺮﺳﺘﺎﻥ

   عکس تندیسی ﺍﺯ ﺗﻨﺪﯾس هاﯼ ﺑﺮﻧﺰﯼ تمدن ﻟﺮﺳﺘﺎﻥ،  ﮐﻪ زمان ساخت آن ﺑﻪ 2800 ﺗﺎ 2400 ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ،  عکس شماره 5356 .

      این اثر برنزی ماهرانه،  که ﺣﻔﺮﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺁن ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ،  ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﻔﺖ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍست،  ﺣﻔﺮﻩ ﻣﯿﺎﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯿﻠﻪ ﻓﻠﺰ ﯼ ﺍﺳﺖ،  ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺟﻔﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻣﺘﺼﻞ ﮐﻨﺪ تعبیه شده است.  شکل ظاهری این تندیس ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﯿﻤﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺍﺳﺐ ﺑﺎﻟﺪﺍﺭ،  ﺑﺎ ﺻﻮﺭﺕ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﻣﻮ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻓﺮﺧﻮﺭﺩﻩ ﺩﺭ ﺩﻭ ﺳﻮﯼ ﺻﻮﺭﺕ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺍﺳﺖ.  ﺷﺎﺥ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺣﮑﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﻣﺎﻭﺭﺍﯾﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺍﺭد.

     از تمدن لرستان چند هزار ساله لرستان،  آثار زیادی از جنس طلا، نقره و برنز با نقش و نگار های ماهرانه و ظریف به دست آمده است،  که بیشتر آنان در خارج از وطن و در موزه های کشور های بیگانه نگاهداری میشوند.  محل کشف ایران، لرستان،  قدمت:  نزدیک به سه هزار سال،  محل نگهداری:  ایالات متحده آمریکا، بوستون، موزه ﻫﻨﺮ ﻫﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺑﻮﺳﺘﻮﻥ.

رقص های آئینی تاریخی

 

   عکس رقص های آئینی،  یکی بر بوم سنگ از تیمره حدود 12 تا 14 هزار سال پیش،  و دیگری بر تکه سفال مکشوفه در اطراف چشمه علی شهر ری،  متعلق به سده 45 خورشیدی ایرانی،  که در موزه لور فرانسه نگهداری می شود.   یک مراسم در دو تمدن با فاصله زمانی حدود 10 هزار سال،  عکس شماره 5953،  از محمد ناصری فرد،  اینترنت.

   ــ  تیمره = تی = T + مره = مرو، مروه.  جهت اطلاع بیشتر مراجعه شود به،  معنی نام شهرها و روستا های ایران.

شطرنج تاریخی

   عکس ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﻬﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﻄﺮﻧﺞ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﯿﺸﺎﺑﻮﺭ ﮐﺸﻒ ﺷﺪﻩ،  ﻭ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺳﺪﻩ ﺩﻭﺍﺯﺩﻫﻢ ﻣﯿﻼﺩﯼ ﯾﻌﻨﯽ ﺣﺪﻭﺩ900 ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺍﺳﺖ،  عکس شماره 5357 . محل کشف:  ایران، نیشابور،  قدمت 900 سال،  محل نگاهداری:  آمریکا، ﻣﻮﺯﻩ ﻣﺘﺮﻭﭘﻮﻟﯿﺘﻦ ﻧﯿﻮﯾﻮﺭﮎ.

      ﻣﻬﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ تقریبا کامل یافت شده،  ﺷﺎﻣﻞ ﻫﻔﺪﻩ ﻣﻬﺮﻩ ﻓﯿﺮﻭﺯﻩ ﺍﯼ ﻭ ﭘﺎﻧﺰﺩﻩ ﻣﻬﺮﻩ تقریبا ﺑﻨﻔﺶ ﺭﻧﮓ ﺍﺳﺖ.  ﻣﻬﺮﻩ ﺷﺎﻩ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﺨﺖ ﺷﺎﻫﯽ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻧﻪ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ.  ﻣﻬﺮﻩ ﻭﺯﯾﺮ،  ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﻄﺮﻧﺞ نوع ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﻣﻠﮑﻪ محسوب می شود،  ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﺨﺖ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﯼ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ.  ﻣﻬﺮﻩ ﻓﯿﻞ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭘﺎﯾﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﯾﺮه ﻭ ﺑﺨﺶ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﺁﻥ ﻣﺴﻄﺢ ﺍﺳﺖ،  ﻭ ﺩﻭ ﺑﺮﺁﻣﺪﮔﯽ ﮐﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻋﺎﺝ ﻫﺎﯼ ﻓﯿﻞ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺟﻠﻮﯼ ﺁﻥ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.  ﻣﻬﺮﻩ ﺍﺳﺐ ﻧﯿﺰ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭘﺎﯾﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﯾﺮﻭﯼ ﺍﺳﺖ،  ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﺟﻠﻮﯼ ﺁﻥ ﺑﺮﺁﻣﺪﮔﯽ ﻣﺜﻠﺚ ﺷﮑﻠﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ،  ﮐﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺍﺳﺐ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ.  ﺭﺥ، ﻣﻬﺮﻩ ﺍﯼ ﺑﺎ ﭘﺎﯾﻪ ﻣﺴﺘﻄﯿﻞ ﺷﮑﻞ ﺍﺳﺖ،  ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﺭﺩﯾﻒ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.  سربازان پیاده نظام این شطرنج ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﻣﻬﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﮔﻨﺒﺪﯼ ﺷﮑﻞ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﺮﺁﻣﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺑﺎﻻﯼ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺩﺭ ﺭﺩﯾﻒ ﺟﻠﻮ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ.

هنر زیبای ایرانی اشکانی

   عکس یک انگشتر زیبای طلایی با نگینی از جنس عقیق،  بر روی نگین سرخ رنگ این حلقه زیبا تصویر طاووس نقش شده است،  و متعلق به دوره اشکانیان ایران میباشد،  عکس شماره 5358.

      بر روی این انگشتری مانند برخی از آثار زرین دیگر تاریخ ایران کهن،  نقش و نگار و میناکاری و غیره انجام نشده است،  اما به راستی اوج زیبایی این حلقه طلا در ظرافت و سادگی اش می باشد.  قدمت این اثر بیش از 1900 سال است،  و محل نگهداری آن امروزه در موزه کیلولند ایالات متحده آمریکا می باشد

هنر زیبای پارسیان هخامنشی

   عکس یک طوق ﮔﺮﺩﻥ ﺯﺭﯾﻦ مربوط به عهد هخامنشیان،  عکس شماره 5359.  ﺍﯾﻦ ﻃﻮﻕ ﻃﻼﯾﯽ قدمتی ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ﺩﻭ ﻫﺰﺍﺭ ﻭ ﭘﺎﻧﺼﺪ ﺳﺎل دارد،  ﺩﻭ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺳﺮ ﻭ ﺑﺪﻥ ﺷﯿﺮﺩﺍﻝ،  ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ،  ساخته و ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ ﻃﻮﻕﻫﺎﯼ ﻃﻼﯾﯽ ﺑﺎ ﺷﮑﻞ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺗﯽ ﭼﻮﻥ ﺷﯿﺮ، ﺑﺰ ﮐﻮﻫﯽ، ﻗﻮﭺ ﯾﺎ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﭘﯿﺮﺍﯾﻪ ﮔﺮﺩﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﺷﺪه است،  و این نقش ها همچنین در دیم ها و بشقاب ها و ریتون های عهد هخامنشی دیده میشوند.

      ﺍﯾﻦ ﺍﺛﺮ ﺯﯾﺒﺎی ایرانی،  ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺷﺨﺼﯽ ﭘﺘﺮ ﺍﻭﻝ ملقب به پترکبیر ﺗﺰﺍﺭ ﺳﺮﺷﻨﺎﺱ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺗﻌﻠﻖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ.  ﭘﺘﺮ ﮐﺒﯿﺮ ﻋﻼﻗﻪ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﯼ ﺁﺛﺎﺭ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﺯﺭﯾﻦ ﺩﺍﺷﺖ،  ﻭ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﺁﺛﺎﺭ ﺗﻤﺪﻥ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺗﺒﺎﺭ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺳﮑﺎﯾﯽﻫﺎ ﻭ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ موزه شخصی خود افزود.  ﺍﯾﻦ گردنبند طلایی زیبا با زرگری ماهرانه امروزه ﺩﺭ ﻣﻮﺯﻩ ﺍﺭﻣﯿﺘﺎﮊ شهرﺳﻦ ﭘﺘﺮﺯﺑﻮﺭﮒ کشور روسیه ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﻣﯽﺷﻮﺩ.

انگشتر پادشاهی اشکانی

   عکس انگشتر پادشاهی اشکانی،  عکس شماره 5360.  این انگشتر شاهی اشکانی،  که تصویر شخص شاهنشاه اشکانی بر آن حک شده است،  و به عنوان مهر پادشاهی هم از آن استفاده می شده است،  متعلق به خسرو اشکانی (اشک بیست و چهارم)،  بیست و چهارمین پادشاه از سلسله اشکانی است،  که در سال 107 میلادی بر تخت نشست بود.  این انگشتر پادشاهی خسرو با حلقه ای با سنگ گرانبها (یا شیشه) و نگین رویی تمام نقره با تصویر چهره خود خسرو پادشاه اشکانی میباشد.

      این انگشتری گرانبها و نایاب از شاهان اشکانی،  که به نوعی سندی از حکومت اشکانیان است،  از نظر اینکه تقریباً تمامى شاهان سلسله اشکانى انگشتر شاهى با تصویر چهره خود را داشته اند،  و فقط این یک انگشتر یافته شده،  و در دست است،  بسیار مورد توجه و پر اهمیت می باشد.  قدمت:  بیش از 1900 سال،  محل نگهداری:  موزه لندن.

                                                         منار جام یا غور

    عکس منار جام،  در مناطق کوهستانی ولایت غور کشور افغانستان.  این بنا که به منار غور هم معروف است،  در قرن دوازدهم میلادی ساخته شده،  ۶۵ متر ارتفاع دارد،  و در ۲۰۰۲ مرکز حفظ میراث جهانی یونسکو خواستار ثبت این منار در فهرست میراث فرهنگی جهان شد.  این بنا بعد از قطب منار در دهلی نو، هندوستان بلندترین مناره خشتی جهان است.

شاهکاری از هنر زرگران ایران



   عکس یک سگک کمربند شاهی طلایی خروس نشان،  با تزیین بیش از چهل تکه یاقوت سرخ مربوط به شاهنشاهی ساسانیان،  عکس شماره 5362.

   تاریخنگار غربی هم عصر ساسانیان ایران،  وصف دقیقی از هرمز چهارم پادشاه ساسانی کرده است:  هرمزد بر تخت شاهی نشسته بود،  و تاجی از زر و گوهر نشان،  که با تلالؤ زمرد های درشت همراه بود،  و شلواری زربفت پوشیده بود،  بسیار گرانبها،  و جامه او سراسر از شکوه و جلال بود،  و همچنین کمربند شاهی وی مزین بود به یک سگک زرین بسیار گرانبها.

      از این گفته فلاکت میتوان حدس زد،  که سگک جامه شاهی بین ساسانیان معمول بود،  و قطعا این سگک خروس نشان زیبا یکی از آنهاست.  همچنین در آیین زرتشت که آیین دربار ساسانی نیز بوده است،  رابطه ای میان خروس و امشاسپند اول آیین زرتشت و هومن است،  که سحرگاهان خروس با بانگ خویش مردمان را به تلاش و کوشش زندگانی فرا میخواند.  محل نگاهداری، ایران، موزه مجموعه خصوصی،  قدمت:  بیش از هزار و چهارصد سال.

هنر ناب ایران عهد اشکانی

   عکس یک گردنبند تمام طلای گرانبها با ضخامت و وزنی بالا مربوط به عهد اشکانیان،  که با سنگ های قیمتی کبود مزین شده است،  عکس شماره 5363.

     نمونه همین گردنبند یک عدد دیگر وجود دارد،  دقیقا با همین شکل و ساختار با این تفاوت،  که در آن روی سنگ های قیمتی آن تصویر شاپور دوم ذوالاکتاف پادشاه مقتدر ساسانی نقش شده است.  این نشان میدهد که این گنجینه گرانبهای اشکانی،  پس از این امپراطوری به ساسانیان به ارث رسیده،  و ساسانیان همواره به این هنر ارج نهاده،  و از روی این گردنبد قیمتی یکی دیگر را ساخته اند.

بسیار بسیار جای شکرش باقیست،   که هم اکنون هر دوی این گردنبند های اشکانی و ساسانی در کشور عزیزمان ایران نگهداری میشوند.  محل نگاهداری:  ایران، تهران، مجموعه موزه رضا عباسی،  قدمت:  بیش از 1800سال.

یک جفت گوشواره باستانی

   عکس یک جفت گوشواره طلایی زیبا مربوط به عهد اشکانی،  که با سنگ های گرانبها با نوع متفاوت مزین شده است،  عکس شماره 5364.  این جفت گوشواره در عراق در کنار اسکلت یک زن پارتی کشف شده است،  و اینکه هر دو لنگه این گوشواره موجود می باشند،  ارزش و زیبایی این اثر را می افزاید.

      در قسمت سه تیکه میانی این گوشوار اشکانی،  طلا و سنگ قیمتی تقریبا به شکل قلب عشاق امروزی می باشد،  که این خود جای شگفت و تامل درباره فرهنگ و تمدن اشکانی دارد.  محل نگاهداری:  موزه موصل، کشورعراق.

اوج هنر پارسیان

   عکس یک جام ریتون بسیار زیبا،  شاهکارى از هنروران ایران،  سده پنجم میلادى،  ساخته شده از سنگ شفاف مربوط به عهد ساسانى،  عکس شماره 5365.  این اثر کم نظیر یک جام با دسته اى به شکل سر یک گوزن را با شاخ هاى بلند را نشان میدهد،  که با ظرافت کم نظیرى در قسمت پوزه حیوان لایه نازک طلا بکار رفته است.  جام هاى ریتون دیگرى با این شکل و جنس نقره و طلا در ایران کهن کشف شده است،  اما این اثر سنگى یک شاهکار دیگریست.

شاهکارى دیگر از هنر زرگران ایرانیان باستان

   بشقاب زیباى طلاى منقوش به شاه ساسانى در حال شکار در نخجیرگاه سلطنتى،  عکس شماره 5366.  این بشقاب زرین تصویر خسرو پرویز شاهنشاه مقتدر ساسانى را در دشت فراخ و پر از انواع گونه حیوانات را نشان میدهد.

      از زمان هخامنشیان تا ساسانیان معمول ترین تفریح شاهان شکار بوده است،  شکارگاه هاى پادشاهان جرگه هاى بزرگى بود،  که گرد آن دیوار کشیده بودند،  و در آنجا شیر و گراز و خرس نگاه میداشتند.  محل نگهدارى این بشقاب زیبا، موزه رضا عباسى، ایران، تهران.

هنر ناب ایران هخامنشی

   عکس ﻳﮏ ﺩﺳﺘﺒﻨﺪ ﻃﻼیی زیبا مربوط به ﺩﻭﺭﻩ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ،  عکس شماره 5367.  دیم یا ﺩﺳﺘﺒﻨﺪ گرانبهای ﺯﻳﺒﺎﻳﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﻭ ﺍﻧﺘﻬﺎ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺷﯿﺮ ﺧﺘﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.  ﺟﻨﺲ:  ﻃﻼﯼ ﺧﺎﻟﺺ،  ﻗﺪﻣﺖ:  ﺩﻭﺭﻩ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ،  ﻣﺤﻞ ﮐﺸﻒ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯾﯽ ﻫﻤﺪﺍﻥ،  ﻣﺤﻞ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ:  ﻣﻮﺯﻩ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﻣﺮﺩﻣﺸﻨﺎﺳﯽ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﭘﻨﺴﯿﻠﻮﺍﻧﯿﺎ (ایالات متحده آمریکا).

سکه طلای هخامنشی

   عکس سکه طلای 2500 ساله بجا مانده از سلسله هخامنشیان،  با نقش یورش شیر به گاو،  محل نگهداری موزه هنر متروپلیتن نیویورک، عکس شماره 5565.

توپ به غنیمت گرفته شده

  

   عکس توپ برنجی 400 ساله،  به غنیمت گرفته شده از شکست ارتش پرتقال در مقابل سپاه شاه عباس صفوی در جزیره هرمز،  ساخته شده در1591 میلادی،  زمان فیلیپ دوم پادشاه پرتقال و اسپانیا در پرتقال.  محل نگهداری،  محوطه موزه نادری (آرامگاه نادر شاه افشار) مشهد،  عکس شماره 5567.

شجره نامه بی نظیر

   عکس نسخه ای دست نویس و کم نظیر از شجره نامه دو خاندان سلجوقیان و خوارزمشاهیان،  که به زبان پارسی است،  عکس شماره 5667.  این نسخه خطی زیبا به شکل مینیاتوری و بخط پارسی نگاشته شده است،  و هم اکنون در موزه «Ankara Etnografya Müzesi» شهر آنکارا کشور ترکیه نگهداری می شود.

کلیک کنید:  استوانه کوروش بزرگ

کلیک کنید:  محوطه های تاریخی ایران

کلیک کنید:  سنگ گور های افراشته در ایران

سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

    جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران:  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ و حمله های عرب، مغول، تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

http://ravid.ir    و   http://arq.ir

موزه مجازی وبلاگ انوش راوید

موزه مجازی وبلاگ انوش راوید

سالن 1 ،  بازدید و کپی برداری رایگان

   پیش گفتار

      در بحث های تاریخی و تاریخ نویسی،  اشیای موزه ها حرف اول را می زنند،  و سند های زنده از دل تاریخ هستند،  و چون دسرسی به موزه های پراکنده در ایران و جهان،  کار ساده ای نیست،  بنابر این بهترین روش ایجاد موزه های مجازی اینترنتی است،  که کاملاً رایگان و بی خرج و دردسر در سترس قرار می گیرد،  امید است وبلاگ های تاریخی،  هر کدام بخشی را به موزه مجازی اختصاص دهند.

   منبع مطالب:  سایت های مختلف اینترنت و بازدید از موزه ها،  عزیزان علاقمند عکس ها و بازدید های خودشان را بفرستند،  تا با نامشان پست نمایم،  و اگر کاری از آنها در این موزه می باشد،  بگویند تا نام یا وبشان را بنویسم.

عکس سالن اصلی موزه ملی ایران،  عکس شماره 2650.

   توجه ــ  بسیاری از گران ترین و با ارزش ترین آثار تاریخی و آنتیک ایران،  در خارج از کشور ایران نگهداری می شوند،  امید است روزی برسد،  که با همت و توانایی جوانان باهوش ایران دوست،  این اشیا شناسایی و در اینترنت معرفی،  و از دست چپاولگران و یا موزه ها غریبه خارج،  و به خاک پاک ایران بازگردانده شوند.

   عکس یک دستبند طلا با نقش شیردال،   ساخت سده 45 خورشیدی ایرانی،  با عرض 11.57 و ارتفاع 12.8 سانتی متر است،  که در تاجیکستان کشف شده است.  این اثر بخشی از گنجینه آمودریا،  مهم ترین مجموعه طلا و نقره به جا مانده از دوره هخامنشیان است،  و اکنون در موزه بریتانیا قرار دارد.  یک قطعه مشابه نیز دارد،  که در موزه ویکتوریا و آلبرت لندن نگهداری می شود.  این دستبند مشابه به دستبند هایی است،  که به عنوان هدیه به تخت جمشید آورده می شده،  و در نقش برجسته های مراسم،  که در دیوار های تخت جمشید به تصویر کشیده شده است،  نیز به چشم می خورد.  بر اساس نوشته های گزنفون نویسنده یونانی (حدود 4557 خ.ا)،  بازوبند از جمله اشیایی بوده،  که به عنوان هدیه افتخار در دستگاه حکومتی هخامنشیان به کار می رفته.  بخش های توخالی که در حلقه این بازوبند،  و در بال های شیردال ها به چشم می خورد،  قبلا با شیشه یا سنگ های گرانبها پر بوده،  که به مرور زمان کنده شده اند.  عکس شماره 5593.

   عکس بشقاب نقره دوره ساسانی با نقش عقاب،  که بانویی را در چنگال خود نگهداشته است،  و اکنون در موزه ارمیتاژ سن پترزبورگ قرار دارد.  قطر بشقاب 22 سانتی متر است،  و نقش آن عقابی را نشان می دهد،  که با چنگال های خود زنی را نگه داشته است،  در حالی که زن با دست راست خود غذایی را در جلوی منقار عقاب گرفته است.  در پایین تصویر دو شخص دیگر با تبر و کمان به چشم می خورند،  کل تصویر با دو درخت زندگی احاطه شده است.  عکس شماره 5594.

   عکس تندیس پنج هزارساله بز کوهی،  جنس نقره و ورقه طلا،  اندازه  7 در 4 سانتی متر،  دوره ایلام،  محل نگهداری موزه هنر های زیبای بوستون.  عکس شماره 5595.

   عکس ظرف آب 2500 ساله سفالین به شکل بز کوهی،  جنس سفال، قدمت حدود 2500 سال، یافت شده در شمال غرب ایران.  در بخش جلوی بدن،  سوراخی برای ریختن آب در نظر گرفته شده. پا های بز به شکل غیرعادی کوتاه هستند،  که احتمالا به خاطر اطمینان از پایداری تکوک در حالت ایستاده است.  بخش هایی از ظرف شکسته بوده و با ظرافت چسبانده شده اند.  طول 27 Cm و ارتفاع 28 Cm.  محل نگهداری موزه متروپولیتن.  عکس شماره 5596.

   عکس لیوان دسته‌دار 3000 ساله ایرانی با نقوش هندسی،  جنس سفال،  ارتفاع 9.7 Cm،  قطر 10.7 Cm، قدمت نیمه اول هزاره پنج خورشیدی ایرانی،  محل نگهداری موزهی اسمیتسونیان ،  عکس شماره 5597.

   عکس جام شیشه ای، هنر ساسانی، ۲۲۴-۶۵۱ بعد از میلاد،  عکس شماره 5598.

   عکس عود سوز برنزی هنر اشکانی،  احتمالا یافت شده در بروجرد،  قرن اول بعد از میلاد،  عکس شماره 5599.

   عکس جام سیمین مرودشت،  که در جلال آباد مرودشت استان فارس بدست آمده است،  نمونه ای دگر از کار های بسیار پرگوهر ایران زمین،  که همیشه جاودان می باشد.  عکس شماره 5600.

     این جام بسیار زیبا در هزاره چهارم خورشیدی ایرانی آفریده شده است،  و در موزه ملی ایران نگاهداری می شود.  پهنای پایین این جام بسیار زیبا 10.5 Cm و دهانه آن 9 Cm و بلندی آن 20 Cm است.  روی آن دو نگار برجسته دو ایزد بانو،  که یکی ایستاده و دیگری در آن سوی جام به گونه نشسته،  با گیسوان آرایش شده و سربند،  یافت می شوند.  رخت های این دو ایزد بانو به گونه شراره های آتش یا شرابه های آب یا مِی و شراب می باشند.  در بالا و پایین و دور تا دور جام نگار های نیمه گرد کنده شده است.  همچنین در بالای جام نوشتاری به دبیره ایلامی کنده شده دیده می شود.  برگردان این نوشتار چنین است:

   "یاری کن،  یاری کن ایزد،  من کوری نا هی تی،  بخشنده آشامیدنی برای پروردگار،  ای بخشنده پاداش نیکی و فرخندگی،  ای ایزد پاک نهاد،  به سوی ما بیا!  مهر ایزدی تو پیوسته باید به برپادارنده نیایشگاه ارزانی شود.  یاری کن تو این جام را،  که از سوی یک بنده برگزیده پیشکش شده،  وی را روز به روز راستگار نگاه دار."

 نام ایزد یاد شده "ناروندی" می باشد،  که در باور های ایلام باستان،  همانا ایزد بانوی پیروزی باشد.

کلیک کنید:  آثار هنری و باستانی ماد و ایلام

عکس گوشواره زرین هنر لرستان

   عکس گوشواره زرین هنر لرستان،  هزاره سوم خورشیدی ایرانی،  سنگینی ۵ گرم،  موزه ملی ایران.  عکس شماره 5601.

   عکس طرح نبرد مرد با بز بالدار،  جنس نقره،  قدمت سده 42 تا 43 خورشیدی ایرانی یا دوره پیش هخامنشی،  محل نگهداری موزه میهو،  عکس شماره 5602.

   عکس جام های زرین هگمتانه،  از زمان هخامنشی،  که در همدان کاوش شده و در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود.  عکس شماره 5603.

   عکس ظرف مسین با نقش برجسته حیوانات در اطراف آن،  مربوط به تمدن ایلام،  اوایل هزاره پنجم خورشیدی ایرانی،  که در شوش کشف شده است،  عکس شماره 5604.

   عکس گردن آویز هزار ساله نقره ای،  با نقش سوار ایرانی در حال شکار شیر،  این گردن آویز نیم دایره ‌ای شکل با پیشینه ‌ای نزدیک به هزار سال،  آفریده هنرمندان ایرانی دوره غزنوی است.  گردن آویز که عرض و ارتفاع آن در حدود پنج و چهار سانتی متر است،  از نقره ریخته ‌گری شده و سپس حکاکی و قلم‌زنی شده است.  ردیفی از عبارات اسلامی بر حاشیه هر دو سوی اثر نگاشته شده،  و نقش میانی آن مرد اسب سواری به تصویر کشیده است،  که با گرز در حال نبرد با شیر است.  این اثر امروزه در موزه هنر لس‌آنجلس نگهداری می‌شود.  عکس شماره 5606.

   عکس گردنبند طلایی به جا مانده از ملکه ایران باستان،  مربوط به سده 47 خورشیدی ایرانی،  یعنی زمان سلسله هخامنشیان،   در موزه اوستیای شمالی روسیه نگهداری می شود.  تکه هایی که در مستطیل مشکی نشان داده شده،  تصویر شیر هایی است،  که در حال حمله به شکار می باشند.  این تصویر با شیر هایی که در پلکان آپادانا در تخت جمشید دیده می شود،  یکسان است.  عکس شماره 5606.

   عکس پلاکی با نقش شیردال به ابعاد 13.6 در 9.8 سانتی متر،  سده 44 تا 46 خورشیدی ایرانی،  دوره هخامنشیان،  این اثر اکنون در موزه متروپولیتن قرار دارد،  عکس شماره 5607.

   عکس تکوک به شکل سیاهگوش،  جنس نقره زراندود، قدمت سده 49 خورشیدی ایرانی،  یا دوره اشکانی،  محل نگهداری موزه میهو.  عکس شماره 5608.


کلیک کنید:  تاریخ ریتون و تکوک در ایران

   عکس کوزه قلیان از طلای ناب آراسته به بهترین فیروزه های نیشابور،  که بسیار خوشرنگ و صاف و جور،  همینطور خوشرنگ ترین یاقوت های سرخ موجود هستند.  در زمان ناصرالدین شاه قاجار ساخته شده است.  عکس شماره 5609.

جالب:  هر یک از این فیروزه ها بیش از 20 هزار دلار قیمت دارند.

5610

   عکس شرابدان نقره ساسانی با نقش پرنده،  اندازه 17.2 در 10.2 سانتی متر،  قدمت 226 تا 651 میلادی، یا دوره ساسانی،  محل نگهداری موزه هنر های زیبای بوستون.  عکس شماره 5610.

   عکس ظرفی از تمدن کهن جیرفت،  باستان‌شناسان معتقدند،  که جیرفت منشاء زبان نوشتاری بوده است،  که از طریق آن،  سیستم نوشتار توسعه یافت،  و سپس در کشور پراکنده شد،  و به شوش رسید. دکتر یوسف مجیدزاده،  که در دهۀ 1380 ریاست پروژه کاوشگری و حفاری جیرفت را به عهده داشت،  معتقد است،  جیرفت حلقۀ گم شدۀ تاریخ بشریت است.  عکس شماره 5611.

   عکس تندیس از هنر تپه تورنگ،  هزاره سوم خورشیدی ایرانی،  محل نگهداری موزه باستانشناسی و مردم شناسی دانشگاه پنسیلوانیا،  کشور آمریکا.  عکس شماره 5592.

   عکس ظرف سفالین خاکستری دسته دار به شکل چکمه مربوط به شمال ایران،  املش اواخر هزاره چهارم خورشیدی ایرانی،   عکس شماره 5612.

   عکس ظرف حمله شیر به گاو،  گنجینه کلماکره ،  جنس:  نقره و طلا،  قدمت:  اوایل هزاره پنج خورشیدی ایرانی،  محل نگهداری: موزه میهو .  عکس شماره 5613.

   عکس گردنبند طلای ساسانی با نگین هایی از سنگ لاجورد،  که بر یکی از آنها چهره خسرو پرویز و آن دو دیگر به نقش سر شیر مزین گردیده است. محل نگاه داری موزه رضا عباسی تهران،  عکس شماره 5614.

   عکس کاسه نقره ‌ای هخامنشی با نقش زرین سربازان ایرانی،  این کاسه با پیشینه‌ ای نزدیک به دو هزار و سیصد سال،  به دورانی که ساخت ظروف از فلزات گرانبها در فلات ایران رواج یافته بود تعلق دارد.  هنر هخامنشی به دلیل گستره پهناور امپراتوری،  سبک‌ های مختلفی را در بر می‌گیرد،  و این اثر زیبا احتمالا در یک ساتراپ شرقی و استپ‌ های شرق فلات ایران به جهت پیشکش شدن به پادشاه در تخت جمشید ساخته شده است.  نمونه ‌ای مشابه این کاسه که از طلای خالص پرداخته شده،  در نزدیکی رود آمودریا یافت شده است.  دو ردیف سربازان نقش شده با طلا هر کدام کمان و تیردانی با خود به همراه دارند،  و به ردیف‌ های سربازان گارد جاویدان هخامنشی نقش شده بر دیوار های تخت جمشید بی‌شباهت نیستند،  اما این سربازان تاجی مشابه پادشاهان این دوره نیز بر سر دارند.  این نقش‌ های رایج در عصر هخامنشی بر خلاف نگاره‌ های آشوری داستانی را نقل نمی‌کنند،  بلکه هدف آن‌ها نمایش دادن شکوه و قدرت پاداش و تسلط او بر امپراتوری است.  این نقوش از مهارت پادشاه در سوارکاری،  جنگ آوری و تیراندازی حکایت دارند،  سنت‌ هایی که در بسیاری از آثار به جا مانده از امپراتوری‌های ایرانی قابل مشاهده هستند.  قطر کاسه در حدود ده و ارتفاع آن نزدیک به هفت سانتی متر است.  این اثر زیبا در گذشته بخشی از مجموعه شخصی «کاپیتان اسپنسر چرچیل» بریتانیایی بوده است،  و امروزه در موزه بریتانیا در لندن نگهداری می‌شود.  عکس شماره 5615.

   عکس موشک،  یک سازه دست ساز کشف شده در کشور ترکیه.  قدمت این سازه حدودا 2500 سال است،  در آن تاریخ ترکیه کنونی جزیی از قلمروی ایران بوده است.  عکس شماره 5616.

   عکس تندیس نقره ای گاو ایستاده،  جنس: نقره،  قدمت اوایل هزاره پنج خورشیدی ایرانی،  دوره پیش هخامنشی،  محل نگهداری موزه میهو،  عکس شماره 5617.

   عکس ماسک طلایی لرستان،  مربوط هزاره پنج خورشیدی ایرانی،  واقع در موزه ایران باستان،  عکس شماره 5618.

   عکس پیش‌زره‌ طلایی 2800 ساله‌،  بخشی از یک پیش‌زره که روی سینه قرار می‌گیرد،  با نقش موجودات اسطوره ‌ای که دارای قدرت جادویی برای محافظت جنگجو تصور می‌شدند،  جنس:  طلا، اندازه:  9.3 در 18.5 سانتی‌متر،  قدمت هزاره پنج خورشیدی ایرانی،  منطقه‌ جغرافیایی:  شمالغرب ایران،  محل نگهداری:  موزه اسمیتسونیان،  عکس شماره 5619.

   عکس بشقاب زرین شاه ساسانیان،  خسرو انوشیروان نشتسته بر تخت در میان.  از زر، نارسنگ (لَعل)، کریستال و شیشه.  این کار با ارزش هنری هم از دید تکنیکی - cameo برای نمونه،  هم از دید گرایش و "سلیقه" هنری دربار پادشاهان ساسانیمان در کابینه پول و مدال و باستان فرانسه،  در پاریس نگهداری می شود.  عکس شماره 5620.

   عکس ظروف سنگی 2500 ساله از دوره هخامنشی،  که در تخت جمشید کشف شده است،  این ظرف اکنون در موزه تخت جمشید قرار دارد،  عکس شماره 5562.

   عکس دو جام شیشه ای پیدا شده در نیشابور،  متعلق به دوران غزنویان،  با قدمت حدود 800 تا 900 سال،  که در موزه متروپولیتن نیویورک به نمایش گذاشته شده است،  عکس شماره 5563.

      عکس کوزه نقره ای زیبای دوره هخامنشی،  کوزه ای با قلمزنی بسیار هنرمندانه و با دسته هایی به شکل بز کوهی،  که در دسته سمت چپ ظرف،  لوله ای برای ریختن آب در نظر گرفته شده . جنس نقره،  ارتفاع  22.76 سانتی متر،  وزن  451.08 گرم،  قدمت نیمه هزاره پنجم خورشیدی ایرانی.  محل نگهداری کلکسیون جورج اورتیز،  مرجع وبگاه کلکسیون جورج اورتیز،  عکس شماره 5564.

   عکس سکه طلای 2500 ساله بجا مانده از سلسله هخامنشیان،  با نقش یورش شیر به گاو،  محل نگهداری موزه هنر متروپلیتن نیویورک،  5565.

   عکس تندیس نقره ای 2800 ساله‌ بزکوهی،  با نشان درخت خرما،  این شیء چیزی شبیه قسمت بالایی یک عصا یا چوبدست است،  محل نگهداری موزه میهو ژاپن،  عکس شماره 5566.

   عکس توپ برنجی 400 ساله،  به غنیمت گرفته شده از شکست ارتش پرتقال و اسپانیا در مقابل سپاه شاه عباس صفوی در جزیره هرمز.  ساخته شده در1591 میلادی زمان فلیپ دوم پادشاه پرتقال و اسپانیا در پرتقال.  محل نگهداری،  محوطه موزه نادری (آرامگاه نادرشاه افشار) مشهد،  عکس شماره 5567.

   عکس تابوت 2000 ساله دوره اشکانی،  تابوتی از جنس سفال لعاب کاری شده،  حدوداً متعلق به سده اول میلادی،  محل کشف اوروک در جنوب عراق امروزی،  محل نگهداری بریتیش میوزیوم (موزه هنر بریتانیا)،  عکس شماره 5568.

   عکس بادگیر چپقی سیرجان تنها بادگیر متفاوت نسبت به دیگر بادگیرهای ایران و جهان از نظر معماری می باشد.  بادگیر چپقی که تنها بادگیر ساخته شده بدین شکل است برای خانه سید علی اصغر رضوی در شهر سیرجان استان کرمان ساخته شده است.  عکس شماره 5571.

   عکس کاسه ای ساخت 6000 سال پیش،  شکل بالا یک ظرف سفالین به ارتفاع 15.8 سانتی متر و قطر دهانه  27 سانتی متر را که متعلق به شش هزار سال پیش است نشان می دهد.  این ظرف در سایت باستانی تل باکون در نزدیکی تخت جمشید کشف شده،  اکنون در موزه  بریتانیا قرار دارد.  سفالگری های پیش- تاریخی متعلق به هزاره چهارم خورشیدی ایرانی در این ناحیه غالبا دارای نقش و تصاویری بر بخش بیرونی کاسه ها بودند.  این طرح ها شامل شکل های مارپیچ و طرح های شماتیک با نمای موجوداتی با بدن انسان و سر پرنده بودند.  البته در دوره های بعدی،  تولید انبوه ظروف سفالین موجب کاهش طرح های تزیینی و نقاشی بر روی سفال ها شده بود،  عکس شماره 5569.

   عکس قاشق نقره 2500 ساله،  دسته این قاشق با تلفیق هنرمندانه سه حیوان در هم ساخته شده،  شیر دال  جانوری که نیم بدنش شیر و نیم بدنش عقاب است،  در انتها شیری در حال یورش در میان،  و سر اردکی در محل اتصال دسته قرار دارد.  این قاشق بسیار ارزشمند،  د ر15.5 سانت درازای خود،  حرف های بسیاری از اهمیت هنر و توانایی صنعتی ایران باستان دارد،  عکس شماره 5570.

   عکس طلای هنرکاری هخامنشی،  قرن 45 تا 47 خورشیدی ایرانی،  موزه‌ لوور،  عکس شماره 5576.

 

   عکس ظرف سفالین چهار هزار ساله ماهی شکل،  یافت شده در منطقه غرب ایران، آذربایجان،  طول 17 سانتی متر،  محل نگهداری موزه هنر لوس آنجلس،  عکس شماره 5561.

   عکس سکه با تصویر پوران دخت بر سکه اش که در موزه سن پترزبرگ کشور روسیه نگهداری می شود.  پوران دخت شاهنشاه ایران در زمان ساسانی بود،  وی بانوی ایران بود،  که بر بیش از ١٠ کشور آسیایی پادشاهی می کرد.  او پس از اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست و فرامانروایی نمود.  عکس شماره 5621.

عکس سکه دریک هخامنشیان،  عکس شماره 5622.

پرسش از عموم:  آیا دریک بهترین نام برای واحد پول ملی است؟

کلیک کنید:  جام های تاریخی ایران

کلیک کنید:  تاریخ مهر و امضا در ایران

کلیک کنید:  سکّه های آق قویونلو و صفویه

سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

    جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران:  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ و حمله های عرب، مغول، تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

http://ravid.ir    و   http://arq.ir

چند مطلب 153

چند مطلب 153

   عکس وضعیت نگهداری آثار،  عکس شماره 7138:  1 ــ  باقی مانده های ستون های کاخ اختصاصی بار عام کوروش بزرگ در پاسارگاد.  2 ــ  سرستون 2500 ساله شیر در پارسه.  3 ــ  بازمانده ستون های کاخ هخامنشی در شوش.  4 ــ  آخرین آدامس جویده شده توسط الکس فرگوسن در زمین باز.  چرا در خارج اینقدر ساده اندیشند.

فیلم پزشک ابن سینا

      فیلم «پزشک» با بازی «بن کینگزلی» بازیگر آمریکایی برنده‌ اسکار در نقش «ابو علی سینا»، پزشک و فیلسوف معروف ایرانی،  در اروپا به پرده سینما رفت  این فیلم اقتباس سینمایی از رمان پرفروش «پزشک» نوشته‌ نوآ گوردون» است.  فیلم «پزشک» داستان پسر یتیمی را روایت می‌کند،  که پس از مرگ مادرش بر اثر یک بیماری ناشناخته،  قسم می‌خورد پزشک شود،  و مرگ را مغلوب کند.  او به شهر اصفهان می‌رود،  تا نزد پزشک مشهور «ابن سینا» درس بخواند.  این فیلم سینمایی که در آلمان و مراکش مقابل دوربین رفته است،  تاکنون به کشور های اسپانیا،‌ آلمان، هلند و چند کشور آمریکای لاتین فروخته شده،  و مذاکرات برای نمایش آن در دیگر کشورها ادامه دارد.

     فیلیپ استولزل»، کارگردان آلمانی که «صورت شمالی» و «گوته جوان عاشق» را در کارنامه کاری خود دارد،  فیلم «پزشک» را کارگردانی کرده است.  فیلمنامه این اثر اقتباسی را «جان برگر» به نگارش درآورده است.  بن کینگزلی که نقش «ابوعلی سینا» را در این فیلم بازی بازی کرده است،  یکی از هشت بازیگر آسیایی‌الاصلی است،  که نامزد دریافت جایزه اسکار شده،  و بعد از «میوشی یومیکی» دومین بازیگر آسیایی‌الاصلی است،  که این جایزه را برده است.  وی در سال 2008 از دانشگاه « هال» دکترای افتخاری ادبیات دریافت کرد.  وی بازیگر فیلم‌ های سرشناسی چون «فهرست شیندلر» و «جزیره شاتر» است،  که در سال 1998 رییس هیات داوران جشنواره فیلم برلین بود.

عکس آگهی فیلم پزشک،  عکس شماره 7664.

      این فیلم جزء معدود فیلم هایی است،  که در مقابل اروپای طاعون زده و فقیر،  ایران را کشوری به غایت ثروتمند،  متمدن و با فرهنگ نشان می‌دهد.  فیلم بر ایران و ایرانی بودن ابن سینا و زبان فارسی تاکید خاصی دارد،  که شنیدن زبان فارسی حین فیلم برای بیننده فارسی زبان خالی از لطف نیست.  بن کینگزلی که پیش از این نیز در فیلم خانه ای از شن و مه،  در نقش سرهنگی ایرانی بازی کرده بود،  این بار نیز در نقش بزرگترین طبیب جهان قدیم،  "ابن سینا"  خوش درخشیده است.  اولویه ماریتنز،  در نقش شاه ایران نیز با کمک گرفتن از جذابیت ظاهریش،  و نقش پر زرق و برقش، پر ابهت ظاهر می‌شود.  علاوه بر داستان فیلم،  که به برهه ای از تاریخ ایران زمین می‌پردازد،  برای تماشاگر ایرانی جذابیت های فراوانی دارد.  دانستن اینکه اولین بیمارستان جهان،  اولین مدرسه پزشکی جهان،  اولین عمل آب مروارید چشم،  و اولین عمل آپاندیس جهان،  در ایران انجام گرفته است،  و دیدن همه آنها بر پرده عظیم نقره ای،  یسیار غرور آفرین است،  درست برعکس فیلم 300 جدید،  که در پائین تر از آن نوشته ام.

فرزندان ایران زمین

   درود،  در طول این چند روز،  بارها و بارها این عکس ناراحت کننده را در فیسبوک و خبرگزاری های مختلف دیده ایم،  و مطالب متنوعی در اینباره خوانده ایم،  و هر شخصی از زاویه ای به آن نگریسته و نوشته است.  همانگونه که اگر مشکلی برای فامیل و آشنا پیش آید،  ناراحت می شویم،  خود بخود هر ایرانی که بویی از انسانیت داشته باشد،  برای دیگر ایرانیان هم ناراحت و دل آزرده می گردد،  و موضوع را جهت رفع مشکل مطرح می کند.  در این مورد افرادی به خطا و جفا خواهان برخورد تند و خشن و انتقام جویی از اهل سنت بودند،  یا افرادی مانند آقای نوری زاد،  ساده اندیشانه تروریست های وابسته به کشور عربستان سعودی را،  با هموطنان سنّی یکی دانسته،  و دست دوستی به طرف آنها دراز کرده،  و آغوش برایشان گشوده است.

      به نظر من نگاه احساسی لطیف یا خشن به این موضوع،  هرگز مشکلی را حل نخواهد کرد،  در صورتی که اقدامات لازم توسط ملت ایران یا حکومت ایران انجام نشود،  مجددا مطابق چند سال گذشته شاهد چنین حوادثی خواهیم بود.  با توجه به اینکه گروه های تروریستی مانند گروه جنایتکار "جیش العدل" از امکانات و پول و حمایت لجستیک کشور های همسایه استفاده میکند،  فرستادن چند سرباز وظیفه بی دفاع و بی پناه،  در آن کویر و بیایان های وسیع،  به مسلخ فرستادن فرزندان مظلوم ایران است.  در طول سال های گذشته بر همگان ثابت شده است،  که این جنگی تمام عیار و غیر متعارف و غیر کلاسیک است،  که پیروزی در آن از توان و قدرت نیروی انتظامی و تعدادی سرباز وظیفه با آموزش و امکانات محدود خارج است.

عکس سربازان ایران در گروگان گیری بدست تروریست های جیش العدل،  عکس شماره 7663.

      ما ملت ایران تنها شده ایم،  و مطابق تمام تاریخ شکوهمند خود،  باید به رفع مشکل بپردازیم،  هر چند که ممکن است فکر کنیم،  از توان ما یا هر یک از ما خارج است.  ولی اینگونه نیست،  با کمی هوشیاری و دقت و برنامه های پایه ای،  می توانیم کار های بزرگی را انجام دهیم،  در غیر اینصورت برایمان کار هایی خواهند کرد کارستان.  دولت پاکستان که در واقع در دست نظامیان است،  بوی گاز و نفت ایران آنها گیج کرده،  و کشور عربستان نیز بر پایه دروغ های تاریخی،  داعیه تاریخی بر ایران را دارد.  آنها با پول فراوان انواع سلاحها تهیه کرده اند،  منجمله آواکس،  و با آن تمام مخابرات مرزی را کنترل می کنند،  منجمله تلفن های همراه سربازان را.  بسیاری به اشتباه می گویند عربستان اینهمه سلاحی که تهیه کرده نیروی متخصص و نظامی برای استفاده از آنها را ندارد،  ولی دارد و خوب هم دارد.  توجه فرمایید غفلت از این موضوعها صدمات غیر قابل جبرانی به ایران و ایرانی وارد می کند.

عکس رقص رئیس جمهور های آمریکا و فرانسه در کشور عربستان،  عکس شماره 7196.

      در گذشته نه چندان دور در تاریخ،  یعنی تا همین 70 – 80 سال پیش یک درجه دار انگلیسی رئیس روسای را در این کشورها عوض می کرد،  و هر کاری می خواست می کرد.  ولی امروز رئیس جمهور ها باید بروند در آنجا برقصند،  و کلی قر و فر بریزند و...،  تا بلکه بتواند حداقل کار و برنامه ای پیش ببرند.  با حساب این چند دهه،  و نفت و پول،  اگر این رشد و روند ادامه پیدا کند،  تاریخ و جغرافیا در قاره کهن تعریف دیگری پیدا می کند،  بهمین جهت نباید موضوعات پیش آمده را دستکم و یا کم اهمیت دانست.

   عکس مزار محمدتقی پسیان،  عکس شماره 5744.  مرا اگر بکشند قطرات خونم کلمه ایران را ترسیم خواهد کرد،  و اگر بسوزانند خاکسترم نام وطن را تشکیل خواهد داد.  "محمدتقی پسیان"،  منبع عکس اینترنت.

دشمنان تاریخ ایران

      دشمنان تاریخ ایران،  از ابتدای قرن 20 بشدت فعال شدند،  آنها با انواع ترفندها در کتاب های درسی و دانشگاهی،  در رادیو و تلویزیون،  فیلمها و مستندها و غیره،  می خواهند بگویند ایرانیها غیر ایرانی هستند،  و این آریاییها از سرزمین های دور دست شمالی به ایران آمده اند.  آنها با استفاده از دروغ و دونگ با اشاره به منابع الکی و آبکی،  از ابتدا در گوش دانش آموزان ایرانی می خوانند،  که شما غریبه این سرزمین و غاصب هستید،  شما در طول تاریخ از همه شکست خورده اید،  شما هیچ و پوچید،  نمونه در اینجا.  جوانان باهوش ایران مراقب باشید،  این نبرد نو پدید امروزه بشدت ادامه دارد،  و استعمار و امپریالیسم و با کمک عوامل خودش در این راه بشدت می کوشند.

   عکس منبع آب،  این از منابع آبکی است،  که در نوشته های تاریخی ایران بفراوانی یافت می شود،  و به آن اشاره می کنند،  عکس شماره 7198.

      این دروغها درصورتی است،  که اولین تمدن جهان در ایران بوجود آمد،  که دارای خط و فرهنگ و علم بود،  و جهان با این تمدن کهن جی،  به رشد و تکامل رسید،  و هر آنچه که امروز از زبان و خط و... در تمام گیتی وجود دارد،  ریشه در این تمدن کهن ایرانی دارد.  جوانان باهوش ایران،  دشمنان غربی و تاریخی ایران زمین هر آن ترفند جدید بکار می برند،  تا بتوانند مقاصد شوم استعماری خود را پیش ببرند،  هوشیار باشید و اغفال نشوید،  و با مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید،  آماده شوید برای افشای دروغ و دونگ،  ترفند و نیرنگ دشمنان تاریخی ایران،  بویژه استعمار انگلیس و روس.

کلیک کنید:  دروغ مهاجرت آریایی ها به ایران

بیاد سربازان اسیر میهنم

      ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﮔﺮ:  ﺗﺮﮐﺶ ﺧﻤﭙﺎﺭﻩ ﭘﻴﺸﻮﻧﻴﺶ ﺭﻭ ﭼﺎﮎ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ،  ﺭﻭﻱ ﺯﻣﻴﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻣﻴﮑﺮﺩ،  ﺩﻭﺭﺑﻴﻦ ﺭﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﺎﻻﻱ ﺳﺮﺵ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﺧﺮﻳﻦ ﻧﻔﺴﺎﺷ ﻮ ﻣﻴﺰﺩ ﺍﺯﺵ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ﺍﻳﻦ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺍﺧﺮ ﭼﻪ ﺣﺮﻓﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺍﺭﻱ؟

ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﮔﻔﺖ:  ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﺸﻮﺭﻡ ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻂ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﻣﻴﻔﺮﺳﺘﻦ، ﻋﮑﺲ ﺭﻭﻱ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﻫﺎ ﺭﻭ ﻧﮑﻨﻦ ﮔﻔﺘﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﺿﺒﻂ ﻣﻴﺸه،  ﻳﻪ ﺣﺮﻑ ﺑﻬﺘﺮﻱ ﺑﮕﻮ ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﻃﻨﺎﺯﻱ ﮔﻔﺖ ..ﺍﺧﻪ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻲ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﻬﻢ ﺭﺏ ﮔﻮﺟﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ،  اﺯ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻳﮏ سرباز.  فدای غیرت تک تکشون.

عکس یک رزمنده ایران،  امروز اینها کجایند؟  عکس شماره 7080.

میرزا کوچک خان

      در هر کشور و سرزمینی جنگ های داخلی،  بخاطر برخورد تمدن ها در ساختارهای تاریخی اجتماع صورت می گیرد،  و تمدنی که در دوران قبلی قرار دارد،  با عده ای که نمایندگان آن تمدن هستند،  از بین می روند یا شهید می شوند،  ولی این جنگ های داخلی  نباید باعث جبه گیری های قهری شود،  بلکه باید آنها را به تحقیق و تحلیل گرفت تا بتوان آینده ای بهتر را ترسیم نمود.  یاد آوری نمایم گروه های مختلف طبقاتی و اجتماعی و تاریخی ایرانی،  که در این نبردها،  کشتن و کشته شدنها بوده اند،  همه ایرانی بوده،  و چه بسا از هر دو طرف که بودند،  قهرمانان ملی و مردمی بنامی بوده،  و در تحلیل و تفسیری های مختلف،  از افتخار ایران بودند.

   عکس تابلوی در محل شهادت میرزا کوچک خان روستای خانقاه گیلوان از دهستان شال،  و توابع بخش شاهرود شهرستان خلخال،  در مرز استان گیلان با استان اردبیل.  عکس شماره 6323.

اولین اتوبوس در ایران

      اولین اتوبوس در ایران توسط یک تاجر بلژیکی در شهر رشت به کار گرفته شد،  اما به مرور زمان و با توجه به میزان کرایه،  سودآوری و زیر ساخت های حمل و نقل توجیه اقتصادی آن رد شد،  و به همین دلیل اتوبوس به کار گرفته شده به یکی از تجار ایرانی به نام (معین التجار) فروخته شد. او نیز پس از انقلاب مشروطه اتوبوس خود را به تهران آورد،  و با کرایه هر نفر 3 شاهی مشغول به فعالیت شد،  که به مرور زمان تقاضا برای استفاده از این خودرو بیشتر از قبل شد،  و پس از چند سال با ورود چند اتوبوس توسط تجار مختلف به شهر رونق زیادی در جا به جایی مسافر شکل گرفت.  اما اغلب اتوبوس های شاغل با توجه به مسافت طی شده از اروپا تا مقصد به کارگیری در ایران،  بعد مسافت و زمان حمل،  مستهلک بودند،  و هزینه حمل و نقل بالایی را طلب می کردند،  که در نهایت باعث پایه گذاری صنعت اتومبیل سازی در ایران شد. براین اساس اولین اتوبوس های مونتاژ شده در سال 1290 شمسی وارد تهران شدند،  که حدود 5 درصد جا به جایی مسافران آن زمان توسط 500 دستگاه اتوبوس انجام می‌گرفت.

عکس اولین اتوبوس در ایران،  عکس شماره 1266.

      در زمان صدارت وثوق الدوله در سال 1298 با توجه به افزایش نارضایتی مردم از نحوه جا به جایی مسافر،  دولتمردان بر آن شدند تا با ایجاد یک اداره به سازماندهی و نظم بخشیدن به حمل و نقل شهری بپردازند،  که پس از مدتی بحث و تفحص این اداره در بلدیه (شهرداری) پایه گذاری شد. شهرداری موظف شد قوانینی وضع کند تا تسهیلات لازم را برای مسافران ایجاد کند،  که این قوانین شامل میزان کرایه، زمان کار ناوگان، تثبیت خطوط و آیین نامه انضباطی بود.  در اولین گام شهرداری تمام اتوبوس ها را موظف به دریافت پلاک شناسایی خودرو نمود،  و در زمان کریم آقا بوذرجمهری،  جهت کنترل خطوط هر خط دارای ناظری شد،  تا بر رعایت ناوگان خطوط نظارت کند.  در شهریور سال 1320 نیز تعداد 100 دستگاه اتوبوس در تهران کار می کردند،  که حدود 90 دستگاه آن بنز بود.  در همین سال اتوبوس های «زایس» روسی وارد ایران شدند،  و در سال 1331 دولت آقای سهیلی اجازه فعالیت شرکت های خصوصی حمل و نقل را صادر کرد. منبع اینترنت.

شهر باستانی هترا

      هترا شهری باستانی است،  که در استان نینوا،  کشور عراق قرار دارد،  (عراق = ار = ایران + راق = کوهستان = ایران کوهستانی،  مشروح در اینجا).  هترا در ۲۹۰ کیلومتری شمال شهر بغداد و ۱۵۰ کیلومتری جنوب غرب شهر موصل قرار دارد.  اما در دوران باستان این شهر در فاصله ۵۰ کیلومتری شمال غرب پایتخت آشور باستان واقع بود.  شهر هترا دارای معماری خاصی است،  که می ‌توان سه نوع تمدن ایرانی، یونی آنی و رومیه ای را در آن دید.

عکس بخشی از شهر هترا،  عکس شماره 7038.

      هترا که شهری قلعه مانند،  یکی از معدود آثار به جا مانده از دوران اشکانی است،  و در یونسکو به ثبت رسیده است.  سرستون‌ها و سنتوری یونی آنی به جا مانده در این بنا،  نشانهٔ نزدیکی فرهنگی و جغرافیایی اشکانی و یونی آنی است.  درباره این شهر باید تحقیقات بدور از دروغ های تاریخ،  توسط جوانان متخصص ایرانی صورت پذیرد.

کاخ فراموش شده ساسان

      کاخ ساسان در 13 کیلومتری جنوب شهرسان سروستان واقع شده است.  این کاخ از دید زمانی احتمالا به بهرام پنجم ساسانی،  منسوب است.  این کاخ همانند آتشکده‌ فیروزآباد است،  ولی از آن بسیار پیچیده‌ تر و پر تاق و گنبدتر است.  اندازه‌ آن 37*43 متر است.

عکس کاخ ساسانی در شهرستان سروستان،  عکس شماره 7039.

      در این سازه‌ ساسانی به ستون‌ها و گنبدها و تاق‌ های بی همتایی در میان سازه‌ های ساسانی بر می‌ خوریم.  با توجه به زمین‌ های پیرامون این کاخ،  می‌توان گمان برد این همان نخچیرگاه بزرگی است،  که بهرام گور (فرزند یزدگرد یکم) در آن به شکار می ‌پرداخته است.

   عکس ساحل صخره ‌ای دریای مکران،  استان سیستان و بلوچستان،  در این ساحل پدیده موج فشان را می‌توان دید.  در فصل مرداد و مصادف با وزش باد های موسمی،  ارتفاع این امواج به ۱۵ متر می‌رسد.  عکس شماره 7040.

فهرست ایرانی است

      در ستون کناری،  لینک فهرست وبلاگ را قرار داده ام،  بسیاری می پندارند فهرست واژه ای عربی است،  در صورتیکه در زبان عربی ریشه یابی ندارد،  زیرا فهرست واژه ای ایرانی است.  فه اول فهمیدن به معنی آگاهی و رست به معنی رستن و روییدن است،  که در جمع می شود محل آگاه شدن رستن نوشته ها.  خود تاریخ زبان عربی ریشه در زبان کهن ایرانی دارد،  حتی آثار تاریخی مرکز کشور عربستان این موضوع را بوضوح می گوید.

   عکس بخشی از کتیبه ای که به مکعب الحمرا شهرت یافته است،  این اثر مهم تاریخی سه سال پیش در استان حائل کشور عربستان کشف شده است.  این اثر با جمع دیگری از آثار باستانی تازه کشف شده آن کشور،  در نیمه دوم 2012 و نیمه اول 2013 در اروپا و آمریکا،  با نام جاده های عربستان بنمایش گذاشته شده،  می توانید از اینترنت اطلاعات بیشتر بدست آورید.  بنا به گفته کارشناسان و مسئولان عربستانی و غربی،  در این کتیبه آثار باستانی ایران و مد (ماد) بخوبی دیده می شود.  عکس شماره 4638.

بزرگترین پیروزی تاریخ شرق بر غرب

      کسانی که فیلم اسپارتاکوس را دیده اند،  احتمالا نام کراسوس را به یاد می آورند.  کنسول مغرور رومی،  که هزاران برده نگون بخت را در دو طرف جاده های منتهی به روم،  به صلیب کشید.  بد نیست سرنوشت سیاه این ژنرال رومی را بدانید،  قابل توجه مزدوران بیگانگان در ایران، این سرنوشتی است که انتظار آنها را نیز میکشد.

      هنگامی که کراسوس قدرت خویش را در روم تثبیت نمود،  تصمیم گرفت همچون پیشینیان متجاوز خویش (همچون اسکندر خیالی)،  به سوی شرق پیشروی نماید.  بزرگترین مانع وی در شرق ایران بود،  که در آن دوران تحت حاکمیت پادشاهان اشکانی قرار داشت.  هنگامی که اُرُد شاه آن دوران ایران و سیزدهمین پادشاه اشکانی،  به این تصمیم نابخردانه کراسوس پی برد،  سفیری را به نزد وی در شهر رم فرستاد،  و او را از جنگ برحذر داشت.  سردار مغرور و گستاخ رومی در پاسخ درخواست صلح سفیر چنان پاسخ داد:  زمانی که به تیسفون آمدم،  پاسخ پادشاه شما را خواهم داد. سفیر دلاور و میهن دوست پارتی،  کف دستش را به کراسوس نشان داد و گفت:  اگر در کف دست من مویی میبینی،  تیسفون ما را هم خواهی دید.  کراسوس با تدارک سه لشکر عظیم،  به ایران حمله ور شد. این ایام مصادف بود با جشن عروسی شاهزاده ایران با دختر حاکم ارمنستان.

عکس نقاشی نبرد تاریخی،  عکس شماره 4433.

      یکی از سه لشکر روم، راه ارمنستان در پیش گرفت.  لشکر دیگر راه میان رودان و تیسفون (بغداد امروزین) را در پیش گرفت،  و خود کراسوس با لشکر سوم به سوی آذربایجان روانه شد.  ارد فرماندهی اصلی لشکر و نیز دفاع از سرزمین آذربایجان را به سورنا،  بزرگ خاندان سورن سپرد،  که تا پایان دوران ساسانی از خانواده های بزرگ ایران بودند.  این سردار دلاور با تاکتیک جنگ و گریز،  کراسوس را به میانه های سرزمین کوهستانی و پر پیچ و تاب آذربایجان کشاند،  و در یک فرصت استثنایی گروهی از بهترین سوارکاران پارتی به قلب لشگر رومی زدند،  و سر کراسوس و پسرش را از تن جدا کردند،  و بر سر نیزه ها کردند.  لشگریان رومی که از این رویداد شگفت انگیز شوکه شده بودند،  راه فرار را در پیش گرفتند،  و بسیاری از رومیها کشته و اسیر شدند.  دو لشگر دیگر نیز کاری از پیش نبردند.  سر این دو متجاوز را به کیسه ای انداختند،  و به ارمنستان بردند،  و به عنوان هدیه،  زیر پای عروس ایران انداختند.

   جالب:  از دیدگاه تاریخ نگاران،  این بزرگترین پیروزی نظامی شرق بر غرب گفته شده است.

تظاهرات یا شورش اوکراین

      بنظر من آماده سازی ها،  از مدتها پیش آماده شده بود،  برنامه ریزان این طرح،  می خواستند ابتدا در ژنو توافق با ایران انجام پذیرد،  و روسیه و چین در ژنو مقاومتی نکنند.  پس از توافق ژنو عملیات اوکراین شروع شد،  و در مدت بازی های زمستانی سوچی کشور روسیه،  عملیات اوکراین را به اوج خودش رساندند،  تا از همه جهت دست پوتین بسته باشد.  اگر ما موضوعات و مسائل تاریخی را درست تجزیه و تحلیل کنیم،  با حساب ریتم ها،  تا حدودی می توانیم آینده را پیش بینی نماییم.

عکس اعتراضات و تظاهرات آرام و خشن اوکراین،  عکس شماره 7665 .

دومین 300 مسخره

      فیلم ضد ایرانی  300  به کارگردانی «زاک اسنایدر» محصول کمپانی صهیونیستی «برادران وارنر»  در سال 2006 میلادی به نمایش درآمد ، و جنجال زیادی به پا کرد.  این فیلم مورد انتقاد بسیاری قرار گرفت،  و حتی برخی از رسانه ‌های غربی به این مسئله،  که این فیلم یک تحریف تاریخی کامل است،  اعتراف کردند.  قسمت جدید این فیلم هم،  که از استودیو برادران وارنر است،  در ابتدا 300 نبرد آرتمیشیا،  نام داشت،  سپس به 300 قیام یک امپراطور تغییر نام داده شد.  قسمت جدید را «نوآم مارون» متولد اسرائیل،  کارگردان فیلم های،  یک روز خوب برای مرگی سخت،  و آدم ‌های باهوش،  انجام داده است.  داستان دروغ این فیلم،  کاملا در ادامه قسمت اول ساخته شده،  و درباره مبارزه دریایی آتنی‌ها با خشایار‌شاه است.

عکس لوگوی سری جدید فیلم ۳۰۰ بنام قیام یک امپراطور،  عکس شماره 6357 .

      قیام یک امپراطور،  همچون قسمت قبلی فیلم،  بر اساس کمیک بوکی از «فرانک میلر» ساخته می‌شود.  اگر چه کمیک بوک «300»  دارای دو جلد است،  ولی مشخص نیست که «میلر» آن را به همین دو قسمت محدود کرده و یا آنکه قرار است آن را ادامه دهد.  در فیلم جدید 300،  همچون قسمت قبل،  «رودریگو ساناتورو» نقش خشایارشا را به عهده دارد.  دیگر بازیگرانی که در این فیلم ایفای نقش می‌کنند،  عبارتند از: «اوا گرین»، «جک اُکونل»، «اندرو تیرنان» ، «کالان مالوی»، «اندرو پلیوین».  جوانان باهوش متخصص ایران،  ضمن حفظ محیط دمکرات،  نقد و انتقاد خود را درباره این دروغها و حقه بازیها همه جا بنویسید و بگویید.

عکس قاشق چنگال ساسانی

عکس بدون شرح،  عکس شماره 5625.

کلیک کنید:  تاریخ سکه های ایران

کلیک کنید:  موزه مجازی وبلاگ انوش راوید

کلیک کنید:  تاریخ مزدوران و عوامل بیگانه در ایران

 سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

    جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران:  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ و حمله های عرب، مغول، تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

http://ravid.ir    و   http://arq.ir

جغرافیای تاریخی ایران

جغرافیای تاریخی ایران

بخش اول،  بخش دوم در اینجا

   پیش گفتار

      در واقع و با دید درست براحتی می توان سرزمین هایی را که با کشور ایران کنونی هم تاریخ هستند،  به شش بخش اصلی وابسته تقسیم کرد،   سرزمین غربی شامل کشور عراق کنونی،  سرزمین شمال غربی شامل کشور های آذربایجان و ارمنستان،  سرزمین مرکزی شامل کشور ایران کنونی،  سرزمین شرقی شامل کشور افغانستان و ایلات سرحدات و بلوچستان،  سرزمین شمال شرقی شامل کشور های آسیای میانه اصطلاحی،  سرزمین جنوبی شامل کشور های جنوب خلیج فارس.  از ابتدای سال آریایی میترایی،  تمام این مناطق تحت پوشش یک فرهنگ تاریخی بوده،  و مرز های قبیله ای آنها در هم تنیده شده بود.  این پست ادامه دارد و باز نویسی می شود.

توجه:  تعدادی از عکس ها فیل + تر هستند.

بعد از دوران یخبندان

      در 8000 سال پیش،  با پایان یافتن یخبندان کوچک و آب شدن یخها،  رودخانه های خروشان و دریاچه های بزرگی در ایران تشکیل گردید.  ارتفاع کوه ها خیلی بیش از امروز بود،  و توسط یخرفتها و آبرفتها و سیلها،  شسته شدند،  و به میان دشتها حرکت کردند.  دریاچه بزرگ داخلی که دریای سین یا دریای چین در شاهنامه فردوسی نامیده شده است،  که از جمع دو کویر ایران تا ارتفاع های 1350 را تشکیل می داد.  دریاچه ارومیه که آن نیز دریای چیچست نامیده می شد،  تا همین سطح ارتفاع را شامل می شد.

      ارتفاعات زاگروس و رشته کوه های بارز،  این دریاچه های بزرگ را از دریا های آزاد جدا می کرد.  در این زمان به مرور طی چند هزار سال از ارتفاع کوه ها نیز کاسته می شد،  اثرات آن در سطوح سنگی کوه ها،  و در تپه های کوچک پائین دست،  بفراوانی دیده می شود.  دریاچه های داخلی کم و بیش بزرگ و پر آب بودند،  تا حدود 2000 سال پیش که با ایجاد شکاف به دریای آزاد،  و تبخیر و نفوذ و غیره بسیار کم آب شدند.  در دورانی که پر آب بودند شهر هایی بنام کرج، کرجی، کلجی، در کرانه آن دریاچه ها وجود داشت،  که به معنی بندرگاه می باشد.  کر = آب گیر یا ساحل آب مانند کرانه، کرخه، کر بودن گوش که در گذشته می پنداشتند گوش آب گرفته است + رج یا رگ = حاشیه و رگ یا رج های اسکله.

   نقشه ارتفاعات ایران که بخوبی گویای تاریخ زمین شناسی بعد از دوران یخبندان می باشد،  عکس شماره 4059.

میان رودان تاریخی

      میان رودان تاریخی که بین النهرین هم گفته می شود،  یکی از مهمترین سرزمین هایی است که در طول تاریخ تمدن ایرانی پیوسته به تاریخ ایران بوده است.  پس از جنگ جهانی اول،  و متلاشی ‌شدن امپراتوری عثمانی،  در سرزمین تاریخی میان رودان،  که میان دو رودخانه بزرگ غرب آسیا  یعنی دجله و فرات قرار دارد،  کشور عراق تأسیس شد.  در واقع این کشور و چندین کشور کوچک دیگر در قاره کهن،  بر پایه برنامه ریزی و سیاست های استعماری کشور سازی انگلستان ایجاد شده اند.

دریای فراخ کرد

      در بسیاری از نوشته های قدیمی ایران، مربوط به هزاره های دوم تا چهارم آریایی میترایی،  نام دریای فراخکرد آمده است،  و بسیاری آن را به اشتباه یک دریا یا رودخانه می دانند،  و باعث تعجب شده است،  که چرا در همه طرف وجود دارد.  فراخکرد در جنوب ایران خلیج فارس است،  در شمال ایران دریای خزر است،  و در مدیترانه و دریای سیاه است.  در اینجا بگویم،  که تا هزاره چهارم آریایی میترایی،  می پنداشتند دریاچه خزر یک دریای آزاد است،  و از آب های فرخکرد می باشد.

      دریای فراخ کرد به معنی اقیانوس امروزی است،  و این نام براحتی به ما می گوید،  که در هزاره های اول تا نیمه هفتم آریایی میترایی،  ایرانی ها می دانستند زمین گرد است زیرا:

   فراخ = فراخ، بزرگ، گشاد، + کرد = گرد،  درباره کرد که گرد می شود،  می توانید از پیرمردان و پیرزنان روستایی دور دست مدرسه نرفته بپرسید،  آنها گرد را کرد می گویند.  امروزه کرد به معنی انجام دادن کاری آمده است،  و اصطلاح "گردش کن"  هم به همین معنی می آید.

   نقشه دریای فراخکرد و دجله و فرات و اروند رود،  عکس شماره 5869.  جهت مطالعه پرسش و پاسخ های مربوط به دریای فراخکرد،  به وبلاگ گفتمان تاریخ بروید.

   قابل توجه:  در هزاره های اول تا شش آریایی میترایی،  اقوام مختلف برای هر کدام از دریاها نامی گذاشته بودند،  که بنا به موقعیت جغرافیایی و انسانی آنها تعیین شده بود.  به مرور این نامها را بررسی می کنم،  و در همین پست می نویسم.

رود دجله

      رودخانه دِجله با ۱۹۰۰ کیلومتر طول،  سی و هشتمین رود جهان است،  که از دامنه‌ های جنوبی رشته ‌کوه توروس در شرق ترکیه سرچشمه می‌ گیرد،  پس از ورود به کشور عراق از میان شهر های بزرگی چون بغداد و موصل عبور کرده به اروند رود می ریزد.  دجله رود پر آب و بزرگی است،  به گونه ای که میان بغداد و موصل کشتی‌ هایی در آن حرکت می‌ کنند،  که از نظر بازرگانی اهمیت بسیار دارد.

      نام این رود در زمان سلسله هخامنشیان تیگره بوده است،  به معنی تیز = تند و سریع + رو = رونده،  که با آوای اربی (عربی) دجله شده‌ است.

   ــ  شهر های مهم مسیر رود دجله:   دیاربکر، بسمل، حصن کیفا، جزیره ابن عمر، موصل، تکریت، سامرا، کاظمین، بغداد، عماره، کوت.

   ــ  سر شاخه‌ها رود دجله:  عنبر، کورو، پاموک، هازرو، باتمان، گَرزان، گوک‌سو، ساوور، بوتان، خابور کوچک، زاب بزرگ، زاب کوچک، العظیم، سیروان (دیاله).

رود فرآت

      فرات یکی از دو رود بزرگ منطقهٔ میان ‌رودان (بین‌النهرین) است،  که در غرب دجله قرار دارد،  و از کوهستان ارمنستان سرچشمه گرفته،  و به سوی آشور، سوریه، بابل روان است،  و به اروند رود می ریزد.  فرات و دجله دو رودی هستند،  که منطقه میان‌ رودان را مشخص و محدود می ‌کنند.  فرآت به معنی فر = رونده با شکوه + آت = آتش است،  زیرا این رود از میان زیارتگاه های مهم کهن،  مانند شهر های باستانی بابل و دورا اورپوس و... عبور می کند،  قبلاً درباره آنها نوشته ام.

   عکس بمباران دجله و بغداد در جنگ دوم خلیج فارس،  عکس شماره 6273 ،  در این جنگ امپریالیسم سرمایه داری،  دشمنی خودش را با ملت های قاره کهن و بخش شرقی ایران تاریخی بخوبی نشان داد.

اروند رود

      اروند رود تاریخی از محل تلاقی دو رود دجله و فرات در شمال شهر بصره کنونی تشکیل می شد،  اروند رود به معنی رود ایر ها می باشد،  ار = ایر = قوم یا ملت ایر + وند = وابسته + رود.  این رود از همریزش رود های دجله، فرات و سپس کارون تشکیل شده است.  دجله و فرات پیش از پیوستن به کارون در شهر قرنه کشور عراق در ۳۷۵ کیلومتری جنوب شهر بغداد به هم می ‌پیوندند.  درازای اروند رود از قرنه تا ریزشگاه آن در خلیج فارس ۱۹۰ کیلومتر است.  ریزشگاه اروند رود در میان شهر ایرانی اروند کنار و شهر عراقی فاو است.

   اروندرود کنونی،  رودخانه پهناوری در جنوب غربی ایران و در مرز ایران و عراق است،  که از رود های دجله و فرات و کارون تشکیل شده،  و به خلیج فارس می ریزد.

عکس منظره تاریخی حدود 1310 خورشیدی از اروند رود ایران،  عکس شماره 1248.

   خروش فریدون از شاهنامه فردوسی

       فریدون بخون خواهی پدر خویش روی به پیکار نهاد،  در خرداد روز (ششم) با سپاه و پیلان و گردانها  و بار و بنه راه اروند رود پیش گرفت.  چون بدانجا رسید از نگهبان رود خواست که کشتیها بر آب افکند و سپاهش را بدان سوی رساند.  نگهبان رود،  فرمان نبرد و گفت بفرمان ضحاک تازی نباید بگذارم که پشه ای هم بی دستور و مهر شاه از این آب بگذرد.  فریدون از این پاسخ خشمناک شد،  باسب بر نشست،  خود و سپاهش بی باک از آن رود ژرف گذشت و تازین اسب بآب فرو رفتند و بخشکی رسیدند و از آنجا بسوی بیت المقدس شتافتند.  بیت المقدس را در پهلوی گنگ دژ هوخت خوانند.

   ــ  لازم به یاد آوریست،  تازی همان تاجی است،  به معنی نام شهرها و روستاهای ایران مراجعه شود.

   نقشه مسیر فریدون و عبور از اروند رود،  عکس شماره 5872 .  محل عبور از اروند رود به شماره یک مشخص است.

  توجه:  کما بیش 50 درصد از آب رودخانه دجله از کوه های زاگروس (ایران) سرچشمه می گیرد،  با توجه به آبدهی دجله و فرات،  حدود 60 درصد آب رودخانه اروند رود،  از پیوستن این دو رودخانه تشکیل می شود.  میزان زیادی از آب رودخانه های فرات و دجله، در اثر سد سازی‌ های زیاد کشور های ترکیه و سوریه و عراق،  بر روی آنها کاهش یافته است.  بر اثر این سد سازی های نیمه دوم قرن 20 میلادی،  ارزش کشتی رانی رودها از بین رفته است.  فقط اروندرود ایران ارزش واقعی کشتی رانی دارد،  زیرا رودخانه کارون بزرگ ترین رودخانه‌ ایران بدان می پیوندد.

   مهم:  قرن 21 قرن کنترل انرژی و آب است،  جوانان باهوش ایران باید به مهم سد بندی های بی حساب و کتاب کشور های دیگر به روی رودخانه هایی،  که آب آنها به ایران می آید توجه کنند.  زیرا در آینده کشور ایران با مشکل کم آبی و بی آبی مواجه خواهد شد،  هر چند که هم اکنون نیز چنین است.  در وبها بگویید و بنویسید،  و درباره سد سازی های بی رویه و بدون اجازه و هماهنگی با ایرانیها،  بروی رودخانه هایی که از نظر تاریخی ایران حق آبه دارد اعتراض کنید.  باید بشدت تمام از حقوق تاریخی ایران دفاع کرد،  زیرا دشمنان تاریخی ایران،  با گفتن و نوشتن دروغ در تاریخ،  هر آن هر چه بیشتر از ایران و ایرانی می ربایند.

   عکس معدن طلای روشا در کشور رومانی،  عکس شماره 4095 ،  این معدن طلا در راستای جغرافیای تاریخی ایران بوده است،  قبلاً در اینجا از آن نوشته ام.

   طلای ایران و بلخ تاریخی

      از گذشته های دور طلا ارزش خاص خودش را داشت،  در تمام دوران های تاریخ از طلا برای تزئین و قدرت استفاده می شد،  در خاک کنونی ایران دو معدن طلای تاریخی وجود دارد،  که از زمان ایلامیها مورد بهره برداری قرار می گرفتند.  در کتیبه داریوش بزرگ در کاخ شوش نوشته شده که طلا های کاخ را از بلخ و سارد می آوردند،  ترجمه و تلفظ بلخ از آن کتیبه بدرستی معلوم نیست،  ولی آنچه که مسلم است در حوالی ولایت بلخ افغانستان کنونی معدن طلا وجود ندارد،  در زیر مکان های طلا دار افغانستان را نوشته ام.  در واقع،  بلخ یا باختریش با هر تلفظ دیگری به این منظور،  حدود یکی از شهرستان های تکاب یا صائین دژ یا میاندوآب می باشد،  که در کناره های سیمینه رود و زرینه رود قرار دارند،  که گاهی در تاریخ بنام سیحون و جیحون نامیده شده اند،  بنظر من و با جمع بندی های کلی میاندوآب انتخاب اصلی است،  در آینده نزدیک با یک سفر ده روزه به آن نواحی،  دقیق تر خواهم گفت بلخ تاریخی باخترکجا بوده است.

      در طول تاریخ مهاجرت های متعددی انجام پذیرفته،  که دلایل زندگی و دینی و غیره داشته است،  مردمانی که بجای جدید می رفتند دوست داشتند نام محل قبلی خود را در جای جدید بگذارند،  نمونه آن در تمام  قاره آمریکا از شمال به جنوب فراوان دیده می شود،  اروپائیان و آفریقائیان مهاجر،  نام های شهرهای قبلی خود را در مکان های جدید گذاشته اند،  در گذشته های تاریخی قاره کهن نیز چنین بوده است.  اشتباه در نگارش تاریخ ها و پرت و پلا هایی که بجای تاریخ در دو قرن گذشته نوشته اند،  بلخ باختر را با بلخ خاور اشتباه گرفته اند،  این غلط باعث شده تاریخ کلی بهم ریخته شود.  وظیفه پژوهشگران جوان باهوش ایرانی است،  که با دید نو و بدور از دروغها و غلط ها،  تاریخ را بازنویسی نمایند.

   معدن طلای زره‌شوران ــ  به عنوان بزرگترین معدن طلای ایران،  در ۳۵ کیلومتری شهرستان تکاب و ۱۵ کیلومتری مجموعه میراث فرهنگی و گردشگری تخت سلیمان واقع شده است.  واحد فرآوری و استحصال طلا با ظرفیت سالانه سه تن شمش طلا در منطقه زره‌شوران تکاب آغاز خواهد شد.  بر اساس مطالعات نهایی ذخیره قطعی معدن طلای زره‌شوران تکاب چهار میلیون تن کانسنگ طلا با عیار 5.8 PPM گرم در تن برآورد شده است.  ذخیره احتمالی این معدن هفت میلیون تن با عیار متوسط ۴ PPM است.

   معدن طلای آق‌دره ــ  به عنوان دومین معدن طلای کشور،  در ۳۰ کیلومتری شهرستان تکاب استان آذربایجان غربی واقع شده است.  خوراک این کارخانه از معدن طلای آق دره در 12 کیلومتری آن تامین می شود.  کارخانه فرآوری و استحصال طلای آق‌دره با ظرفیت تولید سالیانه ۲/۲ تن به بهره‌ برداری رسیده،  و هم اکنون فعال است. ظرفیت خوراک ورودی این کارخانه 2000 تن در روز کانسنگ طلا،  با عیار 3 گرم بر تن است.

   معادن طلا در افغانستان کنونی ــ  از گذشته های دور به طریقه کامل و ابتدایی زر شویی از رودخانه کوکچه طلا به دست می آید،  از این روش در مناطق مختلف از جمله در مناطق دروازه در بدخشان،  تا قلعه زال در قندوز و دره های راق و دادنگ چهل کان استفاده می شود.  تحقیقات وجود معادن طلا در بدخشان، قندهار، زابل ( زرکشان، انگوری، کریستو) را تثبیت می کند.

   معادن نقره در افغانستان کنونی ــ  مهمترین معادن نقره افغانستان در ارتفاعات بدخشان، منطقه پنجشیر، در سیم کوه هرات،  خاکریز قندهار، غوربند و علاقه هزارجات و در رگه های معدن سرب بی بی گوهر ( قندهار) مشخص گردیده است.

   معادن تاریخی طلا در ایران
      قدیمی ترین معدن طلایی که اسم آن در تواریخ و گزارش ها آمده است، معدن سیستان است،  پس از آن بیشتر نویسندگان از معدن کوه زر دامغان یاد کرده اند.  ابودلف سیاح عرب که در زمان سامانیان در ایران سیاحت کرده،  از معدن طلای شیز (تخت سلیمان نزدیک تکاب) یاد کرده و می نویسد:  طلای آنجا سه قسم است،  یک قسم به نام قومسی (شاید طلای معدن کوه زردامغان باشد)،  و آن عبارت از خاک طلا است،  که بر آن آب می ریزند،  و پس از شستشوی خاک،  طلای آن مانند گرد باقی می ماند.  این طلا با جیوه ترکیب می شود،  و رنگ آن سرخ روشن و سنگین و نرم و چکش خور می باشد،  و رنگ آن در آتش استقامت دارد. قسم دیگر شهربی نام دارد،  و تکه های آن از یک گندم تا ده مثقال یافت می شود،  رنگ آن تند و ثابت است ولی جنس آن کمی خشک می باشد.  قسم دیگر سجابذی است،  که رنگ آن سفید و هنگام محک سرخ می شود، (مخلوط با مس بوده است).  در جای دیگر از طلای همدان گفتگو کرده و می نویسد،  به علت اینکه زغال در آنجا کمیاب است،  هزینه به دست آوردن طلا زیاد و بهره برداری صرف نمی کنند،  بعدا از معدن طلای مازندران،  به نام کوه خشم یاد می کند.

   توجه نمایید:  در این متن های تاریخی معدن طلای سیستان،  سیستان حتماً باید در بخش هایی از استان کردستان و بخش هایی از استان آذربایجان غربی را شامل بوده باشد.

عکس کتیبه داریوش بزرگ در شوش،  عکس شماره 2855.

   کتیبه داریوش در شوش

      متن کتیبه داریوش بزرگ در کاخ آپادانا،  شوش ــ  داریوش پس از استعانت از سرور دانا اهورامزدا می گوید:  این کاخی است که من در شوش بنا کردم،  تزئینات آنرا از راه دور آوردم،  قالبگیری آجر کار بابلیان بود،  چوی صدر از کوه های لبنان توسط آشوریان تا بابل آورده شد،  و از بابل تا شوش کاریان و یونیان آنرا حمل کردند.  طلایی که اینجا بکار رفته از سارد و بلخ آورده شده است.  سنگ لاجورد و عقیق را از خوارزم آورده اند،  و نقره و مس را از مصر. عاجی که بکار رفته از حبشه و هندورخج حمل گشته است.  ستون های سنگی که اینجا کار گذاشته شده را از ایلام آورده اند.  هنرمندانی که سنگ را تراشیده اند یونیان و ساردیان بودند.  زرگرانی که طلا را کار کرده اند مادی و مصری بودند،  و آجر های مینایی کار بابلیان بوده است.  اینجا در شوش دستور ساختن ساختمان باشکوه داده شد،  و آن بطرزی عالی تحقق یافت.

   انوش راوید:  این قبیل کتیبه ها خیلی موضوعات تاریک تاریخی را برای ما روشن می کند،  مثلاً می گوید نقره و مس را از مصر آورده اند،  و می دانیم که کشور مصر از نظر مس و نقره فقیر می باشد،  و در زمان قدیم مصریان باستان،  خود از جایگاه عقاب می آوردند.  ولی استان کرمان ایران بسیار غنی،  و با سابقه طولانی تاریخی استخراج مس و نقره است،  مخارج آوردن از اوگاندا بسیار گرانتر و سخت تر بود،  تا آوردن از کرمان فعلی.  حال باید دید این مصری که در کتیبه نوشته نقره و مس دارد،  درست ترجمه شده یا یک میخ را جابجا ترجمه کرده اند،  در هر صورت بنظر من منظور از نقره و مس را از مصر آورده اند،  استان کرمان می باشد نه کشور مصر فعلی.  همانگونه که بارها گفته ام پژوهشگران نوین تاریخ ایران،  باید تمام دروغها و پرت و پلا های تاریخ را دور بریزند،  و تاریخ را از نو با در نظر گرفتن و تخصص و زمان لازم بپیچند.  در تاریخ نویسی نوین،  باید تمام قوانین، فاکتورها و فرمول های تاریخی و تاریخ اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در نظر داشت و پیاده کرد،  ضمن حفظ تاریخ و فرهنگ یادگیری که با جغرافیا به تمام معنی آن همخوانی داشته باشد.  کلاً نباید تصور شود که چیزی به یکباره نازل شده و اتفاقی است،  هر پدیده ای حتماً دارای ریشه ای تاریخی نسبت به دوره و زمان در ساختار های تاریخی اجتماع است.

   حکایت از گلستان سعدی

      بازرگانی را دیدم که صد و پنجاه شتر بار داشت،  و چهل بنده و خدمتکار،  شبی در جزیره کیش مرا بحجره خویش درآورد.  همه شب نیارمید از سخن های پریشان گفتن،  که فلان انبارم بترکستانست و فلان بضاعت بهندوستان،  و این قباله فلان زمین است،  و فلان چیز را فلان  ضمین.  گاه گفتی خاطر اسکندریه دارم که هوایی خوشست،  باز گفتی نه که دریای مغرب مشوش است،  سعدیا سفر دیگر در پیش است،  اگر آن کرده شود بقیت عمر خویش بگوشه ای بنشینم.  گفتم:  آن کدام سفرست؟  گفت:  گوگرد پارسی خواهم برد به چین، که شنیدم قیمتی عظیم دارد،  و از آنجا کاسه چینی بروم آرم،  و دیبای رومی بهند،  و فولاد هندی بحلب،  و آبگینه حلبی به یمن،  و برد یمانی بپارس،  وزان پس ترک تجارت کنم،  و بدکانی بنشینم.  انصاف از این ماخولیا،  چندان فرو گفت که بیش طاقت گفتنش نماند،  گفت:  ای سعدی توهم سخنی بگوی از آنها که دیده و شنیدی،  گفتم:

* آن شنیدستی که در اقصای غور  <><>  بارسالاری  بیفتاد  از  ستور *

* گفت  چشم تنگ  دنیا دوست  را  <><>  یا قناعت پر کند یا خاک گور *

   انوش راوید:  بوضوح در اینجا معلوم می شود،  چین بخشی از استان های همدان و مرکزی فعلی ایران است،  که در آن زمان معروفترین کاسه ها را داشته اند،  از لالجین تا میبد و قم کنونی،  و بهیچ وجه مقرون بصرفه نبوده،  که گوگرد به کشور چین ببرند،  و کاسه کشور چینی به کشور روم.  روم در اینجا استان زنجان ایران است،  که در مسیر راه ری و ابریشم و ادویه،  بازار توزیع دیبا های معروف ایران را داشته است،  هند نیز خوزستان است،  که فولاد داشته است،  اگر منظور کشور هندوستان بوده،  به هیچ وجه مقرون بصرفه تجاری نبوده،  و به هیچ عنوان سعدی چنین اشتباه را نمی کرده است.  اینجا یمن قبل از ولایت پارس است،  اگر بعد از ولایت پارس و منظور کشور فعلی یمن بوده،  نمی توانسته این بخش ماجرا کابرد تجاری داشته باشد.  در واقع یمن بصره تا کویت کنونی بوده،  در شاهنامه فردوسی سه عروس فریدون دختران پادشاه کشور یمن هستند،  بروشنی مشخص است که یمن،  کویت و بصره می باشد،  که محل تولید و تجارت برد یمانی بوده است،  عکس تاریخی از بصره دارم،  که از یک سایت تاریخی آنجاست،  و مردم برد پوشند.

   سر انجام جمشید

      ....از خودستایی جمشید،  فره ایزدی از او روی بر تافت،  از ایران خروش بر خاست و از هر سوی ستیزه و جنگ پدید آمد.  خواستاران شهریاری از هر گوشه سربلند کردند و با همدیگر بنبرد پرداختند،  همگان دل از جمشید بر کندند.  چون سپاهیان ایران شنیده بودند در سرزمین تازیان شاه اژدها پیکری پیدا شده،  در جستجوی خود بضحاک روی آوردند و او را بشاهی ایران زمین برداشتند.  ضحاک به ایران آمد و تاج بر سر نهاد،  لشگر گرد آورده پایگاه جمشید را بگرفت.  جمشید بناچار جا تهی کرد،  تاج و تخت برای ضحاک ماند.  جمشید هنگام صد سال ناپدید بود،  کسی او را نمی دید،  در سال صدم او را در کنار دریای چین یافتند.  روز بانان ضحاک او را با اره بدونیم کردند....  این دریای چین شاهنامه فردوسی،  دریاچه قم است،  و محل ناپدید شدن و آرامگاه جمشید در قم و جم کران فعلی است،  گویا هزاران سال زیارتگاه بوده.

      ممکن است برای شما این پرسش پیش آید،  بنا به آنچه که گفته شده،  تمام نوشته های فردوسی و بسیاری از تاریخ نویسان ایران از بخش غربی ایران بزرگ است،  پس بخش شرقی و تاریخ آن چه می شود؟  در صورتیکه خود فردوسی از طوس و شرق ایران است،  چرا از آن قسمت چیزی ندارد؟  و این فکر در ذهن می آید،  که نکند طوس فردوسی هم در غرب بوده باشد؟  توجه کنید:  باید دانست هر آن ممکن است،  با کشفی و دانش باز هم تاریخ بهم ریزد،  تا آنجا که من می دانم در مسیر راه ری،  که به جاده ابریشم معروف شده،  شهر هایی بودند،  که کاروانها بار هایشان را به یکدیگر می دادند،  زیرا هر کاروان مقدار معینی از راه را می رفت.  در همین شهرها که ری و نیشابور و طوس میانشان بود،  بازار های بزرگ و مهمی هم برای تبادل کالا داشتند،  در ضمن این شهرها همیشه محل تجمع و تبادل علم و دانش و تجربه،  ناراضیان و اندیشمندان هم بود.  بمنظور تاریخ بخش شرقی ایران یعنی کشور های کنونی:  افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمستان،  باید بدور از دروغ های تاریخی پژوهش هایی صورت گیرد.

نقشه ایران در زمان ایرج و تور و سلم،  عکس شماره 2400 .

   تهمورث (طهمورث)

       .... پس از هوشنگ،  پسرش تهمورث،  که او را دیوبند خوانند بتخت نشست،  او گفت:  جهان را از بدی بزدایم و از آسیب دیوان دور بدارم،  هر آنچه در زندگی سودمند هست پدید آورم.  اوست که پشم میش و موی چارپایان، رشتن آموخت و پوشش و گستردنی بافت.  چارپایان را از سبزه و کاه و جو خورش فراهم کرد،  ددان رمنده را چون سیه گوش و یوز از کوه و دشت گرد آورده،  رام ساخت.  مرغان سبک پرواز چون باز و شاهین را بپرورید،  ماکیان و خروس را بامدادان به بانگ زدن گماشت.  آنچه از برای مردم سودمند بود،  همه پدید آورده اوست.  به مردم گفت:  نیک کردار باشید،  خدای را سپاس آورید که ما را به همه ددان چیر ساخت.

      او را وزیری بود پاک نهاد و خوب کردار بنام شهرسپ،  او مردی بود که روز را با پرهیز کاری و شب را در ستایش سر آوردی.  او چنان شاه را از آلایش بپرداخت که از فره بر خوردار گردید،  آنچنان که توانست اهریمن را به بند اندر آورد و از او سواری گیرد،  برو زین نهد و بگرد گیتی گردد.  دیوها ناخشنود از او سر از فرمانش بر تافتند.  تهمورث چون این بدید،  به رام کردن آنها کمر بست،  همه را به زنجیر اندر کشید.  دیوها زینهار خواستند و گفتند اگر آنها را نکشد،  هنری او را بیاموزند.  آنگاه که آزاد شدند،  چندین گونه هنر نوشتن به تهمورث بیاموختند،  سی گونه خط چون رومی و تازی و پارسی و سغدی و چینی و پهلوی از آنهاست.  تهمورث را زندگی سر آمد،  کار هایش بیادگار ماند....

      توجه کنید سی گونه خط:  رومی و تازی و پارسی و سغدی و چینی و پهلوی،  این خطوط همه ایرانی است نه از کشور چین و غیره،  غیر ممکن بود که فردوسی از زبان و خطوط خارجی نام ببرد،  آنهم از کشور چین بعد از ده هزار کیلومتر و چند ده سرزمین دیگر.  اینجا وظیفه جوانان باهوش استان های مختلف ایران است،  که از این سی گونه خطوط استان های ایران،  خط تاریخی استان خود را،  از دل تاریخ بیرون بکشند،  و بجهان معرفی نماید.

   تکرار دفاع از تاریخ

      تنها وظیفه تاریخ نگار و تاریخ دان،  تکرار پرت و پلا های خارجی و دروغها نیست،  وظیفه اصلی دفاع از تاریخ و شرافت ایران است.  عده ای تاریخ دان و تاریخ نگار بسیار ساده و کم سواد وطنی،  تاریخ و سابقه های عالی کشورشان را مفت به خارجیها دادند،  آنها می پنداشتند که بزرگان و اندیشمندان ادب و تاریخ ایران چون خودشان بودند و با سادگی نگاشتند و نوشتند.

      چین ایران بمرکزیت کاشان تولید کننده چینی و ابریشم و منسوجات را مفت مفت به کشور چین واگذار کردند،  در حکومت گذشته باستان شناسان تقلبی خارجی هر چه چوب و تیر و تخته تاریخی از کارگاه های پارچه و ابریشم و دیبا و حریر و برد و غیره بود،  از بین بردند و سوزاندند،  تا کسی نداد اینجا مرکز تولید منسوجات و چین واقعی بوده است.  طلای ناب بلخ و مس و نقره مصر ایران را به بیگانه دادند،  جاده ابریشم استان چین به شوش را به کشور چین و بیگانه فروختند،  راه معروف ری را با سادگی جاده ابریشم نامیدند،  روم ایران بمرکزیت زنجان فعلی را که مرکز تجارت و صنایع بود،  به جای دیگر واگذار کردند،  تور علم و دانش را بمرکزیت همدان به ترکستان فرستادند. باروت تولید استان چین را به کشور چین سپردند،  و خانات ایران مسلح به باروت استان چین که اروپا را در هم می کوبید مغول مغولستان با باروت کشور چین معرفی کردند.  به گنبد سلطانیه کار و هنر استان روم ایران هم رحم نکردند،  پول فراوان دادند تا بیگانگان آنرا بیگانه سازی کنند.  جوانان باهوش ایران،  این وبلاگ را بخوانید و پیگیری نمایید،  و با تمام وجود تلاش کنید سرزمین و استان خود را بهتر و بهتر واقعی بشناسانید،  و سابقه درخشان تاریخی آنرا به جهان معرفی کنید.

   استان چین = استان مرکزی بمرکزیت کاشان،  امیدوام جوانان باهوش عزیز از مسئولین بخواهند نام بی معنی استان مرکزی را به استان تاریخی چین برگردانند،   اینگونه نام گذاریها تقلبی در حکومت های گذشته برای از بین بردن هویت ملی و ایرانی بوده است.  یاد آوری نمایم،  در طول تاریخ مرز های این استانها کم و بیش شده،  مثلاً استان روم تا رومیه یا مدائن و تراکیه پیش رفته،  استان تور نیز تا آذربایجان و شمال عراق،  و استان ایران تا... و غیره... امتدا پیدا کرده اند،  به مرور هر دوره تاریخی را با نقشه خواهم نوشت.

   استان روم =  استان زنجان بمرکزیت زنجان،  استان تور =  استان همدان،  استان باختر =  استان آذربایجان غربی،  بلخ =  میاندوآب،  استان خاور =  استان تهران،  بیت المقدس =  بابل قدیم در عراق فعلی،  اروند رود =  شط العرب،  دریای چین =  دریاچه قم،  استان ایران =  استان ایلام و شمال خوزستان،  استان سیستان =  استان کردستان،  هند =  خوزستان جنوبی،  استان یمن =  کشور کویت و استان یصره،  ادامه درد و باز نویسی می شود.

      توجه:  تنها وظیفه تاریخ نگار و تاریخ دان،  تکرار پرت و پلا های خارجی و دروغها نیست،  وظیفه اصلی او دفاع از تاریخ و شرافت ایران است.

کلیک کنید:  بخش دوم جغرافیای تاریخی ایران (استان های تاریخی ایران)

عکس جمکران که هنگام بازدید تاریخی و زیارت گرفتم،  عکس شماره 4517.

کلیک کنید:  تاریخ آرم و نشانه های ایران

کلیک کنید:  تاریخ جرگه و شورا در ایران

کلیک کنید:  تاریخ دمکراسی مردمی در ایران

 سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس

 

ارب با عرب تفاوت دارد

      برای بسیاری پیش آمده،  که چرا می گویم ارب با عرب تفاوت دارد،  ارب مردمان مدی (مادی) بودند،  مانند اردستان، اردبیل، اردکان، اران و غیره،  بخشی از این مردم در سرزمین بابل زندگی می کردند،  از هزاره سوم تا پنجم خورشیدی ایرانی،  در زمان دین اژدهایی یا ضحاک یا مردوک،  بیت المقدس در بابل بنا شد،  و این شهر دینی و پایتخت،  بزرگ و بزرگ شد،  و مطابق همه پایتخت ها،  همه مردم،  از همه جا در آن جای گرفتند،  و از هزاره ششم خورشیدی ایرانی زبان عربی ساخته و پرداخته شد،  به تاریخ زبان عربی مراجعه شود.

      تمام کتیبه های بابلی تا قبل از هزاره ششم خ،ا،  بزبان متمایل به مدی است،  و از آن تاریخ به بعد بمرور زبان عربی می شود،  با پیدایش زبان عربی ملت های عرب پدید می آیند،  بهمین جهت است،  که ملت های کشور های عربی،  از همه گونه آدم های سفید و سیاه، بلند و کوتاه،  فری و صاف،  و... تشکیل شده اند،  زیرا زبان عربی متفاوت از تیره و کیان انسانی است.

      مسئله مهم آسمیله تاریخی را باید در نظر گرفت،  در گذشته و قبل از کتاب و دفتر و رادیو و تلویزیون،  آسمیله خیلی سریع انجام می شد.  حضرت محمد (ص) مربوط به 1400 سال پیش است،  ماجرا های دینی و علوم انسانی در یکی دو هزار سال گذشته،  با چند هزار سال قبل از آن متفاوت می باشند.  با پیگیری وبلاگ،  بمرور تاریخ و زمان و کرونولوژی دوران های مختلف،  توسط بانوی گرامی پرنیان حامد،  و یا من و دیگر عزیزان متخصص و علاقمند پرسیده و گفته می شود.

   عکس کتیبه معروف به مکعب الحمرا در استان حائل کشور عربستان،  حدود دو هزار سال پیش،  به خط و زبان مدی است،  عکس شماره 4638.

     هیچ سند و کتیبه به زبان عربی امروزی،  از دو هزار سال پیش وجود ندارد،  اما چه بسیار کتیبه ها به زبان روستائیان جنوب ایران،  از بهبهان تا میناب وجود دارد،  که می گویند پارسی یا مادی باستانی،  و امروز در این روستاها گویش می شوند،  و باید با آسیمیله شدن آنها مبارزه و مقاومت کرد،  و این وظیفه جوانان باهوش مناطق مختلف ایران است.

      اینجا بگویم، از نظر من،  مدی یا مادی،  پارس یا فارس، عرب و بسیاری از نام های کنونی مربوط به ملتها را،  تیره یا کیان انسانی نمی دانم،  چه برسد به نژاد،  این نامها همه ریشه در زبان و دین دارند،  نه نوع بشر.  البته می توان از یک تاریخ یا یک زمان یا اتفاق و حادثه تاریخی و جوی،  و یا بهانه دیگری،  آغاز بوجود آمدن یک تیره یا کیان انسانی را اعلام نمود،  ولی هیچ کس بدرستی نمی داند،  که مثلاً 500 سال گذشته چه کسانی و در چه جا هایی بودند،  و آیا آنچه که از گذشته گفته و نوشته اند،  خود همان کیان و تیره بوده است.

     هر دینی داستان خودش را دارد،  که بنا به تحلیل ها و داده ها و اسناد خودش می گوید،  و این گفته ها در نوشته هایی بسیار با هم نزدیک،  و در جا هایی بشدت مختلف می باشند.  وظیفه جوان باهوش متخصص است،  که بدنبال واقعیت های علمی در دانش و گرایش خودش برود،  و الکی در همه دانشها پرسه نزند.  قرن 21 دوران تخصص و تخصصی تر بودن،  جوانان عزیز ایران،  یک گرایش و دانش را برگزیند،  و آنرا بی وقفه پیگیری کنید،  که خیلی مهم است.

      در این مورد نیز بگویم،  حال از چه موقع و چگونه انسان به تمدن کهن جی رسید،  و یا بمنظور پیدایش انسان در جیرفت یا با داستان آدم و غیره،  ما نیز مجبور به پیروی و پیگیری دانش های مربوطه جهانی در این موارد هستیم،  و چون در ایران در اینباره دانش و تحقیق وجود ندارد،  ما بخش هایی از تاریخ را پیگیری می کنیم،  که حداقل داده ای و آثاری در ایران داشته باشند.

      آسیمیله یا آسیمیلاسیون،  به شرایط و فرایند فرد یا قومی گویند،  که در قوم دیگر جذب و حل شده است،  و زبان و آداب و رسوم آنها تغییر کرده،  و مانند قوم جذب کننده شده است.  این اتفاق بر دو علت است،  1 ــ  بیشتر بودن تعداد قوم جذب کنند،  و کم جمعیت بودن جذب شونده،  2 ــ  فعالیت فرهنگی و سیاسی و اجتماعی یکی برای جذب دیگری.

     در طول تاریخ قبل از قرن 20،  آسمیله بصورت طبیعی و سنتی تاریخی جریان داشت،  و قوم های کم جمعیت،  بر اثر مهاجرتها و غیره،  در پرجمعیت ترها جذب می شدند.  اما از ابتدای قرن 20 سیاست گذاری های مشخص برای آسیمیلاسیون پدید آمد.  در شرایط دانایی قرن 21 و نیاز به تنوع اقوام بشری،  و پایان دوران سیاست گذاری های سنتی قرن 20،  با امکانات علمی و فنی و حرفه ای قرن 21،  باید درباره آسیمیلاسیون آگاهی رساند،  و با آن مقابله کرد.

 زاغ و کبک

زاغی از آنجا که فراغی گزید <><> رخت خود از باغ به راغی کشید

دید یکی عرصه به دامان کوه <><> عرضه ده مخزن پنهان کوه

نادره کبکی به جمال تمام <><> شاهد آن روضه ی فیروزه فام

تیز رو تیز دو تیز گام <><> خوش روش و خوش پرش و خوش خرام

هم حرکاتش متناسب به هم <><> هم خواطش متقارب به هم

زاغ چودید آن ره و رفتار را <><> وان روش و جنبش هموار را

بادلی از درد گرفتار او <><> رفت به شاگردی رفتار او

بازکشید از روش خویش پای <><> در پی او کرد به تقلید جای

برقدم او قدمی می کشید <><> و زقلم او رقمی می کشید

درپی اش القصه درآن مرغزار <><> رفت بر این قاعده روزی سه چهار

عاقبت از خامی خود سوخته <><> رهروی کبک نیاموخته

کرد فراموش ره و رفتارخویش <><> ماندغرامت زده از کار خویش

«جامی »

   توجه:  جوانان باهوش متخصص هر شهر و دیار،  درباره مردم و مناطق خودتان بگویید و بنویسید،  و در راه حفظ تاریخ و فلکوریک و سنت و زبان و غیره،  همراه با حداکثر دانایی و شرایط دمکرات قرن 21 اقدام کنید.

    عکس قدیمی ترین نمونه خط در جهان  کتیبه گلی با خطی ناشناخته از تپه یحیی (واقع در موزه ملی ایران) متعلق به اواخر هزاره دوم خورشیدی ایرانی،  یا پنج هزار سال پیش،  بطول 9.8،  ارتفاع 8،  و ضخامت 1.9 سانتیمتر،  که از تپه یحیی،  در شهرستان بافت استان کرمان بدست آمده است.  در این تپه این قدیمی ترین آثار تاریخ تمدن و خط بشر کشف شده است،  مشروح در تاریخ خط و نویسایی.  جهت اطلاع بیشتر در جستجوها بنویسید "تپه یحیی"،  بدون دانستن از تپه یحیی تاریخ نخوانید.  عکس شماره 4117.

امامزاده بیژن

     متن زیر از نشریه اینترنتی جمهوریت است به آدرس:

اصلاح-نام-«امامزاده-بیژن»-عکس/ http://jomhooriat.com/fa/content/7026

      شاید شنیده باشید که «امامزاده بیژن» واقعا در استان مازندران وجود دارد،  اما نام این امامزاده در واقع «امامزاده بی‌جِن» بوده که در طول سال‌ها در نزد عامه به «بیژن» تغییر کرده است. بعد از اطلاع‌رسانی در این‌باره و حساسیتی که سازمان اوقاف و امور خیریه نسبت به این موضوع داشت، تابلوی این امامزاده برداشته و تابلوی جدیدی جایگزین آن شد.

    به گزارش جمهوریت،  در گذشته به ‌دلیل وجود دو امامزاده به نام «سیدمحمد» در روستای «کُپ سفلی» از توابع استان مازندران، نام یکی از آن‌ها، به انتخاب مردم محلی تغییر کرد؛  آن‌ها برای یکی از امامزاده‌ها، نام «بی‌جِن» را انتخاب کردند، به این دلیل که آن مکان را بدون جن می‌دانستند و بعدها، «بی‌جن» در محاوره به «بیژن» تغییر کرد.

حجت‌الاسلام عبدالله ولی‌نژاد - سرپرست اداره‌ی اوقاف و امور خیریه‌ی شهرستان نور - شهریوماه امسال، درباره صحت وجود امامزاده‌ای معروف به «سید بیژن» در مازندران به خبرنگار ایسنا گفت: شاید تا چند سال پیش، کمتر کسی نام امامزاده «سید بیژن» را شنیده بود؛ اما از دو سال پیش که ضریح‌ گردانی در برخی شهرستان‌های استان مازندران انجام شد، این نام نیز بر سر زبان‌ها افتاد. خیلی‌ها به این امامزاده اعتقاد دارند و با توجه به بررسی‌ها و تحقیقات ما، امامزاده بیژن صاحب کرامت است.

    در این‌باره، امیر هاشمی‌مقدم - پژوهشگر حوزه‌ی مردم‌شناسی و ایران‌شناسی - نیز مهرماه امسال، اظهار کرد: در بررسی‌هایی که درباره‌ی «امامزاده بیژن» انجام دادم، متوجه شدم به باور اهالی، امامزاده بیژن، سید یا درویشی بوده که در گذشته‌ای نه‌چندان دور، روبه‌روی اتاق گلی‌اش می‌نشست و مردم او را باور داشتند. او بین اهالی به «امامزاده بی‌جن» معروف است، «بی‌جن» یعنی امامزاده‌ای که جن ندارد.

عکس تابلوی امامزاده بیژن و تابلوی جدید با تغییر نام به امامزاده بی جن ،  عکس شماره 7662.

    حالا بعد از انتشار اخباری درباره‌ی نام این امامزاده در رسانه‌ها، اداره‌ی اوقاف و امور خیریه‌ی شهرستان نور در مازندران، تابلوی قبلی را برداشته و با اصلاح نام «امامزاده سیدمحمد» از «بیژن» به «بی‌جِن» تلاش کرده تا در راستای اصلاح نامی که به اشتباه بین مردم معروف شده و در شبکه‌های اجتماعی فضای سوء تفاهمی ناخوشایندی را ایجاد کرده بود، گام مهمی بردارد.

   ـــ  پایان متن نشریه فوق.

  ریشه یابی نامهای بیژن و بی جن

      ریشه یابی نام های بیژن و بی جن بوضوح و روشنی می گوید،  که در واقع بی جن همان بیژن است و هیچ تغییر در معنی ندارد،  فقط کمی آوا و نوع نوشته تغییر کرده است.  کلیت و اصل بزرگان دین با نام تغییر نمی کند،  بلکه این ذهنیت ها کوتاه و بد اندیش است،  که از نام امامزاده بیژن برداشت غیر اصولی داشتند،  و مسئولین مجبور شدند نوع نوشتن نام را تغییر دهند.  ما ایرانیان چند هزار سال تاریخ تمدن و دین داریم،  و هر دوره ای ادامه دوره های دیگر است،  و نباید این موضوع مهم را نادیده گرفت،  که نوعی سردرگمی را بهمراه خواهد داشت.

   ــ  بی = بزرگ مانند بی بی شهربانو،  یا بی بی ورق بازی یا بیگ انگلیسی (بی + گ) که بازمانده زبان تمدن جیرفت است،  در زبان های هندی هم بی به معنی بزرگ است،  و  بیوک ترکی،  بی + اوک.

   ــ  ژن = مولد = ژنراتور = جن = جان

   ــ  بیژن = مولد بزرگ = شخص مهم که خانقاه و یا آتن یا شمعکده یا آتشگاه داشت،  البته در دین های قبلی.

   ــ  جن = جهن،  درست آوای جن به معنی جن های غیر انسانی،  جهن است،  بر وزن جهنم (= جهن+ نم = جایگاه جهن)، نه بر وزن جهن خلاصه جهان،  ولی در ادبیات چند سده گذشته آوا و نوشته آن از جهن به جن تغییر کرد،  هـ کوتاه آوای وسط آن گفته نشد،  هم اکنون اگر به نزد پیران مدرسه نرفته روستا های دور دست بروید،  جن را جهن می گویند.  جهت اطلاع بیشتر مقاله جهن یا جن را مطالعه نمایید.

   تذکر مهم:  در دوران های تاریخی،  بزرگان هر دین جدید،  بمنظور مسائل مردمی و فرهنگی،  در جای بزرگان دین گذشته قرار می گرفتند.

   عکس زنده یاد بیوک آقا نوازنده گمنام تار شهر مراغه،  او یکی از بهترین نوازندگان تار بود،  در دوران نوازندگی او یارش نداشتیم،  اینک یادش گرامی باد،  عکس شماره 6221.

   عکس طرح انتهاری های دست پروده امپریالیسم،  اگر پای آنها به ایران باز شود،  دیگر نمی پرسند امامزاده تان بدون جن بود یا بیژن بود،  می کشند و نابود می کنند،  عکس شماره 7188 از اینترنت.

کلیک کنید:  شورش پوست کنی

کلیک کنید:  تاریخ فرقه ها در ایران

کلیک کنید:  نقشه های شوم سرنوشت سازی

سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

    جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران:  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ و حمله های عرب، مغول، تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

http://ravid.ir    و   http://arq.ir

چند مطلب جالب 152



چند مطلب جالب 152

ادامه موزه مجازی وبلاگ انوش راوید

   عکس ظروف سنگی 2500 ساله از دوره هخامنشی،  که در تخت جمشید کشف شده است،  این ظرف اکنون در موزه تخت جمشید قرار دارد،  عکس شماره 5562.

   عکس دو جام شیشه ای پیدا شده در نیشابور،  متعلق به دوران غزنویان،  با قدمت حدود 800 تا 900 سال،  که در موزه متروپولیتن نیویورک به نمایش گذاشته شده است،  عکس شماره 5563.

      عکس کوزه نقره ای زیبای دوره هخامنشی،  کوزه ای با قلمزنی بسیار هنرمندانه و با دسته هایی به شکل بز کوهی،  که در دسته سمت چپ ظرف،  لوله ای برای ریختن آب در نظر گرفته شده . جنس نقره،  ارتفاع  22.76 سانتی متر،  وزن  451.08 گرم،  قدمت نیمه هزاره پنجم خورشیدی ایرانی.  محل نگهداری کلکسیون جورج اورتیز،  مرجع وبگاه کلکسیون جورج اورتیز،  عکس شماره 5564.

   عکس سکه طلای 2500 ساله بجا مانده از سلسله هخامنشیان،  با نقش یورش شیر به گاو،  محل نگهداری موزه هنر متروپلیتن نیویورک،  5565.

   عکس تندیس نقره ای 2800 ساله‌ بزکوهی،  با نشان درخت خرما،  این شیء چیزی شبیه قسمت بالایی یک عصا یا چوبدست است،  محل نگهداری موزه میهو ژاپن،  عکس شماره 5566.

   عکس توپ برنجی 400 ساله،  به غنیمت گرفته شده از شکست ارتش پرتقال و اسپانیا در مقابل سپاه شاه عباس صفوی در جزیره هرمز.  ساخته شده در1591 میلادی زمان فلیپ دوم پادشاه پرتقال و اسپانیا در پرتقال.  محل نگهداری،  محوطه موزه نادری (آرامگاه نادرشاه افشار) مشهد،  عکس شماره 5567.

   عکس تابوت 2000 ساله دوره اشکانی،  تابوتی از جنس سفال لعاب کاری شده،  حدوداً متعلق به سده اول میلادی،  محل کشف اوروک در جنوب عراق امروزی،  محل نگهداری بریتیش میوزیوم (موزه هنر بریتانیا)،  عکس شماره 5568.

   عکس بادگیر چپقی سیرجان تنها بادگیر متفاوت نسبت به دیگر بادگیرهای ایران و جهان از نظر معماری می باشد.  بادگیر چپقی که تنها بادگیر ساخته شده بدین شکل است برای خانه سید علی اصغر رضوی در شهر سیرجان استان کرمان ساخته شده است.  عکس شماره 5571.

   عکس کاسه ای ساخت 6000 سال پیش،  شکل بالا یک ظرف سفالین به ارتفاع 15.8 سانتی متر و قطر دهانه  27 سانتی متر را که متعلق به شش هزار سال پیش است نشان می دهد.  این ظرف در سایت باستانی تل باکون در نزدیکی تخت جمشید کشف شده،  اکنون در موزه  بریتانیا قرار دارد.  سفالگری های پیش- تاریخی متعلق به هزاره چهارم خورشیدی ایرانی در این ناحیه غالبا دارای نقش و تصاویری بر بخش بیرونی کاسه ها بودند.  این طرح ها شامل شکل های مارپیچ و طرح های شماتیک با نمای موجوداتی با بدن انسان و سر پرنده بودند.  البته در دوره های بعدی،  تولید انبوه ظروف سفالین موجب کاهش طرح های تزیینی و نقاشی بر روی سفال ها شده بود،  عکس شماره 5569.

   عکس قاشق نقره 2500 ساله،  دسته این قاشق با تلفیق هنرمندانه سه حیوان در هم ساخته شده،  شیر دال  جانوری که نیم بدنش شیر و نیم بدنش عقاب است،  در انتها شیری در حال یورش در میان،  و سر اردکی در محل اتصال دسته قرار دارد.  این قاشق بسیار ارزشمند،  د ر15.5 سانت درازای خود،  حرف های بسیاری از اهمیت هنر و توانایی صنعتی ایران باستان دارد،  عکس شماره 5570.

   عکس طلای هنرکاری هخامنشی،  قرن 45 تا 47 خورشیدی ایرانی،  موزه‌ لوور،  عکس شماره 5576.

 

   عکس ظرف سفالین چهار هزار ساله ماهی شکل،  یافت شده در منطقه غرب ایران، آذربایجان،  طول 17 سانتی متر،  محل نگهداری موزه هنر لوس آنجلس،  عکس شماره 5561.

 دیسک های سنگی دروپا   Dropa

      سال ۱۹۳۸ یک گروه کاوشگر باستانی،  با سرپرستی دکتر «چی‌پوتی» به رشته کوه «بایان – کارا – اولا»،  در کشور چین رفتند،  و در غار های این کوهستان بزرگ،  آثار تاریخی حیرت ‌انگیزی کشف نمودند.  مشخص بود که این آثار تاریخی متعلق به یک فرهنگ قدیمی می‌‌ باشد،  منجمله صدها دیسک سنگی در کف یک غار در زیر گرد و غبار ضخیم قرار داشت،  که حاصل مدت های طولانی سکون بود.  قطر یک از این دیسک‌ها به ۹ اینچ می‌‌رسید،  و در قسمت مرکزی یک برش دایره ‌وار و شیار حلقوی داشت.  ظاهر آنها نشان می‌‌داد،  که گویی دیسک ‌های نوعی  گرامافون باستانی متعلق به ده تا دوازده هزار سال پیش هستند.

      عده ای از باستان‌شناسان می‌‌گویند:  احتمالا این صفحه‌ها متعلق به سفینه ‌های فضایی می ‌‌باشند،  که از نقطه ‌های دوردست با زمین برخورد کرده‌ اند،  و آنها توسط افرادی هدایت می‌‌ شدند،  که خود را «دروپا» می ‌‌نامیدند،  و این صفحه‌ها بقایای همان سفینه‌ها هستند.

   عکس سنگ های دروپا،  جهت اطلاع بیشتر در اینترنت به فارسی بنویسید، " سنگ های دروپا"،  یا به انگلیسی  Dropa Stones"" و اطلاعات بیشتر بگیرید،  فقط یادتان باشد در این باره دروغ و پرت و پلا زیاد گفته و نوشته اند،  عکس شماره 5952.

   نظر انوش راوید:  سنگ های دروپا آثار بازمانده از تمدن کهن آتلانتیس یا تمدن کهن جی می باشد،  فقط خارجیها نمی خواهند بگویند،  که اینها از تمدن های ایرانی بوده اند،  و مجبور به خیال پردازی فرا زمینی هستند.  منجمله در پرت و پلاهایشان می گویند،  برخورد سفیه با زمین،  حتی درک نمی کنند،  سفینه ای که به زمین برخورد کند،  دارای تکنولوژی خیلی پیشرفته است،  نه چند عدد سنگ عهد عتیق.

   توجه ــ  جوانان باهوش متخصص ایران،  بیایید با قدرت تمام از فرهنگ و تاریخ خودتان دفاع نمایید،  و پرت و پلاها و دروغ های غربیها و دشمنان تاریخی ایران را افشا کنید.  بدین منظور مطالعه و پیگیر وبلاگ انوش راوید پیشنهاد می شود.

مجسمه مصر باستان با لباس‌ها و جواهرات ایرانی

      در طول دوره‌ های مختلف تاریخی استفاده از لباس و جواهرات ایرانی به دلایل داشتن سابقه تاریخی با ایران،  بین مقامات بلند بالای مصری رواج داشت.  غیر از اینکه تمدن مصر از ایران سرچشمه می گیرد،  و در راز مصر باستان توضیح نوشته ام،  ایرانیان در دوره سلسله هخامنشیان دو بار مصر را به گستره حکومت خود افزودند.

   عکس مجسمه گرانیتی دو هزار و سیصد ساله مصری،  با لباس‌ها و جواهرات ایرانی،  که به دومین دوره حکومت ایرانی در مصر،  و زمان اردشیر سوم هخامنشی تعلق دارد،  عکس شماره 5575.

      لباس بلندی که به دور بدن پیچیده شده،  و در برابر سینه گره خورد است،  نمونه ‌ای از لباس‌های رایج و معمول ایرانی در عصر هخامنشی است.  مقام مصری همچنین طوقی بر گردن انداخته است،  که به طوق‌های ایرانی شباهت فراوان دارد.  طوق‌های زرین که معمولا به نقش بز کوهی آراسته می‌شدند،  در ایران باستان نشانگر چابکی، زیرکی و قدرت جنسی بودند.  تصویر شدن یک مقام بلند بالای مصری،  با نماد‌ها و ظاهر ایرانی،  می‌تواند نمایش دهنده وفاداری او به حاکمان ایرانی مصر باشد.  این اثر تاریخی در موزه بروکلین نگهداری می‌شود.

اولین شهر کهن کوتوله ها

شهر 5 هزار ساله کوتوله‌‌ها در استان کـــرمــان قرار دارد

      در حاشیه کویر شهداد 100 کیلو متری شهر کرمان،  در استان تاریخی کرمان،  شهری کهن در ابعاد بسیار کوچک قرار دارد،  که در خانه‌‌ های چند وجبی ‌اش،  آدم کوتوله‌‌‌ هایی سکونت داشتند.  این شهر پس از قرن‌‌ها فراموشی سر از خاک بیرون آورده،  تا تمدنی با بیش از 5 هزار سال را آشکار کند.  در این شهر انسان‌‌ هایی زندگی می‌کردند،  که قدی کمتر از یک متر داشتند،  به همین خاطر به شهر کوتوله‌‌ها شهرت یافته است.  کوچه‌‌ها و خانه‌ هایش حتی با تنور‌ هایی که در آنها نان می ‌پختند،  همه و همه به اندازه ‌‌های کوچک و متناسب با آدم کوتوله‌‌ها ساخته شده است.

      چهار فصل کاوش در این منطقه صورت گرفته است،  که نتایج قابل توجهی از جمله محله بندی شهر‌ها بر اساس صنوف کشف شد.  هزاران سال قبل مردمان با تمدنی کهن در این منطقه زیست می‌کرده‌اند،  و محله ‌های مختلف از جمله محله جواهر سازان و کشاورزان و پیشه وران داشته ‌اند.  این مردمان فکور و دارای تمدن و قدرتمند،  گویا شهر خود را رها کرده و رفته اند،  شاید عاملی شهر را تهدید می‌کرده است.  بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد،  مردم در هنگام ترک شهر برای بازگشت امید داشته ‌اند،  به طوری که بسیاری از جواهرات و مهره‌ها و اشیای مورد نیاز برای زندگی را در خانه‌ها ر‌ها کرده‌اند،  و با فرصتی که داشته ‌اند،  در خانه را با خشت بسته‌ اند،  و به محلی دیگر رفته‌ اند،  اما هیچ گاه باز نگشته‌ اند.

عکس کوتوله های شهداد و شهر آنها،  عکس شماره 6291 .

     این شهر در مسیر گردشگری قرار گرفته است،  در صورتی که گردشگران بخواهند از این شهر کوچک بازدید کنند،  و در کوچه‌ها و خانه‌ های بسیار کوچکی،  که کمتر از یک متر ارتفاع دارند،  قدم بزنند،  می‌ توانند در یک روز شگفتی‌ های بسیاری را ببینند.

   پرسش از عموم:  آیا سایت باستانی شهر کوتوله های شهداد،  خبر از تکامل نوع دیگری از انسان را می گوید؟

شهر زیر زمین اویی

      شهر زیر زمین اویی،  تونلی شهر مانند دست کند است،  که در شهر نوش آباد،  5/7‌ کیلومتری شمال شهر تاریخی کاشان،  و 5/2‌کیلومتری غرب شهر جدید آران و بیدگل قرار دارد،  و در راستای کندوان های تاریخی ایران است.  این اثر تاریخی در سال ‌1383 بـصورت اتفاقی کشف شد،  گویند هنگامی که یکی از اهالی شهر نوش آباد،  در حال حفر زمین در منزل خود بود به این تونل برخورد کرد،  اما یکی از اهالی سن و سال دار بمن گفت،  که آنها می دانستند این تونل شهر مانند،  در زیر منازلشان وجود دارد،  اما اهالی در یک مخفی کاری دفاعی تاریخی،  این راز را به هیچ کس نمی گفتند.

      این تونل شهری نظامی و دفاعی است،  که هنوز هم بخش های زیادی از آن برای باستان شناسان ناشناخته باقی مانده است،  و نمونه کامل و مبتکرانه ای از به‌کارگیری اصول پدافند غیرعامل به شمار می رود،  که حفاظت از مرز های هویت و جغرافیایی ایران را در طول تاریخ نشان می دهد.  پدافند غیر عامل به مجموعه اقداماتی گفته می ‌شود،  که بدون به‌ کارگیری سلاح جنگی انجام می ‌شود،  تا از وارد شدن خسارات به تجهیزات و تاسیسات حیاتی و حساس نظامی و غیر نظامی و البته تلفات انسانی جلوگیری کند،  و یا میزان این خسارات و تلفات را به حداقل برساند.  مردم ایران به خاطر وضعیت جغرافیایی خاص کشور،  علاوه بر ساختن دیوار و قلعه و ارگ و حصار،  دست به دامان شهر های زیرزمینی،  یا همان پدافند غیرعامل شوند.

      کاوش‌ های باستان شناسی متشکل از کارشناسان مختلف نشان می دهد،  که این شهر زیرزمینی در دوره‌ های مختلف از باستان تا دوره اسلامی مورد استفاده قرار می ‌گرفته،  و بیش از 50 شیء سالم مثل سفالینه‌ های مربوط به دوره ساسانی تا قاجار از این مکان‌ها به دست آمده است.  این مجموعه که به ‌صورت دست‌کند زیر بافت شهر نوش آباد به‌ صورت مجموعه ‌ای از اتاق‌ها، راهروها، چاه‌ ها و کانال‌ های متعددی در 3 طبقه ایجاد شده است.  بر دیواره ‌های آن آثار برخورد لبه شیء تیز دیده می‌شود،  و با توجه به‌ سختی جنس زمین این منطقه،  باستان‌ شناسان این فرضیه را مطرح کرده‌ اند،  که وسایلی که برای حفاری استفاده می‌ شده،  باید از جنسی شبیه الماس برخوردار بوده باشد.

      در بدنه دیوار اتاق‌ها و در بعضی از آنها چاهک‌ هایی مشاهده می‌ شود،  که به سختی می‌توان وارد آن شد.  ارتفاع این چاهک‌ها 3 تا 5 متر است،  که راه ارتباطی به طبقات بعدی است.  در دهانه هر چاهک تعدادی قلوه سنگ و یک تخته سنگ به اندازه دریچه چاهک دیده می شود،  که در مواقع احساس خطر یا ورود هوای آلوده یا دود به طبقات با تخته سنگ دریچه را مسدود کرده،  و یا اگر دشمن قصد ورود به فضاها را داشته،  با سنگ‌ها که حکم وسایل و ابزار دفاعی را داشته بر سر مهاجمین می‌ کوبیدند.  طبقه اول این اثر در عمق 4‌متری و طبقه سوم در عمق 18‌متری از سطح زمین ساخته شده است،  و ارتفاع هر طبقه حدوداً 180‌سانتی‌متر است.  وسعت این مجموعه هنوز به درستی مشخص نیست،  و باستان‌شناسان احتمال می‌دهند،  که این شهر تا 15 هزار متر مربع وسعت داشته باشد.

      اتاق‌ها با ارتفاع180 سانتی متر،  و با ابعاد مختلف برای اسکان موقت حفاری کرده‌اند.  در بدنه اتاق‌ها تعدادی طاقچه مشاهده می ‌شود.  اتاق‌ها به شکل تو در تو و با راهرو های زاویه دار که دید مستقیم را با فضای بعدی از بین می‌برد، ساخته شده است.  در 20سانتی‌متری زیر سقف و به فاصله یک ‌متر در تمام بدنه اتاق‌ها حفره‌ هایی برای قرار دادن چراغ‌ های پیه‌سوز جهت تامین روشنایی فضاها تعبیه شده است.  چندین پیه سوز به دست آمده با قدمت 700 سال،  حکایت از این ماجرا دارد.  کارشناسان معتقدند این نوع معماری با این شکل ساختاری در جهان منحصر به فرد است.  راه‌ های ورودی به طبقات بعدی طوری حفاری شده،  که هر کس قصد ورود به فضاها را دارد ناگزیر باید از پایین به بالا حرکت کند،  که قدرت دفاعی افراد مهاجم را به صفر می‌رساند،  و این ساختار دفاعی به‌گونه ‌ای است،  که تسلط کافی را برای مقابله با دشمن فراهم می‌کند.

عکس یک راه رو از شهر اویی،  عکس شماره 4630.

     معنی اوی ــ  در لغت نامه ها اوی به معنی اشاره به او آمده است،  در گویش کاشانی معادل «آهای» فارسی قرار می گیرد.  اهالی منطقه می‌گویند به لحاظ تو در تو بودن و تاریک بودن شهر زیرزمینی در قدیم افراد برای پیدا کردن یکدیگر با صدای بلند با کلمه (اوی) همدیگر را صدا می‌ کرده‌اند.  همچنین گفته می‌شود،  هنگام حفر شهر زیر زمینی، وقتی دلو پر از خاک می‌شده مقنی فریاد می‌زده (اوی) و فردی که مسئول بالا کشیدن دلو بوده است،  با شنیدن اوی متوجه می‌شده،  که دلو از خاک پر شده و آن را بالا می‌کشید.  به این دلیل این تونل‌ های پیچ در پیچ شهر زیر‌زمینی به اویی معروف شده است.

   نظر انوش راوید:  ادبیات گذشتگان را نباید دسته کم گرفت،  در ادبیات تاریخی ایران علم نهفته است.  اوی =  او = آب، زندگی، حیات+ ی =  حرف آخر حروف الفبا،  اوی = آخرین خط حیات و زندگی.  اویی = وابسته به اوی.  اویی که به معنی صدا زدن او می باشد،  با اوای او گفته می شود (من، تو، او)،  اوی شهر اویی با اوای او،  آب گفته می شود،  و اینها با هم کاملاً متفاوت هستند.

   عکس روستای تاریخی مارین،  از توابع بخش مرکزی شهرستان گچساران در استان کهگیلویه و بویراحمد،  عکس شماره 5730.  راه سلطنتی شوش به تخت جمشید و بیشاپور (دوره هخامنشیان)،  از هفت کیلومتری این روستا عبور می ‌کرد.  موقعیت روستای مارین،  در دوره های مختلف تاریخی،  سبب احداث قلعه‌ های متعدد راهبانی در آن شده است.

غار های دستکند جاده هراز

      در محور هراز به فاصله 42 کیلومتر از روستای اسک تا پنجاب،  از بخش نمارستاق در 13 نقطه تعداد متغییر غار های دست کند در دل کوه وجود دارد،  که به غارهای دخمه کافر کلی معروف هستند.  جالب اینکه 6 نقطه از این غارها در کنار جاده هراز و دره رودخانه هراز واقع شده،  و ما بقی طی چندین کیلومتر و در فاصله دورتری از تنگه هراز قرار دارند.  این غارها خیلی کم مورد کاوش باستان شناسی و تاریخ نگاری قرار گرفته اند،  به ترتیب عبارتند:

   1 ــ  غار های دستکن روستای آب اسک،  2 ــ  غار های دستکن روستای نیاک،  3 ــ  غار های دستکن دره آینه ممنون،  روبروی روستای نیاک در سمت راست جاده هراز،  4 ــ  غار های دستکن تخته پل،  بین روستای نیاک و پلمون.  5 ــ  غار های دستکن دارسون در سه کیلومتری شهر رینه.  6 ــ  غار های دستکن روستای گیلاس.  7 ــ  مجموعه غار های دستکن روستای پلمون،  8 ــ  غار های دستکن روستای کنار انجام.  9 ــ  غار های دستکن روستای آبگرم.  10 ــ  غار های دستکن روستای گزانه و ملار.  11 ــ  غار های دستکن روستای بایجان.  12 ــ  غار های دستکن روستای کهرود و کیان.  13 ــ  مجموعه غار های دستکن روستای پنجاب.

  تنها در منطقه لاریجان غار های کافر کلی در ارتفاع قرار دارد و متمرکز هستند.  در نقاط دیگر ایران هم غار های کافر کلی وجود دارند،  که معمولاً در سطحی از زمین قرار دارند،  که کاملاً قابل دسترسی هستند.  

       دو نظریه در مورد این غارها وجود دارد:

   1 ــ  این غارها را به دوران مادها نسبت می دهند،  به دلیل اینکه غار های مشابه این غارها در ایران و عراق امروزی (گوردخمه های کورخ کیج قیزقاپان یا داودختر) مربوط به دوران مادها بوده،  که برای دفن مردگان یا آیین های مذهبی به کار میرفت.

   2 ــ  دلیل دیگر اینکه این غارها را به دوره ورود تازی ها (عرب ها) به منطقه مازندران نسبت می دهند.  چون مازندرانی ها در آن زمان زرتشت و یکتا پرست بودند،  و نمی توانستند کیش و آیین جدید را قبول کنند،  برای همین این دخمه ها را زدند،  که در برابر حمله تازی ها ایستادگی کنند،  و هم اگر شکست خوردند بتوانند در این دخمه ها با کیش خودشان زندگی کنند،  چون این دخمه ها امکان زندگی دائم هم داشتند.

   نظر انوش راوید:  اینها در طول تاریخ ایجاد شده اند،  و ویژه دوره خاص و مراسم خاصی نمی باشند،  بخشی از آنها بعنوان سرای سالمندان بودند.

  کافر = جهت معنی و ریشه یابی مراجعه نمایید به معنی نام شهرها و روستا های ایران.   کلی = کل = بز کوهی + ی = دارند یا مانند،  کلی = مانند بز کوهی.

عکس بخشی از غار های جاده هراز،  یعنی جاده تهران ـ آمل،  عکس شماره 5733.

      بیشتر غار های دست کند کافرکلی در ارتفاع بلندی از سطح زمین به سمت قله قرار دارند،  که دسترسی به آنها جز با کوهنوردی امکان پذیر نیست.  درون این دخمه ها شامل:  آشپزخانه، دستشویی، حمام، تالار و روزنه هایی برای نورگیری و دیده بانی است،  از نظر کاربردی به چهار دسته تقسیم می شوند:

   1 ــ  زندگی موقت و دفاعی (دژ)،  2 ــ  زندگی دائم،  3 ــ  آیین های مذهبی و تدفین،  4 ــ  معدن.

تمبر های یادگاری تاریخی

   عکس تمبر از کشور موناکو با نشان صلیب سرخ، هلال احمر و شیر و خورشید سرخ،  طراحی شده توسط Pierre Gandon در سال ١٩٦٣ میلادی،  و نیز تمبر از کشور شیلی، هلال احمر برای مسلمانان،  صلیب سرخ برای مسیحیان،  شیر و خورشید سرخ هم برای ایران در گذشته بود،  عکس شماره 5586.

کاخ های تاریخی ایران

   عکس بقایای کاخ اشکانی در هترا کشور عراق،  مربوط به صده دوم میلاد،  مشروح در تاریخ کاخ های ایران،  عکس شماره 5579.  این کاخ ایرانی در کشور عراق در حال ویرانی است،   در جنگ خلیج ارتش عراق در این منظقه انبار مهمات ایجاد کرده بود،  و با بمباران و انفجار آن انبار،  بشدت به منطقه باستانی هترا آسیب رسیده است.  جوانان باهوش علاقمند به تاریخ و آثار ایرانی،  از آثار تاریخی ایران بگویید و بنویسید،  و از مسئولین بخواهید که برای حفظ و نگهداری آنها تدبیری بیاندیشند.

فرنگیس حیدرپور،  زن تبر به دست

      دختر جوانی که یک افسر عراقی متجاوز را با تبر از پای در آورد،  و سرباز همراهش را اسیر کرد.  فرنگیس حیدرپور ساکن روستای از توابع گیلان غرب و از قهرمانان غیر نظامی جنگ ایران و عراق است.  فرنگیس حیدرپور متولد سال ۱۳۴۱ در روستای اوازین است.  او در حمله نظامیان عراقی به روستای محل سکونتش با رشادت و شجاعت خود حماسه ای را آفرید،  که بر اثر آن به شیرزن ایران شهرت یافت . او نیز یکی از هزاران دلاور ترک و کرد و عرب و لر و... است،  که در طول تاریخ برای ایران و وطنشان دلاوریها و جانفشانی کردند.

      در سال ۱۳۵۹ پس از یورش ارتش تازیان قادسیه به روستای اوازین مردم به دره های اطراف فرار می کنند.  فرنگیس که در آن زمان هیجده سال داشت شب هنگام همراه برادر و پدرش جهت تهیه غذا به روستا باز می‌گردند، 

در طول راه پدر و برادرش ضمن درگیری با دژخیمان حزب بعث عراق کشته میشوند،  و خود او در پی برخورد با یک افسر و سرباز عراقی همراهش بدون داشتن هیچ گونه سلاحی جز یک تبر،  که یادگار پدرش بود،  و با حسن استفاده ار غفلت کفتاران تازی،  که قصد تجاوز به وی داشتند،  بر آنها تاخته،  افسر بعثی را کشته و دیگری را ناکار با تمام تجهیزات جنگی اسیر میکند،  و به همراه 4 سرباز عراقی،  که دایی او دستگیر کرده بود،  به مقر فرماندهی ارتش ایران تحویل میدهد.

   عکس تندیسی ار این شیر دختر سرزمین آریایی،  که  توسط نیروی زمینی ارتش به یادگار برپا گردیده است،  عکس شماره 5583.

بدون شرح

عکس مجسمه فردوسی در میدان فردوسی شهر رُم کشور ایتالیا،  عکس شماره 5580.

پشیزی ارزش ندارد

   راجع به واژه «پشیز» بد نیست بدانیم،  که پشیز سکه ای معمولاً سیاه،  از جنس مس یا برنج بود،  که در زمان ساسانیان ضرب می شد،  این سکه کوچک ترین واحد پول دوره شاهنشاهی ساسانیان بود.  بسیاری از شعرای بزرگ ایران از جمله رودکی (پدر شعر فارسی)، فردوسی، لبیبی، ناصرخسرو، انوری، مولوی، سعدی، فرخی و ...از این کلمه در اشعارشان بهره برده اند.

عکس پشیز ساسانی،  عکس شماره 5581 .

هنر بخش کردن

    دو مردی یکی سه نان داشت و دیگری دو نان.  تازه می خواستند نانشان را بخورند،  که مرد سومی از راه رسید.  آنها آن پنج نان را برابر میان خود بخش کرده و خوردند.  مرد سوم پنج دِرهم به آن دو داد،  تا هر یک بهر (سهم) خود را بردارد.  چند درهم به مرد یکم (آنکه سه نان داشت) و چند درهم به مرد دوم می رسد؟  از چیستان خوارزمی مجوسی.  پاسخ در اینجا.

سرزمین سنگ نگاره ها دِهتَل  Dehtal

      "دِهتَل" یکی از روستا های شهرستان بَستَک در استان هرمزگان دارای سنگ نگاره هایی فراوان با قدمت کهن است.  این سنگ نگاره های تیره رنگ و کروی شکل به فراوانی در سرتاسر دشتی به گستره ی ده ها هکتار وجود دارد،  آثار گرانبهایی که می تواند هویت چندین هزار ساله یک ملت را معرفی کند .

این هنرهای صخره ای، کتاب هایی سنگی هستند،  که نویسندگان و هنرمندان در دوره های مختلف،  زمانی که انسان هنوز زبانی برای گویش و خطی برای نوشتن نداشت،  به واسطه آن ها سخن گفته و شرح زندگی خود و دیگران و حتی محیط زندگی خود را تصویر کرده اند .

بنا به تخمین متخصصین،  کهن ترین آثار حکاکی شده در این سنگ نگاره ها متعلق به 11 هزار سال پیش می باشد .

بزرگ ترین نقوش بر روی سنگی به قطر شش متر و بزرگ ترین نقوش که نقش یک بز کوهی است 25 سانتی متر و کوچکترین نقش ، متعلق به انسان و به اندازه ی 3 سانتی متر می باشد .

   سایت سنگ نگاره های دهتل بزرگترین سایت باستانی سنگ نگاره های ایران است،  که در گستره ای به وسعت بیش از 200 هزار متر مربع سنگ نگاره هایی با قدمت حد اقل 4000 سال قبل وجود دارد،  و هزاران سنگ نگاره با نقوشی همچون، بز کوهی، انسان، درخت، گرگ، روباه، آهو، گوزن، شتر، اسب، لاک پشت، گیاه، صحنه های شکار، رقص دسته جمعی،  نقوش لوزی، مربع و اشکال هندسی مانند الفبای تمدن جی،  به چشم می خورد.  با مطالعه بر روی این بوم سنگ ها می توان به تاریخ، خط، هنر، زبان، آداب و رسوم، اسطوره ها و از همه مهم تر به نوع اندیشه های آن مردمان پی برد،  مانند داستان بزبزقندی.

   ــ  امید است مردمان بومى هر منطقه در حفظ چنین آثار کهن و تاریخی سرزمین خودشان کوشا باشند،  که البته آن هم نیاز به فرهنگ سازى و اطلاع رسانى دارد.

تاریخ هلال ماه و ستاره در تاریخ ایران

     بدون سابقه تاریخی هیچ چیز پدید نمی آید،  نشان های هلال ماه و ستاره در سنگ های دهتل که در بالا نوشتم هم وجود دارند،  بزودی درباره تاریخ هلال ماه و ستاره و خورشید مشروح می نویسم،  فعلاً در تاریخ نجوم در ایران.

   عکس هلال و ستاره در سکه های تاریخی ایران،  1 ــ  فرهاد چهارم (اشک چهارده) شاه اشکانی،  2 – 37 پیش از میلاد.  2 ــ  یزدگرد سوم، 651 – 632 میلادی.

کلیک کنید:  واژه های تاریخی ایران

کلیک کنید:  تاریخ مهر و امضا در ایران

کلیک کنید:  تاریخ الهه ها و فرشته های ایران

سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

    جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران:  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ و حمله های عرب، مغول، تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

http://ravid.ir    و   http://arq.ir

قرن سنت گریزی


قرن  سنت  گریزی

   پیش گفتار

      در قرن  21  بشر به دست آورد های بزرگ علمی و اجتماعی میرسد،  حرکت سریع رشد تمدن کاملاً در تمام زمینه های این قرن پیداست.  البته قبول پیشرفت های ویژه این قرن در دید تعدادی کمی از مردم که در جهالت عمیق و با مغزی فسیل شده هستند،  غیر ممکن است.  برای گذر تاریخی از این سال های مهم که راهی جدید و مرز های نو می طلبد،  فرای دانش و فکر سنتی امروزی است،  مردم نیازمند ابزاری هستند،  که به آنها آگاهی لازم را بدهد.  با وجود وب و اینترنت براحتی امکان آن می باشد،  تا روشنفکران با تبادل نظر راهی نو برای دیگر هم میهنان عزیز شان بگشایند.  بدین منظور با روش استفاده از اینترنت میتوان بدون هرگونه اختلال در مسائل جانبی زندگی،  به مرامی نو دست یافت.  این برنامه می تواند مسیر فکری توده مردم را در چت ها و فیسبوک ها، وبلاگها و امثال،  تحت تاثیر قرار دهد،  و نگاهی نو و بینش علمی،  به آینده و سرنوشت باشد.  آنچه که روشنفکران جامعه می توانند انجام دهند،  ابتدا خود را قبول،  و سپس عشق به مردم و میهن داشته باشند.  توانایی و نوع برخورد برای چگونگی این انجام،  به زمان و تجربه و همگرایی روشنفکران،  همراه برداشت موج سومی امکان پذیراست.

. . . مقاله قرن سنت گریزی ادامه دارد و باز نویسی می شود . . .

قرن سنت و سنت گریزی

      تغییرات در این وب نوشته سه جستن دارد:

   اول ـ  تغییرات در فکر و بینش،  که چگونه بیاندیشیم و استفاده از دانش،  و به چه منظور کار آید.

   دوم ـ  تغیرات کوچک و معمولی در زندگی،  و پدید آوردن شیوه های نوین برای گذران روزگار مان.

   سوم ـ  تغییرات بزرگ و مهم برای جامعه و چگونگی و هماهنگی ساخت روش های علمی و ملی.

      تفاوت برداشت تغییرات در زمان های مختلف خیلی مهم است،  لحظاتی واقعی بیاندیشید،  خوب بیاندیشید.

   پرسش از عموم:  1 ــ  آیا تفاوت کشورها و مردم دانا و نادان را میدانید؟

   2 ــ  موج های قرن 21 کدامند؟

   1 ــ  قرن  سنت  گریزی

      قرن  21  بشر به دست آورد های بزرگ علمی و اجتماعی میرسد،  حرکت سریع رشد تمدن کاملاً در تمام زمینه های این قرن پیداست.  البته قبول پیشرفت های ویژه این قرن در دید تعدادی کمی از مردم،  که در جهالت عمیق و با مغزی فسیل شده هستند،  غیر ممکن است.   برای گذر تاریخی از این سال های مهم،  که راهی جدید و مرز های نو می طلبد،  فرای دانش و فکر سنتی امروزی است،  مردم نیازمند ابزاری هستند،  که به آنها آگاهی لازم را بدهد.  با وجود وب و اینترنت براحتی امکان آن می باشد،  تا روشنفکران با تبادل نظر راهی نو برای دیگر هم میهنان عزیز شان بگشایند.  بدین منظور با روش استفاده از اینترنت،  میتوان بدون هرگونه اختلال در مسائل جانبی زندگی،  به مرامی نو دست یافت.  این برنامه می تواند مسیر فکری توده مردم را در چت ها و فیسبوک ها، وبلاگها و امثال،  تحت تاثیر قرار دهد،  و نگاهی نو و بینش علمی به آینده و سرنوشت باشد.  آنچه که روشنفکران جامعه می توانند انجام دهند،  ابتدا خود را قبول،  و سپس عشق به مردم و میهن داشته باشند.  توانایی و نوع برخورد برای چگونگی این انجام به زمان و تجربه و همگرایی روشنفکران،  همراه برداشت موج سومی است.

   2 ــ  سنت و سنت گریزی چیست؟

      آنچه تاکنون و با همین دانش تا این لحظه،  و در تمام زمینه ها می دانیم و انجام می دهیم،  میشود سنت.  آنچه که با علوم جدید و در تمام زمینه ها از این لحظه می خواهیم کاملاً علمی انجام دهیم،  سنت گریزیست.  آینده متفاوتی  که آینده نگران امروز آن را پیش بینی میکنند،  حتماً اتفاق می افتد،  و باید با دیدی نو بدانیم که چگونه خواهد بود،  تا بتوانیم بر آن تاثیر گذاریم،  در این روزگار ما میتوانیم با دانش و بینش نو مسئول سرنوشت خود و اطرافمان باشیم.  اهرم های تغییرات و حرکت از قرن سابق به این قرن در دست روشنفکران اینترنتی است،  که پیوستگی امور و شیوه در تمام مراحل زندگی آینده را با آنچه شاهد هستیم هماهنگ کنند.  در گذر تاریخ از قرن  19  به  20  برای ایجاد یک مدرسه ابتدایی،  فسیلها در مقابل روشنفکران قرار گرفتند،  و امروزه مشابهتی شاهدیم.  ولی کسانی که سعی میکنند این تغییرات را درک نمایند،  با روحیه ای شاد و احساس موفقیت با آن برخورد می کنند،  حرکتی که فقط می توان آنها را تغییرات کوپرنیکی موثر بر تمامی نوع بشر نامید،  و ما را در روزگار خوشمان به تناوب دچار دلهره و سر گیجه میکند.

      در هر گذر و دوره خاص از تاریخ،  یک مسئله ای و عقیده ای بود،  که سنت گرایان سعی در حفظ آن داشتند،  و سنت گریزان در جهت عبور از آن در تلاش بودند،  که آنرا پیش تاریخ می نامم.   هزاران سال گذشته عبور از دین های متفاوت،  و صدها سال پیش عبور از مکتب های گوناگون و یکی دو قرن گذشته تلاش برای هویت و حق رای و غیره بود.  از این تغییرات و عبور از  سنت های گذشته و پیوسته به تاریخ مطالب زیاد نوشته شده و براحتی در کتاب های متعدد قابل دسترسی است،  که از تکرار آنها خود داری می کنم.

توانا بود هر که دانا بود

      قدرت علم و اقتصاد در قرن  21  کاملا متفاوت از تمامی تاریخ است،  بهمین دلیل امروزه گذشتن از سنت بسیار مهمتر از تمامی تاریخ میباشد.  کوتاهی از این کار عظیم خسارت جبران ناپذیر بزرگی در پی دارد.  مدت 5 سال است وبلاگ هایی دارم،  و هزاران جوان عزیز ایرانی از آنها بازدید کرده اند،  و حدود یک سوم این خوبان نظراتی نوشته اند،  که باعث تشویق من برای ادامه داشتن وبهایم شده،  ولی جای تاسف است،  که اساتید با تجربه ایرانی فقط چند نفر می شناسم،  که با اینترنت دوستند.  اگر می خواستم کتابی در باره  دروغ حمله اسکندر مقدونی به ایران  بنویسم،  امکان آن نبود به این ارزانی و راحتی در اختیار همگان باشد،  این اهمیت اینترنت در آینده است.  قدرت هایی که سنت گریزی را جهشی می پیمایند،  نود درصد رادیو و تلویزیونها و مطبوعات مهم را در سطح جهان به دست دارند،  و ما باید با حداقل امکانات ولی با تلاشی زیاد کار نماییم.

   پرسش از عموم:  آیا شما تاکنون به سنت و سنت گریزی فکر کرده اید؟

   3 ــ  ما باید نمونه و روش خاص ایرانی  بسازیم

      تغییر پیوسته،  تغییری راحت است.  در چنین حالتی گذشته،  چراغ راه آینده میگردد.  برای همین من همیشه نسبت به برداشت دروغها از تاریخ ایران،  تکیه می کنم.  آیا می دانید چرا در کشور ما هر وقت در باره دلیل وجود چیزی یا نهادی یا مراسمی و یا قواعدی سئوال میشود،  پاسخ همیشگی و تاریخی میشنویم (به این دلیل که ....).  ولی در کشور های سنت گریز،  پاسخ علمی و کاربردی برای هر موضوع دارند،  و یا می یابند،  میگویند (به منظور آنکه ....  زیرا ایرانیان پای بند دوران های تاریخی خود هستند،  هر چند که تمامی یا قسمت هایی از آن دروغ باشد.  در صورتیکه سنت گریزها به پیش رو می نگرند،  و همیشه از دانش های نوین در تمام زمینه ها استفاده میکنند.  ولی گاهی اوقات بدلایل جغرافیایی در تمام موارد آن،  حالت موازی و یا دوستی بین دو دیدگاه ایجاد میشود.  در نهایت با شرایط سیاسی خاص حاصل شده از آن موارد،  به گونه ای تقارن میشود،  که مدافعان وضع موجود را به دردسر می اندازد،  مهمترین این دردسر برای سنتی ها در این زمان اینترنت و ماهواره میباشد،  که جریان های فکری را جاری میکند.  از دل این همگرایی اجتماع روش های اقتصادی بطور کامل از یکدیگر جدا میشوند،  و سرمایه داری های سنتی و نوین و ضد آنها شکل خاص خود را میگیرند،  که در نهایت مقابل هم صف آرایی می کنند.  به نظر من تقارن شرایط بار دیگر به گونه جدی پیش آمده،  و تغییر همان چیزی که قبل از قرن  21  بود نمیباشد.  حفظ وضع موجود دیگر به هیچ وجه بهترین راه نیست،  راه آینده سنت گریزها چندان هم آسان نیست،  اما جالب و هیجان انگیز و شکوفاست.  لازم است تغییر را بهتر درک کرد،  و علل آنرا فهمید،  تا در راه و مبارزه خود برای آینده ای نو،  نیروی کمتری تلف کند،  و مسیر را بدرستی برود.  کسانیکه که سمت و سوی تغییر را درک میکنند،  بهتر میتوانند از این تغییرات بهره برداری کنند،  و باعث میشوند که جامعه از تغییرات استقبال کند،  و ما نع آن شوند که جامعه سنتی در مقابل آن واکنش نشان دهد،  بلکه جامعه را به خدمت میگیرند.  انسان عاقل جهان را از آن خود میکند،  ولی انسان غیر معقول از آن جهان میشود.  ما در آستانه زمان غیر قابل پیش بینی هستیم،  اگر شجاعان شمشیر و تفنگ و جامعه را از تاریخ دروغی گذشته نجات ندهیم،  و آموزش لازم و درک صحیح به جامعه فرستاده نشود،  در آینده همگی رنج بسیاری خواهیم برد.  این تغییرات سنت گریزی واژه دیگری برای رشد تاریخی جامعه در قرن 21 میباشد.

   4 ــ  تغییرات در این وب نوشته سه جستن دارد:

   اول ـ  تغییرات در فکر و بینش،  که چگونه بیاندیشیم،  و استفاده از دانش و به چه منظور کار آید.

   دوم ـ  تغیرات کوچک و معمولی در زندگی،  و پدید آوردن شیوه های نوین برای گذران روزگار مان.

   سوم ـ  تغییرات بزرگ و مهم برای جامعه و چگونگی و هماهنگی ساخت روش های علمی و ملی.

   5 ــ  تفاوت برداشت تغییرات در زمان های مختلف

      در گذشته های دور زندگی را دایره می پنداشتند،  هر روز بیدار شدن و خوردن و خوابیدن و چیزای ساده دیگری و تا آخر همان بود.  در قرون گذشته زندگی را یک خط مستقیم می پنداشتند،  که خوشبختی در کنار خانواده و با شیب ملایم به سمت پیشرفت و افزودن چند وسیله زندگی و پست و مقامی و امثال آن.  این شیب ملایم و گاهی تند را تغییر می پنداشتند،  در  صورتی که هرگز نمی توانستند،  کار و پول و صلح و آزادی و سلامت،  و ادامه شیب را،  پیش بینی کنند،  و همیشه نتیجه ای دیگر داشت.  قرنهاست بشر تغییرات را در توانایی و بدست خود،  و در شکل همان شیب می پنداشت،  و بدنبال ایده آل و سعادت شخصی خود،  در جهت امکانات و قدرت بیشتر بود.  این چشم اندازی  روی همه طبقات اجتماعی قرار داشت،  در صورتی که به آن دست نمی یافتند،  یا راضی نمیشدند،  و موقتاً کارایی خود را از دست میداد.  مردم دایم بدون توجه تغییر تدریجی و پیوسته داشتند،  و این تغییر گاهی ناگهان به تغییر ناپیوسته تبدیل میشد،  بدین جهت دست به شورش و انقلاب و جابجایی سلاطین میزدند.

      تغییرات ناپیوسته فاجعه نیست،  گاهی بهترین راه پیشرفت برای جامعه میباشد.  بعد از این جابجایی در جوامع این پرسش پیش می آمد،  که (حقه بعدی چیست؟)،  زیرا چنین مینماید که حقه قبلی کارایی خود را از دست داده است.  این همان تغییرات در قرون گذشته است،  ولی در نهایت همان شیب ملایم زندگی روزمره ادامه داشت.  در هر گذر تاریخی سرعت تغییر افزایش و اندیشه آن بهبود یافته،  ولی جامعه های که به چشم و پا بند های خود خو گرفته،  با سرعت و بینش فوق در مخالفت قرار میگیرد.  سرخپوست پرویی با مشاهده بادبان های کشتی های مهاجم اسپانیایی در افق،  پنداشت تغییرات عجیب و غریب جوی است،  و به کار خود ادامه داد،  زیرا در تجارب خود درکی از کشتی بادبانی نداشت.  آنها با فرض دایره بودن و پیوستگی زندگی،  آنچه بر دریافت شان منطبق نبود،  نادیده میگرفتند،  تا مصیبت نازل شد.  مثال دیگر،  اگر قورباغه را درون تشت فلزی با آب معمولی به آرامی حرارت دهیم،  میپزد بدون اینکه حرکتی کند.  نتیجه این دو مثال اگر بخواهیم گرفتار سرنوشت سرخپوست پرویی و یا قورباغه پخته نشویم،  باید در جستجوی تغییرات ناپیوسته باشیم و از آن استقبال کنیم.

      سال  1991  طوفان صحرا،  عراقیها را سریع نابود کرد،  و این ابتدای ورود قرن  21  و تغییرات جدید بود،  که با این اقدام تغییرات بنیادی قرن ورود خودش را نشان داد،  و گفت گذشته را دور بریزید،  که در غیر اینصورت تغییرات تمدن جدید مرزها را براحتی در می نوردد.  این اعلام ورود همانند شکست مهدی سودانی در  ام دورمان سودان به دست انگلیس در ابتدای ورود قرن 20 میباشد.  امروزه شکاف عظیم بین تغییرات واقعی دنیا و عدم تحرک و حرکت ما،  رفته رفته دارد بافت های کهن دیار را دگرگون می سازد،  که یاس و سردرگمی و بی آینده گی پیامد آن است.  برای ترسیم خطوط کلی آینده ای،  که با چنگ و دندان به سویش پیش میرویم،  هیچ قوه پیش بینی و بصیرتی در کار نیست،  برای شتاب بخشیدن و تسهیل انتقال به آینده هیچ برنامه ای وجود ندارد.  ابله مانند سرخپوست پرویی چشم خود را بر نشانه ها می بندد،  و نیازی هم نیست چون قورباغه در آب جوش بیش از حد تاخیر کرد،  و یا در انتظار یک انقلاب و منجی بود.  اگر ما بینش و عادت و شیوه عملمان را تغییر دهیم،  براحتی میتوانیم دورانی از کشفیات تازه و آزادی های تازه داشته باشیم،  در واقع عصر یاد گیری حقیقی است.

      بالاخره و خواه و نا خواه،  تمدن جدید،  اما به آرامی در زندگی ما سر بر آورده،  ولی کور دلان در همه جا مذبوحانه سعی در سرکوب آن دارند.  این تمدن جدید اشکال جدید خانواده و شیوه های دگرگون شده کار و عشق و امرار معاش و اقتصاد جدید و تعارضات سیاسی جدید،  و فراتر از همه اینها آگاهی تغییر یافته به همراه دارد.  در قرن  21  بشر جهان پیشرفته با جهشی کوانتومی به جلو میرود،  و شکوفا ترین خیزش اجتماعی و خلاقانه ترین باز سازی همه تاریخ را در مینوردد.  همچنین بیشترین اختلافات فکری و جامعه ای میان سنتی ها و سنت گریزها ایجاد شده است.

   6 ــ  تفاوت کشورها و مردم دانا و نادان

      بیشتر مردم اگر بتوانند و زحمت فکر کردن به خود بدهند،  میپندارند جهانی که میشناسند تا ابد دوام خواهد داشت.  برای آنان دشوار است که شیوه ای براستی متفاوت برای زندگی خود تجسم کنند،  چه رسد به آنکه تمدنی جدید را تصور کنند.  البته آنان متوجه هستند،  که اشیاء و امور در تغییرند،  اما میپندارند که تغییر و تحولات کنونی از کنار آنها خواهد گذشت،  و هیچ چیز اساس اقتصاد و ساختار سیاسی را متزلزل نخواهد ساخت.  این قبیل مردم با اطمینان تمام انتظار دارند که آینده تداوم حال باشد.  رویداد های سیاسی و اقتصادی و دانش های نوین اخیر این تصویر اطمینان بخش از آینده را به شدت متزلزل ساخته،  و تصویر یاس آور تری از آینده در میان مردم رواج روز افزون یافته است.

      غالبا چیز های کوچک بیشترین و دیر پا ترین تغییرات را ایجاد کرده اند،  مثلا  دودکش،  بیش از هر جریان فکری باعث تغییرات اجتماعی شده است.  بدون وجود دودکش،  همه باید در یک مکان مرکزی و در کنار آتش،  در محوطه ای با سوراخی در سقف تنگ یکدیگر می نشستند.  دودکش با خروجی های جداگانه اش،  این امکان را پدید آورد که اتاق های متعدد،  در یک واحد مسکونی گرم شوند.  واحد های کوچک توانستند مستقلاً در کنار یکدیگر بنشینند.  همبستگی قبیله ای در زمستان از بین رفت.  هیچکس با فکر سنتی تاریخی نیست،  که بگوید کاش دود کش یا حرارت مرکزی اختراع نمیشد.  این قبیل اختراعات،  یا مانند تلفن،  که اینک از نظر ما مهم نیست،  نا خواسته شیوه زندگی را تغییر داده است.

      به بیان دیگر در قرن  21 موج و نسل دیگری از تمدن آغاز شده،  و باز مانده گان از قرن گذشته در سردرگمی ها و نگرانیها و سرگردانی های شخصی گرفتارند،  و در تعارض کامل با موج نو که رعد آسا می آید تا زمان و زندگی را بگیرد.  اگر این را درک کنیم،  آنگاه بسیاری از رویداد های به ظاهر بی معنی قابل درک میشوند،  انقلاب در اراده و شعور و حرکتی نو برای بهترینها،  مجدداً بقایی معقول و قابل تصور مقدور میشود.

      دودکش و تلفن هر دو نوعی تکنولوژی هستند،  که چکاننده بالقوه ناپیوستگی بشمار میروند،  اما واقعیت اقتصادی چیز دیگری است.  حکومتها میتوانند برای مدتی آنرا به تاخیر اندازند،  اما برای همیشه امکانپذیر نیست.  کشورها بر اساس مزایای جغرافیایی و تاریخی و بر اساس مزایای نسبی خود دوران را می گذرانند.  مزیت نسبی به معنای وجود چیزی است،  که دیگران حاضرند بهای آنرا بپردازند،  خواه این چیز نفت باشد،  و یا مواد معدنی و یا نیروی کار ارزان،  و یا مغز متفکر و یا منطقه توریستی.  برای دنیای پیشرفته و کشور هایی با سابقه سنت گریزی بیشتر این مزایا مغز متفکر و تولیدات هوشمندانه است.   با فروش خدمات هوشمندانه و دانش بالا رفاه گسترش پیدا میکند و پیامد آن تقاضا برای مردمان هوشمند و دانش بیشتر می باشد.  بدین ترتیب جا برای کم داناها یا نادانها تنگ میشود،  و زندگی برای کشور هایی با نادانی بیشتر سخترتر میگردد.  سنت گریزها که طرفدار نو آوری و تغییرات هستند،  با آمیختن دانش های جدید و ایجاد فکر هوشمندانه و زندگی هوشمندانه،  در تمام شکل آن میتوانند تمام عرصه های تاریخی و جغرافیایی و اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را به راحتی در سراسر جهان بدست بگیرند،  و هر آنچه که می خواهند،  با مردم نادان بکنند.  بنابر این نباید از این قافله تغییرات عقب افتاد.

   پرسش از عموم:  آیا می دانید استعمار و امپریالیسم یعنی چه؟   

   7 ــ  لحظاتی واقعی و خوب بیاندیشید

      در گذشته مادران میگفتند،  اگر دست به پشت هر کسی زدی و خاک بلند شد،  بدان که او کاری است.  ولی امروزه این داستان کاملاً مسخره و غیر قابل بررسی اقتصادی است.  امروزه دانش و هوش،  تولید کار مفید و اقتصاد خوب وابسته به تکنولوژی،  هر روز برتر در سازمانها میکند،  و این تکنولوژی و اقتصاد،  چنان با یکدیگر می آمیزند،  که به بروز نوعی ناپیوستگی شدید در شکل مهارتها و مقاصد بسیاری از سازمانها منجر میشود.  این سازمان های هوشمند توسط نیروها با دانش جدیدتر دیگر نمیتوانند سازمان سنتی باشند،  سازمان هوشمند،  به مراتبی غیر قابل باور در تمام زندگی تاثیر عمیق میگذارند،  و شکل های متفاوت و عادات کاری دگری دارند.  یکی از رویکرد های جدید و مهم را میتوان تجزیه و تحلیل اجتماعی یا به نامی  جبهه موجی  نامید.  این رهیافت،  تاریخ را به صورت توالی امواج پیاپی تغییر و تحول مینگرد،  و این سئوال را مطرح میسازد،  که حاشیه مقدم هر موج،  ما را به کجا میکشاند.  این رهیافت توجه ما را به جای پیوستگی های تاریخ،  که دارای اهمیت خاصی هستند،  به نا پیوستگی ها آن،  یعنی تغییرات و گسستگی ها معطوف میدارد.  در این سیستم،  وقتی الگو های مهم دگرگونی پدیدار میشوند،  آنها را شناسایی میکند،  تا اینکه بتواند بر آنها تاثیر بگذارد.

      در بیست سال گذشته،  بسیاری از کارها ایجاد شده،  که دارای تکنولوژی و دانش هستند،  که قبلاً تصور آنها هم نمیشد،  و این کار های جدید،  تاثیر خیلی زیادی در تمام کارها و کل زندگی گذارده اند.  همچنین در آینده نزدیک کار های زیادی شکل خواهد گرفت،  که هم اینک نمی دانیم چیست و چگونه است،  و کارگزاران آنها چه دانشی دارند.  دلیل این پدیده،  آمیزه نیرومند تکنولوژی و اقتصاد است،  که میتواند رسومات اجتماعی در تمام موارد آن منجمله سیاست را  دگرگون سازند.  در جامعه سنت گریز،  که با دانش های نوین و تکنولوژی روز و اطلاعات آمیزه  دارد،  زندگی راحت تر و شیرین تر است.  یافتن مشاغلی رضایت بخش آسانتر میشود،  زنان براحتی میتوانند خود را تامین کنند،  آنچه در روزگاران پیشین به لحاظ تکنولوژیک و اقتصادی و اجتماعی غیر قابل قبول و غیر ممکن بود،  امکان پذیر میشود،  نا پیوستگی در اقتصاد،  بدون اینکه جلب توجه کند،  به درون اجتماع راه میابد.  از واژه های پدیدار شده در زبان،  این موضوع را باید متوجه شد،  شوهران خانگی، خانواده های تک فرزندی، خانواده های دو درآمدی، کارکنان درون خانه، کارگزار بورس، کافی نت، و بسیاری دیگر که بیست سال پیش شناخته شده نبودند.

   پرسش از عموم:  آیا میتوانید چند تغییرات نا پیوسته در اطراف خود بگویید؟  

   8 ــ  موجهای قرن 21 کدامند

      بشر تاکنون دو موج عظیم تحول را از سر گذرانده است،  که هر یک به مقیاس وسیعی باعث محو فرهنگها و یا تمدن های پیشین شده،  و شیوه ای نو از زندگی را جایگزین قبلی کرده،  که از نظر پیشینیان محال مینمود.  تحول انقلاب کشاورزی،  تحقق نخستین موج بود،  که هزاران سال طول کشید،  در حالی که تحقق موج دوم،  ظهور تمدن صنعتی،  فقط  300  سال بطول انجامید.  ولی امروز تاریخ از این هم پرشتاب تر پیش میرود،  و چه بسا موج سوم،  که از اواخر قرن  20  شروع شده،  طی چند دهه سپری شود،  و خود را به آغاز موج چهارم،  یا موج آینده برساند،  همان موجی که بر جامعه بشر گسترده خواهد شد،  و با وقوع "انقلاب فقط دانش"،  دیگر نخواهد گذارد که انسانها بر اساس تمدن موج دومی،  یعنی عقیده های بسته و غیر نوآور و هم شکلی و یکنواختی و دیوانسالاری و اقتصاد مبتنی بر نیروی عضلانی و خط مونتاژ شکل بگیرد،  و پیش رود.  موج سوم که اینک در آن هستیم،  همراه با دگرگونی اقتصادی کشورها دخالت های فرهنگی و اقتصادی و متعاقب آن سیاسی دیگر کشورها را در پی دارد،  که باعث برخورد های شدید تا جا افتادن کامل موج سوم میشود.  آنچه باعث نا پیوستگی موج دوم به سوم میشود،  ترکیب تکنولوژی و اقتصادیات تغییر یابنده،  بخصوص تکنولوژی اطلاعات و زیستی و اقتصادیات همراه با آنهاست.  این عوامل به اتفاق یکدیگر جهان را به مکانی متفاوت تبدیل خواهد کرد.

      دانش و تکنولوژی اطلاعات،  قدرت پردازش کننده کامپیوتر را با امواج کوتاه،  ماهواره ها و کابل های فیبر نوری ارتباطات راه دور ترکیب میکند،  و این تکنولوژی با سرعت به آینده می جهد.  یک مهم دیگری که موج سوم همراه دارد،  رشته جدید تکنولوژی زیستی است،  که بر اثر تفسیر  DNA  یعنی رمز ژنتیکی موجود در کانون حیات،  شکل گرفته است.  طول عمر آن به عنوان یک صنعت و یک علم فقط یک نسل است،  و در حال حاضر،  مهندسی ژنتیکی نامیده میشود،  که با پدید آوردن انواع جدید از غلات پر محصول و انگشت نگاری و ثبت کلیه امکانات به طریقه ژنتیکی،  تاثیر خود را در زندگی روزمره انسانها نشان میدهد.  این دو رشته تکنولوژیکی با چنان سرعتی گسترش می یابند،  که نتایج حاصل از آنها غیر قابل پیش بینی است،  که قبل از  موج جدید بخش هایی از زندگی ما را بشدت تغییر خواهد داد.   تکنولوژی و دانش های دیگر مهمی هم هستند،  که در موج سوم باعث تغییرات کلی در زندگی میشود،  مانند تلفن سیار و امکانات همراهش،  و بسیاری دیگر از علوم و وسایل،  چندی را نام ببرید،  که بیست سال پیش وجود نداشتند، و زندگی روزمره ما به آنها بستگی دارد، مانند کارت هوشمند.

   9 ــ  دگرگون یا واژگون اندیشیدن

   ملزوم موج سوم در تمدن نو،  تغییر ناپیوسته میباشد،  که مستلزم اندیشیدن ناپیوسته است،  در این گام نو قرار است،  شیوه تازه انجام امور با شیوه های قدیم فرق داشته باشد،  و این فرق صرفاً محصول پیشرفت شیوه های قدیم نباشد،  در آن صورت نیازمند آن خواهیم بود،  که به همه چیز به شیوه های تازه نگاه کنیم،  و روشی تازه و دگرگون داشته باشیم.  واژه ها پدید آمده حقیقتاً نشانه اندیشه تازه است.  تعجب آور نیست،  که اندیشه واژگون ناپیوسته هیچگاه مورد پسند حامیان پیوستگی،  و حفظ وضع موجود موج دومی نبوده است.  تمدنی جدید در زندگی ما سر بر آورده،  که کور دلان در همه جا سعی در سرکوب آن دارند.  این تمدن جدید اشکال جدید خانواده و شیوه های دگرگون شده کار و عشق و امرار معاش و اقتصاد نو و تعارضات سیاسی جدید،  و فراتر از همه اینها آگاهی تغییر شکل یافته همراه دارد.  در قرن  21  انسان هایی واقعاً صاحب نفوذ و ارزشمند خواهند بود،  که بتوانند با خلاقیت،  گامی در تغییر اندیشه ها و ایجاد بینش های نو با روشی اصولی ناپیوسته بدهند،  تا شیوه تفکر بشر در جبهه موج جدید تغییر کند،  و کاملاً علمی گردد.  شیوه های جدید اندیشیدن در باره چیز های آشنا میتوانند نیرو های تازه را آزاد کند،  و انواع مختلف امور روزمره را براحتی میسر سازد.

      در تفکر واژگون نیازی نیست به بزرگی اینشتین و یا مارکس اندیشید،  بلکه میتوان به چیز های آشنا تر،  که در اطرافمان هستند پرداخت.  میتوان با خلاقیت هر کار کوچکی را برای یاد گیری بکار برد،  و با این اندیشه جدید موج سومی با آن برخورد کرد.  مثلاً:  وقتی به اداره ای میرویم باید از آنها بخواهیم و اصرار ورزیم،  که امورشان را مدرن نمایند،  و مردم را به مثابه دارایی خود ندانند،  و با برخورد خلاق موج سومی به آنها گوشزده کنیم.  در خرید مشوق فروشگاه هایی باشیم،  که اصول تمدن جدید را دارند،  و آنهایی که نمیدانند کارت خوان و صندوق هوشمند چیست،  با ابتکار به آنها آموزش دهیم.  در معاشرت روزمره به دوستان خود از واژگون اندیشیدن و تغییرات ناپیوسته و موج سوم بگوییم.  در واقع تعارض بین گروه بندی های موج قبلی با موج سومی،  اساسی ترین تنش اجتماعی و سیاسی است،  که به جامعه امروز ما راه یافته است.  روان درمانگران و رهبران فرقه ها و فالگیران و ساحره ها بازار گرمی دارند،  و مردمی که توانایی درک عبور امواج و تغییر ناپیوسته را ندارند،  بی هدف برای مدوا های گوناگون سرگردان،  و دست به دامان آنها هستند،  و یا افرادی با این اعتقاد که واقعیت چیزی پوچ و جنون آمیز یا بی معنی است،  به انزوای بیمار گونه پناه میبرند.  رویداد های کنونی جهان مسیر طبیعی خود را طی میکند،  و ما باید بتوانیم تغییرات سریع ناپیوسته و موج سوم را از تاریخ کاملاً علمی بشناسیم،  و بدیگران فرا دهیم.

   پرسش از عموم:  چند رمال و فالگیر بجای مانده از موج اول در اطراف خود میشناسید؟

   10 ــ  جریان کشمکش بزرگ

      رویارویی بین صاحبان منافع موج دومی نظیر سرمایه داری سنتی و فرقه های تاریخی،  و مردم روشنفکر موج سومی،  در تمام زندگی اجتماعی و سیاسی و اقتصادی بر قرار است.  در کشور های پیشرفته این رویارویی خیلی سریع بنفع تغییرات ناپیوسته موج سوم در جریان است،  ولی در کشور های عقب افتاده این جبهه بر اثر جبر زمان دارد خودش را تحمیل میکند.  اکنون که تمدن جدید خودش را به ما می نمایاند،  آیا به معنی آزادی از قید و بند و فقر و استعمار نو ست.  برای پاسخ به این پرسش و رسیدن به نتیجه دلخواه است،  که باید اولویتها را دسته بندی کنیم،  و خط مشی های معقولی و ابزاری برای تسلط بر روند تحول در زندگیمان در پیش گیریم.  یکی از این ابزارها سازمان های شبدری است،  شبدر چند پره در یک شاخه و چند شاخه در یک تنه قرار دارد،  که هر پره میتواند برنامه ای جدا باشد،  و در نهایت همه باهم هستند.

      سازمان شبدری واژه ای تازه و خلاق است،  که باید با تخیل تازه به آن نگریست،  و در آن با خلاقیت علمی مفاهیم جدید پدید آورد،  و با این مفاهیم جدید هر روز بینش تازه ای نسبت به عرصه مورد نظر ایجاد کرد.  تخیل تازه ای که با واژگانی تازه مشخص شده باشد،  بسیار مهم است،  و براحتی میتواند بر اجتماع تاثیر سازنده بگذارد.  اما برای استفاده از این ابزار باید بتوانیم تحولات ناشی از تداوم تمدن صنعتی گذشته را از تحولاتی که باعث تسهیل ظهور تمدن جدید میشود،  به وضوح تشخیص دهیم.  در یک کلام،  باید کهنه و نو را،  یعنی نظام صنعتی موج دوم  را از تمدن  با تغییرات ناپیوسته موج سوم را که آینده ماست درک کرد.  در این تمدن جدید هیچ امکان غیر منتظره را نباید از نظر دور داشت.  بنابراین در این سازمان های شبدری باید تفکر واژگون داشت،  و به کار و زندگی و درآمد و رفاه و ازدواج و مهارتها و برنامه های آموزشی و حمل و نقل و سن و سال مدیران و غیر و غیره  با دیدی دگرگونه و نو نگریست.  زمانه اندیشیدن به رویا های تازه است،  اندیشیدن به پنجره هایی که گشوده میشوند،  حتی اگر بعضی درها بسته میشوند.  نباید اسیر و دربند شده وارد آینده شویم،  باید به اطراف خود نگاه کنیم،  واقعیت های تغییر یافته را با راهنمایی وبلاگ انوش راوید بدانیم،  تا بتوانیم قاطعانه و با آرزو های واقعی وارد تمدن نو شویم.

   پرسش از عموم:  آیا شما برای ورود به جهان نو راهی میشناسید؟ 

   11 ــ  پایان تمدن صنعتی

      تمدن صنعتی به پایان خود رسیده است،   چون تحولات عظیم جامعه بدون تعارض و برخورد قابل تحقق نیست،  بنابر این تشبیه تغییرات تاریخ تمدن به امواج دگرگونی،  روشنگرانه تر از سخن گفتن درباره گذر به پسا مدرنیسم  است.  هر موجی پویاست و تلاطم امواج جریان های متقاطع توانمندی را آزاد میکنند.  با تلاطم امواج در طول تاریخ،  کل تمدنها با یکدیگر بشدت برخورد میکنند،  و در پرتو همین امر است،  که بخش اعظم آنچه در جهان امروز بی معنا و تصادفی به نظر میرسد،  مفهوم پیدا میکند.  مردم خیلی دیر آگاه شدند،  که تمدن صنعتی به پایان خود نزدیک میشود،  بویژه با تغییرات ناپیوسته این قرن بسیاری معنای آنرا متوجه نشده اند،  و میپندارند این تغییر قربانی کردن چیز های آشنای خوشایند آنهاست.  برای این عده جای تاسف است،  که ایستاده اند ولی زمین تمدن نو زیر پای آنها حرکت میکند،  و تکان میخورد،  درک این تمدن برای همگان ضروریست،  این تغییرات باعث یادگیری و رشد می شود،  هر چند که گاهی بدون دردسر نیست.

      مقاله قرن سنت گریزی برای راهنمایی شناخت و ورود به دنیای جدید و سرزمین ناشناخته آینده است،  و اندرز هایی برای عزیزان دارد.  حتی امروزه هم شمار زیادی از مردم درست مانند اجدادشان در قرنها پیش با خاک و آسمان سرسخت و تسلیم ناپذیر دست و پنجه نرم میکنند،  و دایره ای زندگی میکنند و میمیرند.  ولی در دنیای سنت گریزی هیچ قطعیتی وجود ندارد،  و هر آن یک مطلب و کار علمی مسائل قبلی را دگرگون میکند،  قرن سنت گریزی عصر فرصتها برای افرادی است،  که این مقاله را پی گیری نمایند و یاد بگیرند،  که در این قرن سنت گریزی،  فکر کنند.

      تمدن جدید با خروش و غریو دارد جای خودش را در تاریخ محکم میکند،  ولی در هر قدم با مقاومتی بی رحمانه مواجه گردیده است.  زیرا آدم های قبلی میپندارند که تمدن جدید همه چیز را نابود میکند،  اقتصاد و اخلاقیات و خانواده و دین و فرهنگ و معرفت و غیره و غیره را از بین میبرد.  آنها نمیدانند که تکنولوژی نو بهترین روشها را می آورد.  باید تلاش کنیم تا روشی خوب برای آیندهای خوب بسازیم.

      اگر این وب به مردم کمک کند،  که به  چیزها،  به گونه ای متفاوت بنگرند،  و شروع به تفکر سنت گریز موج سوم نمایند،  و یا سعی کنند دنیای خود را بدان گونه که فکر میکنند،  باید شکل دهند،  و یا اگر تاثیرش فقط این باشد که واکنشی ناظر بر تعجب ایجاد کند،  مانند زمانی که بگویند:  آه،  پس قضیه به این صورته،  و همچنین در تکثیر این مطالب بکوشند،  و یا سفارش خواندن وبلاگ را به دوستانشان بکنند،  وبلاگ به اهداف خود رسیده است.

کلیک کنید:  کار های نو و طرح های جدید

   12 ــ  هجوم موجها به یکدیگر

      در هر کشوری که صنعتی شد،  میان گروه های صنعتی و تجاری موج دوم با زمینداران و فئودالها جنگ های تلخ و غالبا خونین در گرفت،  و جمعیت وسیعی از دهقانان،  کارگر کارخانه های شهر های بزرگ شدند.  اما عظیم ترین و خونبار ترین جنگ های عصر صنعتی،  جنگ های درون صنعتی بود.  در این جنگها یعنی جنگ اول و دوم جهانی کشور های موج دومی برای تقسیم استعماری بخش بزرگی از جهان،  که هنوز موج اولی بودند،  به این دو جنگ خونین پرداختند.  در عصر صنعتی جهان به دو بخش کشور های موج اولی و موج دومی تقسیم شد.  اما امروز صف آرایی تمدن های جهانی شکل دیگری بخود گرفته است،  ما با شتاب تمام به سوی ساختاری کاملاً متفاوت از قدرت در حرکتیم،  که جهانی را ایجاد میکند،  که به دو نیمه نیست،  بلکه به وضوح میان سه تمدن متضاد و رقیب تقسیم شده است:  نماد نخستین تمدن هنوز کج بیل است،  نماد دومین تمدن خط مونتاژ،  و نماد سومین تمدن کامپیوتر.  به سرعت بخش های پیش روی رشد یابنده موج سومی،  دارد بدون جنگ های موجی،  بر دومی و دومی بر اولی غالب می شوند،  و شکل نیروها در تمام زمینه ها کاملاً در حال تغییر است.

      در آغاز قرن 21 در دنیای صنعتی،  کمتر از نصف نیروی کار در سازمان های مختلف مشاغل تمام وقت بنظر مناسب دارند،  ولی افرادی که باقی میمانند همه بیکار نخواهند ماند،  بیشتر این افراد کارکنان سازمان های شبدری و یا مستقل در بخش مشاغل مربوط به موج سوم خواهند بود.  در قرن سنت گریزی دیگر فکر کردن به کار و استخدام تمام وقت معنایی ندارد.  تغییر پیوسته به تغییر ناپیوسته تبدیل میشود،  و دیدگاه ما از کار و شغـل و پست،  واژگون میگردد.  دلیل این دگرگونی پیدایش و رشد سازمان های شبدری جدید است،  شکل سازمان شبدری بر مرکزیت مدیر یا مدیران در پره های مختلف یک شاخه و خدمه در اطراف پره ها میباشد،  کارفرمایان و پیمانکاران و خدماتی ها  بصورت مستقل ولی وابسته بهم در یک شاخه قرار دارند.  و بعلت داشتن بینش موج سومی و همچنین رقابت،  این نیروها در جهت کیفیت کار و دانش و تکامل خود در حرکتند.  باید به این سازمان شبدری اندیشید و با خلاقیت و در نوع کارمان طرحی عالی ارایه دهیم.

   پرسش از عموم:  شما چند سازمان شبدری میشناسید؟،  آیا خودتان می توانید یکی باشید؟

کلیک کنید:  سازمان های مدرن قرن جدید

   13 ــ  مهارت بینش گران نو

      در قرن  21 مشاغل نیاز روز افزونی به مهارت های فکری و دانش های نو دارند،  این موضوع مهم از دهه آخر قرن بیستم در کشور های رشد یافته آغاز گردیده،  و در دهه اول این قرن به کشور های در حال توسعه رسیده است.  نیم قرن پیش بیشترین نیاز برای جامعه نیروی یدی بود،  که کاملاً برعکس امروز بوده،  و در واقع نوعی نا پیوستگی است.  حتی امروزه برای ساده ترین کارها نیاز فکری بیشتر از قدرت عضلانی است،  مثلاً  برای باغبانی دانستن استفاده و نگهداری از ماشین آلات و کاربرد صحیح کودها و سموم دفع آفات و کشت و برداشت مکانیزه ضروری است.  بنابر این برای اینکه کارها بدرستی و مطابق استاندارد های فنی و اقتصادی انجام گیرد،  حتی ساده ترین کارها مستلزم داشتن مهارتی معادل با دوره آموزش عالی و یا آموزشگاه های تخصصی کار آمد است.  جامعه موج دوم جوامعی انبوه ایجاد کرده بود،  که نتیجه آن تولید انبوه از کارخانه هایی با کارگران انبوه و قدرت بازویی انبوه،  ولی در این قرن کارخانه ها کوچک و کارگران دارای آموزش عالی و تولید غیر انبوه وابسته به دیگری،  و سندیکا های کارگری متفاوت.  برای تامین نیروی کار باید نیمی از جوانان وارد دانشگاه های مفید شوند،  در صورتیکه آموزشگاه های عالی توانایی پرورش جوانان را برای مهارتها،  همراه با هوش لازم را نداشته باشند،  در نتیجه جامعه نمیتواند براحتی گذر تاریخی موج سومی داشته باشد،  و دچار سردرگمی و پریشانی میشود.  کمبود شمار مهارت بینشگران نو،  که باید هوش لازم را هم داشته باشند،  باعث میگردد بزودی موقعیت های کاری و اقتصادی و علمی از دست برود،  و مانند همان قورباغه متوجه موج سوم و تغییرات نشویم،  و پخته گردیم.

   پرسش از عموم:  چند آموزشگاه عالی موج سومی می شناسید؟

کلیک کنید:  سرشت سیستم آموزشی وامانده

   14 ــ  تحصیل کرده های با هوش مقدمند

      در همین ضمن،  آهنگ تحول تکنولوژیک و داد و ستدها و معاملات و زندگی روزانه سرعت میگیرد.  در واقع اقتصادهای نا پیوسته موج سومی با چنان سرعت های پر شتابی عمل میکنند،  که تامین کنندگان پیش مدرنشان به زحمت میتوانند با آنها همگام بمانند.  زیرا کسانی که از مهارت های مغزی مورد نیاز نیروی کار امروزی برخور دارند،  درصد نسبتاً اندکی میباشند،  بیشتر کسانی که از دانشگاه ها فارغ التحصیل میشوند،  دانش لازم برای ورود به بازار کار این قرن را ندارند،  و فقط مدرک گرایی شده است.  بنابر این کاهش جمعیت جوان با دانش ورود به این قرن مسئله ای است،  که اگر برای حل آن اقدامی صورت نگیرد،  عرضه مهارت های مغزی که هم اکنون نیز کافی نیست،  از این هم کمتر و کمبود مهارتها تشدید خواهد شد.

      سازمان های شبدری ایجاد شده قرن برای جذب افراد تحصیل کرده تر و با هوش تر،  به رقابت شدید خواهند پرداخت،  و اجباراً مدرک دار های بی دانش و کسانی که تحصیل نکرده اند،  کنار گذاشته میشوند،  و اینها احساس سرخوردگی و ظلم میکنند،  و مشکل بیکاری هم باقی میماند.  وانگهی با به روز شدن دانش و اطلاعات در این قرن بجای توده عظیم مواد خام و نیروی کار و دیگر منابع،  وابستگی کشور های پیشرفته به شرکای موج اولی و موج دومی کاهش میبابد.  کشورها موج سومی که با تغییرات نا پیوسته غریبه نیستند،  بیش از پیش بیکدیگر نزدیک شده و باهم دادستد میکنند،  و پایگاه های موج سومی بیشتری مانند دبی و سنگاپور برای تجارتشان ایجاد میکنند،  تا ارتباط مستقیم با موج قبلی ها و جا مانده از تمدن کمتر داشته باشند.

      تکنولوژی با دانش بالا کارها را سریعتر و بهتر و کم بها تر کرده،  و نیاز به کارگر ارزان را از بین برده.  دانش و اطلاعات به اشکال مختلف باعث نزدیکی موج سومیها بیکدیگر شده،  و اینهم باعث افزایش فاصله دو جهان میگردد.  برای اینکه از موج سوم عقب نیافتاد،  باید مهارت های لازم این قرن را با هر تلاش ممکن به کلاس های درس و آموزشگاه ها و دانشگاها کشاند.  اغلب مردم نمیتوانند این مهارتها را بسرعت و با سهولت بدست آورند،  بلکه کسب آن مستلزم سالها تمرین است،  سال هایی که گذراندن آن در دوره نو جوانی راحت تر و سودمند تر از دوره میانسالی است.  این مهارت بطور کلی،  شبیه به راندن دوچرخه است،  که چنانچه آموخته شود،  دیگر از یاد نمیرود،  و شخص پس از آنکه آن را یاد گرفت،  میتواند به دنبال کار در موارد خاص برود.  تاکید بر جامعه کار بردی و غیر مدرک گرا بسیار مهم میباشد،  که کوتاهی از آن عقب ماندن از جامعه جهانی را در پی دارد.  بسیاری و حتی بهتر است گفته شود تقریباً همه اساتید ما هنوز و کاملاً  در موج دوم بسر میبرند،  برای مثال از انبوه اساتید دانشگاه تعداد کمی وب دارند،  و مقالات قابل توجه دانش این قرن ارایه نمیدهند.  به عبارت دیگر،  بیم آن میرود که این تحولات بسیاری از پیوند های موجود بین اقتصاد های غنی و فقیر را از هم بگسلد.

   پرسش از عموم:  تفاوت جامعه کار بردی و مدرک گرا چیست؟

    15 ــ  تحولی در نقش و ماهیت دانایی

      اختلافات حاصل شده بین دو جهان باعث شده،  موج سومی ها،  مانند موج دومی ها، دیگر نیازی به نگهداری جهان عقب افتاده به شکل سابق آن نداشته باشند،  چون نیازشان به بازار مصرف و مواد اولیه با تغییرات ناپیوسته و همچنین در اقتصاد، متفاوت گردیده است،  بنابراین به فکر بالکانیزه کردن دنیا و بنام جهانی نو افتاده اند،  و این خواسته خود را با یوروش های نظامی و سیاسی شکل میدهند و برنامه را از ضعیف ترین و حساس ترین نقاط آغاز کرده اند.  کشور های غنی و پیشرفته وقتی میتوانند به حیات خود ادامه دهند،  که کشورهای فقیر را در اندازه های کوچک و در تمام موارد و به راحتی کنترل کنند.  بنابر این تنشها میان تمدن موج سومی و دو شکل قدیمی تر تمدن همچنان تشدید خواهد شد و درست همانطور که در قرون گذشته تجدد آفرینان موج دومی با جوامع پیش مدرن موج اولی جنگیدند،  تمدن جدید نیز برای استقرار سیطره جهانی خویش خواهد جنگید.

      یکی دیگر از آورده های تمدن جدید اقتصاد فراملی است،  که در تغییرات ناپیوسته به اقتصاد های ناشناخته منجمله اقتصاد بدون هویت هم تبدیل میشود،  که این خود جنگی اقتصادی و سیاسی و حتی نظامی را با اقتصاد ماقبل خودش یعنی اقتصاد سنتی را در پی دارد.  این جنگ بصورت صلح آمیز ولی بنفع اقتصاد های موج سوم در کشور های پیشرفته در جریان است،  و همچنین مبارزه در یک حالت جهانی و حتی قهری میان سه موج و با شدت بپاست.  در پی این مبارزات قدرت،  تحولی در نقش و ماهیت دانایی نهفته است،  باید کاملاً درک کرد،  عقب افتادن از این مهم خطر بزرگی متوجه ما میکند.

   پرسش از عموم:  آیا می داند تفاوت اقتصاد موج های تمدنی چیست؟

   16 ــ  تغییرات  در  بنیاد دانایی

   خوانندگان این وب از زیرکی این قرن برخوردارند،  و تمام جوانان در این زمان از مهارت تجزیه و تحلیل و بطور کلی سواد برخوردارند.  در گذشته اجداد ما بصورت کلی بی سواد بودند،  یعنی مردم در تمام دنیا بی سواد بودند،  اجداد ما احمق و دیوانه نبودند،  بلکه فقط بیسواد بودند،  و این جبر زمانشان بود،  و کاری هم نمیتوانستند بکنند.  اجداد ما حتی حساب کور هم بودند،  و ساده ترین اصول حساب را هم نمیدانستند،  فقط معدودی از مردم  برای شرایط اداری حساب به مقدار کم میدانستند.  مهارت های امروز جهان حاصل هزاران سال تجربه و توسعه فرهنگی است،  که با جان و خون و تلاش روشنفکران جمع آوری گردیده.  دانش هایی که از چین و هند و ایران و بیشتر طی هزار سال گذشته،  جهان را در موج اول هدایت و به موج دوم در اروپا تحویل دادند.  روشنفکران پیاپی دانشها و مهارت های پیوسته موج اول را آموخته،  و با شرایط زمان خود منطبق کرده،  و نسل به نسل و به آرامی نتیجه لازم را گرفته،  ولی با عدم توجه به تغییرات امواج به موج دوم در اروپا سپردند.

      در گذشته سازمان های قبیله ای تاثیر گذار بر سازمان های سیاسی بودند،  و هر نظام سیاسی در واحد جغرافیایی خود،  نظام اقتصادی خاص خود داشت،  که بر یک بنیاد دانایی استوار بود.  ندانستن تغییرات در این بنیاد دانایی،  که با پیدایش توپ و شکست خوردن فئودال ایجاد شده بود،  دلیل عدم توانایی گذر روشنفکران موج اولی ما به موج دوم گردید.  شناخت این بنیاد دانایی که در ذات تغییرات نهفته است،  و در اساس یک بینش است،  بسیار مهم میباشد.  امروزه با فروریختن موانع قدیمی،  کل ساختار دانایی انسان در اثر تغییرات به لرزه در آمده،  تاریخ بار دیگر کسانی که این قرن را درک نمی کنند،  در برابر یک علامت تعجب بزرگ قرار داده است،  ولی دانایان و روشنفکران به حرکت های نوین فکر میکنند.  ما اکنون لازم نیست واقعیت های بیشتری گرد آوریم،  زیرا در تغییرات ناپیوسته موج سوم قرار گرفته ایم.  بلکه باید با علمی نو سازمانها و شرکتها و تمامی امور اقتصادی و زندگی موجود را باز سازی نماییم،  همچنین تولید و توزیع دانایی و تمامی نهاد هایی را که برای تبادل دانایی به کار میروند،  از نو و کاملاً  سازمان دهیم.

      این بدان معناست که ما باید شبکه های تازه ای از دانایی ایجاد کنیم،  و مفاهیم را به شیوه هایی خیره کننده به یکدیگر ربط دهیم،  و زبانها و رمزها و فرض های نو ایجاد کنیم،  و همچنین منطق های تازه، نظریه ها و فرضیه ها و تصویر های جدیدی ابداع کنیم.  در نتیجه در این زمان سازمانها و کسب و کارها و افراد بیش از هر نسلی در تاریخ به گرد داده های  نومایه  مشغولند.  مهمتر آن است، که با قبول توانایی خودمان و همچنین با شجاعت در عمل،  و با دانش و بینش نو،  داده ها  را به شیوه هایی همراه با درک تغییرات نا پیوسته،  و هر روز افزون بر روز قبل به یکدیگر ربط دهیم و انسجام بخشیم،  و به شکل اطلاعات در آوریم،  و مقادیر معتنابهی از اطلاعات را در چهار چوب مدلها و طرح های بزرگتر روی هم قرار دهیم.  آنچه پیدایش زندگی نوین موج سومی را تبیین میکند،  حرکت و خیزش عظیم جامعه امروزی  بویژه جوانان در  بنیاد دانایی  و سنت گریزی است.

   پرسش از عموم:  شما برای سنت گریزی چه فکری دارید؟ 

   17 ــ  شناخت جامعه در آینده 

      برای دانایی ابتدا لازم است جامعه را خوب بشناسیم،  آنچه که تاریخ تاکنون به ما تحویل داده،  و آنچه هستیم و آنچه خواهیم بود.  هماهنگ کردن دانایی ما با دانایی جامعه جهانی از مهمترین کار های روشنفکرانی است،  که این هدایت و گذر تاریخی و بس مهم جبهه امواج را در اختیار دارند.  در آینده ای بسیار نزدیک از هر 5 نفر یک نفر مستمری بگیر خواهد بود،  و از هر 7  نفر یک نفر بیش از 65 سال سن خواهد داشت.  زمانی که برای تامین نیاز های هر مستمری بگیر فقط 3 نفر در سن کار کردن قرار دارند،  و تامین مستمری بازنشستگان در حالت خوش بینانه یک ششم درآمد ملی را تشکیل میدهد.  این تصویر آینده بطور کامل 30 سال دیگر محقق میشود،  جوانانی که این آمار را میخوانند،  در آن سال همان بازنشسته ها هستند.

      چنانچه این عادت زندگی و جفتگیری فعلی تغییر اساسی نکند،  آینده ای قابل پیش بینی است،  که در آن همین جوانان فعلی،  بازنشستگانی در موقعیتی دیگر در آینده خواهند بود،  که شاید خوش آیند نباشد.  یکبار دیگر باید گفت که قبلاً هم افراد کهنسال داشته ایم،  ولی هیچگاه تعداد آنها اینقدر زیاد نبوده است.  پدران ما اغلب یکی از اجداد خود را دیده بودند،  چون دیگران پیش از تولد آنها مرده بودند.  ولی امروزه جوانان هر چهار جد و جده خود را دیده اند،  و اکثراً این اجداد فعلی بازنشسته یا در حال بازنشستگی هستند،  و احتمالاً هنوز فرزند کسی هستند،  که بازنشسته است.  در قرن گذشته این چیزی غیر معمول بود،  ولی در قرن 21 به پدیده ای متداول تبدیل میشود،  و جهان نو بدان گونه که قبلاً میشناختیم قطعاً تغییر میکند.

      حال که با قدرت علم بهداشت و پزشکی میتوان مرگ را که خواست پروردگار است،  به تعویق انداخت،  این سئوال پیش می آید آیا زندگی در حیطه قدرت نوع بشر تبدیل میشود؟.  برای جوانان امروزی این پرسش است،  که آیند معاش بازنشستگان چگونه تامین میشود؟  چکار خواهند کرد؟ چه کسی از آنها مراقبت میکند؟  اگر چیزی تغییر نکند با وضع موجود اوضاع چگونه میشود؟.  اما اگر در نظر داشته باشیم،  که تغییر در حال وقوع است،  و همه مردم به نوعی  با آن در گیرند،  ولی و بویژه جوانان با درک موج سومی میتواند قدری واژگون بیندیشد،  این ناپیوستگی قرن در رابطه با سن جامعه نیز مانند همه ناپیوستگیها در تمام زمینه ها فرصتها و مسائل خاص خود را به همراه دارد.

   18 ــ  آینده چگونه میشود

      برای اینکه بدانیم آینده مان چه میشود،  و سئوالات را پاسخ دهیم،  و بتوانیم گذر تاریخی موج سوم و تغییرات ناپیوسته را با موفقیت سپری نماییم،  لازم است بگویم،  که بسیاری از دگرگونی های نظام دانایی جامعه مستقیماً در قالب عملیات تجاری تبیین میشود،  این نظام دانایی حتی بیش از نظام بانکی و نظام سیاسی یا نظام انرژی،  بخش غالب جامعه و محیط هر سازمان و بنگاه تجاری را تشکیل خواهد داد.  علاوه بر این واقعیت که اگر زبان و فرهنگ و داده ها و اطلاعات و دانایی قرن 21  وجود نداشته باشد،  هیچ کسب و کاری نمی تواند دایر بماند،  این واقعیت عمیق تر نیز وجود دارد،  که از میان همه منابع لازم برای تولید ثروت،  هیچیک مهمتر و جامع تر از دانایی نیست.

      تولید انبوه موج دومی را در نظر بگیرید،  در اغلب کارخانه های دودکشی،  تغییر هر محصولی بی اندازه پر هزینه بود،  و به سازندگان ابزار و غالب و غربال تراشی و متخصصان دیگری با دستمزد های کلان نیاز داشت،  که در نتیجه کارخانه برای مدتی متوقف میشد،  و ماشین آلات بیکار میماند،  و این توقف و تعطیل،  سرمایه بالا سری را می بلعید.  تکنولوژی جدید نظریه های موج دومی را وارونه کرده است.  به جای تولید انبوه در خط تولید با نیروی یدی،  در راه تولید انبوه زدایی شده با تکنولوژی بدون نیروی یدی گام بر میداریم،  که در نتیجه آن فوران کالاها و خدمات سفارشی و نیمه سفارشی است.  جدید ترین تکنولوژی های کامپیوتری دسترسی به تنوع بی پایان را مقدور و ارزان ساخته است.

      پس اگر بتوانیم واژگون بیاندیشیم،  و با دانایی این قرن باشیم،  آینده ای بدون نگرانی خواهیم داشت.  در هر صورت در آینده همه افراد کهنسال فقیر نیستند،  شماری از آنها صاحب خانه شخصی خواهند بود،  و ثروتی در اختیار خواهند داشت،  که میتوانند آن را به نوعی در آمد سالیانه تبدیل کنند.  اغلب کهنسالان آینده سالم و فعال خواهند بود،  و قادرند کار کنند.  کهنسالان آینده مورد بی توجهی قرار نخواهند گرفت،  بخصوص که تعداد کثیری از آنها قبلاً در زندگی تجربه مسئولیتی را داشته اند،  و به خاموش ماندن خو نگرفته اند.  چه خوبست آنها که اینک جوان هستند،  تغییرات و امواج جامعه را بخوبی درک کنند،  و با این بینش به آینده حرکت کنند تا نقشی در این گذر تاریخی داشته باشند،  و همچنین در آینده از خرد و تجربه آنها استفاده گردد.

   پرسش از عموم:  شما برای آینده چه می بینید؟

   19 ــ  معادله عجیب ساعات کار

      ما نباید اجازه دهیم،  که بسیاری از قوانین گذشته،  که دانش امروزی را ندارند،  همچنان پا بر جا بماند.  لازم است نحوه تفکر و صحبت درباره آنها را تغییر دهیم،  واژه هایی از قبیل بازنشستگی،  مانند آنچه امروز بر واژه  نوکر رفته است،  منسوخ خواهد شد.  واژه ها غالباً پل های تغییرات اجتماعی اند،  و آنها نشانه های نوعی ناپیوستگی اند،  که آغازگر تفکر واژگون میباشند.  ما نیازمند آن خواهیم بود،  که قوانین مختلف کم دانش قرن گذشته همچون قوانین مالیاتی و قوانین مربوط به کار و مستمری بگیران را تغییر دهیم.  با بکار بردن دانایی قرن 21 بتوانیم،  انجام کلیه کارها را اقتصادی نماییم.  بسیاری از افراد فعال و سالم قادر خواهند بود،  فعالیت های خاص خود را طراحی و اجرا نمایند،  و با دانایی به سازمان خودشان شور و شوق خوبی بدهند.

      در واقع و با استفاده تکنولوژی های اطلاعاتی جدید،  هزینه افزایش خدمات و تنوع محصولات را به صفر میرسانند،  و از صرفه جویی های حاصل از مقیاس،  که زمانی یک ضرورت حیاتی بود،  خواهند کاست.  بطور مثال کار و تولید با مواد را در نظر بگیرید.  یک برنامه کامپیوتری هوشمند،  که در ماشین تراش نصب شده،  میتواند چندین برابر بیشتر از اپراتور های انسانی،  از یک ورقه فولادی قطعه ببرد.  دانایی جدید سرعت کار،  و ظرافت و ریزه کاری را ممکن می سازد،  و تولید محصولات کوچکتر و سبکتری را با کارایی های روز بروز بیشتر از گذشته را براحتی میسر میسازد،  که به نوبه خود از هزینه های انبار داری و حمل و نقل و در نهایت نگهداری میکاهد.  ردیابی دقیقه به دقیقه بارهای حمل شده و کنترل از راه دور،  یعنی اطلاعات بهتر و جامع تر و به معنی صرفه جویی های بیشتر در ترابری و نگهداری است.

      تغییراتی که در شیوه کار و زندگی ما در حال حاضر در حال وقوع است،  به گونه ای متقاعد کنند در معادله ای عجیب کاهش ساعات کار خلاصه شده است.  این معادله را میشکافم تا مشخص شود،  که از ابتدای قرن بیستم مدتهاست مشغول از میان بردن شدید اشتغال در جامعه خود بودیم،  بدون آنکه متوجه آن شویم.  تا نیمه قرن گذشته هر شخصی که اگر 75 سال عمر میکرد،  مجبور بود در طول عمر خود یکصد هزار ساعت کار کند،  و امروزه این مقدار ساعت کار به پنجاه هزار ساعت رسیده،  یعنی در طول عمر یک نسل به نصف رسیده.  برای جوانان این نسل وضع باز هم فرق می کند.  این تغییر نوعی ناپیوستگی است،  اما تغییری که بتوانیم وقوعش را ببینیم،  و خود را آماده کنیم،  لزوماً منفی نخواهد بود.  درک تغییر زمان به موج سوم و ناپیوستگی آن به شیوه های قدیمی،  و چگونگی تاثیر آن بر جامعه،  تفکری از دانایی و همچنین شبکه هایی از دانش و فراگیری مهارتها،  و با تکنولوژی اطلاعاتی روز می خواهد.

   پرسش از عموم:  شما از دانایی قرن چه چیزی ارایه کرده اید؟

   20 ــ  اطلاعات بود و نبودها

       دانایی و هوش و دانش و مهارت و برنامه و اطلاعات و هماهنگی و سازمان شبدری،  اجبار قرن چدید است،  همانگونه که در گذشته قدرت بدنی و توده ای لازمه بود.  چمع نیاز قرن را  دانایی نوین میگویم،  که اساس موج سوم است،  و ما را به تولیدات موادی کاملاً تازه و ترکیباتی جدید برای همه چیز از هواپیما سازی گرفته تا مواد بیولوژیکی میرساند،  و حتی دسترسی به خدمات را راحتر امکان پذیر میکند،  و در نهایت به توانایی ما در جایگزینی مواد قبلی می افزاید.  اما در این میان انتخابها برای افراد فرق میکند،  عده ای که حوصله فردی یا ذاتی برای موج سوم را ندارند،  بدنبال راه های قرن گذشته میگردند،  و در جستجوی شغلی تخصصی و یا غیره،  ولی تمام وقت در یک سازمان با امکانات قرن 20  هستند.  اما آنچه برای اینان تغییر خواهد کرد،  ساعات کاری و صلاحیت کاری کافی برای کار در قرن 21 است.  داشتن این صلاحیت طی کردن دوره آموزش های دانشگاه هایی میباشد،  که آموزش های کاربردی بدهند.  بدین ترتیب این دانشگاه ها بیش از پیش یک پیش شرط مهم میگردند،  و در نتیجه سن ورود به بازار کار این افراد میشود 24 تا 25 سال.  دانایی نوین قرن باعث میشود،  که کارفرمایان هرچه بیشتر بدنبال افراد با صلاحیت بیشتر،  و با ماهیتی حرفه ای و با تخصص و تجربه مناسب بگردند.  حرفه هایی چون پزشکی و حقوق و معماری که قرنها در دست دستان متخصصان آن بود،  بیشتر به دانایی نوین و ابزار های مهندسی سپرده میشود.  به جهت نیاز کشور به شرایط آموزش جوانان صاحب صلاحیت،  سازمانها و دانشگاه ها را وادار میکند،  سطح تخصص خود را افزایش دهند،  و زمان آموزش را کوتاهتر نمایند.  البته این اقدام بیشتر از جانب فشار های خود بخودی و با جوشش مردمی است،  که از حرکت گذر تاریخی قرن به موج سوم با تغییرات ناپیوسته ایجاد میگردد.  آینده شغل خوب و یا تمام وقت در یک سازمان نیست،  که در آمد داشته باشد،  بلکه آموزش و دانش است،  که اعتبارات سخاوتمندانه را به همراه دارد.  دانایی عمیقتر حاصل شده از دانش های نو به ما اجازه خواهد داد،   برای دستیابی به امکانات مناسبتر،  و در جهت رشد و شکوفایی جامعه تلاش نماییم.  از جمله آنها انتقال اطلاعات،  از قبیل بود و نبودها و داراییها و کمبودها در سطحی وسیع است.

   21 ــ  دانایی جانشینی برای منابع

      نسل جدید کارکنان اصلی، اعم از متخصصان، مدیران، تکنسینها، یا کارگران ماهر میتوانند انتظار داشته باشند،  که حرفه تمام وقت خود را دیر تر آغاز کنند،  و زود تر کار را ترک نمایند.  این نکته واجد اهمیت زیادی است که کارکنان اصلی،  شغلی دشوار تر اما کوتاه تر خواهند داشت،  و تعداد بیشتری از مردم مشاغل تمام وقت خود را در آواخر چهل یا اوایل پنجاه سالگی ترک خواهند کرد،  بخشی به این دلیل که دیگر نمی خواهند فشار فزاینده چنین شغلی را که هر روز نو آور تر میشود تحمل کنند.  اما عمدتاً به این دلیل است،  که افراد صاحب صلاحیت تر و پر انرژی تری برای انجام این مشاغل کلیدی وجود خواهد داشت.

      از ابتدای این قرن شمار نیروی کار کاهش یافته که نتیجه عملکرد تنظیم خانواده و کاهش نرخ ولادت است که از دهه آخر قرن گذشته جدی شروع شده.  اما در هر صورت با کاهش تعداد شاغلان تمام وقت کارفرمایان همچنان اولویت خود را برای انتخاب پرسنل،  به جوانی و انرژی و مخصوصاً صلاحیت های نو میدهند.  در یک کلام دانایی جانشینی است برای منابع،  و کسانی که توانسته باشند تغییرات در موج سوم را درک کنند و سنت گریزی را بفهمند سریعتر به دانش و دانایی نو دست می یابند.  دانایی گذشته از آنکه جانشین مواد و ترابری و انرژی میشود،  باعث صرفه جویی در وقت نیز میگردد.  امروزه مقادیر زیادی مواد خام مانند نفت و آهن و مس و غیره را در سراسر کره زمین فقط به این دلیل جابجا میکنند که از دانایی لازم برای تبدیل مواد محلی به مواد جایگزین قابل استفاده بی بهره اند.  به محض کسب این دانش ها صرفه جویی های اساسی بیشتری در ترابری و تولید حاصل میشود.

      در مورد انرژی نیز همین امر مصداق است.  با دانش و دانایی منابع دیگری جانشین انرژی امروزی خواهد شد،  و حتی با کشف ابر رسانا های نو انقلابی در میزان افت انرژی میگردد.  زمان نیز یکی از مهمترین منابع اقتصادی است حتی اگر در هیچ ترازنامه شرکتهای موج دومی به آن اشاره نشده باشد.  در واقع زمان نهاده ای پنهان باقی می ماند.  بویژه با شتاب گرفتن تغییرات و تحولات توان کوتاه تر کردن زمان امکان پذیر میشود،  مثلاً از طریق بر قراری فوری ارتباطات یا فرستادن سریع محصولات تازه به بازار،  میتوان ما به تفاوت سود یا زیان باشد.  این تغییرات در جهان باعث میشود که ما نیز به نوبه خود برنامه ریزی داشته باشیم تا بتوانیم وارد جهان نو بشویم در غیر اینصورت در تقسیمات جهانی جایگاه ما را در موج اول یا دوم در نظر میگیرند.  اما جوانان پر شور و شاد جامعه راه هایی نو برای پیوستن به جهان نو را خواهند یافت.

   پرسش از عموم:  شما چه راهکار هایی برای پیوستن به جهان نو می دانید؟

   22 ــ  دانایی و ابزار های نوین قرن

      در این قرن افراد علاقه دارند زود تر بازنشسته شوند،  بقدری این مسئله جدی میشود که  تقاضای بازنشستگی پیش از موعد به دهه 50 سالگی میرسد.  علت آن بوجود آمدن دانش های نو است که کارها و امور،  جوانان با هوشتر را می طلبد و همچنین قدیمی تر ها کشش استفاده از ابزار های نو را ندارند بنابراین مدیران بدنبال خلاقیت و انرژی ذهنی هستند.  این بازنشستگی دلیلی برای بیکار بودن نیست بلکه این افراد به کارهای جانبی میپردازند،  کار هایی که در استفاده از ابزار های جدید کمتر بهره دارند.  پس بدلیل ابزار های نو در قرن جدید ساعات و سابقه کار ملاک نیست بلکه مجموع توانایی استفاده از امکانات قرن نو میباشد.  در نیمه دوم قرن گذشته تعداد کارگران بخش صنعت سی در صد نیروی کار را تشکیل میداد ولی در قرن 21  این رقم هر روز کمتر میشود و تا ده سال دیگر به کمتر از ده درصد میرسد.  علت آن ابزار های نو،  و تولید بالا و ارزان چین و هند و غیره و نگرش بدون برنامه اصولی و کابردی ما به کار و تولید است.  این تغییر ناپیوسته کار و تولید سنتی به روش نوین را باید با دیدی سنت گریزی درک کرد،  و با مطالعه و  آینده نگری لازم این قرن از آن بهره گرفت.

      دانایی و ابزارهای نوین قرن به همه چیز سرعت می بخشد و اقتصاد های آنی ایجاد میکند،  و زمان هم،  واقعی و قابل درک میشود.  مکان نیز توسط دانایی حفظ و تسخیر میگردد.  تولیدات بسیار سریعتر انجام می شود،  کم حجم تر کارا تر و مفید تر و کم هزینه تر شده،  و روز بروز با دانش نو آمیخته میگردند.  کل این وضع باعث میشود بسیاری از کارخانه ها و سوله ها که ساخته شده اند بدون استفاده بماند و سرمایه هایی که از این بابت خرج شده بهدر رفته حساب کرد.  ولی نتیجه ای که حاصل می شود فقط کمتر شدن مشاغل سنتی نیست،  بلکه پیدایش سازمان های متفاوت است.  تعدادی از کارخانه های قدیمی،  ساختار مدیریتی جدید با پرسنلی نسبتاً با سواد تر میگیرند،  و سعی میکنند با استفاده از ابزار قرن بتوانند رقابت کنند.  سازمان های شبدری جدید ایجاد شده با افراد هوشمند خود تلاش خواهند کرد در تمام کارها اعلان وجود و کسب در آمد کنند.  این شرایط بر موازین و اصول اداری تاثیر میگذارند،  و تغییرات ناپیوسته آشکار میشود و سنت گریزی ناگزیر.

   پرسش از عموم:  شما چه سازمان های هوشمندی در اطراف خود می شناسید؟

   23 ــ  زندگی فقط با دانش امکان پذیر است

   قرن 21  پایان کار صنایع تولیدی میباشد،  که نیروی انسانی زیادی می طلبیدند،  و بنابر این ما بسوی سازمان هایی میرویم که سبک  کار و ارزش افزوده خود را نه با نیروی عضلانی در خط تولید بلکه از راه دانش و خلاقیتی که دانش قرن عرضه میکنند به دست می آورند.   نیروی کار کمتری از افراد که خوب آموزش دیده اند و بهتر فکر میکنند  با کمک ماشین های هوشمند و کامپیوترها بسیار بیشتر و با کیفیت تر از دستجات یا صفوف منابع یدی انسانی غیر اندیشمند ارزش افزوده تولید میکنند.  تولید صنعتی به این سمت حرکت کرده است و پیشرفت میکند.  کارهای عمومی اجتماع این قرن آشکارا تماماً مبتنی بر دانش هستند،  از قبیل اینترنت و تلفن و مشاوره امور مالی و بیمه و تبلیغات و روزنامه نگاری و انتشارات و تلویزیون و مراقبتهای بهداشتی آموزش و تفریحات،  همگی با عنایت به علوم جدید شکل گرفته و کاملاً شکوفا شده اند.  حتی برای کشاورزی و ساختمان که از جمله قدیمی ترین حرفه ها محسوب میشوند،  به جای سرمایه گذاری در کار یدی به حوزه دانش و ماشینهای هوشمند پیوسته اند.  نتیجه این وضع پیدایش سازمان هایی شبدری با توانایی و کارهای متفاوت است،  و همچنین تقاضا برای افراد با دانش های مختلف ایجاد گردیده.

      سازمان هایی که میدانند خودشان به تنهایی قادر به انجام همه کارها نیستند،  یعنی با یک هسته مرکزی از افراد قابل و پر انرژی تشکیل شده،  و نیاز به همکاری گروه کثیری از متخصصان و سازمانهای دیگر دارند.  در باره استفاده از تجهیزات هوشمند و کامپیوتر به جای انسان مطالب بسیار نوشته اند ولی نباید از شیوه هایی که این تجهیزات جایگزین سرمایه میشوند غافل بمانیم.  یکی از مهمترین آورده های این قرن، تهدیدی میباشد،  که از ناحیه دانایی متوجه قدرت مالی است.  بنابر این دانش و دانایی است که میتواند تولید را با سرمایه های مادی اولیه کمتری نسبت به قرن گذشته و با هزینه نازل تر و ارزش افزوده بیشتر انجام دهد.  کم حجم شدن تولیدات و جمیع اطلاعات چون،   انبارداری و خرید و فروش و بازار و حمل و نقل،  و کلیه کارها با دانش قرن مناسبتر و بی نقص تر گردیده.  در یک کلام،   دانایی انسان این قرن جایگزین سرمایه شده،  دانایی منبع اصلی یک اقتصاد شکوفا و جامعه پیشرفته شده است.  در قرن 21  ارزش دانایی بشدت افزایش یافته.

   پرسش از عموم:  آیا در اطراف شما از دانایی قرن 21  استفاده گردیده است؟

   24 ــ  هر کسی سر دیگری را میتراشد

      کشور های پیشرفته و ثروتمند دارند کاری میکنند،  که عقب افتاده ها وابسته به آنها باشند.  بنابراین ما باید با تمام وجود در راه خود کفایی قدم برداریم.  داناتر ها و ثروتمندها برایشان آسانتر و معقولتر است،  که دیگران را به انجام کاره ایی وادارند که نمی خواهند انجام دهند.  خواه اینکار تعمیر خانه باشد یا کندن باغچه و یا کارگری در تولیدیها،  در نتیجه ثروتمند،  پول و زمان و فرصت بیشتری برای افزایش دانش خواهد داشت.  یعنی جوان ثروتمند،  وقت خود را صرف کار های پیش پا افتاده نمی کنند و به مطالعه میپردازند.  این موضوع با گستردگی و برای همه کارها،  در داخل یک جامعه و به صورت بزرگتر در سطح جهان جریان دارد.  بنابر این کارها در پوشش سازمانها به دیگران و با قرارداد هایی برای مدت معینی سپرده میشود،  و این هشداری است،  به افزایش مهارتها و تخصصها جهت رقابت.   بدین وسیله رشته های خدماتی پرورش میابد،  و این رشته ها خود آفریننده فراوانی کارهایی خواهند بود.

      گاهی اوقات بنظر میرسد که گویی هر کسی سر دیگری را می تراشد و از این رهگذر پول بدست می آورد،  و یا مثلاً هر کسی در کنفرانس دیگری حضور پیدا میکند و از این رهگذر حق الزحمه دریافت می نماید،  و یا ورودیه می پردازد.  این فراوانی سازمانها و کارها همان قدر که یک مسئله اقتصادی است،  مقوله ای مربوط به روحیه و اعتماد به نفس هم گردیده،  زیرا وابستگی سازمانها و کارها بیکدیگر نیز الزام های خاص خود را دارد.  اگر نیازمند آن هستید که همه این خدمات را خریداری کنید ناگزیرید کاری انجام دهید که از عهده پرداخت بهای آن بر آیید و لذا باید به نوعی تلاش دائمی رقابتی افزایش دانایی تن سپرد.

      پیشگویی فراوانی همیشگی کارها در قرن 21  نوعی فکر خود پسندانه است.  کار های خدماتی ایجاد شده در این قرن پدید هایی زود گذرند که میتوانند در مدت کوتاهی نابود شوند.  بنابر این لازم است اساس کار با دانش قرن آمیخته شود،  و در این راستا سازمان هایی که بوجود می آیند،  باید با هر گونه تقاضای جدید همنوا باسند.  همانطور که قبلاً گفتم هسته مرکزی سازمان را کارکنان اصلی و ستادی تشکیل میدهند و لایه های اطراف آنان را کارکنان تمام و نیمه وقت و یا موقت تشکیل میدهند که بصورت قانونی بکار مشغولند.  البته بسیاری از آنها حرفه های مبتنی بر دانش را دنبال نمی کنند.  خرده فروشی،  تدارکات و رانندگی،  نظافت کردن، و از این دست مشاغل به افراد کم مهارت نیاز دارند،  اغلب این کارها در سازمانهای کم دانش قرار میگیرند و اشتغال های عمده ای را شامل میشود.

   پرسش از عموم:  آیا می دانید دست هر کس در جیب دیگری است،  یعنی چه؟

   25 ــ  رموز ورود به قرن جدید

      چرخش و تغییر الگو های کار ناشی از آنها همراه ارقام جدید،  بازگشت ناپذیر است.  تغییر شدید شرایط اقتصادی امکان دارد سرعت روند را دچار نواسان  نماید،  اما آنرا متوقف نخواهد کرد،  دنیای کار از هم اکنون تغییر کرده و ما باید به آن توجه کنیم.  تغییر زندگی کاری خیل کثیری از افراد،  ناشی از رشد بخش خدمات و نوع سازمان هایی است،  که این بخش به آنها نیاز دارد و آنها را بوجود آورده.  از سی سال پیش که کارکنان شاغل در بخش خدمات از شمار کارکنان کارخانه و مزرعه فراتر رفت،  نخستین نشانه امحاء اقتصاد دودکشی موج دومی و ظهور اقتصاد جدید موج سومی بود.

      برای درک تحولات خارق العاده ای که از آن پس رخ داده است،  و برای پیش بینی تحولات بمراتب شگفت انگیز تری که در پیش داریم،  لازم است ویژگی های مهم اقتصاد نوین موج سومی را از نظر بگذرانیم.  با اینکه بیم تکرار بعضی مطالب می رود،  ولی آنچه در ادامه می آید نه تنها رموز سود دهی و رقابت جهانی را نشان می دهد،  بلکه کلیدی است برای ورود به اقتصاد سیاسی قرن 21 .   باید در شروع این قرن،  با خرد و دانش و درک،  تغییرات ناپیوسته و حرکتهای کار و اقتصاد و سیاست را که  بسرعت تحولات را سپری می کند،  شناخت.  عدم این آگاهی خسارت جبران ناپذیر به فرد و جامعه وارد میکند.

   پرسش از عموم:  آیا شما تاکنون فکر کرده اید،  ما در کجای جهانیم؟

   26 ــ  ما باید کاشف خود باشیم

   به پیام این وبلاگ دقت نمایید:  زمان تغییر می کند و ما باید با آن تغییر کنیم.  همانطور که قبلاً اشاراتی کردم،  اغلب مردم تغییرات را خوش و دوست ندارند،  بلکه تغییرات از طریق بحران و نا پیوستگی بر آنها تحمیل می شود.  هنگامی که بطور غیر منتظره با چیز تازه ای مواجه میشویم،  یا وارد عرضه جدیدی میگردیم،  رو در روی امکانات و مسائل تازه قرار میگیریم و بنا بر این قسمتهایی از خودمان را کشف می کنیم که هیچگاه بر آن واقف نبوده ایم.  همچنین نا پیوستگی یک تجربه بزرگ است،  مشروط بر آنکه آن را درک نماییم و از سر بگذرانیم.  تغییر نباید از طریق بحران و فاجعه تحمیل شود،  ما میتوانیم خود به استقبال آن برویم.  در واقع تغییر واژه دیگری برای یاد گیری در قرن 21 است،  یعنی نظریه یاد گیری در این قرن باید نظریه تغییر باشد.  افرادی که همواره در حال یاد گیری هستند،  همان کسانی می باشند که میتوانند بر امواج سوار شوند،  و دنیای تغییر یابنده را سر شار از فرصت های تازه ببینند،  آنها زمانه و آینده را فاجعه نمی بینند،  بلکه در زمان ناپیوستگی بیشترین امکان بقا و شکوفایی را دارند.  این عده همچنین شیفتگان و معماران شیوه ها و اشکال جدید اندیشه اند.

      باید گفت اگر خواهان تغییر و موج سوم سواری هستید،  سعی کنید بیاموزید،  یا به عبارت دقیقتر اگر می خواهید بر تغییر خود کنترل داشته باشید،  آموزش به شیوه این قرن را بیامزید و آن را جدیتر بگیرید.  بنا بر این در ادامه از نظریه یادگیری که هسته اصلی تغییر است می گویم.  اساس قرن 21 بر دانایی استوار است،  که به معنی وسیع آن  شامل داده ها و اطلاعات، تصاویر ذهنی و نمادها،  فرهنگ و ایدئولوژی و ارزشهاست.  مفهوم دانایی این قرن هنوز برای خیلی ها قابل هضم نیست.  کسانیکه در دانشگاه های ما تدریس می کنند اصول اساس نظریه یاد گیری را نادیده میگیرند و چیزی از دانایی قرن 21 نمی دانند،  و هرگز از امواج و تغییرات نمی گویند و نمی نویسند،  شاید نمی دانند،  باید پرسید چرا در دانش آنها از نا پیوستگیها و کاربردها و اندیشه های نو نوشته شده در مقاله  قرن سنت گریزی  خبری نیست.  بنا بر این بهترین نوع یادگیری در زندگی واقعی با مردم و مسائل واقعی اتفاق می افتد،  نه در کلاس درس با استادانی که با دانایی قرن غریبه اند.  آموزش فرایندی از کشف است،  هر یک از ما باید کاشف خود باشیم،  کلاس های درس و دیگران نمی توانند این کار را برای ما انجام دهند.

   پرسش از عموم:  شما چگونه میتوانید کاشف خود باشید؟

   27 ــ  چرا نسبت به تغییر اکراه داریم

      کمیت بخشیدن به دانایی قرن 21  کار ساده ای نیست،  غالب اندیشمندان نو با کارا نمودن این دانایی مشکل دارند.  ابتدا باید از نظریه یاد گیری شروع کرد،  ما یاد گرفته ایم درسی را روخوانی کنیم و سپس آنرا در یک امتحان به نمایش بگذاریم.  و در نهایت دریافته ایم که در مدرسه هیچ چیز نیاموخته ایم که در خاطر مانده باشد،  بجز این مطلب که کسانی بوده اند و قبلاً همه چیز دانش را برای ما مهیا کرده اند،  و ما فقط طوطی وار تکرار کرده ایم.  در واقع آموزش های سنتی ما میگویند،  یادگیری چیزی در حدود پاسخگویی به یک پرسش یا حل یک مسئله از پیش شناخته شده است.  هنگامی که سئوالی نداشته باشیم،  به پاسخ هم نیاز نداریم،  و پرسش های دیگران هم سریع فراموش میشوند.  آنچه اندیشه موج سوم را انقلابی میسازد،  این واقعیت است که زمین و زمان و زندگی و کار و مواد و حتی سرمایه را منابعی محدود تلقی کنیم،  اما باید با دانایی قرن 21  آنها را از همه لحاظ پایان ناپذیر نمود.

      با نظریه آموزشی صحیح و علمی می توان به دانایی قرن دست یافته،  و می شود براحتی همه چیز را فرموله نمود.  بهترین تصویر از شیوه یاد گیری به مثابه چرخی است که به چهار قسمت تقسیم گردیده،:  پرسشها،  نظریه ها،  آزمونها،  تاملات.  این را میتوان به یک چرخه توصیف کرد،  که همواره دور میزند.  در واقع،  مجموعه پرسشی که پاسخ مطلوب خود را دریافت کرده،  آزمون شده و در باره آن تامل شده باشد،  و در نهایت به مجموعه پرسش دیگر منتهی میشود.  این چرخه ویژه آفرینش و زندگی است،  و تماماً برابر علوم و قواعد می باشد.  چنانچه آن را متوقف کرد،  متحجر و نابود کننده است.

      در آموزش های سنتی از این چرخه خبری نیست،  و از آن بی اطلاعند و این چرخ برای کسی نمی چرخد.  انسان متولد می شود که بیاموزد،  کافی است به یک بچه نگاه کنیم تا ببینیم که این چرخه با چه شدتی می چرخد.  بیاندیشید،  چرا با شروع آموزش ابتدایی  سرعت این چرخش کم میشود،  و هر چه آموزش های سنتی بیشتر،  و فرد بزرگتر می شود از سرعت این چرخش کاسته می گردد.  اگر اطلاعات و دانش ما در باره این موضوع بیشتر باشد،  در می یابیم که چرا نسبت به تغییر اکراه داریم،  و در نتیجه برای آنکه به میدان عمل تغییرات کشیده شویم،  به بحران و فاجعه نیاز داریم.  این ویژگی های ما و محیط ماست که چرخ را متوقف یا قفل میکند،  به هر حال باید چرخ را شناخت.

   پرسش از عموم:  آیا تا کنون شما از سازمان های دولتی و یا غیر دولتی حتا یک خواسته موج سومی داشته اید؟

کلیک کنید:  تاریخ و فرهنگ یادگیری

   28 ــ  به اکتشاف بپردازیم

      به لحاظ منطقی چرخه نظریه یاد گیری با یک سئوال آغاز میشود،  موضوع و مسئله ای که باید حل گردد،  معضلی که لازم است در باره آن تصمیم گیری شود،  و یا چالشی و مشکلی که باید با آن مقابله صورت پذیرد.  پس اگر از اینجا آغاز نکیم،  و همچنین گفته شود،  که این مسئله ما نیست،  بنا بر این چرخه یادگیری را تا مرحله نهایی که تکامل است،  به حرکت در نخواهیم آورد.  در این صورت،  یادگیری بخشی از وجود ما نخواهد شد.  ما در مدرسه توانسته ایم فرمولی را حفظ کنیم،  و روزی دگر آن را در ورقه امتحان بنویسیم،  اما بعد از امتحان فراموشش کرده ایم.  دلیل آن نوعی یاد گیری برای پاسخگویی به سئوالات دیگران بود.  گاهی این درس های مدرسه برای عده ای که با هوشترند پرسش های ناگفته ای مطرح میکند،  که این راز توانایی بشر در سراسر تاریخ و زندگیست.  این پرسش امتحان کلاسی نیست،  بلکه چیزی برای رسیدن به تمایلات یا نیاز به اکتشاف است.

      یادگیری نوع ذات بشر در نهایت اکتشاف است،  و اکتشاف هم اتفاق نمی افتد،  مگر اینکه از کودکی توانایی آنرا پرورش داد تا از ابتدا یاد بگیرند. عمیقاً نگاه کنند،  اصل آزاد گذاشتن تفکر و ایجاد بستر مناسب آموزشی،  شکوفایی و سازندگی را در پی دارد.  ضرورت زندگی بشر در اختراع است،  و در آخر نگاه کنجکاوانه،  اکتشاف می باشد.   پرسشها ایجاد شده به پاسخ های ممکن نیاز دارند.  پاسخها در مراحل بعدی چرخه نظریه یادگیری بدست می آیند.  نظریه یادگیری فوق العاده گسترده می باشد،  و در این وب و فعلاً فقط به منظور بررسی ایده های ممکن در جهت ایجاد اندیشه های نو اختصاص دارد.  مانند:  مرحله گمانه زنی،  تفکر آزاد،  قالب بندی مجدد،  جستجوی سر نخها، و کاربردی کردن آنها.

      مثلاً:  یکی از راه های یافتن پاسخ ممکن و کار آمد،  چون باز کردن چیزی شبیه یک کتاب تاریخ است،  برای دلیل یافتن آن فرمول یا درسی،  که از حافظه فراگیری در مدارس سنتی فراری کرده،  باید نوشته های آن کتاب تاریخ را گمانه زنی کنیم،  و در باره آن آزادانه تفکر کنیم،  و مجددآً قالب بندی نماییم،  و سرنخها را جستجو کنیم.  و برای پاسخ ممکن تلاش نماییم و به اکتشاف بپردازیم.  اینجاست که متوجه میشویم آنچه تا کنون خوانده بودیم دانسته دیگران بود نه تمام دانش.  راه های دیگری هم برای یافتن پاسخ های ممکن وجود دارد،  دوستان خوب که به ما یاد می دهند با هوش خودمان زندگی کنیم،  مربیان استخدام شده شخصی و یا در یک آموزشگاه کارآمد،  یا حتی تخیل  شخصی ما در باره موضوعات.

   پرسش از عموم:  آیا شما میتوانید فقط با هوش خودتان زندگی کنید؟

   29 ــ  چرا اتفاق افتاده است

      داشتن ایده ها و نظریه ها که یک چهارم چرخ می باشد،  بسیار مهم است،  ولی هیچگاه کافی نخواهند بود.  مرحله بعدی چرخ آن است که این نظریه ها در واقعیت آزموده شوند.  بعضی از این ایده ها را می توان کارا و شایسته نمود،  ولی بعضی ارزشی نخواهند داشت.  مانند:  در تاریخ دروغ بسیار نوشته اند،  چرا؟  برای پاسخ باید گردونه نظریه یادگیری را کامل نماییم،  و به مرحله تکامل برسیم تا یاد بگیریم،  و چرایی دیگر.  بنا بر این تغییر فقط هنگامی تحمل می شود،  که ما درک کنیم چرا اتفاق افتاده است.  به کرات من از مدیران دولتی و غیره دولتی خواسته ام که موج سوم را توضیح دهند و نظریه بدهند،  و آنرا در جهت قرن 21 کارا نمایند،  ولی آنها یک گزارش خشک و خالی اداری نوع رسوم موج دومی داده اند،  بدون آنکه توانایی تفسیر یا تشریح آن چه می گویند داشته باشند.  این قبیل افراد تغییر نکرده اند،  و تغییر هم نخواهند کرد.  آنها از موقعیت خود چیزی نیاموخته اند و بعید است قادر باشند عبور امواج را درک کنند.  برای اینقبیل افراد و کم هوشها این چرخ شناخته نمی شود،  و هر گز بحرکت در نمی آید.  آنها نه سئوالی دارند و نه در پی پاسخی هستند.

      آدم هایی که از نظر ذهنی و مالی راضی اند به آنچه که موج های قبلی به آنها داده،  تغییرات را دوست ندارند،  و داوطلبانه چیزی از موج سوم یاد نمی گیرد یا تغییر نمی کنند،  و علاقه ای به دانایی قرن 21  ندارند.  بلکه همانطور که قبلاً گفتم،  باید زمین زیر پای آنها حرکت کند.  البته حرکت در آوردن گردونه یا چرخ یاد گیری مشکل است،  عده ای در مرحله پرسش زمین گیر میشوند.  این عده مثل بچه ها به این دلخوشند که بپرسند،  چرا،  چگونه،  کی،  کجا،  و به محض آنکه پاسخی دریافت می کنند،  هر پاسخی که باشد، راضی میشوند.  زیرا این پرسش هاست که آنها را مجذوب می کند،  نه پاسخها.  آنها یاد نمی گیرند،  و دیگران هم از سوالات آنها چیزی دستگیرشان نمیشود.

   پرسش از عموم:  آیا اینقبیل سئوال و جوابها از ثمرات آموزشگا های سنتی است؟

   30 ــ  ایده و نظریه تازه بدهید

      مرحله بعدی چرخه،  نظریه است که متخصصان خاص خود را دارد.  در محیط آموزشی که قوانین آزاد چرخه نظریه یاد گیری را رعایت کرده اند،  این متخصصان و اندیشمندان نظریه پرداز بخوبی پرورش می یابند.  آنها فضلایی هستند که پاسخ سئوالات دیگران را همیشه در جیب دارند.  آنها پاسخ را تفصیر می کنند و یاد می دهند،  و سپس سئوال های فرضی و جدید را ایجاد و مطرح می کنند.  دانش برای دانش،  محرک این افراد است.  آنها یاد گرفته و عادت کرده اند،  که اطلاعات لازمه دانش خود را گرد آوری کنند،  آنها همیشه بدنبال علل و معلولند،  و حرکتی از واقعیتند،  که چیز های زیادی می دانند،  اما به مفهومی دیگر و برای تفسیر عملکرد،  چندان چیزی برای تکامل جرخه نیاموخته اند.

      من اشخاصی می شناسم که هر گفتگویی،  در تخصص خودشان و یا بعضی دیگر در هر زمینه را،  به یک سخنرانی تبدیل می کنند،  معمولاً آنها زیادی خوانده و چیزی را فراموش نکرده اند،  و مشتاق هستند که این اطلاعات را با هر کس که حاضر باشد به حرف هایشان گوش کنند،  در میان بگذارند.  برای پاسخ به سئوالات و گرفتن نظریه و بحث پیرامون مسائل و سئولات این افراد خوبند،  و میتوان برای تکامل گردونه از آنها بهره برد.  بنگاه های زیرک،  کارکنان خود را تشویق می کنند تا ابتکار عمل را بدست داشته باشند،  و ایده ها و نظریه های تازه ارایه دهند.  در قرن 21  ارزش واقعی شرکت های به ایده ها و نظریه ها و بصیرتها و اطلاعاتی است،  که در مغز کارکنان و نظریه پرداز های آنهاست که براحتی توانایی استفاده از بانک های اطلاعاتی را هم دارند.  در قرن 21  دارایی شرکتها به تعداد کامیونها و خطوط تولید و ظواهر موج دومی نیست.

      در صورتیکه در محیطی آزاد نظریه پردازان نتوانند،  به ارایه اندیشه ها و سئولات و پاسخهایشان بپردازند،  جامعه با بحران مواجه میشود،  و توانایی وارد شدن به موج سوم و دنیای دانایی قرن 21  را نخواهد داشت.  امروزه پرسش های اساسی در باره کار فرد باید در این زمینه ها باشد:  در حال حاضر چه میزان از کار وی مستلزم پردازش اطلاعات است؟  چه مقدار از آن روزمره و یکنواخت شده و چه مقدار برنامه پذیر است؟  در چه سطحی از بر کندن قرار دارد؟  تا چه حد به بانک اطلاعاتی مرکزی و سیستم اطلاعاتی مدیریتی دسترسی دارد؟  از چه میزان خودمختاری و مسئولیت برخوردار است؟.  این مثالی و اندکی از سئولات در چرخ است،  که در نظریه باید به آن پرداخت کرد.

   پرسش از عموم:  تا مرحله بعدی چرخ،  شما چه سئوالات و چه نظریه هایی دارید؟

   31 ــ  دانایی بصورت عملیاتی

      مرحله آزمون چرخ نیز مشتاقان خاص خود را دارد،  که همان مردان عمل یا عمل گرایان هستند.  این افراد در شرایط مناسب آموزشی و پرورشی و با دانش قرن 21 قادر خواهند بود،  که این بخش چرخ را هدایت کنند،  اینان برای نظریه یا اندیشه چندان وقتی نمی گذارند،  ولی در واکنش فوری به یک مسئله،  با نزدیکترین ابزاری که در دست دارند،  به آن حمله می کنند.  آنها عقیده دارند که با انرژی می توان همه چیز را به تصرف در آورد،  و اگر این نظر در وهله اول جواب ندهد،  باید بارها و بارها آن را تکرار کرد،  که غالبا نتیجه خواهد داد.  درصورت نداشتن آموزش لازمه این قرن،  افراد مرحله آزمون نخواهند دانست چگونه ادامه دهند و چکار کنند،  مشکل این است که آنها نمی دانند،  چرا.  فرمول آنها این است که:  به آن حمله می کنیم مسئله حل خواهد شد.  موفقیت بدون تفکر قبلی یا تامل بعدی،  به شما کمک نمی کند،  که این فرایند را تکرار کنید،  یا آن را ارتقا دهید،  هر چند ممکن است،   مسئله مورد نظر را حل کند.

      عملگرایان مرحله آزمون چرخ می توانند کار آمد باشند،  اما به سختی می توانند راز کار خود را به دیگران منتقل سازند،  چرا که بخش های دیگر چرخ را نمی دانند و طی نکرده اند.  راز اصلی در دانایی این قرن نهفته است،  که این دانایی باید در کل جامعه نهادینه شود.  در قرن 21  یکی از ارزش های سازمان های موج سومی بکار گیری دانایی به صورت عملیاتی است.  همچنین عملگرایی مرحله آزمون چرخ در این قرن نیاز به تخصص های ویژه دارد،  که هر روز بالا رفتن سطح تخصص و مهارت های لازم و مورد کارشان را باید در نظر داشته باشند.  مرتبا بدست آوردن تخصص ها دشوار تر و گراتر میشود،  که نیاز به قدرت عمل آموزشگاه هایی دارد،  که بر اساس دانایی و جبر قوانین قرن سنت گریزی پایه ریزی شده باشند.

   پرسش از عموم:  بنظر شما آموزشگاه های موجود،  برای دانایی قرن 21  توانایی لازم را دارند؟

   32 ــ  بر سرعت تفکر و دانش بیافزایید

      در سر انجام چرخ باید از کسانی نام برد،  که با شور و شوق به مرحله تامل می پردازند.  آنها مدام به عملکرد های گذشته می پردازند،  و خواستار آن هستند که موارد غلط را شناسایی و کار های درست را تشریح،  و راهکار های بهتری ارایه دهند.  در مرحله تامل چرخ نظریه آموزشی،  کسانی هستند،  که سرشان شلوغ است،  غالباً وقتی برای کنجکاوی بیشتر ندارند.  آنها عقاید خود را مدتها قبل شکل داده اند،  و دلیلی نمی بینند که آن را تغییر دهند.  اگر با آنها موافق باشیم،  آنها را ثابت قدم می نامیم،  و آنچه مخالف باشیم،  به آنها متعصب می گوییم.  آنها که در اندیشه و فکرند،  سئوال های جدیدی می پرورانند.

      این مرحله چرخ هم مانند بخش های دیگر آن، نیازمند آموزشگاه های کار آمد قرن می باشد،  که بتوانند در دادن آموزش های لازم،  مفید واقع شوند،  تا اندیشه های سازنده قرن 21   توسط تامل گرایان چرخ ارایه گردد.  اینان در مرحله تامل چرخ،  نیازمند استفاده گسترده از اطلاعات می باشند تا بتوانند با دانایی قرن نو درنگ نمایند.  باید قادر باشند،  فهرستی از مشکلاتی که  کارها و تولیدات و جامعه ما را در چهار چوب تخصص شان با آن مواجه هستند،  تهیه نمایند.  باید متهور و خلاق باشند تا بتوانند نا خشنودیها را تفسیری کار آمد نمایند.  تفاوت امواج را بشناسند و تغییرات ناپیوسته را بدانند و قادر به فکر کردن و عبور از آنها باشند.  نسبت به تغییر و تحولات عظیم و قدرتمندی،  که در اطراف ما جریان دارد و واکنش های هر چه سریع تری را می طلبد، آگاه باشند و هر دم بر سرعت تفکر و دانش خود بیافزایند.  یکی از ارزش های سازمان های موج سومی دور اندیشی این گروه در چرخ است.

   پرسش از عموم:  آیا میدانید،  چگونه باید تفکر جامعه ما به این جهت کشیده شود؟

   33 ــ  یادگیری بخش جدیدی از زندگی

      ما غالباً و بیشتر اوقات، هر چهار مرحله را طی نمی کنیم.  بویژه در آموزشگاه های سنتی خبری از این چهار مرحله نیست.  چهار مرحله ای که انسان با آنها بدنیا می آید،  ولی اکثراً در آن آموزشگاه ها از بین میرود.  یادگیری واقعی در اندازه قرن 21  بسیار دشوار است،  تغییرات سنجیده ای که در بطن طبیعت می باشد،  و از علوم پایه تشکیل شده،  با یادگیری برای نوع بشر همراه است،  که می توان با اصول نظریه چرخ یاد گیری به بهترین شکل آن دست یافت.  این نوع از یادگیری که از تجربه و زندگی حاصل می شود،  همان نوعی است،  که اگر خواهان تغییر باشیم اهمیت دارد.  یادگیری واقعی را نباید با تعاریف پیش پا افتاده از یادگیری آموزشگا های سنتی اشتباه گرفت:  یادگیری فقط دانستن پاسخها نیست.

      دانستن پاسخها در بهترین حالت یادگیری تجزیه و تحلیل مسائل است،  و در بدترین حالت نوعی یادگیری حفظ کردنی،  و در اساسی ترین وجه خود،  نشان دادن نوعی واکنش مشروط است.  این یادگیری سنتی باعث تغییر یا رشد شخصیت شخص نمی شود،  و چرخ را به حرکت در نمی آید.  یادگیری نه شبیه مطالعه است،  نه شبیه کار آموزی،  بلکه از هر دو آنها مهمتر و بزرگترین است.  یادگیری واقعی،  نوعی قالب ذهنی و عادت است،  شیوه ای از پرسیدن و اندیشیدن و آزمودن و دور اندیشی درباره چیزها و رشد کردن است.  معیار سنجش یادگیری،  امتحان دادن نیست،  که معمولا در آموزشگاه های سنتی فقط برای آزمون مرحله نظریه از آن استفاده میشود.  بلکه فقط تجربه رشد اساسی فکر و دانش است،  تجربه ای که درک کردن و آزموده شدن در آن است.  یادگیری خودکار نیست،  بلکه به انرژی،  اندیشه،  شهامت،  و حمایت نیاز دارد.  به آسانی می توان آن را کنار گذاشت،  به استراحت پرداخت،  و به تجربه دیگران اکتفا کرد،  اما این برخورد به معنای توقف رشد است.

      یادگیری فقط برای روشنفکران نیست که غالباً در مرحله نظریه پردازی می درخشند،  اما فاقد کنجکاوی و حس ماجراجویی هستند،  و لذا در جریان زندگی مقدار اندکی بر تجربه خود اضافه می کنند.  یادگیری دریافت آن چیز هایی نیست که دیگران از قبل می دانند،  بلکه حل مسائل ما برای مقاصدی است که خود برگزیده ایم،  و از طریق طرح،  مسئله،  اندیشه،  آزمون و تامل حاصل می شود،  و سر انجام راه حلی که به دست می آید به بخش جدیدی از زندگی ما تبدیل میشود.

   پرسش از عموم:  شما چقدر حس کنجکاوی و ماجراجویی در یاد گیری دارید؟

   34 ــ  صرفه جویی حاصل از سرعت

      در قرن 21   موج سوم با سرعت جانشین امواج قبلی میشود،  بنابر این ما باید توانایی بالایی در به حرکت در آوردن چرخه آموزشی داشته باشیم.  ما باید نو آور باشیم،  و با زیرکی ابتکار عمل را بدست بگیریم و با ارایه،  پرسشها و نظریه ها و آزمونها و دور اندیشی که در خور دانایی قرن جدید است،  ثابت کنیم می توانیم وارد قرن 21  شویم،  حتی باید در صورت لزوم با شجاعت مقررات سنتی را نقص نماییم.  البته،  به حرکت در آوردن و متحرک نگاه داشتن،  چرخه آموزشی که میتوان از آن بنام چرخ زندگی یاد کرد،  کاری بس دشوار است.  بیشتر مردم که آگاهی و بینشی نو در زندگی ندارند،  و نیز شناختی واقعی از چرخ ندارند،  و همچنین توانایی خود را در بخش های چرخ نمی دانند،  لذا اغلب اوقات موفق نمیشوند کار مفیدی پیش ببرند،  و در یکی از بخش های این چرخ زمین گیر میگردند،  و در این هنگام فقط یک بحران یا فاجعه می تواند شخص را به حرکت در آورد.  خوشبختانه روان کننده هایی وجود دارند،  که این کار را آسان می کنند،  و از آنها می توان تحت عنوان،  شرایط لازم برای تغییر راحت نام برد.  سه روان کننده از این دست وجود دارد،  که هر یک از آنها به تفسیر نیاز دارند.  اگر آنها را کنار بگذاریم یا نادیده بگیریم،  باب تغییر یا یاد گیری به گونه ای موثر بسته خواهد شد.

      در نظام موج سومی پیچیدگی های موج قبلی که حاکم بر روح و جسم مردم بود،  کم رنگتر و کم رنگتر گردیده و بنا بر این آزادی عمل زیادی بوجود می آید،  ایده های قدیمی امواج قبلی که بزرگترین موانع و الزاما برترین بود،  هر چه بیشتر منسوخ و منسوخ تر میشوند.  سازمانها در جهت انطباق با دگر گونی های بسیار سریع،  و در جهت تغییر ساختار تشکیلات موج دومی خود،  سعی در به حرکت آوردن چرخه آموزشی دارند،  و در استفاده از ابزار های لازم چون ماهواره و دانش و اطلاعات الکترونیکی کوتاهی نمی کنند.  تحولات پرشتاب در امر آموزش و تغییرات باعث میگردد صرفه جویی های حاصل از سرعت جای صرفه جویی های حاصل از مقیاس را بگیرد.  رقابت آموزشی آنقدر شدید و سرعت های مورد نظر آنقدر بالاست،  که ضرب المثل قدیمی،  وقت طلاست،  بیش از پیش در اصل امروزین تجلی یافته،  که هر مقطع زمانی بیش از مقطع زمانی قبلی ارزش دارد.

کلیک کنید:  تکنولوژی های جدید در قرن جدید

   35 ــ  مسئولیت خود و آینده

      همانطور که گفتم چرخ یادگیری روان کنند هایی دارد که اولین آن،  خود خواهی مناسب است،  که منظور از آن،  نوعی خودخواهی و قبول داشتن خود همراه با توانایی مسئولیت پذیری برای چرخ زندگی است.  حکم مهم تاریخی ایرانی که می گوید:  همسایگانتان را تا هفتاد خانه آنطرف تر،  بیشتر از خودتان دوست داشته باشید،  این همان مسئولیت پذیری است.  ولی معدودی از مردم فقط به خود عشق می ورزند،  و همه چیز را برای خود می خواهند،   که این آن خود خواهی مناسب نیست.  همچنین باید گفت،  که بیزاری از خود یا فقدان توجه مثبت نسبت به خود،  راه درست و آغاز یادگیری نیست.  کسانی که بهتر و بیشتر یاد می گیرند و راحت تر تغییر میکنند،  آنهایی هستند که،  مسئولیت خود و آینده خویش را بپذیرند،  و نسبت به آن دیدگاهی روشن داشته باشند،  و اطمینان حاصل کنند که به آن خواهند رسید،  و  باور داشته باشند که میتوانند.  همه اینها آسان به نظر میرسد،  اما واقعاً این طور نیست.

      داشتن دیدگاهی از آینده،  در وهله اول مستلزم آن است،  که باور داشته باشید آینده ای وجود دارد.  برای همه ما دوره هایی پیش می آید که نسبت به چنین چیزی تردید داریم.  در این حالتها نه یادگیریی وجود خواهد داشت،   و نه تغییری اتفاق می افتد.  سپس این پرسش پیش می آید،  که چه نوع آینده ای را برای خود می خواهیم.  معقول و خودخواهانه است،  که این آینده منطبق بر قابلیتها و توانایی های ما باشد،  اما گاهی اوقات ما آخرین کسی هستیم که این چیزها را می دانیم.  این آینده نباید آینده ای خیالی و لذا نوعی واقعیت گریزی باشد.

      موج سومی که در این وب توصیف می کنم،  جامعه را به سوی آینده ای بهتر و متمدن تر و معقولانه تر و دمکراتیک تر پیش میبرد.  اما اگر بین خط مشی های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی موج دوم و موج سوم تفاوتی قائل نشویم و آنها را تشخیص ندهیم،  چرخ یادگیری قرن سنت گریزی،  تحقق نخواهد یافت.  عدم موفقیت ما در این تشخیص مهم به خوبی توجیه می کند،  که چرا این همه نو آوری و بدعت خیر خواهانه فقط باعث وخیم تر شدن اوضاع میشود.  افرادی که با خود خواهی مناسب و در کار خود با جسارت تمام نو آوری می کنند،   نسبت به ساختار های سنتی و کهنه اجتماعی ایران که برای آینده مورد نظرشان باید از بنیاد دگرگون شود،  گاهی خود را می بازند.  اما شاید از خود بپرسید،  که واقعیت کدام است،  سنتی گذشته و یا دانایی آینده؟

کلیک کنید:  سازمان آینده بینی

   36 ــ  نوسازی دمکراتیک جامعه

      تا زمانی که دیدگاهی واقعی و مناسب از مسئولیت و آینده خود نداشته باشیم،  روی امواج زندگی شناور خواهیم بود.  کسانی که زیر سیطره مادی گرایی قرار دارند،  علاقه و تمایل آنها کار کردن برای چیزهایی که نیاز دارند نیست،  بلکه کار کردن برای آن چیز هایی است که خواستار آنند،  یا بنوعی در ایران میگوییم چشم هم چشمی،  و این گونه بدست آوردن خواسته ها و چیزها را نمی توان پیروزی به حساب آورد.  زیرا همواره چشم و هم چشمی های بیشتری در راه خواهد بود،  که در این شرایط باید به آنها رسید و پشت سر گذاشت.  این دیدگاه،  نوعی فکر نکردن و دنبال کردن خود خواهی همسایه ها و دیگران است،  نه پذیرش مسئولیت شخصی مناسب.  برای مقابله با این نوع گرایش،  باید یک فرایند آموزشی اجتماعی وسیع راه انداخت،  یعنی یک طرح تجربی برای ایجاد اندیشه مناسب در جامعه.  بنا براین مسئولیت ایجاد دگرگونی با یکایک فرهیختگان ایرانی است.

      باید از خودمان آغاز کنیم،  باید یاد بگیریم که دریچه ذهن خود را به روی واقعیت های تازه اعجاب انگیز و عمیق نبندیم.  بینش های تازه ای که غیر عملی می نمایاند در نطفه خفه نکنیم.  با وضع موجود هر قدر هم به نظر عده ای پوچ و ستمگرانه و بی فایده باشد، غیر منطقی برخورد نکنیم.  همچنین عجولانه اندیشه های سنتی گذشته را کنار نزنیم،  بلکه آنها را بازیافت و باز نگری نماییم،  و سازگار با قرن 21  کنیم.  اینها به معنای مبارزه برای کسب آزادی بیان است،  یعنی اینکه مردم حق داشته باشند حرف خود را بزنند ولو اینکه بدعت آمیز و کفر گونه باشد.  خود خواهی مناسب بدان معناست،  که فرایند نوسازی جامعه را برای ورود به قرن 21   از هم اکنون آغاز کنیم.

      هیچ کس دقیقاً نمی داند که آینده چگونه است و آبستن چیست،  و یا در جامعه موج سومی چه چیز کار ساز تر است.  بنابر این بجای اندیشیدن به خواسته هایی که به آنها نیازی نداریم،  باید با جسارت برای آینده موج سومی سازمان های نوین ملی و فرا ملی را به جامعه کهنه تحمیل کرد.  البته قبل از اینکه روی الگو های جدید در این سطح وسیع کار کنیم،  بهتر است آنرا در سطح محدود محلی و ناحیه ای تمرین کنیم.  سرخوردگی و نارضایتی های وسیع امروزی از تغییرات ناپیوسته،  می تواند توسط استعمار و یا عوام فریبانی که به دنبال غارت مستبدانه هستند به گمراهی تبدیل شود.  ولی ما با دانایی قرن 21 می توانیم در راه نوسازی دمکراتیک جامعه که نیاز مبرزم است،  به کار ببریم.

   پرسش از عموم:  آیا می دانید،  نیاز شما چیست؟  خواسته شما چیست؟

   37 ــ  عادت  ذهنی  جدید

      دومین روان کننده یا شرط لازم چرخ یاد گیری،  قالب ریزی دوباره و توانایی دیدن چیزها،  مسائل،  موقعیتها،  یا مردم،  به شیوه ای دیگر است.  در واقع نگاه کردن سه بعدی و یا به صورت واژگون  به تمامی بود و نبود دنیا می باشد.  یا به تعریفی،  قرار دادن آنها در چشم انداز یا بافتی دیگر است.  نگاه کردن به آنها بعنوان جایگاه فرصتهاست،  نه مسائل کوچک و دشواریها،  و به هیچ عنوان موضوعات زندگی و چهان نمی توانند فاجعه باشند.  هر آن قالب ریزی دوباره با بینش قرن 21 برای ما مهم است،  زیرا مسائل را علمی تر باز می کند.  مانند یک حرکت غیر منتظره در صحنه شطرنج،  که می تواند کل صحنه را در چشم اندازی جدید قرار دهد.  برای دریافت مفهوم های و قالب ریزی های جدید،  ما باید امکانات تازه ای بگشاییم،  مانند سازمان های غیر متمرکز و شبدری که قبلاً توضیح دادم.  افراد و کارفرمایان هوشیار برای موفقیت خود،  به قالب ریزی با دانایی قرن 21  اهمیت میدهند.  صاحبان اندیشه های اجتماعی برای نفوذ شان باید سرعت تحولات و تغییرات ناپیوسته موج سومی را  با قالب ریزی های نو کنترل نمایند.

      در بازار داد و ستدها باید تعریف جدیدی از قابلیتها و رشد و نزول در موقعیتها را قالب ریزی دوباره کرد.  بعضی از مردم با هوش ذاتاً خصوصیت قالب ریزی مجدد را دارند،  و با اولین اشاره و نشانه ها طرحی نو می ریزند.  ولی اکثریت نمی توانند به تنهایی اینکار را انجام دهند و همواره به کمک و راهنمایی اندیشه سازان نیاز دارند،  البته در اندازه خودشان.  ما باید با اندیشه سنت گریزی به خودمان کمک کنیم که چیزها را به شیوه ای تازه ببینیم،  و واژگانی جدید بیابیم.  بسیاری از مردم زندانی گذشته اند،  فکر کردن به چیزها در شیوه هایی غیر از آنچه که به آن عادت داشته اند،  برایشان ترسناک و دشوار است.  شیوه های موج های قبلی و قرون گذشته که آنها را به بردگی گرفته هیچ مسئله ای را حل نمی کند،  و چیزی را تغییر نمی دهد.  ما باید خود را عادت دهیم که درباره آنچه وجود دارد بپرسیم،  چرا؟  و در مورد هرگونه امکان قالب ریزی بگوییم،  چرا نه؟  و این باید به عادتی سودمند تبدیل شود.  افراد باهوشی که می خواهند در قرن 21  بخوبی زندگی کنند،  باید بتوانند به راحتی تغییر کنند،  و تفکری واژگون بسازند،  و همیشه آمادگی قالب ریزی طرح های نو را داشته باشند،  و اینها را بصورت عادت ذهنی جدیدی برای خود بکنند.

   پرسش از عموم:  آیا شما قالب ریزی دوباره برای موضوعی دارید؟

   38 ــ  زندگی  کردن  با  خطا

      یکی دیگر از روان کننده های چرخه یادگیری،  توانایی منفی می باشد،  که نوعی نگرش ذهنی است،  یاد گیرندگان موج سومی در چرخه آموزشی به پرورش آن نیاز دارند،  باید توانایی منفی را بشناسیم تا بتوانیم  با کمک آن اشتباه های خود را به تجربه تبدیل کنیم.  توانایی منفی  کمک می کند،  که بزرگترین اشتباه های اجتناب ناپذیر بعدی کمتر دردناک باشند و تبدیل به سازندگی و تجربه شوند.  در هر صورت یادگیری واقعی و تغییر هیچگاه روشن و قطعی نیست.  هنگامی که تغییر می کنیم تا اندازه درک و دانایی مان قدم به قلمرو ناشناخته ها می گذاریم.  ما درباره این قلمرو ناشناخته آنقدر اطلاع نداریم،  که از بابت نتیجه آن مطمئن باشیم.  گاهی اوقات ممکن است به غلط آنرا درک کنیم.  تردید و اشتباه ها هم نباید ما را آزرده و خسته کند،  زیرا از همین هاست که می توانیم با زیرکی یاد یگیریم.

      برای بدست آوردن هر پیروزی بطور متوسط امکان نه بار شکست دور از انتظار نیست. ما فقط گزارش موفقیتها را می شنویم،  شکستها بر موجودی تجربه افزوده می شوند.  شرکت های نفتی به ازای هر چاهی که از آن نفت فوران می کند،  نه چاه خالی و اشتباه حفر می کنند.  خطا کردن بخشی از راه وصول به حقیقت است.  اگر کوشش نکنید موفق نمی شوید،  و اگر شکست بخورید،  باید بدانید،  همواره روزی دیگر و فرصتی دیگر وجود دارد.  کسانی که جوانی درخشانی داشته اند،  و در دوران اولیه زندگی،  پشت سر هم موفقیت کسب کرده اند،  گاهی اوقات هنگامی که پا به سن می گذارند،  خصوصیات تجربه گری بسیار کمی دارند،  ولی بیشترین محافظه کاری را از خود نشان می دهند،  چرا که در نظر آنها ترس از شکست پر هیبت تر می نماید.  تغییر از طریق اکتشاف صورت می گیرد،  نه پیمودن راه های قبلی،  یادگیری را با عدم قطعیت و تردیدها و مسائلی که باید حل شوند آغاز کنید. در غیر اینصورت همواره با تعجبی ناخوشایند با تغییرات روبرو خواهید شد.

      اساتید آموزشگاه های سنتی موج دومی،  هیچگونه تردید معقولی نسبت به راه های گذشته ندارند،  و بدون تردید معقول،  اصول چهار گانه چرخه یاد گیری موج سومی وجود نخواهد داشت،  توانایی منفی درک نمیشود و در نهایت تغییری صورت نمی پذیرد،  از نظر آنها فقط همان چیزی که از موج دوم شناخته شده بود،  قابل قبول است.  توانایی منفی،  یعنی ظرفیت زندگی کردن با عدم قطعیت و خطا،  که به همه کس داده نشده است.  این توانایی آشکارا در شخص باوری پدید می آورد که عدم قطعیت را تحت الشعاع قرار می دهد.  داشتن توانایی منفی آسان است،  هر چند شخص ممکن است نتواند چگونگی آن را بفهمد،  اما باور کنید،  که همه و همه خوب خواهند بود.

   پرسش از عموم:  شما چند تجربه شکست در زندگی و کار و درس و غیره داشته اید؟

   39 ــ  خود را باور داشته باشیم

      خودخواهی مناسب،  قالب ریزی دوباره،  توانایی منفی،  جملگی شکننده اند.  متوقف کردن این روان کننده های چرخه یادگیری اغلب به گونه ای ناخواسته آسانتر از تشویق و گسترش ذهنی و عملی آنهاست.  تصمیم گیری دیگران درباره ما و اینکه اجازه بدهیم دیگران آینده و سرنوشت برای ما بسازند،  زائل کننده این روان کننده هاست.  انسان باید شخصاً روی خودش سرمایه گذاری کند و منتظر نشود و فرصت ندهد تا دیگران برایش برنامه ریزی کنند و تصمیم بگیرند.  یکی از بدترین شکل تصمیم گیری دیگران برای ما،  تنظیم برنامه های درسی آموزشگاه های سنتی موج دومی است،  که در واقع باز دارنده روان کننده ها می باشد.  علاقه مندی و احساس مسئولیت به خود و جامعه باعث میشود،  درک کنیم تامین کننده های دروس آموزشگاه های سنتی همه چیز دان نیستند،  بلکه سردرگم هستند،  و علاقه ای به تغییرات ندارند،  در نتیجه علاقه ای به ما ندارند،  پس ما باید به اشکال موج سومی با آنها که ضد چرخه یاد گیری و روان کننده های آن هستند،  برخورد کنیم.

      با اینکه خود را باور داشته باشیم،  یا همان خود خواهی مناسب آغاز میشود،  اگر بدانیم و بفهمیم سازمانی فاقد کارآرایی آشکار است،  و در عالم موج دومی گیر کرده و نمی تواند تغییر کند،  و در نهایت به قهقرا می افتد و آینده ما و جامعه بنوعی با آن صدمه می بیند،  می بایست با راه حل های موج سومی قرن 21  و دانایی با آن برخورد کنیم و باور داشته باشیم،  می توانیم آنها را درست نماییم،  و از تحقیر جا نزنیم و نگذاریم باور به خود را از دست دهیم.

      انسان های موج قبلی در پی آن هستند،  که خود و شغلشان را حفظ نمایند،  که این برخلاف حرکت زمین زیر پایشان است.  اعتماد نداشتن به خود زیان آور است،  افراد حقیری که به خود شک دارند،  شاید به طرح پرسش هایی بپردازند،  اما برای دریافت پاسخ یا انجام اقدام عملی،  اصرار چندانی ندارند.  کسانی که به خود شک دارند،  غالباً از موفقیت می ترسند.  موفقیت آنها را تحت فشار قرار می دهد که مسئولیت بیشتری را برای اقدامات بیشتر بپذیرند.  برای بعضی ها برخورد با شکست آسانتر است،  بخصوص اگر برای آن برنامه ریزی کرده باشند.  باید آنقدر اعتماد به نفس داشت،  که شکست یا موفقیت خود را براحتی پذیرفت و در جهت ادامه یاد گیری بکار برد.

   پرسش از عموم:  آیا تا کنون به سازمان های موج دومی تذکری در جهت تغییرات داده اید؟

کلیک کنید:  کارگاه فکر سازی

   40 ــ  شجاع باشید و نترسید

      با داشتن هدف چرخه یاد گیری به حرکت در می آید،  و با دانایی قرن 21  در چرخه یاد گیری اهداف و مقاصد علمی شکل می گیرند.  با هدف است که انگیزه برای یادگیری و در راستای نیاز ها و قابلیت های ما و یا برای گروه و سازمان و اجتماع ایجاد میشود.  جامعه ای که درون موج های قبلی است،  اولویتها و هدفش را به ما تحمیل می کند،  و اگر ما نتوانیم موج سومی باشیم،  ما نیز ممکن است هدف خود را به زیر دستانمان اعمال کنیم.  به هر روی اگر هدف های ما برای عبور از قرن گذشته،  با هدف های دیگران و اهداف جامعه منطبق نباشد،  این استراتژی به شکست منجر خواهد شد.  شاید بتوانیم راه خود را پیدا کنیم،  اما به آنها و سازمان های کهنه،  چیزی یاد نخواهیم داد.  بیزاری و سرخوردگی بسیاری از مردم نسبت به سازمانها،  و بی تفاوتی و تنبلی آشکار افراد موج قبلی جمع شده در آن تشکیلات که بی هدف باقی مانده اند،  میتواند هدف خوبی برای موج سوم باشد.

      در یک دنیای معقول،  هدفها براحتی مورد بحث و گفتگو قرار می گیرند.  سازمان های شبدری در قرن سنت گریزی به افراد میدان می دهد،  و می توانند با قوه تشخیص خود سرقت مقاصد کنند.  بوروکرات های مرتب و منظم موج دومی با این نوع هدف مخالفند،  که باعث از بین رفتن هر گونه انگیزه یادگیری میشود.  سازمان های قدیمی و فسیل شده،  خطاها و زیان های حاصل شده را به امید عدم تکرار با تنبیه پاسخ میدهند،  ولی این باعث میشود راهی جدید،  تجربه و آزموده نگردد.  اگر به عمل خوب پاداش داده و تجربه خراب بخشیده و نادیده گرفته شود،  عمل  و تجربه های خوب تکرار میشود.  باید ساخت صحیح این موضوع در آموزشگاه های سنتی هدف موج سومی ها گردد.  دشوار تر از بخشیدن دیگران،  بخشیدن خویشتن است.  این مهم یکی از موانع واقعی تغییر می باشد.  ما باید گذشته خود را بپذیریم و سپس به آن پشت کنیم.  سازمانها غالباً این کار را با تغییر نام خود انجام میدهند،  اما افراد با تغییر خانه یا همسر به این اقدام مبادرت می کنند.

      ضرورتی ندارد بخشیدن خود تا این حد هیجان انگیز باشد.  باید برای خود،  فضا،  مقصود،  هدف،  پرسش و پاسخ ایجاد کرد.  برای تغییر راحت و سنجیده،  ابتدا باید چرخه یاد گیری شخصی خود را به حرکت در آورید،  روان کننده ها این کار را آسانتر می کنند،  قدری خود خواهی مناسب،  تلاش مستمر به منظور قالب ریزی دوباره سهم مان از جهان،  و آمادگی برای بخشیدن خودمان.  بدین منظور باید دوستانی و یا امکاناتی نو در اینترنت پیدا کنید که مربیتان باشند،  تا بتوانید دنیای دیگر را بشناسید و وارد آن شوید،  و شجاع باشید و نترسید که مبادا اشتباه کنید.

   پرسش از عموم:   فضا و مقصود و هدف شما در قرن 21  چیست؟

   41 ــ  تولید و توزیع و ارتباطات

      قرن 21 شروع انقلابی در تولید دانش و ثروت است،  که متعاقب آن واژگونی و دگرگونی جوامع را در پی دارد.  برای درک تحولات خارق العاده که از این پس رخ خواهد داد،  و همچنین برای پیش بینی تحولات بمراتب شگفت انگیز تری که در پیش داریم،  لازم است ویژگی های مهم اقتصاد نوین موج سومی و سیاسی این قرن را از نظر بگذرانیم.  چرخش به سمت تکنولوژی های انعطاف پذیر هوشمند،  تنوع و گوناگونی را اشاعه می دهد،  و مصرف کننده را در انتخاب چیز های مورد نیازشان با دامنه ای وسیع روبرو کرده است،  و منوط به تبلیغات های گسترده می کند،  که سر نخ آن دست سیاسیون می باشد،  و این سیاسیها را سرمایه ها انتخاب می کنند.  بازار تولید و مصرف در انبوهی از انواع کالاها سر درگم است،  کالا هایی که در نقاط تعیین شده اقتصادی و با استاندارد مشخص تولید میشوند.

       ولی این بازار انبوه نیز خود باید هر چه بیشتر و بیشتر به بازارهای مناسب و متعادل تجزیه شود،  و در آن حال نیاز مشتریان تنوع می باید.  دسترسی به اطلاعات گسترده و بهتر به موسسات تجاری امکان می دهد بازار های خود را شناسایی کنند،  و در خدمت تامین نیازهای خرده بازارها قرار گیرند.  مغازه های اجناس تخصصی،  بوتیکها، فروشگاه های بزرگ، سیستم های تلویزیونی و کامپیوتری خرید از خانه، خرید پستی و دیگر سیستمها،  مجاری روز افزونی را ارائه می دهد،  که از طریق آنها توزیع کنندگان می توانند اجناس خود را در بازاری هر چه انبوه زدایی شده تر به مشتریان عرضه کنند.  در همین حال تبلیغات از طریق رسانه ها،  بخش های هر چه کوچکتری از بازار را هدف می گیرند،  با فعالیت گسترده تلویزیون های ماهواره ای،  که براحتی در دسترس می باشند،  تجربه ای شگفت انگیز به مخاطبان انبوه،  خط تایید می گذارد.  در چنین سیستم هایی فروشندگان می توانند خریداران را با دقت بیشتری هدف قرار دهند.

      انبوه زدایی همزمان تولید و توزیع و ارتباطات،  اقتصاد را نیز دچار انقلاب می کند و آن را از همگونی به سمت نا همگونی بی اندازه سوق می دهد.  در چنین بازار  و اقتصاد قرن 21  ما باید جایگاه  خود را شناسایی کنیم،  و بتوانیم با بکارگیری دانایی،  خواه بصورت استراتژیک و خواه عملیاتی توانایی خود را در تغییر و ایجاد و کسب موفقیت افزایش دهیم.  ایران هدف تبلیغات تولید کنندگان است،  و تولیدات ایران توانایی کمی در رقابت دارند،  و سرمایه های جهانی که به موازات سیاست جهانی است،  با برقراری اصول چرخه یادگیری دانش سازمان های خود را بالا می برند.

   پرسش از عموم:  در چنین شرایطی ذکر شده،  آیا ما می توانیم در امواج قبلی بمانیم؟

   42 ــ  تحول دیگری در نسبت کار

      بسیار از کارها که در این قرن وجود دارد،  در قرن گذشته وجود نداشت،  امروزه بسیاری از جوانان احساس می کنند جامعه حق کار و دستمزد آنها را خورده است.  این برای آن است که نتوانسته اند تغییرات نا پیوسته قرن 21   را بفهمند.  ماهیت کار نیز دگرگون شده است،  در موج دوم کارها کم تخصص بودند،  و براحتی قابل تعویض و یا جایگزینی بودند.  آموزش و پرورش انبوه پرور قرن گذشته افراد را به سبک کار کارخانه ها  برای کار های یکنواخت و تکراری آماده می ساخت.  ولی در موج سوم برعکس می باشد،  و با افزایش شدید نیاز به مهارت،  کار هر چه تعویض ناپذیر می شود.  نیروی عضلانی اساساً قابل جایگزینی است،  اگر کارگری کم مهارت استعفا کند یا اخراج شود،  به سرعت می توان با هزینه ای اندک،  فرد دیگری را به جای او گماشت.  به عکس،  با بالا رفتن سطح مهارت های تخصصی مورد نیاز اقتصاد موج سومی،  یافتن شخص مناسب که مهارت های مورد نظر را داشته باشد،  دشوارتر و گران تر می شود.

      در کار های موج دومی نگهبانی که از یک اداره اخراج می شد،  مجبور بود  برای کار مجدد با بسیاری از کارگران عضلانی بیکار رقابت کند.  یا در جایی سریداری کند.  اما در موج سوم مهندس کامپیوتری که سال های عمر خود را با کامپیوتر سر کرده،  نمی تواند کار دیگری جز تخصص خودش انجام دهد.  یا یک دکتر الزاماً فاقد مهارت دیگری است.  حتی کارگر کارخانه در قرن جدید فقط قادر است با تجهیزات فنی همان کارخانه کار کند،  و جابجای براحتی امکان ندارد.  افزایش تخصص و تغییرات سریع در مهارت های مورد نیاز،  از تعویض پذیری کار می کاهد.  افراد باید خود را با شرایط انطباق دهند و حتی از فرصتها بهره گیرند،  بهتر است با مطالعه قرن سنت گریزی مسیر خود را در ابتدای قرن 21   خوب بیابند،  و تغییرات عظیمی که طی بیست سال گذشته در شیوه و بازار کار شده،  و سال های آینده ادامه خواهد داشت،   با هوش ایرانی خود بشناسند و نسبت به گسترش این مقاله تلاش نمایند.

      با پیشرفت امور اقتصادی و دانش تولید،  تحول دیگری در نسبت کار مستقیم به کار غیر مستقیم به چشم می خورد،  در اصطلاح سنتی، کارگران مستقیم یا کارگران خط تولید،  کسانی هستند که در داخل کارخانه واقعاً به ساختن محصول مشغولند و ارزش افزوده تولید می کنند،  و کسانی که غیر مولد توصیف می شوند،   نقشی غیر مستقیم در خط تولید دارند.  امروزه با برخورداری از تکنولوژی نسبت کارگران خط تولید کارخانه  به کارمندان و کارکنان جانبی،  در داخل کارخانه،  کاملاً تغییر کرده.  ارزشی که نیروی کار غیر مستقیم تولید می کند،  اگر از نیروی کار مستقیم بیشتر نباشد،  کمتر نیست.

   پرسش از عموم:  شما چگونه نیروی کاری میتوانید باشید،  موج دومی یا سومی یا موج آینده؟

   43 ــ  طراحی نو برای کار و اشتغال

      در قرن 21  دیدگاه ها برای کار متفاوت از گذشته است،  در قرن قبلی و موج دوم دریافت حقوق ماهیانه ایده آل بود،  و مردم از ابتدای شروع زندگی تمام تلاش خود را صرف این میکردند،  که در جایی استخدام شوند و حقوقی بگیرند،  و اگر حقوق بگیران یک ماه چک حقوق خود را دریافت نمی کردند،  نگران و افسرده میشدند.   با تغییرات ناپیوسته بطور قطع نباید انتظار داشت چون قرن گذشته در جایی استخدام شد و ماهیانه ای گرفت،  باید با اشکال کار و اشتغال و ایجاد درآمد در قرن 21  آشنا بود،  و بتوان از تغییرات اقتصادی بهره برد و با خلاقیت و اطلاعات کار ساخت.  دنیای کار به این دلیل تغییر می کند،  که سازمان های کار شیوه های خود را تغییر می دهند.  در همین حال،  سازمانها ناگزیرند که خود را با دنیای تغییر یابنده کار انطباق دهند.

      تنوعها و تخصص های بیشتر و رقابت های سریعتر ملی و جهانی،  نوعی تفکر جدید از کار می طلبد.  بنظر می رسد کار و سازمانها در هر دو بخش عمومی و خصوصی با دنیایی سخت تر مواجهند،  دنیایی که کارآیی آنها حساستر و ظریف تر از گذشته داوری میشود،  و امکان محافظت کمتری برای پناه گرفتن در مقابل مشکلات وجود دارد،  ولی متقابلاً امکان برد خوب بالاتر می باشد.  شرکتها در تلاش برای انطباق با دگرگونی های بسیار سریع،  در جهت تغییر ساختار تشکیلات اداری موج دومی خود،  با یکدیگر به مسابقه برخاسته اند.  شرکت های عصر صنعت قرن گذشته معمولاً نمودار های سازمانی مشابهی داشتند،  که هرمی و یکپارچه و دیوانسالار بود.  در قرن 21  تکنولوژیها روز افزون است،  و بازار های سریع میچرخد،  و نیاز مصرف کنندگان امروزی بشدت تغییر می کند،  و سازمانها تحت فشارهای گوناگونی اقتصادی قرار دارند،  بنابر این هم شکلی اداری گذشته آنها در شرف اضمحلال است.  جستجو برای یافتن شکل های کاملاً جدید سازماندهی همچنان ادامه دارد.

      واژه های،  بهینه سازی سازمان و یا بازسازی سیستم و یا  مدیریت نو مهندسی را باید نام برد که سعی دارد ساختار بنگاه را حول محور فرایندها،  و نه بازارها یا تخصص های دشوار،  از نو طراحی کند.  یکی از مشکلات طراحی نو برای سازمان های کار و اشتغال وجود تشکیلات اداری قدیمی است،  که به شیوه قرن گذشته اداره میشوند و نتوانسته اند تغییرات را درک کنند.  سازمان های بالنسبه استاندارد شده،  به تکنولوژی های بالا دست می یابند و به مراکز سود آور تبدیل میگردند،  و میتوانند روز افزون به ائتلاف های استراتژیک و سرمایه گذاری های مشترک و کنسرسیومها اقدام کنند،  که بسیاری از اینها از مرزهای ملی فرا تر می روند.

   پرسش از عموم:  بنظر شما امروزه مشکلات شرکتها و سازمانها،  و نیز کار و اشتغال چیست؟

   44 ــ  تغییرات شدید در عملکرد

      پیچدگی روز افزون اقتصاد،  انسجام پیشرفته تر و مدیریت عالمانه تری را می طلبد.  کار سازمانها عمل کردن است،  درست و سالم عمل کردن است،  دیگر مثل گذشته نیست که مشاغل یک سازمان خانه دوم شخص باشد،  که نیمی از زندگی خود را در کنار خط تولید بگذراند،  همچنین دیگر یکی از بازو های حکومت نیستند،  که مانند قرن گذشته مالیاتها و حق بیمه ها را جمع آوری کنند،  و حقوقها و مستمریها از آن پرداخت شود،  و یا  ضمنی نوعی سیاست در آمدها را به اجرا بگذارند،  و یا در نوعی سیاست های مالی و ارزی همکاری نمایند.  این سازمان های اشتغال سنتی،  عادت کرده بودند،  که به راحتی به مثابه نوعی ابزار اعمال سیاست های دولت عمل کنند،  که این وضع نفوذ عوامل نادرست در آنها را هم در پی داشت.

      اما اکنون در قرن 21 مرتباً در صد کمتری از جوانان را بصورت تمام وقت استخدام می کنند،  و همچنین از ابزار دولتی بودن و سودمندی شان کاسته شده است.  نیرو هایی که توانایی کار با دانایی این قرن را دارند،  نمی توانند در سازمان های سنتی توانایی خود را نشان دهند.  اندیشه خانه دوم باز مانده از قرن گذشته نیز سد راه انجام درست وظایف این افراد و سازمانها شده است.  وظایفی که در واقع تامین کالاها و خدمات مناسب برای مشتریان می باشد.  اداره روند پیچده جدید،  مستلزم شکل های تازه رهبری و انسجام سراسری فوق العاده سطح بالایی است،  که آن نیز به نوبه خود مستلزم حجم های هر چه عظیم تری از اطلاعات است،  که باید در سراسر سازمان جریان داشته باشد.  پس اگر قرار باشد این سازمان های جدید به فکر مردم نباشند،  پس چه کسی باید به این فکر باشد؟  از زمانیکه تغییر ناپیوسته آغاز شده،  در مقابل فشار های ایجاد شده سازمانها شروع به واکنش نشان دادن کرده و در قیاس با گذشته روشها و نیازمندی های آنها تغییرات مثبت یا منفی کرده.  تغییرات شدید در شیوه عملکرد آنها عرصه گشاد تری پیدا نموده،  و رسیدن به نتیجه اهمیت بیشتری پیدا کرده،  و سازمان های امروزی جایگاه و هم جایگزین مغز ها هستند نه عضلاها.

      در قرن 21  بیش از نیم نیروی کار و مشاغل را مهارت های مغزی تشکیل میدهند،  که حرفه ها و تخصص های دانشگاهی دارند.  سازمانها هر روز بیشتر از گذشته با افراد هوشمندی تشکیل می شوند،  که کارها را هوشمندانه انجام می دهند،  و اداره کردن افراد هوشمند،  ظریف تر و حساستر از اداره کارگران یدی و توده ای کارخانه ها در قرن گذشته است.  با این تغییرات تشکیلات دولتی هم باید با بکار گیری سازمانها با افراد هوشمند،  تغییرات بنیادی کند.

   پرسش از عموم:  آیا می دانید چه کسی باید به این فکرها باشد؟

   45 ــ  صحبت کردن درباره سازمانها

      در قرن سنت گریزی ما با تهاجم گسترده تکنولوژی و دانش نو روبرو هستیم،  در صورتیکه نتوانیم این حرکت گسترده و در ضمن سازنده را درک کنیم سرخورده میشویم.  واژه ها و صحبت کردن ها درباره کار و سازمان راه جدید را به ما نشان میدهد.  مثلاً یکی از نشانه های نوع جدید سازمان هایی که در قرن 21  شکل گرفته اند،  تغییر محسوس زبانی است،  که در صحبت کردن درباره این سازمانها به کار می گیریم.  سازمانها قرن گذشته ساختار غول آسای مهندسی تلقی می شدند،  که قسمت های انسانی آنها عمدتاً قابل تعویض بود.  ما در باره ساختار و نظام آنها،  داده ها و ستاده ها،  و ابزار های کنترل و اداره آنها چنان صحبت می کردیم،  که گویی کل آن سازمان یک کارخانه بزرگ است.

      امروزه زبان صحبت درباره سازمانها تغییر کرده و دیگر مهندسی نیست بلکه سیاسی است،  و بیشتر از تکنولوژی نو و شبکه ها،  هسته ها و ائتلافها،  و نفوذ قدرت های اقتصادی و سیاسی صحبت می کنیم تا کنترل،  از رهبری با دانایی قرن 21  صحبت می کنیم تا مدیریت از بالا.  گویی ناگهان متوجه این واقعیت شده ایم،  که سازمانها از مردم هوشمند تشکیل شده اند،  نه فقط دسته های یدی،  یا کسانی که نقش هایی را در اداره سیستم سنتی ایفا می کنند.  اگر درباره این مسئله بیاندیشیم خواهیم دید،  که نا پیوستگی تکان دهنده ای خزنده بدون آنکه متوجه شویم،  بر همه ما عارض شده است.  تفکر جدید درباره سازمانها خود را به اشکال گوناگون نشان می دهد،  که میتوان اینها را سازمان شبدری نامید،  که هر سازمان بنا بر دانش و توانایی کار خودش را می کند،  و تماماً در یک پیوستگی و ارتباط با هم هستند،  و زنجیر وار امور و تولید را اداره میکنند.

      در سازمان شبدری،  وحدت جدید انواع مختلف کار و کارگر در سازمان فدرال،  همچنین شکل جدیدی از سازمان با همتای جالب توجهش،  یعنی مفهوم میزگردی از مدیریتها،  که در سازمان هوشمند از آن بهره کافی می برند،  و لرزه ای که در نتیجه آن بر ارکان حرفه ها و زندگی مدیران وارد می شود.  چنین روند پیچده ای، مستلزم شکل های تازه رهبری و انسجام سراسری فوق العاده سطح بالایی است،  که آن نیز به نوبه خود مستلزم حجم های هر چه عظیم تری از اطلاعات است،  که باید سرتاسر سازمان جریان داشته باشد.  نا پیوستگی کار،  سرانجام بر کاری که انجام می دهیم،  تاثیر خواهد گذاشت.  چنانچه در یادگیری و تغییر جدی باشیم،  به جدال با این ناپیوستگیها نمی پردازیم،  بلکه از آنها استفاده می کنیم.  برای آنکه همه چیز منسجم و یکپارچه باشد،  باید از شبکه های کامپیوتری و الکترونیکی و دیگر تکنولوژی های اطلاعاتی بهره گرفت،  و به تشکیلات دولتی برای حرکت به قرن 21 و سنت گریزی فشار آورد.

   پرسش از عموم:  آیا شما تاکنون میز گرد مدیریتی از راه دور به شیوه قرن 21  داشته اید؟

   46 ــ  سازمانهای بزرگ کار می روند

      دگرگونی تاریخی که از دهه آخر قرن 20  شروع شده،   بسرعت در حال پیشرفت است،  ولی متاسفانه بخش اعظم تفکر اقتصادی در ایران نتوانسته اند آن را درک کنند و به آن برسند.  شرکت های کوچک،  اکثریت سازمان های اشتغالزا را در اقتصاد های توسعه یافته شکل می دهند.  برای مثال در سال 1994، دو سوم جمعیت در حال کار اتحادیه اروپا،  در موسسات کوچک یا متوسط با کمتر از 250 نفر کارمند، اشتغال داشتند.  تا سال 2001،  8/99 درصد شرکت های اتحادیه اروپا، در طبقه شرکت های کوچک و متوسط قرار می‌گرفتند.  رقم مشابه و یا اندکی کمتر را در انگلیس می بینیم.  در سال 1999،  7/3 میلیون شرکت برآورد شد،  و تا سال 2004،  شرکت های کوچک و متوسط بیش از 99 درصد کل شرکتها را تشکیل می‌دادند،  که چیزی در حدود 5/47 درصد کل کارکنان را در استخدام داشتند.  در ایالات متحده،  در سال 2003،  97 درصد شرکتها،  کمتر از 500 کارمند داشتند،  و 2/87 درصد از این افراد شاغل،  کمتر از 20 سال سن داشتند.

      طی سال 2002 در ایالات متحده،  هفتصد هزار بنگاه اقتصادی که کمتر از 500 کارمند را در استخدام خود داشتند،  رسما منحل شدند.  عمده مدارک و دلایل مرتبط با نرخ بالای فنا و اضمحلال را می توان به ناتوانی آنها در عبور از موج دوم به سوم و انطباق با تغییر،  فقدان کنترل در دوره رشد شرکت و محیط و زیر ساختها نسبت داد.  به طور خلاصه، هدف فعلی ما بررسی موضوعاتی است که پیش روی  سازمانها و موسسات کارآفرینی کوچک در ابتدای قرن 21  قرار دارد،  مقولاتی که انطباق با تغییر و بویژه تاکید و تمرکز روی مفاهیم ضمنی تغییر در این سازمانها برای مدیریت کارکنان را در بر دارند.  موضوعی که آن را به سازمان های شبدری توصیف می کنم،  و در ادامه توضیح میدهم.  در موسسات کار آفرینی کوچک،  هر نوع بررسی درمورد فرهنگ سازمانی می‌بایست با مدیریت خواست و نظارت شخصی و مستقیم خود مالکان به انجام برسد.

      سازمانها ممکن است در پاسخگویی به نشانه ها و علائم مختلف بازار محصول و نیروی کار،  به طور گوناگون عمل کنند،  اما از رهگذر مالکان است،  که این نشانه ها و پاسخ ها به طور گسترده جهت دهی و تعدیل می شوند.  شبدر نشانه ملی ایرلند،  و گیاه کوچکی است،  که به هر یک از ساقه هایش سه برگ چسبیده است.  که در این مقاله منظور از شبدر این است که سازمان های امروزی از سه گروه مختلف مردم تشکیل شده اند.  این گروه ها انتظار متفاوتی دارند،  شیوه مدیریت بر آنها فرق میکند،  نحوه کار آنها فرق دارد،  حقوق متفاوتی دریافت می کنند،  و به اشکال مختلف سازماندهی شده اند.

   پرسش از عموم:  دوست دارید فرهنگ سازمانی،  که در آن کار میکنید چگونه باشد؟

   47 ــ  می خواهیم در کجا باشیم

      در قرن سنت گریزی نباید دیگران برای ما تصمیم بگیرند،  ما باید تصمیم بگیرم می خواهیم در کجای جامعه و یا سازمان شبدری باشیم،  نخستین برگ شبدر،  نمایشگر کارکنان اصلی است،  که آنها را هسته متخصص می نامند،  زیرا ترکیب این گروه را بیش از پیش متخصصان،  تکنسینها،  و مدیران صلاحیت دار تشکیل میدهند.  اینها کسانی هستند که برای سازمان ضروری اند.  آنها حامل دانشی هستند که سازمان را از همتایانش متمایز می کند.  آن سازمان از وجود اینها است که پا بر جا می ماند.  بنا بر این،  آنها ارزشمندند یا باید باشند و جایگزین کردنشان دشوار است.  سازمانها با دادن سکه های طلا، حقوق های بالا، منافع حاشیه ای، و اتومبیل های خارجی،  آنها را بیش از پیش به خود نزدیک می کنند.  در عوض سازمان از آنها انتظار دارد که به سختی و طی ساعت های طولانی کار کنند،  و تعهد و انعطاف پذیری داشته باشند.  ساعات کار برای این گروه ملاک نیست،  آنها از تمامی مرخصی و امکانات استفاده می کنند.  از آنها انتظار می رود هر جا و هر کاری که در تخصصشان می باشد برای سازمان انجام دهند،  و نسبت به افزایش تخصص خود اقدام کنند.  در عوض بیش از پیش حقوق خوب دریافت کنند.

      درصورتیکه این هسته مرکزی بر اساس استاندارد های بین المللی و دانش قرن 21  نباشد،  در نتیجه و در انتها به شکست سازمان می انجامد.  این وضع با دانایی نو،  گران تر از سازمان سنتی میشود،  و همچنین در ابتدای قرن 21 کمتر و کمیاب است.  ولی در عوض یک سازمان موفق به شما خواهد گفت که طی ده سال گذشته میزان بازگشت سرمایه را چهار برابر کرده است،  و تعداد پرسنل به نصف کاهش یافته است.  امروزه ما شاهدیم که سازمان هایی که تغییرات را درک کرده اند با این شرایط اداره میشوند.  در مورد کشاورزی ایران که در قرن گذشته هنوز در موج اول سرگردان بود،  و در سی سال پیش دو/ سوم جمعیت ایران را کشاورزان تشکیل میدادند،  امروز هر چند هنوز با شیوه موج اول است،  ولی یک/ پنجم جمعیت ایران را کشاورز تشکیل میدهد.  این تغییرات و کاهش نیروی کار کشاورزی دلیلی بر کاهش تولید نبوده،  بلکه تولید هم افزایش یافته است.  بخشی از این نیروی خارج شده از روستا بسمت صنایع آمده،  و صنایع انبوه هم به همین شکل کاهش نیرو داشته ولی در نهایت افزایش سازمان های کوچک در قرن 21 را داشته ایم.  در ایران سالی  55 هزار شرکت جدید،  در این چند سال اول قرن ثبت داشته ایم.  درک این تغییرات ناپیوسته و حرکت به موج سوم بسیار مهم می باشد،  در صورتیکه در جایی دولت توانایی هماهنگی را نداشته وظیفه ماست که بگوییم و مطرح نماییم.  چگونه؟

کلیک کنید:  سازمان های نوین قرن نو

   48 ــ  تولید مکانیزه و چرخش اشتغال

      حقیقت این است که جمعیت و نیروی کار ایران بشدت در حال گسترش است،  ولی نیروی کار و اشتغال توده ای در حال کاهش می باشد.  در واقع هر روز نیازمند ایجاد سه تا چهار هزار شغل جدید هستیم،  که در شرایط فعلی نیروی کار می باید اکثراً کار فکری باشد.  با وجود دگرگونی جهانی در تولید مکانیزه و چرخش اشتغال از کار یدی به بخش خدمات و مشاغل فکری،  که این می تواند برای اقتصاد هایی که هنوز در موج دوم هستند زیان بار باشد،  البته در این زمان،  سازمان های شبدری شرایط مناسبی برای رشد می یابند،  متفکران ایرانی می توانند تجربه ای نو را برای تزریق درک تغییرات ناپیوسته به تشکیلات دولتی،  بنا به ذوق و سلیقه خود بدست آورند.

      هر سازمان شبدری کار تخصصی خودش را می کند،  با سازمان های دیگر قرارداد پیمانکاری می بندد،  که برگ های دیگر شبدر هستند.  این بنظر معقولتر است،  که نیرو های زیادی نداشت ولی در عوض از جایی دیگر برای بقیه کارها استفاده شود.  مدیران قیمتی تری خواهیم داشت،  که توانایی چنین برنامه ریزی و اجرا را داشته باشند،  و بناگزیر برخورد مناسب جدیدی با این مدیران می گردد،  و نیز توانایی مانور بیشتری هم پیدا میشود.  کار های مختلفی که سازمان صلاح میداند با عقد قرارداد به سازمان دیگری که تخصص آن را دارد واگذار می کند،  که از لحاظ نظری بتواند آن را بهتر و با هزینه کمتر انجام دهد.  در حال حاضر شرکت های تولیدی غالباً مونتاژ کارند،  که بخش هایی از خط مونتاژ خود را به سازمان های دیگر پیمان داده اند،  همچنین بسیاری از سازمان های خدماتی دلالند،  و آنها از طریق نوعی واسطه گری مشتری را به عرضه کننده وصل می کنند.  در دهه های ابتدای قرن 21  پیمانکاری های دست اول و دوم به شیوه ای از کار و زندگی سازمانها تبدیل میشود.

      همچنین با استفاده از تکنولوژی جدید ارتباطات بسیاری از کارها و خدمات زمان و مکان ندارند،  و به راحتی در همه جا در دسترس می باشند.  این مسئله مهمی است که دولت باید در نظر داشته باشد،  و وظیفه انسان قرن 21 است که این شرایط را با هر زحمتی که شده،  و با ابتکار خود به ادارات تحمیل کند.  هم اکنون بسیاری از کارها به پیمانکاران سپرده شده،  ولی سیستم کنترل بر کار آنها هنوز موج دومی است،  نه موج سومی،  که متعاقباً عدم کیفیت و نظارت عمومی را دارد.  و همچنین باعث گردیده کارگران امنیت شغل دائم نداشته باشند،  اما مدیران هسته اصلی سازمانها با استفاده از امکانات بدست آمده،  شغلشان دائمی است.  تا قبل از اولین انقلاب بورژوازی خاورمیانه یعنی انقلاب مشرو طیت،  هیج ایرانی قادر به تجسم اقتصاد صنعتی نبود و تنها فعالیت مولد را،  کشاورزی می دانستند.

   پرسش از عموم:  شما می خواهید چه نوع سازمان پیمانکاری داشته باشید؟

   49 ــ  چرخش کار یدی به فکری

      سرعت حرکت ایران از موج اول به دوم بسیار سریع بود،  و همچنین از حدود ده سال پیش،  چرخش از کار یدی موج دومی به کار خدماتی و فعالیت فوق نمادین موج سومی،  فراگیر و پرهیجان و تعویض ناپذیر شده است.  بازتاب جهانی گذار بزرگ، در این واقعیت حیرت آور متجلی گردیده،  که صادرات جهانی خدمات و مالکیت فکری یا فروش تکنولوژی،  هم اکنون با مجموع صادرات الکترونیک و یا اتوموبیل و یا صادرات مواد غذائی برابری میکند.  آینده نگران از دو دهه قبل این چرخش عظیم را پیش بینی می کردند.  اما چون هشدار های اولیه با بی اعتنایی مواجه گردید،  این گذار به طرز غیر ضروری سخت و پر تب و تاب شد.  صنایع کهنه زنگار گرفته خیلی دیر به فکر استفاده از کامپیوتر و  سیستم های اطلاعاتی الکترونیکی و تکنولوژی قرن 21 افتادند،  و نیز در بازساری خود کندی به خرج دادند،  متوجه شدند در کام رقابتی فرو رفته اند،  که هر دم شتاب بیشتری می گیرد،  و در نتیجه موج اخراج دست جمعی و ورشکستگی و تلاطمات دیگر اقتصادی آنان و جامعه را فرا گرفت.  بسیاری از آنها گرفتاری های خود را ناشی از رقابت خارجی و نرخ های بالا یا پایین بهره و نظارت بیش از حد دولت و هزاران عامل دیگر دانسته اند.  یقیناً برخی از این عوامل نقشی داشتند.  اما اغلب شرکت های دودکشی قدرتمند،  از قبیل نساجی و فولاد و اتومبیل سازی و کشت و صنعت نیشکر،  که اینها مدتها اقتصاد را تحت سلطه داشتند،  بخاطر تکبر و خود بینی هایشان و عدم توانایی در هماهنگ سازی با اقتصاد جهانی یا ضرر دادند و یا صدمه دیدند،  که در نهایت بخش هایی از آنها به شکل سازمان های شبدری قرن 21 قرار گرفتند،  و بعضی دیگر مجبور می شوند تنگ نظری و نزدیک بینی مدیریتها را کنار گذاشته،  و به جمع شرکت های امروزی بپیوندند.  کارخانه های قدیمی موج دومی در ایران اساساً مونتاژ بودند،  و به نیرو هایی کم مهارت احتیاج داشتند،  ولی به عکس عملیات موج سومی به مهارت هایی متنوع و دائم در حال تکامل و به روز نیازمند است،  یعنی کارگران،  کمتر و کمتر می توانند جای یکدیگر را بگیرند،  این امر مسئله بیکاری را وارونه می کند.  در واقع نیروی کار انعطاف پذیر،  یا کارگران پاره وقت و موقتی ایجاد گردیده،  که دور هسته اصلی سازمانها را تشکیل می دهند،  و رشد یابنده ترین بخش عرضه اشتغال قرن 21 را تشکیل میدهند.  این رشد و اشتغال بیشتر در بخش خدمات خواهد بود،  و همچنین صنایع نمی توانند محصولات خود را مانند قرن 20  انبار کنند،  زیرا از روز بودن خارج میشود،  و همواره سعی خواهند کرد خدمات و تولیدات خود را متناسب با نیاز مشتریان و رقابت بین المللی هماهنگ کنند.

   پرسش از عموم:  شما علاقه مندید کدام نوع کار داشته باشید،  یدی یا فکری؟

   50 ــ  کارگران فصلی و پاره وقت

      در ساعات و یا روز هایی که کار برای سازمان قرن 21  زیاد تر است،  مجبور میشوند از پرسنل خود بویژه اصلی ها بخواهند که بیشتر کار کنند،  و اضافه کار بمانند،  و یا بعضی مدیران از روش نیروی بیشتر و کار و بیکاری در زمان مختلف استفاده می کنند.  اما با توجه به حقوق رو به افزایش و شرایط ممتازی که هسته اصلی تمام وقت دارد،  هزینه های این کار سرسام آور است.  اما مدیریتها استفاده از کارگران فصلی و پاره وقت را ترجیح میدهند.  برای این شرایط کار در قرن 21  که با تغییرات ناپیوسته ایجاد شده،  هیچ کدام از دولتیان اصلی و یا نمایندگانی که باید قانون های ایران را تنظیم کنند،  چیزی نگفته اند،  و یا در واقع نمی دانند.  برای همین است که ما با بی برنامگی و سردرگمی و بیکاری روبرو شده ایم.  در جوامع موج دومی یا دودکشی،  تزریق مصرف سرمایه یا بالا بردن قدرت خرید مصرف کننده می توانست محرک اقتصاد باشد،  و ایجاد اشتغال کند.

      اگر در ایران یک میلیون بیکار وجود می داشت،  در کل می شد اقتصاد را تجهیز کرد،  و یک ملیون شغل بوجود آورد.  چون شغلها یا تعویض پذیر و یا آنقدر به مهارت بی نیاز بودند،  که در کمتر از یک ساعت می شد،  آنها را آموخت،  عملاً هر کارگر بیکاری می توانست تقریباً به هر شغلی دست بزند.  از 20 سال پیش کیفیت تکنولوژیکی کالا های وارداتی سازمان های تولیدی را وادار کرد،  که نیروی انسانی خود را به میزان در خور توجهی کاهش دهند،  آن هم کسانی که اغلب مستخدمان تمام وقت بودند.  به عبارت دیگر،  تهدید خسران اقتصادی آنها را وادار کرد،  که حجم هسته اصلی نیروی کار خود را کاهش دهند.

      برنامه جدید مدیران باهوش بازگشت به راه گذشته نیست،  بلکه با برآوردی نو آنها شیوه شبدری را انتخاب خواهند کرد.  در قرن 21 امکان آن نیست که راه گذشته رفته شود،  و همچنین درمان های سنتی یعنی دادن وام های کلان به کارخانه های دودکشی و سازمانها موج دومی فایده ای ندارد،  و یا ریختن پول بیشتر در جیب مصرف کننده ها،  فقط تورم و مشکلات دیگر اقتصادی را دارد،  بهمین جهت است که بخش عمده مشکل بیکاری لاینحل باقی مانده.  در عوض پول گرایان با ترفند های مختلف به جمع کردن پول می پردازند،  و برای عرضه پول بیشتر به جامعه تاکید می ورزند.  در اقتصاد جهان شمول امروزی،  قسمت های زیادی از تزریق پول به جیب مصرف کننده ایرانی،  روانه کشور های خارجی تولید کننده لوازم مصرفی می شود،  و کمکی به تولید داخلی و اشتغال نمی نماید.

   پرسش از عموم:  بنظر شما جهت رفع بیکاری در ایران،  چگونه باید برنامه ریخت؟

   51 ــ  تخصیص دانایی بجای منابع مالی

      تاکتیکها و خط مشی های قدیمی قرن 20 برای ایجاد مشاغل عیبی فوق العاده اساسی دارد،  این روشها به جای برقراری دانایی قرن 21 بر گردش سرمایه متمرکز است.  در صورتیکه نمی توان بیکاری را فقط با افزایش تعداد مشاغل کاهش داد،  زیرا مسئله دیگر فقط عدد و رقم نیست،  و بیکاری از مسئله کمی به مسئله کیفی تبدیل شده است.  واقعیت اینست که بیکاران نیازمند کار و پول هستند،  کمک سازمان های دولتی مربوطه به آنها لازم است،  ولی در اقتصاد فوق نمادین،  برای رفع مشکل بیکاری باید به جای استفاده از ثروت نفت و منابع مالی به تخصیص دانایی قرن 21 متکی بود.

      همانطور که گفتم،  ابتدای استفاده ابزاری از دانایی سازمان های شبدری است.  سازمان هایی که هسته اصلی آن بیش از پیش از افراد صاحب صلاحیت، متخصصان، تکنسینها، مدیران امروزی تشکیل می شود.  آنها بخش اعظم هویت و مقاصد خود را از کارشان دریافت می کنند.  آنها همان سازمان هستند و اغلب نسبت به سازمان متعهد و وابسته اند.  آنها زیاد و سخت کار می کنند،  در عوض پاداش مناسب دریافت می کنند و به مقام، پیشرفت، سرمایه گذاری مالی و دانشی برای آینده فکر می کنند.  بنابر این نمی توان به این افراد امر و نهی کرد.  اینها متخصصان جدیدند که نمی خواهند به آنها بگویند چه کار بکنند،  و خود را به نوعی شریک شرکت می دانند،  و می خواهند به آنها به چشم همکار نگاه کنند،  و نه زیر دست.

      سازمان های شبدری چهار لایه سلسله مراتب دارند،  در راس آن شرکا، پرفسورها، یا مدیران قرار گرفته اند.  افراد صلاحیت دار خیلی سریع رشد می کنند،  و در جوانی به بالای سازمان می رسند.  بنابر این ارتقا مقام به شیوه ای نا کافی برای پاداش دادن و قدر دانی از افراد تبدیل می شود،  برای کسانی که در راس سلسله مراتب قرار می گیرند،  موفقیت فقط می تواند به معنای انجام بهتر همان کار سابق و احتمالاً دریافت پول بیشتری باشد.  ولی در دوران تغییرات ناپیوسته دیگر هیچ سازمانی نمی تواند تضمین کند،  که افزایش حقوق امسال می تواند مبنایی برای سال آینده باشد،  پولی که پرداخت می شود مشروط به اندازه نتایج اقتصادی همان زمان است.  اگر درآمد سازمانی کم باشد،  لازم است به بهره وری خدمات بیفزاید و شکل های تازه ای از تشکلها و دستمزدها را بیازماید.  وظیفه دولت قرن 21 اینست که توسط ادارات خود مشکلات برای شرکتها ایجاد نکند،  و قانون گزاران امکان دور بیشتر جهت سازمان های شبدری تصویب کنند.  اقتصاد فوق نمادین دست اندر کاران ایران را مجبور خواهد کرد،  به کار و تولید و شغل با دیده ای نوین و با دانایی قرن 21 نگاه کنند.

   پرسش از عموم:  آیا وظیفه روشنفکران است،  که موج سوم را به دولت یاد دهند و یا تحمیل کنند؟

   52 ــ  اندیشه سراسری تازه

      ظهور اقتصاد فوق نمادین ما را مجبور می کند،  نسبت به کل مسئله کار و بیکاری اندیشه  سراسری تازه ای داشته باشیم.  اما باید در نظر داشته باشیم به مبارزه طلبیدن فرضیه هایی که در واقع منسوخ شده اند،  معنای آن به مبارزه طلبیدن کسانی است،  که از آنها سود می برند،  که آنها امروزه اصرار دارند باقی بمانند.  نظام موج سومی تولید ثروت،  روابط دیرینه قدرت را در شرکتها و اتحادیه ها و حکومتها به خطر می اندازد.  همانطور که گفتیم مسئله در قرن 21 باید بوسیله سازمان هایی حل شود،  که هر کدام مهارت خاصی دارند،  وظیفه ای برای دیگری انجام می دهند،  و در یک رقابت برای دانایی بیشتر هستند،  و قیمت مناسب تری هم دارند،  این سازمان های کوچک مشکل را بر طرف می کنند.

      بدین وسیله انقلابی ایجاد میشود،  در گذشته این اصل معمول بوده است،  که ابزار و روشها را کنترل کن،  نتایج همان چیزی خواهد بود که باید باشند،  یا اگر آنها کاری را انجام دهند که باید انجام دهند،  شما آن چیزی را که می خواهید به دست خواهید آورد.  البته،  مشخص کردن صحیح نتایج مورد انتظار،  به نوعی متضمن بررسی روش پیشنهادی نیز هست،  اما در پایان فقط خریدار است،  که می تواند کالاها یا خدمات ارائه شده را بپذیرد یا رد کند.  امروز در بعضی از رشته ها بخصوص ساختمان،  و قسمت هایی از صنایع و کارخانه ها،  مدیریت پیمانکاری دست دوم کاملاً جا افتاده،  ولی نه با درک سازمان شبدری.  در حوزه های دیگر کمتر جا افتاده و به درک بیشتری و بهتری نیاز دارد.  این وظیفه روشنفکر و اقتصاد دان و جامعه شناس موج سومی می باشد،  که تغییرات و دانایی قرن 21 را با استفاده از امکانات این قرن برای مردم و دولت توضیح دهد.

      تا قبل از اینکه زمین زیر پای ایران به لرزد و حرکت کند،  باید عموم اندیشه ای نو پیدا کرده باشند.  یک سازمان برای خرید نیمه وقت خدمات یکی از کارشناسان خود،  که تصمیم گرفته بود مستقل کار کند،  وارد مذاکره شد.  او که مشاور روابط عمومی آن سازمان بود به این نتیجه رسید،  که سازمان نمی توانند تمام وقت مزد او را بدهد.  بنابر این شرکت جدید و کوچکی برای خود ایجاد کرده بود.  چیزی که مدیران شرکت قبلی می خواستند اما به زبان نمی آوردند این بود که خواستار خرید نیمی از وقت او بودند،  و این مطلب را به صورت نیاز به نیمی از کار او عنوان می کردند.  آنها نمی توانستند وقت او را کنترل کنند،  زیرا او اکنون در دفتر خودش کار می کرد،  آنها احساس می کردند،  که او دیگر غیر قابل کنترل است،  و او احساس می کرد،  که درکش نمی کنند.  کنترل وقت یک شخص غالباً آسانتر از کنترل نتایج است،  اما پیمانکاری دست دوم به ما امکان گسترده ای برای انتخاب می دهد.

   پرسش از عموم:  آیا بنظر شما آن شخص پیمانکار سازمان قبلی میشود؟

   53 ــ  چهره جدیدی از شغل

      اقتصاد فوق نمادین چهره جدیدی از شغل در قرن 21  ایجاد کرده است،  علاوه بر آن،  مفهوم و درک ما از بیکاری را تغییر داده،  و همچنین مفهوم شکل کار در قرن گذشته را نیز باطل کرده است.  برای فهم این اقتصاد و کشمکش هایی که بین قدرتمداران به راه می اندازد،  چه بسا به واژگانی جدید نیز نیاز خواهیم داشت.  از این رو در قرن 21  تقسیم اقتصاد به بخش هایی چون،  کشاورزی و صنعت و خدمات،  به جای روشن کردن مطلب،  ایجاد ابهام می کند.  تغییرات سریع کنونی تمایزات روشن گذشته را مبهم و مغشوش می سازد.  به جای چنگ انداختن به طبقه بندی های قدیمی،  باید اکنون به پشت بر چسب های افراد نگاهی بیندازیم،  و مثلاً بپرسیم در این شرکتها افراد برای ایجاد ارزش افزوده واقعاً چه می کنند.  با طرح این پرسش است،  که در می یابیم کار در هر سه بخش،  بیشتر از،  پردازش نمادین،  یا کار فکری، تشکیل شده است.

      به هر روی پیمانکاری دست دوم نیز فرصتها و مبارزه طلبی های خاص خود را دارد.  به عنوان مثال،  امروزه بیشترین کار های پردازش نمادین یا کامپیوتری برعهده پیمانکاران می باشد.  در قرن 21  بسیار بیشتر از گذشته بر کار،  خرد حاکم شده،  سازمان های شبدری یا شرکت های امروزی فقط با خرد و دانایی این قرن است،  که می توانند باشند.  آنها در ازای اخذ نتیجه،  حق الزحمه می گیرند و یا می پردازند.  این عمل نوعی خرده کاری دوباره کشف شده است،  اما نوعی خرده کاری که کارایی آن بیش از گذشته است،  چون در مورد غرامت توافق شده است،  و دیگر جایگزین مشکوکی برای پرداخت حقوق نیست.  بهره گیری از ابزار بهتر،  این خرده کاری را قابل تحمل تر نیز می کند.  در حال حاضر یک مرد یا یک زن با استفاده از یک دستگاه خوب می توانند همان کاری را انجام دهند که زمانی برای انجام آن یک گروه نیاز بود،  و در نتیجه پاداشی که دریافت می کنند،  با کوشش فردی تناسب مستقیم تری دارد.

      امروزه دستگاه هایی که با آن کار می کنیم،  باید مدرن باشد،  تا کار بهتر و بیشتر و خستگی کمتری ایجاد شود.  افراد و سازمانهای شبدری یا شرکت های امروزی باید به یاد داشته باشند،  که در شکل جدید کار یعنی پیمانکاری،  برای کاری که انجام گرفته پول پرداخت می شود.  دیگر نه چیزی به نام بقایای وفاداری وجود دارد،  که به آن تکیه شود،  و نه وعده تلویحی امنیت شغلی در قبال نیروی کار مطیع.  کار باید در بلند مدت پاداش خوب بگیرد،  والا دیگر خوب باقی نخواهد ماند.  به این دلیل،  پیمانها در حال حاضر بسیار روشنتر و از بسیاری جهات سالمترند.  از وظایف قانون گذاران است،  که برای حالت های فوق قوانین درست وضع نمایند.

   پرسش از عموم:  بنظر شما برای وفاداری و امنیت شغلی در این قرن،  چگونه قانونی باید وضع شود؟

   54 ــ  نیروی کار بازار

      گروهی که در بازار کار نیروی کار خود را بصورت تمام وقت و یا نیمه وقت و با هر میزان مهارت می فروشند،  و بنا به شرایط نیاز سازمان ها از آنها استفاده میشود،  و در دور بیرونی سازمان قرار دارند،  به این گرو نیروی کار بازار می گویند.  این افراد در آرزوی مشاغل هسته ای نیستند،  در حاشیه وقت گذرانی نمی کنند،  و زندگی خود را از فروش کار خود می گذرانند.  این قبیل افراد باید جدی گرفته شوند،  زیرا آنها کار پاره وقت یا موقت را خود انتخاب می کنند.  آنها مهارتهایی دارند که می تواند افزایش یابد،  می توانند تعهد به کار داشته باشند،  و قابلیتها و نیرو هایی دارند،  که اگر از آنها خواسته شود می توانند ارائه دهند.  آنها لزوماً در پی بدست آوردن پست یا ارتقای مقام نیستند،  آنها علائق و دل مشغولی هایی فراتر از شغل خود دارند،  و لذا آمادگی پذیرش تشویق های مورد نیاز کارکنان هسته ای را ندارند.  آنها بیشتر به یک شغل و گروه کاری متعهدند تا به مقام یا سازمان.  چون با این افراد به عنوان کارکنان موقت برخورد می شود،  آنها نیز واکنش موقتی از خود نشان می دهند.

      سازمانها باید این مسئله را بپذیرند که همه خواهان آن نیستند،  که تمام وقت خود را در اختیار آنها بگذارند،  حتی اگر برای آنها کار وجود داشته باشد.  راه و روش کارکنان هسته اصلی نمی تواند و نباید همان راه و روش نیروی کار بازار یا انعطاف پذیر باشد،  زیرا در حالی که عده ای به دنبال مشاغل تمام وقت و مادام العمر هستند،  بسیاری چنین چیزی را نمی خواهند.  الگوی جدید کار،  تازه وارد ذهن افراد شده است.  اگر نیروی کار انعطاف پذیر،  بخش ارزشمندی از سازمان تلقی می شود،  پس سازمان باید برای افرادی که صلاحیت دارند،  جهت آموزش و افزایش مهارت آنها سرمایه گذاری لازم را انجام دهد.

      نیروی کار بازار،  هیچگاه تعهد یا بلند پروازی کارکنان هسته ای را نخواهد داشت.  آنچه آنها خواهانش هستند دریافت حقوق و برخورداری از شرایطی آبرومندانه،  و برخورد مناسب و همراهانی خوب است.  آنها شغل دارند نه مقام،  و نباید بیش از آنچه انتظار دارند در جریانات امور سهیم باشند،  و یا از آنها انتظار داشت که در پیروزی های سازمان شادمانی کنند.  آنها همچنین دل در گرو عشق سازمان نمی بندند،  و در فرهنگ آنها کار بیشتر،  مستلزم و مستحق پول بیشتر است.  چنین شخصی کارگر پیمانی است،  اما پیمان باید منصفانه باشد و محترم شمرده شود.  با کم شدن مشاغل یدی در اقتصاد فوق نمادین،  و افزایش کارگر فکری،  تغییرات در پیمان ها هم ایجاد میشود.

   پرسش از عموم:  پرسش بخش 54 چه می تواند باشد؟

   55 ــ  گفتار دوم درباره کار

      یک مقوله دیگر از پیمانکاران دست دوم وجود دارد،  که ذکر آن لازم است.  منظور از این گفتار،  تجربه فزاینده بهره گیری از مشتری برای انجام کار های خویش است.  ما در حال حاضر کلیه خواربار مورد نیاز را خود از قفسه ها بر می داریم،  در گذشته مغازه دار اینکار را انجام میداد.   بسیاری از کارها را خود ما انجام میدهیم مانند بانکداری الکترونیکی و کارواش ها و پمپ بنزین ها و سلف سرویس ها.  حذف کردن نیروی کار و یک خدمت،  و سپس دریافت پول اضافی از مشتری در ازای ارائه آن خدمت،  اقدامی زیرکانه در جهت به کار گرفتن مشتری بعنوان پیمانکار دست دوم رایگان است.

      در گذشته مردم و کشاورزان همه کارها را خودشان و با وسایل دستی انجام میدادند،  مثلاً با بیل و کج بیل مزرعه را شخم میزدند،  ولی امروزه بسیار از کارها بوسیله پیمانکار دست دوم انجام میشود،  و تمام مزارع توسط پیمانکاران دست دوم و با ماشین آلاتی،  که خود آنها قادر به استفاده از آن هستند،  شخم و برداشت میشود.  اسباب و اثاث منازل توسط کارگرانی که پیمانکار دست دوم می باشند،  جابجا می گردد.  نگاهی تازه به اطراف خود بیندازید آشکارا خواهید دید،  که پیمانکاری دست دوم با دانش های نو در همه جا رو به گسترش است.  یکی دیگر از پیمانکاری های دست دوم،  کار در خانه می باشد،  که امروزه در اطراف ما زیاد دیده میشود.  با امکانات تکنولوژی روز اکنون سازمان های شبدری شکوفا شده اند،  زیرا سازمانها دریافته اند،  که برای انجام کار لزومی ندارد که همه افراد را به صورت تمام وقت استخدام کنند،  و یا حتی تمام نیروها را زیر یک سقف گرد آورند.  زمانه در حال تغییر است،  و بزودی چلانده شدن صبح زود در مترو به پدیده ای متعلق به گذشته تبدیل میشود.  سازمان های قرن 21  براحتی میتوانند مرکز عملیاتی خود را از شهر های بزرگ و پرخرج به مناطق حومه و یا کوچک انتقال دهند تا از نیروی کار اداری با کیفیت تری استفاده کنند.

      روز به روز کسب و کارها بیشتر به طرف امور اطلاعاتی سوق پیدا می کند،  و عنصر اطلاعات در بسته خدمات هر روز بزرگتر می شود.  دیگر تحویل کالا کافی نیست،  مشتریان اطلاعات می خواهند،  محصولات در کجا ها تولید و بسته بندی و چگونه حمل میشود،  و مشخصات دیگر می خواهد.  محرک کارها اطلاعات است که باعث میشود نسبت کارکنان رده بالا و میانی طیف کار فکری افزایش یابد.  جمع کردن این اوضاع و با امکانات امروزی سازمان های شبدری می طلبد،  که مکان و زمان افراد را با دانش نو آمیخته می کند.  در قرن 21  کار بصورت باشگاه کاری در آمده،  که در این باشگاه تسهیلاتی در دسترس قرار می گیرد،  و همه اعضا از آن بدرستی استفاده میکنند.

   پرسش از عموم:  آیا شما دوست دارید کارتان چون موج دومی انبوه بوده،  یا باشگاه کار قرن 21  باشد؟

   56 ــ  سازمانها با دانش و کارایی متفاوت

      در قرن 21 می توان شرکتها و سازمانها را برحسب مقدار دانش بری آنها به طور تقریبی طبقه بندی کرد به:  با فرهنگ، و میانه فرهنگ، و کم فرهنگ.  کارایی این سازمانها در شکل نهایی شبدری به ظاهر منطقی است،  اما منطقی بودن لزوماً به معنای آسان بودن نیست،  اداره سازمانها با دانش و کارایی متفاوت چندان ساده نیست.  گرد همایی های برنامه ریزی شده یا اتفاقی،  تیمها و کمیته ها،  یکی از برنامه های کاری سازمانها هستند،  که در هسته اصلی باقی می ماند و شکوفا می شود،  اما سازماندهی یک گردهم آیی سریع با اعضای پیمانکار دست دوم می تواند باعث ناکامی و نومیدی شود،  زیرا از هفته ها قبل باید درباره این گردهماییها مذاکره و آگهی کرد،  تعداد زیاد از برنامه های کار روزانه را با یکدیگر مقایسه نمود،  و بالاخره غیبت تعدادی از افراد،  و رسیدن به مواردی از سازش را پذیرفت.

      هریک از سازمانها و نهاد های زیر مجموعه آنها بنا به فرهنگ و دانش،  باید به گونه ای متفاوت سازماندهی شوند،  ولی در نهایت بخشی از شاخه باشند.  بعضی از بنگاه ها بیش از دیگران به پردازش اطلاعات نیاز دارند،  این شرکتها را می توان مثل مشاغل فردی برحسب میزان پیچدگی کار فکری شان در طیف کار بافکری جای داد.  به همین ترتیب سازمانها را باید در جایگاه خودشان دید،  پذیرش و به رسمیت شناختن نیاز به تفاوتها فقط آغاز کار است.  دشوار ترین تصمیم گیریها به این قضیه مربوط می شوند که کدام فعالیتها به این سازمان مربوط می شوند،  و چه کار هایی باقی می ماند،  که واگذاری آن به دیگران قابل تصور است،  و مشکلات راه چیست.  امروزه سازمان هایی وجود دارند،  که تمام امور را به دیگران و پیمانکاران واگذار کرده اند،  و فقط مدیر عامل و احیاناً یکی دو نفر دیگر و نوت بوک و تلفن باقی مانده است.

      در قرن 21  بخش با فرهنگ به ساده کردن مشاغل و کوچک ولی کار آمد تر نمودن پرداخته اند،  که این پرسش ایجاد شده،  چه کسی و برای چه مدت به هسته اصلی تعلق دارد.  سازمانها با افراد جوانتر و با مهارت های روز جذابترند.  مسن ترها همواره نمی توانند سرعت لازم را حفظ کنند،  در بعضی رشته های تکنولوژی عقب می افتند،  و یا به طور کلی برای ارزشی که اضافه می کنند،  بیش از حد گران تمام میشوند.  با حرکت اقتصاد به سمت تولید موج سومی همه سازمانها چه دولتی و غیر دولتی مجبور می شوند،  در باره نقش دانایی تجدید نظر کنند،  زیرکترین ها در نقش دانایی قرن 21  بسیار هوشیارانه عمل کردند،  و طرح های نو را برنامه ریزی کردند،  و اینها در عمل اقتصادی میشوند،  جامعه ایران در عمل نیاز مبرم به دانایی قرن 21  دارد،  و هر گونه کوتاهی از جانب سازمان های دولتی و غیر دولتی جهت کسب این دانایی به تمام مردم ایران عزیز صدمه می زند.

   پرسش:  بنظر شما چه تعداد از مدیران مسن،  می توانند از تکنولوژی های امروزی خوب استفاده کنند؟

   57 ــ  باید از حداکثر استعدادها استفاده کرد

      در اقتصاد فوق نمادین موج سومی نقش دانایی هر روزه تشدید میشود،  مدیران و سازمان های با هوش طرح های نو که اساس آن دانایی قرن 21 است پیاده می کنند.  آنان در کل به این فرض عمل می نمایند،  اگر کاری که نیازمند فکر نیست به حداقل کاهش یابد یا به تکنولوژی پیشرفته واگذار شود و استعداد های بالقوه کارگر و کارمند به طور کامل مورد بهره برداری قرار گیرد،  بهره و سود هر دو سر به آسمان خواهند زد.  هدف نهایی دست یابی به نیروی کاری می باشد،  که محدود تر و با هوش تر بوده و دستمزد بهتری بگیرد.  یکی از مسائلی که برای کلیه سازمانها اهمیتی فزاینده پیدا می کند این است که اعضای هسته اصلی آمادگی ذهنی و اطلاعات خود را به هنگام حفظ کنند.  این فشار برای کیفیت بهتر،  به نوبه خود،  معنای سخت تر شدن شرایط گزینش برای ورود است.  تقاضا برای مدیران با استعداد افزایش خواهد یافت،  و سازمان های بیشتری وسوسه می شوند،  که از شرط نهایی و متناقص استخدام استفاده کنند.

      کار در سازمان های با فرهنگ کمتر و آسانتر و محیط کار دلپذیر تر از واحدهای میانه فرهنگ است،  و آنها از شرکت های کم فرهنگ نسبت به کارکنان خود توقع بیشتری دارند.  هر چه فرهنگ سازمان بالاتر باشد،  افراد تشویق می شوند،  که از مغز و قوه تخیل خود خوب استفاده کنند.  شیوه جدید کار که از اقتصاد فوق نمادین پرورش می یابد،  آشکارا هر روزه متفاوت است،  امروزه بسختی می توان گفت که کار را از کجا باید آغاز کرد.  در واقع ما کشف می کنیم،  که تولید نه در کارخانه آغاز می شود،  و نه در آن به پایان می رسد.  از این رو آخرین الگو های تولید اقتصادی،  فرایند تولید را در دو جهت مخالف،  یعنی قبل و بعد از تولید بسط می دهد.  آموزش کارکنان، تدارک مهد کودک و خدمات دیگر، پشتیبانی، ضمانتها، حفظ محیط زیست،  اینها قسمتی از مسائل جانبی تولید هستند.

      تولید در قرن 21  به عنوان فرایندی بمراتب فراگیرتر از آنچه اقتصاد دانان و نظریه پردازان قرن گذشته می پنداشتند،  معنی و مفهوم تازه ای یافته است.  هر روزه تعریف جدید و عمیق از منابع ارزش افزوده با دانش نو لازم میشود،  تا از اتفاقات گمراه کننده که کم نیست جلوگیری گردد.  بنابراین دانش نو  کانون اصلی یک شبکه سازمان نو می باشد،  و ضروری است که آن را بدرستی دریافت و صحیح اداره شود.  همچنین ما شاهد همگرایی پر توان عوامل بر انگیزاننده موج سوم هستیم،  دگرگونی تولید با دگرگونی سرمایه و خود پول همگام شده است،  اینها متفقاً یک نظام نوین انقلابی برای ایجاد ثروت در کره زمین تشکیل خواهند داد.

   پرسش از عموم:  شما آینده اقتصادی ایران را چگونه می بینید؟

   58 ــ  تعریف عمومی فدرالیسم

      در قرن 21  می توانیم تحولی دگری ببینیم،  که از یک قرن پیش با نام آن آشنا ولی از کارایی آن بی خبر بودیم،  اما در این قرن به یک مهم تبدیل شده،  که باید آنرا علمی دانست و با دانایی قرن 21 از آن استفاده نمود.  فدرالیسم به این مفهوم است،  که تعدادی گروه منفرد،  زیر پرچمی واحد جمع می شوند،  البته تا اندازه ای هویت مشترک داشته باشند بهتر است.  فدرالیسم سعی می کند ضمن کوچک و یا دست کم مستقل نگه داشتن خود در عین حال بزرگ باشد،  خود مختاری و همکاری را با هم ترکیب کند.  در فدرالیسم سازمانها در ضمن کوچک بودن مزیت بزرگ را دارند،  و از صرفه جویی مقیاس استفاده می کنند،  و می توانند انعطاف پذیری مورد نیاز را داشته باشند،  هم چنین  حضور در یک جمع مهم را احساس کنند.  فدرالیسم معادلی برای تمرکز زدایی نیست،  تفاوت این دو واژه را باید خوب دانست.  در تمرکز زدایی انجام کارها و امور بخش های دور افتاده را بخود آنها می سپارند،  و مرکز کنترل کلی را در دست می گیرد،  و اجازه ابتکار عمل کلی نمی دهد.  با استفاده از تکنولوژی این قرن،  مرکز تمرکز زدایی می تواند آگاهی های لازم را براحتی تبادل کند،  و اطمینان از انجام حاصل نماید.

      در بعضی از کشور ها مانند بریتانیای سلطنتی،  فدرالیسم را شکل مناسب برای اداره مستعمره های دور دست یا دشمنان شکست خورده می دانستند.  در قرن 20 این مهم کمتر فهمیده و به آن دقت نشده است.  شاید می پنداشتند که این پدیده باعث تفرقه و ضعف آنها خواهد شد،  در صورتیکه بیشتر واقعیت های تاریخی دقیقاً عکس این اندیشه را نشان داده بود.  فدرالیسم در قرن 21 با تفاوتی آشکار نسبت به آنچه که از آن تاکنون می دانستیم عمل می کند،  کارها را با دانایی این قرن سازمان می دهد.  در کشور های فدرال گروه های سیاسی و اقتصادی و جغرافیایی،  تشکیل دهنده اصلی محسوب می شوند،  آنها خود فدرال و با برنامه مستقل بوده و با علم اینکه در چهار چوب فدرال در فدرال گرد هم آمده اند،  تا بعضی کارها را مشترکاً سازمان و انجام دهند.  مرکز قدرت خود را از تمام گروه ها دور و نزدیک به مکان و عقیده می گیرد،  بنابراین مرکز به هماهنگی و مشاوره می پردازد،  نه اینکه به هدایت یا کنترل مستقیم اقدام کند.  هم چنین آنها به مرکز مشاوره میدهند و کنترل خاص بر آن دارند،  در واقع اعتماد معکوس ایجاد می شود،  بنا بر این با بکار بردن دانایی قرن،  ابتکار ها، انگیزه ها، و انرژی غالباً از بخشها سرچشمه می گیرد،  و در مرکز می چرخد و به همه جای سازمان می رود.  سویس نمونه خوب فدرال است،  که خواندن قانون اساسی و قوانین مربوط به فدرال آن کشور برای کسانی که می خواهند تخصصی بداند مهم می باشد.

   پرسش از عموم:  آیا شما در اطرافتان سازمان فدرال دیده اید؟

   59 ــ  فدرالیسم چگونه است

      سازمان کل فدرال،  از سازمان های کوچکتر که دور آن جمع شده اند تشکیل می گردد،  و این سازمان های با هماهنگی که در قوانین و اساس نامه و مرام نامه آنها ذکر است،  اداره میشوند.  ولی بصورت کلی سازمان های فدرال،  سازمان های شل و سفت هستند،  مرکز که در واقع انتخاب شده از تمام ارکان فدرال می باشد،  تصمیمات بسیار سفت و سخت برای خود می گیرد،  و سازمان های وابسته با حساب توانایی به اجرا می گذارند.  فدرالیسم یک انتخاب آزاد یا دلخواه نیست،  در تاریخ هیچ نمونه از دلخواهی این پدیده ندیده ایم،  فدرالیسم یک جبر است،  که باید با دانایی قرن 21 به آن رسید.  قوانین اساسی فدرال هنگامی شکل می گیرد،  که سازمان ها و یا ایالات کوچک و منفرد،  گرد یکدیگر جمع شوند و قدرت مرکزی را تشکیل دهند،  و قوانین فدرال را وضع کنند.  بنا بر این فرایند فوق اغلب نا خواسته و نه چندان سنجیده یا آگاهانه عارض می شود،  و سازمان فدرال شکل می گیرد.

      بار دیگر این نا پیوستگی عظیم قرن نو بدون آنکه متوجه باشیم بر ما چیره شده است،  یعنی سازمان های شبدری که قبلاً گفتم به محض آنکه شکل گرفتند،  اجباراً پیدایش فدرالیسم را در پی دارند.  در اینصورت با درک جبر فدرالیسم باید با اندیشه و دانش لازم به استقبال آن برویم،  و علم لازم را به جامعه تزریق کنیم،  که مشکلات احتمالی پیش نیاید.  به جای آنکه امور در یک جا متمرکز شود،  و ارایه اطلاعات و کنترل با بدی صورت گیرد،  و در نهایت تصمیمات با اشتباه انجام شود،  می توان با اقدام بجا و شایسته سازمان فدرال را که خواه نا خواه می آید مد نظر داشت.  هسته ها پراکنده،  از جمله ولایات کوچک و یا سازمان های کم اهمیت،  سر انجام فدرالیسم را اجتناب نا پذیر می کنند،  و هسته های بزرگ را سبب می شوند،  و در نهایت باعث مناسب شدن مسائل و ارزان تر بودن هم میگردد،  در غیر اینصورت روش های گذشته بیش از حد گرانقیمت خواهند بود.

      واقعیت های اقتصادی و ضرورتها سر انجام سازمان های فدرال را وارد دنیایی تازه می کند،  پرداختن به تفکر استراتژیک در حد اجزای منفرد تشکیل دهنده ما را به راهی نو می برد.  به هر روی،  مرکز یک سازمان فدرال کنترل کامل را در دست ندارد،  به لحاظ منطقی آسان است که فکر کنیم تصمیم گیری های کلان و بلند مدت در مرکز اتخاذ شود و اجرای آن به بخشها محول گردد.  مردم و اجتماعات و نظریه های سیاسی کم اهمیت نمی باشند،  غیر قابل باور در تصمیمات سازمان فدرال قرار می گیرند،  در واقع بشکلی کنترل جزئیات در دست یکایک اجزاست.

   پرسش از عموم:  آیا شما اندیشه ای برای سازمان فدرال دارید؟

کلیک کنید:  سازمان آنیده بینی

کلیک کنید:  کارگاه اندیشه سازی

کلیک کنید:  فرهنگ نامها و واژگان پارسی

سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

    جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران:  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ و حمله های عرب، مغول، تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

http://ravid.ir    و   http://arq.ir

اشکانیان و ساسانیان

شاهنشاهی ساسانیان

    پیش گفتار

      تاریخ یک علم است مانند همه علوم،  قوانین و فرمول های دقیق دارد،  عدم توجه به آنها نوشته های تاریخ، داستان های دروغی می شوند،  و نباید آنها را به عنوان منابع استفاده نمود.

   توجه ــ  تا تکمیل نمودن تحقیقات و پاک کردن دروغها از  تاریخ شیرین ایران،  تاریخ شاهنشاهی ساسانیان بطور کامل پست نمی شود،  فعلاً برای این بخش تاریخ به اینجا مراجعه شود.

عکس بشقابی از دوره ساسانی،  عکس شماره 2723.

دوران شاهنشاهی ساسانیان

      ایرانیان باستان دستگاه خلقت را میدان جنگ خوبی با بدی یا محل نبرد بین روشنایی با تاریکی می دانستند،  و انسان را مبارز این میدان می شماردند،  کاری که جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ پیشه کرده است،  یعنی مبارزه با تاریکی و دروغ و بدی بر پایه و اساس انسانی.  باستانیان ایرانی خانه سازی و احیای زمین و بذر افشاندن و ساختن قنوات و درختکاری و پرورش دام را از کار های نیک می شمردند که اهورا مزدا آنرا می خواهد.  پندار نیک،  گفتار نیک،  کردار نیک،  شعار ایشان بود و آنرا وسیله رستگاری می دانستند.  اهریمن را مظهر بدی و او را دشمن می دانستند،  همان گونه که امروزه انوش راوید وجود اهریمن های دروغ گوی تاریخ را در گفته و نوشته هایش گوشزد می کند.

   در واقع پادشاهی ساسانیان ادامه حکومت های شکل یافته ایرانی از زمان سلسله ایلام یا در واقع بخش اول هخامنشی می باشد،  که به دنبال انقلاب های انسانی ایرانی جهش هایی را در تاریخ تمدن بوجود آورده است.  ساسانیان خود را وارث هخامنشیان و شاهان آن خود را از اعقاب و نوادگان شاهان هخامنشی می دانستند، تمدن و فرهنگ در گذر زمان رشد یافته بود،  ولی همان تشکیلات اداری هخامنشی را پذیرفته و ضمن پر بار نمودن آنرا احیا کردند.  خط و زبان دوره ساسانی پهلوی بود که در اینجا گفته شده است، هنر های نقاشی و موسیقی و ادبیات در دوره ساسانی ترقی خوبی کرد،  صنایع فلز کاری و سفال گری به پیشرفت هایی رسید که تا به امروز باقی است.

   کرونولوژی ساسانیان بعد از میلاد به روایت تاریخ های موجود:

   سلطنت اردشیر اول از 226 تا 240 ــ یا اردشیر با بکان (ارتاگزرسس یا ارته خشتره) پسر بابک پسر ساسان با دختر پادشاه بازرنگی در نیسایه فارس (بیضای امروز) ازدواج کرد و پسرش بابک به حکومت شهر خیر در کنار دریاچه بختگان (نیریز) از بلوک فارس منصوب شد.  بابک برای پسرش اردشیر حکومت شهر دارابگرد را در فارس بدست آورد. 

   سلطنت شاهپور اول،  از 240 تا 271 ــ پسر اردشیر اول . . . .

   سلطنت هرمز اول،  از 271 تا 272 ــ  پسر شاپور اول . . . .

   سلطنت بهرام اول،  از 272 تا 275 ــ (وره ران) برادر کوچک هرمز اول . . . .

   سلطنت بهرام دوم،  از 275 تا 282 ــ ( وره ران) برادر کوچکتر هرمز اول . . .

  بهرام سوم،  282 . . . .

   سلطنت نرسی،  از 282 تا 301 ــ (نارسس) . . . .

   سلطنت هرمز دوم،  از 301 تا 309 (هرمیسداس) پسر نرسی . . . .

   سلطنت آذر نرسی،  310 ــ پسر هرمز دوم . . . .

   سلطنت شاپور دوم،  از 310 تا 379 ــ معروف به ذوالاکتاف . . . . .

   سلطنت اردشیر دوم،  از 379 تا 383 ــ . . . .

   سلطنت شاپور سوم،  از 383 تا 388 ــ پسر شاپور دوم . . . . .

   سلطنت بهرام چهارم،  از 388 تا 399 ــ (ورهران) پسر شاپور بزرگ . . .

   سلطنت یزدگرد اول،  از 399 تا 420 ــ پسر شاپور سوم . . . .

   سلطنت بهرام پنجم،  از 420 تا 440 ــ پسر یزدگرد اول . . . .

   سلطنت یزدگرد دوم،  از 440 تا 457 ــ پسر بهرام . . . .

   سلطنت هرمز سوم،  از 457 تا 459 ــ (هورمیسداس) پسر کوچک یزدگرد دوم . . .

   سلطنت فیروز اول، از 459 تا 483 ــ (پروزس) پسر بزرگ یزدگرد دوم . . . .

   سلطنت بلاش،  از 483 تا 485 ــ (ولگس) برادر فیروز . . .

   سلطنت اول قباد اول،  از 485 تا 498 ــ پسر فیروز یا بلاش . . . . .

   سلطنت جاماسب،  از 498 تا 501 ــ برادر قباد . . . .

   سلطنت دوم قباد اول،  از 501 تا 531 ــ . . . . .

   سلطنت خسرو انوشیروان،  از 531 تا 579 ــ پسر قباد . . . .

   سلطنت هرمز چهارم،  از 579 تا 589 ــ (هورمیس داس) پسر انوشیروان . . .

   سلطنت اول خسرو دوم،  از 589 تا 590 ــ (خسرو پرویز) پسر هرمز چهارم . . . .

   سلطنت بهرام ششم، از 590 تا 591 ــ  یا بهرام چوبینه . . . .

   سلطنت دوم خسرو پرویز،  از 592 تا 628 ــ . . . . .

   سلطنت قباد دوم،  از 628 تا 629 ــ معروف به شرویه . . . . .

   سلطنت اردشیر سوم،  629 ــ پسر قباد دوم . . . .

   سلطنت شهر براز، 629 ــ . . . . .

   سلطنت یزدگرد سوم،  از 634 تا 642 ــ پسر شهریار و نوه خسرو پرویز . . .

   تاریخ ساسانیان را به مرور بررسی دقیق می نمایم و پست می کنم.

صحیح نویسی در تاریخ

     یکی از اشتباه های مهم در تاریخ ندانستن اختلاف نوع رژیم ها می باشد،  سلسله، حکومت، شاهنشاهی، را بطور گسترده در همه مراحل تاریخ نام برده اند.  سلسله یعنی حلقه های بهم پیوسته، حلقه هایی که خود جدا گانه هستند،  ولی در یک جمع یا مجموعه قرار دارند،  در تاریخ به مصر باستان می توان گفت سلسله،  که رژیم شامل حلقه هایی بود که از یکدیگر جدا ولی در نهایت در جمع یک رژیم بودند.  سلسله هخامنشی که دوره های اول آنرا بدون شناخت کامل ایلام گفته اند،  از آن جمله می باشد،  که با تحلیل های ساختار تاریخی اجتماع هم خوانی دارد.  بنا بر این در وبلاگ و نوشته ها هخامنشیان را بعنوان سلسله نام می برم.  حکومت، به رژیم هایی گفته می شود که فرمان روایی دارند،  ولی فاقد مرکزیت و قبله گاه هایی مانند کاخ سلطنتی و یا تاج شاهی و امثال آن می باشند، در تاریخ رژیم اشکانیان از این قبیل است،  در این وبلاگ از اشکانیان به نام حکومت اشکانیان نام می برم.  شاهنشاهی،  به رژیم هایی گفته می شود،  که پادشاهی از خاندانی خاص در رأس امور است و فرزند او جانشین می شود،  در این وبلاگ ساسانیان را می نویسم شاهنشاهی ساسانیان،  پادشاهی قاجاریه، پادشاهی پهلوی.  در این وبلاگ سعی می کنم واژه ها و اسامی را با تعریف هر چند کوتاه بنویسم،  تا اندکی از درهمی های موجود در کتاب های تاریخی کم کنم،  برای اطلاعات بیشتر به لینکها مراجعه شود.  امید است عزیزان تاریخ نگار به این نوع موضوعات توجه نمایند،  و در جهت بهبود واژه های تاریخی اقدام کنند، البته توجه داشته باشند،  اینکار تبدیل به بازی با کلمات نگردد.

عکس حکاکی شاپور ساسانی و دو پادشاه اسیر،  در نقش رستم،  عکس شماره 5672 .

کلیک کنید:  موج نو در ایران

کلیک کنید:  استوانه کوروش بزرگ

کلیک کنید:  سکه های آق قوینلو و صفویه



حکومت اشکانیان

    پیش گفتار

      تاریخ یک علم است مانند همه علوم،  قوانین و فرمول های دقیق دارد،  عدم توجه به آنها نوشته های تاریخ، داستان های دروغی می شوند،  و نباید آنها را به عنوان منابع استفاده نمود.

   توجه ــ  تا تکمیل نمودن تحقیقات و پاک کردن دروغها از  تاریخ شیرین ایران،  تاریخ اشکانیان یا پارتها بطور کامل پست نمی شود،  فعلاً برای این بخش تاریخ به اینجا مراجعه شود.

 

   عکس تابوت 2000 ساله دوره اشکانی،  تابوتی از جنس سفال لعاب کاری شده،  حدوداً متعلق به سده اول میلادی،  محل کشف اوروک در جنوب عراق امروزی،  محل نگهداری بریتیش میوزیوم (موزه هنر بریتانیا)،  عکس شماره 5568.

اشکانیان یا پارتها

   ــ  اشک = اسک = اس = پاک،  مانند اس در اسلام،  اس یا اش + ک = دارای پاکی،  جهت مفهوم و اطلاع بیشتر مراجعه شود به معنی نام شهرها و روستا های ایران.  پارت = پرت = دور،  پاتیزان = دور زن،  افراد نظامی و شبه نظامی،  که در دور دست و مرز بودند.

      از نظر دید و تحقیق من،  اشکانیان یک مکتب دینی بر پایه آئین میترایی است،  که از آن دین مسیحی بوجود آمد،  اشکانیان طایفه و تیره مردمی نبودند،  از همه مردم در اشکانیان بودند.  پارتها نیز طایفه و تیره انسانی نیست،  آنها همان پارتیزانها هستند،  و از همه طوایف و تیره های انسانی را شامل می شدند.

      هخامنشیان برای حفظ حکومت و امنیت و مرزداری از جوانان قبایل بخش شمالی ایران بزرگ استفاده می کردند،  بهترین این قبایل که جوانان رشید و خوش قد بالا داشتند،  از اشکانیان بودند.  در ارتش هخامنشیان به این گارد های ویژه پارت،  بر وزن ماد و پارس می گفتند،  که بعد ها در روم تا جنگ دوم جهانی به پارتی زان معروف شدند.  در مدت زمانی که تخت جمشید ساخته می شد،  و همچنین بعد از آزادی اسرا از بابل توسط  کوروش بزرگ،  آزاد شدگان و کارگران و مردم طی دویست سال در گوشی و آرام به یکدیگر از حکومت هخامنشیان گفتند،  که چرا اختیار زمین و زمان باید انحصار خاندان و شاهنشاه باشد.  این بد گویی امری عادی است،  که امروز به دلایل رشد فکری و تکنولوژیکی،  مردم در مدت کوتاهی به آن درک می رسند،  به تاریخ و فرهنگ یادگیری رجوع شود.

      سربازان پارتی که ریشه در طایفه ای و قبیله ای خراسان بزرگ داشتند،  ترکیب عقیدتی دینی شاه خدایی ولی با ذات قبیله ای داشتند.  جمع این موضوعات تاریخی،  مردم قرن 47 خورشیدی ایرانی را به آگاهی های ویژه رساند،  که طی دویست سال از زمان هخامنشیان پیش درآمد آن بود،  که در نهایت یک انقلاب انسانی ایرانی مهمی در پی داشت.  آخرین ضربه به هخامنشیان توسط اسکندر اشکانی فرمانده پاتیزان های شاهنشاه وارد آمد،  و با سقوط تخت جمشید برای همیشه تاریخ فلسفه شاه خدایی دو هزار ساله تمام شد.

      در دوران شاه خدایی،  شاهان نمی خواستند قبایل با هم متحد یا سازمان یافته باشند،  بعد از اولین انقلاب انسانی ایرانی که مهم ترین انقلاب تاریخ جهان بود،  دوران شاه خدایی به رهبری اسکندر اشکانی فرمانده پاتیزان های دربار به هخامنشی پایان داده شد.  برای به ثمر رسیدن این انقلاب با اندازه دوران دوم هخامنشیان زمان برد،  که البته پایه گذار آن انقلاب انسانی،  کوروش بزرگ بود،  که با باز نمودن زندان بزرگ،  نجات یافتگان طی چند نسل آینده،  افکار خود را که یادگاری از گذشته های سارت دربار فرعون بود،  به مردم دوره هخامنشی منتقل کردند.  هخامنشیان واسطه ای بودند،  که گذر مهم تاریخی از ایلام یا بزرگترین دوران شاه خدایی،  به اشکانیان اولین حکومت سازمان قبیله ای گردد،  که در مهستان کامل شد.  (در واقع مهستان یا درست تر آن مغستان یا حتی بغستان است،  مکتبی فلسفی بوده،  که قدرت حکومت را از آن مردم می داند،  و پیرو عدالت و برابری بودند،  بزودی در این باره مشروح می نویسم).

      بشر در ادامه تکامل تاریخ اجتماعی وارد دوره جدیدی از تمدن گردید،  فرهنگی که در آن شاه نماینده اهورمزدا یا خدا روی زمین نبود،  و مجسمه و نام او در جایی حک نمی شد،  و کسی به او تعظیم نمی کرد.  پس از این انقلاب انسانی ایرانی اینک دینها و قبایل قدرت داشتند،  اما برای پایان دادن به نظم فکری و فیزیکی دوره شاهنشاهی حدود دو نسل زمان لازم بود،  و این تغیرات اساسی انقلاب انسانی حدود هفتاد سال به درازا کشید.  این مدت خالی از عرصه های خاص فرهنگی است،  در موزه ها و سکه ها اثرات کمی به جای مانده است،  زیرا تمدن جدیدی در حال شکل گیری بود و این فضای خالی تاریخ وسیله ای برای نفوذ دشمنان دروغ گوی فرهنگی گردید.  پس از این دوران،  از سقوط هخامنشیان تا دو نسل برای جا افتادن انقلاب انسانی ایرانی،  اولین کاری که می بایست صورت پذیرد ایجاد اتحاد ملی بین قبایل جغرافیای وسیع ایران بزرگ بود،  تا بتوانند اقتصاد دوران را بگردانند،  و از نفوذ غریبه ها به سرزمین جلوگیری شود.  بدین ترتیب چون اشکانیان قرن گذشته سابقه خدمت نظامی و کشوری داشتند،  از بقیه طایفه ها بهتر و سر آمدتر بودند،  در میان اشکانیان افرادی که بتوانند بخوانند و بنویسند وجود داشت.  توجه کنید، ما داریم برای قرن 48 خ، ا،  میگوییم،  باید با همان زمان دید،  برای این منظور مطالعه تمام وبلاگ انوش راوید پیشنهاد می شود.

       بسیاری از جوانان نسل های گذشته اشکانی،  در خدمت هخامنشیان قرار داشتند،  و با دختران آنها ازدواج کرده بودند،  و خون خود را از هخامنشیان می دانستند،  که از طرف دو سه نسل مورد احترام مردم بودند.  آنها همچنان سایه هخامنشیان را مهم می دانستند،  و از جهت دیگر سر سالاری را برایشان به ارمغان آورده بود،  که در فرصت های تاریخی نوشته ام.   تا سال 4816 خورشیدی ایرانی،  قبایل که هنوز نمی توانستند وارد تمدن سازمان قبیله ای شوند،  جنگ و گریز نظامی و فرهنگی بین آنها ادامه داشت.  در مدت 80 سال به اندازه کافی به درک رسیدند،  که تمدن سازمان قبیله ای را اختیار کنند،  یعنی اتحاد قبایل تحت پوشش و سازمان و مراتب،  جهت درک و اطلاع به ساختار های تاریخی اجتماع