X
تبلیغات
بازی تراوین

ایران و ایرانیان

مجموعه نظرها و مقاله های انوش راوید درباره تاریخ و جغرافیای ایران

تاریخ معاصر هندوستان

   تاریخ معاصر هندوستان

   پیش گفتار

      تاریخ و تاریخ اجتماعی،  هندوستان، ایران بزرگ، قاره کهن و شمال آفریقا خیلی بهم وابسته و نزدیک هستند،  به همین جهت تاریخ این کشور را با دید دیگری به مرور می نویسم و پست می کنم.

  عکس تاج محل هندوستان،  عکس شماره 4100 از آلبوم عکس وبلاگ انوش راوید،  قبل از پیدایش استعمار گران در هندوستان،  و زمان حکومت های بابری فارسی زبان،  که در دروغ های تاریخی می گویند مغولها،  هندوستان در رونق و شکوفا بود.  در زمان بابری هندوستان براحتی می توانست وارد تمدن جدید بورژوازی،  و سپس انقلاب صنعتی شود،  اما حمله نادر شاه افشار که چون تیر پیکانی فقط دهلی را هدف قرار داد،  سیستم هندوستان از هم پاشید،  و راه ورود استعمار آماده شد.  در این مورد تحقیقات و تحلیل های تاریخی خیلی کم است،  آیا دسیسه ای برای حمله نادر به هندوستان وجود داشت،  آیا جبر تاریخ بود؟  و پرسش های دیگر که باید درباره آنها بررسی شود.

   خلاصه جغرافیای هندوستان

      نوع حکومت:  جمهوری فدرال،  مساحت:  3287000 کیلومتر مربع،  جمعیت:  حدود یک میایارد و دویست میلیون نفر،  پایتخت:  دهلی نو،  تعدادی از شهر های بزرگ بالای 10 میلیون نفر:  بومبای (بمبئی)، کلکته، مدرس، حیدر آباد، پونا،  تیره انسانی:  هندی 97 و ایرانی 3 درصد،  دین:  هندو 82 %، مسلمان 12 %، مسیحی و سیک و غیره 6 درصد. زبان رسمی علمی:  انگلیسی،  زبان رسمی دولتی هندی،  بیش از 1500 زبان و لهجه دیگر،  واحد پول:  روپیه،  تاریخ استقلال  1947 .

   کنگره ملی هند

      سال 1922 استعمار گران انگلیسی موفق شدند،  به جنبش آزادی بخش ملی هندوستان ضرباتی وارد آورند،  دادگاه ها و محاکمه و مجازات مبارزان راه استقلال را ادامه دادند.  ارگان های استعماری حکومت آتش اختلاف بین هندو ها و مسلمانان را شعله ور ساخت،  تا از اتحاد زحمت کشانی که به ادیان گوناگون اعتقاد داشتند جلو گیری کند.  این امر همبستگی طبقاتی زحمتکشان را مشکل می نمود،  و به نفع استعمار تمام می شد،  اما در 1928 ــ 1929،  بویژه در زمان عمیق تر شدن بحران اقتصادی جهان اعتلای جنبش ضد امپریالیستی از نو آغاز شد.  همین سالها بسیاری از موسسات صنعتی تعطیل شدند،  و تولید روبه کاهش رفت،   بیکاری افزایش یافت،  حقوق کار عموماً 30 الی 40 درصد کم شد.  بحران کشاورزی در وضعیت سنگینی خود را نمایان ساخت،  از میزان زمین های زیر کشت کاسته شد،  و بر شمار روستائیان بی زمین افزوده گردید.  فقر و گرسنگی بر پاره ای از مناطق سایه انداخت،  با همه اینها نهاد های بریتانیائی مالیاتها را افزایش دادند.  تمام اینها که ناشی از ستم استعمار انگلیس بود،  خشم مردم را قوت بخشید.  شرکت فعالانه کارگران، دهقانان، خرده بورژوازی و روشنفکران در جنبش آزادیبخش ملی،  کنگره هندوستان را وادار ساخت،  تا از ارگان های حکومت انگلیس پاره ای خواستها را طلب نمایند.

      گاندی برنامه ای شامل 11 ماده،  به نام کنگره ملی هند اعلام نمود،  رئوس آنها بشرح زیر است:

   کاهش 50 درصدی از مالیت های زمین،  الغای انحصار دولتی بر نمک و مالیات بر نمک،  لغو تعرفه های حمایت آمیز از کالا های بافتنی خارجی،  کاهش پرداخت های رفاهی به مأموران انگلیس،  آزادی زندانیان سیاسی،  انحلال اداره پلیس مخفی،  و...

      در این برنامه خواستها اقتصادی ــ سیاسی گنجانیده شده بود،  اما به اصول سیستم استعماری لطمه نمی زد،  با اینهمه حکومت انگلیس این برنامه را رد کرد.  در مارس 1930،  گاندی در جواب آن،  مبارزه مبنی بر عدم تابعیت شهروندی را اعلام نمود.  این مبارزه با راهپیمایی مردم موسوم به راهپیمایی نمک،  که علیه انحصار انگلستان بر نمک صورت گرفت آغاز شد.  این انحصار برای مردم هندوستان یوغ سنگینی به شمار می رفت،  گاندی از تمام هندیها دعوت کرد،  که شخصاً به استخراج نمک بپردازند.  او خود در رأس 78 نفر از نمایندگان برجسته کنگره ملی مخالف با ارگان های حکومتی،  در رابطه با انحصار نمک به ساحل دریای گجرات رفت،  تا از آب دریا نمک تهیه نماید.  راهپیمایی سه هفته ادامه یافت،  و باعث شد که قشر های تازه ای از مردم به مبارزه علیه استعمار کشیده شده،  و به شهرت گاندی و کنگره ملی افزوده شود.

      با اینکه گاندی تلاش می کرد مبارزه عدم تابعیت شهروندی،  به آرامی انجام پذیرد،  اما در بسیاری از مناطق این حرکت گسترش یافته،  به مبارزه مسلحانه ضد امپریالیستی تبدیل شد.  در اواخر آوریل 1930،  در شهر پیشاور مرکز ایالت شمال شرقی شورشی به وقوع پیوست،  شهر دو هفته به دست شورشیان افتاد،  برای سرکوبی شورش سربازانی را که دین هندو داشتند گسیل کردند.  اما آنها از گشودن آتش به روی اهالی مسلمان پیشاور امتناع کردند.  مبارزه مسلحانه ای که در ماه مه در شهر شولاپور مرکز صنایع بافندگی ایالت بمبئی بوقوع پیوست،  از اهمیت کمی برخوردار نبود.  کارگران بافندگی انگلیسها را از شهر خود رانده،  و دو هفته شهر را در دست داشتند.  شورش مناطق روستایی را نیز فرا گرفت،  در بعضی از این مناطق روستائیان نه تنها علیه اشغالگران انگلیسی،  بلکه علیه مالکان زمین هندی نیز اقدام می کردند.  حوادث نشان می داد که مردم رفته رفته،  از شیوه های صلح آمیز مبارزه به صورت روز افزون دور می شدند.   ارگان های حکومتی بریتانیا نسبت به شورشیان مجازات های سختی را در پیش گرفتند،  آنها در بزرگترین شهر های هندوستان حکومت نظامی اعلام کردند.  بسیاری از نمایندگان کنگره ملی هند زندانی شدند،  به این ترتیب دوائر حاکم انگلیسی می کوشیدند،  که جنبش آزادیبخش ملی را دو پاره نموده،  و از طریق سازش با بخش معتدل بورژوازی و مالکان آن را تضعیف کنند.

   عکس  مراسم دینی هندوستان،  که بسیار دیدنی و زیبا و رنگی هستند، عکس های 4101 آ و ب،  استعمار گران خیلی تلاش و تبلیغات می کردند،  تا هندی ها گرفتار دینها و خرافات شوند،  در صورتی که قبل از استعمار در هندوستان دینها و مراسم دینی وجود داشت،  ولی خرافات در آنها خیلی کم بود.  مشکل اساسی مردم هندوستان تا آخر قرن 20 این بود،  که نمی توانستند خود را از اینهمه خرافات رها کنند،  تا اینکه در قرن 21 انفجار موج نو دارد کم کم جوانان با هوش آنها را بیدار می کند،  و حرکت به جلو را آغاز کرده اند.  این شتاب چندانی است،  و می گویند،  در آینده تا ده بیست سال دیگر هندوستان دومین اقتصاد دنیا بعد از چین می شود،  البته باشندگان دچار بحران امپریالیسم نو خواهند شد.

    سیاست های کنگره ملی هند

     رهبران کنگره ضمن جلب کارگران، دهقانان، صنعتگران و روشنفکران،  به جنبش آزادی ـ ملی هندوستان می کوشیدند،  با شیوه های غیر قهر آمیز مبارزه مردم را محدود نموده،  از طرح خواست های طبقاتی زحمتکشان و نفوذ اندیشه های قهر آمیز مبارزه در میان مردم جلوگیری کنند.  رهبریت کنگره ملی هندوستان تحت تأثیر نیرومند جناح راست قرار داشت،  که از بورژوازی و مالکان بزرگ دفاع می کرد.  این گروه از فعال شدن مردم به هراس افتاده،  و آماده بودند از طریق سازش با انگلیسها حقوق دومینیون،  برای هندوستان کسب نمایند.  اما جناح چپ متشکل کنگره ملی هند،  به مقابله با این سیاست برخواست،  این گروه بخشی از بورژوازی ملی، خورده بورژوازی،  و جوانان مدرسه را متحد می ساخت.

  یکی از رهبران جناح چپ جواهر لعل نهرو Jwaher lal Nehru  1886 ــ 1964 ،  بود.  او در خانواده نماینده بر جسته کنگره ملی هند متولد شده بود،  و پس از اتمام تحصیل در انگلستان به هند بر گشت،  و یکی از فعالان جنبش آزادی ـ ملی و از رهبران کنگره ملی گردید.  جناح چپ که در ارتباط با تشدید مبارزه ضد امپریالیستی رو آمده بود،  با قاطعیت هر چه بیشتر از استقلال کامل هندوستان دفاع می کرد،  رهبران کنگره ملی در اثر فشار مردم مجبور شدند،  که استقلال کامل هند را در برنامه خود بگنجانند،  اما آنها تلاش می کردند با نهاد های انگلیسی مذاکره کنند،  و با سازش های پی در پی،  از رشد و گسترش مبارزه انقلابی و تشدید تضاد های طبقاتی جلوگیری نمایند.  ادامه دارد و در اینجا پست می شود....

   تاریخ کشور لیبی

   پیش گفتار

      وظیفه ایرانیان است چون دوره هخامنشیان و اشکانیان،  برای کمک به تمام باشندگان قاره کهن و شمال آفریقا،  یا خاورمیانه اصطلاحی، بشتابند،  و با هوش ایرانی اوضاع را زیر نظر داشته باشند.  این کمک می تواند با تأثیر گذاری در برنامه های اطلاعاتی و ارتباطی خارجی،  و افشای دستان آشکار و پنهان استعمار و امپریالیسم در دخالت های تاریخی و جدید،  یا کمک فکری و معنوی،  یا انسان دوستانه به مردم جهت اهداف ملی منطقه تاریخی، باشد.  در این کمک دو منظور را می توان به تحلیل گرفت،  ابتدا کار انسان دوستانه،  سپس حرکت بسمت تمدن جدید کنترل انرژی.

      دشمنان تاریخی منطقه،  با انواع حقه بازی و ترفند و دروغ های تاریخی،  نوکرانشان مانند حسنی مبارک و بن علی و غیره،  را به حکومت رسانیده و نگه داشته اند.  مثلاً قذافی در آخرین سخنرانی خودش در زمانی که مردم را با جت بمباران می کرد،  کلی دروغ و دونگ و تهدید گفت.  او خیال می کرد که جوانان قرن 21 همان آدم های گذشته هستند،  که امکانات امروزی را نداشتند و هر پرت و پلایی را می پذیرفتند،  دلقک BP آنقدر احمق است،  که چیزی از امپریالیسم نو نفهمیده،  و نمی تواند درکی از گذر تمدنی داشته باشد.

   خلاصه جغرافیای لیبی

      حکومت:  از سال 1369 حکومت بی قانون و دیکتاتوری معمر قذافی،  مساحت: 1759540 کیلومتر مربع، جمعیت:  حدود 7 میلیون نفر،  پایتخت:  طرابلس حدود 2 ملیون نفر،  شهر های مهم:  بنغازی، مصراته، زاویه، الخمس،  تیره انسانی: عرب لیبایی و بربر 90 % و غیره 10 درصد، مسلمان 97 درصد، زبان رسمی عربی و لهجه بربری،  واحد پول:  دینار لیبی،  تاریخ استقلال:  1951. درآمد خالص نفت:  25 تا 30 میلیارد دلار،  یعنی نفری 4 هزار دلار،  که پول خیلی زیادی است.

*

   عکس شماره 4056 از آلبوم عکس وبلاگ انوش راوید،  نمونه یک روستا در عمق تاریخ اجتماعی،  از ابتدای تاریخ تا قبل از قرن 20 و پیدایش امپریالیسم،  مردم در صحرا های آفریقا و قاره کهن کاملاً خودکفا بود،  در روستاها و قبایل زندگی دایره ای بی دردسر داشتند ،  و مایحتاج خود را براحتی تهیه می کردند.

   تاریخ معاصر لیبی

      در آغاز قرن 20،  لیبی عقب مانده ترین کشور شمال آفریقا بود،  البته این عقب ماندگی با حساب تمدن بورژوازی اروپا بود.  لیبی در ساختار تاریخ اجتماعی،  دوران سازمان قبیله ای دینی بسر می برد،  و داری سبک کار پیشرفته و زندگی در دوران ویژه خود بود،  و تولیدات سنتی و ملی خوبی داشت.  تا سال 1911 لیبی زیر سلطه حکومت عثمانی بود،  ولی در سیرنائیک Cyrenaica فرقه دینی برادری سنوسی قدرت فراوانی داشت.  جنبش مذهبی سنوسی به طور کلی در خدمت سران پر قدرت قبایل بود،  شیوخ سنوسی تمام قدرت و بود و نبود مردم را در روستا ها و قبایل را در دست داشتند.  رئیس فرقه سنوسی ارتش بزرگی در اختیار داشت،  کل مردم با این شرایط تاریخ اجتماعی خو داشته،  و نارضایتی کلی و یا عمومی نداشتند.  استثمار عقب افتاده عثمانی،  به ترکیب اجتماعی لیبی کاری نداشت.

      در اوایل قرن 20 استعمار گران ایتالیا به لیبی حمله بردند،  آنها در سپتامبر 1911 به هنگام بحران مراکش در لیبی نیرو پیاده کردند،  که سبب جنگ ایتالیا با ترکیه شد.  ارتش کوچک ترکیه در آفریقا نمی توانست به طور جدی در برابر هجوم ایتالیا پایداری کند،  آنها با ایتالیا قرار داد صلحی امضا کردند،  که اشغال لیبی را توسط امپریالیسم ایتالیا به رسمیت می شناخت.  مردم لیبی پس از این قرارداد،  شجاعانه مدتها در برابر هجوم ایتالیا مقاومت کردند،  اما دشمنی و نفاق بین مردم شهر نشین شده ساحلی،  و مردم قبایلی،  موجب تضعیف نیرو های مقاومت ضد استعماری شد.  ایتالیا برای در هم شکستن کامل لیبی سعی می کرد،  ساختار اجتماعی کشور را در هم بریزد.

  در اکتبر 1942 ارتش انگلستان به فرماندهی مونتگمری،  به لیبی تحت اشغال آلمان و ایتالیا حمله کرد،  و توانست به راحتی لیبی را اشغال نمایند،  از آن زمان تاریخ لیبی دگرگون شد.  با وجود نفت و شرکت BP انگلستان،  باید قزافی همچنان حاکم مطلق آن کشور می بود.  در صورت تقاضا مشروح تاریخ آفریقا را پست می کنم.

   کلیک کنید:  تاریخ چین

   کلیک کنید:  استراتژی ملی ایران

   کلیک کنید:  تاریخ دین و آئین در ایران

    توجه:  اگر وبلاگ،  به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   انوش راوید //  Anoush Raavid ///     

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

   جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،    http://ravid.ir

تاریخ چین

   تاریخ چین

   پیش گفتار

      تفاوت هایی در تاریخ قاره ها و کشورها وجود دارد،  بمنظور بهتر شناختن گذر های تاریخی،  و نفوذ استعمار و امپریالیسم بخش هایی از تاریخ کشورها را می نویسم،  و بنا به نیاز وبلاگ ادامه می دهم.

   رویداد های انقلابی ابتدای قرن 20 چین

      بیدار شدن آگاهی سیاسی و گسترش فعالیت های انقلابی،  که از اوایل قرن 20 در بسیاری از کشور های آسیایی و قاره کهن بوجود آمده بود،  در چین ابعاد بسیار متنوع و ریشه داری یافت.  آگاهی ملی و احساسات میهن پرستی،  راه را برای گسترش عقاید انقلابی در صفوف روشنفکران و دانشجویان،  بورژوازی ملی،  کارگران مترقی و دیگر قشر های مردم هموار کرد.  سون یات سن 1866 ــ 1925  نقش بسیار مهمی در ترویج عقاید آزادی خواهانه،  استقلال طلبانه و تشکیل سازمان های انقلابی ایفا کرد.  اشاعه عقاید انقلابی در میان مهاجران و دانشجویان چینی در گرفته بود،  سون یات سن همه سازمان های ضد امپراتوری منچو را متقاعد نمود،  در یک سازمان انقلابی و توده ای تازه،  بنام اتحادیه تجدید حیات چین،  گرد آیند.

      در بهار 1905 سون یات سن،  در جلسه ای با حضور دانشجویان انقلابی چین،  در بروکسل نظریه مشهور خودش را،  که به نظریه سه اصل مردمی مشهور است،  ناسیونالیسم، دمکراسی و امکانات زندگی،  تشریح کرد.  این اصول در شرایط جامعه چین ابتدای سده 20،  به معنای سرنگون کردن سلسله منچو،  و استقرار جمهوری دمکرات،  و دادن حق مساوی برای استفاده از زمین توسط دهقانان بود.  این اصول پایه برنامه ای بود،  که سازمان های انقلابی مختلف چین آن را پذیرفتند،  و تشکیلات تازه ای بنام سازمان وحدت چین بوجود آوردند.  تمامی عناصر بورژوا دمکراتیک،  نمایندگان بورژوا ملی،  بعضی از قشر های مترقی زمین دارا و دانشجویان انقلابی،  به این حزب پیوستند،  و برای سرنگون کردن حاکمیت سلسله منچو در چین با یکدیگر متحد شدند.

      سون یات سن به ریاست سازمان وحدت چین برگزیده شد،  و بی درنگ مقدمات قیام انقلابی را تدارک دید،  سازمان وحدت چین روزنامه ای به نام مردم تأسیس کرد،  که در توکیو چاپ می شد.  فعالیت های سازمان وحدت چین زمانی آغاز شد،  که کشور را موجی از هیجانات انقلابی در بر گرفته بود.  در جنوب و جنوب غربی کشور،  چندین قیام توده ای در فاصله سال های 1906 تا 1911 به وقوع پیوست،  در سال 1906 نخستین قیام کارگران در تاریخ چین در شهر پینگ سیانگ Pingsiang از استان کیانگسی Kiangsi رخ داد.  در سال های 1907 ــ 1908 دهقانان، صنعتگران و عناصر خرده بورژوا،  در چندین استان بارها شورش کردند.  در سال 1915 شورش های دهقانی متعددی در گرفت،  تمام این شورش ها بدلیل سازمان نایافتگی،  و فقدان ارتباط کافی با ارتش،  و توده های مردم در دیگر بخش های کشور،  به شکست انجامید.

      امپراتور کوانگ هسو Kuang Hsu و همسرش تقریباً همزمان در پایان سال 1908 فوت کردند،  و برادر زاده دو ساله امپراتور بنام پو یی Pu yi به مقام امپراتوری رسید.  یعنی قدرت بدست نجبای منچوری به رهبری دو شاهزاده بنام های چین chin و چون Chun پدر پو یی افتاد.  در باره این امپراتور دوساله،  و اتفاقات تاریخی آن زمان،  چینی ها فیلم سینمایی بنام آخرین امپراتور ساختند،  با اینکه تجاری بود،  ولی برای دانستن از اتفاقات تاریخی آن زمان نسبتاً خوب بود.  نجبای چین نمی توانستند،  در مقامات عالی دولتی قرار گیرند،  این وضع موجب نارضایی شدید بورژوازی و زمین داران چین شده بود.  حکومت به پاره ای اصلاحات دست زد،  مانند تأسیس کمیته های مشورتی در استانها،  تجدید سازمان نظام آموزشی و غیره،  و به مردم قول داد،  که در اولین فرصت حکومت مشروطه سلطنتی در کشور برقرار خواهد شد.  اما بسیار طفره می رفت و مانور های الکی می کرد،  و نتوانست با این قبیل جلوی گسترش نارضایی ها را بگیرد.  حکومت تشکیل پارلمان را به فراموشی سپرد،  و انقلاب هر دم نزدیکتر می شد.

          سون یات سن و سازمان وحدت چین به رهبری وی،  فعالانه در سازمان دهی همه فعالیت های انقلابی شرکت می کردند،  و نمایندگان سازمان را به میدان های مبارزات می فرستادند،  تدارکاتی چون اسلحه و پول در اختیار شورشیان می گذاشتند.  سازمان وحدت چین با استفاده از تجربه شکست های اخیر،  بر سرعت و دامنه کار ترویجی در میان سربازان،  و یگان های جدیدی که مانند ارتش های اروپایی سازمان دهی شده بودند،  افزود.  بیشتر اعضای سازمان بویژه دانشجویان،  در پاسخ به درخواست سون یات سن به ارتش پیوستند،  تا به ترویج عقاید انقلابی در میان سربازان بپردازند.  در 1910 سربازان کوانگچو Kwangshow شورش کردند،  ولی شکست خوردند،  زیرا سازمان وحدت چین هنوز تاکتیک های توطئه آمیز را کنار نگذاشته بود.  روز 28 آوریل 1911،  شورش دیگری توسط سربازانی،  که با عقاید انقلابی آشنا شده بودند آغاز شد.  شورشیان اقامتگاه حاکم محلی را اشغال کردند،  ولی تعداد سربازانی که برای سرکوب اعزام شده بودند،  خیلی زیاد بود،  با وجود مقاومت سرسختانه،  سرانجام انقلابیون شکست خوردند.  همه زندانیان یکجا اعدام شدند،  اجساد هفتاد و دو سرباز که در نبرد کشته یا اعدام شده بودند،  توسط مردم گرد آوری و در تپه هوانگ هواکانگ Huanghuakang بیرون شهر کوانگچو به خاک سپرده شدند.  بعد ها یک ستون سنگی به یاد قهرمانی های آنان در این گورستان عمومی بر پا شد،  سون یات سن نوشت:  پس از آخرین شکست شورش کوانگتونگ روز به روز بر تعداد پشتیبانان انقلاب افزوده می شد.

*

   عکس تاریخی از چین،  چین امروز با این همه آسمان خراش و شهر های مدرن،  در نه چندان دور اینچنین بود.  در انقلاب های گذشته انسان های زیادی کشته می شدند،  که بدلیل نبود امکانات ثبت در آمار ها ذکر نشده اند،  عکس شماره 4081 .

    انقلاب 1911 ــ 1913 شین های Shin Hai

      9 مه 1911،  دولت به موجب فرمانی کلیه راه های آهن موجود،  و در دست ساختمان را در چند استان ملی کرد،  این کار ضربه سنگینی بر پیکر بورژوازی چین وارد آورد،  که در حال اجرای پروژه های خصوصی راه آهن بود.  25 مه ساختمان های راه آهن به یک کنسرسیوم بانکی با پشتیبانی سرمایه های آمریکایی، بریتانیایی، فرانسوی، آلمانی،  واگذار شد.  این اقدام آشکارا بر خلاف منافع ملی چینی ها بود،  خشم مردم را در سراسر کشور بر انگیخت،  7 سپتامبر 1911،  چائوارفنگ Cho erh feng فرماندار استان سچوان،  واکنش خود را با دستگیری رهبران جنبشی،  که برای دفاع از منافع سهام داران زیان دیده،  از ملی شدن ساختمان راه آهن به راه افتاده بود،  نشان داد.  با این اقدام کاسه صبر مردم لبریز شد،  و در شهر چنگتو Chengto قیام گسترده ای در گرفت.  فرماندار کشته شد،  و سرش را از تیری آویختند،  و مردم بالای آن تیر نوشتند:  تا زمانی که زنده بودی از بالا به مردم می نگریستی و لذت می بردی،  اکنون سر بی جانت می تواند به همان کار ادامه دهد.

     سازمان وحدت چین نمایندگانش را برای هماهنگ کردن فعالیت های قیام کنندگان به سچوان فرستاد،  در ماه اکتبر گردان مهندسی مستقر در ووچانگ،  که مرکز فعالیت نمایندگان سازمان وحدت چین و دیگر سازمان های انقلابی زیر زمینی بود،  شورش کرد.  11 اکتبر کمیته مشورتی هوپه به همکاری قیام کنندگان شتافت،  و استقرار حکومت جمهوری در چین را اعلام کرد،  پس از رویداد های ووچانگ،  قدرت انقلابی در هانکو و هانیانگ نیز بر پا شد.  دولت موقت انقلابی تشکیل شد،  و ارتش انقلابی مرکب از انبوه کارگران دهقانان و سربازان پیشین سازمان یافت.  مردم سراسر کشور از ارتش انقلابی پشتیبانی می کردند،  رویداد های ووچانگ الهام بخش اقدامات انقلابی مردم در شهرها و مناطق دیگر شد.  کارگران و دهقانان و قشر های فقیر و متوسط بورژوازی،  ستون فقرات این جنبش انقلابی را تشکیل می دادند.  اما زمینداران و افراد وابسته به بورژوازی کمپرادور ظاهری انقلابی بروز می دادند،  و قدرت را در استانها تصرف می کردند.  آنها به هر وسیله ای متوسل شدند،  تا فعالیت انقلابی مردم را متوقف،  و انقلاب را به سرنگونی سلسله منچو محدود کنند.

      سون یات سن در دسامبر 1911،  پس از سالها تبعید،  به چین بازگشت و در شانگهای مورد استقبال پر شور مردم قرار گرفت.  29 دسامبر 1911،  نمایندگان 17 استان وی را در نانکینگ به مقام ریاست جمهوری برگزیدند.  سرانجام در اول ژانویه 1911،  تشکیل حکومت جمهوری در چین اعلام شد.  سون یات سن در بیانیه ای خطاب به مردم نوشت:  سوگند یاد می کنم که بقایای زهر آگین حکومت استبداد را ریشه کن سازم،  در جهت منافع و رفاه مردم گام بردارم،  تا هدف اصلی انقلاب تحقق یابد،  و آرزوها و امید های مردم به واقعیت مبدل شود.

      اما در این بیانیه پاره ای از مواد برنامه اصلی سازمان وحدت چین،  به ویژه ماده مربوط به حق مساوی در استفاده از زمین دیده نمی شد.  سون یات سن هنوز آنچنان که باید و شاید به قدرت توده های مردم ایمان نیاورده بود،  و برنامه مشخص برای اصلاحات دمکراتیک تدوین نکرده بود،  در برنامه سیاست خارجی وی نیز نوعی تناقص دیده می شد.  سون یات سن ضمن آنکه به قدرت های بیگانه اعلام می کرد،  که چین از آن پس کشوری مستقل و نیرومند خواهد بود،  و از همه امتیازات و حقوق قدرت های امپریالیستی برخوردار خواهد شد،  در همان حال از قدرت های امپریالیستی خواهش می کرد،  که چین را برای رسیدن به این هدفش یاری کنند.  دولت سون یات سن مجموعه ای از انقلابیون بورژوا،  کارمندان بورکراسی پیشین و لیبرال بود،  که در آن لیبرالها بر بقیه تسلط داشتند.

      سلطه لیبرالها خط مش و سیاست های بعدی دولت جدید را تعیین کرد،  هیچ اقدامی برای دگرگون کردن شالوده ساخت اجتماعی ـ اقتصدی کشور،  یا از میان بردن سازمان قبیله ای و تشکیلات فئودالی در ساختار های تاریخ اجتماعی چین،  و تسلط امپریالیسم به عمل نیامد.  بدینسان خواست های توده های مردم تحقق نیافت،  دولت مصمم بود که انقلاب را به یک چهار چوب صرفاً بورژوازی محدود کند.  در این ضمن بورژوازی و زمین داران نیز که بر موج مبارزه سوار شده بودند،  تا انقلاب را متوقف کنند،  در پکن اقداماتی برای برچیدن بساط سلطنت به عمل آوردند.  پو یو از سلطنت کناره گیری کرد،  و بقیه اعضای خاندان سلطنتی نیز از او پیروی کردند.  زمین داران و بورژوازی لیبرال که از گستردگی و قدرت جنبش انقلابی به هراس افتاده بودند،  به گرد سیاستمدار توطئه گری به نام یوان شی کای Yuan shih kai،  که به فرماندهی کل تمام نیرو های ضد انقلاب منصوب شده بود، حلقه زدند.  قدرت های امپریالیستی هر روز به فشار شان بر دولت چین می افزودند،  و تهدید به مداخله مستقیم می کردند.

      امپریالیستها آشکارا به پشتیبانی از یوان شی کای برخاستند،  سون یات سن به منظور جلوگیری از جنگ داخلی و مداخله بیگانگان،  در 14 فوریه 1912،  به نفع یوان شی کای از مقام ریاست جمهوری استعفا داد.   یوان شی کای مقر دولت را از نانکینگ در منطقه انقلابی جنوب،  به پکن که نیرو های ارتجاعی در آنجا واحد های بزرگی از سربازان را در اختیار داشتند انتقال داد.  دهقانان که پس از انقلاب بهبودی در وضع شان حاصل نشده بود،  علیه زمین داران شورش کردند،  و خواستار زمین و کاهش بهره مالکانه شدند.  کارگر به همراهی قشر جوان و روشنفکر،  نیز مجدداً مسلحانه به میدان آمد.  اما سربازان یوان شی کای توانستند به زودی همه شورشهای پراکنده را در هم بکوبند،  سیاست های او مورد تأیید امپریالیستها قرار گرفت،  و کنسرسیوم بین المللی بانکی،  وام بزرگی به وی داد.

      25 اوت 1912  سون یات سن،  همراه چند تن از رهبران پیشین سازمان وحدت چین،  حزب تازه ای به نام کومین دان Kuomingtang،  حزب ملی تأسیس کردند.  در برنامه این حزب اشاره ای به اصل حق مساوی در استفاده از زمین نشده بود،  و بقیه اصول برنامه سازمان وحدت چین نیز از قاطعیت و روحیه انقلابی سابق تهی شده بود.  و به همین علت برنامه جدید گامی به قهقرا بود.  ولی همین نسخه دگرگون شده برنامه سون یات سن،  نیز یوان شی کای را خوش نیامد،  و او اعضای کومین دان را شدیداً تحت پیگرد قرار داد.  در ژوئیه 1913 سون یات سن از مردم خواست که انقلاب دوم را آغاز کنند،  سربازان در پاره ای از استانها دعوت او را پذیرفتند.  ولی این نمی توانست یک گذر تاریخی و حرکت به جلو و تکامل تاریخ اجتماعی باشد،  مردم تجربه دو سه سال گذشته را داشتند،  و به پشتیبانی سربازان شورشی بر نخواستند.  در نتیجه ارتش یوان شی کای آنها را بی درنگ تارو مار کرد،  فعالیت های حزب کومین دان ممنوع شد،  و سون یات سن و دیگر رهبران حزب مهاجرت کردند، بدینسان ارتجاع بر اریکه قدرت نشست.

      زمینداران و بورژوازی کمپرادور چین یگانه طبقاتی بودند،  که از ثمرات انقلاب چین بهره بردند،  توده های مردم به ویژه دهقانان به زمین یا آزادی،  که سال های سال آنچنان فداکارانه در راهش جنگیده بودند، نرسیدند.  با این حال انقلاب روح زندگی تازه ای در مبارزه مردم چین،  برای دست یافتن به استقلال ملی و آزادی اجتماعی دمید.  رشد و تکامل تاریخ اجتماعی،  پیوسته به ریتم و آهنگ گذشته است،  و در هر دوره شتاب سریع تری خواهد داشت.  ادامه دارد،  و در اینجا پست می شود.

آیا می دانید دانستن تاریخ انقلابها و گذر های تاریخی،  به چه تخصص و حرفه ای مربوط است،  و به چه درد می خورد؟

   کلیک کنید:  انقلاب مشروطیت ایران

   کلیک کنید:  تاریخ انقلاب های انسانی ایران

   کلیک کنید:  هیئت های هدیه آورنده به تخت جمشید

    توجه:  اگر وبلاگ،  به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   انوش راوید //  Anoush Raavid ///     

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

   جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،    http://ravid.ir

تاریخ معرکه گیری در ایران

   تاریخ معرکه گیری در ایران

   پیش گفتار

      معرگیری از ابتدای تاریخ وجود داشته،  و در بسیاری از مواقع تاریخ حکومتها از معرکه گیران بهره می بردند،  بهترین معرکه گیر کسی بود،  که بتواند داستان و برنامه خودش را خیلی واقعی جلو دهد.  قبل از پیدایش استعمار بیشتر معرکه گیری ملی و میهنی و یا دینی بود،  بعد از ورود استعمار به ایران،  معرکه گیری به سیاست و مملکت داری هم کشیده شد.  در سیاست و حکومت داری،  معرکه گیری خیلی جدی و چون واقعی جلو می کند،  که گویا یک اتفاق و جریان سیاسی است،  بگیر و ببند و حتی خونین است.  استعمار انگلستان برای اداره کردن کشور های مستعمره،  از این روش بخوبی استفاده می کرد،  و باعث اغفال توده های مردم می شد.  ادامه دارد و در اینجا پست می شود.

   معرکه گیری از ابتدای تاریخ

      همه ایرانیان با تاریخ پیش از اسلام ایران آشنایی نسبی دارند،  و آن را دوران درخشش کشور زیبایشان می دانند.  سلسله هخامنشیان کل آسیای میانه و خاور میانه اصطلاحی یا همان قاره کهن و شمال آفریقا رو تحت سیطره خود داشتند،  و تخت جمشید شکوهمند را که همه ایرانیان به آن می بالند ساختند.  سادگان بر این باورند که اسکندر غریبه،  و یا یک عده عرب بادیه نشین دوران قبایل بدوی،  به این فرهنگ پویا و درخشان حمله ور شدند،  و تمام قدرت ایرانیان رو به نابودی کشیدند،  و شاید خیلی از ایرانیان مشکلات کنونی کشور را،  از حمله بی پایه و اساس خانمان سوز اعراب می دانند.

      اگر تاریخ کشور های دیگه را بخوانید،  به یک تفاوت فاحش در مورد تاریخ ایران پی خواهید برد،  آن تفاوت این است،  که در کتب تاریخ دیگر سرزمینها و کشورها،  نویسنده وقایع تاریخی و بازگو کننده امروزی،  دلایل و مستندات را با زمان دقیق،  ذکر و تحلیل کرده،  و به بررسی وقایع پرداخته است.  نکته جالب در مورد تاریخ شکست های ایران این است که،  تماماً داستان می باشد،  تاریخ باستان ایران به همت جناب هرودوت معرکه گیر گفته شده،  خیلی جالبه هرودوت تقریباً 3 ــ 4 قرن بعد از اسکندر بدنیا آمده است،  داستان جنگ های ایران و یونان را طوری نقل کرده،  که براحتی توسط آدم های ساده قابل درک باشد.  تقریباً تمام تاریخها و باستانی های داخلی و خارجی،  فقط گفته های هرودوت رو نقل کرده اند،  بعضی ها پا را فراتر گذاشتند،  و مثلا کار بیشتری کرده و گفته های یک یونانی الکی بی مدرک و نشان واقعی دیگه را،  برای مقایسه با حرف های هرودوت آوردند،  و بعد از آن به بررسی اختلافات این دو داستان پرداختند!!

      در تمام گفته های هرودوت و تاریخ گوها و باستان شناسان معاصر هیچ اثری از مدرک نیست!  فقط داستان گویی است،  که برای معرکه گیری خیلی مناسب هستند.  نکته جالب توجه این است که،  نه در دوران درخشش ایران،  و نه بعد از آن،  هیچ دانشمند یا مورخ یا حتی معرکه گیری،  که ایرانی باشد،  اقدام به ضبط چیزی واضح از شکست های دروغی تاریخ پر شکوه ایران نکرده است،  آیا این موضوع عجیب نیست؟  واقعا چرا؟  تابحال به این فکر کردید؟  در کتاب های باستانی و دانشمندان ایرانی،  حتی یک خط با توضیح و تحلیل مستند،  در مورد شکست از اسکندر مقدونی،  حمله اعراب و شکستها و ناکامی های دوران های مختلف و درخشان ایران بزرگ وجود ندارد!.

   هرودوت اولین معرکه گیر

      تنها منبع تاریخ ایران،  در دوران درخشان باستان،  که مورد بهره برداری استعمار و امپریالیسم است،  بیش از یک معرکه گیر خیابان های یونان باستان نبوده است. هرودوت در شهر های مختلف با کمک چند دستیار جوان به معرکه گیری می پرداخته،  و داستان سرایی می کرده،  و او که نابینا بود،  از این طریق امرار معاش می نمود.  کتابی که به او منتسب کرده اند،  توسط خودش نوشته نشده،  بلکه توسط جریاتی چند قرن پس از معرکه گیری هرودوت،  به رشته تحریر در آمده است!

      برای داستان سرایی و معرکه گیری،  معرکه گیر باید داستان رو طوری بگوید،  که برای شنونده جذاب باشد،  مثال روشن فردوسی بزرگ.  مطمئنا هرودوت هم اینکار را می کرده،  هرودوت کار خودش را انجام می داده،  و هدفش از این داستانها،  سرگرم کردن مردم و مقداری پول بوده، هیچ جا هم ادعای مورخ بودن نداشته است.  این تاریخ دانها و باستان شناسان کنونی هستند،  که آن داستان ها را بدون تحلیل و عقل تاریخ می دانند.  پرسش مهم این است که آیا یک تاریخ دان و باستان شناس،  با کامیون کامیون مدرکی که دارند و پولی که می گیرند،  می تونند این داستان ها را عیناً،  به عنوان تاریخ یک تمدن به جامعه تزریق کنند؟  اصلا وظیفه آنها چیست؟  مگر نه اینکه باستان شناس یا تاریخ دان باید به دنبال دلیل و مستندات برای اثبات گفته ها و نوشته ها بگردد؟  آیا این چیزی جز پلشتی تاریخ دانان را،  در مقابل تاریخ کشور عظیمی مثل ایران به اثبات نمی رساند؟  یا شاید اصلا دلیلی برای ارائه وجود ندارد،  و دم خروس استعمار کافیست!.  ادامه دارد.

   عکس تاریخی معرکه گیران ایرانی با شیر،  حدود 1300 خورشیدی،  عکس شماره 640 .

   معرکه گیری حاجی فیروز

      روز های پرشور عید نوروز در خیابانها حاجی فیروزها را می بینیم،  که می خوانند:  حاجی فیروزه،  سالی یه روزه،  و اگر رویتان را گشاده نیابند برایتان خواهند خواند:  ارباب خودم چرا نمی خندی،  و این ترانه را با صدای پرزنگ دایره دستی همراه می کند.  از گذشته های دور این ساده ترین سنت معرکه گیری خیابانی در نوروز بود،  که از ایران به غرب رفته سانتا کلاوس و یا بابانوئل نامیده شده،  و در سال نو با خواندن ترانه های زیبا،  به کودکان هدیه می دهد.  ایرانیان سالها پس از پایان دوران شاه خدایی و برده داری،  مردی زشت و سیاه چهره را به رقص می آوردند،  که نوید آزادی اجتماعی و روزگار نو را دهد.

   عکس تاریخی حاجی فیروز،  از فصل دوم کتاب تاریخ معرکه گیری،

   The History of the Harlequinade 1915،  عکس شماره 4445 .

      در گذشته ای نامعلوم،  این معرکه گیری ایرانی به اروپا رفته،  و اشکال معرگیری خاص خود را در طول تاریخ هر سرزمین بدست آورده،  ولی مضمون آنها یکی است.  با دیدی ساده شباهت آنها با حاجی فیروز دیده می شود،  عکس شماره 4446 حاجی فیروز در کنار سانتا!  بی تردید هر ایرانی که سال نو میلادی را در اروپا گذرانده باشد،  مرد سیه چرده ای را همراه سانتا می بیند،  که با حرکات شادی بخش و گاها دلقک گونه،  شیرینی و ابنبات میان بچه ها پخش می کند،  این شباهت تصادفی نیست،  و ریشه در تاریخ ایران،  حکومت اشکانیان و ائین مهر و میترا دارد.

   عکس حاجی فیروز های بدلی در اروپا،  عکس شماره 4446 .

   کلیک کنید:  هلنیسم دروغ بزرگ غرب

   کلیک کنید:  نقشه های شوم سرنوشت سازی

   کلیک کنید:  هیئت های هدیه آورنده به تخت جمشید

    توجه:  اگر وبلاگ،  به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   انوش راوید //  Anoush Raavid ///     

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

   جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،    http://ravid.ir

چند پرسش و پاسخ

جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران

   نظر:  درود،  به ما هم سری بزنید،  نظرتان درباره جنگ سایبری و عملیات با انیرانی ها چیست؟  در ضمن من خودم آذریم و نه ترک،  و از این جهت از هر کسی وطن پرست ترم.

   پاسخ:  من مخالف هر گونه نبرد قهری و دشمنی تراشی هستم،  زیرا بدلیل مختلف ما یک ملت آسیب پذیریم،  و در کل تاریخ ملت صلح چو بوده و هستیم،  بنابر این با هرگونه جنگ و عملیات جنگی و شبه جنگی مخالف هستم،  تاریخ ما ایرانی ها بر کار فرهنگی استوار است،  در باره جنگ نرم و تهاجم فرهنگی در نبرد نو پدید نوشته ام.

      همچنین ضمن ابراز خوشحالی از وطن پرستی شما،  ما ایرانی ها همگی آذری هستیم،  مثلاً  نام خراسان و خوزستان و آذربایجان به یک معنی است،  و از آذر و خورشید می آید.  ولی مردم می توانند وابسته به تیره های مختلف قومی و قبیله ای و زبانی باشند،  و مسلمان و مسیحی باشند،  یا آذری که بسیار تاریخی تر از همه فرهنگ هاست باشند.  در بسیاری از کشورها مانند هندوستان و چین،  ویتنام و اندونزی، کنگو و آفریقای جنوبی، و بسیاری دیگر مملکتها، ده ها و صدها ملت و قوم با هم و در کنار هم زندگی می کنند،  حتی اختلاف های کم و زیاد با هم دارند،  ولی همگی زیر یک ناسیونالیسم بسر می برند،  زیرا با آن ناسیونالیسم تاریخشان ساخته شده،  اجتماعشان شگل گرفته،  اقتصادشان با هم هست.  اما از زمان پیدایش استعمار همیشه استعمار و امپریالیسم سعی می کردند،  با انواع ترفندها بین ملتها و مردم پیرو دینها مختلف یک کشور،  اختلاف و دشمنی درست کنند،  تا بتوانند منافع و منابع آن کشور را غارت کنند.  ایران هم از این شگردها دور نبوده،  در چند صد سال گذشته این ترفندها باعث جدا شدن بیش از نیم خاک ایران بزرگ از هم شده است،  و احمقانه می خواهد این روند را ادامه دهند.  هم اکنون وظیفه جوانان با هوش ایرانی است،  که این ترفندها و شگردها را بشناسند،  و بساط استعمار و امپریالیسم و چهره ها و کارگزاران استعمار را افشا کنند.

   پرسش:  چرا می گویید ایران بزرگ،  ایران از ملیت های مختلف تشکیل شده؟

   پاسخ:  ایران نام خاص یک قوم و طایفه نیست،  در گذشته ها هندوان به سرزمین وسیعی،  که از غرب سند تا شرق دجله بود،  ایران به معنی سرزمین اقوام و عشایر و ایلها می گفتند.  در دوران پادشاهی قاجار استعمار و شرکت هند شرقی،  بطور رسمی این سرزمین وسیع در جغرافیای سیاسی جهان را ایران نامیدند.  از بدو پیدایش جغرافیای سیاسی،  بخش هایی از این سرزمین جدا گردید،  و ایران کنونی باقی ماند،  این باقی مانده با جمع تمامی سرزمین های تاریخی ایران بزرگ می شود.  قبل از پیدایش بورژوازی و جغرافیای سیاسی،  مرزها و حاکمیتها توسط محدوده زمین های عشایری و ایلی شناخته می شد.  امروزه می دانیم که ایران در مرکز خاورمیانه و آسیای میانه اصطلاحی،  که همان قاره کهن است قرار گرفته،  و بدلایل مختلف جغرافیایی از اهمیت زیادی برخوردار است.  در اینجا یاد آوری نمایم از سمت غرب یعنی از اروپا به این سرزمین و جغرافیا،  پارس و ماد می گفتند،  که از قول کتیبه های هخامنشی آنها نیز نام یک قوم و ملت خاص نمی باشند،  و همگونه مردمان دارند.  در این باره بارها در وبلاگ توضیح نوشته ام،  به لینکها مراجعه شود.

   پرسش:  آیا علت اصلی تشکیل شهر نشینی در ایران مسئله آب بوده،  یا دفاع و جنگ؟

   پاسخ:  این خود یک بخش مهم در تاریخ می باشد،  بزودی در این باره تحت عنوان،  استراتژی شهرهای تاریخی ایران،  می نویسم.  هر دو مسئله اهمیت دارند،  در موضوع تمدن های تاریخی ایران،  در ایران و ایرانیان نوشته ام،  که برای حفظ آب و قنات،  مردم مناطق وسیع مجبور به سازش و اتحاد و همکاری بودند،  ولی در ضمن آفند ها و نیاز به دفاع هم وجود داشته است،  که ساخت قلعه ها و استحکامات و دیوار و دروازه را ایجاب می کرده است.  می توانید بیابان های تاریخی ایران را بخوانید،  و از این موضوع در تاریخ مطلع شوید،  در داستانها و اساطیر ایرانی هم در این باره نوشته شده است.  در هر صورت این پرسش موضوعی نیست،  که براحتی بتوان از آن گذشت،  توانایی دفاعی ایرانی عدم حمله و اشغال را بدنبال داشته،  که خود بخود باعث می شود دروغ های تاریخی زیر پرسش قرار گیرد.  مشروح بزودی در:  استراتژی شهرهای تاریخی ایران.

   پرسش:  چرا در وبلاگ  ravid.blogsky.comمقالات سیاسی منتشر می کنید،  چه ربطی به تاریخ دارد؟

   پاسخ:  وقتی بجای بررسی های علمی،  تاریخ و تاریخ اجتماعی را پر از دروغ کرده،  و از آن برای تهاجم فرهنگی و جنگ نرم استفاده می کنند،  خود بخود تاریخ را سیاسی نموده اند.  برای بهتر فهمیدن چنین کاری بعضی تحلیل های سیاسی لازم می شود،  که در وبلاگ پست های عمومی ravid.blogsky.com می نویسم.

   پرسش:  اگه ممکنه چند منبع (کتاب)،  که در اون ذکر شده اسکندر مقدونی یه شخصیت خیالی بوده،  و در اصل اسکندر اشکانی هست + تخت جمشید بوسیله اسکندر مقدونی به آتش کشیده نشده + هرودوت دروغگوی بزرگی بوده،  رو معرفی کنید (لطفا همراه با ذکر منبع شرح بدین).

   پاسخ:  در این باره بارها در وبلاگ توضیح نوشته ام،  برای اولین بار در تاریخ نویس ایران است،  که من به  موضوعات دروغ های تاریخی پرداخته ام.  می دانم بزودی بیشماری جوانان با هوش وطن دوست،  از این راه پیروی خواهند کرد،  و با تمام کوشش نسبت به حذف دروغهای و گرد آوری منابع بیشتر برای نگارش واقعیت های تاریخ با شکوه ایران و قاره کهن اقدام خواهند کرد.  با مطالعه دقیق و با حوصله وبلاگ متوجه منابع واقعی گرد آوری شده بدور از دروغ کتابهای تاریخی دروغ نویس می شوید،  دانستن واقعی چند هزار سال تاریخ به وسعت یک قاره،  تخصص و حوصله و زمان می طلبد.

   پرسش:  ضمناً یه منبع به اسم جغرافیای استرابو رو معرفی کرده بودین،  که توش ذکر شده بوده هرودوت دروغگو هست رو نتونستم گیر بیارم.

   پاسخ:  بزودی درباره استرابو یا استرابون مشروح می نویسم،  فعلاً از ویکی پدیا استفاده نمایید،  لینک آن:

   http://en.wikipedia.org/wiki/Strabo

   پرسش:  چرا در پاسخ به پرسش ها می گویید بر اینجا و یا آنجا را بخوان؟

   پاسخ:  پاسخ به پرسش های تخصصی در سبک کار وبلاگ تحلیل جامع دارد،  و چون نمی توان هر بار مطالب طولانی نوشت،  از این امکان اینترنت استفاده می کنم،  و با لینک های لازم پاسخ را جهت علاقمندان کامل می دهم.

   پرسش:  چرا در بعضی مقالات و پست ها،  که از اقوام ایرانی نام برده اید،  از لر یا ترکمن و دیگران نامی نیست؟

   پاسخ:  در مقالات متعدد برای جلوگیری از انبوه نویسی،  فقط  تعدادی از انبوه نامها را استفاده می کنم،  و این بهره بردن تناوبی است.  نام تمام ملتها و اقوام زیاد ایرانی را بردن،  ممکن است برای خوانند خسته کننده شود،  همانگونه که شما هم نوشته اید،  و دیگران.

   پرسش:  آیا تمام فیلم های مستند و علمی تلویزیون های منوتو و بی بی سی،  و تلویزیون های دیگر خارجی دروغ است؟

   پاسخ:  یکی از کار های علما، ارشاد، دانشگاه ها،  در زمینه تخصصی خودشان بررسی های مختلف منجمله ضبط و بازدید فیلمها تحلیل و اظهار نظر درباره آنها است.  کسانیکه پول می گیرند و وظایف قانونی و اجتماعی دارند،  حذف و فیلتر کردن و نادیده گرفتن آنها،  خوب نیست و عواقب بدی دارد.
   نظر و پرسش:  اگر اینهمه تاریخ نوشته شده از تاریخ طبری، بیهقی، جامع التواریخ رشیدی رشیدالدین فضل اله، نزهت القلوب حمداله مستوفی، راحه الصدور محمد راوندی و ...،  و نوشته سفرنامه هایی چون ابن بطوطه، ابن حوقل و ...،  که در مورد سلاطین ترک غزنوی، سلجوقی، مغول، تیموری و غیره نوشته اند،  دروغ فرض کنیم چطور به نوشته های شما که طبعا از چنین منابعی هم برخوردار نیست اعتماد کنیم،  ایران کشوری است که حداقل بعد از اسلام عنصر فارس (جز حکومت های محلی چون صفاریان وسامانیان)،  بر این کشور حاکم نبوده و تقریبا 1000 سال تمام و مستمر تا شروع حاکمیت پهلوی،  عنصر ترک بر آن حاکم بوده است.  حالا چه خوب و چه بد این ترکان بوده اند،  که 1000 سال بر این کشور حاکم بوده اند،  و الان هم حضور آنها در جامعه ایران ملموس است.  گرچه الان از حداقل حقوق زبانی و فرهنگی در کشور برخوردار نیستند،  و در کشور نوعی سیاست آسیمیلاسیون زبانی و فرهنگی حاکم است.

پاسخ:  اگر وبلاگ را با حوصله و با دقت بخوانید،  پاسخ خود را می یابید،  بارها نوشته ام،  حمله مغول مغولستانی به ایران دروغ است،  و دشمنان بارها خواسته اند بگویند که ملت خوش چهره و خوش هیکل و باغیرت ترک و آذری،  با مغولها به ایران آمده اند،  که این موارد را کاملاً رد می کنم.  کتاب هایی که در آنها دروغ نوشته با آنهایی که واقعیت دارد متفاوت است،  برای همه کاملاً توضیح نوشته ام،  خواهشاً با دقت و حوصله وبلاگ را بخوانید،  و در صورت تخصص،  جهت برداشت دروغ های تاریخی گام بردارید.  در ضمن موارد سیاسی ذکر شده در نظرتان،  کاملاً با دیدگاه مردم متفاوت است،  باید از آنچه که دشمنان استعماری می خواهند،  دوری و افشا نمود.  

   پرسش:  آیا تمام فیلم های مستند و علمی شبکه های تلویزیونی منو تو یک و دو و بی بی سی و غیره دروغ است؟

   پاسخ:  می بایست فیلمها توسط دانشگاه ها، علما، اداره ارشاد و مراکز علمی کشور،  ضبط و بازدید شود، سپس سریع بررسی های علمی گردند،  و درباره آنها تحلیل نموده و اظهار نظر و نمایند.  حذف و نادیده گرفن، و فیلتر کردن آنها بطور کلی خوب نیست و عواقبی دارد.  

   پرسش:  چرا وبلاگ بلاگ اسکای شما فیل + تر شد؟

   پاسخ:  شاید بدلیل افشای دروغها و گفتن و نوشتن واقعیت های تاریخی و تاریخ اجتماعی است،  که البته واقعیتها همچنان در حافظه تاریخ باقی است،  و با فیل + تر از بین نمی رود.
   نظر:  در مورد شمشیر های باستانی تحقیق می کردم،  در مورد اینکه شمشیر کج عربی راهخامنشی گفته اید جالب بود،   شما در مورد تاریخ صنعت شمشیر های ایران مقاله ای بنویسید.  توی این مختار نامه عرب ها هلالی دارند،  و ایرانی ها صاف و صوف،  تا حالا چندین مدل شمشیر برای ایرانی ها دیدم،  دو مدل ساسانی یک شمشیر کلفت اشکانی  و این هلالیه هخامنشی!  چرا ایران از هر چی چند تایی دیگه داره!  ایرانی ها مثل بقیه یک چیز واحد ندارند.

   پاسخ:  اولین باری که شمشیر کح ساخته شد،  در دوران فولاد سازی آخرین سلسله هخامنشیان بود،  این که اولین بار چه کسی و در کدام استان هخامنشی پایه شمشیر کج را گذاشت معلوم نیست،  فقط در زمان هخامنشیان بود.  در بسیاری از بخش های تاریخ بخاطر وجود دورغها و نفوذ تاریخ نویسی استعماری،  ملت های قاره کهن را از یکدیگر جدا می کنند،  وقتی از هخامنشیان می گوییم،  یعنی یک وسعت جغرافیایی بیشتر از قاره کهن،  و مردمی که پیرو آخرین مرحله شاه خدایی در ساختار های تاریخی اجتماع بودند.  در زمان هخامنشیان اعراب به عنوان یک ملت دارای سرزمین سیاسی نبودند،  که بتوان اختراعی و ساختنی را به آنها نسبت داد،  و هخامنشیان هم تنها ایرانی نبودند،  بلکه از ملتها تشکیل شده بودند،  در هیئت های هدیه آورنده به تخت جمشید آورده ام.

      علتی که می گویید چرا ایرانی ها طرح های واحد ندارند،  بخاطر وسعت جغرافیایی و ملیتی،  حکومتی و سیاسی،  بوده است.  بزودی تاریخ صنعت شمشیر در ایران را می نویسم،  در بسیاری از سریال های تاریخی،  همانند کتاب های تاریخی اشتباه و دروغ بسیار است،  در هر صورت فیلم هستند،  و باید توسط دانایان علوم مربوطه،  مورد نقد و تحلیل قرار بگیرند،  تا پویایی و زنده بودن یک ملت را برساند.  اگر اختراعی یا دانشی را به ملت های دیگر نسبت می دهند،  دلیل کم کاری که چه عرض کنم،  کار نکردن و اهمیت ندادن ایرانی های متخصص،  به ناسیونالیسم و تاریخشان است.

   نظر و پرسش:  در این میان و در لابلای گروهی از گفته هایتان،  که سخت دانسته های گذشته را به سنگ پوچی و زاد اهرمنی میکوبد،  سخنانی پیچ در پیچ در برابر ماست.  از این رو که به واژگانی چون "امپریالیسم و استعمار" آویخته اید.  حال این گیاه سخت در پندار ما میروید،  که به روشنی راستی این همه داستانها چیست؟

   پاسخ:  امروزه با وجود اینهمه امکانات،  و انقلاب و انفجار ارتباطی و اطلاعاتی،  اگر کسی نداند و نتواند بداند که استعمار و امپریالیسم چیست و چه قدرتی دارد،  او نمی تواند در تاریخ و تاریخ اجتماعی کار حرفه ای انجام دهد.  در ضمن تمام نوشته ها و دانشی که من در این وبلاگ آورده ام،  تحلیل ها و تعلیل ها و نظرات شخصی است،  بارها آن را اعلام نموده ام و فقط برای ایجاد دید جدید برای تاریخ نگاری نوین است،  در این موارد توضیحات کامل در وبلاگ بارها نوشته ام.

   پرسش:  "استعمار" از چه گاهی آغاز به پردازش دروغ تاریخ ما کرد؟

   پاسخ:  در تاریخ می خوانیم که برادران شرلی با چند صد نفر به ایران آمدند،  از آن زمان کارشان را شروع کردند.  در گذشته ها و قبل از آنها بعضی از حکام و یا دینها برای اثبات حقانیت خود در تاریخ دروغ گفته و نوشته بودند.

   پرسش:  اسکندر در شاگردی ارسطو به راستی بوده؟

   پاسخ:  هیچ مدرک مستند و واقعی برای این موضوع وجود ندارد،  و کلاً این داستانها با فاکتورها و فرمول های تاریخی و تاریخ اجتماعی جور در نمی آید،  در این باره نوشته و باز هم خواهم نوشت.

   پرسش:  چه دژخیمی بین ایرانیان با عربی که یورش سختی نیاورده هست،  آیا به راستی باز "استعمار" چنین کرده؟

   پاسخ:  در آن زمان که عده ای حمله اعراب به ایران می گویند،  ملت قاره کهن در دوران تمدن قبیله ای بسر می بردند،  ایرانیان در تمدن سازمان قبیله ای که از زمان حکومت اشکانیان آغاز شده بود قرار داشتند،  و اعراب فقط در تمدن قبیله ای اولیه بودند،  به ساختار های تاریخی اجتماع مراجعه شود.  یعنی ایرانیها یک مرحله تمدنی از اعراب جلوتر بودند،  در تاریخ اجتماعی سابقه ندارد،  که یک تمدن جلوتر از تمدن عقب تر شکست بخورد.  البته در حاشیه مرز های زبانی و فرهنگی،  قبایل همیشه زد و خورده داشتند،  ولی این برخوردها هیچ کدام یک جنگ واقعی نبوده اند،  جنگ و حمله توسط یک حکومت سابقه دار و شناخته شده انجام می شود.  اگر کسی بدون دانستن دانش های مختلف تاریخی و تاریخ اجتماعی،  بخواهد درباره تاریخ بگوید،  گفته هایش چون داستان های بی پایه و اساسی می ماند،  که براحتی قابل نقد و رد کردن است.  بسیاری از کتاب های تاریخ از روی یکدیگر رو نویسی شده،  و در آنها به هیچ وجه تحلیل و تعلیل تاریخی و اجتماعی و جغرافیایی وجود ندارند.  استعمار گران برای پیش برد اهداف خودشان کار هایی می کردند،  که بین ملتها دشمنی ایجاد کنند،  تا اهداف خودشان را پیش ببرند،  این کارشان امروزه هم همچنان ادامه دارد و خواهد داشت.

   پرسش:  ایرانیان که با جان و دل کیش خود را دوست میداشتند،  چرا مسلمان شدند؟  تنها با فرمان" شاهان صفوی" چنین شد؟

   پاسخ:  قبل از قرن بیست و قبل از قرن 19 امکانات بدست آوردن دانش و اطلاعات کم بود،  و متداول ترین وسیله بدست آوردن حداقل دانش،  در دینها بود.  دینها نیز بی دردسر می تاختند،  چه دین هایی با خدایان متعدد در هند و یونان،  و یا دین های یک خدایی در قاره کهن.  قیل از ورد اسلام به ایران،  مردم داشتند رشد و تکامل با دین های متعدد را طی می کردند،  مثلاً دین مانوی کاملاً مانند اسلام شیعه است.  اما در دوران حکومت صفویه با پیدایش دسیسه ها و نیرنگ های استعمار،  رشد و تکامل دینی و منطقی و فلسفی،  و کلاً اجتماعی منحرف شد،  که خود تاریخی مفصل است.  جهت اطلاع بیشتر در این موارد،  مطالعه و پیگیری وبلاگ مهم است،  منجمله تاریخ دین و آئین در ایران،  و تاریخ ورود نام های عربی به ایران.

   پرسش:  همچنان بر من پندار راسخی از گفتار شما بدست نیامده،  تنها شما برمن چند دلیل راسخ بیاورید،  که عرب ها به راستی بر ایران یورش نیاورده اند،  و کتابها نسوزانده اند و قرآن خود را بر ما تحمیل نکرده اند؟

   پاسخ:  چند صد صفحه نوشته و هزاران پرسش و پاسخ در وبلاگ انوش راوید است،  اگر کسی متوجه نشود،  که چقدر دروغ و دونگ، معرکه گیری و رجز خوانی،  بخورد ملتها داده اند،  بهتر است بی خیال این وبلاگ شود.

   پرسش:  آیا به نیرنگ و فریب به خاک ایران آمدند،  یا با پیروزی بر سپاه ایران،  اینکه آنها زنان ایران را همچنان که در فرهنگ عرب رسم است،  به عنوان غنائم از آن خود نکردند؟

   پاسخ:  این دروغها را دور بیزید،  و دانش جدید تاریخ واقعی را در اندیشه خود قرار دهید،  همان پاسخ بالا برای این پرسش است.

   پرسش:  آیا سخنان شما تنها سرپوشی است،  بر یکی از دهشتناک ترین بخش تاریخ ایران؟

   پاسخ:  من چکاره هستم که بخواهم،  بر تاریخ سرپوش بگذارم یا سرپوش بردارم،  من با تحقیقات مستقل و تحلیل های نوین،  دروغها را افشا می کنم،  در مجموع این نظرات من است نه خود تاریخ.
   پرسش:  آیا ایرانیان بسیار بی غیرت بوده اند،  که اجازه ورود و تاراج را به عربها دادند؟

   پاسخ :  در شرایط تاریخی و تاریخ اجتماعی،  و بنا به دانش ساختار های تاریخی اجتماع،  غیرت و بی غیرتی در هر دوره و زمان مفهوم متفاوتی دارد.  برای این موضوع که چه وقت و با چگونه شرایطی،  غیرت و بی غیرتی وجود داشته و یا هست و خواهد بود،  نیازمند تحقیق و تحلیل های وسیعی در زمینه جغرافیا ـ تاریخ است.
  پرسش :  ایرانیان از در بخش سپاه از عربان شکست خورده اند؟

   پاسخ :  از نظر تحقیقات و دانش من،  جنگی ملی و میهنی بین ایرانیان و اعراب وجود نداشته،  همانگونه که قبلاً نوشته ام،  ممکن است در مرز های قبیله ای زدو خورد هایی بوده،  اما هیچ کدام جنگ بزرگ نبوده،  و همه داستان و در ادامه تاریخ معرکه گیری است.
   پرسش :  آیا ایرانیان از فرهنگ و هویت خود زده شده بودند،  از این رو عرب را مجال جولان دادن شد؟

   پاسخ :  گویا فیس بوک و تلویزیون فارسی وان،  با ایرانیان چنین کرده،  که از دین خود بریده باشند،  در تاریخ و فرهنگ یاد گیری زمان فراگیری هر دوران مشخص است.  اعراب بدلیل جغرافیایی و تاریخی، ژنتیکی و ارثی،  بیشتر می توانستند پردازش دین نمایند،  در گذشته دینها حرف اول را می زدند.  همانگونه که مانی گفته بود،  برای پیشبرد اهداف دینی،  باید رحانیون سخنور تربیت کرد،  و برای موعظه به میان مردم فرستاد،  یا بزبان ساده تر توده ها را اغفال نمود.  با دقت و مطالعه دقیق در این موارد،  متوجه می شویم آنچه که شما می گویید جولان اعراب،  از کجا و چیست.
  پرسش :  آیا ایرانیان دریافتند که فرهنگ خود،  و کیششان نسبت به کیش عربان دون تر است،  از این رو مسلمان شدند؟

   پاسخ :  در این پرسش گویا در گذشته های دور،  اینترنت و ماهواره و ارتباطات خوب وجود داشته،  که ایرانیان در مدت کمی بفهمند،  آن یکی بهتر و بدتر است.  امروزه در کوهستان های ییلاقی چلاسر و جل ما،  که زمین های قیمتی دارد،  هنوز افرادی هستند که نمی دانند شاه دیگر نیست و جمهوری است،  چه برسد به آن دوران.  اسلام بیک باره نیامده و زمان برده،  اولین گام های آن از زمان های بس دور تر نهاده شده بود،  و در مانویت بیشتر از هر دوره ای پیدا شد،  در این باره در تاریخ دین و آئین نوشته و ادامه می دهم.
  پرسش :  آیا ایرانیان مردمی انقدر عرب دوست بودند،  که بعد از سالها با فریاد یعقوب لیث به خود آمدند،  و باز هم نه تمامیشان؟

   پاسخ :  مردمی که در دوران قبیله ای زندگی می کردند،  بسبک همان دوران وارد کار زار و نبرد های سیاسی و جنگی می شدند،  ما نباید دروغ های تاریخ را بدور از تحلیل های نوین باور کنیم.  همانگونه که بارها نوشته ام،  مطالعه و پیگیری این وبلاگ کمک می کند،  چگونه بتوان تاریخ را درک نمود.  بمنظور درک این پرسش دیدن اخبار این روزها قاره کهن مهم است،  کشور های افغانستان، لیبی، یمن، عربستان که در خبرها هستند،  قبیله ای می باشند،  کشور های مصر، تونس، ایران، ترکیه،  قبیله ای نیستند،  کشور های عراق، الجزایر، لبنان، اردن،  نیمه قبیله ای اند.  دیدن و بررسی و تحلیل اینها،  در زمینه های سیاسی، نظامی، اقتصادی،  کمک به درک از گذشته و تاریخ می کند.
  پرسش :  دانشمندان ایرانی نیز تا دیر زمانها خود را عرب دوست میدانستند،  از این رو بزرگترین کتابشان را چون ابن سینا به عربی نگاشته اند،  چرا؟

   پاسخ :  اولین پیدایش کتب علمی به زبان عربی مربوط به مانی و مانویت است،  مانی یک ایرانی زاده نجف بود،  بسیاری از نوشته های دینی مانی شباهت به شیعه دارد،  قبلاً  در این باره نوشته ام.  شاهنشاهی ساسانیان بعلت سختگیری در آزادی،  باعث شد از آن تاریخ نگارش کتب به زبان عربی در ایران غربی آغاز شود.  از همان دوره در ایران شرقی زبان دری رشد نمود،  و تا زمان استعمار انگلستان زبان برتر علمی در بخش بزرگی از ایران و هندوستان زبان فارسی دری بود.  مفهوم دوست داشتن عربی یا فارسی یا غیره در دوره های ساختار تاریخی اجتماع متفاوت بود،  امروزه آنچه که ما از همه چیز درک می کنیم،  نباید به تمام تاریخ بکشانیم.

   کلیک کنید:  تاریخ معرکه گیری در ایران

   کلیک کنید:  تاریخ ورود نام های عربی به ایران

   کلیک کنید:  تاریخ فعالیت مزدوران بیگانه در ایران

    توجه:  اگر وبلاگ،  به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   انوش راوید //  Anoush Raavid ///     

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

   جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،    http://ravid.ir

تمدن و آئین های کهن

   تمدن و آئین های کهن ساکنین بین النهرین

ادامه مطلب

نام های ایرانی

    نام های اصیل ایرانی

ادامه مطلب

دین در دوران هخامنشیان

دین در زمان هخامنشیان

   پیش گفتار

      ...باز نویسی می شود و ادامه دارد...

   سنگ ها سخن می گویند

      در سنگ ‌نوشته‌ها و حجاری‌های تخت‌ جمشید شکوهمند، می‌ توان خیلی خوب به باورها و اعتقادات سران هخامنشی پی برد.  چرا که صاحبان و دستور دهندگان ساختمان این بنا،  بر تمام جزییات ساختمان نظارت داشته‌ اند،  تا همه ‌چیز به حد عالی خوب شود.  بدین خاطر است،  که مشاهده می‌ کنیم،  چه از نظر ساختمانی،  چه از نظر ترسیم تصویر های برجسته،  و چه از نظر نوشته ‌شدن کتیبه‌ ها دقت بسیار زیادی به‌ کار رفته است.  ده‌ ها طرح و نقشه ارائه‌ شدند،  تا یکی از میان آنها انتخاب گردد،  و ده‌ ها متن نوشته‌ شد،  تا یکی را برای نوشتن سنگ‌ نوشته‌ انتخاب نمایند.  بدین خاطر است،  که در ساختمان تخت‌ جمشید، تفکر و اندیشه، دقت و ظرافت، فن‌ و هنر،  فوق‌العاده زیادی را مشاهده می‌ کنیم.

عکس تاریخی هوایی از تخت جمشید،  حدود 1340 خورشیدی،  عکس شماره 1103 .

      همه باستان‌ شناسان متفق ‌القولند،  که تخت‌ جمشید خط فکری و فرهنگی کاملاً ایرانی دارد،  که بر هنر  سلسله هخامنشیان حاکم است.  از اعتقادات و سنن، خواست‌ها و باورها،  و به تمام معنا از ایده‌ آل‌ های هخامنشیان سرچشمه می ‌گیرد،  و بیان ‌کننده آرزوها و اعتقادات آنان است.  بسیاری از اساتید در علوم جغرافیا ـ تاریخ اعتقاد دارند،  که در دوران هخامنشیان کیش زردشتی در اکثر مناطق ایران پراکنده شده بود،  و اکثر مردم ایران کیش زرتشتی داشتند،  ولی به نظر می رسد،  شاهان هخامنشی زرتشتی نبوده‌ اند.  در حالی‌ که همه باستان ‌شناسان باور دارند،  که کوروش بنیان گذار سلسله هخامنشیان،  با ایجاد اتفاق و اتحاد مابین قوم خود،  و دیگر ملل ساکن در ایران توانسته است،  که در مدتی کم نیروی بسیار بزرگی جمع نموده،  و به کشور های مجاور حمله کند، و آنها را ‌راحت به‌ تصرف خود در آورده،  و با هم متحد کند،  و این ممکن نبوده مگر اینکه وی دارای ایدئولوژی بوده،  که به‌ نظر مردم و سربازان،  او مورد احترام و مقدس باشد، ‌ به ‌طوری ‌که این همه سرباز،  جان خود را در کف نهاده در خدمت او درآیند،  و در راه آرمان او بجنگند.

      اگر ملت ایران زرتشتی نبوده‌ اند،  چگونه حاضر شدند،  که در خدمت این شاهان کافر قرار گیرند،  و برای پیروزی او، از خود جان‌ گذشتگی نشان دهند.  کاملا مسلم است،  همه سران کشورها در طول تاریخ،  که از میان مردم برخواسته و به حکومت رسیده‌ اند،  ناگزیر پیرو مذهب اکثریت همان اجتماع بوده‌ اند.  فلسفه ناسیونالیستی برای دفاع از کشور همیشه توانسته است،  مورد استفاده قرار گیرد.  ولی نمی ‌تواند برای تصرف کشور های دیگر به‌ کار برده شود،  و فلسفه ‌ای جهان ‌شمول لازم است،  تا ملتی را برای فداکاری و جانفشانی برای تصرف کشور های دیگر آماده سازد.  با مشاهده تخت ‌جمشید و بررسی آثار و کتیبه‌ های باقی ‌مانده،  و آنچه به عنوان عملکرد آنان در تاریخ ثبت شده است،  به این نتیجه می‌رسیم،  این شاهان به اصولی که جزییات آن در این بخش خواهد آمد،  اعتقاد داشتند.  به دلایل مشروحه زیر،  به‌ نظر می رسد شاهان هخامنشی زرتشتی بودند، هر چند که نمی‌ توان تمام اعمال و رفتار آنان را مطابق با دستورات این دین دانست.

      هخامنشیان همیشه سنگ‌ نوشته‌ خود را با نام خدا شروع کرده‌ و می ‌نویسند:  می‌ ستایم اهورامزدا را که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که این مردم را آفرید، که (مرا) پادشاه کرد، که شادی را آفرید و غیره.  اهورامزدا را آفریننده همه چیز می ‌دانسته ‌اند،  و به‌ دنبال نام او،  کارها و پیروزی‌های خود را می‌ آوردند،  و در پایان نیز ذکر می‌ کردند،  که آنچه به ‌دست آورده‌ اند،  به خواست و یاری او بوده،  و از اهورامزدا می‌ خواهند که به‌ آنها عمر طولانی و عزت دهد.  مثلا در کتیبه بیستون (بهستان)،  نزدیک به پنجاه بار نام اهورامزدا همراه دو کلمه (خواست) و (یاری) آمده است،  به‌ یاری اهورامزدا،  به خواست اهورامزدا این کار یا آن عمل انجام گرفت. ‌ به ‌وضوح نشان می‌ دهند،  که آنان یکتا پرست بوده،  و موفقیت های خود را نتیجه کمک خداوند دانسته،  و تنها او را شکر می‌ کردند.  اینکه بعضی از باستان ‌شناسان می ‌نویسند:  در سنگ ‌نوشته‌ هایی که در بابل، یا فلسطین یا مصر یافت شده،  آنان از بت‌ها و خدایان مقدس ملل دیگر نیز به ‌خوبی و با احترام یاد کرده‌ اند.  این کار از آزاد اندیشی و آزادمنشی ایشان بود،  و احترامی که برای ملل دیگر،  و برای مقدسات آنها قایل بودند می ‌باشد،  و به‌ هیچ‌ وجه از اعتقاد ایشان به خدای یکتا (اهورامزدا) نمی‌ کاهد.

عکس سنگ نگاره بیستون،  عکس شماره 1132.

      می ‌دانیم که اشوزرتشت یکی از نخستین پیامبرانی است،  که در تاریخ از او نام برده شده،  و ایرانیان یکی از نخستین خداشناسان عالم هستند.  خدای زرتشت اهورامزدا نام دارد،  که آفریننده کل هستی شناخته شده است.  در گاتاها زرتشتیان در عین حال نیز مانند سایر ادیان اعتقاد دارند،  که در درگاه خداوند فرشتگانی هستند،  که اهورامزدا آنها را برای اداره و پاسداری بخشی از آفریده‌ های خود آفریده است.  این فرشتگان ایزدان نامیده می‌ شوند،  و آناهیتا و مهر و سروش از بزرگترین ایزدان می ‌باشند.  نام خدای هخامنشیان نیز همانند زرتشتیان اهورامزدا بوده،  و در تمام سنگ‌ نوشته‌ها خدای خود را بدین نام می ‌نامند،  و او را آفریننده همه‌ چیز در جهان می ‌دانند،  از ایزدانی مانند ارت و آناهیتا نیز به کرات یاد شده است.

در کیش زرتشتی راستی بسیار ستوده شده است،‌  و بدین حقیقت بزرگ اشاره شده،  که راستی پایه و اساس رستگاری بشر،  و دروغ سرچشمه همه بدی‌ها و پلیدی‌هاست (بند های متعدد گاتاها).  کتیبه‌ ای در تخت‌ جمشید نیز داریوش از اهورامزدا می‌ خواهد،  که کشور او را از جنگ و خشکسالی و دروغ دور نگه دارد،  وی نیز اعتقاد دارد،  که دروغ و انتشار آن در جامعه می‌ تواند،  به اندازه جنگ و خشک سالی به کشور آسیب برساند.  یا در سنگ‌ نوشته بی‌ستون می ‌نویسد:  تو که پس از من شاه خواهی شد،‌  خود را سخت از دروغ دور نگه ‌دار، هر کس بخواهد بنای استقلال مملکت و سعادت ملتش را بر اساس نیکی استوار نماید،‌  باید دروغ را از آن مرز و بوم از ریشه براندازد،  و راستی را به جای آن استوار نماید.  درست همانند انوش راوید،  که دشمن دروغگویی است،  بویژه در تاریخ و تاریخ اجتماعی،  که بیشتر توسط استعمار و امپریالیسم انجام گردیده و می شود.

      هخامنشیان مانند زرتشتیان به بقای روح اعتقاد داشتند،  با اینکه مومیایی‌ کردن را از مصریان آموخته بودند،  و می‌ توانستند اجساد خود را مومیایی نمایند تا باقی بماند،  ولی خواستار آن نبودند،  و جسد شان را در قبر گذاشته و به خاک سپرده‌ اند.  در حالی ‌که مصریان آن زمان،‌  بقای روح را باور نداشته و معتقد بودند،  به‌ شرطی انسان ابدی می‌ شود،  که جسم او مومیایی شده،  و در محل بسیار امنی مثل اهرام یا مصطبه گذاشته شود.  در آن زمان  یونانیان با دروغ هلنیسم خود را خیلی متمدن ‌تر از ما می‌ دانستند،  بت ‌های متعددی می ‌پرستیدند،  که هر کدام از آنها را مظهر آفرینش بخشی از جهان طبیعت تصور می‌ کردند.  در 2500 سال قبل هنوز دولت روم وجود نداشته،  و ملت آلمان و فرانسه و انگلیس،  و به ‌طور کلی اکثر مردم اروپا هنوز در مرحله قبایل اولیه از ساختار های تاریخی اجتماع بودند،  و یا در مرحله شروع دوره کشاورزی سیر می‌ کردند،  و تنها ایرانیان و قوم یهود به خدای واحد ایمان داشته و یکتا پرست بودند.

      در مذهب اشوزرتشت،  شاد بودن و شادی ‌کردن،  نوعی شکر گذاری به درگاه خداوند محسوب می ‌شود،  و غم و غصه‌ خوردن و اصراف و هدر دادن آفریده‌ ها،  نوعی ناشکری و ناسپاسی به ‌حساب می ‌آید.  مردم ایران ‌باستان،  هر ساله حدود شصت روز را جشن داشتند،  که ضمن ستایش اهورامزدا به بذل و بخشش و جشن و شادی می ‌پرداختند.  هر روز اسمی داشت که وقتی آن روزها با نام ماه برابر می‌ شد،  جشن می‌ گرفتند،  در جشن های ایرانی نوشته ام.  شش چهره گهنبار داشتند،  که هر کدام پنج روز بود،  و عقیده داشتند، که خداوند به هر چهره گهنبار یکی از بخش‌ های مهم عالم را آفریده است،  و جشن می‌ گرفتند و خیرات می ‌کردند.  جشن نوروز و مهرگان و سده،  از بزرگترین جشن های ملی و مذهبی بود،  خلاصه ایرانیان سعی می ‌کردند،  به هر بهانه ‌ای که شده،  روزگار را به شادی و شکر گذاری سپری نمایند. هخامنشیان نیز برای شادی و شادی‌ کردن،  ارزش زیادی قائل بوده،  و تقریبا در تمام کتیبه‌ های خود،  اهورامزدا را به خاطر آفرینش شادی ستایش کرده،  و خدا را شکر می‌ گویند.

      مسأله اخلاق و وظیفه انسان در رعایت اصول اخلاقی،  در دین زرتشت بسیار سفارش شده است،  به‌ طوری ‌که او را معلم بزرگ اخلاق و اولین و بارزترین مبلغ آن می‌ دانند،  و گاتاها، کتاب مقدس زرتشتیان پر است از متعالی ‌ترین اصول اخلاقی،  که اشوزرتشت رعایت دقیق این اصول را از انسان خواستار شده است.  دین، کلمه ‌ای اوستایی است،  و به‌ معنی وجدان می باشد،  و کار دین وجدان‌ سازی است،  و وجدان یعنی پای‌بندی انسان به اصول اخلاقی و بنابر این، کار وجدان،  انسان‌ سازی است.  در دین زرتشت آزادی عقیده و انتخاب راه،  بسیار محترم شمرده شده است،  به ‌طوری‌که در گاتاها می‌ فرماید،  هر مرد و زن حق دارد خود راه خویش را برگزیند،  و خداوند به انسان نیروی اراده بخشیده است،  تا هر کس برحسب اراده خویش رفتار نماید.

      تاریخ نویسان دوران باستان و باستان شناسان امروزی،  کوروش بزرگ را از جهت داشتن نیرو های سیاست و جوانمردی و درستی و مردانگی و بخصوص آزادمنشی،  ‌گونه‌ های مختلف ستوده اند.  آنها عقیده دارند،  که کوروش همه مردم جهان را به یک چشم نگاه می‌ کرد،  و در رفتار آزاد مرد بود،  و با داشتن القاب و عناوین شدیدا مخالف بوده‌ است.  تاریخ نشان می ‌دهد که شاهان هخامنشی به رعایت اصول اخلاقی،  بسیار معتقد بوده،  و به تمام پیمان‌هایی که در دوران حکومت خود بسته‌ اند،  پای‌بند بوده‌ اند.  شاهان هخامنشی دنبال گسترش عدل و انصاف بوده،  و نه تنها با پیشروی خود در جهان تمدنی را نابود نکرده‌ اند،  بلکه به پیشرفت و گسترش تمدن و فرهنگ در جهان بسیار کمک نموده ‌اند.  پروفسور ماری‌کخ در کتاب خود با نام از زبان داریوش نیز با تکیه بر کتیبه‌ های هخامنشیان،  پای ‌بندی ایشان را به اصول اخلاق و انسانیت بسیار ستوده‌اند.

      تاریخ نیز گواهی می‌دهد،  که هخامنشیان دارای ایدئولوژی بسیار قوی بوده  و بدان عمل می ‌نمودند،‌  از طرفی بسیار آزاد اندیش بودند،  و با وصفی که مدت دویست‌ و سی‌ سال بر بیش از نیمی از مردم جهان فرمان می ‌راندند، هرگز باور های خود و حتی خط و زبان خود را بر آنان تحمیل نکردند.  در زمان هخامنشیان آنان تمام ملل تابعه خود را در پیروی از باورهای خویش آزاد می‌ گذاشتند،  و فقط بعضی کار هایی را که به ‌نظر آنها بسیار غیر انسانی جلوه می‌ کرد،  و با اعتقادات آنان بسیار مغایر بوده،  در سراسر امپراتوری خود ممنوع کردند.  مثلا در کارتاژ رسم بر این بود که والدین برای خشنودی بت بزرگ به ‌نام مولوخ فرزندان خود را روی دست های بت گذاشته می‌ سوزاندند،  یا در سوریه کودکان را در راه بت ملکارت قربانی می‌کردند.  در مصر و بابل نیز مردم بنا به باور هایشان،  فرزندان خود را قربانی می ‌نمودند،  مشروح در اینجا،‌  هخامنشیان این نوع کارها را در سراسر امپراتوری خود ممنوع اعلام نمودند. 

      با حمله هخامنشیان به کشور های مختلف و تصرف آن کشورها،  نه تمدنی از تمدن‌ های قدیم از بین رفت و نه ملتی به نابودی کشیده شد.  در حالی‌ که هخامنشیان زمانی می‌ زیستند،  که شاهان هم‌ طراز آنها پس از حمله به کشور های دیگر،  افتخار می‌ کردند که شهرها را ویران می کردند،  و هزاران نفر را از دم تیغ می گذراندند،  و حتی به حیوانات نیز رحم نکرده‌ و از سرها تپه‌ ها می ساختند،  و یا دست‌ها و گوش‌ها و بینی‌ها را قطع کرده‌ اند.  در حالی ‌که همیشه هخامنشیان به این نکته افتخار دارند،  که پس از تصرف کشوری،  به مردم آن کشور آزادی داده‌ اند،  و به سربازان خود اجازه نداده‌ اند،  که به کسی آزار برسانند و سعی کرده‌ اند،  که عدل و داد را در آن کشورها برقرار نمایند،  و میراث فرهنگی کشور های دیگر را ارج می‌ نهادند،  و امنیت و توسعه بازرگانی با آنها را به ارمغان می ‌بردند.  بی ‌سبب نیست که به‌ علت این خوش ‌رفتاری‌ها،  نام شاهان هخامنشی در کتاب‌ های مقدس عهد عتیق جزو مقدس ‌ترین افراد به ‌ثبت رسیده است،  و ملت یهود کوروش بزرگ را تا حد مسیح و کمربسته خدا بالا برده‌ اند.

      در تاریخ دین و آیین ایران نوشته شده،  قبله زرتشتیان نور بوده است،  و زرتشتیان همیشه رو به ‌سوی قوی‌ترین منبع نوری که در فرا روی خود دارند،  ایستاده و به ستایش اهورامزدا می ‌پردازند.  در طی روز،  رو به خورشید و در شب رو به ‌سوی ماه و تنها در محل آتشکده می ‌باشد،  که همگی آنها به طرف آتش موجود در آتشکده،  که به روش مخصوصی از قرنها پیش تهیه شده و همانند پرچم،  مظهر تمامیت مذهبی و فرهنگی ایشان است،  ایستاده و به ستایش خدا می‌ پردازند. هرگز دیده نشده حتی کسی که در همسایگی آتشکده زندگی می ‌کند،  موقع خواندن نماز،  رو به‌ سوی آتشکده نموده،  آن را قبله خود قرار دهد.  بنابر این آتش موجود در آتشکده درست حکم پرچم را دارد،  و به همان اندازه برای زرتشتیان مورد احترام می‌ باشد،  و از دیگر ملل نیز انتظار دارند،  که موقع بازدید از آن، به آن احترام گذارند.

      در حجاریها و دیگر آثار باقی‌ مانده در تخت‌ جمشید مشاهده می ‌شود،  هر جا سران مملکت در حال نیایش می ‌باشند،  در فرا روی آنها خورشید،  و در بعضی طرح ‌هایی از آتش قرار دارد،  و ثابت شده‌ است که قبله یا سوی پرستش هخامنشیان نیز نور بوده است،  و در تاریخ ذکر می ‌شود که هخامنشیان به هر جا لشکر کشی می ‌کردند، ارابه‌ ای حاوی آتش آتشکده را نیز به‌ همراه لشکر خود حمل می‌ نمودند،  که در سربازان خود یک نوع احساس خاصی ایجاد نمایند،  که با انرژی بیشتری به نبرد بپردازند.  این اعتقاد که هخامنشیان آتش‌ پرست یا خورشید پرست بودند،  تهمتی بیش نیست،  هرگز در هیچ کتیبه‌ ای از دوره هخامنشیان از آتش یا خورشید گفتگو یا ستایش نشده است،  و همه تاریخ‌ نویسان ذکر می‌ نمایند که تا کنون هیچ مجسمه بزرگ،  یا بتی در آثار هخامنشیان کشف نشده است،  و تاریخ نویسان باستان هم بارها ذکر کرده اند،  که ایرانیان برخلاف مردم کشور های دیگر جهان برای خدای خود مجسمه نمی‌ سازند،  و در معبدی حبس نمی ‌نمایند.

      بنا به شواهدی که ذکر شد،  و بسیاری دلایل دیگر،  به‌ نظر می رسد پادشاهان هخامنشی زرتشتی بوده اند،  و به خیلی از اصول این مذهب پای‌بند بوده و عمل می ‌کردند.  ‌هرچند که نمی‌ توان تمام اعمال و کردار آنها را کاملا مطابق با دین اشوزرتشت دانست،  کما اینکه نمی ‌توان اعمال و کردار مثلا یک فرمانده مسیحی را به حساب دین حضرت مسیح‌ و مسیحیان گذاشت.  در کل هر چه امروزه از تاریخ تمدن باستان در قاره کهن می باشد،  ریشه در تاریخ سلسله هخامنشیان دارد،  باید در باره این دوران بیشتر و بیشتر تحقیق نمود.

...باز نویسی می شود و ادامه دارد...

عکس انوش در پاسارگاد و آرامگاه کوروش بزرگ.  عکس شماره 4508 .

کلیک کنید:  تاریخ نیک ایران

کلیک کنید:  اندیشمندان و شاعران ایران

کلیک کنید:  تاریخ پدافند ملی مردمی در ایران

 

 

داستان پوریم و خشیارشا

      خشایارشا،  شهریار بزرگ هخامنشی،  از پادشاهان هخامنشی بود،  هخامنش به معنی کسانی که منش آنها برادری است.  پدرش داریوش بزرگ و مادرش آتوسا دختر کوروش بزرگ بود.  نام خشایارشا از دو جزء خشای = شاه،  و آرشا = مرد،  تشکیل شده،  و به معنی شاه مردان است.  خشیارشا در سن سی و شش سالگی به سلطنت رسید،  و در آغاز سلطنت شورشی را که در مصر برپا شده بود فرونشاند،  و بعد به بابل رفت و تداوم انقیاد بابل را فراهم ساخت.

      در تاریخ دروغ های بسیاری گفته و نوشته شده است،  این دروغها بر چند اصل قرار دارند،  مانند:  1 ــ  از ابتدای تاریخ دین های قدیمی برای جلب نظر و ایجاد حقانیت و بدست آوردن پول،  در ادامه سبک کار جادو گران و رمالها،  دروغ می گفتند.  2 ــ  جهت رجز خوانی های جنگی و حکومتی،  که در افسانه ها و اشعار و غیره دیده می شود،  دروغ می گفتند.  3 ــ  اصل و بیشترین دروغ های تاریخی،  توسط استعمار و امپریالیسم بمنظور مقاصد شوم گفته شده است،  که با گسترش و رشد نشر بخوبی جا افتاده اند.

      در طول تاریخ بسیاری از داستانها،  که هیچ ریشه و تحلیل در واقعیت های تاریخ اجتماعی ندارند،  مورد سوءاستفاده استعماری و دینی قرار گرفته اند،  مانند:  پوریم.  چون من نمی خواهم چندان وارد موضوعات دینی شوم،  فقط در این اندازه آنرا داستان دینی می دانم و می گویم.  البته بعضی اوقات افراد به اشتباه و یا سادگی،  بنا به دید خود در موارد و موضوعات نگاه و تفسیر هایی می کنند،  مانند:  ابن حوقل،  با دیدن نقش برجسته داریوش و اسیران،  فکر کرد که داریوش یک معلم است،  و جلوی دانش آموزان ایستاده است،  او کمان داریوش را شلاقی تصور کرد،  که معلم برای تنبیه بچه ها از آن استفاده می کرد.  آبل پینس فرانسوی از یاران رابرت شرلی انگلیس در زمان حکومت صفویه،  نقش برجسته ها و کتیبه های بیستون را،  که بالای صخره قرار گرفته بود،  عروج عیسی توصیف کرد.  ژاردن فرانسوی نگاره بیستون را صلیبی با 12 حواری انگاشت،  روبرت کرپورتر نگاره بیستون را صحنه ای از تورات و نمایندگان قوم بنی اسرائیل دانست،  که در حضور سلمانصر شاه آشور هستند.

      باید توجه داشت از ابتدای قرن 21 ،  و با فرو ریختن های ابتدای قرن 21 ،  دور جدید تمدن بشری آغاز شده است،  و تاریخ تمدن دارد وارد مراحل حساس تاریخی خود می شود.  سرعت تحولات زیاد است،  و باید با دقت تمام موضوعات و مسائل را زیر نظر داشت،  غفلت و کوتاهی از این مهم،  سپردن ادامه تمدن جهان به دشمنان تاریخی است.  حتی ممکن است،  در دوران جدید تمدن کنترل انرژی،  دشمنان ملتها و سرمایه داری لجام گسیخته،  با هر وسیله،  حتی مانند قرار دادن تراشه در زیر پوست،  مردمان زیر دست را کنترل نمایند،  ببرند و غارت کنند، بکشند و هر کاری دلشان خواست انجام دهند.  سرمایه داری امپریالیسم بی رحمانه دریاها را مانند خلیج مکزیک آلوده به نفت کرده،  و هوا را مانند نشت رادیو اکتیو فوکوشیمای ژاپن دارد نابود می کند.  باید هر شخص در حرفه و تخصص خودش،  آگاهی های لازم برای ورود به تمدن جدید را داشته باشد،  تا کف بسته تسلیم نشد،  بلکه شرافتمندانه و بهتر وارد تمدن جدید گردید،  در سخنرانی انوش راوید توضیحات بیشتری گفته شده است.

   عکس کتیبه سه زبانی خشیارشا،  بر جرز غربی ایوان جنوبی کاخ اختصاصی تجر داریوش بزرگ در تخت جمشید،  عکس شماره 604،  این کتیبه ها اسناد واقعی تاریخی هستند،  می بایست بند بند آنها را تفسیر و تحلیل کرد،  مشروح در معروف ترین کتیبه های ایران.  ولی استعمار زدگان و بیچارگان به دروغ های تاریخی،  به دروغ های تاریخی بدون سند و مدرک جسبیده اند،  که هیچ گونه رابطه ای با علم و تاریخ و تاریخ اجتماعی ندارند.

   پرسش:  آیا کتاب استر و ماجرای پوریم واقیعیت دارد؟

   پاسخ:  این کتاب و داستان پوریم مربوط به یک دین خاص می باشد،  و من از اظهار نظر درباره موضوعات دینی معذورم،  اما آنچه که از تاریخ و باستان شناسی می دانم می نویسم.  در کنار دریای مرده یا همان بحرالمیت،  در جوار خرابه های قمران،  دیواره های کوهستانی قرار دارد،  و در میانه آن غار صعب العبوری واقع است.  در سال 1947 یک عرب شبان وارد این غارها شد،  و انبوهی از طومار های قدیمی را کشف کرد.  خبر به امریکایی ها و یهودیان مستقر در فلسطین رسید.  بخشی از طومارها به تصرف یهودیان در آمد،  و بخش دیگر به وسیله امریکاییان به نیویورک انتقال یافت.  کمی بعد این بخش نیز بوسیله یهودیان،  به مبلغ دویست و پنجاه هزار دلار خریداری،  و به محل مخصوص در بیت المقدس برده شد.

      بررسی های تاریخی و تحقیقی اهمیت فوق العاده این کشف را فاش ساخت،  و آشکار نمود که طومار های دریای مرده،  نامی که اسناد فوق به آن شهرت یافته اند،  بقایای کتابخانه مخفی اسنی یا سینی ها است.  این حادثه یکی از مهمترین اکتشاف باستان شناسی است،  طومار های دریای مرده شامل کتب فراوان به زبان های عبری، آرامی، یونانی، لاتین، نبطی و عربی می باشند.  در این مجموعه متن کامل عهد عتیق بجز کتاب استر نیز بدست آمده،  که قدمت آنها به یک سده پیش از میلاد مسیح میرسد.  این مجموعه ثابت میکند که در آن زمان روایت های متعددی از تورات وجود داشته است،  و دانشمندان عهد عتیق امروزی صحت و درستی آنها را تأیید کردند.  پیش از این کشف،  کهن ترین نسخه های عهد عتیق مربوط به سده های نهم و دهم میلاد می باشد.

      کتاب عهد عتیق شامل کتب مقدسی است،  که توسط پیامبران قبل از مسیح نوشته شده،  و با توجه به نسخه‌ های بسیار قدیمی،  که در منطقه دریای مرده پیدا شده است،  معلوم می‌شود نسخه ‌هائی که فعلاً متداول بوده،  از نظر صحت متن و مطابقت با نسخه ‌های اصلی کاملاً معتبر و قابل اعتماد می ‌باشد.  در میان این طومار های و نسخه های بسیار قدیمی دریای مرده،  قسمت ‌هائی از تمام کتاب های عهد عتیق باستثنای کتاب استر وجود دارد،  و حتی بعضی از کتابها کامل می ‌باشند.  با استفاده از دانش باستان شناسی،  تاریخ این طومارها قرن اول و دوم قبل از میلاد تعیین شده است.  با این کشف متوجه شدند که کتاب استر که در آن به ماجرای پوریم اشاره شده است،  هیچگونه سندیت تاریخی ندارد و کاملاً مورد ظن و تردید است.

   عکس آگهی فیلم یک شب با پادشاه،  One Night with the King ،  درباره خشایارشا و استر،  داستان دیگری از هالیود است،  DVD  آن در بازار موجود است،  پیشنهاد می کنم ببینید،  و درباره آن نظر بدهید،  عکس شماره 7053.  

   پرسش:  آیا سیزده بدر رفتن ایرانی ها مربوط به فرار و از شهر خارج شدن مردم بخاطر گریزاز کشتار پوریم است؟

   پاسخ:  در پرسش و پاسخ 42 در اینجا.

دروغ گویی بردگی ایرانی

      در خیلی از دروغ نامه ها می خوانیم،  که در زمان مغولان و اعراب و گاهی دیگران،  ایرانیان را اسیر می کردند،  و در بازار برده می فروختند،  و کلی رجز خوانی و چاخان های مختلف دیگر،  درباره ضعف ایرانی نوشته و گفته اند.  من یک پرسش دارم،  که در واقع آزمایش کمی علمی هم می باشد،  خودتان،  بله خود شما که دارید این را می خوانید،  خود را در آن گذشته ها فرض کنید،  با همان فضا،  دقت کنید با همه چیز تاریخیش،  اسیر شده اید در دست دشمنی که می گویید عقب افتاده است،  و شما متمدن و با سواد،  چه می کنید و چگونه رفتار می کنید؟  آیا سریع ورق را به نفع خودتان بر نمی گردانید؟  آیا اصولاً امکان هست شما را در بازار برده بفروشند؟  و ده ها سئوال دیگر از خود بپرسید.  از خود بپرسید چرا اجازه میدهید اینهمه  دروغ بخوردتان بدهند،  بپرسید مگر با دشمن ایران همدستیم که این دروغها را می پذیریم.

   برده ها که بودند؟  از زمان سلسله هخامنشیان،  ایرانیان پایگاهی در زنگبار داشتند،  نمونه تعریف آنرا در داستان های تاریخی ایرانی نوشته ام.  در زمان شاهنشاهی ساسانیان،  و پس از آن در زمان خلفا ایرانی،  این مکان به یک شهر ایرانی نشین تجارت پیشه تبدیل شد،  که خود داستانی دارد،  اینک از حوصله این پست خارج است،  و بزودی درباره آن می نویسم.  در دوره خلفا،  اعرابی که بازرگان برده بودند،  در این مکان بچه های چهار و پنچ ساله  قاره آفریقا را می خریدند،  و به خلیج فارس می فرستاده،  و به فروش می رساندند،  صاحبانشان آنها را در ده سالگی اخته می کردند،  و چون جزیره زنگبار در اختیار ایرانی ها بود،  نام های فارسی برای این برده های کوچک می گذاشتند.  بقیه این ماجراهای تاریخی را احتمالاً می دانید،  و در آینده بیشتر مینویسم.

      زنگبار تنها سرزمین آفریقایی است،  که نوروز دارند و در نوروز آتش روشن می کنند،  و تقویم نوروز آنها دقیقاً با تقویم نوروز هخامنشیان برابری می کند.  در زنگبار مردم اسامی باستانی ایرانی دارند،  یا حداقل پسوند و پیشوند ایرانی در نام آنها وجود دارد.  مقداری موضوعات دیگر در زنگبار قابل ملاحظه است،  مانند ظروف سین استان ایران در مقبره های تاریخی و غیره،  مهمتر از همه،  بیشتر مردم خود را بازماندگان ایرانیها و شیرازی ها می دانند،  بدون اینکه رنگ و روی ایرانی داشته باشند.

عکس چند اثر باستانی از دوره ایلام،  مشروح در آثار ایلام و ماد، عکس شماره 1446.

کلیک کنید:  موزه مجازی وبلاگ

کلیک کنید:  استون هنج ایرانی است

کلیک کنید:  نویسندگان و تاریخ نویسان ایران

سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس

 

تاریخ آموزش و پرورش در ایران

   پیش گفتار

      آموزش و پرورش در دوران حاضر مهمترین پایه های ایجاد جامعه نوین است،  معمولاً در بعضی جا های وبلاگ از آموزش و پرورش انتقاد کرده ام،  که بجای اینکه دست از دگم و یکدنده بودن بردارد،  و سیستم جدید گردونه یادگیری را پیاده کند،  همچنان به روش آموزش سنتی قرن گذشته ادامه می دهد،  و باعث شده و می شود،  چرخه یادگیری در جامعه پیاده نشود.  آنها بجای اینکه اساس را درست کنند،  دائم شیوه گذشته را پس و پیش می کنند،  در این پست به تاریخچه آموزش و پرورش در ایران می پردازم،  و به مرور ادامه می دهم.

عکس دانش آموزان یک دبستان در قرن گذشته ایران،  حدود 40 سال پیش،  عکس شماره 4127.

سیر تحول تشکیلات آموزش وپرورش

  1 ــ  در سال 1232 هجری شمسی و به دنبال تاسیس دارلفنون،  اولین بار وزارتخانه ای به نام وزارت علوم تأسیس گردید.

  2 ــ  در سال 1288 هجری شمسی نام وزارت علوم به وزارت معارف اوقاف و صنایع مستظرفه تغییر یافت.

  3 ــ  در سال 1317 هجری شمسی وزارت مذکور به نام وزارت فرهنگ خوانده شد.

  4 ــ  در سال 1343 هجری شمسی بر اساس قانون صرفاً امور آموزش و پرورش پیش‌دانشگاهی و دانشگاهی به وزارت آموزش و پرورش محول گردید.

  5 ــ  در سال 1346 هجری شمسی به موجب قانون کلیه امور مربوط به دوره‌ های تحصیلی مربوط به دوره‌ های تحصیلی پیش‌دانشگاهی به عهده وزارت آموزش و پرورش گذاشته شد.

  6 ــ  درسال 1366 قانون اهداف و وظایف وزارت آموزش و پرورش در4 فصل 13 ماده و 9 تبصره تصویب گردید.

انواع مدارس و مراکز آموزشی موجود

   1- مدارس دولتی،  2- مدارس غیرانتفاعی،  3- مدارس استثنایی،  4- مدارس آموزشگا‌ه‌ های آزاد،  5- مدارس وابسته به وزارتخانه‌ ها،  6- مدارس خارجی،  7- مدارس تطبیقی،  8- مدارس اقلیت‌ های مذهبی،  9- مدارس شاهد و مدارس نمونه،  10- مدارس شبانه،  11- مؤسسات تربیت معلم،  12- دور‌ه ‌های کاردانی کارشناسی و کوتاه مدت.

تاریخچه سازمان مدارس به سبک جدید در ایران

  1 ــ  تاسیس دارالفنون درسال 1228 (هـ.ش )،  و آغاز معرفی نظام مدارس در ایران.

  2 ــ  در قانون فرهنگ مصوب 1290 (هـ.ش) آمده است،  مدارس و مکاتب چهار نوع است:  الف. مدارس ابتدایی روستایی،  ب. مدارس ابتدایی شهری،  ج. مدارس متوسطه،  د. مدارس عالی.

  3 ــ  در سال 1313 دوره ‌های تحصیلی ایران شامل دوره ابتدایی (6سال)،  اول متوسطه (3سال)،  دوم متوسطه (3سال) بوده است.

  4 ــ  در قانون سال 1322(هـ.ش ) دوره های تحصیلی عبارتند از:  آموزش ابتدایی (6سال)،  ب- دوره متوسطه (دو دوره سه ساله که دوره اول عمومی و دوره دوم بهبخش نظری و فنی و حرف های تقسیم شده است).

  5 ــ  از سال 1345 لغایت 1370 شامل دوره‌ های کودکستان (3-2 سال)،  دبستان (5 سال)،  راهنمایی تحصیلی (3 سال)،  دوره متوسطه (4 سال)،  و تحصیلات عالی بر حسب مورد (7-2 سال).

  6 ــ  از سال 1370 (هـ. ش ) تاکنون دوره متوسطه عمومی، فنی و حرفه ‌ای به مدت 3 سال،  و دوره پیش ‌دانشگاهی به مدت یک سال مصوب گردیده است.

برخی از وظایف وزارت آموزش و پرورش

  1 ــ  تشکیل شورای عالی آموزش و پرورش.

  2 ــ  تشکیل شورای منطقه ‌ای که حدود و وظایف و اختیارات آن به تصویب مجلس خواهد رسید.

  3 ــ  تهیه و پیشنهاد برنامه‌ های میان مدت و بلند مدت در جهت تأمین اهداف آموزش و پرورش.

  4 ــ  هماهنگی با وزارت های فرهنگ و آموزش عالی و بهداشت و درمان و آموزش پزشکی و سایر دستگاه‌هایی که به نحوی در امر آموزش دخالت دارند،  در جهت هماهنگ ساختن آموزش‌ها در چهار چوب نظام آموزش کشور.

  5 ــ  زیر پوشش قرار دادن کلیه کودکان لازم‌التعلیم و تقویت نهضت سواد آموزی.

  6 ــ  آموزش مستمر معلمان و کارکنان وزارت آموزش و پرورش به منظور ارتقا سطح توانایی شغلی آنها.

  7 ــ  تأمین نیروی انسانی آموزش و پرورش از طریق ایجاد دانشسراها و مراکز تربیت معلم.

  8 ــ  تأمین آموزش و پرورش رایگان برای همه مردم تا پایان دوره متوسطه.

  9 ــ  تألیف و چاپ و توزیع کتاب‌های درسی و نشریات کمک آموزشی.

  10 ــ  ارتباط مستمر با اولیا دانش آموزان و استمداد از آنها در تعلیم و تربیت.

  11 ــ  نظارت یر اجرای صحیح و دقیق کلیه آیین‌نامه‌ها و سنجش و ارزیابی نتایج حاصله از برنامه‌ها.

عکس انوش راوید در کلاس اول دبستان،  1340 ،  عکس شماره 116.

 کلیک کنید:  فرهنگستان تاریخ ایران

کلیک کنید:  تاریخ مبارزات فرهنگی در ایران

کلیک کنید:  فرهنگ واژگان و نام های پارسی

سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس



 


سیستم آموزشی وامانده

   پیش گفتار

      در مدت چند سال وبلاگ نویسی،  و سر و کار داشتن با جوانان عزیز ایران،  که همگی از تحصیل کرده های سیستم آموزشی ایران هستند،  متوجه کمبود های زیادی در آموزش آنها شده ام،  یهمین جهت تصمیم گرفتم این پست را در اینباره بنویسم.  آنچه اندیشه ها را انقلابی می سازد،  این واقعیت است،  که زمین و زمان و زندگی و کار و مواد و حتی سرمایه را منابعی محدود تلقی کنیم،  و باید با دانایی قرن 21،  که در یک سیستم آموزشی کارآمد نهفته است،  آنها را از همه لحاظ پایان ناپذیر نمود.  در قرن 21  ارزش واقعی یک کشور،  به ایده ها و نظریه ها و بصیرتها و اطلاعاتی است،  که در مغز تحصیل کرده ها و نظریه پرداز های آنهاست،  که براحتی توانایی استفاده از بانک های اطلاعاتی را هم دارند،  به تعداد کامیونها و خطوط تولید و ظواهر قرن گذشته نیست.

      آهنگ تحول در قرن 21 روزانه سرعت می گیرد،  در تکنولوژی و اقتصاد،  داد و ستدها،  معاملات و زندگی،  و غیره.  تحولات ناپیوسته جدید،  با چنان سرعت های پر شتابی عمل می کنند،  که تامین کنندگان پیش مدرنشان،  به زحمت می توانند با آنها همگام بمانند.  زیرا کسانی که از مهارت های مغزی مورد نیاز نیروی کار امروزی برخور دارند،  درصد نسبتاً اندکی می باشند،  بیشتر کسانی که از دانشگاه ها فارغ التحصیل می شوند،  دانش لازم برای ورود به بازار کار و فن این قرن را ندارند،  و فقط مدرک گرایی است.  بنابر این کاهش جمعیت جوان با دانش،  برای ورود به این قرن مسئله مهمی شده است،  اگر برای حل آن اقدامی صورت نگیرد،  عرضه مهارت های مغزی که هم اکنون نیز کافی نیست،  از این هم کمتر می شود،  و کمبود مهارتها تشدید خواهد شد.  برای اینکه از پیشرفت های جدید قرن جدید،  عقب نیافتاد،  باید مهارت های لازم این قرن را،  با هر تلاش ممکن،  به کلاس های درس و آموزشگاه ها و دانشگاه ها کشاند.

. . . ادامه دارد و باز نویسی می شود . . .

کلیک کنید:  پاسخ به شبهات دروغ حمله مغول به ایران

 

اکراه به تغییر

      کمیت بخشیدن به دانایی قرن 21  کار ساده ای نیست،  غالب اندیشمندان نو با کارا نمودن این دانایی مشکل دارند.  ابتدا باید از نظریه یاد گیری شروع کرد،  ما یاد گرفته ایم درسی را روخوانی کنیم،  و سپس آنرا در یک امتحان به نمایش بگذاریم،  و در نهایت دریافته ایم،  که در مدرسه هیچ چیز نیاموخته ایم،  که در خاطر مانده باشد،  بجز این مطلب،  که کسانی بوده اند،  و قبلاً همه چیز دانش را برای ما مهیا کرده اند،  و ما فقط طوطی وار تکرار کرده ایم.  در واقع آموزش های سنتی ما می گویند،  یادگیری چیزی در حدود پاسخگویی به یک پرسش یا حل یک مسئله از پیش شناخته شده است.  هنگامی که سئوالی نداشته باشیم،  به پاسخ هم نیاز نداریم،  و پرسش های دیگران هم سریع فراموش می شوند.

      با نظریه آموزشی صحیح و علمی می توان به دانایی قرن دست یافته،  و می شود براحتی همه چیز را فرموله نمود.  بهترین تصویر از شیوه یاد گیری به مثابه چرخی است،  که به چهار قسمت تقسیم گردیده،:  پرسشها،  نظریه ها،  آزمونها،  تاملات.  این را میتوان به یک چرخه توصیف کرد،  که همواره دور میزند.  در واقع،  مجموعه پرسشی که پاسخ مطلوب خود را دریافت کرده،  آزمون شده و در باره آن تامل شده باشد،  و در نهایت به مجموعه پرسش دیگر منتهی می شود.  این چرخه ویژه آفرینش و زندگی است،  و تماماً برابر علوم و قواعد می باشد.  چنانچه آن را متوقف کرد،  متحجر و نابود کننده است.

      در آموزش های سنتی از این چرخه خبری نیست،  و از آن بی اطلاعند و این چرخ برای کسی نمی چرخد.  انسان متولد می شود که بیاموزد،  کافی است به یک بچه نگاه کنیم تا ببینیم که این چرخه با چه شدتی می چرخد.  بیاندیشید،  چرا با شروع آموزش ابتدایی،  سرعت این چرخش کم می شود،  و هر چه آموزش های سنتی بیشتر،  و فرد بزرگتر می شود،  از سرعت این چرخش کاسته می گردد.  اگر اطلاعات و دانش ما در باره این موضوع بیشتر باشد،  در می یابیم که چرا نسبت به تغییر اکراه داریم،  و در نتیجه برای آنکه به میدان عمل تغییرات کشیده شویم،  به بحران و فاجعه نیاز داریم.  این ویژگی های ما و محیط ماست،  که چرخ را متوقف یا قفل میکند،  به هر حال باید چرخ را شناخت.

کلیک کنید:  تاریخ و فرهنگ یادگیری

   اصل مهم اکتشاف

      ما در مدرسه توانسته ایم فرمولی را حفظ کنیم،  و روزی دگر آن را در ورقه امتحان بنویسیم،  اما بعد از امتحان فراموشش کرده ایم.  دلیل آن نوعی یاد گیری برای پاسخگویی به سئوالات دیگران بود.  گاهی این درس های مدرسه برای عده ای که باهوش ترند پرسش های ناگفته ای مطرح می کند،  که این راز توانایی بشر در سراسر تاریخ و زندگیست.  این پرسش امتحان کلاسی نیست،  بلکه چیزی برای رسیدن به تمایلات یا نیاز به اکتشاف است.  یکی از راه های یافتن پاسخ ممکن و کار آمد برای پرسشها،  چون باز کردن چیزی شبیه یک کتاب تاریخ است،  برای دلیل یافتن آن فرمول یا درسی،  که از حافظه فراگیری در مدارس سنتی فراری کرده،  باید نوشته های آن کتاب تاریخ را گمانه زنی کنیم،  و در باره آن آزادانه تفکر کنیم،  و مجددآً قالب بندی نماییم،  و سرنخها را جستجو کنیم،  و برای پاسخ ممکن تلاش نماییم و به اکتشاف بپردازیم.  اینجاست که متوجه میشویم،  آنچه تاکنون خوانده بودیم دانسته دیگران بود نه تمام دانش.  راه های دیگری هم برای یافتن پاسخ های ممکن وجود دارد،  دوستان خوب که به ما یاد می دهند با هوش خودمان زندگی کنیم،  مربیان استخدام شده شخصی و یا در یک آموزشگاه کارآمد،  یا حتی تخیل  شخصی ما در باره موضوعات.

      آدم هایی که از نظر ذهنی و مالی،  به آنچه که تمدن قرن گذشته به آنها داده راضی اند،  علاقه ای به دانایی قرن 21  ندارند،  بلکه همانطور که قبلاً در قرن سنت گریزی گفتم،  باید زمین زیر پای آنها حرکت کند،  بدون اینکه چیزی متوجه شوند.  عده ای نیز در مرحله پرسش زمین گیر می شوند،  این عده مثل بچه ها به این دلخوشند،  که بپرسند،  چرا،  چگونه،  کی،  کجا،  و به محض آنکه پاسخی دریافت می کنند،  هر پاسخی که باشد، راضی می شوند.  زیرا این پرسش هاست،  که آنها را مجذوب می کند،  نه پاسخها.  آنها یاد نمی گیرند،  و دیگران هم از سوالات آنها چیزی دستگیر شان نم یشود.

. . . ادامه دارد و باز نویسی می شود . . .

   پرسش از عموم:  آیا پرسش های مطرح شده توسط جوانان ایران،  در وبلاگ انوش راوید،  از ثمرات آموزشگاه های سنتی قرن 20 ایران است؟

   عکس مدرسه ای نوین در ابتدای قرن 20 ایران،  بعد از یکصد سال و با وجود تغییرات بزرگ در علم و دانش،  همچنان مدارس ایران به همان سبک اداره می شوند،  عکس شماره 1251.

کلیک کنید:  دانشگاه های تاریخی ایران

کلیک کنید:  بزرگان علم و ادب و هنر ایران

کلیک کنید:  نقشه های شوم سرنوشت سازی

سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

    جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران:  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ و حمله های عرب، مغول، تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

http://ravid.ir    و   http://arq.ir


انقلاب مشرو طیت ایران

   انقلاب 1905 ــ 1911 ایران

   پیش گفتار

      در تاریخ جهان انقلاب های زیادی اتفاق افتاده،  تحلیل انقلابها در هر زمان و هر قاره و کشور،  ویژگی های خود را دارد،  و به گذر های تاریخ اجتماعی آن سرزمین بستگی دارد.  یکی از مهمترین انقلاب های ایران،  انقلاب مشروطیت است،  که گذر تاریخی از تشکیلات فئودالی به نو بورژوازی بوده.  برای آینده بینی،  پیگیری ریتم و آهنگ انقلاب های گذشته مهم می باشد،  درباره انقلاب مشروطه زیاد نوشته اند،  بدین جهت خلاصه،  و با دید دیگری می نویسم.

      امروز در ابتدای قرن 21 ،  ما ایرانی ها باید طرح ها و نقشه های دقیق با تحلیل های جامع داشته باشیم،  تا بتوانیم خود و ایران را از بحران های پیش رو پیش ببریم،  و نجات دهیم.  در شرایطی هستیم،  که زندگی و تولیدات سنتی و ملی ما بشدت آسیب دیده،  وضع مالی و اقتصادی لرزان پدید آمده،  ولی منابع و منافع استراتژیک زیادی برای دشمنان تاریخی داریم.  گردانندگان جهان در آخر قرن 20،  ناخودآگاه حکومت جهانی چایمریکا را بنیان نهادند،  آنها نمی دانستند،  که این حکمت جدید،  جهان را چنین در ابتدای قرن 21تحت تأثیر قرار می دهد.  ما ایرانی ها با وجود داشتن تاریخ صلح جویانه و شیرین،  اما از بدو پیدایش استعمار و امپریالیسم،  درگیر با خواسته های شوم آنها بوده ایم.

      همیشه تاریخ و در هر زمان،  عده اندکی از مردم حاضر به هر خیانت و جنایت،  در حق ملت و کشور خود هستند،  و به راحتی به آغوش حکومت های استعماری در آمده،  و فقط بفکر اندکی پول و درآمد و مقام بوده اند.  هر چند که سرانجام آنها نشان داده،  به هیچ وجه خود و فرزندان شان رستگاری نداشته اند،  چون زندگی آنها بوی خون ملتها را می دهد.  ولی اکثریت و توده های مردم حاضر به خیانت و جنایت نیستند،  و همیشه مورد ظلم قرار می گیرند،  و همیشه بپا می خیزند تا حق و حقوق پایمال شده خود را پس بگیرند.  اگر این حرکت های توده ای با زمان گذر های تاریخی اجتماعی هماهنگ باشد،  انقلاب شکل می گیرد.  برای گشایش علمی این بحث،  مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید کمک بزرگی است.

      قبل از پیدایش استعمار،  و در حالت عادی رشد و تکامل جامعه بشری،  در صورتی که به ملتی از طرف حکومت ظلم می شد،  ملت براحتی حرکت می کردند،  و با حکومت درگیر می شدند،  و با تعویض حکومت و یا رأس آن،  به خواسته هایی می رسیدند.  اما بعد از استعمار و دخالت آنها،  باعث شد درگیری مردم مورد ظلم مضاعف شده،  با حکومتها نابرابر شود.

   آیا شما تاکتیک و برنامه خاصی برای عبور از بحران های جهانی برای ایران دارید؟

*

   عکس تاریخی بازار تهران اوایل قرن 20،  حدود زمان انقلاب مشروطه،  عکس 458،  آلبوم وبلاگ انوش راوید.  توجه کنید هنوز در آن زمان زندگی و تولیدات سنتی و ملی بوده،  و از واردات همه چیز مانند امروز خبری نبود.

   انقلاب مشروطیت

      از اواخر نیمه دوم قرن 19 ،  بحران جامعه فئودالی ایران،  با سرازیر شدن سرمایه های خارجی شدت گرفت،  وام های سنگینی که ایران از بریتانیا و روسیه گرفته بود،  دولت را بر آن داشت که امتیاز های بازرگانی بیشتری،  به این دو قدرت امپریالیستی بدهد.  در سال 1951 یک بازرگان انگلیسی به نام دارسی امتیاز استخراج نفت سراسری ایران،  به استثنای استان های شمالی را گرفت،  این امتیاز بعد ها شالوده تشکیل شرکت نفت پارس و بریتانیا (BP) قرار گرفت،  و به یکی از ابزار های اصلی امپریالیسم برای انقیاد استعماری ایران تبدیل شد.  بانک شاهنشاهی ایران با شعبه های گوناگونش،  و برخورداری از حق انحصاری نشر اسکناس بر نظام مالی ایران مسلط بود.  در شمال ایران بانک ایران و روس حکومت می کرد،  ادارات گمرگ و گرد آوری مالیات،  در دست بلژیکها به ریاست شخصی به نام نائوس بود.  با کمک افسران روس و به فرماندهی آنان و بنا به درخواست مخصوص شاه،  واحدی به نام بریگاد قزاق تأسیس شد،  تا جای یک واحد وفادار به شاه خالی نباشد. 

      طبقه فئودال حاکم،  به سرکردگی مظفرالدین شاه،  استثمار زحمتکشان را شدید تر کرد،  بیشتر پول های موجود در خزانه دولت و پول هایی که به صورت وام از کشور های دیگر گرفته شده بود،  در دربار شاه توسط نوکران و چابلوسان وی خرج می شد.  همین باعث افزایش نارضایی در میان مردم شده بود،  شورش های خود انگیخته پیوسته در بخش های مختلف کشور،  و در ارتش که حقوق سربازان را ماه ها بعد نیز نمی پرداختند،  در می گرفت.  هر روز قشر های گسترده تری از شهر نشینان،  که جمعیت آنها 15 تا 20 درصد از جمعیت 7 یا 8 میلیونی ایران بود،  به لزوم محدود کردن اختیارات مطلق شاه و ملازمانش پی می بردند.  بورژوازی ضعیف ایران که فاقد حزب یا سازمان سیاسی بود،  و بخشی از طبقه زمیندار که از املاکشان به شکل تجاری بهره برداری می کردند،  و حتی بخشی از علمای دین که امتیاز های اقتصادی و سیاسی شان توسط حکومت شاه پایمال می شد،  همگی به پشتیبانی از جنبش اصلاح طلبانه کشور برخاستند.  در چنین محیطی انقلاب های اروپا و روسیه نقش جرقه ای را داشت،  که در خرمن بیافتد کوچکترین بهانه ای کافی بود،  تا جنبش انقلابی پر دامنه ای آغاز شود.

      روز 12 دسامبر 1905 دستگیری،  و آزار چند بازرگان در تهران که به سنگینی مالیاتها،  و طمع کاری های یکی از نوکران بی رحم شاه اعتراض کرده بودند،  خشم شدید مردم را در سراسر کشور را بر انگیخت.   بازار ها و مغازه ها تعطیل شدند،  و در گردهم آیی مخصوصی در یکی از مسجدها اخراج تعدادی از مأموران منفور دولت،  و تشکیل کمیسیون ویژه ای برای رسیدگی به تظلمات مردم خواسته شد.  دولت این گردهم آیی را از هم پراکند،  و خشم توده مردم را باز هم شدید تر کرد.  عده ای از طلاب دینی به نشانه اعتراض پایتخت را ترک گفتند،  تا در حرم حضرت عبدالعظیم حومه تهران متحصن شوند،  یا بست بنشینند.  در آنجا نزدیک به دو هزار بازرگان و صنعتگر به آنها پیوستند،  متحصنین گروهی سخنگو را به نزد شاه،  و عده ای دیگر را برای جلب حمایت مردم به شهرستانها فرستادند.  نا آرامی از شیراز و مشهد آغاز شد،  و در تهران ادامه یافت،  و بخشی از پادگان شهر نیز در آن دخالت کرد.

      شاه که از گسترش دامنه این جنبش توده ای به هراس افتاده بود،  تصمیم گرفت امتیازاتی به مردم بدهد،  و قول داد که به خواسته های پیشنهادی مردم عمل کند.  او حاکمان بسیار منفور تهران و کرمان را عزل،  و فرمان تأسیس عدالتخانه را صادر کرد.  با صدور این فرمان متحصنین به تهران باز گشتند،  اما حکومت شاه برای اجرای وعده هایی که به مردم داده بود،  عجله نشان نمی داد،  و امیدوار بود که بتواند جنبش را مهار کند.  در این ضمن موج نارضایتی ها نیرومند تر می شد،  تابستان 1906 گروهی از تظاهر کنندگان تهران،  که یکی از مدافعان سرشناس اصلاحات را آزاد کرده بودند،  مسلحانه از هم پاشیده شدند.  بدینسان فعالیت های توده ای تازه ای در پی آمد،  یک بار دیگر بازارها و مغازه ها را تعطیل کردند،  و تظاهر کنندگان به خیابانها تهران ریختند،  و سربازان شاه به روی ایشان آتش گشودند.

*

     عکس روحانیون و بازاریان در باغ سفارت انگلیس، عکس شماره 1221 ،

      روز 15 ژوئیه 1906 ، دویست طلبه تهران را ترک کردند،  و راهی قم شدند.  فردای آن روز گروهی از بازرگانان بزرگ،  در باغ سفارت انگلیس در تهران متحصن شدند،  عده آنها تدریجاً افزایش یافت،  و به بیش از سیزده هزار نفر رسید.  آنها چادر ها در باغ سفارت افراشتند،  و در زیر چادرها می زیستند،  و همانجا برای خود غذا می پختند،  هزینه این جمعیت از طرف چند نفر از سرمایه دار پرداخت می شد.  دولت در چند روز اول وقعی به این عمل مردم نگذاشت ولی پس از چند روز سفارت را در محاصره سربازان قرار داد و از ورود اشخاص تازه بسفارت جلو گیری کرد. دو روز بعد شاه مطلع شد که سربازان و افسران آنها پی در پی به انقلابیون ملحق می شوند،  لذا نگران شد درصد صلح با متحصنین بر آمد و از آن ها خواست که تقاضا های خود را اعلام کنند.

       خواست های آنان در عریضه ای تنظیم،  و به شاه داده شد،  و به قم و دیگر شهرها نیز فرستاده شد.  این خواستها حکم برنامه ای برای مبارزه انقلابی را داشت،  در این جا علاوه بر خواست های پیشین،  خواست تازه ای برای تدوین قانون اساسی،  و افتتاح مجلس نیز مطرح شده بود.  در بسیاری از شهر های بزرگ مردم از این درخواست تازه پشتیبانی کردند،  امامان و روحانیون قم اعلام کردند،  که اگر شاه به خواسته های متحصنین توجه نکند،  کشور را ترک خواهند نمود.  یک بار دیگر شاه امتیازات تازه ای داد،  صدر اعظم عین الدوله منفور را معزول کرد،  و شخص آزاد منش تری به نام میرزا نصرالله خان مشیرالدوله را به صدرات برگمارشت.

      سر انجام در 5 اوت 1906 برابر 13 مرداد 1285،  که مصادف با روز تولد مظفرالدین شاه بود،  شاه فرمانی خطاب به صدراعظم صادر نمود،  که بنام فرمان مشروطیت نامیده می شود،  و در آن دستور انتخابات و گشایش مجلس و شرکت مردم را در کار حکومت صادر کرد.  ولی چون در آن فرمان نامی از ملت برده نشده بود،  متحصنین آنرا نپذیرفتند،  و ناچار فرمان دیگری که مکمل فرمان اول بود بتاریخ 16 مرداد صادر نمود.  بدین طریق تحصن پایان یافته،  مردم ایران جشن برپا ساختند،  و شهرها را چراغان نمودند،  و علما به تهران بازگشتند.  چون انتخاب نمایندگان شهرستانها و اعزام آنها به تهران،  با وجود حکام استبدادی در ولایات بطول می انجامید،  و انقلابیون تهران می خواستند،  بسرعت هر چه تمام تر از مجاهدت خود ثمر گیرند،  پیش از ترک تحصن،  مجلس موقتی همانند مجلس موسسان فراهم کردند،  تا نظام نامه انتخابات عمومی را تهیه کند،  و انتخابات را بعمل آورد،  و مقدمات گشایش اولین مجلس شورای ملی را فراهم سازد.

      در آغاز ماه اوت همان سال،  انتخابات برای تشکیل مجلس برگذار شد،  آنگاه متحصنین پراکنده شدند،  و مغازه ها و بازار ها کارشان را از سر گرفتند.  با وجود ماهیت غیر دمکراتیک انتخابات دو مرحله ای،  که دهقانان و کارگران مزد بگیر را از شرکت در آن محروم می ساخت،  این انتخابات نخستین انتخابات در تاریخ ایران بود.  هیجان توصیف ناپذیری در میان توده های مردم به ویژه در میان شهر نشینان بر انگیخت،  در تبریز که مرکز حکومت محمد علی میرزا فرزند و وارث بی نهایت مرتجع شاه بود،  مردم واکنش شدیدی از خود نشان دادند.  کوشش های وی برای جلوگیری از اجرای انتخابات،  مردم تبریز و مناطق اطراف را به حرکت در آورد.  در همین بخش های ایران بود،  که نخستین سازمان های اجتماعی ـ سیاسی توده ای موسوم به انجمنها تشکیل شدند،  به زودی سازمان های مشابه،  در سراسر کشور به فعالیت پرداختند.  بازرگانان، صنعتگران، فقرای شهرها و حتی عده ای از اعضای طبقات مرتجع،  به این سازمانها پیوستند.  ماهیت واقعی فعالیت های این سازمانها به ترکیب و نسبت عناصر دمکراتیک در آنها بستگی داشت.  در میان انجمن های متعدد پایتخت،  حتی انجمنی وجود داشت،  که توسط شاهزاده گان قاجار تأسیس شده بود.  اما بیشتر این سازمانها منعکس کننده آرمانها و خواست های ضد فئودالی توده های مردم بودند،  انجمنها رفته رفته اداره امور بسیاری از شهرها را بدست گرفتند.  تأثیر انقلاب روسیه در استان های شمالی ایران،  موجب پیدایش نخستین سازمان های مخفی دمکراتیک سیاسی،  یعنی مجاهدان در این استانها و در میان ایرانیانی که ترک وطن کرده،  و به ماورای قفقاز رفته بودند شد.  کسبه صنعتگران، دهقانان، فقرای شهرها کارگران، و قشر های پائین روحانیت به این سازمانها می پیوستند.  مجاهدان خواستار اصلاحات بورژوا دمکراتیک بنیادی بودند،  عناصر خرده بورژوا رهبری این انجمنها و سازمانها را بر عهده داشتند.

      در اکتبر 1906 نخستین مجلس گشایش یافت،  60 نفر نماینده از تهران و 96 نفر از شهرستانها که جمعاً 156 نماینده،  برای دو سال با تعهد مصونیت نمایندگی بودند.  با وجود پیدایش گرایش های غیر دمکراتیک بیشتر اعضای مجلس،  جلسات آن به روی همگان باز بود،  و آشکارا از روحیه توده های مردم و فعالیت های مجاهدان پایتخت متأثر بود.  وظیفه اصلی مجلس تدوین قانون اساسی بود،  مظفرالدین شاه در پایان ماه دسامبر و چند روز مانده به مرگش،  قانون اساسی را که در مجلس تدوین شده بود،  و حقوق و اختیارات آن را تعیین می کرد امضا نمود.

      وقتی محمد علی شاه مرتجع بر تخت سلطنت نشست،  علاقه ای به مجلس و امضای مواد اصلاحی قانون اساسی نداشت،  که ایران را به کشوری با حکومت مشروطه تبدیل می کرد.  در این ضمن بر نا آرامی ها و شورش های مردمی،  در تبریز و شهر های دیگر از جمله تهران افزوده می شد.  توده های کارگر هنوز به شیوه ای خود انگیخته می کوشیدند،  خواسته هایشان را مطرح کنند.  در استان های شمالی شورش های دهقانان،  علیه خانها و زمین داران روز به روز پر دامنه تر می شد.  در تهران کارگران برق و چاپ اعتصاب کردند،  و خواستار تشکیل اتحادیه های کارگری شدند.  امضای موافقتنامه انگلیس و روسیه در اوت 1907،  که ایران را به دو منطقه نفوذ تقسیم می کرد،  موجب تقویت هر چه بیشتر جنبش ملی ایران شد.  مجلس از پذیرفتن این موافقتنامه خود داری کرد،  و موجب اعتراضات توده ها دم به دم نیرومند تر شد.  محمد علی شاه مجبور شد مواد اصلاحی قانون اساسی را امضا کند،  ولی در تهران امیدها برای اجرای کودتای ضد انقلابی خویش داشت.

      در قانون اساسی ایران،  آزادی های بورژوازی به ملت داده شد،  و قدرت شاه را مجلس که حق قانون گذاری، حق تصویب بودجه، وامها و امتیازات خارجی را داشت،  محدود می کرد.  در قانون اساسی، انجمنها به عنوان ارگان های انتخابی و دارای حق نظارت بر فعالیت مقامات و سازمان های ایالتی و ولایتی به رسمیت شناخته شدند.  رهبران دینی که توانسته بودند،  نفوذ و اعتبار شان را در اثر مشارکت فعالانه شان در نخستین مراحل انقلاب افزایش دهند،  از طریق این قانون اساسی امتیازات مهمی بدست آوردند،  کمیسیون ویژه ای از علما مأمور رسیدگی بر تطابق یا عدم تطابق قوانین با شریعت اسلام شد،  پدر بزرگ انوش راوید آیت الله حاج میرزا حسین که زندگی نامه او را در راه راستی نوشته ام عضو این کمیسیون بود.

      تبدیل ایران به کشوری با حکومت مشروطه سلطنتی،  گامی مترقیانه بود،  ولی معنایش این نبود که شاه و اشراف مرتجع،  خواهان از دست دادن قدرت و امتیازات خود شده اند.  بلافاصله پس از تصویب قانون اساسی،  بورژوازی و زمین داران لیبرال و رهبران دین پیشه،  گمان کردند که انقلاب پایان یافته است،  آنها برای همکاری با پادشاه قانونی کشور آمادگی داشتند.  اما شاه که نیرو های وفادار به خودش را تا نزدیکی های پایتخت آورده بود،  در تابستان 1907 نخستین تلاش خود را برای اجرای کودتای ضد انقلابی به خرج داد.  انجمن های ایالتی و ولایتی،  که به ابتکار سازمان های مجاهدان و واحد های فدایی تشکیل شده بودند،  به دفاع از قانون اساسی بر خواستند.  انجمن های تبریز خواستار سرنگونی شاه شدند،  کوشش برای به قدرت رساندن ضد انقلاب شکست خورد،  در این ضمن رشد فعالیت های سیاسی مردم،  تدریجاً لیبرالها را که در مجلس اکثریت داشتند،  به هراس می انداخت.  آنها با شاه معامله کردند،  و او را بر آن داشتند،  که ریاکارانه به قران سوگند یاد کند،  که قانون اساسی را رعایت خواهد کرد.  در آغاز سال 1908،  بر همگان روشن شده بود،  که کودتای ضد انقلابی دیگری در شرف تکوین است.  

      در حالی که نیرو های دمکراتیک،  برای دفاع از قانون اساسی با یکدیگر متحد می شدند،  نیرو های لیبرال مجلس خواستار استقرار نظم شدند،  و یک بار دیگر با شاه به توافق رسیدند.  روز 22 ژوئن در پایتخت حکومت نظامی اعلام شد،  و فردای آن روز بریگاد قزاق به فرماندهی سرهنگ لیاخوف روسی،  مجلس را به توپ بست،  و آنگاه شاه مجلس را منحل کرد.  واحد های فدایی که به دفاع از مجلس آمده بودند،  مورد هجوم توپخانه قرار گرفتند،  موج ترور تهران را فرا گرفت،  نمایندگان جناح مردمی مجلس و نمایندگان متعدد انجمن های دمکراتیک شهر،  با شجاعت تمام به ستایش از انقلاب و انتقاد از شاه بر خاستند،  و بسیاری از روزنامه نگاران و شاعران دستگیر،  و تا حد مرگ شکنجه یا اعدام شدند.  اما این کودتا در تهران به معنای پایان انقلاب نبود،  مرکز اصلی انقلاب به شهر طغیان زده تبریز،  که نیرو های ارتجاعی پس از رویداد های تهران در ماه ژوئن نتوانسته بودند تسخیر کنند،  منتقل شده بود.  قدرت در تبریز در دست انجمنها بود،  بسیاری از لیبرالها پشتیبانی از انجمنها را متوقف کردند،  ولی نمایندگان صنعتگران، دهقانان و عناصر بورژوازی انقلابی آنها را تقویت کردند.  انجمنها بر واحد های فدایی که نزدیک به 20 هزار عضو داشتند،  متکی بودند،  باقر خان و ستار خان،  از فرماندهان و رهبران پیشین مجاهدان،  دفاع از شهر را سازمان دادند.  آنان نظم انقلابی در شهر برقرار کردند،  و اقدامات لازم برای مقابله با احتکار به عمل آوردند،  قیام تبریز ماهیتی مشخصاً دمکراتیک داشت.

  آیا می توانید درس هایی از انقلاب مشروطیت، برای آینده ایران بگیرید؟

   کلیک کنید:  تاریخ انقلاب های انسانی ایران

   کلیک کنید:  میرزا کوچک خان سردار جنگل

   کلیک کنید:  کارگزاران و چهره های استعمار

   علم و آینده

   پیش گفتار

  ایران عزیز ما به وبلاگ های پر محتوا جهت ایجاد حرکت عمومی به سمت فرهنگ یادگیری و یاد آوری تغییرات ناپیوسته به شیوه ای موج نو،  احتیاج دارد،  در واقع بسیار احتیاج دارد.  عزیزان من با داشتن مطالعات تاریخی و جامعه شناسی تاریخ که گذشته در نشریات می نوشتم و دو سالی است با وبلاگ سعی می کنم روشی نو در دنیای جدید را بیازمایم،  آماده هستم در اندازه ای پاسخ گوی عزیزان در دانش جغرافی ـ تاریخی باشم.  یاد آوری نمایم استفاده از لغات سنگین بیگانه لاتین یا عربی بار علمی مطلب را بالا نمی برد،  بلکه با بهره گیری از زبان ساده طرح های جدید علمی را گشودن مهم است.

   علم نو برای آینده

      در قرن  21  بشر به دست آوردهای بزرگ علمی و اجتماعی میرسد،  حرکت سریع رشد تمدن کاملاً در تمام زمینه های این قرن پیداست،  البته قبول پیشرفت های ویژه این قرن در دید تعدادی کمی از مردم که در جهالت عمیق و با مغزی فسیل شده هستند،  غیر ممکن است.  برای گذر تاریخی از این سالهای مهم راهی جدید و مرزهای نو فرای دانش و فکر سنتی امروزی می طلبد،  مردم نیازمند ابزاری هستند که به آنها آگاهی لازم را بدهد.  با وجود وب و اینترنت براحتی امکان آن می باشد تا روشنفکران با تبادل نظر راهی نو برای دیگر هم میهنان عزیزشان بگشایند.  بدین منظور با روش استفاده از اینترنت میتوان بدون هرگونه اختلال در مسائل جانبی زندگی به مرامی نو دست یافت.  باید مسیر فکری توده مردم را در چت ها و 360 ها، وبلاگها، تحت تاثیر قرار داد و نگاهی نو و بینش علمی به آینده و سرنوشت ایجاد کرد.  آنچه که روشنفکران جامعه می توانند انجام دهند ابتدا خود را قبول،  و سپس عشق به مردم و میهن داشته باشند،  توانایی و نوع برخورد برای چگونگی این انجام به زمان و تجربه و همگرایی روشنفکران، همراه برداشت موج نو است.  

   تغییراتی که می توان بدست آورد

  اول ـ  تغییرات در فکر و بینش که چگونه بیاندیشیم و از دانش و به چه منظور استفاده و کار نماییم.

   دوم ـ  تغیرات کوچک و معمولی در زندگی و پدید آوردن شیوه های نوین برای گذران روزگار مان.

   سوم ـ  تغییرات بزرگ و مهم برای جامعه،  و نیز چگونگی و هماهنگی ساخت روشهای علمی و ملی.  

      همانگونه که گفتم، اینترنت ابزاری نو در قرن 21 است،  که ما را وارد دنیای مجازی می کند،  و مهم ترین چیزی می باشد که تاثیر آن در همه جوانب زندگی واقعی بشر به روشنی قابل درک و رویت است،  اما افسوس وقتی وارد آن می شویم بد گویی ها به فراوانی،  و ارزش ها را به ندرت می بینیم!!   اما باید دید مقصر چنین وضعیتی کیست؟  و سهم ما در این میان چیست؟  هر کاربری چون قطره ای وارد این فضای بیکران می شود و با جمع شدن دور هم اقیانوسی تشکیل می دهند.  عشق به ایران عزیز و ملت خوبمان،  که مرکز تمدن های جهان است،  به ما راه نیکویی برای پیمودن می دهد.  شما نیز می توانید با ایجاد پیوند این وبلاگ،  در وب و سایت خویش،  مرا در انجام کار مهم خدمت یاری نمایید،  که نیاز کار گروهی و موج سومی و نو است،  در این میان برای کشیدن کاربر و خواننده به هر روش و بهایی دست نمی زنم،  بنابر این هرگز از عکس ها و مطالب  برای خشنودی یا تحریک هواهای نفسانی افراد استفاده نخواهم کرد.

      با دانش و تجربه،  و در آزمایشگاه های زندگی و علمی می توان به رمز و راز برتری و فراز و فرود ملتها پی برد،   انوش راوید  سعی می کند در وبلاگش آگاهی های لازم جهت چگونگی یافتن واقعیتها و حرکت به جلو با استفاده از تجربه ها را بدهد.  در جهانی که بسرعت می رود ما نیز نا چاریم هماهنگ باشیم در غیر اینصورت استعمار و امپریالیست که مزه آنرا در چند صده گذشته چشیده ایم یکبار دیگر خود را به ما تحمیل می کند.  باید همه چیز را بدرستی بشناسیم،  از جمله سرمایه داری ها و کارها و ترفند ها،  و به فرهنگ یاد گیری بسپاریم.  شناختن های درست از چگونگی دانایی قرن 21  بساط خوبی در فکر ما می گستراند که میهن و خود و دیگران را نجات می دهیم.  ابتدا می بایست افکار قرن گذشته یا قرنهای گذشته را دور ریخت و آنچه از تازها می باشد در اندیشه چید.  شجاع باشید و نترسید هیچ اتفاقی نمی افتد فقط شما نو می شوید،  انسانی برای قرن 21 و جهانی دگرگون.  آیا چیزی متوجه شدید و می توانید نو شوید؟ 

      در اواخر دهه اول قرن  21  هستیم و می بینیم و می دانیم بسیاری از کشورها به دست آورد های بزرگ علمی و اجتماعی رسیده اند،  آینده متفاوتی  که آینده نگران امروز آن را پیش بینی میکنند حتماً اتفاق می افتد،  و باید با دیدی نو بدانیم که چگونه خواهد بود تا بتوانیم بر آن تاثیر گذاریم،  در این روزگار ما میتوانیم با دانش و بینش نو مسئول سرنوشت خود و اطرافمان باشیم،  و دیدی علمی و نو به همه چیز داشته باشیم.  اهرمهای تغییرات و حرکت از قرن سابق به این قرن در دست روشنفکران اینترنتی است،  اما اول باید بوسیله ای از چگونگی این حرکت سریع آگاه شد،  و با هماهنگی به رشد تمدن نو رسید،  که برای شخصیت ایرانی برازنده است.

   جغرافی ـ تاریخ  

      جغرافیای طبیعی نقش تعیین کننده ای در تاریخ داشته و تاریخ با ساختار جغرافیایی شکل گرفته است،  با دانایی قرن 21 راه برای بررسی حوادث و رخداد های تاریخی در زمینه علم جغرافیا ـ تاریخ فراهم آمده است.  در طول تاریخ از دانش جغرافیای طبیعی برای نبردها استفاده می گردید،  ولی از آن برای ارتقاع علم تاریخ و تحلیل و تعلیل تاریخ اجتماعی نتوانسته اند بهره ای بگیرند،  منجمله از دلایل نقش جغرافیا در رشد و تکامل جامعه بشری چیز مهمی گفته نشده است.  از تجربیات جغرافی دانها در نبردهای کوهستانی و سردسیر، بیابانی و سوزان، اقیانوس های پر طوفان و جنگل های پر باران بهره برداری زیادی می شد،  اما دروغ گویان و نویسندگان داستانهایی چون دروغ های حمله اسکندر مقدونی و چنگیز مغول و حمله اعراب بیابانی هرگز جغرافی نمی دانستند و نتوانستند از تجربیات علم جغرافیا ـ جنگ در دروغ هایشان استفاده نمایند تا بلکه کمی واقعی تر بنویسند.

      اولین بار در هزاره سوم قبل از میلاد حکومت های بین النهرین چون سومر با انباشت مازاد محصولات،  جمع آوری ثروت را ابداع کردند،  بنا بر این وسعت اراضی ابزار قدرت شد،  که در واقع نقش جغرافیا در تاریخ است.  اما هر گز در تاریخ کسی نتوانست رابطه آشکار جغرافی ـ تاریخ را عالمانه بنویسد و به صورت آکادمیک و سلسله مرتب دسته بندی نماید،  پنج تمدن و فرهنگ اصلی ایرانی شکل گرفته در ایران بزرگ حاصل نقش جغرافی ـ تاریخ است.  گاه در امور نظامی و مالیاتی از جغرافی دانان و تاریخ نویسان هم زمان استفاده گردیده، ولی هرگز مجموعه کاملی در یک علم از آنها دیده نشده است،  در تمام ماجرا های کوچک و بزرگ تاریخی جای علم جغرافیا ـ تاریخ خالی است.  اندیشمندان و استراتژیست های قرن 20 پیرامون جغرافیا ـ جنگ یا جغرافی ـ امنیت نظریه های ژئوپلتیک و ژئواستراتژی ارایه داده اند،  ولی هرگز آنها نقش جغرافی ـ تاریخ را نتوانستند بیابند و از آن علم بهره برند.  مولفه ها و فاکتور های فیزیکی و فرهنگی جغرافیا را بدون درک زیر ساخت های جغرافی ـ تاریخ بکار بردند،  فقط پژوهش آنها به آثار کلاسیک موجود و تبیین و طراحی دانش نظم جغرافیا بود.

      بسیاری از تاریخ نویسان در طول زمان عوام پسندانه و بویژه برای خوشایند حاکمان به تعریف و تمجید و بزرگ و کوچک شمردن پرداخته اند،  ولی هرگز از علم جغرافی ـ تاریخ بهره ای نداشتند،  امروز هم بصورت کاملاً غیر منطقی همان نوشته ها را هر کسی از دیگری دوباره نویسی می کند.  هر گز در کتاب های تاریخی و تاریخ اجتماعی دیدگاه های جغرافیایی بطور کامل دیده نشده است،  هیچ وقت چگونگی شکل گیری های فرهنگ بشری زیر نفوذ غیر عمدی جغرافیای طبیعی گفته نشده،  عوامل شکل گرفتن تمدنها، قبایل بدوی، قبایل اولیه، حکومت های شاه خدایی،  سازمان قبایل دینی،  فئودالی و بورژوازی و سرمایه داری را که نتیجه جغرافیا به تمام معنی آن است، یعنی طبیعی، انسانی، اقتصادی، در تاریخ به حساب نیامده بدین جهت تاریخ نگاری پوپولیستی خوشایند حکومت های دمگراف قرار گرفته و آکادمسین های غربی هم که سر دمداران علوم در قرون جدید و حاضر هستند منافع استعمار و امپریالیست را در نظر گرفته و علم جغرافی ـ تاریخ برای آنها اهمیت نداشته فقط پول مهم بوده است.

      بزودی زمان و مکانی که در آن بسر می بریم به تاریخ می پیوندد،  شاید بپرسید مکان چرا؟  در واقع این مکان است که فعلیت ما را شامل می شود،  مکان ما را ساخته،  و ما مکان را آراییده ایم و در آینده مکانی که از آن می گوییم چنین نخواهد بود.  با دید تاریخ و فرهنگ یادگیری،  در آینده مکان فعلی ما،  اقتصاد دیگری خواهد داشت، و انسان هایی دارد که هر چند ممکن است با ما هم ریشه باشند ولی تفاوت هایی خواهند داشت،  و جغرافیای طبیعی را هم باید با نگرشی خاص زمان بررسی کرد.  پرسش بنیادی این است که در آینده علم جغرافیا ـ تاریخ چه نقشی خواهد داشت،  استدلال ها و شواهد این پژوهش چه می تواند باشد،  دینامیسم ارتقاعی آن چگونه باید طراحی شود تا نگرش ها و تعریف های کلاسیک را تحت شعاع قرار دهد،  هویت خواهی و در کانون بودن این علم مهم چطوری شکل خواهد گرفت؟

 . . . ادامه دارد و بازنویسی می شود،  در اینجا.

   عکس تاریخی یک سید ایرانی،  حدود 1300 خورشیدی،  عکس شماره 597 .

    کلیک کنید:  موج نو در ایران

   کلیک کنید:  کارگاه فکر سازی

   کلیک کنید:  سازمان آینده بینی

   کلیک کنید:  نگرشهای نو به جهان

     توجه:  اگر وبلاگ،  به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   انوش راوید //  Anoush Raavid ///     

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

   جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،    http://ravid.ir

سر فصل ها تکامل تاریخ اجتماعی

   گرد آورنده گان سرگذشت

      تحولات در قرن 21 به سرعت می گذرد،  و هر روز شاهد مسائل جدید علمی و اجتماعی و غیره هستیم،  بنابر این اندیش مندان در بخش تاریخ و جامعه شناسی تاریخی،  مسئولیت سنگین رساندن آگاهی صحیح را بعهده دارند.  نباید وابسته به دانش اندک گذشته و چند اثر بجای مانده بود،  که معلوم نیست واقعی و درست هستند.  گستردگی حرکت های مختلف جهانی در تمام بخشها را باید جدی گرفت،  و با نگرشی اصولی از باز نگری ها و تاریخ باز نماند،  ندانستن واقعیتها باعث شکست و ناکامی غیر قابل جبران می شود.  در شرایطی که جهان و اطراف ما به ارتش های مختلف با سلاحهای خطرناک مجهز هستند،  و با دانش جعلیات و رجزخوانی قصد شوم دارند،  ما باید واقعیت های تاریخی و جغرافیایی را بدور از دروغها،  خوب بشناسیم و از آنها نهراسیم،  و نگران نباشیم.  با دانستن واقعیتهاست که می توان بهترین برنامه ریزیها را داشت،  امروز چیزهایی می شنویم،  از قبیل،  دمکراسی و فدرالیسم، ملت های ایران،  شونیسم فارس،  پان ترک و کرد و فارس و غیره،  توازن قوا در منطقه و ....  در مواردی از اینها که به دروغ های تاریخ مربوط می شود،  من کمی نوشته ام،  و باز هم خواهم نوشت.  بویژه در قرن 20 بصورت گسترده و کلاسیک، در موضوعات تاریخی و تاریخ اجتماعی و جغرافیایی،  استعمار و استثمار برای پیشبرد اهدافش هر آنچه که توانسته و لازم بود،  از حرکتها،  نوشته ها، فیلمها، اعترافات، و جعلیات،  دروغ پشت دروغ گفتند و بافتند،  و این وضع در ادامه نبرد نو پدید همچنان ادامه دارد.  آنها همیشه برای حفظ توازن قوا در هر منطقه و در هر سرزمین تلاش می کردند،  و معمولاً پادشاهان و یا رهبر را در مقابل نخست وزیر و یا مجلس و نیز آن را در مقابل ارتش و یا قومی، بصورت سه راًس یک مثلث حکومتی قرار می دادند.  دین های مختلف و ملتها با گرایش های گوناگون را با دروغها اغفال می کردند،  تا مقابل یکدیگر آرایش ددمنشانه بدهند.  امروزه هم چیز های جدیدی یاد گرفته اند،  مانند سلاح های کشتار جمعی صدام،  کشور های فدرال،  اتمی ایران و غیره.  بنابراین باید تاریخ را بدرستی بدانیم،  تا بتوانیم از چنگال دشمنان و دروغهایش رهایی یابیم.

*

   عکس تعدادی چاروادار ایرانی،  حدود 1300 خورشیدی،  عکس شماره 437 .

   آیا می دانید؟

      از ابتدای قرن 20 سازمان قبیله ای در ترکیه و ایران و آذربایجان و قفقاز از بین رفت،  ولی در عراق و افغانستان و پاکستان باقی مانده،  که امروزه در خبرها از آنها زیاد می شنویم،  مثلاً در کردستان عراق و سوریه سازمان قبیله ای قوی تر از سازمان کشوری است،  ولی برادران آنها در ایران و ترکیه چنین نیستند. چرا؟

    پاسخ در ساختار های تاریخی اجتماع.

   شرمنده گان تاریخ را بشناسید

      بسیاری از بزرگترین و با معرفت ترین و فداکار ترین قهرمانان طول تاریخ دنیا،  از سرزمین ایران بودند،  که همگی ما آنها را می شناسیم،  و بدترین و دروغ ترین و خبیث ترین ها در تاریخ،  عوامل استعمار و دشمنان کاغذی ایران بودند،  همچون چهره ها و کارگزاران استعمار،  و دروغ های مأیوس کننده مانند،  حمله اسکندر مقدونی و چنگیز مغول و تیمور گورکانی به ایران.

       تعدادی از عزیزان هم میهن ندانسته در وبلاگ ها و نوشته ها و گفته ها،  از این دروغ های دشمنان ایرانی به عنوان قهرمان و کبیر نام می برند،  که امیدوارم هر چه زود تر با مطالعه وبلاگ انوش راوید بخود آیند،  و  خون شهیدان و فدا کاران ایران بزرگ در طول تاریخ را بیاد بیاورند.  اساتید و گویندگان و مجریان،  که نمی خواهید واقعیت را بپذیرید،  و در آن دروغها غرق شده اید،  بیایید با مطالعه این وبلاگ حرکت نوینی را آغاز کنید،  و به میهن و ملت بزرگ دانش پرور و زیبای ایران باز گردید.  آن عده ای که همچنان داستان های احمقانه دشمن و استعمار و عوامل آنها را قهرمان و کبیر می گویید،  باید از ملت عزیز ایران شرمنده باشند.

      نفوذی های دشمن و احمقها،  در ادامه نبرد نو پدید با دروغ هایشان می خواهند،  جوانان قدرتمند ایران عزیز را از تاریخ و سرگذشت شیرین خود سرخورده کنند.  آنها می دانند وقتی ملتی به تاریخ و سرگذشت خود بی اعتنا و یا سرخورده شد،  بدین ترتیب به راحتی می توانند به آن ملت القاء کنند،  که ریشه خوبی ندارند.  سپس در ادامه خواسته استعماری شان،  آن ملت بی تاریخ شده را چون درخت بی ریشه،  می توانند براحتی جا بجا و تکه کنند.  بدین ترتیب بر اسب مراد خود  سوار خواهند شد،  و در تهاجم استعمار بیش از پیش خواهند تاخت.  ولی آنها کور خوانده اند،  انوش راوید،  مچ آنها را می گیرد و افشا می کند.  در دوره اینترنت به سادگی می توان به افشا گری تاریخی دست زد،  ولی دشمنان هم بی کار نمی نشینند و دروغ های بیشتر و مهم تری می گویند،  و یا با حمله و پرت و پلا های افزون توسط عوامل بی اهمیت،  می گویند که انوش توهم دارد،  و همه چیز را دروغ می گوید،  که شکستها و بدبختی های تاریخی ایران را،  ساخته و پرداخته استعمار و دشمن می داند.  عزیزان این آخرین فکر آنها برای دفاع از دروغها و حفظ نوکران نشان است،  که خود نشان دهند پوچ بودن تاریخ ها و قهرمانان ساختگی آنهاست.

      ما برای برداشت دروغها از تاریخ ایران،  نباید روی شانس و امداد غیبی حساب باز کنیم،  بلکه باید با تحقیق و تحلیل و دانستن واقعیتها و دانایی قرن 21،  و هوش و زرنگی،  دشمنان تاریخ و سرگذشت دروغی ایران عزیز را شکست دهیم،  و درخت تنومند ایران بزرگ را از چنگال دروغ ها رهایی بخشیم.  جهان خواران استعماری را نباید دست کم گرفت،  آنها همیشه دروغ گفته و دروغ می گویند،  می دزدند و غارت می کنند.

   سر فصل ها تکامل تاریخ اجتماعی

     در کتاب های درسی فقط تاریخ را داستانی می نویسند و می گویند،  تکامل تاریخ اجتماعی، و تقسیم تاریخ اجتماعی به دوره های تاریخی،  که  اصل مهم است نمی نویسند.  بدین جهت قدرت تحلیل کامل از دانش آموز و دانشجو گرفته می شود،  علت آنهم مقاصد استعماری است،  که از گذشته بجای مانده است.  مشروح تکامل تاریخ اجتماعی در ساختار های تاریخی اجتماع است،  در اینجا سر فصل ها را می نویسم،  علاقمندان برای اینکه کامل متوجه شوند،  پیشنهاد می کنم تمامی وبلاگ و منجمله تاریخ نیک را مطالعه نمایند.  تاریخ اجتماعی بطور کلی به 6 دوره تقسیم می شود:

  1 ــ  سازمان قبیله ها و طایفه ها ماقبل تاریخ،

  2 ــ  تشکیلات شاه خدایی در عصر مفرق و آهن،

  3 ــ  دوره دین های خدایی، میترایی، عیسوی، اسلام،

  4 ــ  پدیده چهار صد سال استعمار و استثمار،

  5 ــ  پیدایش امپریالیسم و قرن انبوه سازی 20 ،

  6 ــ  تکامل دانایی و آغاز قرن انبوه زدایی 21 ،

    هر کدام به بخش های مختلف تقسیم می شوند،  همیشه تکامل تاریخ اجتماعی در جایی تمام می شود،  و از نقطه دیگر شروع می شود.  با توجه به دانستن تاریخ هیچ کدام از قبلی ها در تاریخ تکامل اجتماعی به بعدی ها برتری نداشته،  و نمی توانسته از نظر نظامی و فرهنگی پیروز شود،  و تغییرات سیاسی ایجاد کند.  درک این مطالب نیاز به دانستن پیش زمینه های تاریخ اجتماعی همراه با دانایی نوین و حکمت دگر از تاریخ دارد،  سعی می کنم این موضوعات را کامل رعایت نمایم،  و اصولی را در پیشبرد کار به حساب آورم.

      با بر آوردی از کل مسائل و برداشت فنی از نظرات،  سرعت در گفتن و نگارش وبلاگ،  کار درستی نمی تواند باشد،  در واقع مطلب را نمی رساند،  گستردگی کار را می کاهد و یاران را از یاری باز می دارد،  بطور مثال در بهترین شرایط تحلیل های عزیزان مانند زیر بوده است،  که چندین بار در بخش های مختلف نظرات تکرار شده اند:

   نظر:  در تاریخ مبالغات شده،  یا چیزی بوده که چیزها گفته شده ....

   یا در بعضی نظرات می نویسند:   چون واقعیتها را نمی دانیم همین دروغ ها خوب است....

   یا عزیزان با کوتایی و برداشت دینی و نژادی یا برخوردی سطحی در تاریخ بدون تحلیل و تحقیق کار را تمام می کنند،  می گویند:  همین دروغ ها بس است.

      جوانان عزیز ایران بزرگ،  وظیفه تک تک شماست که با شهامت تحقیق و تحلیل کنید،  و باید  کار های شما خیلی عمیق باشد،   در 4 سال گذشته بیش از  5 هزار نفر نظر در وبلاگ داشتم،  متأسفانه هنوز آنچه که می خواستم،  ندیدم.   با برداشت از نظر ها و دیگر جاها و مطالب، حرکت وبلاگ جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران را تعیین می کنم،  بسیاری از عزیزان که مطالب کامل تر و بیشتر می خواهند،  تقاضا دارم با مطالعه دقیق وبلاگ جنبش،  خود به تحقیق و تحلیل بسیار عمیق تر بپردازند،  تا سریع به نتایج واقعی برسیم.

   تا احمق است دروغگو ها می تازند

      شخص گمراهی که کامیونی مدارک دانشگاهی دارد،  بیست، سی واژه نوشته و می گوید،  که اینها یونانی است،  و از زمان اسکندر کبیر بجای مانده،  توجه کنید به اسکندر دروغی مقدونی می گوید:  کبیر!  می نویسد واژه های یونانی به ایران آمده،  و 1500 سال بعد سعدی و حافظ از آن واژه ها استفاده کرده اند،  این گمراه در گفته خودش قاطع است،  و کوتاه هم نمی آید و در این باره هیچ تحلیل و بررسی ندارد.  نوشته این گمراه در زیر است:

   اصل نظر:  (واژه هایی از قبیل:  آبنوس، ارغنون، اریکه، اسطرلاب، اسطوره، اسفنج، اقلیم، اقیانوس، اکسیر، الماس، بربط، برج، بلور، پول، تریاک، جغرافیا، درم، دیهیم، زمرد، سپهر، سمندر، سیم، صندل، فانوس، قفس، ققنوس، قلم، کالبد، کلید، کلیسا و گونیا،  که در زمان های گذشته از زبان یونانی در زمان پیروزی اسکندر کبیر،  به صورت مستقیم یا غیر مستقیم وارد زبان پهلوی،  و سپس وارد زبان فارسی گردیده،  و در فارسی موطن گزیده است،  کــه این واقعیت ها قابل کتمان نیست.)

تعریف نوع این گمراهی با هم میهن های واقعیت خواه.

   تکرار سفارش انوش

      وبلاگ انوش راوید برای عزیزان علاقمند به تاریخ و تاریخ اجتماعی ایران است،  که به آن اهمیت می دهند و در جهت  برداشت دروغها از تاریخ ایران گام بر می دارند.  هم میهنان عزیزم در وبلاگ هایشان نشان دادند،  که شایستگی فراتر از هر تصوری را دارند،  در نوشته های آنها،  روز بروز سطحی نگری کمتر شده و با ادبیات علمی،  فراز و نشیب ها را خوب می شناسند،  که این می تواند جامعه شناسی نوین ایران را به تصویر بکشد.

      انگشت شماری که توانایی مطالعه وبلاگ انوش را ندارند،  بی دلیل در نظرات ناسزا می نویسند و کلمات زشتی بکار می برند،  که می دانم از ایرانی عزیز نمی باشد،  و یا چون جیره خوار حکومت و یا دشمن ایران می گویند و می نویسند.  اینان در میان کل نظرات رسیده کمتر از یک درصد هستند،  از آنها توقع بیش از این نمی رود،  چون قادر به خواندن و درک وبلاگ ها نیستند،  از روی احساسات پوچ و یا مزدوری می نویسند.  یکی دو نفر هم که مرا تهدید می کنند بی دلیل زحمت خود زیاد کرده و بی فایده است. 

      همانطور که در مقاله قرن سنت گریزی نوشتم،  هر شخص می بایست در جهت دانش و حرفه خود حرکت کند،  و هر شخص می بایست کار فرهنگی خودش را در دنیای دمکراسی دیجیتال بکند.  جوانان عزیز باید به توانایی خود برای کشف حقایق علمی تاریخ پی ببرند،  و ایمان فراوان داشته باشند که می توانند،  و از تکرار داستان های دروغی احمقانه دشمنان خود داری کنند،  که کاری بسیار نا شایسته است.  تکرار کنم ساده نباشید و اغفال ترفند های دشمنان نگردید ،  هر گونه کوتاهی مورد سوء استفاده استعمار نو و دشمنان برای تفرقه و جدایی،  و نیست در جهان شدن خواهد بود.  آنهایی که برای ما تاریخ دروغی نوشته اند،  بسیار بی سواد و مغرض بوده اند،  از دروغی های آنها نهراسید،  با دست توانا و معرفت خاص ایرانی،  به دروغ های الکساندر و مغول و غیره بگوید،  نه، نه.  آنها می خواهند ما نتوانیم از حقوق تاریخی خودمان دفاع کنیم، و بگویند،  ترسو و شکست خورده بودید،  بی تاریخ و اصل و نسب هستید،  خیالی باطل و احمقانه تر از دروغ های شان را دارند.

   اعتماد به نفس ایرانی

     یکبار دیگر اعتماد به نفس ایرانی غیور،  چهره سازنده ای را نمایان کرده،  و جوانان عزیز ایران بزرگ با مطالعه وبلاگ انوش راوید،  انگیزه ای نو یافته تا با حساسیت به تاریخ شکوفا و شیرین خود نگاه کنند.  امروزه شاخص ترین تجربه در طرح تحقیقاتی پیش آمده،  که می خواهد با جسارت فضای لوکس و تجمّلی تاریخ را کنار گذاشته،  و با برخوردی صریح و مستقیم عوام گرایی در این بخش را،  که خواسته استعمار و امپریالیسم است،  برای همیشه پاک نمایند.  ترس و کابوسی،  که گستره تفکر استعماری،  قرن ها بر سرنوشت ها و سر گذشت ها حاکم کرده بود و طومار خلاقیتها را در هم می کوبید،  برای همیشه کنار خواهد رفت.

      باید همه جوانان ایران عزیز از تاریخ کشور شان به درستی بدانند،  در غیر اینصورت به دام های جدید ترفند های استعمار و امپریالیسم می افتند،  که امروزه در طرح خاورمیانه جدیدش سرگردان است،  و خمیر مایه آن را،  همان تاریخ های دروغی و ساختگی می داند.  بازی خونی که استعمار از غزه تا کشمیر آغاز کرده،  ایران بزرگ را در مرکزیت،  و هدف اصلی آن کرده است،  باید آنرا خوب شناخت و با  سنت گریزی و دانایی قرن 21  به شدت با آن برخورد کرد.  کوتاهی از این مهم و یا افتادن در دام انواع تله های دشمن،  مانند،  تاریخ های دروغی نوشته شده،  خطای وحشتناک و غیر قابل جبران است.

      جنگ با دشمنان در تمام موضوعاتی که در وبلاگ انوش راوید گفته شده،  وظیفه یک نفر و دو نفر نیست،  وظیفه هزاران و ده ها هزار جوان غیرت مندی است،  که با مطالعه این وبلاگ به واقعیتها دست یافته و درک کرده و می دانند،  نباید این بازی تاریخ را ببازند،  و جدی به تاریخ نویسی جدید بر اساس علم تاریخ بپردازند،  و بلند بگویند دیگر داستان های دروغی بس است.  این مسخره بازی با تاریخ و تاریخ اجتماعی و سرنوشت ایران باید تمام شود،  باید هویت اصیل و شخصیت با وقار ایرانی عزیز را در تمام وسعت جغرافیایی بخوبی تحقیق نمود و شناخت،  و با افتخار به جهان معرفی کرد.

      استعمار گران قرن ها با کمک نو کران و عوامل شان،  تاریخ ها نوشته و دروغها گفته اند،  مانند هارولد لمب که داستان نویس بوده و از داستان هایش فیلمها ساخته اند.  جوانان عزیز شما هم بیایید در باره تاریخ دشمن داستان بنویسید،  حتماً شما بهتر خواهید نوشت،  و می توانید با اطلاعات کم از مسایل تاریخی دشمنان داستانی بزرگ و شگرف خلق کنید،  نمونه آنها را در داستان های تاریخی ایرانی نوشته ام.  بعضی از آنها مانند ویل دورانت محقق دست دوم هستند،  که تحقیقات دیگران را جمع بندی می نمودند،  تا فقط خواسته استعمار را تجلی داده و بگویند و بنویسند.  در هر صورت تمام تاریخ نویس های استعماری،  در مدت پنج قرن گذشته فقط آن چه را که برای آن عفریت لازم بود،  ارایه می کردند.  به مرور از این پلیدان دروغگو در مقاله کار گزاران و چهره های استعمار به مرور بیشتر و بیشتر می گویم. 

      عزیزان می دانم که درک این مسائل کمی مشکل است،  چون آنها طی پنج قرن نمی گذاشتند کسی چیزی فهمیده و بویی ببرد،  و از نظر اجتماعی هم مردم در شرایطی نبودند که متوجه شوند.   با دانایی قرن 21 و امکانات تکنولوژی نو شما می توانید تحقیقات مستقل داشته باشید،  و حتی از نوشته های دشمنان دروغگو برای کوبیدن بر سر خودشان استفاده نمایید.  بیایید با اعتماد به نفس ایرانی و ذکاوت خود،  هر کجا مطلب دروغی دیدید آنرا افشا کنید،  و دروغ بودن آن را متذکر شوید،  و در پی واقعیت بگردید تا این آغازی برای کار بزرگ ملی و میهنی باشد.  وبلاگ انوش راوید را در زمان های مناسب با حوصله و دقت بخواند و از آن ها بهره گیرد،  بدانید که شوخی نیست دشمنان در دروغ های تاریخ جا خوش کرده اند.   

    پرسش مهم:  چرا عده ای از تاریخ دان های ایران،  از تحقیق و کاوش در باره تاریخ واقعی زمان دروغ های سلوکی و ایلخانی و خلفا می ترسند،  و دوری می جویند؟   چرا این عده حاضرند که دروغ های گفته شده را باور داشته باشند،  و کاری نکنند؟

      با برداشت دروغها از تاریخ ایران،  دیدی نو و جهانی دیگر بروی ما گشوده می شود.

   برخورد جدی با تاریخ

      از ابتدای جوانی به عشق دیدن و بررسی آثار تاریخی ایران،  همه جای این سرزمین زیبا و پاک و آفتابی را گشته ام،  سی و پنج سال پیش در اردیبهشت 1353 زمانی که بیست سال داشتم،  اولین گردش بزرگ علمی و تاریخی را برای یافتن شهر های برقیانوس یا دقیانوس و نیز لوت و راقیس و چند شهر دیگری که از آنها در کتابهای تاریخی و دینی نام برده اند،  اطراف کویر ها و بیابان های شکوهمند ایران را گشتم.  مسیر هایی که ممکن بود روزی آب روان داشته و امروز خشک شده باشند،  هر جا که ممکن بود زمانی شهری و آبادی بوده گشتم،  و اطلاعات تاریخی و تاریخ اجتماعی از دور و نزدیک جمع کردم که به مرور در نشریات منتشر نمودم و آنها را در این چند سال به وب منتقل کرده و می کنم.  در آن زمان جاده و امکانات بسیار کم بود،  بنا بر این برای گشتنها از موتورسیکلت ایژ روسی که مرکب بیابان های آسیایی بود بخوبی استفاده کردم،  و بهترین لذت و خاطرات را بدست آوردم.

      در آن سالها بیشتر توانستم آثار تاریخی را بررسی کنم و روستا ها و قلعه های مسکونی و تخلیه شده کویری را ببینم،  گردش های علمی که تا کنون ادامه داشته و خواهد داشت.  اما امروزه با جمع آوری اطلاعات جغرافی ـ تاریخی متوجه شده ام که شهر های تاریخی فوق در لایه های باستان شناسی شهر های دایر و آباد می باشند،  و دست یابی علمی به آنها در وضعیت کنونی امکان ندارد.   بسیار اوقات می شنویم هنگام ساخت و ساز در جایی به این لایه ها بر خورد می کنند، و شاید و گاهاً به اطلاع مسئولین باستان شناسی برسانند،  و اگر دانایی و عاقلی باشد آنها را بررسی و تدوین می کند.  در این دوره می بایست باستان شناسی و نگارش تاریخ و تاریخ اجتماعی،  بر اساس داده های علمی که بر گرفته از فرمول های جغرافی ـ تاریخ است،  برابر دانایی قرن 21 تدوین و طبقه بندی شوند.  یکی از مشکلات امروزی در این علوم،  مدرک گرایی و ذهن های آلوده به داده های دروغ های تاریخی است،  و نیز عدم کارایی دانشگاهی موجود و نبود سازمان های نوین در علم جغرافی ـ تاریخ است.

      بدلیل محدود بودن تاریخ در مجموعه های دولتی و یا تحت حمایت شبه دولتی،  تحقیقات و کشفیات در چهار چوب مورد نیاز آنها انکشاف و گسترش یافته،  و این مسئله حذف دروغها و راه های نوین نگارش را سخت یا مسدود کرده است.  همچنین باعث گردیده به مقدار زیادی تولید اشیا و سکه های زیر خاکی تقلبی و خرید و فروش و قاچاق آنها فراهم آید،  که به نوبه خود در هم آمیختگی و پایین آمدن ارزش های تاریخی واقعی را به دنبال دارد.  با خلاصه شرایط ذکر شده،  ذوق و حوصله می خواهد تا علاقمندان جغرافی ـ تاریخ،  به دنبال واقعیت ها رفته و پایه های این علم را ضمن استفاده کامل از تکنولوژی و فن آوری های نوین ریخته و تفسیر های واقعی تر از گذشته ارایه دهند.  در گذشته برای اسم و رسم کتاب های زیادی از روی یکدیگر رو نویس و انبوه چاپ کرده،  و دروغ ها را با کمک مالی موارد ذکر شده دولتی سابق بخورد مردم داده اند.  با تخصصی و تخصصی تر شدن علوم در این قرن،  پیگیری و اداره سیستم گرایش ویژه فرد با وب امکان پذیر است،  که ارتباطات و تبادلات و تغییرات را به راحتی و سرعت در آن می توان منظور کرد،  تنظیم کتاب کاری قدیمی و از بین رفتن سرمایه و هدف است.

      در گرایشات جغرافی ـ تاریخ نیازی نیست که توده مردم کامل از این علم بدانند،  همانطور که بارها نوشته ام در قرن 21 هر شخص لازم است،  در توانایی های تخصصی خودش بیشترین مهارت ها را داشته باشد.  قشر فوقانی اداره کننده جامعه و مشاوران اصلی آنها می بایست آگاهی لازم در علم جغرافی ـ تاریخ داشته باشند تا بتوانند از گمراهی و اشتباه دوری کنند.  باید توجه داشت ویروس حتماً نباید از نوع خوکی و مرغی یا کامپیوتری بوده،  ویروس می تواند در رشته های علم جغرافی ـ تاریخ هم لانه کرده باشد،  بهترین آنتی ویروس و روش مقابله با این نوع ویروس های دروغ ساز و خطرناک،  مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید به نام جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران می باشد.  آیا طرح یا تزی برای تاریخ نویسی جدی دور از دروغ ها دارید؟

   فکر کردن چیست؟

      عزیزانی می گویند به ما چه که در تاریخ چه گذشته و چه بوده،  و تاریخ بدرد حال و آینده ما نمی خورد،  یا می گویند،  چرا می نویسی فکر کنید و بیاندیشید واقعیت چه بوده،  و این عزیزان می پرسند مگر با فکر کردن و اندیشیدن می شود تاریخ نوشت!.

        تاریخ و تاریخ اجتماعی،  آهنگ جامعه را برای زندگی حال و ساختن آینده می نوازد،  فکر کردن و اندیشه نمودن ابتدای دانش و آغاز گردونه یاد گیری است.  دانستن معلومات عموی در این موارد لازمه همگان می باشد،  که در آموزشگاه های ایرانی آنها را مطرح نمی کنند،  و حتی در بهترین شرایط دانشگاهی مفهوم فکر کردن و اندیشه نمودن را نمی دانند،  فقط رو خوانی می کنند و طوطی وار تکرار می نمایند،  و کلاً حافظه محوری است. 

       مهم:  افرادی که برای موارد مختلف به تحقیق و تحلیل مسائل اجتماعی می پردازند،  و برنامه ریزی های جغرافیایی و سیاسی و اقتصادی می کنند،  می بایست از واقعیت های تاریخی و تاریخ اجتماعی به درستی بدانند،  در غیر این صورت به گمراهی می روند.  در قرن 20 بدلیل فراوانی دروغها و ندانستن و نشناختن آنها،  از اساس همه این چیزها اشتباه انجام گردیده بود،  در قرن 21 بدنبال مچ گیری ها و افشا گری های انوش راوید و با امکانات این قرن،  باید واقعیت ها را خوب شناخت،  تا بتوان دقیق و کارساز جامعه ای نو داشت.

*

   عکس انوش راوید در موزه ایران باستان،  زمستان 1389 خورشیدی،  عکس شماره 4508 .

   کلیک کنید:  تولد در تاریخ

   کلیک کنید:  راه راستی ایرانی

   کلیک کنید:  ورزش و بازی های ایرانی

     توجه:  اگر وبلاگ،  به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   انوش راوید //  Anoush Raavid ///   

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

   جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،    http://ravid.ir

قوانین بازی شطرنج

    قوانین شطرنج

   پیش گفتار

     بمنظور پیشبرد اهداف ملی ایران و ایرانی و قاره کهن پرورش ذهن و فکر مهم است،  این پرورش احتیاج به ابزار هایی دارد،  بخش هایی را در کارگاه فکر سازی نوشته ام.  در اینجا یکی دیگر از این ابزار های پرورش فکر را که شطرنج و مجموعه قوانین آن می باشد می نویسم،  امید است مورد توجه و استفاده قرار گیرد.  ادامه در پست های بعد می باشد.

   متن کامل و رسمى قوانین شطرنج فید

      قوانین شطرنج فیده،  شامل بازى زنده شطرنج بر روى صفحه است،  این قوانین در هفتاد و یکمین کنگره فیده در نوامبر ٢٠٠٠ در شهر استانبول کشور ترکیه به تصویب رسیده است،  و از اول ژوئیه ٢٠٠١ جارى خواهد بود.  متن انگلیسى این قوانین، متن معتبر اصلى شمرده مى شود،  در متن انگلیسى ، ضمیر هاى مذکر شامل ضمیر هاى مونث نیز می باشد،  متن فارسى از متن انگلیسى ترجمه،  و توسط انوش راوید باز نویسی شده است.  این قوانین شطرنج نمى تواند همه موقعیت هاى محتمل را که ممکن است،  در بازى پدید آید شامل شود،  و نیز نمى تواند تمام مسائل عملى را حل و فصل کند.  در حالت هایى که دقیقاً در مواد قوانین حاضر پیش بینى نشده باشد،  مى توان با بررسى موقعیت هاى مشابهى که در قوانین حاضر مورد بحث قرار گرفته است به تصمیم صحیح رسید.  در قوانین شطرنج،  فرض بر این است که داوران از صلاحیت لازم،  قضاوت درست و بیطرفى کامل برخوردار هستند.  مقرراتى که زیاده از حد جنبه تفصیلى یابد،  ممکن است اختیار قضاوت را از داور سلب کند،  و لذا مانع آن شود که او با مراعات انصاف،  منطق و عوامل خاص به حل مسائل بپردازد.  فیده همه شطرنج بازان و فدراسیونها را به پذیرش این نظر فرا مى خواند.  هر فدراسیون عضو فیده مختار است که مقررات تفصیلى ترى را به اجرا درآورد،  مشروط به اینکه:

  * الف ــ  به هیچ وجه با قوانین شطرنج رسمى فیده در تعارض نباشد.

  * ب  ــ  به قلمرو همان فدراسیونها منحصر شود.

  * ج ــ  براى هیچ یک از رویاروییها و مسابقات قهرمانى یا انتخابى تحت پوشش فیده،   یا مسابقات عنوان گیرى درجه گیرى تحت پوشش فیده اعتبار نیابد.

   مقررات بازى

   ماده ١ ــ  ماهیت و اهداف بازى شطرنج:

  *  1 / 1 ــ  بازى شطرنج بین دو حریف انجام مى شود،  که مهره هاى خود را به نوبت بر یک صفحه مربع به نام صفحه شطرنج حرکت مى دهند.  بازیکن داراى مهره هاى سفید بازى را آغاز مى کند،  نوبت حرکت بازیکن موقعى است،  که حرکت حریف او انجام شده باشد.

  *  1 /2 ــ  هدف هر بازیکن قرار دادن شاه حریف در معرض حمله است،  به نحوى که حریف هیچ حرکت قانونى براى اجتناب از گرفته شدن شاه در حرکت بعد نداشته باشد.  بازیکنى که موفق به این امر شود اصطلاحاً شاه حریف را کیش و مات کرده است،  و بازى را برده است.  حریف که شاه او کیش و مات شده است،  بازى را باخته است .

  *  1/3 ــ  اگر پوزیسیون طورى باشد که هیچ یک از دو بازیکن نتواند احتمالاً کیش و مات کند،  بازى مساوى است.

  ماده ٢ ــ  پوزیسیون اولیه مهره ها در صفحه شطرنج:

  *  2 / 1 ــ صفحه شطرنج یک شبکه از ۶۴ مربع مساوى است،  که یک در میان به رنگ سفید و سیاه هستند،  مربع هاى سفید و مربع هاى سیاه صفحه شطرنج بین دو بازیکن قرار مى گیرد،  به نحوى که آخرین مربع سمت راست هر بازیکن سفید باشد.

  *  2/2 ــ  در ابتداى بازى یکى از بازیکنان ١۶ مهره به رنگ روشن،  بازیکن دیگر ١۶ مهره به رنگ تیره دارد،  این مهره ها عبارتند از:

  * یک شاه سفید،  * یک وزیر سفید،  * دو رخ سفید،  * دو فیل سفید،  * دو اسب سفید،  * هشت پیاده سفید،

  * یک شاه سیاه،  * یک وزیر سیاه،  * دو رخ سیاه،  * دو فیل سیاه،  * دو اسب سیاه،  * هشت پیاده سیاه،

  *  2 / 3 ــ  پوزیسیون اولیه مهره ها در صفحه شطرنج به صورت زیر است:

  *  2 / 4 ــ  هشت ستون عمودى مربعها را ستون مى نامند،  هشت ردیف افقى مربعها را عرض  مى خوانند.  خط مستقیمى که از مربع هاى همرنگ بگذرد،  و محل تلاقى این مربعها را به هم وصل کند قطر نامیده مى شود.

  ماده ٣ ــ  حرکت مهره ها:

  *  3 / 1 ــ  بازی کن مجاز نیست مهره اى را به مربعى حرکت دهد،  که در اشغال مهره خود است،  اگر مهره اى به مربعى حرکت کند،  که در اشغال مهره حریف است،  مهره حریف گرفته مى شود،  و از صفحه شطرنج خارج مى شود،  و این بخشى از همان حرکت به حساب مى آید.  در صورتى که مهره اى بتواند طبق ماده هاى   ٣/ ٢ تا ٣/ ٨ مهره اى را بگیرد،  اصطلاحاً مى گویند،  آن مهره به مهره حریف حمله کرده است .

  *  3 / 2 ــ  فیل در قطرى که خودش در آن قرار گرفته است،  به هر مربعى مى تواند حرکت کند.

  *  3 / 3 ــ  رخ در ستون یا عرضى که خودش در آن قرار گرفته است،  به هر مربعى مى تواند حرکت کند.

  *  3 / 4 ــ  وزیر در ستون،  عرض یا قطرى که خودش در آن قرار گرفته است،  به هر مربعى مى تواند حرکت کند.

  *  3 / 5 ــ  فیل یا رخ یا وزیر نمى تواند از روى مهره اى که در مسیر حرکتش قرار دارد عبور کند.

  *  3 / 6 ــ  اسب مى تواند به مربع هایى حرکت کند که نزدیکترین مربعها به مربع استقرار آن باشد.  ولى در یک عرض، ستون یا قطر واحد نباشد.

  *  3 / 7 ــ  الف،  پیاده مى تواند رو به جلو و به مربع اشغال نشده اى که بلافاصله در همان ستون در مقابل آن است حرکت کند.

  ــ  ب،  پیاده در حرکت نخست خود مى تواند همانند حالت الف،  حرکت کند،  یا آنکه دو مربع در همان ستون پیشروى کند،  مشروط به اینکه هر دو مربع اشغال نشده باشند.

  ــ  ج،  پیاده مى تواند به مربع تحت اشغال مهره حریف که به طور مورب در مقابل آن و در ستون مجاور باشد حرکت کند و آن مهره را بگیرد.

  ــ  د،  اگر یک پیاده حریف در یک حرکت دو مربع از مربع اولیه اش پیشروى کرده باشد،  پیاده اى که به مربع عبور این پیاده حریف حمله کرده است،  مى تواند پیاده حریف را بگیرد،  طورى که انگار آن پیاده حریف فقط یک مربع حرکت کرده است.   این گرفتن را فقط در حرکت بعد از این پیشروى مى توان انجام داد،  و آن را گرفتن  آن پاسان در حین عبور مى نامند.

  ــ  هـ ،  وقتى پیاده اى به دور ترین عرض نسبت به موقعیت اولیه اش برسد،  باید به عنوان بخشى از همان حرکت آن را با وزیر، رخ، فیل یا اسب همرنگ آن پیاده عوض کرد.  حق انتخاب بازیکن منحصر به مهره هایى نیست که قبلاً گرفته شده باشند.  این تعویض پیاده با مهره دیگر را ترفیع مى نامند،  و اثر مهره جدید آنى است.

  *  3 / 8 ــ  الف،  شاه مى تواند به دو صورت مختلف حرکت کند، با:

  ــ 1 ،  حرکت کردن به هر مربع مجاور که در معرض حمله یک یا چند مهره حریف نباشد  .حتى اگر این مهره هاى حریف قادر به حرآت نباشند ، مربع هاى مسیر حرکت آنها در معرض حمله شمرده مى شوند.

  ــ 2 ،  قلعه رفتن،  این حرکت شاه و یکى از دو رخ همرنگ آن در یک عرض واحد است، و یک حرکت شاه به حساب مى آید،  و به صورت زیر انجام مى شود:

  ــ  شاه از مربع اولیه اش دو مربع به طرف رخ جابه جا مى شود،  سپس آن رخ به مربعى منتقل مى شود که شاه همان موقع از آن عبور کرده است .

  @ ــ  در حالت هاى زیر قلعه رفتن غیر قانونى است:

  ــ  الف،  شاه قبلاً حرکت کرده است،  یا، ب،  با رخى که قبلاً حرکت کرده است.

  @ ــ  درحالت هاى زیر قلعه رفتن به طور موقت ممنوع است:

  ــ  الف،  مربعى که شاه در آن قرار دارد،  یا مربعى که شاه باید از آن عبور کند،  یا مربعى که شاه قرار است آن را اشغال کند،  در معرض حمله یک یا چند مهره حریف باشد.

  ــ  ب،  بین شاه و رخى که قلعه رفتن قرار است،  با آن انجام شود،  مهره اى وجود داشته باشد.

  ــ  پ،  شاه در  کیش است،  اگر در معرض حمله یک یا چند مهره حریف باشد،  ولو این مهره ها خود قادر به حرکت نباشند،  اعلام کیش اجبارى نیست.

  *  3 / 9 ــ  هیچ مهره اى نمى تواند حرکتى انجام دهد که شاه او را در معرض کیش قرار دهد یا آن را در معرض کیش باقى بگذارد.

   ماده ۴ ــ  عمل حرکت دادن مهره ها:

  *  4 / 1 ــ  هر حرکت را باید فقط با یک دست انجام داد.

  *  4 / 2 ــ  بازیکنى که نوبت حرکت اوست،  مى تواند یک یا چند مهره را در مربع هاى آنها مرتب کند،  مشروط به اینکه ابتدا قصد خود را بیان دارد،  مثلاً با گفتن:  ژادوب، یا آی اجست،  J adoube  یا I adjust ...

  *  4 / 3 ــ  بجز آنچه در ماده 4 / 2 آمده است،  اگر بازیکنى که نوبت اوست،  عمداً در صفحه شطرنج:

  ــ  الف،  یک یا چند مهره خود را لمس کند،  باید اولین مهره لمس شده اى را که مى توان حرکت داد حرکت بدهد،  یا،  ــ  ب،  یک یا چند مهره حریف را لمس کند،  باید اولین مهره لمس شده اى را که مى توان گرفت

بگیرد،  یا، ــ  ج،  یک مهره از هر رنگ،  مهره خود یا حریف را لمس کند،  باید مهره حریف را با مهره خود بگیرد،  یا اگر این عمل قانونى نبود،  اولین مهره لمس شده اى را که مى توان حرکت داد،  یا گرفت،  حرکت بدهد یا بگیرد.  اگر قابل تشخیص نباشد که مهره خودى اول لمس شده است،  یا مهره حریف،  مهره بازیکن را باید لمس شده قبل از مهره حریفش به حساب آورد.

  *  4 / 4 ــ  الف،  اگر بازیکنى عمداً شاه و رخ خود را لمس کند،  باید در آن جناح قلعه برود،  به شرطى که این کار قانونى باشد.

  ــ  ب،  اگر بازیکنى عمداً رخى را لمس کند،  و سپس شاه خود را لمس کند، مجاز نیست در آن نوبت در آن جناح قلعه برود،  و موقعیت مشمول ماده الف 4 / 3  خواهد بود.

  ــ  ج،  اگر بازیکنى به قصد قلعه رفتن شاه را لمس کند،  یا هم زمان شاه و رخ را لمس کند ولى قلعه رفتن در آن جناح غیر قانونى باشد،  بازیکن باید حرکتى قانونى با شاه خود انجام دهد،  که ممکن است،  شامل قلعه رفتن در جناح دیگر نیز باشد.  اگر شاه اصلاً حرکت قانونى نداشته باشد،  بازیکن مختار است هر حرکتى که قانونى باشد انجام دهد.

  *  4 / 5 ــ   اگر هیچ کدام از مهره هاى لمس شده را نتوان حرکت داد یا گرفت،  بازیکن مى تواند هر حرکتى که قانونى باشد انجام دهد.

  *  4 / 6 ــ  بازیکن به محض آنکه عمداً مهره اى را لمس کند،  حق اعتراض به تخطى حریف از هر یک از مواد این قوانین را از دست مى دهد.

  *  4 / 7 ــ  وقتى مهره ای،  به عنوان حرکتى قانونى یا بخشى از حرکتى قانونى،  در مربعى رها شود،  دیگر نمى توان آن را به مربع دیگرى حرکت داد.  حرکت موقعى انجام شده محسوب مى شود که تمامى شروط مقتضى ماده ٣ تامین شده باشد.

   ماده ۵ ــ  اتمام بازى:

  *  5 / 1 ــ  الف،  بازیکنى که با حرکت قانونى،  شاه حریف را کیش و مات کرده باشد،  بازى را برده،  و بازى بلافاصله به اتمام مى رسد،  به شرطى که حرکتى موجب پوزیسیون کیش و مات شده است قانونى باشد .

  ــ  ب،  بازیکن که حریفش اعلام کند تسلیم شده،  یا واگذار کرده،  بازى را برده است . بازى بلافاصله به اتمام مى رسد.

  *  5 / 2 ــ  الف،  وقتى بازیکنى که نوبت اوست،  هیچ حرکت قانونى نداشته باشد و شاهش نیز در معرض کیش نباشد،  بازى مساوى می شود،  و مى گویند بازى پات شده است،  و بلافاصله به اتمام مى رسد،  به شرطی حرکتى که موجب پوزیسیون پات شده است قانونى باشد.

  ــ  ب،  هرگاه پوزیسیونى پدیدار شود،  که در آن هیچ یک از دو بازیکن نتواند با سلسله حرکت هاى قانونى حریف را کیش و مات کنند،  بازى مساوى است،  مى گویند بازى به پوزیسیون مرده رسیده است،  و بازى بلافاصله به اتمام مى رسد،  به شرطى حرکتى که موجب این پوزیسیون شده،  قانونى باشد.

  ــ  پ،  با توافق دو بازیکن در حین بازى،  بازى مساوى مى شود،  و بازى بلافاصله به اتمام مى رسد،  نگاه کنید به ماده 9 / 1 .

  ــ  د،  اگر پوزیسیون یکسانى بخواهد حداقل براى سومین بار در صفحه شطرنج پدیدار شود،  یا حداقل سه بار در صفحه شطرنج پدیدار شده باشد،  بازى مى تواند مساوى شود،  نگاه کنید به ماده 9 / 2 .

  ــ  ذ،  اگر آخرین ۵٠ حرکت پیاپى را هر دو بازیکن بدون جابجایى هیچ پیاده اى و بدون گرفتن هیچ مهره اى انجام داده باشند،  بازى مى تواند مساوى شود،  نگاه کنید به ماده 9 / 3 .

    مقررات مسابقه

   ماده ۶ ــ  ساعت شطرنج: ... ادامه در پست های بعدی.

   دانلود کامل در:  ورزش و بازی های ایرانی.

*

   عکس تاریخی بازار فلزکاران اصفهان،  حدود 1300 خورشیدی،  عکس شماره 590 .

  کلیک کنید:  داستان های تاریخی ایران

  کلیک کنید:  فرهنگ نام های تاریخی ایرانی

  کلیک کنید:  پرچم ایران و تاریخ شیرو خورشید

     توجه:  اگر وبلاگ،  به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   انوش راوید //  Anoush Raavid ///    

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

   جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،    http://ravid.ir

<< 1 ... 8 9 10 11 12 ... 14 >>