X
تبلیغات
نماشا
رایتل

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

موج های نو در ایرن

موج های نو در ایران

   پیش گفتار

      اگر این وب به مردم کمک کند،  که به  چیزها،  به گونه ای متفاوت بنگرند،  و شروع به تفکر سنت گریز موج سوم نمایند،  و یا سعی کنند دنیای خود را بدان گونه که فکر میکنند،  باید شکل دهند،  این مهم است.  یا اگر تاثیر وبلاگ انوش راوید،  فقط این باشد،  که واکنشی ناظر بر تعجب ایجاد کند،  مانند این که بگویند:  آه، پس قضیه به این صورته،  و همچنین در تکثیر مطالب وبلاگ بکوشند،  و یا سفارش خواندن وبلاگ را به دوستانشان بکنند،  وبلاگ به اهداف خود رسیده است.

موج های سوم و چهارم

      بشر تاکنون دو موج عظیم تحول را از سر گذرانده است،  که هر یک به مقیاس وسیعی باعث محو فرهنگها و یا تمدنهای پیشین شده و شیوه ای نو از زندگی را جایگزین قبلی کرده که از نظر پیشینیان محال مینمود.    تحول انقلاب کشاورزی تحقق نخستین موج بود که هزاران سال طول کشید،  در حالی که تحقق موج دوم،  ظهور تمدن صنعتی،  فقط  300  سال بطول انجامید.  ولی امروز تاریخ از این هم پرشتاب تر پیش میرود و چه بسا که، موج سوم، که از اواخر قرن  20  شروع شده طی چند دهه سپری شود و خود را به آغاز موج چهارم  یا  موج آینده برساند،  همان موجی که بر جامعه بشر گسترده خواهد شد و با وقوع انقلاب "فقط دانش"،  دیگر نخواهد گذارد که انسانها بر اساس تمدن موج دومی یعنی عقیده های بسته و غیر نو آور و هم شکلی و یکنواختی و دیوان سالاری و اقتصاد مبتنی بر نیروی عضلانی و خط مونتاژ شکل بگیرد و پیش رود.  موج سوم که اینک در آن هستیم همراه با دگرگونی اقتصادی کشورها دخالت های فرهنگی و اقتصادی و متعاقب آن سیاسی دیگر کشورها را در پی دارد،  که باعث برخورد های شدید تا جا افتادن کامل موج سوم  میشود.  آنچه باعث نا پیوستگی  موج دوم به سوم  میشود،  ترکیب تکنولوژی و اقتصادیات تغییر یابنده،  بخصوص تکنولوژی اطلاعات و زیستی و اقتصادیات همراه با آنهاست.  این عوامل به اتفاق یکدیگر جهان را به مکانی متفاوت تبدیل خواهد کرد.

     دانش و تکنولوژی اطلاعات،  قدرت پردازش کننده کامپیوتر را با امواج کوتاه،  ماهواره ها و کابلهای فیبر نوری ارتباطات راه دور ترکیب میکند،  و این تکنولوژی با سرعت به آینده ای نو میجهد.  یک مهم دیگری که موج سوم همراه دارد رشته جدید، تکنولوژی زیستی، است،  که بر اثر تفسیر  DNA  یعنی رمز ژنتیکی موجود در کانون حیات،  شکل گرفته است.  طول عمر آن به عنوان یک صنعت و یک علم فقط یک نسل است،  و در حال حاضر،  مهندسی ژنتیکی  نامیده میشود،  که با پدید آوردن انواع جدید از غلات پرمحصول و انگشت نگاری و ثبت کلیه امکانات به طریقه ژنتیکی،  تاثیر خود را در زندگی روزمره انسانها نشان میدهد.  نانو تکنولوژی هم پدیدها و دریچه های جدیدی می گشاید و بشر را از حجم عظیم تولید و مصرف رها می کند.  این سه رشته تکنولوژیکی با چنان سرعتی گسترش میابند که نتایج حاصل از آنها غیر قابل پیش بینی است،  که قبل از  موج جدید  بخش هایی از زندگی ما را بشدت در علم و آینده تغییر خواهد داد.   تکنولوژی و دانش های دیگر مهمی هم هستند که در موج سوم باعث تغییرات کلی در زندگی میشود،  مانند تلفن سیار و امکانات همراهش، و بسیاری دیگر از علوم و وسایل.  چند موضوع و چیز را نام ببرید که بیست سال پیش وجود نداشتند، و زندگی روزمره ما به آنها بستگی دارد، مانند کارت هوشمند.

     ملزوم موج سوم در تمدن نو، تغییر ناپیوسته میباشد، که مستلزم اندیشیدن ناپیوسته است،  در این گام نو قرار است، شیوه تازه انجام امور با شیوه های قدیم فرق داشته باشد،  و این فرق صرفاً محصول پیشرفت شیوه های قدیم نباشد،  در آن صورت نیازمند آن خواهیم بود که به همه چیز به شیوه های تازه نگاه کنیم و روشی تازه و دگرگون داشته باشیم.  واژه ها پدید آمده حقیقتاً نشانه اندیشه تازه است.  تعجب آور نیست که اندیشه واژگون ناپیوسته هیچگاه مورد پسند حامیان پیوستگی و حفظ وضع موجود موج دومی نبوده است.  تمدنی جدید در زندگی ما سر بر آورده که کور دلان در همه جا سعی در سرکوب آن دارند،  انوش راوید به افشای آنها می پردازد و گویای موج نو می باشد.  این تمدن جدید اشکال جدید خانواده و شیوه های دگرگون شده کار و عشق و امرار معاش و اقتصاد نو و تعارضات سیاسی جدید و فراتر از همه اینها آگاهی تغییر شکل یافته همراه دارد.  در قرن  21  انسان هایی واقعاً صاحب نفوذ و ارزشمند خواهند بود که بتوانند با خلاقیت،  گامی در تغییر اندیشه ها و ایجاد بینش های نو با روشی اصولی ناپیوسته بدهند،  تا شیوه تفکر بشر در جبهه موج جدید تغییر کند و کاملاً علمی گردد.   شیوه های جدید اندیشیدن در باره چیزهای آشنا میتوانند نیروهای تازه را آزاد کند و انواع مختلف امور روزمره را براحتی میسر سازد.

      در تفکر واژگون نیازی نیست به بزرگی اینشتین و یا مارکس اندیشید بلکه میتوان به چیزهای آشنا تر که در اطرافمان هستند پرداخت.  میتوان با خلاقیت هر کار کوچکی را برای فرهنگ یاد گیری بکار برد و با این اندیشه جدید موج سومی با آن برخورد کرد.   مثلاً:  وقتی به اداره ای میرویم باید از آنها بخواهیم و پا فشاری کنیم که امورشان را مدرن نمایند و مردم را به مثابه دارایی خود ندانند،  و با بر خورد خلاق موج سومی طرح های نو را به آنها گوشزده کنیم.  در خرید مشوق فروشگاه هایی باشیم که اصول تمدن جدید را دارند و آنهایی که نمیدانند کارت خوان و صندوق هوشمند چیست با ابتکار به آنها آموزش دهیم.  در معاشرت روزمره به دوستان خود از واژگون اندیشیدن و تغییرات ناپیوسته و موج سوم بگوییم.  در واقع تعارض بین گروه بندیهای موج قبلی با موج سومی،  اساسی ترین تنش اجتماعی و سیاسی است که به جامعه امروز ما راه یافته است.  روان درمانگران و رهبران فرقه ها و فالگیران و ساحره ها بازار گرمی دارند و مردمی که توانایی درک عبور امواج و تغییر ناپیوسته را ندارند بی هدف برای مدواهای گوناگون سرگردان و دست به دامان آنها هستند،  و یا افرادی با این اعتقاد که واقعیت چیزی پوچ و جنون آمیز یا بی معنی است،  به انزوای بیمار گونه پناه میبرند.  رویداد های کنونی جهان مسیر طبیعی خود را طی میکند و ما باید بتوانیم تغییرات سریع ناپیوسته و موج سوم را از تاریخ کاملاً علمی بشناسیم و بدیگران فرا دهیم.

   پرسش از عموم:  چند رمال و فالگیر بجای مانده از موج اول در اطراف خود میشناسید؟ 

      رویا رویی بین صاحبان منافع موج دومی نظیر سرمایه داری سنتی و فرقه های تاریخی و مردم روشنفکر موج سومی در تمام زندگی اجتماعی و سیاسی و اقتصادی بر قرار است.  در کشورهای پیشرفته این رویا رویی خیلی سریع بنفع تغییرات ناپیوسته موج سوم در جریان است،  ولی در کشورهای عقب افتاده این جبهه براثر جبر زمان دارد خودش را تحمیل میکند.  اکنون که تمدن جدید خودش را به ما می نمایاند،  آیا به معنی آزادی از قید و بند و فقر و امپریالیست نو می باشد.  برای پاسخ به این پرسش و رسیدن به نتیجه دلخواه است که باید اولویتها را دسته بندی کنیم و خط مشی های معقولی و ابزاری برای تسلط بر روند تحول در زندگیمان در پیش گیریم.  یکی از این ابزارها سازمانهای شبدری است،  شبدر چند پره در یک شاخه و چند شاخه در یک تنه قرار دارد که هر پره میتواند برنامه ای جدا باشد و در نهایت همه باهم هستند.  سازمان شبدری واژه ای تازه و خلاق است که باید با تخیل تازه به آن نگریست،  و در آن با خلاقیت علمی مفاهیم جدید پدید آورد،  و با این مفاهیم جدید هر روز بینش تازه ای نسبت به عرصه مورد نظر ایجاد کرد.

     تخیل تازه ای که با واژگانی تازه مشخص شده باشد، بسیار مهم است و براحتی میتواند بر اجتماع تاثیر سازنده بگذارد.  اما برای استفاده از این ابزار باید بتوانیم تحولات ناشی از تداوم تمدن صنعتی گذشته را از تحولاتی که باعث تسهیل ظهور تمدن جدید میشود،  به وضوح تشخیص دهیم.  در یک کلام،  باید کهنه و نو را،  یعنی نظام صنعتی  موج دوم  را از تمدن با تغییرات ناپیوسته موج سوم را که آینده ما ست درک کرد.  در این تمدن جدید هیچ امکان غیر منتظره را نباید از نظر دور داشت.  بنابراین در این سازمان های شبدری باید تفکر واژگون داشت،  و به کار و زندگی و درآمد و رفاه و ازدواج و مهارتها و برنامه های آموزشی و حمل و نقل و سن و سال مدیران و غیر و غیره  با دیدی دگرگونه و نو نگریست.  زمانه اندیشیدن به رویا های تازه است،  اندیشیدن به پنجره هایی که گشوده میشوند حتی اگر بعضی درها بسته میشوند.  نباید اسیر و دربند شده وارد آینده شویم،  باید به اطراف خود نگاه کنیم واقعیتهای تغییر یافته را با راهنمایی این مجموعه وب و امثال آن آگاهانه بدانیم تا بتوانیم قاطعانه و با آرزوهای واقعی وارد تمدن نو شویم.

   پرسش:  آیا شما برای ورود به جهان نو راهی میشناسید؟ 

       تمدن صنعتی به پایان خود رسیده است،  چون تحولات عظیم جامعه بدون تعارض و برخورد قابل تحقق نیست،  بنابر این تشبیه تغییرات تاریخ تمدن به  امواج دگرگونی،  روشنگرانه تر از سخن گفتن درباره گذر به  پسا مدرنیسم  است.  هر موجی پویاست و تلاطم امواج جریان های متقاطع توانمندی را آزاد میکنند.  با تلاطم امواج در طول تاریخ،  کل تمدنها با یکدیگر بشدت برخورد میکنند.  و در پرتو همین امر است که بخش اعظم آنچه در جهان امروز بی معنا و تصادفی به نظر میرسد مفهوم پیدا میکند.  مردم خیلی دیر آگاه شدند که تمدن صنعتی به پایان خود نزدیک میشود،  بویژه با تغییرات ناپیوسته این قرن بسیاری معـنای آنرا متوجه نشده اند و میپندارند این تغییر قربانی کردن چیزهای آشنای خوشایند آنهاست.  برای این عده جای تاسف است که ایستاده اند ولی زمین تمدن نو زیر پای آنها حرکت میکند و تکان میخورد،  درک این تمدن برای همگان ضروریست،  این تغییرات باعث یادگیری و رشد میشود هر چند که گاهی بدون دردسر نیست،  می توان از کارگاه فکر سازی کمک گرفت.

      مقالات انوش راوید برای راهنمایی شناخت و ورود به دنیای جدید و سرزمین ناشناخته آینده است و در ادامه اندرز هایی برای عزیزان دارد.  حتی امروزه هم شمار زیادی از مردم درست مانند اجدادشان در قرنها پیش با خاک و آسمان سرسخت و تسلیم ناپذیر دست و پنجه نرم میکنند و دایره ای زندگی میکنند و میمیرند.  ولی در دنیای قرن سنت گریزی هیچ قطعیتی وجود ندارد و هر آن یک مطلب و کار علمی مسائل قبلی را دگرگون میکند،   قرن جدید 21 عصر فرصتها برای افرادی است که این مقالات را پی گیری نمایند و یاد بگیرند که با دانایی قرن 21 فکر کنند.  تمدن جدید با خروش و غریو دارد جای خودش را در تاریخ محکم میکند ولی در هر قدم با مقاومتی بی رحمانه مواجه گردیده است.  زیرا آدمهای قبلی میپندارند که تمدن جدید همه چیز را نابود میکند اقتصاد و اخلاقیات و خانواده و دین و فرهنگ و معرفت و غیره و غیره را از بین میبرد.  آنها نمیدانند که تکنولوژی نو بهترین روشها را می آورد،  باید تلاش کنیم تا روشی خوب برای آیندهای خوب بسازیم.

    در هر کشوری که صنعتی شد میان گروه های صنعتی و تجاری موج دوم با زمینداران و فئودالها جنگ های تلخ و غالبا خونین در گرفت،  و جمعیت وسیعی از دهقانان شدند کارگر کارخانه های شهرهای بزرگ تازه موج دومی.  اما عظیم ترین و خونبار ترین جنگ های عصر صنعتی،  جنگ های درون صنعتی بود.  در این جنگها یعنی جنگ اول و دوم جهانی کشورهای موج دومی برای تقسیم استعماری بخش بزرگی از جهان که هنوز موج اولی بودند،  به این دو جنگ خونین پرداختند.  در عصر صنعتی جهان به دو بخش کشور های موج اولی و موج دومی تقسیم شد.   اما امروز صف آرایی تمدنهای جهانی شکل دیگری بخود گرفته است،  ما با شتاب تمام به سوی ساختاری کاملاً متفاوت از قدرت در حرکتیم که جهانی را ایجاد میکند که به دو نیمه نیست،  بلکه به وضوح میان سه تمدن متضاد و رقیب تقسیم شده است:  نماد نخستین تمدن هنوز کج بیل است،  نماد دومین تمدن خط مونتاژ،  و نماد سومین تمدن کامپیوتر.  که به سرعت بخش تند رشد موج سومی دارد بدون جنگ های موجی بر دومی و دومی بر اولی غالب میشوند،  و شکل نیروها در تمام زمینه ها کاملاً در حال تغییر است.

    در آغاز قرن 21  در دنیای صنعتی،  کمتر  از نصف نیروی کار در سازمانهای مختلف مشاغل تمام وقت بنظر مناسب دارند،  ولی افرادی که باقی میمانند همه بیکار نخواهند و بیشتر این افراد کارکنان سازمانهای شبدری و یا مسقل در بخش مشاغل مربوط به موج سوم خواهند بود.  در قرن سنت گریزی دیگر فکر کردن به کار و استخدام تمام وقت معنایی ندارد،  تغییر پیوسته به تغییر ناپیوسته تبدیل میشود و دیدگاه ما از کار و شغـل و پست،  واژگون میگردد.  دلیل این دگرگونی پیدایش و رشد سازمانهای شبدری جدید است،  شکل سازمان شبدری بر مرکزیت مدیر یا مدیران در پره های مختلف یک شاخه و خدمه در اطراف پره ها میباشد،  کارفرمایان و پیمانکاران و خدماتی ها  بصورت مستقل ولی وابسته بهم در یک شاخه قرار دارند.  و بعلت داشتن بینش موج سومی و همچنین رقابت،  این نیروها در جهت کیفیت کار و دانش و تکامل خود در حرکتند.  باید با دید دمکرات ـ فدرال به این سازمان شبدری اندیشید و با خلاقیت و در نوع کارمان طرحی عالی ارایه دهیم.

   پرسش:  چند سازمان شبدری فدرال میشناسید؟

نیاز های موج های جدید

     با یکی از اساتید ادبیات و ایران شناسی عزیز گپی داشتم،  مطالب بسیار جالبی برای گفتن داشت،  به او گفتم چرا این مطالب را در وبی قرار نمی دهی.  او و امثال که هر کدام چندین جلد کتاب قابل توجه نوشته اند و احتمالاً به چاپ های چندم هم رسانده اند،  باید وب هم داشته باشند تا جوانان عزیز ایران بزرگ در سراسر گیتی بتوانند با آنها تبادل نظرات داشته و هر کس به فراخور دانش خود نقدی بگوید، و حاشیه نویس انجام شود.  در این قرن که بورژوازی امپریالیستی همه چیز جهان را در کنترل دارد،  از اینترنت و نشر و گسترش،  وظیفه همه بزرگان علم و ادب ایران است که با آینده بینی مبانی مشی پراتیک اجتماعی را در نظر داشته باشند و انتظارات و خواسته های امروزی را درک کنند.  بسنده کردن به شیو های کار گذشته،  جدایی مطلق با طیف مبتکر جامعه را در پی خواهد داشت و ضرورتاً عدم سواد آنها را می رساند،  زیرا نمی توانند به مطالبات جامعه پاسخ دهند.

     سئوالی که امروزه مطرح است،  چرا بسیاری از اساتید عزیز ایرانی نمی توانند و یا نمی خواهند وبلاگی و سایتی داشته باشند و اکثراً می گویند:  خطر ناک است یا بلد نیستیم،  وقت نداریم و بهانه های دیگر که در واقع غیر قابل توجیه می باشد، بدعت گذاری شده است.  البته این اندیشه با دید جوانان شاداب موج نو ایران همخوانی ندارد و نا برابری در سواد می مانند،  و منجر به نوعی سرکوب فرهنگی بی نتیجه می شود.  در کتابها، دانش و اطلاعات که تا اندازه ای تاریخ گذشته هستند قرار دارد،  به واقعی و درست بودن آنها کاری نیست،  چیزی که مهم است در کتاب نمی توان ایده پردازی نوین کرد زیرا فضای موج نو می خواهد که هر لحظه به جلو می رود و تغییر می کند.  در کتاب نمی توان تحلیل خوب نوشت چون با هر تحولی و کشفی یا مطلبی اوضاع دگرگون می شود،  این ها فقط در وب سازمان می یابد،  تحلیل در کتاب یکبار است و نقدی بر آن و بررسی جدید در کار نخواهد بود،  بدین ترتیب درک و قابلیتی از قرن سنت گریزی هم نیست.

    عزیزان اساتید قدیمی پسند،  بیایید دنیای دیجیتال را پر از دانش نمایید و پویایی نوینی به جامعه بدهید،  تاریخ و فرهنگ یادگیری را سویی دیگر داده و دانایی قرن 21 را در تمام ایران بزرگ حاکم نمایید.  چاپ کتاب بعنوان مرجع توجیه اقتصادی و علمی دارد،  دانشی و اطلاعاتی که در کتابها می باشد با هر کشف و جهشی که امروزه سرعت دارد،  یا تحلیل و خلاقیتی،  باید به یکباره بخشی از آن را دور ریخت،  مانند فضا پیمایی که در راه مأموریتش آنچه که از کیهان منتشر می کند کاملاً متفاوت از دانسته های گذشته می باشد و دانسته های قبلی سریعاً دگرگون می گردد.  در قرن نو نباید مانند ما قبل از قرن 20 با قرار دادن کتاب در معابر و اتوبوس از مردم خواست مطالعه کنند بلکه باید با افزایش توانایی در موبایل یا همان گوشی های همراه و افزایش مموری یا حافظه آن،  اینترنت پر سرعت، نوت بوک و لب تاب هر شخصی بتواند با توجه به دانش خود در دانایی قرن 21 هر اندازه دانش و پردازش نوین بخواهد انجام دهد.  هر چند مشکات ویژه ای حاکم است ولی با خلاقیت باید به رفع آنها پرداخت و با حفظ دمکراسی و فدرالیسم علمی از مسئولیت سنگین تاریخی شانه خالی نکرد.  عدم توجه به این مهم تکامل رشد ملی جامعه ایران را بخطر می اندازد و دشمنان نو آور با بدست گرفتن تکنولوژی های توانا و اینترنت و ماهواره می توانند خلل هایی بر  قدرت ایرانی ها وارد کنند.

       کارگاه فکر سازی کمک بزرگی است تا اساتید پر مدرک مانده در قرن 19 براحتی وارد جهانی نو شوند و افکار تعدادی از آل فسیل نتوانند به جامعه پویای رشد یابنده ایران تحمیل شود.  خوشبختانه این عده کوچک بی اهمیت توانایی استفاده از اینترنت را ندارند و کاملاً جا مانده وا خورده هستند،  ولی ایکاش می توانستند نقدی به وبلاگهای انوش راوید بنویسند تا بتوان راه کارهایی خاص تر یافت.  با وجود دروغ های بزرگی که در تاریخ ایران جا خوش کرده نیاز جدید در یافتن راه هایی که شیوه کاربردی دمکرات در گفتگو ها را حاصل کند باید در نظر گرفت،  مثلاً عده ای از اساتید زبان فارسی واژه های نو و گفتار و نوشتاری دگرگون می گویند و بکار می برند،  که به نظر من چیزی شبیه بازی با زبان است و هیچ کاربرد اقتصاد نوین ندارد و مسیری بسوی تمدن جدید نمی گشاید.  جوانان پرشور ایرانی می توانند پیشرو در آفرینش جهانی نو باشند که از آمریکای سرمایه داری لجام گسیخته و اروپای پیر چکنم شده در تمام موارد جلو رفته و پرچمدار علوم باشد،  فقط باید آن عده استاد جا مانده را فراموش کرد و یا هدایت شان نمود.  دشمنان با تمام قدرت سعی می کنند ایران بزرگ را در طول تاریخ ضعیف و نیست و نابود شده نشان دهند ولی با تحلیل درست از کار برد دیجیتال و اینترنت می توان مروت توده مردم ایران را گوش زد کرد، که مانند بقیه مردم عادی جهان،  هیچ خصومتی یا انتقامی با یکدیگر ندارند فقط علاقه دارند در کمال معرفت با افکار صحیح پا را جلو کشیده و به پیشرفت های خوبی دست یابند.

. . . این مقاله ادامه دارد و بازنویسی می شود. . .

   عکس تاریخی حمل پیانو در 1300 خورشیدی تهران،  عکس شماره 1245،  ابتدای قرن 14 خورشیدی موج نو در ایران با تیرهای برق و تلفن،  و نیز وسایلی مانند ورود پیانو به ایران آغاز شد،  اما هنوز لباسها سنتی و تماماً تولید ایران بود.

کلیک کنید:  تاریخ نیک ایران

کلیک کنید:  سازمان آینده بینی ایران

کلیک کنید:  تاریخ انقلاب های انسانی ایران

 سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

    جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران:  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ و حمله های عرب، مغول، تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

 ارگ   http://arq.ir

وبسایت ارگ انوش راوید