X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

سینمای ایران نه، سینمای تهران

سینمای ایران نه، سینمای تهران

به قلم:  مریم نظری

      این روزها تا حرفی میزنی همه به خودشان میگیرند،  فقط کافی است تیتر سخنت به مزاجشان خوش نیاید،  فوری از در مخالفت در می آیند،  و با قضاوتی عجولانه فرصت دفاع را از طرف مقابل و فرصت درست اندیشیدن را از خودشان می گیرند.

      پیشنهاد می کنم نفس عمیق بکشید،  و خونسردی خودتان را حفظ کنید،  سینما ارث پدر هیچ کس نیست.

تصویر سینما،  عکس شماره 8634.

      خوشبختانه گذشت،  روزگاری که فقط عده انگشت شماری اهل اندیشه بودند،  و به راحتی افاضه فضل می کردند،  و به جای دیگران تصمیم می گرفتند.  امروزه با مردمی رو به رو هستیم که نمی شود،  با اطمینان مقابلشان هر حرفی زد.

      از این جهت مجبوریم جانب احتیاط را رعایت کنیم،  و مقابل خواننده های صاحب اندیشه ی خود دست به عصا راه برویم،  و حکم صادر نکنیم.  ما فقط دیده ها و شنیده های خود را بازگو می کنیم قضاوت و تایید آن با شماست.

      بر هیچ کس پوشیده نیست،  که سینما و تلویزیون امروزه فقط یک رسانه نیست،  که به عنوان ابزاری برای سرگرمی و بر کردن اوقات فراغت به آن نگاه کنیم.  بلکه یک نوع سلاح است،  مثل بمب خوشه ای،  شیمیایی و حتی خطرناک تر از آن.  مگر ندیده ایم و نمی بینیم که ابر قدرت های جهان چطور با ساخت آثار فرهنگی ریشه های یک ملت را می خشکانند،  تا راحت تر بر آن تسلط پیدا کنند.

      اینها حرف تازه ای نیست،  شما هم حتما بار ها ترکیب «تهاجم فرهنگی » به گوشتان خورده.  وقتی ما در خواب فرهنگی بودیم،  دشمنان برای ما نقشه های فرهنگی می کشیدند.

      جای تعجب اینجاست،  که چرا الان که از خواب بیدار شده ایم،  و دست دشمن برایمان رو شده تکانی به خودمان نمی دهیم و آن طور که شایسته و در خور غیرت یک ایرانی است برای دفاع از فرهنگ غنی و چندین هزار ساله ی خود مقابل دشمن سینه سپر نمی کنیم؟!!

      گله ای که مقام معظم رهبری بارها داشته اند و دارند،  از جمله آذر ماه سال 92: «ما چند سال قبل از این بحث تهاجم فرهنگی را مطرح کردیم.

      بعضی ها اصل تهاجم را منکر شدند،  گفتند چه تهاجمی؟  بعد یواش یواش دیدند که نه[فقط] ما می گوییم،  خیلی از کشور های غیر عربی هم مسئله تهاجم فرهنگی را مطرح می کنند و می گویند غربی ها به ما تهاجم فرهنگی کردند.  بعد دیدند که خود اروپایی ها هم می گویند آمریکا به ما تهاجم فرهنگی کرده!  لابد دیده اید،  خوانده اید که فیلم های آمریکائی،  کتاب های آمریکائی چه تهاجم فرهنگی ای به ما کرده اند و دارند فرهنگ ما را تحت تأثیر قرار می دهند.  بعد بالاخره به برکت قبول دیگران، این حرف ما هم مورد قبول خیلی از کسانی که قبول نمی کردند قرار گرفت».

      شکی نیست که سینما و تلویزیون، مهم ترین و اثر گذارترین عناصر فرهنگ سازی و انتقال سبک زندگی در جهان امروز است.حال در میان سیلی از فیلم ها و تولیدات تصویری که به صورت قاچاق و غیر مجاز و از طریق ماهواره و شیوه های دیگر وارد جامعه می شودو همه در حد زیادی با فرهنگ و ارزش های ما در تضاد هستند، کدام فیلم ها و تولیدات داخلی ،از نظر تأثیرگذاری و بار فرهنگی توانائی خود نمائی و مقابله با این سیل بزرگ را دارد؟

      در چنین وضعیتی،  مدیران و سینماگران به جای تولید آثاری همخوان با فرهنگ و ارزش های ایرانی-اسلامی برای جذب بیشتر مخاطبان رو به تهیه فیلم هایی می آورند که بیشتر با سلیقه و میل مخاطب سازگار باشد سینما و تلویزیون به صورت صنعتی سودآور درآمده  که انگیزه های اقتصادی آن بر اهداف و ارزش های فرهنگی سایه افکنده است.

      گر چه با توجه به اوضاع کنونی سینما ،که با افت شدید مخاطب رو به رو است نا گفته پیدا است که سینما گران ما حتی در اهداف اقتصادی خود هم موفق نبوده اند.

      می بینیم فیلم هایی با هزینه های تولید  چند میلیاردی در هر نوبت فقط با چهار یا پنج تماشاچی به نمایش در می آیند.  باید پذیرفت دیگر به سر رسیده دورانی که می شد با یک ملودرام عشقی سطح پائین مردم را به سینما ها کشاند.

      نداشتن پشتوانه مالی محکم و بالا بودن هزینه های تولیدی یکی از عواملی است که باعث شده تهیه کنندگان جرأت نوآوری در ساختار و محتوای فیلم ها را نداشته باشند و همچنان در فرم های تجربه شده ی قبل محدود بمانند.  درصورتی که در سینمای جهان فرم های روایتی متفاوت و متنوعی تجربه می شود و همین تنوع در شیوه روایت و قصه گویی باعث جذب بیشتر مخاطبان می شود.

      سینمای ایران سینمایی اجتماعی ست و کمتر اتفاق می افتد در سایر ِژانرهای دیگر از جمله: تخیلی، طنز، کودکان و... حرکت چشم گیری صورت بگیرد.

      با این وجود در ذات سینمای اجتماعی ما ناهماهنگی زیادی وجود دارد که باعث عدم باورپذیری و ارتباط و جذب تماشاگر می شود.  زمانی یک سینمای اجتماعی، سینمایی موفق است،  که در برگیرنده تمام طبقات اجتماعی، تمام سنین، قومیت ها، فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها باشد.

      پرداختن بیش از حد سینماگران به عشق های آبکی و کوچه بازاری،  روابط دختر و پسرهاٰ،  جدال بر سر کسب ثروت و خیانت که این روزها به تقلید از فیلم های ماهواره باب شده،  باعث تاثیرات منفی بر جامعه و دلزدگی تماشاگران از سینما شده است.

      همه ی فرهنگ غنی و متنوع ایران آن چیزی نیست که سینماگران ما آن را به عنوان سینمای اجتماعی منعکس میکنند.  اگر سینمای ایران را سینمای تهران خواندم دلیلی جز این ندارد.  گرچه باید با احترام به همه ی پایتخت نشین ها جمله خود را اصلاح کنم،  زیرا آنچه که ما بازتابش را در سینما می بینیم یک دهم اجتماع تهران هم نیست و حتی شک دارم بشود آن را سینمای شبه تهران نامید.

      متاسفانه به دلیل بی مهری و کم توجهی به بخش فرهنگ و هنر،  بالا بودن هزینه تولید و کم بودن سرمایه گذای لازم،  به خاطر ریسک بالا در جذب نشدن سرمایه،  بسیاری از گنجینه های فرهنگی،  ادبی و تاریخی ما فراموش شده.  این در حالی ست که فیلمسازان همیشه از نبود فیلمنامه های خوب و موضوع های ناب و جذاب شکوه دارند.

      خوشبختانه سینمای ما هنوز هم سینمایی دولتی ست.  امیدوارم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با محکم کردن پشتوانه های مالی سینماگران،  نگاه ویژه و حمایت مالی و معنوی هنرمندان شهرستانی و شناسایی دقیق فیلمسازانی که داعیه ی فرهنگی دارند نه انگیزه اقتصادی و سودجویانه،  باعث شود نام سینمای ایران همچون عرصه های علمی در جهان زنده شود.

      علاوه بر محتوا و درونمایه  ی فیلم ها که اغلب بیانگر اجتماع و سبک زندگی در تهران،  آن هم در بیشتر موارد قشر مرفه با خانه های آنچنانی و ماشین های آنچنانی است،  از منظر دیگر هم می توان گفت مافیای صنعت سینمای ایران در قبضه ی فیلمسازان تهرانی ست و کمتر اتفاق می افتد فیلمسازی شهرستانی بتواند در این بازی قدرت توفیق ساخت فیلمش را پیدا کند.  همین مسئله تنوع و خلاقیت را از سینمای ما گرفته و آن را دچار تکرار و کلیشه کرده است.  که بارها دیده ایم چطور بازیگران توانا و صاحب نام را از دور خارج کرده و چهره هایی جدید که هیچ بویی از هنر بازیگری نبرده اند پرده های سینما و تمام شبکه های تلویزیونی را عرصه ی یکه تازی خود کرده اند.  چه فیلمنامه های فاخر و ارزشمندی که به خاطر حفظ جایگاه خود نگذاشته اند صدایش به گوش کسی برسد و از طرفی دیگر فیلمهایی را روی پرده می برند که حتا قدرت جذب مخاطبان عام را هم ندارد چه رسد به مخاطبان خاص.  آن وقت می نشینند تحلیل میکنند که مشکل ما این است که فیلمنامه نویس خوب نداریم.  مگر نه اینکه همیشه و در طول تاریخ،  تیز هوشی و ادب و هنر ایرانی مثال زدنی بوده؟

      آخر کدام عقل سلیمی باور میکند در میان جوانان ایرانی که این روزها ماهواره هوا میکنند نمی شود یکی دو استعداد فیلمنامه نویسی کشف کرد؟!

      کم نیستند کارگردان های خوب،  تصویربرداران خوب و بازیگران خوبی که هنر و توانشان از بسیاری از صاحب نامهای کنونی هم بالاتر است ولی توان وارد شدن به سد آهنین سینمای ایران را ندارند.

      همه هم سرشان را مثل کبک زیر برف کرده اند و این میان کسی هم شتری ندیده.  چرایش را خدا میداند.  ما هم فقط از دور و نزدیک افسانه ی دست های پشت پرده را شنیده ایم،  راست و دروغش با خودشان.

     یاد حضرت امام (ره)افتادم وقتی بعد از تصویب لایحه کاپیتولاسیون فرمودند:  ای علمای اسلام به داد اسلام برسید.

      اکنون که دشمنان با سلاح فرهنگی، دین  و فرهنگ ما را نشانه رفته اند،  وقت آن نرسیده که بگوییم مردم، مسئولان، دلسوختگان فرهنگ و هنر،  ای کسانی که دستتان می رسد به داد سینمای ایران برسید؟؟

شهریور93 ،  مریم نظری

مستند های مربوط

مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری

http://arqir.com

 

کلیک کنید:  قرن سنت گریزی

کلیک کنید:  پیام های مهم اجتماعی ایرانی

کلیک کنید:  جلسه ساختارهای تاریخی اجتماع

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

ارگ ایران   http://arqir.com

 

کلیک کنید:  تماس و پرسش و نظر http://arqir.com/101-2

تاریخ ارسال: چهارشنبه 3 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 09:15 ب.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

وبسایت ارگ انوش راوید