X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

اشکانیان و ساسانیان

شاهنشاهی ساسانیان

    پیش گفتار

      تاریخ یک علم است مانند همه علوم،  قوانین و فرمول های دقیق دارد،  عدم توجه به آنها نوشته های تاریخ، داستان های دروغی می شوند،  و نباید آنها را به عنوان منابع استفاده نمود.

   توجه ــ  تا تکمیل نمودن تحقیقات و پاک کردن دروغها از  تاریخ شیرین ایران،  تاریخ شاهنشاهی ساسانیان بطور کامل پست نمی شود،  فعلاً برای این بخش تاریخ به اینجا مراجعه شود.

عکس بشقابی از دوره ساسانی،  عکس شماره 2723.

دوران شاهنشاهی ساسانیان

      ایرانیان باستان دستگاه خلقت را میدان جنگ خوبی با بدی یا محل نبرد بین روشنایی با تاریکی می دانستند،  و انسان را مبارز این میدان می شماردند،  کاری که جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ پیشه کرده است،  یعنی مبارزه با تاریکی و دروغ و بدی بر پایه و اساس انسانی.  باستانیان ایرانی خانه سازی و احیای زمین و بذر افشاندن و ساختن قنوات و درختکاری و پرورش دام را از کار های نیک می شمردند که اهورا مزدا آنرا می خواهد.  پندار نیک،  گفتار نیک،  کردار نیک،  شعار ایشان بود و آنرا وسیله رستگاری می دانستند.  اهریمن را مظهر بدی و او را دشمن می دانستند،  همان گونه که امروزه انوش راوید وجود اهریمن های دروغ گوی تاریخ را در گفته و نوشته هایش گوشزد می کند.

   در واقع پادشاهی ساسانیان ادامه حکومت های شکل یافته ایرانی از زمان سلسله ایلام یا در واقع بخش اول هخامنشی می باشد،  که به دنبال انقلاب های انسانی ایرانی جهش هایی را در تاریخ تمدن بوجود آورده است.  ساسانیان خود را وارث هخامنشیان و شاهان آن خود را از اعقاب و نوادگان شاهان هخامنشی می دانستند، تمدن و فرهنگ در گذر زمان رشد یافته بود،  ولی همان تشکیلات اداری هخامنشی را پذیرفته و ضمن پر بار نمودن آنرا احیا کردند.  خط و زبان دوره ساسانی پهلوی بود که در اینجا گفته شده است، هنر های نقاشی و موسیقی و ادبیات در دوره ساسانی ترقی خوبی کرد،  صنایع فلز کاری و سفال گری به پیشرفت هایی رسید که تا به امروز باقی است.

   کرونولوژی ساسانیان بعد از میلاد به روایت تاریخ های موجود:

   سلطنت اردشیر اول از 226 تا 240 ــ یا اردشیر با بکان (ارتاگزرسس یا ارته خشتره) پسر بابک پسر ساسان با دختر پادشاه بازرنگی در نیسایه فارس (بیضای امروز) ازدواج کرد و پسرش بابک به حکومت شهر خیر در کنار دریاچه بختگان (نیریز) از بلوک فارس منصوب شد.  بابک برای پسرش اردشیر حکومت شهر دارابگرد را در فارس بدست آورد. 

   سلطنت شاهپور اول،  از 240 تا 271 ــ پسر اردشیر اول . . . .

   سلطنت هرمز اول،  از 271 تا 272 ــ  پسر شاپور اول . . . .

   سلطنت بهرام اول،  از 272 تا 275 ــ (وره ران) برادر کوچک هرمز اول . . . .

   سلطنت بهرام دوم،  از 275 تا 282 ــ ( وره ران) برادر کوچکتر هرمز اول . . .

  بهرام سوم،  282 . . . .

   سلطنت نرسی،  از 282 تا 301 ــ (نارسس) . . . .

   سلطنت هرمز دوم،  از 301 تا 309 (هرمیسداس) پسر نرسی . . . .

   سلطنت آذر نرسی،  310 ــ پسر هرمز دوم . . . .

   سلطنت شاپور دوم،  از 310 تا 379 ــ معروف به ذوالاکتاف . . . . .

   سلطنت اردشیر دوم،  از 379 تا 383 ــ . . . .

   سلطنت شاپور سوم،  از 383 تا 388 ــ پسر شاپور دوم . . . . .

   سلطنت بهرام چهارم،  از 388 تا 399 ــ (ورهران) پسر شاپور بزرگ . . .

   سلطنت یزدگرد اول،  از 399 تا 420 ــ پسر شاپور سوم . . . .

   سلطنت بهرام پنجم،  از 420 تا 440 ــ پسر یزدگرد اول . . . .

   سلطنت یزدگرد دوم،  از 440 تا 457 ــ پسر بهرام . . . .

   سلطنت هرمز سوم،  از 457 تا 459 ــ (هورمیسداس) پسر کوچک یزدگرد دوم . . .

   سلطنت فیروز اول، از 459 تا 483 ــ (پروزس) پسر بزرگ یزدگرد دوم . . . .

   سلطنت بلاش،  از 483 تا 485 ــ (ولگس) برادر فیروز . . .

   سلطنت اول قباد اول،  از 485 تا 498 ــ پسر فیروز یا بلاش . . . . .

   سلطنت جاماسب،  از 498 تا 501 ــ برادر قباد . . . .

   سلطنت دوم قباد اول،  از 501 تا 531 ــ . . . . .

   سلطنت خسرو انوشیروان،  از 531 تا 579 ــ پسر قباد . . . .

   سلطنت هرمز چهارم،  از 579 تا 589 ــ (هورمیس داس) پسر انوشیروان . . .

   سلطنت اول خسرو دوم،  از 589 تا 590 ــ (خسرو پرویز) پسر هرمز چهارم . . . .

   سلطنت بهرام ششم، از 590 تا 591 ــ  یا بهرام چوبینه . . . .

   سلطنت دوم خسرو پرویز،  از 592 تا 628 ــ . . . . .

   سلطنت قباد دوم،  از 628 تا 629 ــ معروف به شرویه . . . . .

   سلطنت اردشیر سوم،  629 ــ پسر قباد دوم . . . .

   سلطنت شهر براز، 629 ــ . . . . .

   سلطنت یزدگرد سوم،  از 634 تا 642 ــ پسر شهریار و نوه خسرو پرویز . . .

   تاریخ ساسانیان را به مرور بررسی دقیق می نمایم و پست می کنم.

صحیح نویسی در تاریخ

     یکی از اشتباه های مهم در تاریخ ندانستن اختلاف نوع رژیم ها می باشد،  سلسله، حکومت، شاهنشاهی، را بطور گسترده در همه مراحل تاریخ نام برده اند.  سلسله یعنی حلقه های بهم پیوسته، حلقه هایی که خود جدا گانه هستند،  ولی در یک جمع یا مجموعه قرار دارند،  در تاریخ به مصر باستان می توان گفت سلسله،  که رژیم شامل حلقه هایی بود که از یکدیگر جدا ولی در نهایت در جمع یک رژیم بودند.  سلسله هخامنشی که دوره های اول آنرا بدون شناخت کامل ایلام گفته اند،  از آن جمله می باشد،  که با تحلیل های ساختار تاریخی اجتماع هم خوانی دارد.  بنا بر این در وبلاگ و نوشته ها هخامنشیان را بعنوان سلسله نام می برم.  حکومت، به رژیم هایی گفته می شود که فرمان روایی دارند،  ولی فاقد مرکزیت و قبله گاه هایی مانند کاخ سلطنتی و یا تاج شاهی و امثال آن می باشند، در تاریخ رژیم اشکانیان از این قبیل است،  در این وبلاگ از اشکانیان به نام حکومت اشکانیان نام می برم.  شاهنشاهی،  به رژیم هایی گفته می شود،  که پادشاهی از خاندانی خاص در رأس امور است و فرزند او جانشین می شود،  در این وبلاگ ساسانیان را می نویسم شاهنشاهی ساسانیان،  پادشاهی قاجاریه، پادشاهی پهلوی.  در این وبلاگ سعی می کنم واژه ها و اسامی را با تعریف هر چند کوتاه بنویسم،  تا اندکی از درهمی های موجود در کتاب های تاریخی کم کنم،  برای اطلاعات بیشتر به لینکها مراجعه شود.  امید است عزیزان تاریخ نگار به این نوع موضوعات توجه نمایند،  و در جهت بهبود واژه های تاریخی اقدام کنند، البته توجه داشته باشند،  اینکار تبدیل به بازی با کلمات نگردد.

عکس حکاکی شاپور ساسانی و دو پادشاه اسیر،  در نقش رستم،  عکس شماره 5672 .

کلیک کنید:  موج نو در ایران

کلیک کنید:  استوانه کوروش بزرگ

کلیک کنید:  سکه های آق قوینلو و صفویه



حکومت اشکانیان

    پیش گفتار

      تاریخ یک علم است مانند همه علوم،  قوانین و فرمول های دقیق دارد،  عدم توجه به آنها نوشته های تاریخ، داستان های دروغی می شوند،  و نباید آنها را به عنوان منابع استفاده نمود.

   توجه ــ  تا تکمیل نمودن تحقیقات و پاک کردن دروغها از  تاریخ شیرین ایران،  تاریخ اشکانیان یا پارتها بطور کامل پست نمی شود،  فعلاً برای این بخش تاریخ به اینجا مراجعه شود.

 

   عکس تابوت 2000 ساله دوره اشکانی،  تابوتی از جنس سفال لعاب کاری شده،  حدوداً متعلق به سده اول میلادی،  محل کشف اوروک در جنوب عراق امروزی،  محل نگهداری بریتیش میوزیوم (موزه هنر بریتانیا)،  عکس شماره 5568.

اشکانیان یا پارتها

   ــ  اشک = اسک = اس = پاک،  مانند اس در اسلام،  اس یا اش + ک = دارای پاکی،  جهت مفهوم و اطلاع بیشتر مراجعه شود به معنی نام شهرها و روستا های ایران.  پارت = پرت = دور،  پاتیزان = دور زن،  افراد نظامی و شبه نظامی،  که در دور دست و مرز بودند.

      از نظر دید و تحقیق من،  اشکانیان یک مکتب دینی بر پایه آئین میترایی است،  که از آن دین مسیحی بوجود آمد،  اشکانیان طایفه و تیره مردمی نبودند،  از همه مردم در اشکانیان بودند.  پارتها نیز طایفه و تیره انسانی نیست،  آنها همان پارتیزانها هستند،  و از همه طوایف و تیره های انسانی را شامل می شدند.

      هخامنشیان برای حفظ حکومت و امنیت و مرزداری از جوانان قبایل بخش شمالی ایران بزرگ استفاده می کردند،  بهترین این قبایل که جوانان رشید و خوش قد بالا داشتند،  از اشکانیان بودند.  در ارتش هخامنشیان به این گارد های ویژه پارت،  بر وزن ماد و پارس می گفتند،  که بعد ها در روم تا جنگ دوم جهانی به پارتی زان معروف شدند.  در مدت زمانی که تخت جمشید ساخته می شد،  و همچنین بعد از آزادی اسرا از بابل توسط  کوروش بزرگ،  آزاد شدگان و کارگران و مردم طی دویست سال در گوشی و آرام به یکدیگر از حکومت هخامنشیان گفتند،  که چرا اختیار زمین و زمان باید انحصار خاندان و شاهنشاه باشد.  این بد گویی امری عادی است،  که امروز به دلایل رشد فکری و تکنولوژیکی،  مردم در مدت کوتاهی به آن درک می رسند،  به تاریخ و فرهنگ یادگیری رجوع شود.

      سربازان پارتی که ریشه در طایفه ای و قبیله ای خراسان بزرگ داشتند،  ترکیب عقیدتی دینی شاه خدایی ولی با ذات قبیله ای داشتند.  جمع این موضوعات تاریخی،  مردم قرن 47 خورشیدی ایرانی را به آگاهی های ویژه رساند،  که طی دویست سال از زمان هخامنشیان پیش درآمد آن بود،  که در نهایت یک انقلاب انسانی ایرانی مهمی در پی داشت.  آخرین ضربه به هخامنشیان توسط اسکندر اشکانی فرمانده پاتیزان های شاهنشاه وارد آمد،  و با سقوط تخت جمشید برای همیشه تاریخ فلسفه شاه خدایی دو هزار ساله تمام شد.

      در دوران شاه خدایی،  شاهان نمی خواستند قبایل با هم متحد یا سازمان یافته باشند،  بعد از اولین انقلاب انسانی ایرانی که مهم ترین انقلاب تاریخ جهان بود،  دوران شاه خدایی به رهبری اسکندر اشکانی فرمانده پاتیزان های دربار به هخامنشی پایان داده شد.  برای به ثمر رسیدن این انقلاب با اندازه دوران دوم هخامنشیان زمان برد،  که البته پایه گذار آن انقلاب انسانی،  کوروش بزرگ بود،  که با باز نمودن زندان بزرگ،  نجات یافتگان طی چند نسل آینده،  افکار خود را که یادگاری از گذشته های سارت دربار فرعون بود،  به مردم دوره هخامنشی منتقل کردند.  هخامنشیان واسطه ای بودند،  که گذر مهم تاریخی از ایلام یا بزرگترین دوران شاه خدایی،  به اشکانیان اولین حکومت سازمان قبیله ای گردد،  که در مهستان کامل شد.  (در واقع مهستان یا درست تر آن مغستان یا حتی بغستان است،  مکتبی فلسفی بوده،  که قدرت حکومت را از آن مردم می داند،  و پیرو عدالت و برابری بودند،  بزودی در این باره مشروح می نویسم).

      بشر در ادامه تکامل تاریخ اجتماعی وارد دوره جدیدی از تمدن گردید،  فرهنگی که در آن شاه نماینده اهورمزدا یا خدا روی زمین نبود،  و مجسمه و نام او در جایی حک نمی شد،  و کسی به او تعظیم نمی کرد.  پس از این انقلاب انسانی ایرانی اینک دینها و قبایل قدرت داشتند،  اما برای پایان دادن به نظم فکری و فیزیکی دوره شاهنشاهی حدود دو نسل زمان لازم بود،  و این تغیرات اساسی انقلاب انسانی حدود هفتاد سال به درازا کشید.  این مدت خالی از عرصه های خاص فرهنگی است،  در موزه ها و سکه ها اثرات کمی به جای مانده است،  زیرا تمدن جدیدی در حال شکل گیری بود و این فضای خالی تاریخ وسیله ای برای نفوذ دشمنان دروغ گوی فرهنگی گردید.  پس از این دوران،  از سقوط هخامنشیان تا دو نسل برای جا افتادن انقلاب انسانی ایرانی،  اولین کاری که می بایست صورت پذیرد ایجاد اتحاد ملی بین قبایل جغرافیای وسیع ایران بزرگ بود،  تا بتوانند اقتصاد دوران را بگردانند،  و از نفوذ غریبه ها به سرزمین جلوگیری شود.  بدین ترتیب چون اشکانیان قرن گذشته سابقه خدمت نظامی و کشوری داشتند،  از بقیه طایفه ها بهتر و سر آمدتر بودند،  در میان اشکانیان افرادی که بتوانند بخوانند و بنویسند وجود داشت.  توجه کنید، ما داریم برای قرن 48 خ، ا،  میگوییم،  باید با همان زمان دید،  برای این منظور مطالعه تمام وبلاگ انوش راوید پیشنهاد می شود.

       بسیاری از جوانان نسل های گذشته اشکانی،  در خدمت هخامنشیان قرار داشتند،  و با دختران آنها ازدواج کرده بودند،  و خون خود را از هخامنشیان می دانستند،  که از طرف دو سه نسل مورد احترام مردم بودند.  آنها همچنان سایه هخامنشیان را مهم می دانستند،  و از جهت دیگر سر سالاری را برایشان به ارمغان آورده بود،  که در فرصت های تاریخی نوشته ام.   تا سال 4816 خورشیدی ایرانی،  قبایل که هنوز نمی توانستند وارد تمدن سازمان قبیله ای شوند،  جنگ و گریز نظامی و فرهنگی بین آنها ادامه داشت.  در مدت 80 سال به اندازه کافی به درک رسیدند،  که تمدن سازمان قبیله ای را اختیار کنند،  یعنی اتحاد قبایل تحت پوشش و سازمان و مراتب،  جهت درک و اطلاع به ساختار های تاریخی اجتماع مراجعه شود.  در کتاب های تاریخ موجود ضد و نقیض و گزافه گویی های فراوان وجود دارد،  که هیچ کدام آنها از تاریخ جامعه شناسی و علم جغرافی ـ تاریخ بهره نبرده اند،  و می بایست در این بخش کار های بسیاری برای باز نویسی تاریخ انجام شود. 

      در تاریخ به اشک های شماره دار بر می خوریم،  اولی ارشک رئیس طایفه ای بود که قبایل دیگر خراسان را تا حدودی متحد کرد،  توجه شود این غیر از اسکندر اشکانی است که فرمانده پارتی زانها بود.  سپس تیرداد اول که در تاریخ های دروغی شهر های بزرگ چون آساک و هکاتم پلیس را به او نسبت می دهند،  و نیز گفتن شاه بزرگ.  اردوان که سومین اشک است یا ارتبان اول، جنگ و گریز دروغی با بازماندگان دروغی سلوکی را در دوران او نوشته اند،  او مانند پدرش به مرکز ایران علاقه داشت.  فری پاپت و سپس فرهاد اول که آنها برای اتحاد قبایل ایران بزرگ کار های فرهنگی بزرگی انجام دادند.  مهرداد اول یا اشک ششم، در این زمان توده مردم در ادامه انقلاب انسانی برای بدست آوردن اولین تمدن سازمان قبایل دینی و دمکراسی و مردم سالاری و با تلاش مهرداد اول بزرگترین فرهنگ زمان را پیش بردند.  علاقه مندی به اندیشه های فلاسفه بزرگی نظیر آرشیت و ورتا در دوران بعد از هخامنشیان و بر اساس تعالیم این دو فیلسوف، مردم سالاری در ایران به شکلی نوین اجرا شد.

   توجه ــ  جملات فوق ممکن است کمی سنگین باشند،  برای بهتر متوجه شدن،  مطالعه و پیگیری تمام وبلاگ پیشنهاد می شود.

      مهرداد یکم در 4817 خورشیدی ایرانی،  در اجتماع بزرگان ایران اعلام کرد که تصمیم گرفته است،  کشور دارای یک قانون لاتغییر (اساسی) شود تا حقوق و تکالیف همه در آن روشن باشد.  این تصمیم مهرداد مورد تایید حاضران در نشست قرار گرفت و ایران دارای دو مجلس شد،  یکی اعضای خاندان سلطنتی و اشراف و بزرگان و دیگری روسا و نمایندگان قبایل،  مجموعه آن دو را مغستان یا مهستان می گفتند (مه به کسر «میم» به معنای بزرگ).  انتخاب ولیعهد از میان شاهزادگان، اعلان جنگ و پیشنهاد صلح، بسیج نیرو، عزل شاه در صورت دیوانه شدن و بیماری ممتد و ...، تغییر اشل مالیاتها و صدور دستور ضرب سکه با تصویر تازه،  تعیین شاهان ارمنستان،  تایید تشریفاتی (ضمنی) شاهان پارسی تبار (از دودمان هخامنشیان) سرزمین پنتوس (منطقه ساحلی جنوب دریای سیاه در آناتولی به پایتختی شهر سینوپ) و انتصاب فرمانده کل ارتش برای یک دوره معین و یا مدیریت جنگ از جمله اختیارات مهستان بود.  مهستان در موارد متعدد شاهان اشکانی را جابجا می کرد،  و در عین حال حامی سنت های بومی مناطق مختلف ایران بود.  در آنجا صدای همه اقوام ایرانی شنیده می شد،  به علاوه در این دوره ایالات دور دست،  ارمنستان و پنتوس خود مختار بودند،  و لذا ایجاب می کرد که مهستان (مغستان) وجود داشته باشد،  تا سخن آنها نیز در آنجا شنیده شود.  ارد بزرگ متفکر برجسته ایران می گوید:  مهستان ، برآیند خرد مردم آزادی خواه ایران بود.   آن زمان یونان و روم در اختیار فرماندهان نظامی دست به دست می شد.  جالب است بدانیم مورخان امروز ایتالیا سعی می کنند به دروغ مهستان ایران را اقتباس ایرانیان از رومیان بنامند!  حال آنکه ایجاد مهستان (4820 خورشیدی ایرانی ـ 2181 سال پیش) هنوز دولت روم با ایران همسایه نشده بود،  و دوران نوزادی خویش را طی می نمود.

      تمدن و فرهنگ در زمان اشکانیان تغییرات اساسی نمود و روح خشن و کشتاری میان رودان به صفا و صمیمیت و عدالت و تجارت تبدیل شد،  و داشتن دین و مذهب آزاد بود،  که در این زمان مذاهب گوناگونی به وجود آمد و یا گسترش یافت.  شهر های آباد بوجود آمدند،  نوشتن های پراکریت و خط خروشتی و پهلوی،  زبان های، سغدی، سکائی، پهلوی، اوستیایی، تخاری، اشکی، و لهجه های مختلف رایج بود.  در این دوره تجارت آزاد رونق گرفت و دوران پول وسعت یافت،  مسکوکات طلا، نقره و نیکل رایج شدند،  در بازار ها انواع پارچه های ابریشمی، ململ، ادویه، شیرینی، اشیای فلزی و مسی و نقره، جواهرات و غیره در معرض داد و ستد قرار گرفتند.  راه های تجارت به چین و هند از بدخشان و دره واخان و خیبر، یار کند و سیستان، فرغانه و کاشغر، رونق گرفتند،  و صادرات شامل جواهرات و سنگ های قیمتی،  واردات ابریشم، لاک، طلا، نقره، نیکل.  در تمام راه ها کاروان های تجاری به حرکت در آمدند،  و با شکلی آرام و خاموش فرهنگ و عقاید،  صنایع و صنعت فلز کاری و چوب اوج گرفت، هنر و ادب، موزیک و موسیقی، رقص و آواز شکوفا شد،  طبل و ساز، دهل و توله و رباب برای همگان ساخته شده و به جشن های ایرانی رفت.  سایر شئونات اجتماعی به رشد تولید و بهره برداری رسید،  تیر و کمان، نیزه و شمشیر، قمه و ژوبین، زره و سپر سواره و پیاده در میدان جنگ اراده و پیل هم بکار می رفت.

ادامه دارد و باز نویسی می شود.

کرونولوژی اشکانیان

   ــ  حدود 4354 خورشیدی ایرانی،  سلسله هخامنشیان در ادامه انقلاب انسانی ایرانی منقرض شد.

   ــ  از 4354 تا 4738 خ.ا،  دوران باز سازی جدید تاریخ ایران توسط مردم به رهبری اسکندر اشکانی و طوایف اشکانی.  برای این دوره تحقیقات توسط انوش راوید و بانو پرنیان حامد در اینجا ادامه دارد.

   توجه ــ  تا تکمیل نمودن تحقیقات و پاک کردن دروغها از  تاریخ شیرین ایران،  تاریخ اشکانیان یا پارتها بطور کامل پست نمی شود،  فعلاً برای این بخش تاریخ به اینجا مراجعه شود.

عکس سر مجسمه از دوران اشکانیان،  عکس شماره 4426 .

کلیک کنید:  هلنیسم دروغی دیگر

کلیک کنید:  دمکراسی، فدرالیسم، حزب

کلیک کنید:  تاریخ ورود نام های عربی به ایران

سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

    جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران:  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ و حمله های عرب، مغول، تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

http://ravid.ir    و   http://arq.ir

تاریخ ارسال: یکشنبه 3 آذر‌ماه سال 1392 ساعت 03:35 ب.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

وبسایت ارگ انوش راوید