X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

چند مطلب خواندنی 149

چند مطلب 149

   عکس جلد کتاب تصاویر های سه بعدی شاهنامه فردوسی،  که توسط آیدین سلسبیلی،  به روش واقع نمایانه و سه بعدی تصویر سازی شده است،  عکس شماره 2601.

 گوت یا سیاه چادر

      گوت یا سیاه چادر،  به زبان های بختیار و سنگسری = گوت،  گوتها همان عشایری هستند،  که در هزاره چهار و پنچ خورشیدی ایرانی،  به اروپا کوچ کردند،  و تا اسپانیا رفتند،  به تاریخ اقوام ایرانی مراجعه شود،  سیاه چادر همانا خانه عشایر است،  که بایستی ضمن استحکام و ماندگاری در برابر تابش آفتاب و سرما،  از ساکنین چادر در مقابل خطرات گوناگون محافظت کند.  گوت یا سیاه چادر عشایر ایران،  از پشم بز بافته می ‌شود،  ولی متأسفانه از ابتدای قرن 21،  این هنر دارد از بین می رود .

   عکس تاریخی از سیاه چادر یا گوت،  در جاده هراز حدود 1310 خورشیدی،   گوت = چادر سیاه،  یا عشایر چادر سیاه ایرانی،  عکس شماره 1225.

      تقسیمات داخلی سیاه چادر همسان معماری ایرانی است،  فضای داخل چادر را به محل میهمانان،  خانواده و آشپزخانه تقکیک می ‌کنند .  دست بافته‌ها و آویزه ‌های بسیاری،  که دارای نقش و رنگ هستند،  در داخل چادرها کاربرد دارند.

هولوکاست عجیب ایرانی

توسط شخصی و عده ای ادعا شده است،  که در ایران هولوکاست اتفاق افتاده است،  و 9 تا 10 میلیون ایرانی،  یعنی نیمی از جمعیت،  طی سال ‌های ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ با وجود اعلام بی ‌طرفی ایران در جنگ جهانی اول،  به دست انگلستان کشته شده اند.  یکی از این ادعاها کتاب «قحطی بزرگ» نوشته‌ دکتر محمد قلی مجد است،  استناد او به اظهارات شاهدان،  و برخی اسناد تاریخی در دسترس بوده است،  ولی در هر صورت مستندات کافی ندارد.

   نقد و ایراد این ادعا

   ۱ ــ  هولوکاست به نسل ‌کشی و کشتار برنامه ‌ریزی شده انسان‌ها به دلایلی خاص اطلاق می‌ شود،  که در این مورد اصولاً این نام وجاهت ندارد.  همچنین عکس مربوط به این ادعا جعلی و مربوط به نسل‌ کشی ارامنه در دولت عثمانی است.

   ۲ ــ  در تاریخ فوق در ایران سیستم آمارگیری شکل نگرفته بوده،  و تمامی آمار های موجود بر اساس شاخص‌ها و برآورد های بعدی است.  طبق برآورد رسمی مرکز آمار ایران،  کل جمعیت ایران در آن سال‌ها بین نه تا ده میلیون نفر بوده است،  لذا بر اساس این ادعا تعداد مرگ و میر،  بیش از جمعیت ایران ذکر شده است.

   3 ــ  تمامی این ادعا های غیر مستند،  از همان کتاب قحطی بزرگ سرچشمه می ‌گیرد،  این کتاب بنا به ادعای نویسنده اش،  از اسناد منتشر شده‌ امریکا نشأت گرفته،  اما مرجع علمی آن را تأیید نمی‌ کند.  اسناد طبقه ‌بندی شده‌ بریتانیا (همان ‌گونه که از نامش پیداست) اصولاً قابل دسترسی برای ایشان نبوده.  همچنین مورخ دیگر بر اساس مستندات دیگر،  این نظرات را تأیید نکرده،  و البته نوشته است،  مستند داخلی از مجموعه‌ مورخان و نویسندگان ایرانی در آن سال ‌ها موجود نیست.

   4 ــ  استفاده مجد از خاطرات پدرش،  محمدعلی مجد،  مرز های بین خاطره و تاریخ را کمرنگ کرده،  و هدف مستقل بودن تاریخ را زیر سؤال می برد،  ولی او این کار را خیلی خلاقانه انجام می دهد،  برخی نقل قول های خانوادگی او به روایت های کتاب ضربه می زند.

   5 ــ  بعضی وب های داخلی،  مانند دکتر مجد،  دول انگلیس و امریکا را مسئول لاپوشانی این آمار دانسته اند،  و معتقدند رقم واقعی بیش از این بوده است،  اما به جهت ممانعت از تعقیب قضایی در دادگاه‌ های بین‌اللملی،  هیچ ‌گاه منتشر نشده است.  برای این ادعا نیز مستندات کافی ارائه نشده،  و گویا بر توهم توطئه و سیاسی‌ کاری تکیه شده است.

   6 ــ  برخی منتقدان کتاب دکتر مجد،  تحقیقات او را جهت ‌دار و فاقد بی ‌طرفی دانسته ‌اند،  آنها او را متهم کرده‌ اند،  که اسنادی را انتخاب کرده،  که به شکلی جهت ‌دار حرف او را اثبات کند،  و کل اسناد موجود را استفاده نکرده است.

   7 ــ  در تاریخ شفاهی ما نیز به این مسئله اشاره نشده است،  در واقع کشته شدن نیمی از مردم یک کشور در حافظه ملت خواهد ماند،  و سینه به سینه نقل خواهد شد.

   8 ــ  شایان ذکر است،  که قرارداد معروف ۱۹۱۹ با انگلیس،  تقریباً همزمان با این ادعا اتفاق افتاده،  و یک پای این قرارداد ننگین هم دولت بریتانیا بوده است.  این واقعه به صورت کامل در تاریخ آمده،  و بزرگانی همچون:  مصدق، دولت آبادی، مشیرالدوله و عبدالله مستوفی،  در این باره مبارزاتی داشته اند.  چگونه وقتی ریز اتفاقات این قرارداد کاملاً موجود است،  با وجود چنین افراد با سابقه ای در آن دوران،  چنین فاجعه ای با این ابعاد از خاطرات و اسناد محو شده باشد.

    گرچه در خاطرات برخی از آنها به قحطی در آن ایام اشاراتی شده،  اما ارقام ابداً به چند میلیون نزدیک نیست.  همچنین باید گفت کشور پهناوری همچون ایران،  همواره بستر قحطی‌ های منطقه‌ ای و محدود بوده است،  لذا خاطرات غیر مستند را نمی‌توان به کل کشور تعمیم داد.

   9 ــ  تا 1320 شهر های بزرگ ایران محتاج تولیدات شهر های کوچک و روستا بودند،  و شبکه تولید و توزیع در درازای تاریخ بصورت مردمی شکل گرفته بود،  و ایران نیاز به واردات کلی مواد غذایی نداشت،  که هیچ،  بلکه یکی از عمده صادر کنندگان گوشت و لبنیات بود.  در روستاها و شهر های کوچک،  که بیش از 90 درصد جمعیت ایران را تشکیل می دادند،  بدلیل دوری از یکدیگر،  و نداشتن راه های ارتباطی مناسب،  شرایط زندگی خودشان را داشتند،  و کمتر به یکدیگر و مراکز وابسته بودند.

   10 ــ  مسلماً در این سال‌ها مرگ و میر های جدی ناشی از قحطی و بیماری‌ های واگیر وجود داشته است،  که این قحطی جدای از وقوع جنگ جهانی اول ناشی از عوامل طبیعی همچون خشک‌ سالی نیز بوده است.  نمی‌توان نقش عوامل اشغال کننده از جمله روسیه و انگلیس را در کمبود غذا و دارو نادیده گرفت،  به نظر می‌رسد این نُه میلیون چند تایی صفر اضافه دارد.

   11 ــ  اگر ایران قبل از جنگ جهانی دوم 20 میلیون جمعیت داشت،  باید اثرات شهر نشینی و اداری آنها وجود می داشت،  ولی اثرات تاریخی جمعیتی 8 تا 10 میلیون بخوبی دیده می شود....

   عکس یک کاروانسرا در حدود 1310 خورشیدی،  عکس شماره 1236.  این عکس بخوبی نشان می دهد،  که تجارت و تبادل کالا در ایران چگونه بوده است،  مشروح در تاریخ بازرگانی در ایران،  و همچنین در تاریخ حمل و نقل در ایران.

جنگ چریکی پروکسی ها

      فیل + (تر) شکن هایی که مستقیم توسط سازمان سیا،  صدای آمریکا، رادیو فردا، صدای آلمان و...،  و نیز سایت های ایرانی از چپ و راست،  آدرس میدهند،  ساخته سازمان سیا است،  کلیه مراسلات اینترنتی شامل گفتگوی ویدیوئی، عکس و غیره در روی سرور های کامپیوتر سازمان سیا در آمریکا ضبط می شود،  و از میان تریلیون ها اسرار توسط ماشین جستجوی مخصوص،  در مدت چند ثانیه پیدا میشود،  سپس با نظارت مامورین ان آی سی مورد بررسی قرار می گیرند،  و برای کار دوایر سازمان های جاسوسی سیا به کار گرفته می شوند.  در استفاده از آنها،  تأمل کنید، هوشیار باشید، دقت نمایید.

   عکس های:  ادوارد اسنودن، جولیان آسانژ،  برادلی منینگ،  آمریکایی هایی،  که اولین قدم را برای افشا بخش کوچکی از اسرار و پنهان های دولت آمریکا برداشتند،  عکس شماره 5861.

      در همه ممالک سرمایه داری غربی،  مردم آزادند،  که برای رفع گرسنگی به نمایشات اعتراضی بپردازند،  و تقاضای نان کنند،  و تا دم دروازه کارخانه های تولید نان بروند،  و شعار دهند ما نان می خواهیم.  ولی حق ورود به کارخانه،  و تصاحب آن و نان هایش را ندارند،  از پشت ویترین ها تا دلشان می خواهد،  می توانند به صورت دموکراتیک و بدون خشونت شعار دهند،  و به نان های خوشمزه نگاه برادرانه کنند،  تا دلشان آب شود.  به این می گویند تعریف آزادی و دموکراسی غربی،  این نظریه متعلق به آقای جان استوارت میل،  نظریه پرداز بزرگ لیبرالیسم سرمایه داری است.  وی به شما حد و حدود تان را نشان می دهد،  آزادی مال شماست،  نان مال صاحب مغازه.  اگر از این حد تجاوز کنید،  می شوید تروریست و خشونت طلب و مستبد،  او می گوید:  پس مرگ بر نان که تولید کننده استبداد است.

عکس نوزاد معلول شیمیایی در کشور عراق،  عکس شماره 6295.

      امپریالیستها،  و در راس آن امپریالیست آمریکا،  در عراق جنایات بیشماری کردند،  که انسان قادر به بیان آن همه کشتار و ویرانی ضد بشری نیست.  آنها حتا توسل به بمب های شیمیایی جستن،  تا اراده مقاومت مردم عراق را درهم کوبند.  کشتار مردم فلوجه با توسل به فسفر سفید،  ادامه کشتار مردم ویتنام و نوار غزه است،  که تاریخ از آن به زشتی یاد کرده و می کند.  امپریالیسم ننگی بر تاریخ تمدن است،  به امید روزی که استعمار و امپریالیسم و عوامل آنها نابود شوند و تمدن جدید جایی نداشته باشند.

هیزم شکن ترسو

    هیزم شکنی بالای رودخانه مشغول قطع کردن یک شاخه درخت بود،  تبرش  تو رودخانه افتاد.  وقتی در حال گریه کردن بود،  یک فرشته آمد و ازش پرسید:  چرا گریه می کنی؟  هیزم شکن گفت:  تبرم توی رودخونه افتاده.  فرشته رفت و با یک تبر طلایی برگشت،  و از هیزم شکن پرسید:  آیا این تبر توست؟  هیزم شکن جواب داد:  "نه"  فرشته دوباره به زیر آب رفت،  و این بار با یک تبر نقره ای برگشت،  و پرسید:  آیا این تبر توست؟  دوباره هیزم شکن جواب داد:  "نه".  فرشته باز هم به زیر آب رفت،  و این بار با یک تبر آهنی برگشت و پرسید:  آیا این تبر توست؟ جواب داد:  آره.  فرشته از صداقت مرد خوشحال شد،  و هر سه تبر را به او داد،  و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد.

      روزی دیگر هیزم شکن وقتی داشت،  با زنش کنار رودخانه راه می رفت،  زنش توی همان رودخانه افتاد.  هیزم شکن داشت گریه می کرد،  که فرشته باز هم آمد و پرسید،  که چرا گریه می کنی؟  اوه فرشته،  زنم افتاده توی آب.  فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت،  و پرسید:  زنت اینه؟  هیزم شکن فریاد زد:  آره!  فرشته عصبانی شد.  " تو تقلب کردی، این نامردیه "  هیزم شکن جواب داد :  اوه، فرشته من منو ببخش،  سوء تفاهم شده،  می دونی،  اگه به جنیفر لوپز "نه" می گفتم،  تو می رفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی،  و باز هم اگه به کاترین زتاجونز "نه" میگفتم،  تو می رفتی و با زن خودم می اومدی،  و من هم می گفتم آره،  اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی.  اما فرشته،  من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم،  و به همین دلیل بود،  که این بار گفتم آره.

   عکس قدیمی یک هیزم شکن از روستای چلاسر و جل،   با تبر دست ساز محلی،  عکس شماره 1261.

قدیمی ترین تمبر ایران

   در سال 1247 خورشیدی برابر با 1868 میلادی،  و در دوره ناصرالدین شاه قاجار،  اولین سری تمبر رسمی ایران،  معروف به باقری،  در بلوک چهار تایی و بدون دندانه در قیمت های،  یک، دو، چهار و هشت شاهی،  با نشان رسمی دولت ایران،  که شیر و خورشید بود چاپ شد.

انسان فلورسی

      انسان فلورسی با قامت 90 سانتیمتری،  با نام علمی  Homo floresiensis گونه ‌ای منقرض‌ شده از انسان است.  بازمانده‌ هایش در جزیرهٔ فلورس کشور اندونزی به دست آمده ‌است.  کم‌ترین قدمت نمونه‌ های به دست‌ آمده حدود ۱۲۰۰۰ سال است.

   عکس جمجمه فلورسی در موزه تاریخ طبیعی آمریکا،  عکس شماره 7154،  جهت اطلاع بیشتر در جستجوها بنویسید Homo floresiensis.  جهت دیدن عکس های از مردم کوتله کنگو و آفریقا،  در اینترنت بنویسید Pygmy peoples.

کاوش های جدید در ایران

عکس کاوش‌ های باستان‌ شناسی

   عکس کاوش‌ های باستان‌ شناسی،  که از سه هفته پیش در میانه زاگرس میانی،  در محوطه  کله چندار در شمی شهر ایذه استان خوزستان آغاز شده،  و منجر به کشف ساختار های معماری نیایشگاهی احتمالا به ۲۲۰۰ سال پیش،  و به دوران ایلیمایی‌ شده است،  مشروح در اینجا،  عکس شماره 6223.

 فرهنگ کهن خراسان بزرگ 

عکس هایی از قبر های کشف شده 3700 تا 4200 سال قبل،  عکس شماره 6224.

      بیش از ۱۴ گور،  که متعلق به حدود ۴ هزار سال پیش می باشند،  در محوطه ‌ای بنام «چلو» در سه کیلومتری شهر سنخواست،  شهرستان جاجرم استان خراسان شمالی،  کشف شدند،  و سر از خاک تاریخی بیرون آوردند.  همراه آن ‌ها اشیائی دفن شده بود،  که پرده از راز فرهنگی بزرگ و بین‌المللی،  در شمال و شمالی شرقی ایران برداشت.  جهت اطلاع بیشتر در جستجو ها بنویسید:  کشف قبر های 4000 ساله در محوطه چلو.

سنگ های جالب ایکا

      ایکا نام شهری است،  که مرکز استان کواستال می باشد،  و در 300 کیلومتری شهر لیما پایتخت کشور پرو قرار دارد.  این شهر در حاشیه بیابان آتاکاما و نزدیک رودخانه ایکا بنا شده است،  جایی میان کوه و اقیانوس آرام،  و فاصله چندانی با نازکا ندارد.  در این شهر سنگ هایی یافت شده اند،  که به سنگ های ایکا معروف شده اند،  و از آثار باستانی ایکاست.  اکثر طرفداران نظریه فرازمینی ها با آن آشنایی دارند،  اما داستان این سنگ ها از نظر محققان بسیار مخدوش است،  زیرا غربیها نمی خواهند بگویند،  که مردمی از تمدن کهن جی،  آشنایی کامل با پیدایش و تاریخ زمین داشتند،  و آنها این علم و داستانها را در گذشته های دور تر به پرو منتقل کردند.

   عکس سنگ های ایکا،  عکس شماره 7067.  آنها در واقع مجموعه ای از سنگ های اندوزیتی هستند،  که سطح آنها پوشیده از تصاویر دایناسورها و فناوری پیشرفته است،  و آن را متعلق به عهد باستان می دانند.  همان طور که در تصاویر نیز پیداست،  اندازه سنگ ها متفاوت است.  مطابق ادعای هایی  سنگ ها را در حوالی شهر های اکوکاجی و ایکا یافت شده اند.  جهت اطلاع بیشتر در اینترنت بنویسید:  سنگ های ایکا یا به انگلیسی:   ica stones،  ولی تمدن کهن جی و کلنی نشین های این تمدن در ایرلند و انگلستان و دیگر نقاط جهان را بخاطر داشته باشید،  قبلاً در اینباره زیاد نوشته ام.

   ــ  دایناسور = دایو = دیو + نا = زیاد + سور = بزرگ، جشنواره،  در کل می شود دیو بزرگ بزرگ، این واژه نشان می دهد در تمدن کهن جیرفت،  از دایناسور شناخت کامل داشتند.

بندهشن یا بندهش

      بُنْدَهِشْن نام کتابی به زبان پهلوی است،  که تدوین نهایی آن در سدهٔ سوم هجری قمری رخ داده ‌است،  نام این کتاب در فارسی به صورت بندهش هم آمده ‌است.  نویسنده (تدوین‌ کنندهٔ نهایی) آن «فَرْنْبَغ» نام داشت،  «بندهشن» به معنی «آفرینش آغازین» یا «آفرینش بنیادین» است.  نام اصلی کتاب احتمالاً «زندآگاهی» به معنی «آگاهی مبتنی بر زند» بوده ‌است،  چنان که در ابتدای متن کتاب آمده‌ است،  این خود می‌ رساند،  که نویسنده اساس کار خود را بر تفسیر اوستا قرار داده ‌است.

      مطالب کتاب در سه محور اصلی است:  آفرینش آغازین،  شرح آفریدگان،  نسب‌نامهٔ کیانیان.  از این کتاب دو تحریر موجود است،  اولی موسوم به بندهشن هندی،  که مختصرتر است،  و دومی موسوم به بندهشن بزرگ یا ایرانی،  که مفصل‌تر است.  صفت هندی یا ایرانی از آن رو بر آن ‌دو نهاده شده ‌است،  که نسخ اولی در هند استنساخ شده ‌است،  و نسخ دومی در ایران.  جهت کتاب بندهش در جستجو ها بنویسید "دانلود کتاب بندهش"،  و این کتاب را دانلود نمایید،  یا در مقابل مراکز دانشگاهی شهر های بزرگ،  کتاب یا  DVD کتابها منجمله بندهش را بخرید.

   عکس شماره 7070 ،  عکس چپ،  جلد کتاب متن کامل بندهشن،  ترجمه مهرداد بهار.  عکس راست،  زنده یاد ملک مهرداد بهار،  تولد ۱۰ مهر ۱۳۰۹ - مرگ ۲۲ آبان ۱۳۷۳ ،  پنجمین فرزند ملک‌الشعرای بهار،  او یکی از انبوه نویسنده و پژوهشگر ایران بود.  در این وبلاگ از مهرداد بهار بسیار نام می بریم،  لازم دیدم یادی از او کنم،  جهت اطلاعات بیشتر در جستجوها بنویسید "ملک مهرداد بهار".

    داستان آسیاب های خفته در خاک

      در گذشته مردم برای آرد کردن گندم،  از آسیاب های بادی یا آبی استفاده می ‌کردند.  در مناطقی که رودخانه و جریان آب مناسب و فراوان وجود داشت،  از آسیاب های آبی برای آرد کردن گندم و جو استفاده می ‌شد.  در یکی از ییلاق های معروف چلاسر و جل بنام جنت رودبار،  با توجه به اینکه دارای سرچشمه‌ های فراوان و رودخانه‌ دائمی چالکرود است،  در گذشته سه آسیای آبی در راستای رودخانه وجود داشت،  که با جریان آب کار می کردند،  و گندم اهالی روستا های اطراف را آرد می‌ کردند.  اولین آسیاب بالا دست رودخانه بود،  که اکنون بقایای دیوار های فروریخته آن باقی مانده است.  سنگ این آسیاب،  سنگ بزرگی بود،  که نیمه شکسته یکی از آنها هنوز هم در کنار ساختمان و دیوار های فرو ریخته آسیاب به چشم می‌ خورد.  این آسیا در کنار رودخانه قرار دارد،  و در گذشته از فاصله ‌ای حدود دویست تا سیصد متر بالاتر،  آب را به یک جوی مخصوص هدایت می ‌کردند،  تا به سمت آسیاب رفته و پره‌ های چوبی را به حرکت درآورد.  آسیاب دوم به آسیاب وسط یا آسیاب داخلی معروف بود،  در بالا دست روستا قرار داشت،  و آب از ارتفاع حدود دو تا سه متر به پایین می ‌ریخت،  و سنگ آسیاب را به حرکت در می‌ آورد.  آسیاب سوم هم کمی پایین تر از آسیاب وسط قرار داشت،  که ساختمان آن تا سال‌ های اخیر موجود بود،  و اکنون آن نیز خراب شده است.

      سیستم آرد کردن گندم،  به این صورت بود،  که در بالای سنگ آسیاب سکویی بود،  و به ظرفی چوبی ختم می‌ شد،  که شیب کمی داشت،  و مقدار زیادی گندم را در آن می ‌ریختند،  در انتهای این ظرف شیب‌دار،  ناودانی چوبی بود،  که گندم را کم‌کم به بین سنگ ‌های آسیاب هدایت می‌ کرد،  و سنگ ‌بالایی آسیا توسط نیروی آب،  که با فشار به پره‌ های چوبی تعبیه شده در زیر آن برخورد می ‌کرد،  به حرکت درمی ‌آمد،  و گندم را آرد می ‌کرد.  سنگ زیرین نیز ثابت بود و سنگ بالایی متحرک،  و تمام فشار و سنگینی هم روی سنگ پایینی بود،  ولی سنگ بالایی همواره در حال چرخش صدا تولید می کرد،  گویی همواره در حال شکوه و شکایت بود،  و گویا ضرب المثل معروف "مرد آن است که در کشاکش دهر،  سنگ زیرین آسیا باشد"  از اینجا گرفته شده.

عکس بخشی از آسیاب های خراب شده ایرانی،  عکس شماره 6339.

      مزد آسیابان هم سهمی از همان آردی بود،  که صاحب گندم آرد می ‌کرد،  و مقدار آن در دوران مختلف متفاوت بوده است.  از طرفی هنگام آرد کردن گندم،  غباری که از آرد بر می ‌خواست،  و آرد بسیار نرم و مرغوبی بود،  و در کناره‌ ها و پشت سنگ آسیا جمع می ‌شد،  هم متعلق به آسیابان بود،  به هر حال آسیابانی شغل سخت و کم درآمدی بود.  وقتی که آسیاب تازه ساخته شده،  یا سنگ آن بر اثر چرخش مداوم فرسوده می شد،  لازم بود که سنگی جدید برای آن فراهم شود.  ابتدا سنگی مناسب از نظر جنس و استحکام برای آن در کوه در نظر می‌ گرفتند،  و سنگتراشی در همان محل آن را تراش می‌داد،  و به شکل و اندازه مورد نظر در می‌ آورد.  وقتی سنگ آماده می‌ شد،  روزی تعیین می ‌گردید و تعدادی حدود چهل نفر از مردان قوی هیکل روستا،  چوب بزرگ و محکمی را برداشته،  و به محل سنگ می‌ رفتند،  و چوب را از سوراخ وسط سنگ رد کرده،  و آن را طی مراسمی با صلوات و ذکر نام خدا و... تا محل آسیاب حمل کرده،  و آن را در جای خود نصب می ‌کردند.

      از معایب آسیاب های آبی قدیمی،  این بود که کار به کندی صورت می ‌گرفت،  مثلا برای آرد کردن یک خروار گندم،  معادل سیصد کیلو،  بیشتر از یک شبانه روز زمان لازم بود.  آسیاب های برقی و موتوری جدید،  این کار را بسیار سریعتر انجام می‌ دهند.  اما یکی از عیب بزرگ آسیاب های برقی این است،  آردی که تولید می ‌کنند،  چون با سرعت تولید شده،  بر اثر اصطکاک داغ می ‌شود،  و روغن گندم و بسیاری از مواد مغذی و ویتامین ‌های موجود در آن،  بر اثر این حرارت از بین می ‌رود،  اما این مشکل در آسیاب های آبی وجود نداشت،  و نان تهیه شده از آردی،  که از آسیای آبی گرفته شده بود،  طعم و مزه و کیفیت بهتری داشت.

      تا نیم قرن پیش پختن نان یکی از کار های روزمره زنان زحمت کش روستا بود،  با ایجاد نانوایی ‌های امروزی،  پختن نان کم کم حذف شد،  و بصورت تفننی درآمده است.

داستان موش و مشکل

      موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید،  به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد ... همه گفتند:  تله موش مشکل توست،  به ما ربطی ندارد.  ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید،  از مرغ برایش سوپ درست کردند،  گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند،  گاو را برای مراسم ترحیم کشتند،  و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد،  و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر می کرد ....!!

عکس موش،  عکس شماره 7183 .

 کلیک کنید:  ایران خاستگاه آریاییها

کلیک کنید:  دروغ نبرد کاغذی ملازگرد

کلیک کنید:  چند داستان بود و نبود ایرانی

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

    جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران:  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ و حمله های عرب، مغول، تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

http://ravid.ir    و   http://arq.ir

تاریخ ارسال: دوشنبه 27 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 10:31 ق.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

وبسایت ارگ انوش راوید