X
تبلیغات
نماشا
رایتل

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

چند مطلب و پرسش و پاسخ

چند پرسش و پاسخ

   پرسش:  در ارتباط با پیشینه شهر سمیرم در وبلاگتان پرسشی شده بود،  که به نظر این حقیر به احتمال زیاد میتواند به معنی نصف رم معنی شود،  semi+rom ،  در ارتباط با شهر اصفهان امروزی که فاصله کمی از سمیرم دارد هنوز آن را نصف جهان می نامند، در شاهنامه در زمان گشتاسب پس از آنکه گشتاسب نزد قیصر روم جایگاه می یابد  قیصر روم قصد باج خواهی از ایران را که در دست لهراسب بوده می کند و از ایان به عنوان نیمه دیگر جهان یاد می کند،   مطلب دیگر که این فرضیه را که سمیرم می توانسته شهر رم باستانی و یا نیمی از آن بوده باشد (یعنی نیمه دیگر اصفهان بوده که سمیرمی دیگر بوده) از آن روی قوت می گیرد که تمامی راه های ایران در گذشته و حتی امروز از مسیر سمیرم و اصفهان می گذرند و می دانیم که رم باستانی به این معروف است که تمامی راه ها به رم ختم می گردد.

   پاسخ انوش راوید:  امروز در ایران برای تمام علوم،  نیاز به نظریه پردازی های علمی داریم،  همیشه در وبلاگ از این موضوع مهم گفته و نوشته ام.  نباید بخاطر کمی داده ها و دانشها،  نظریه پردازی علمی فراموش شود،  در ضمن همیشه خواسته ام،  که اشخاص متخصص و علاقمند،  نسبت به نظریه های ارائه شده تحقیق و تحلیل کنند،  تا در نهایت دو نتیجه گرفته شود:  اول دانش مربوطه ایرانی گردد،  دوم اندیشه پروری ایرانی رشد کند.

      آنچه که از سمیرم می دانم:  ابتدا بگویم،  بعضی آنرا کمیری ها می دانند،  که اروپا را در نوردید،  به تاریخ نیک مراجعه شود.  دوم سم همان شم است،  یعنی بالا مانند شمال، شمس، شمیران،  که سمیرم می شود روم بالا یا روم بالایی.

      حال رومیان چه کسانی بودند،  که تمدن برتر داشتند،  و توانستند براحتی به قبایل اروپایی مسلط شوند،  من حتی اتروسک ها را رومی اولیه می دانم.

   یک پیش نظریه:  می دانیم حدود 4500  سال قبل تمدن جیرفت،  طی یک دوره 200 ساله از بین رفت،  هنوز تحقیق و تحلیل درستی انجام نشده،  که این تمدن چرا از بین رفت.  درست بعد از پایان این تمدن،  تمدن های بین النهرین و مصر دور جدید را آغاز کردند،  و در جاهایی از تاریخ داریم،  که ساکنان غرب خلیج فارس همان جیرفتیها بودند.  بسیاری از داستان های دینی مانند آوارگی 40  ساله در صحرای سینا،  فقط می تواند از افسانه های تمدن جیرفت باشد،  زیرا صحرای سینا که در مصر است،  آنقدر کم وسعت است،  که  40 سال آوارگی امکان ندارد،  ولی صحرای سینای ایران (صحرای چین استان یعنی تمام دو بیابان و کویر ایران وسیع است،  که براحتی می شود ملتی در آن 40 سال سرگردان باشد.  اما در اینجا فقط یک مسئله است،  در تمدن جیرفت اسلحه و لشکر و جنگ جایی ندارد و پیدا نشده است،  اما در تمدن های بین النهرین و مصر برعکس است،  ولی در تمدن جیرفت فکر و اندیشه و بازی های فکری پیدا شده است.  این را برای این نوشتم که بدانیم یک تمدن برتر 4500 سال پیش حرکت کرده،  و از آنجا پخش شده است.  آیا رومیها از اینها بودند؟،  یا آیا بنا بگفته هایی روم به معنی شهر است؟  این چند جمله کوتاه بالا یک پیش نظریه است،  برای اینکه یک نظریه علمی شود،  باید روی آن کار علمی زمان بر،  برابر فاکتور های نظریه شود،  سپس بلکه بتوان آنرا بعنوان علم مطرح کرد.

   یادآوری،  تمدن جیرفت شامل شهر سوخته، جیرفت، تل یحیی و شهداد و... می باشد.

   عکس آخرین نمد مال شهر سمیرم در 1387 خورشیدی،  عکس شماره 5712 .  او برایم تعریف کرد که بیست سی سال پیش،  در این شهر بیش از یکصد کارگاه نمد مالی وجود داشت،  و امروز او آخرین نفر است!!!  

   پرسش:  در مورد دروغ بودن حمله مغول چند نظرم دارم:

  1- در نواحی تفرش و بلاخص خمین نوادگان مغول با نام خانوادگی دالایی میزییند که سینه به سینه یاد دارند که از نژاد مغول هستند با نامی مغولی.  و چهره های کاملا نزدیک به مغول با گذشت این همه سال.

  2- سعدی اشاره به حمله مغول و محفوظ ماندن فارس دارد،

انوشیروان و سکندر به جنگ بکردند ره کفر یاجوج تنگ،  تو را سد یاجوج کفر از زر است،  نه.  

  3- اگر به زنجان و آذرباییجان تشریف ببرید قیافه های مغولی بسیار میبینید.

  4- در منابع غیر ایرانی نیز از این حمله سهمگین یاد شده است: منابع چینی اروپایی و...... اگر خبری را جند منبع مستقل دادند نباید اینقدر در صحت آن شک داشت. مغول ها تا مجارستان و مسکو تازاندند. و در همه تواریخ ملل ثبت شده.

   پاسخ انوش راوید:  بارها به این پرسش پاسخ داده ام می توانید به شبهات دروغ حمله مغول مراجعه نمایید،  در هر صورت یکبار دیگر پاسخ می دهم.

  1 و 3 ــ    این اقوام بازماندگان مهاجران سکایی از سکستان می باشند،  با ترفند های استعماری نام سکستان یا ساخا استان ایران را،  به نام الکی سیبری تغییر داده اند،  تا پیوستگی تاریخی مردم ساخا را با ایران قطع نمایید.  برای این منظور در نیمه اول قرن 20 بسیاری از مردم محلی و اقوام مختلف سکستان را بقتل رساندند،  این قتل عام و آواره کردن های سکاها همچنان ادامه دارد.  امروزه چهره های سکستانی در افغانستان بیشتر دیده می شود،  و بتازگی جوانان باهوش ولایت بامیان متوجه شده اند،  چه کلاهی سرشان رفته،  و طی یکی دو قرن گذشته به آنها گفته اند،  که شما بازماندگان مغول هستید،  و به این بهانه چه جنگ های داخلی و کشتار راه انداخته اند.  از ابتدای این قرن،  براحتی متوجه شده اند،  مردم با چهره خالص یا ترکیبی سکستانی (یا ساخایی)،  حدود 5 تا 8 هزار سال پیش به ایران آمدند،  و در دروغ های تاریخی غربیها آنها را مهاجرت آریاییها نامیده اند.

  2 ــ  آنچه که زمان سعدی و حافظ از مغول و تاتار گفته شده است،  منظور همین مردم و مهاجران و مهاجمان سکستانی به داخل ایران بوده است،  که در زمان آنها هم ادامه داشته،  و امروزه بخش هایی از آنها در کشور عراق بنام ترکمن های عراق زمین گیر شده،  و دیگر کوچ نشین نیستند.  در قرون اولیه و میانه اسلامی به استان های مرکزی ایران،  چین یا چین استان می گفتند،  و منظور از مغولها نیز مردم مغ استان ایران بودند،  نه مهاجمان از کشور مغولستان،  زیرا در آن زمان اصلاً کشور مغولستان وجود خارجی نداشت،  و هیچ کس کشوری را که امروز مغولستان می نامند،  مغولستان نمی گفت،  بلکه بخش های شرقی فرغانه تا کوه های آلتایی را سکستان و یا سکستان جنوبی می نامیدند،  جهت اطلاع بیشتر به مطالب وبلاگ و لینکها مراجعه نمایید.

  4 ــ  اصل این منابع تاریخی را بگویید در کجا یا کدام موزه است تا ما هم بدانیم!،  نیرو های نظامی کشور مغولستان تا میانه اروپا پیشروی نظامی نکردند،  بلکه خانات ایرانی بودند،  در آن زمان سرزمین وسیع ایران،  در دوران تمدن سازمان قبیله ای دینی از ساختار های تاریخی اجتماع بسر می برد،  بدین ترتیب توانستند راحت به اروپائیان پیروز شوند،  بویژه با کمک باروت و گوگرد و فشفشه ساختن چین استان ایران.

   شگفتا یا تعجب،  عزیزان بجای اینکه بمنظور تغییر نام سک استان و قتل عام مردم آنجا،  کیفر خواست صادر کنید یا تقاضای صدور آنرا داشته باشید،  براحتی اغفال ترفند های استعماری شده،  و دروغ حمله مغول را می پذیرید و مطرح می کنید،  جای تعجب است!!

   پرسش خواننده وبلاگ:  سپاس از تلاش و کوشایی شما بازسازی درست تاریخ.خواهشمندم  تار و پود ها را بیشتر شکافته و ادامه دهید. در مورد نژاد ایران پس از یورش تازیان (به گفته های تاریخ های دژم و دروگ) دست خوش دگرگونی و تازی شدن گردید و اینکه اگر جنگ ها نبودند چطور برای افراد توضیح دهیم که پس چگونه شکوه ساسانی و آن روند ایرانیت از بین رفت.

   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس،  بارها به این پرسش پاسخ گفته ام،  به پاسخ به شبهات دروغ حمله اعراب به ایران،  و پرسش و پاسخ های همین وبلاگ مراجعه شود،  در هر صورت یکبار دیگر به نوعی دیگر پاسخ می دهم.  اگر از تاریخ شاهنشاهی ساسانیان بدانید متوجه می شود،  که این شاهنشاهی بر بخشی از ایران،  که ساختار سازمان قبیله ای داشت،  شاه خدایی دینی،  یعنی یک دوره قبل تاریخ تمدن ایران را پیاده نمود.  این موضوع دقیقاً بر خلاف رشد و تکامل بود،  و در همین دوره سازمان قبیله ای در بخش های مختلف ایران رشد و تکامل پیدا،  و بسوی سازمان قبیله ای دینی می رفت،  و خود بخود و مطابق قوانین ساختارهای تاریخی اجتماع،  شاهنشاهی ساسانیان یک دوره از تاریخ تمدن از توده مردم عقب افتاد،  و مردم با یک هیجان و شورش،  بخش باقی مانده ایران در شاه خدایی را از سر راه رشد و تکامل تاریخ اجتماعی برداشتند.  اگر تخصص شما تاریخ و تاریخ اجتماعی باشد،  متوجه این چند سطر خواهید شد،  در غیر اینصورت بی خیال این وبلاگ شوید.

      بسیاری می گویند شکوه عظمت ساسانیان،  بدست عده ای اعراب بیابانی سرنگون و نابود شد،  ولی آنها ندانسته برخلاف فرمول های تاریخ تمدن می گویند،  زیرا امکان ندارد کشوری که چند دوره تمدنی پیشرفته تر باشد،  از مردم کم جمعیت تری شکست بخورد.  آنها که پایان یک دوره تاریخ ایران را،  با تفسیر های بدون تحقیق و تحلیل و سند،  با سادگی بیان می کنند،  در قرن 21 با وجود تکنولوژی های نوین،  باید تخصصی و تخصصی تر با تاریخ و تاریخ اجتماعی برخورد کنند،  ایران ما به جوانان متخصص آینده نگر خیلی نیاز دارد.

تفاوت اندیشه و زور

      آثار باستانی تمدن جیرفت فاقد اسلحه و نظامی گری و ارتش است،  ولی دارای بازی های فکری و انیمیشن است،  در صورتی که در تمدن های بین النهرین و مصر باستان،  اسلحه و ارتش بفراوانی وجود دارد،  ولی بازی های فکری و انیمیشن و اینقبیل اندک دارد،  و هر چه دارد تقلیدی از تمدن جیرفت است.  با یک پرسش آغاز کنید،  که انشای بچه های دبستانی است،  آیا اندیشه برتر است یا زور؟،  در نگرش و تحقیق و تحلیل براحتی متوجه خواهید شد اندیشه برتر است،  با اندیشه می توان از شگرد و ترفند و علوم مختلف منجمله اسلحه های برتر استفاده نمود،  با اندیشه بهتر می توان سازماندهی و پشتیبانی و تدارکات و غیره را بخوبی به انجام رساند.  در دروغ های تاریخی آمده هر قبیله ای عقب افتاده که به ایران پیروز شد،  از وزرای ایرانی برای اداره امور استفاده می کردند،  حتی گاهی پا را فراتر نهاده اند،  و می گویند خلفا را غلامان ترک جابجا می کردند،  ولی هیچ کس نگفته آنهایی که حداقل توانایی را نداشتند،  چگونه به کشور با اندیشه و دانش برتر پیروز شدند.

   عکس شماره 5678 ،  عکس های تخته بازی شهر سوخته و مهره های آن بازی A،  مجسمه ابولهول در کشور مصر B،  تخته بازی کشف شده در شهر اور C،  که درست مانند تخته بازی شهر سوخته طراحی شده است،  ولی بدون مهره های بازی کشف شده است.

      ابوالهول و تخته بازی شهر سوخته هر دو در یک زمان ساخته شده اند،  ولی یکی علاقه به زور بازو داشت و با بزرگ سازی و تراش پرزحمت سنگها،  زور بازویش را برخ می کشید،  و دیگر با ساخت تخته بازی که هنوز نوع بازی آن هم کشف نشده،  قدرت اندیشه خودش را بیادگار گذاشته.  البته در شهر اور بین النهرین تخته بازی مشابه شهر سوخته ولی با قدمت بعد از مهاجرت بزرگ تمدن جیرفت کشف شده است.  حال چه رابطه بین اور و ارومیه و اورامان و اور های دیگر،  و روم و رومیه و روم های دیگر،  با تمدن جیرفت است،  خود تحقیق و تحلیل های زمان بر نیاز دارد.

   یاد آوری:  در شهر های باستانی کشور پرو،  نیز اسلحه و نظامی گری جایی نداشت،  و در آنجا کاسه ای سومری و لوح هایی با نزدیکی به خطوط تمدن جیرفت کشف شده است،  قبلاً درباره آنها نوشته ام.

   پرسش از عموم:  اگر رشد و تکامل تمدن اندیشه ای بی اسلحه و کشتار جیرفت ادامه پیدا می کرد،  امروز جهان ما چگونه بود؟

آثار گوبکلی تپه

     سال ۱۹۹۴ در ۱۵ کیلومتری شمال شرقی شانلی اورفا،  در نزدیکی روستای اورنجک،  واقع در جنوب شرقی کشور ترکیه 800 کیلومتری شهر استانبول،  بر روی تپه گوبکلی، Tepe Gobekli،  سنگ های مکعب مستطیل شکل کنده کاری شده تا 6 متر بلندی و 15 تن وزن کشف شد.  پس از انتشار خبر کلاوس اشمیت،  عضو انجمن باستان شناسی آلمان،  با حضور در منطقه،  پژوهش هایش را آغاز نمود،  و در آن محل به بقایای آثاری بر خورد،  که می توانستند تمامیت تاریخ شناخته شده را دگرگون سازد.  اولین دستاورد پژوهش در تپه گوبکلی فرضیه احتمال ساخته شدن اولین پرستشگاه،  توسط انسان هایی بود،  که بعد از عصر یخبندان،  در آنجا زندگی می کردند.  این امر با تست کربن ثابت شده است.  از دانشگاه هایی چون هاروارد، استانفورد، جان هاپکینز،  دانشمندان و متخصصان به پژوهش پرداختند.  بر اساس نظر متخصصان، انسان هایی که در اطراف معبد گوبکلی زندگی می کردند،  کشاورزی و دامداری را کشف نمودند،  و بعداً در چاتال هویوک وارد مرحله زندگی یکجا نشینی شدند.

      از حفریات تا کنون ۴۵ عدد سنگ T شکل،  که بصورت دایره ای چیده شده،  و بر روی آنها اشکال خوک وحشی، اردک، مار، شیر، ماهی و انسان هایی شکارگر، وجود دارد،  یافت شده است،  هنوز صد ها سنگ زیر خاک هستند.  بر اساس نظر متخصصان منطقه تپه گوبکلی ۱2۰۰۰سال قدمت دارد،  یعنی ۷0۰۰ سال از اهرام مصر کهن تر می باشد.  آنچه تا کنون به دست آمده،  فقط ۵٪ مجموع این گنجینه ارزشمند است،  و باز هم باید منتظر کشفیات شگفت انگیز دیگر بود.  باستان شناسان می گویند ساختن چنین نیایشگاه بزرگی،  که در زمان خود بدون تردید یک انقلاب در معماری محسوب می شده،  نیاز به گرد آوردن تعداد زیادی از انسانها در یک مکان واحد داشته است،  اتفاقی که تا پیش از آن با توجه به شواهد باستان شناسی فعلی رخ نداده بود.  سازندگان این نیایشگاه پیش از تاریخ به طرز شگفت آوری توانسته اند،  سنگ های بسیار بزرگ به وزن تا  ۱5 تن را از دل زمین استخراج نمایند،  برش داده و شکل دهند،  و سپس صدها متر جا به جا کنند،  بدون آن که از چرخ کمک بگیرند.

      بررسی های ژئومغناطیسی در این منطقه از ترکیه،  از وجود بیست نیایشگاه خبر میدهد،  که کهنترین آنها مربوط به یازده هزار و ششصد سال پیش و آخرین آنها ده هزار و دویست سال قدمت دارد.  لازم به یاد آوری است،  هیچ گونه ابزار برش سنگ تاکنون کشف نشده است،  و در آخر و پایان این دوره تمدن،  تمام سنگها را بصورت دستی با شن و خاک دفن کردند،  تا اینکه کشف شدند.

عکس گوبکلی تپه،  عکس شماره 5677.

 پرسش و پاسخ های جدید متفاوت

عکس تعدادی درب قدیمی ایرانی،  عکس شماره 4415.

   نظر خواننده وبلاگ:  خیلی یکطرفه قضاوت کردید. درسته فرانسوی ها آثار زیادی از ایران خارج کردند ولی همین باستان شناسای خارجی بودند که بخش عمده تاریخ و فرهنگ ایران رو از زیر خروارها خاک خارج کردند و به جهانیان نشون دادند با همه مشکلات و گرما و سروکله زدن با قبایل بدوی و ... از طرف دیگه تا به حال فکر کردید با اونچیزی که واسه ما باقی گذاشتند چیکار کردیم؟! سال1958 اگه اشتباه نکنم در چوبی با تزئینات شیشه ای مربوط به دوران ایلام از چغازنبیل کشف می شه این در چوبی کاملا پوسیده بوده و با زحمت فراوان تانیا گیرشمن اونو با یه پوشش گچی حفاظت میکنه و میفرسته موزه ملی! بهش اجازه نمیدن اون درو برای تحقیقات بیشتر به اروپا ببره! جالبه بدونید که از اون موقع تا حالا کسی سراغ اون در نرفته و 100 درصد تا الان از اون درچوبی فقط غلاف گچی باقی مونده! چه بسا اگه اونو با خودش برده بود و تحقیقات زیادی روی اون در انجام میدادن و ما الان اطلاعات بیشتری در مورد مصنوعات چوبی و شیشه ای دوران ایلام داشتیم. یکم با خودمون روراست باشیم و فقط خارجی ها رو استعمارگر و غارتگر ندونیم!!!

   پاسخ انوش راوید:  آنها مطالبی را بجهان نشان دادند،  که خودشان می خواستند،  واقعیت های تاریخ ایران را نگفتند،  همانگونه که امروزه متوجه شده ایم،  کلی دروغ در تاریخ ایران وجود دارد.   مردم ایران بدوی نبودند،  بلکه فرهنگ بالایی داشتند،  و آنها سر و کله نزدند،  آنها دزد و چپاولگر و استعمار گر بودند،  که خود شما هم به این موضوع اعتراف کرده اید،  با وجود افراد مثلاً دلسوزی چون شما،  دیگر نیاز بدشمن نداریم.  آنها کدام یک از اشیای غارت شده ایران را تحقیق و تحلیل کردند،  آیا هزاران لوح بسرقت برده را باز خوانی کردند،  یا می گذارند خود ایرانیان آنها را بخوانند،  فقط اندک چیز هایی گفتند،  که خودشان می خواستند.

      اگر این درب را هم می بردند،  مانند انبوه اشیای برده شده در گوشه ای می نهادند،  حتی بسیار بدتر از همتایان ایرانی شان.  شما از تاریخ استعمار و امپریالیسم نمی دانید یا نمی خواهید بدانید،  استعمارگران نه تنها در ایران،  بلکه در تمام دنیا کشتند و غارت کردند،  اگر چند دانشمند غیر متعهد هم در میان آنها بود،  ولی با بازی های سیاسی استعماری،  کم اهمیتشان می کردند،  با نگاهی به تاریخ متوجه می شوید،  در طول تاریخ،  ایرانیان چه در جنگ های داخلی و چه جنگ های خارجی،  هرگز به آثار تاریخی و مردمی صدمه نمی زدند،  ولی غربیها هر چه که می توانستند بمب و خرابی به آثار تاریخی کشور های یکدیگر وارد کردند،  در اینباره فیلم های مستند زیادی ساخته شده است.

نظر و پرسش خوانند وبلاگ:  با سلام و آرزوی موفقیت برای شما،  در مورد کلمه فرازمینی باید به چند نکته اشاره کنم.  فرازمینی لزوما به معنای کسی نیست که از آسمان آمده باشد و قیافه ای عجیب و غریب داشته باشد!  فرازمینی در اصل یعنی کسی یا کسانی که قدرت و علم بیشتری از مردم فعلی و شناخته شده زمین دارند افرادی مثل مولانا - حافظ و شمس تبریز هم از نظر من فرازمینی بودند،  چون توانایی هایی داشتند که حالا هم در حد افسانه است!  بنابر این اگر برخی از شاهان ایران باستان را فرازمینی بنامیم به این معنا نیست که هویت آنها تحریف کرده ایم.  در برخی از مقالات, شما در مورد امپریالیسم و غرب مطالبی را نوشته اید اما حالا چند سوال از شما دارم:

  1 ــ  تمدن غرب را مگر همان کسانی که زمانی اجداشان در قاره کهن بودند اداره نمی کنند؟

  2 ــ  آن آریایی ها(مردمانی بور) مگر حالا در شمال اروپا و آمریکای شمالی نیستند؟

  3 ــ  آنها اکنون در غرب هستند و غرب قدرتمند ولی در گذشته آنها در شرق بودند و شرق قدرتمند بود آیا آن زمان که اجداد آنها در شرق بودند به نوعی امپریالیست نبودند؟

   پاسخ انوش راوید:  استعمار از نتیجه تهاجم تجاری و نظامی بورژوازی بوجود آمد،  زمانی که استعمارگران در اروپا پدید آمدند،  بیش از 15 قرن از ورود ایرانیها به اروپا گذشته بود،  و این ربطی به ایرانی های قدیم و امروزه ندارد.  امپریالیسم بر اثر انباشت سرمایه در کشور های استعمار گر می باشد،  بدین منظور مطالعه کتاب های مربوط به استعمار و امپریالیسم را بشما پیشنهاد می کنم.   مردمان آریایی که در اروپا هستند،  از نتیجه مهاجرت های قبیله در 5 تا 10 هزار سال پیش به اروپا،  و سپس مهاجر نشین های دولتی ایرانی در زمان سلسله هخامنشیان بوده است.  با گذشت زمان بیش از 20 قرن،  آنها تغییرات زبانی و اخلاقی یافته اند،  در زمان جنگ دوم جهانی دولت آلمان با برپایی نژاد خالص آریایی سعی می کرد،  کشور های ترکیه و ایران را با خودش همراه کند،  تا بتواند هم از نیرو های جوان آنها بمنظور نظامی بهره ببرد،  و هم از نفت ایران استفاده کند،  درباره این موضوعات کتاب های زیادی نوشته شده است.

      در هر صورت استعمار و امپریالیسم ملت کشور های خود را هم دچار استعمار زدگی می کنند،  و امروزه همین موضوع باعث پیدایش 99 درصدی ها،  و مشکلات اقتصادی و اجتماعی در غرب شده است،  در اخبار بفراوانی می بینیم.  در گذشته و ایران باستان،  استعمار و امپریالیسم معنی نداشت،  زیرا سرمایه و بازار سرمایه وجود نداشت،  در آن زمان مصر را دولت برداری می نامیدند،  و ایران هخامنشیان را دولت شاه خدایی می گفتند،  به ساختارهای تاریخی اجتماع مراجعه نمایید،  و با هوش و دقت خودتان ضمن مطالعه کتاب های مربوطه،  سطح آگاهی خودتان را بالاتر ببرید،  ما در ایران به جوانان باهوش اهل فن خیلی نیاز داریم.

   پرسش خواننده وبلاگ:  درباره حمله افغانها به ایران بگویید؟

   پاسخ انوش راوید:  در اواخر حکومت صفویه بخاطر ظلم و ستم،  که به مردم شهر قتندهار و حومه می شد،  و بیشتر جنبه مذهبی داشت،  مردم شهر علیه حکومت مرکزی قیام کردند،  و طی یک سلسله اقدامات،  توانستند اصفهان مرکز کشور را بگیرند. هنگام اشغال پایتخت بدست شورشیان شرق کشور و مردم سنی و ناراضیان شیعه،  شهر دچار صدمات شد،  که در این باره دروغ زیاد نوشته شده است.  اصل مطلب شورش بخشی از مردم ایران است،   نه حمله یک کشور دیگر به ایران،  با دروغ نویسی از تاریخ و گفتن حمله افغان به ایران،  انگلیس از مسئولیت توطئه برای جدایی بخشی از ایران تبرئه می گردد،  و بنیاد و تاریخ برای کشور افغانستان گذاشته می شود.

      جالب اینکه توسط سیستم آموزشی و دانشگاهی ایران،  این کار را هم می کنند.  در پس این ترفند،  غیر از اینکه می گویند افغان یک کشور جدا می باشد،  چند منظور نهفته است،  مانند،  ایجاد دشمنی و تفرقه ملی و دینی بین ایران و افغانستان،  ترفند های مختلف دیگر را می شناسیم،  و گاهی را  نمی دانیم.  تقریباً تمام دروغ های تاریخ چنین ترفندی را در خود دارند،  وظیفه جوانان باهوش متخصص است،  که این شگرد ها را بشناسند و با آنها مقابله نمایند.  به داستان مأمور اصفهان در قندهار مراجعه شود،  که بخشی از این ماجرا را از کتاب افغانستان در مسیر تاریخ،  میرغلام محمد غبار نوشته ام.

      مثال دیگر بزنم،  دروغ حمله تاتار به ایران،  در آن زمان ایران بعنوان یک کشور نبود،  بلکه سرزمین قبیله ای،  مسیر رشد و تکامل تاریخی را طی می کرد،  و خانات سمرقند و بخارا هم در این جغرافیا قرار داشتند.  وقتی می گوییم حمله تیمور به ایران،  دقیقاً سمرقند و بخارا دو شهر تاریخی فارسی زبان را،  به خال هندو حقه های استعماری،  با کمک سیستم آموزشی و دانشگاهی ایران بخشیده ایم.  با همین گونه ترفند ها بخش های زیادی از یک جغرافیای بزرگ را جدا کرده اند،  و همه ملت هم با خوشحالی می گویند،  تاتارها هم به ایران حمله کرده اند،   یعنی ناخود آگاه با تبلیغات دروغ در تاریخ،  ملی ترین ایرانی ها را هم اغفال می کنند.  وقتی دشمنان تاریخ ایران متوجه می شوند،  سیستم علمی ایران اینقدر ساده است،  آنها نقشه های مهمتری خواهند کشید،  پس باید بزودی منتظر ترفند های جدید  باشیم.

      یک بار دیگر تکرار کنم،  بهمین سادگی ملی ترین و ایران دوست ترین تاریخ نویسان اغفال ترفند های استعماری شده،  و می گویند حمله این و آن به ایران.  بارها نوشته ام که اعراب بدوی در سرزمین ها پراکنده و دوران قبیله ای بدوی بسر می بردند،  و بخشی از محدوده جغرافیای ایران بودند،  ایران یک کشور متمدن متشکل از پارس و عرب و ترک و... بود،  با ترفند دروغ حمله اعراب به ایران،  براحتی زمین عراق و کویت و جنوب خلیج فارس را بعنوان یک کشور برسمیت تاریخی شناخته،  و حق تاریخی ایران را پایمال کرده اند،  البته ایرانی ها ید طولانی برای این کارها دارند،  و تقریباً بسیاری دست آورد های تاریخی خود را واگذار کرده،  و افتخار هم می کنند.

      یکی از ترفند های این است،  که جنگ های درون یک کشور را بزرگ نمایی می کنند،  و آن شورش ها و جنگ های داخلی را،  حمله از یک کشور به کشور دیگر می نامند.  یعنی شورشیان و ناراضیان ایران را،  مردم یک کشور دیگر می گویند،  که به ایران حمله کرده اند،  و به سادگی همه کارشناسان عادی و ارشد دانشگاهی ایران را اغفال کرده و می کنند.  وقتی ایرانیان حق تاریخی خودشان را واگذار می کنند،  در واقع از نظر حقوقی،  براحتی سند به دشمن می دهند.  بدین ترتیب اجازه اقدامات دادخواست حقوقی تاریخی،  از ایران،  یا حداقل جوانان باهوش حقوقی تاریخی ایران،  حتی بصورت مجازی گرفته می شود. 

   پرسش خوانند وبلاگ:  1 - اگر خور به تنهایی معنی خورشید ندهد،  پس خورآزما یا خورآسان چه می شود؟ 2 – کاسپین و سین از کجا پیدا شده؟

   پاسخ انوش راوید:  خور بمعنی درون ریختن (خوردن) یا بیرون ریزی (خوروج یا خروج) است،  مدتها من هم بنا به داده های غلط،  فکر می کردم خور یعنی خورشید،  تا اینکه،  در یکی از سفر هایم مهمان یک پیرمرد روستایی دور دست بودم.  سفره ای پهن کرد،  با کره محلی خیلی عالی پذیرایی مهربانانه کرد،  بمن گفت:  کره با پلو خور.  بعد از خوردن گفتم ته سفره را کجا بریزم،  گفت:  دم سرا خور.  من مدتها با این خور مشکل داشتم،  تا متوجه شدم قبل از نوشتن و کتابت،  زبان انسانها ساده بود.  وقتی ما چیزی می خوریم،  یعنی داخل می کنیم،  همان چیز را از جایی خارج کرده ایم،  و داخل معده می کنیم،  از سفره و فضا خارج کرده،  و داخل معده می کنیم.  برای آنها فعل ها کوتاه و فاقد معنی امروزی بوده است،   توده آتشی که شید بیرون می ریزد،  می شود خورشید،  خور های خلیج فارس که بیرون ریزی و درون ریزی آب و خشکی در همدیگر است،  به چند پرسش و پاسخ قبلی مراجعه شود.

      خور آزما،  که درست آن خور آز مین،  یعنی زمین خروج یا ورود قوم آز است،  یا زمین مهاجرت یا کوچ نشینی مردم آز،  خور = خروج یا ورود + آز = نام قوم + مین که همان زمین است.  قوم آز همان ابتدای آزربایجان است،  که آذر شده است.  قوم آز با تغییر آوا:  گز، غز، گزین، گزوین یا قزوین، کاسپن، کاسی، کاشی، کاشو، شده است.  آز یا گز بمعنی انرژی، خورشید، حرارت، گرما و آتش هم گفته اند،  درست مانند گز که یک خوردنی انرژی زاست،  و داستان های درخت گز.  در جای دیگر از ادبیات تاریخی،  مسین، سین، چین داریم،  که در نزدیکی با گز،  گزسین یا کاسپین شده است،  یعنی ترکیبی از گز و سین.  اینها را جهت اطلاع گفتم،  باید درباره آنها تحقیق و تحلیل های جدید انجام شود،  و تا دیر نشده از زبان های محلی پیرمردان و پیرزنان مدرسه نرفته کمک گرفت.  یاد آوری نمایم،  در آوا های مختلف روستا های دور و نزدیک،  خور یا گور یا کور یا با آوای همانند دیگری،  که در زبان فارسی نمی توانم بنویسم و بگویم،  تلفظ می کنند.

   پرسش:  در جایی از وبلاگ درباره کنعان خواندم، لطفاً توضیح دهید، همچنین درباره مین و ان توضیح بیشتر دهید؟

   پاسخ انوش راوید:  ان پسوند نام مکان است،  کنعان = کن + آن است،  درست مانند یونان = یون + آن است،  مانند بسیاری از شهرها که پسوند آن دارند،  (کنی آن) بمعنی فرد اهل کن آن،  یا (یونی آن) که فرد اهل یون آن است.  مین یعنی زمین،  مانند ورامین یعنی زمین ور یا ور + مین،  کاظمین = کاز یا کاس + مین،  اورمین = اور + مین زمین اور ها.  مین که بعد ها زمین شد،  بمعنی زمین و خاک مشخص است،  ولی ان بمعنی مکان تعریفی و نظری است،  مانند سامرا که درست آن سومران است،  یعنی سومر + آن یعنی محل و جای نظری سومر،  ولی کاظمین یا کاس مین (کازمین)،  یعنی زمین و خاک واقعی کاس ها.  برای همین اسامی که مین ختم می شود،  بسیار کمتر از آنهایی است،  که به ان ختم می شوند.  جهت اطلاع بیشتر به تاریخ کاظمین  و  تاریخ سامرا مراجعه شود..

      دورانی از تاریخ را که ما سلسله هخامنشیان می دانیم،  نباید دست کم گرفت،  این دوره مهمترین گذر تاریخ تمدن بوده است،  یعنی تاریخ تمدن از شاه خدایی برده داری،  وارد تمدن جدید در ساختار های تاریخی اجتماع شد.  بسیاری از پایه های علوم و نامها، نظری و عینی،  در آن زمان گذاشته شده است.  در چند هزار سال پیش،  بزرگ خاندان،  امتیاز و سند مین یا زمین را بسیار کمتر می داد،  ولی ان را که فاقد سند ملکیت بود،  بفراوانی میداد،  که هر آن بتواند جابجایی صورت پذیرد.  مثلاً  ما هم اور مین (ارومیه) داریم،  و هم اوران (اورمان)،  هر دو نام مکان های تاریخی قوم معروف پنج هزار ساله عور یا اور می باشد،  ولی اورمین زمین مشخص شده برای اور است،  ولی اوران مکان عمومی و یا کوچ اور است،  بخشی از این قوم بعد ها  با تغییر آوا روم گفته شد.

      ما در ایران نیاز به بررسی ها عمیق و تحقیق و تحلیل های گسترده،  درباره نام های مکانها داریم،  امیدوارم هر شخص و هر جوان باهوش متخصص،  در شهر و دیار خود در این باره کار کند.  من تاریخ نامها و مکان های اطراف خودم را،  در وبلاگ چلاسر و جل نوشته ام و ادامه می دهم.

 

عکس سوار ایل های ایران،  عکس شماره 4412.

ماهات مانند شهر یری

      سنگ های ایستاده ماهات کشور اندونزی،  درست مانند سنگ های ایستاده سایت باستانی شهر یری ایران هستند،  باستان شناسان اندونزی نمی دانند،  که این حدود 300 سنگ ایستاده را چه کسانی و در چه زمانی ایجاد کرده اند.  فقط با پیدا کردن چند استخوان انسان در زیر آنها،  و آزمایش با کربن 14 می گویند،  مربوط به حدود سه هزار سال پیش می باشد،  و هم چنین اظهار می دارند،  که اینها قدیمی ترین آثار انسان متمدن در اندونزی می باشد.  امید است جوانان باهوش متخصص ایرانی که در اندونزی هستند،  درباره این سنگ های ایستاده تحقیق کنند،  و در اینترنت منتشر نمایند.

 

      عکس سنگ های ایستاده ماهات اندونزی،  شماره های یک و 2 و 3 ، و عکس 4 انوش راوید در شهر یری،  عکس شماره 5645.  عکس های بیشتر شهر یری را در مقاله آن در اینجا ببینید.

   کلیک کنید:  تاریخ اندیشه در ایران

   کلیک کنید:  تاریخ دمکراسی در ایران

   کلیک کنید:  تاریخ استراتژی ملی در ایران

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.


   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب،  تاریخ مغول،  تاریخ تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران    http://www.ravid.ir

تاریخ ارسال: یکشنبه 24 دی‌ماه سال 1391 ساعت 02:36 ق.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

وبسایت ارگ انوش راوید