X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

چند مطلب جالب و خواندنی 20

پرسش و پاسخ های متفاوت

   پرسش:  استاد می تونید در مورد اون حرفایی که در مورد سمیرم وسمیرمی زدید سند ومدرکی ارایه بدید؟ چون ما تو پیشینه سمیرم و دیرینه آن و همینطور معنای نام سمیرم و چه بوده وبه چه تبدیل شده مانده ایم!! به لینک بالای وبلاگ من نگاه کنید ""شهرستان سمیرم"" خیلی کمبودها داریم و بسیاری سوالها در ذهن ماست که نمی دانیم چه جوابی برایشان بگذاریم!!  اگر اطلاعاتی داشتید ما رو بی خبر نگذارید و در مورد شان سند و مدرک و منابعی هم معرفی بفرمایید بد نیست.

    پاسخ انوش راوید:  هیچ سند و مدرک معتبر از آنچه،  که نزد شما مردم هر شهر دیار ایران است وجود ندارد،  بهترین و واقعی ترین سند ها،  در سنگها و سفالها،  در کلام و زبان، در دل و وجود مردم هر دیار است،  فقط باید بتوانید آنها را خارج کنید.  شما مردم سمیرم اولین مهاجران متمدن به اروپا بودید،  ولی غربیها تا توانسته اند در تاریخ دروغ گفته و نوشته اند،  که همه را گیج کرده اند،  حتی بهترین پژوهشگران را.  شما باید اطرافتان را خوب ببینید،  هر چه آثار تاریخی در شهرستان است را بررسی کنید،  از پیرمردان و پیر زنان مدرسه نرفته روستاها کمک بگیرید،  گفته و نوشته ها و زبان آنها را ضبط کنید،  بدین منظور مطالعه این وبلاگ کمک بزرگی است،  نگذارید دست آورد های تاریخی اجدادتان از بین برود.

   پرسش:  کلمه و فامیل تازنگی یعنی چه؟  گویا از کلمه ی تازنگ که نام قومی بوده گرفته شده و الان ما ساکن شهرستان سروستان وسط استان فارس هستیم که حدود 7000- 8000 نفری میشیم ضمنا در شمال خوزستان نیز منطقه ای به نام تازنگ هست که گویا حدود 300 سال پیش به خوزستان مهاجرت کرده اند.

   انوش راوید:  در دوره قاجاریه حدود 300 سال پیش،  نام ایل های ایرانی را تغییر دادند،  آنها می خواستند سازمان قبیله ای را درهم بریزند،  و وارد تمدن تشکیلات فئودالی از ساختارهای تاریخی اجتماع کنند،  و در ضمن با این تغییر نامها،  کنترل های اجتماعی و مالی خود را سامان و افزایش دادند.  این تغییر دادن ها از فئودالی و قبیله ای به بورژوازی در دوران پهلوی ادامه داشت،  پدر من یکی از مسئولین و طراحان آن بود،  در تولد در تاریخ،  بخشی از این موضوع را نوشته ام.  زنگ یکی از بخش های ایران بود،  که من نیز دنبال مکان آن می کردم،  مانند شورش زنگیان در بصره تاریخ طبری،  که این بصره کنونی نمی تواند باشد،  بلکه نزدیک خورآسان (استان کرمانشاه) بوده است.  تزنگ یا تهزنگ،  یعنی زنگ پائین، مانند تران یا تهران.  زنگستان نیز یک استان بوده،  و اقوام مختلف داشته است،  و نمی تواند شامل یک قوم بوده باشد.

   بسیاری از نام های تاریخی ایرانی هستند،  برای نوشتن مقاله ای درباره هرمنوتیک در اینجا،  دیدم همگان از روی یک نوشته غربی،  از هرمس فرزند زئوس نام برده اند،  و آنها را یونانی نامیده اند،  درصورتیکه تمام این نامها ایرانی است،  و نام افراد و مکانها در ایران است.  هرمس همان هیرمس است،  بمعنی قهرمان روشن و پاک،  و زئوس یعنی رهبر زی ها،  که بعدآ به ری تغییر آوا داده است،  به تاریخ ری مراجعه شود.  بزودی در باره نام ها و آوا های تاریخ مقاله ای پست می کنم.  از جوانان باهوش متخصص ایرانی می خواهم،  خیلی راحت و بدون تحقیق و تحلیل،  همه دست آورد های تاریخی ایران را به بیگانگان واگذار نکنند.

    نظر و پرسش:  بنظر من قیافه شما به عربها رفته.  همه دروغ میگن شما راست میگوئید? مغولها که مرده ها شونو خاک نمیکردن میسوزوندن . حمله عربها به ایران دروغ بود?عربها تا جنوب اسپانیا و فرانسه پیش رفتند تازه ما دین اونها رو هم پذیرفتیم زبان فارسی ماهم از تاجیکستان بوسیله رودکی وارد شده حالا اینقدر وسعتش میدین. در دوران بعد از اسلام همه افتخارات نظامی و علمی از اسیای میانه وهم ترکهای ایران بوده.

انوش راوید:  نظر فوق از یک عدد بی نام نشان است،  پدر بزرگ پدری من کرد کرمانجی اهل کرمانشاه بود،  و مادر بزرگ مادری من ترک گز از شاخه های کاسپین اهل زنجان بود،  داستان زندگی آنها را در راه راستی ایرانی نوشته ام،  آنهایی که مرا از نزدیک می شناسند بعضی می گویند شبیه کردها هستی،  بعضی می گویند ترک های مرکزی ایران،  خوشبختانه مردم ایران منجمله کردها و ترک های ایران بسیار زیبا و خوش هیکل هستند.  من که با عرب و هیچ ملتی دشمنی ندارم،  تقریباً 90 درصد ملت های کشور های عربی،  عرب زبان هستند و عرب نیستند،  عرب بودن یا نبود که عیب نیست،  دروغ گویی و جهالت و بی ادبی عیب است.

      شاید هم به پدر بزرگ مادریم رفته باشم،  او اهل همدان بود از مادری عرب و پدر طباطبایی (سید آیت الله حاج آقا امامی)،  این پدر بزرگم می گفت:  ما از ایر ها هستیم،  ایر به معنی روان و جاویدان یا ایل است،  ایرها به دو شاخه،  سین (مسین) در میان رودان تا زاگرس جنوبی و اطراف،  و گزین (کاسپین) در زاگرس شمالی تا قفقاز و اطراف،  تشکیل می شدند،  که ترکیب ملت ایران از این دو قوم همراه شاخه ای از ساخا های جنوبی (سک یا سگ) در شرق و شمال شرقی ایران است.  اینها در نوشته ها بزبان های گوناگون،  آوا های مختلف گرفته اند،  ولی هیچ کدام از کره دیگر نبودند،  و در یک محیط محدود،  طی چند هزار سال ترکیب شده اند.  البته مهاجران آواره و شکست خورده ای از:  بلغار های ولگا،  لهستانی های شرقی،  تاتارها و قزاقها و غیره..،  در قرن 18 و 19 و 20 با مردم ایران ترکیب شده اند،  مثلاً امروزه کسی نمی داند بلغار های ولگا که بودند؟  و در کجای ایران هستند.  مادر بزرگ مادریم از مردم فارسی زبان مرکز حکومتی شبرین در شهر همدان بود،  مادر او کرد،  و پدرش از اهالی شهر شیراز بود،  با این شجره نامه کوتاه ترکیب جمعیتی ایران مشخص است،  البته تعدادی نیز می گویند به این مادر بزرگم رفته ام.  بمنظور درک بهتر ایر و سین و غیره،  به جغرافیای مکانهای تاریخی کتاب بانو پرنیان حامد مراجعه نمایید. 

      شما چگونه فهمیدید که در استپ های بسیار خشک و یخبندان مغولستان،  آنها اجساد خود را می سوزاندند،  پس آنها واردات چوب و نفت داشتند.  مردم مغولستان تاریخی،  تا قبل از اشغال توسط کمونیستها،  در قبایل بدوی بسر می بردند،  و بشدت دشمن یکدیگر بودند.  آنها در سه تیره از ساخا های جنوبی در غرب و شمال و مرکز،  و دو تیره از منچو ها در شرق و جنوب بودند،  که هر کدام از ده های ایل و عشیره 50 تا 5000 نفری تشکیل می شدند.  قبلاً اندکی از منچو ها نوشته ام،  که اینها از نظر سواد و دانش،  بسیار برتر از مردم سرزمین های جنوبی و شمالی خودشان بودند،  و بدلیل داشتن تمدن و فرهنگ بالاتر،  مدت 700 سال حاکمان بدون منازعه کشور سین یا چین بودند،  و قصر های ممنوعه را در تا قرن 20 در اختیار داشتند.  آنها با داشتن برتری فنی،  توانستند تمام سرزمین های شمالی کشور چپین را مدتها در اشغال داشته باشند،  در این باره مشغول تحقیق بیشتر هستم.

      پس حداقل 5 تیره از مردم سرزمین مغولستان برایتان نوشتم،  مردم دو طایفه که از منچو ها بودند مردگان خود را مانند مردم ایران مرکزی یا چین استان ایران،  ابتدا در دخمه قرار می دادند،  سپس برای بزرگان آرامگاه و گاهی استودان می ساختند.  ولی مردم ساخا های جنوبی بدلایل آب و هوایی،  مردگان خود را در حدود یک کیلومتری محل زندگی رها می کردند،  و در زمستان آنها یخ زدگی پیدا کرده،  و هنگام بهار خوراک گرگها و حیوانات می شدند،  آنها عقیده داشتند به این ترتیب به طبیعت باز می گردند،  و در ادامه گردش خوراک و پوشاک آدمها پدید می آید،  سران آنها برای مردگانشان،  با سنگ آرامگاه و یادبودگاه می ساختند،  اسناد این گفته ها در مستندها می باشد،  و می توان آنرا تهیه نمود.  منظور من از قبر یا آرامگاه در مقاله دروغ حمله مغول کشور مغولستان،  اینگونه مکانها می باشد،  و نیز قبر های مغول های مسلمان شده در ایران.  مسلمان شدن مغول های مغولستان خود داستانی و تاریخی دارد،  بزودی درباره آن می نویسم،  در دروغ های تاریخی نوشته شده،  که چون فرهنگ پائینی داشتند،  توسط مغلوب شده های فرهنگ دار و با سواد مسلمان شدند.  به شبهات دروغ حمله مغلول مراجعه شود.

      تا همین چند سال پیش این قبایل،  با هم جنگ و دشمنی داشتند،  حتی گروه هایی که برای یافتن جاده ابریشم به آن کشور رفته بودند،  توسط افراد مسلح حمایت می شدند.  در مرز های غربی مغولستان نیز وضع قبایل و رنگارنگی آنها بسیار بیشتر بوده و می باشد.  دولت امروز کشور چین با آنها مبارزه می کند،  و گاه و بیگاه در اخبار از شورش های پراکنده در سین کیانگ (استان جدید) چین می شنویم،  برای حمایت از مردم کاشغرستان از آنها بیشتر بدانید.  بمنظور آگاهی بیشتر از شبکه مستند،  فیلم های جاده ابریشم و مغولستان و این قبیل را بخواهید.  لازم به یادآوری مجدد است،  اینگونه قبایل که در چند مرحله تمدنی پائین تر از ایران و دشت های سمرقند و بخارا بودند،  و با وجود مسیر ها و راه های مشکل و سخت،  امکان نداشت به ایران حمله کنند و پیروز هم شوند.  یک پرسش دارم:

   پرسش از عموم:  ای کسانیکه از حمله مغول کشور مغولستان به ایران می گویید،  آیا هرگز از تاریخ و جغرافیای آن سرزمین چیزی خوانده و دیده و می دانید؟

      عربها اسپانیا را اشغال نکردند،  بلکه مسلمانان عرب زبان بودند،  معماری های باقی مانده در اسپانیا،  که من ده ها کتاب از آن دارم،  همه آثار معماری ایرانی است،  عکسی از آن معماری با مشابه های تاریخی آن در ایران را در بناهای تاریخی دینی ایران منتشر کردم،  درصورت تقاضای علاقمندان بیشتر خواهم نوشت.  درباره زبان فارسی بارها نوشته ام زبان فارسی یا دری،  که همان درباری داریوشی است،  در زمان سلسله هخامنشیان بمنظور هماهنگی زبانی و اداری در ایران ایجاد شد،  و مربوط و منحصر به هیچ تیره و کیان ایرانی نیست،  و سپس از شوش به همه جهان گسترش یافت،  و در زمان فتعلیشاه قاجار زبان فارسی کنونی رسمی گردید.

      البته ترکها و همه باشندگان ایران نقش مهمی در تاریخ و تمدن و علوم ایران و جهان داشته اند،  که علت اصلی آن در ابتدا بنا به اصول سازمان قبیله ای دینی بوده است،  که در قرون میانه آزادی قلم و اندیشه را به همراه داشت،  و سپس سابقه تاریخ ایران،  مانند جشنها و نوروز،  که باعث می شد یگانگی و اتحاد در اقوام ایرانی ایجاد کند.  ولی از وقتی که پای استعمار و امپریالیسم در ایران باز شد،  آنها با انواع ترفندها سعی در ایجاد جهالت و تفرقه و دشمنی در بین مردم داشتند،  ولی جوانان باهوش ایران براحتی توانسته و می توانند ترفند های روز بروز جدیدتر آنها را خنثی کنند،  و با شیوه های علمی به مقابله با این دشمنان و افراد ساده اغفال شده بپردازند.  یاد آوری نمایم استعمار گران قدیم و جدید،  هزاران خیانت و جنایت از برای دروغ های تاریخ،  که خودشان ساخته و نوشته اند،  انجام دادند و می دهند.

      اگر حافظه و دانش و درک این موضوع مهم را ندارید،  پس بی خیال وبلاگ انوش راوید شوید.  دروغ های تاریخی سیستماتک با ترفند آکادمیک،  بخورد ملتها داده اند،  و همه این دروغها با هم در رابطه هستند،  و باید دید را نسبت به تاریخ دگرگون نمود،  تا بتوان آنها را بخوبی تشخیص داد.  کوتاهی از این مهم،  و عدم دقت در مقابله با این دروغها،  باعث می شود،  آنها با صدها و هزاران تلویزیون و رادیو و سایت و غیره،  دروغ های متفاوت دیگری بسازند.  آنها می خواهند هر ده کوره و شهرکی،  یک ساز تاریخی و جغرافیای داشته باشد،   در این صورت دیگر فرقی نخواهد داشت،  که اسکندر ایرانی بوده یا روس یا یونانی.

   توجه:  بزودی درباره گورستان های ایستاده ایران در استان های کرمانشاه و گرگان و غیره می نویسم،  فعلاً مقالات و عکس های متفرق در این باره از اینترنت بیابید،  جستجوی با عنوان:  گورستان های ایستاده ایران.  همچنین بزودی درباره تاریخ بلغار های ولگا در ایران می نویسم.

   جالب:  عده ای غریبه با دیدن س اول سیستان و س اول سکستان،  گفته اند:  پس سیستان همان سکستان است،  درصورتیکه مردم سیستان از تیره های سین،  و مردک سکستان از تیره های سک بودند،  نمی دانم از اشتیاه یا دروغ یا بی سوادی بوده،  یا ترفند های استعماری.

 

   عکس یک پدر از اهالی بامیان کشور افغانستان،  با چهره سکستانی (ساخای جنوبی) و دو دختر او با چهره های کاسپین،  عکس شماره 6351 ،  این عکس بوضوح ترکیب ژنتیکی را در ایران نشان می دهد.

   توجه نمایند،  برای تاریخ نویسی نوین،  تند روی و با اغراق نوشتن،  بدون سند و تحلیل گفتن،  باعث بل دادن به دشمنان تاریخ ایران است،  دقت کنید و هوشیار باشید،  کارگزاران و چهره های استعمار در کمین نشسته اند.

   پرسش:  درباره آتن و معبد خورشید توضیح دهید؟

   پاسخ انوش راوید:  * آت به معنی آتش بود،  آتن محل آتش بود،  خورشید بمعنی بیرون آمده شید است،  شید هم به معنی حرارت و شعله،  که بعداً شیدا از آن بیرون آمد.  خور بمعنی بیرون رونده یا بیرون ریزنده،  مانند خور های خلیج فارس،  یا خورجین،  یا آبشخور که آب + ش + خور (ش یعنی وجود آب است).  آت یعنی آتش شفاهی و نظری،  آتش یعنی آتش مفهومی،  آب یعنی آب شفاهی و تئوری، آبش یعنی آب واقعی و فیزیکی،  مانند آت + ش یا آبشخور.  آتن = آت + ن،  ن محل مشخص،  مانند آتروپاتن،  که درست آن می شود:  آت + رو +  پا + ن،  یعنی خاندان یا روحانیون دارنده و نگهبان آتش،  البته در محل مخصوص،  که شاید همان آذرگشسب باشد،  و از آن خاندان طایفه ای چند عشیره ای بنام ماد،  که درست آن مد است،  مانند مد دریا و به همان معـنی مد یعنی بالا آمدن و گسترش یافتن،  که بعد ها به مگ و مغ تغییر آوا داد.  زیرا این دارندگان آتش از چند کشور (شهر) بودند،  و در شهر محل اقامتشان طی چند هزار سال زبان مشترک ترکیبی بدست آوردند،  که امروزه در بخش بزرگی از قاره کهن با آن حرف می زنند*.  امروزه این شهر در زیر خاک روستای نصرت آباد تکاب قرار گرفته است،  و این روستائیان تحت فشار برای تخلیه این محوطه باستانی هستند،  مشروح زندگی آنها در اینجا.

      هم اکنون مردم قبایل بین کشور اتیوپی تا کشور اوگاندا به آتش و خورشید آت می گویند.  در 15 هزار سال پیش دید مردم نسبت به خورشید بعنوان ستاره ای در آسمان یا مرکز منظومه ای نبود،  دید آنها آتش بزرگی بود،  که از آن حرارت بیرون می آمد،  10 هزار سال پیش دید و زبان مردم گسترش بیشتری یافت و لغات از دو یا سه حرفی فرا تر رفت،  8 هزار سال پیش باز هم تغییر کرد،  و بنا به فرمول های تاریخ و فرهنگ یاد گیری این زمان کوتاه می شد.  در قرن گذشته امکانات محقق ها بسیار محدود بود،  و تقریباً همه مجبور بودند فقط به چند کتاب محدود تاریخی یا چند کتاب از روی هم نوشته شده اکادمیک استفاده کنند.  اما امروزه ما با وجود تکنولوژی های نوین براحتی به وبها و سایت های خارجی می رویم،  و مثلاً می بینیم در روستا های کشور کنیا به آتش و خورشید چه می گویند،  یا در روستای دور دست هندوستان درباره تاریخشان چه می نویسند،  یا از تاریخ و جغرافیای کشور مغولستان بخوانیم،  که آنها تخم دو زده نمی کردند و نداشتند.

      مطلب جالبی بگویم،  مادر بزرگ پدری من،  اهل زنجان و فرزند آیت آلله زنجانی بود،  او برایم تعریف می کرد،  که در گذشته و زمان مادر و مادربزرگش،  به آنها اجاق می گفتند،  زیرا در تنور آشپزخانه آنها همیشه آتش یا ذغال گداخته وجود داشت،  و مردم بویژه بانوان جوان هر روز صبح اگر آتش و ذغالشان خاموش بود،  به خانه در باز آنها می آمدند،  و از گوشه حیاط در تنور خانه،  اندکی  آتش یا ذغال گداخته می بردند.  البته آدمهای ساده می پنداشتند معجزه است،  ولی کلاً همه متقابلاً دستی به آتش می زدند،  تا خاموش نشود،  و حتی نذر و نیاز سالیانه تقدیم می کردند،  که توسط بزرگ این خاندان یه جوری خرج بینوایان یا غیره می شد.  در شهر اقامتشان و به زبان ایرانی جدید می گفتند اجاق یا چراغ،  که در گذشته و زبان ایرانی باستان آتن بود.  هم اکنون نام های شهر های بسیاری در قاره کهن و شمال آفریقا،  با پسوند و پیشوند آتن وجود دارد،  قبلاً درباره تاریخ مصراته (مصر آتن) در کشور لیبی نوشته ام.  شاه چراغ شیراز،  براحتی می تواند یک چراغ یا آتن بوده باشد،  بسیاری از این آتن ها،  بزرگ و معروف و زیارتگاه و شهر شدند،  و بسیاری مانند تنور مادر بزرگ مادر بزرگم،  در وسط یک خیابان کشی جدید در شهر زنجان از بین رفتند.

      در یکی از گردش های تاریخیم در استان تاریخی کرمان،  مقداری کشک و پنیر خیلی خیلی عالی محلی از یک روستایی پیر خریدم،  او بمن گفت:  کیش رو بزو جازم.  یعنی کیسه تو بازکن تا جابدم.  کی یعنی جایگاه اما شفاهی،  کیس یا کیش جایگاه قابل لمس و دید،  که بعداً کیسه شد،  رو یعنی آن چیزی که نگهداری می کنی،  از این دست گفتار هنوز در روستاها باقی مانده است،  من تا چند سال پیش که گردش تاریخی زیاد می رفتم،  در کوه های البرز از زبان محلی گالشی همان چیزی را می شنیدم،  که از زبان مندی در جنوب کویر می شنیدم،  تا چند سال پیش اینترنت نبود،  و من هم چندان اهمیت نمی دادم،  و کلاً کم و بیش اغفال دروغ های آکادمیک بودم،  که سیستماتیک بخوردمان می دادند.

    جالب:  تاریخ واقعی ایران،  هم اکنون در میان سنگها و سفالها،  در روستا و دل و زبان پیرمردان و پیرزنان مدرسه نرفته نهفته است،  اینها دارند روز بروز کم می شوند.  ولی دانشگاه ها پرشده از سواد آکادمیک،  که همه رو نویسی شده از دروغ های استعمار و امپریالیسم است.  آخرین فرصت برای جوانان باهوش علاقمند است،  تا دیر نشده فکری و کاری برای بهترین روش یافتن و بیرون کشیدن تاریخ و فرهنگ و زبان را از فضای ایران بکنند.

* این مطالب جمع بندی گفته های پیرمردان در استان های همدان و آذربایجان غربی،  همراه نظرات خودم می باشد. در مسافرت هایم،  ابتدا بدیدار قبرستانها می روم،  سپس بدنبال افراد مسن علاقمند به تاریخ می گردم،  زیرا می دان آنها انبار اطلاعات مفید هستند،  که دور انداخته شده،  ولی تراوش دانشگاهی غربی پیروز میدان تاریخ ایران هستند.

تاریخ زلزله در تخت جمشید

      نیمه دوم آذر 91 فرونشست‌ هایی در زمین جنگل کاج نزدیکی تخت جمشید مشاهده شد.  این فرونشست‌ها با گمانه‌ها و حدس‌ های علمی مختلفی همراه بود،  که بر اساس یکی از این فرضیه‌ها این فرونشست زمین،  پیش نشانگری برای وقوع زمین لرزه در این محدوده است.  ده ها متخصص داخلی و خارجی در این مورد نظر دادند،  مثلاً گفتند:  از نظر زمین و زلزله شناسی تمام نقاط استان فارس از جمله تخت جمشید،  در معرض خطر هستند،  و هیچ تفاوتی بین شیراز،  تخت جمشید و شهر های دیگر وجود ندارد.  در 50 الی 60 سال اخیر تخت جمشید لرزشی نداشته،  و مردم فکر می ‌کنند این منطقه استیبل است،  اما تخت جمشید نیز مانند مابقی نقاط دچار لرزش می ‌شود.  یکی از دلایل عمده افتادن برخی از ستون های تخت جمشید،  در اثر زلزله بوده،  تا در اثر عوامل دیگر مانند آتش سوزی،  به همین دلیل ممکن است،  در این محدوده زلزله های مجدد رخ دهد.  فرونشست های اخیر و همچنین افت شدید آب‌ های زیر زمینی طی یکی دو روز نزدیک تخت جمشید،  می ‌تواند یکی از پیش نشانگر های زلزله و جابجایی گسل باشد.  با وجود گسل در نزدیک تخت جمشید،  باید ستون ها را مهار بندی کرد،  تا در صورت زلزله جلوی ریزش آنها گرفته شود.

   پرسش:  آیا تمدن از ایران آغاز شد؟

   پاسخ انوش راوید:  گفتن درباره این موضوع چندان به این وبلاگ مربوط نمی باشد،  زیرا در این وب می خواهیم دروغ اصلی تاریخ را افشا کنیم،  ولی در هر صورت هنگام مطالعه،  و نیز پیوستگی تاریخ،  موضوعات مختلف هم دیده می شود.  از 60 هزار سال پیش،  که هموساپین در دنیا پخش شد،  جغرافیای طبیعی هر سرزمین تمدن باشندگان آنرا تعیین کرد.  ایران بدلایل جغرافیای طبیعی و داشتن چهار فصل،  باعث شد انسانها بیشتر از مناطق تک آب و هوایی و یا پر از شکار،  برای بقا تلاش کند،  و همین موضوع تمدن او را رقم زد.  آنچه که من می دانم در تپه سیلک کاشان دو هزار سال از تپه های تاریخی کشف شده در کشور هندوستان و شمال آفریقا جلوتر است،  در جیرفت و شهر سوخته هم همین گونه البته موهنجدارو نیز در راستای تمدن جیرفت قرار دارد،  و این تمدن جیرفت در تاریخ خودش نمونه ندارد،  و حدود یکهزار سال جلوتر از دره های مصر و تپه های اوگاندا و اتیوپی و غیره می باشد.  همین گونه در گذر های تاریخی از قبایل اولیه به تمدن شاه خدایی،  و از شاه خدایی به سازمان قبیله و غیره ایران جلوتر از همه تمدن های جهان تا ابتدای حکومت اشکانیان قرار داشت،  توضیحات را در بخش های مختلف وبلاگ نوشته ام.  از 2000 سال پیش در قاره های آسیا و قاره کهن و شمال آفریقا،  برتری تمدنی در ساختار های تاریخی اجتماع،  همچنان برای ایران محفوظ است،  و امید دارم با وجود انبوه جوانان باهوش تحصیل کرده همچنان پیشرو باشیم،  و علم تاریخ را تحلیل آینده بینی کنیم.

 

   عکس چشم مصنوعی کشف شده در اسکلت زن شهر سوخته سال 13895 خورشیدی،  عکس شماره 5850 ،  این کشف و کشف تخته بازی فکری،  و ظروف بسیار ظریف و غیره،  نشان از پیشرفت فوق العاده تمدن جیرفت و شهر سوخته و تل یحیی و غیره می دهد،  به سایت های تاریخی ایران مراجعه شود.  در ایران هنوز لایه های باستان شناسی کشف نشده فراوان وجود دارد،  که چشم براه جوانان باهوش متخصص ایران هستند.  اشیای تمدن های ماقبل از تاریخ ایران،  مانند سیالک و جیرفت و تقریباً همه آنها،  فاقد وسایل جنگ و نظامی گری هستند،  که این می رساند مردم ایران در 4 تا 7 هزار سال پیش در آرامش و هنر و تمدن،  و کاملاً متفاوت از بین النهرین و مصر می زیستند.  این را باید خاطر نشان نمایم درست بعد از اینکه تمدن جیرفت و شهر سوخته به ناگه از تاریخ محو می شود،  تمدن مصر باستان آغاز می گردد،  که بخشی از آنرا در راز مصر باستان نوشته ام.

   عکس اشیای کشف شده از زمان سلسله هخامنشیان،  شوش تا روم و یونیآن و غیره،  عکس شماره 5681.  اشیای آن دوران،  نشان دهنده جمع بندی تمام شاه خدایی تا آن زمان بود،  و مدتها حتی تا دوران انقلاب صنعتی غیر قابل تصور بودند.  سلسله هخامنشیان گذر تاریخی از آت و آتش و خرافی پرستی بود،  و اندازه، محاسبه، دقت، دانش، نگرش،  جای سادگی را گرفت.  سرعت رشد و تکامل این دوران،  بیش از آن چیزی بود،  که طبیعت برای بشر تعیین کرده بود.  با دید معنوی و متافیزیک و غیر ظاهری،  موضوع اصلی پایان دوران هخامنشیان همین می شود.  در آن زمان ساده و سطحی انگاری،  جای خود را به تحقیق و تحلیل های عمیق داده بود،  دیگر براحتی و از روی کاغذ و شفاهی هیچ پرت و پلا و دروغی را نمی پذیرفتند.  اگر در آن زمان،  طبیعت کمی به ذهنیت و مغز بشر یاری می رساند،  شاید اینک جهان ما چند هزار سال جلوتر بود،  شاید هم رشد و تکامل تمدن همین است.  با دید دیگر،  تخت جمشید را مقابل آتن (لایه های زیرین اطراف شاهچراغ) در شیراز،  ساختند و گسترش دادند،  تا تمدن جدید را انکشاف دهند،  ولی رشد و تکامل این جوری،  آتن ها و معابد امثال آنرا آباد کرد،  و تخت جمشید را ویران نمود.

کلیک کنید:  استوانه کوروش بزرگ

کلیک کنید:  زیارتگاه های تاریخی ایران

کلیک کنید:  اندیشمندان و شاعران ایران

    شوش مرکز جهان باستان

      بعد از کتاب اسکندر تاریخ ایرانی الکساندر یونانی نیست،  بانو پرنیان حامد،  و وبلاگ انوش راوید،  برای بسیاری پرسش پیش آمده،  که چگونه برابر با داده های جغرافیای تاریخی،  و یا نام مکان های تاریخی،  هند و چین آتن و یمن و غیره در جهان پراکنده شده است،  درصورتیکه اینها نام های استانها و شهرها و مکان های ایران دوران سلسله هخامنشیان بوده است.  در تاریخ نجوم در ایران،  توضیح دادم در آن دوران،  نصف النهار و مدار های کره زمین،  از شوش پایتخت ایران می گذشت،  چون در جای دیگر جهان دانش آنرا نداشتند،  همانگونه که در قرن 19 از پاریس،  و در قرن 20 از لندن گذشته و می گذرد.  این مدارها فرضی،  و برای محاسبه نجوم و جغرافیا و علوم مربوطه می باشد،  و بوسیله آن فاصله ها و غیره را اندازه گرفته و می گیرند.

      با برسی نقشه جغرافیایی،  موضوع جالبی را متوجه می شویم،  در هر راستای جغرافیایی،  استانها و شهرها و مکانها،  به اندازه مورد نیاز از مکان اصلی نام گذاری شده اند.  هر نام در جغرافیایی اصلی دوران هخامنشی را در نقشه بیابید،  و سپس آنرا امتداد دهید تا نام سرزمین جدید با همان نام را بیابید،  این کار را در نقشه یا کره با تمام نام ها انجام دادم،  و همه نتیجه ها درست درآمد،  حتا می توان مکان های نا مشخص در ایران بزرگ را تا حدود زیادی حدس زد،  البته این موضوع اول بررسی من می باشد،  بزودی درباره آن توضیحات بیشتری خواهم داد.  به این ترتیب متوجه خواهیم شد،  که در آن زمان می دانستند زمین کروی است،  و کاملاً به مدارات و فرمول های تعیین فاصله ها آشنا بودند،  و ایرانیان با کمک این علوم به کشف در دنیا می پرداختند،  و بی هدف و شانسی بمانند فرنگی ها قرن 15 و 16 دل به دریا نمی زدند.

   نقشه ایران و اطراف،  عکس شماره 4135،  همانگونه که می بینید در هر بخش از چهار سمت شوش،  مناطق به راستای خودشان منتقل و نام گذاری شده اند.  هر چه به مرکز نزدیک تر بودند،  نام مکان نزدیک تر به شوش را گرفتند،  و هر چه دور تر بودند نام مکان دور تر را گذاشتند.  در اینجا چون نقشه کوچک است،  فقط چند جا را مشخص کردم،  شما می توانید در نقشه بزرگ،  هر مکان ایرانی زمان هخامنشیان را که می دانید،  و مکان نام مشابه امروزی را بیابید.  در این نقشه،  1 = هند،  2 =  سین (چین)، 3 = یمن، 4 = آتن،  خاطر نشان نمایم،  این کار و تحقیق،  فقط در توانایی افرادی با ذهن های پویای تاریخی می باشد،  که دانش و درک درست از تاریخ ایران باستان دارند.

      بعد از تعیین مکان جدید و بازدید های میدانی کاوشگران و پیش گامان،  مهاجر نشین دری زبان (زبان درباری داریوشی) در آن سرزمین ها دایر می شد.  مانند شهر های:  کابل در کابلستان،  کاشغر در کاشغرستان،  مرو در خوراسان،  رم در روم (استانبول)،  و بسیاری دیگر،  که بعضی از آنها را می دانیم،  و تعداد زیادی هم در ابهام هستند،  بزودی با تحقیق های بیشتر و به مرور از آنها می نویسم.  البته یاد آوری نمایم،  هزاران لوح دزدیده شده از ایران،  حاوی این نکات هم می باشند،  بهمین علت آنها را نمی خوانند،  و از آنها نمی گویند،  که واقعیت های تاریخ بر ملا نشود.  ولی هنوز ما ایرانیها خیلی امکانات داریم،  که دشمنان تاریخ ایران ندارند،  مهمترین آنها جوانان باهوش متخصص در ایران است،  که دشمنان تاریخ ایران چنین موهبتی ندارند.

یونان (یونی آن) مسنی و تراوا

      در ایلیاد هومر،  از تراوا و یونان مسینی گفته شده است،  البته ایلیاد نمی تواند یک نوشته علمی باشد،  زیر پنج قرن قبل از میلاد نوشته شده،  و از وقایع صدها سال پیش از آن می باشد،  و قرنها دهان بدهان روایت گردیده،  تا به هومر رسیده بود.  در دوران باستان می دانستند هر کس شهر تروا را در اختیار داشته باشد،  گلوگاه تجارت دریایی و زمینی را در اختیار خواهد داشت،  قرنها جنگ بین مسینی ها و تراوایی ها برای گرفتن و یا نگهداری تروا در جریان بود.  تعداد زیادی باستان شناسان غربی در بدر شده،  و دنبال تروا گشته اند،  ولی آنها نتوانستند در میان ده ها مکان باستانی مورد کاوش تراوا را بیابند.  زیرا آنها نمی خواستند یا نمی توانستند درک درستی از جغرافیایی تاریخی داشته باشند،  گاهی تراوا را در ساحل غربی ترکیه گفته اند،  و گاهی در سواحل غربی سوریه و لبنان،  آنها هرگز نخواستند کمی بیاندیشند،  که یک بندر در یکی از این سواحل،  نمی توانسته موقعیت حساس و استراتژیک تجاری داشته باشد،  زیرا می توانستند در آن سواحل بنادر متعدد بسازند.

      بندر بصره در کشور عراق،  مهمترین بندر استراتژیکی تاریخی بوده است،  چه از نظر نظامی چه از نظر تجاری،  حتی در جنگ غرب با صدام حسین تکریتی،  انگلیسیها بندر بصره را محل استقرار خودشان کردند،  زیرا قرنها نیز دومین مرکز مهم  بازرگانی آنها،  یعنی شعبه دوم شرکت هند شرقی بود.  بندر بصره دروازه ورود و خروج به بین النهرین است،  و نیز در این محدوده جغرافیایی نمونه دیگری ندارد.  بنا به تحلیل کتاب اسکندر تاریخ ایرانی الکساندر یونانی نیست،  مسین یا سین در جنوب بین النهرین و در محدوده و راستای شهر های ایذه در استان خوزستان کشور ایران،  تا العماره در استان میسان کشور عراق بوده است.  اگر برابر با مقاله بالا بعنوان شوش مرکز جهان باستان،  یک خط مستقیم از شوش به استان میسان بکشید،  امتداد آن تا کشور یونان است.

   نقشه مسین های یونانی و شهر تراوا،  عکس شماره 4138،  شهر بصره کنونی از نظر تاریخی و جغرافیایی،  و موقعیت تاریخی دریایی و رودخانه ها،  کاملاً مطابق تعریف تراوا در داستان هومر می باشد. همین مسین های یونانی سلاح مهم و معروف آتش یونانی را با خود به یونان و سپس به ایتالیای کنونی بردند،  و در ادامه تاریخ باعث پیروزی های نظامی برای یونان و روم در اروپا شدند.  نفت شمال خوزستان و استان میسان عراق،  از گذشته ها در سطح زمین قرار داشت،  من از تجارت آن قبل از میلاد مطالبی نیافتم،  ولی آنرا پیگیری می کنم،  مشروح در تاریخ نفت ایران.  نفتی که سلاح آتش یونانی را مشتعل می کرد،  سندی است که بوضوح می گوید،  یونانیان از استان میسان عراق،  به کشور یونان کنونی مهاجرت کرده یا مهاجرت داده شده اند.

      عزیزان حالا با دانستن جغرافیای تروا،  بروید ایلیاد را بخوانید،  و سناریوی واقعی بنویسید،  به امید روزی که آنرا یک فیلم خوب و علمی کنید.

   نقشه ای از زمین گوگل،  عکس شماره 4139،  در آن بخوبی موقعیت شهر بصره دیده می شود،  امروزه می توان با کمک گوگل ارت،  براحتی مناطق باستانی را بررسی کرد،  باید از امکانات امروزی استفاده نمود.

      تاریخ دان های غربی،  یا واقعاً ژنتیکی ساده هستند،  یا خودشان را بسادگی زده اند،  زیرا بمنظور تراوا،  که می گویند از نظر ژئوپلتیک شهر استراتژیکی و سوق الجیشی مهمی بوده است،  به نقاط کم اهمیت و آثار تاریخی باقیمانده از یک دهکده کوچک می روند،  یا دو سه خانه و کاخ باستانی را می گردند،  و می گویند شاید این تراوا باشد،  و یکی دیگر از آنها در جای دیگر می گوید،  اینجا است و آن جا نیست،  و تکرار و تکرار.  مگر اینکه ما ایرانیان ساده تر باشیم،  تا اغفال پرت و پلا های تاریخ نویسان غربی شویم.

عکس تمبر تاریخی کوروش بزرگ در کشور هندوستان،  عکس شماره 5750 .

دانشگاه الازهر

      دانشگاه الازهر،  اولین مؤسسه و از مراکز دینی، علمی و اسلامی در قاهره پایتخت کشور مصر است،  که با قدمتی حدود هزار سال،  یادگاری از دوران فاطمیان است.  این دانشگاه به منظور تبادل دانشجو، استاد و برقراری ارتباط با دانشگاه های دیگر جهان،  در راستای اشاعه فرهنگ تسامح و معنای اعتدال و میانه‌روی،  و نیز همکاری و فعالیت های مختلف است.  دانشگاه از زمان تأسیس تغییرات و تحولات بسیاری داشته است،  امروزه مساحت آن 12 هزار متر مربع،  یعنی بیشتر از دو برابر دوره فاطمیان می باشد،  و پنج مناره دارد.  هر ساله با فراهم شدن شرایط خاص و ویژه،  چون اجازه از سوی دانشگاه و شورای عالی امور اسلامی و سفارت کشور های خارجی دانشجو می پذیرد،  حدود 10 درصد از دانشجویان غیر مصری هستند.

      ضمن پذیرش دانشجو و استاد از همه جهان،  60 دانشکده دارد،  که 43 دانشکده برای پسران،  و 17 دانشکده برای دختران است.  برخی از دانشکده های این دانشگاه عبارت است از:  دندانپزشکی، پزشکی، مهندسی، زبان عربی، مطالعات اسلامی، حقوق، اصول دین، اقتصاد، آموزش و پرورش،  که برخی از آنها در قاهره،  و تعدادی در شعبه های دانشگاه در شهر های دیگر،  منجمله فلسطین و لبنان و عربستان هستند. از فعالیت های دیگر الازهر،  برگزاری همایش، نشست و دیدار های مختلف است،  که باعث می شود عموم اندیشمندان و توده های جهان با چهره واقعی اسلام و مسلمانان آشنا شوند.  پدر بزرگ پدری من آیت الله حاج میرزا حسین،  تحصیل کرده شهر مذهبی نجف کشور عراق،  از اساتید این دانشگاه بود،  که بمنظور نمایندگی مجلس دوره دوم شورای ملی این دانشگاه را برای همیشه ترک نمود.  در طول تاریخ ایرانیان در نشر و گسترش دین اسلام خیلی فعال بودند،  منجمله فاطمیون سازنده این دانشگاه،  در آینده از آنها می نویسم.

   عکس مسجد و دانشگاه الازهر در شهر قاهره کشور مصر عکس شماره 4718،  جامع الأزهر،  از مهمترین مساجد مصر است،  محمد العربی فرمانده خلیفه فاطمی عبدالحمید بن محمد علی فاطمی آن را تأسیس نمود،  تا مسجد و مدرسه‌ ای باشد،  که مبلغین فاطمیان را تربیت نماید،  و مذهب اسماعیلی شیعه که مذهب فاطمیون مصر بود،  را ترویج نمایند.  بنای آن بعد از فتح مصر در ۱۴ رمضان سال ۳۵۹ قمری برابر با  ۹۷۰ میلادی آغاز گردید،  و اولین مسجد شهر قاهره بود.  به همین علت مسجد جامع قاهره محسوب می‌گردید،  ساختمان آن از یک صحن با سه رواق در اطراف آن است،  که بزرگترین آنها رواق قبله بوده،  بعدها مجموعه‌ ای از رواق و شبستان و مدرسه و محراب و مناره و مأذنه به آن اضافه گردید.

      بنای مسجد و دانشگاه الازهر کاملاً سبک ایرانی دارد،  با طاق های حلالی ایرانی،  در قرن 20 بنام معماری عربی معرفی شده بود،  ولی امروزه در چند فیلم مستند و وب خارجی دیدم،  که گفته و نوشته اند:  "قبلاً می گفتند عربی و امروزه مشخص شده سبک معماری ساسانی است".  درصورتیکه این سبک بنا بسیار قدیمی تر است،  و به دوران میترایی ایران باز می گردد،  و در معابد و گور های زیر زمینی بخوبی نمایان است.  این وظیفه جوانان باهوش متخصص ایران است،  که بنا های تاریخی و باستانی جهان،  بویژه در محدوده آسیا و قاره کهن و اروپا و شمال آفریقا را با دقت بررسی نمایند،  آنها را شناسایی و معرفی کنند،  و نگذارند حقوق تاریخی ایران پایمال شود.

   آثار تاریخی مسجد عبدالهی در روستای کیش خاله،  عکس شماره 4572،  این مسجد بسیار دیدنی است،  مشروح در اینجا.

خلع سلاح توده های مردم

      تا آخر پادشاهی قاجاریه،  توده های مردم ایران،  و تمام قبایل ایران،  مسلح به سلاح های گرم و سرد بودند،  و داشتن و حمل اسلحه آزاد بود.  با روی کار آمدن خاندان پهلوی،  و نفوذ امپریالیسم در ایران،  خلع سلاح کردن مردم هم آغاز شد.  البته تا قبل از آن با وجود اسلحه فراوان در دست مردم،  کشتن و کشته شدن های بی جهت و کور در میان مردم وجود داشت،  اما مسلح بودن مردم دردسر هم برای استعمار و امپریالیسم فراهم می کرد.  در دوران قبل از جنگ اول جهانی،  رقبای متخاصم اروپایی،  مقدار زیادی اسلحه گرم به طرفداران خود در کشور های مختلف می دادند.  بعد از این جنگ برای اینکه مردم کشورها را خلع سلاح کنند،  انواع ترفند ها را بکار می بستند،  حتی در جاده ها راه زنی و آدم کشی بر پا می کردند،  تا علت آنرا وجود اسلحه در دست مردم بگویند.  زیرا می خواستند برای ادامه راه امپریالیسم،  توده مردم کشورها مسلح نباشند،  تا نتوانند در مقابل آنها و حکومت های دست نشانده قیام کنند.

      تقریباً تا آخر قرن 20 مردم همه کشورها خلع سلاح شده بودند،  بغییر از چند کشور،  مهمترین آنها ایالات متحده آمریکا می باشد،  البته کشور های افغانستان و لبنان،  و امروزه سوریه و لیبی هم تقریباً به جمع کشور هایی که مردم آن اسلحه دارند پیوسته اند،  البته زیر نظر نیروها و سازمان های مشکوک.  از ابتدای قرن جدید برای خلع سلاح کردن مردم آمریکا،  انواع ترفند ها را بکار برده اند،  درست مانند همان شگردها که در ابتدای پادشاهی رضا شاه در ایران پیاده می کردند.  از قبیل ایجاد نوعی ناامنی بخاطر این سلاحها،  آخرین این ترفند ها کشتار درمدرسه ابتدایی شهرنیوتان، ایالت کانتیکت کشور آمریکا می باشد.  در این ماجرا هرگز در هیچ یک از تحقیقات گفته نشد،  که اصل ماجرا چه بوده،  فقط می گویند پسر 20 ساله ای با اسلحه های مادرش،  اقدام به قتل عام کرده است.  نیرو های حاکم ده ها پرسش را بی پاسخ گذاشته اند،  مانند:  آیا این پسر توسط فرد یا افراد مشکوک شستشوی مغزی و آماده سازی شده بود،  که این کار را انجام دهد؟  بعد از این تیراندازی محافل حاکم،  جو و شرایط ترس و وحشت از وجود اسلحه در دست مردم را ایجاد کرده اند.

 

   عکس انواع سلاح های قدیمی ایران،  از موزه و نمایشگاه فروشگاه عتیقه و آنتیک Tajan در پاریس،  عکس شماره 2903 ،  مشروح در تاریخ اسلحه در ایران.  امید است جوانان باهوش و تحصیل کرده ایران،  که در سراسر جهان هستند،  نسبت به آثار تاریخی ایران،  در کشور های محل اقامتشان بی تفاوت نباشند،  و از آنها عکس و گزارش تهیه نمایند و در اینترنت منتشر نمایند.

   کلیک کنید:  تاریخ شهر مذهبی قم

   کلیک کنید:  زیارتگاه های تاریخی ایران

   کلیک کنید:  تاریخ گوگرد و باروت در ایران

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.


   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب،  تاریخ مغول،  تاریخ تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران    http://www.ravid.ir

تاریخ ارسال: یکشنبه 24 دی‌ماه سال 1391 ساعت 02:32 ق.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

وبسایت ارگ انوش راوید