X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

چند مطلب جالب شماره 112

چند مطلب خواندنی و جالب 112

شمس ایرانی است

      بسیاری می پرسند آیا شمس (خورشید) واژه ای ایرانی یا عربی است،  البته لغت شناسی و ریشه یابی واژه ها،  کار بسیار مشکل و تخصص است.  اساتید در ایران یاد گرفته اند،  که برای راحتی،  هر چه را سریع بگویند عربی است،  و هیچ ریشه یابی تاریخی نمی کنند.  تا آنجا که من می دانم،  در تمدن سومری به وسیله ای موشک مانند،  که با آن بفضا می رفتند،  تا به خدای آنو برسند،  شم می گفتند،  و مس نیز فلزی درخشنده و با ارزش بود،  بویژه وقتی ذوب شود،  درست مانند درخشندگی خورشید می گردد.  شم + مس = شمس.

      یکی از این پرسند گان دوستی بود،  که بخاطر ارادت به شمس تبریزی،  می خواست نام پسرش را شمس بگذارد،  و از این موضوع ناراحت بود،  که شمس عربی است،  و فارسی نیست.  ابتدا به او گفتم شمس نام بین المللی است،  همانگونه که شمس نام بسیاری از اندیشمندان و دانشمندان ایران و عرب،  هند و غیره بوده و می باشد.  ما نباید نسبت به اینکه نامی عربی یا غیر است،  حساسیت داشته باشیم،  ما در قرن 21 هستیم،  حساسیت ما باید در دانایی نوین باشد،  نه خواسته های قرن های 18 و 19 اروپا.  سپس به او گفتم شمس نام ایرانی برای خورشید است،  نام پارسی خورشید در زبان های محلی غربی و شمالی و شمال شرق ایران بزرگ گفته می شود.  شمس نیز نام ایرانی است،  که در هند استان  و چین استان ایران می گفتند،  در ادبیات ایران مرکزی بوضوح دیده و شنیده می شود. 

  عکس دو گونه شم A  و B  ،  شم سفینه ای که با آن به آنو می رسند،  C  شم درست مانند کپسول حمل فضانوردان می باشد،  D مقیاس شم با موشک فضا پیما،  عکس شماره 2959.

      در یکی از تحقیقات مشکوک جدید قرن 21 ،  درباره فرا زمینی ها می گویند،  که در زمان سومریها عده ای فرا زمینی از فضا به زمین آمده بودند.  اینها ادامه می دهند،  نور و آتش سفینه ها و بشقاب پرند ها باعث شده بود،  که در بسیاری از افسانه ها و آثار تاریخی بنوعی از این موضوع یاد شود.

      زبان های ایرانی آنگونه که در شاهنامه فردوسی آمده است،  سی گونه خط داشت،  امروزه ما فارسی می دانیم،  که پارسی نیست و درست و صحیح آن دری است.  حداکثر چند پیر مرد و پیرزن مدرسه نرفته،  در روستا های دور دست ایران بزرگ آخرین کسانی هستند،  که یکی از زبان های باستانی ایران را می دانند،  آنها نیز به لطف کارگزاران و چهره های استعمار در قرن گذشته،  بفراموشی سپرده شده اند،  و آخرین ارتباط با زبان های تاریخی ایرانی با قرن حاضر کاملاً دارد از بین می رود.

   عکس کتیبه سومری که از شم و سفر به فضا در آن نوشته شده است،  و عکس گیلگمش سومری که در آسمان گشت زد،  عکس شماره 4574.

سه مطلب جالب تاریخی

      در قرن اول میلادی هرو اندیشمند یوآنی،  اولین موتور بخار را بنام ایلوپایل ساخت،  این دستگاه،  بخار متراکم را می گرفت،  توربینی و گردونه ای را بگردش در می آورد،  این اولین موتور موشکی در جهان بود.  ایلوپایل یعنی گلوله ایالوس یا خدای بادها بود،  آیا ممکن است این را از داستان اودیسه و هومر یا امثال آن گرفته باشد؟  مطمئن او از دانش های قبل از خود الهام گرفته است.

      در 214 ق.م،  یوآن های مقیم یک جزیره (گویند: شهر ساراکیوز  در جزیره سیسیل)،  مورد حمله کشتی های رومی قرار گرفتند،  آنها از نظر نظامی توانایی مقابله با رومیها را نداشتند.  ارشمیدس (ارش + مادی) دانشمند یوآنی،  برای مقابله با ناوگان جنگی رومی،  یک اسلحه جدید اسرار آمیز قدرتمند ساخت،  که از خود دفاع کنند.  آن یک آینه عظیم قوسی شکل بود،  که با تمرکز نور خورشید بروی کشتی های رومی،  آنها را نابود می کرد.  مطمئن ارشمیدس از داستان های 600 سال پیش از خود الهام گرفته بود.


   عکس توربین ایلوپایل اولین بخار جهان A،  و آینه ارشمیدس B،  براحتی متوجه می شویم،  امروزه دانشمندان بسیاری معتقد هستند،  که پایه های علوم از ایران به اروپا رفته است،  زیرا هیچ علمی بدون پایه شکل نمی گیرد.  اما عده ای انیرانی می گویند،  که موجودات فرا زمینی پایه های علوم را گذاشته اند،  تا بدینوسیله بتوانند ایران تاریخی را حذف نمایند،  عکس شماره 4040.

   عکس پیکره سنگی پوکوتیا،  و دیگری کاسه مگافوئنته،  متعلق به حدود پنج و نیم هزار سال پیش، که دو در تیاهواناکو کشور بولیوی نزدیک مرز کشور پرو پیدا شده اند،  و در 2002 میلادی شناسایی علمی شده اند.  روی هر دو مصنوع حروف الفبای سومری حکاکی شده،  و در موزه فلزات گران بها (موزه طلا) این کشور نگهداری می شوند.  هر دو این آثار زیر خاکی دینی هستند،  و براحتی می توان رابطه دین و اهرام آسیای جنوب شرقی ایران و قاره آمریکا را با ایران و نیایشگاه چغازنبیل متوجه شد.  مطمئن این اشیا مستقیم از خلیج فارس به آمریکا نرفته اند،  و در این میان واسطه های تجاری و فرهنگی دریایی در شرق دور داشته اند.  این ها دلیل وجود تجارت ماقبل از تاریخی ایران می باشند،  عکس شماره 4428.

   جالب:  مانفرد مایر هوفر،  در مقاله ریشه شناسی و کهن ترین شواهد نام میترا،  پس از بحثی فاضلانه درباره معانی خورشید و پیمان برای میترا،  حتی واژه متررا نیز مشتق از نام میترا می داند و «mi-tra» را ابزار اندازه گیری معنا می کند،  که «ma» به معنای جدید پیمان از آن ریشه گرفته است،  ("متروس" یونانی به معنای اندازه و اندازه درست هم از این ریشه است).  اما در غرب نام مهرگاه برابر ایزد خورشید دانسته شده،  و گاه کنار خورشید،  و در تصاویر و نقش برجسته ها در حال برگزاری بزم مقدس دیده می شود،  و سپس با گردونه خورشید و همراه با آن به عرش اعلی صعود می کند.

      در مقاله بالوتا بنام،  مهرپرستی در کتیبه های داشی،  نوشته شده که در داشی کشور رومانی،  میترا پیوسته دارای القاب «خورشید شکست ناپذیر»، «خدای خورشید شکست ناپذیر»، «خدای قادر مطلق شکست ناپذیر»، «ایزد آفریدگار»، «چشمه جاوید» و همانند آن بوده است،  و حتی دوبار برای صفت قادر مطلق از واژه «نبرزه» که همان «نبرده» به معنای دلیر پارسی استفاده کرده اند.  پس نویسنده ناچار به ریشه ایرانی این ایزد اقرار می کند،  ضمن اینکه برای ما روشن می شود،  که در برخی جا های غرب،  میترا برابر با خورشید،  ولی در همه جا آفریدگار است،  حال آنکه در اوستای ایرانی،  مهر آفریده یا هورامزدا است.  یک بار در مهریشت 1 اهورامزدا به زرتشت می گوید:  مهر را در شایستگی نیایش برابر با خودم آفریدم،  و در جایی دیگر مهر آشکارا «آفریده  اهورامزدا» (همان،61) خوانده می شود،  در پایان یشت (همان 145)،  خورشید و مهر از همه جدا نام برده می شوند  ...ادامه بزودی...

خدایان و فرشتگان میان رودان

       دوران باستان هر شهر بین النهرین،  یک رب النوع یا خدایی داشت،  که در قالب یک بت یا مجسمه شناخته می شد،  و اهالی هر شهر رب النوع سایر شهر های دیگر را،  در رتبه پایین تر از رب النوع شهر خود می دانستند.  چنانچه شهری به تسخیر دیگری در می آمد،‌  رب النوع آن شهر به اسارت رفته،  و استقلال آن شهر از بین می رفت.  سه رب النوع بزرگ را همه می پرستیدند:

  1 -  آنو،  خدای آسمان،   2 -  هه آ،  صاحب آب های در های عمیق،  3 =  بل یا بعل،  خدای زمین.

      قبل از دوران خدایان و رب النوع های مختلف، در دوره های ماقبل تاریخ،  مردم با پاکی تمام،  زندگی سالم و طبیعی و مظاهر طبیعت را ستایش می کردند،  که در ایران مهر پرستی اولیه از آن است.  کم کم در ادامه شهر نشینی،  و نیاز حکام برای استثمار کردن مردم،  خدایان مختلف ساخته شدند.  سپس با ترفند های مخصوص دوران تمدن خودشان،  خدایان را جنبه آسمانی دادند،  و برای هر یک از عوامل طبیعی منشاُ ربانی قائل شدند،  و برای آنها معابد ساختند،  و مراسم خاصی برایشان اجرا کردند،  و همواره برای آنها قربانی و هدیه می دادند.  حتی برایشان فرزند و همسر هم قائل می شدند،  در بخش هایی از بین النهرین به معابدی بر میخوریم،  که جفت در کنار هم ساخته شده بودند،  که دلیل بر وجود اعتقاد به زن و شوهری می باشد.

      خدای بزرگ شهر اوروک در بین النهرین،  ایزد بانو «اینانا» یا «اینین» بود،  که در سومری به معنای «بانوی آسمانها» است،  همسر او «دُموزی» خدای برکت و بخشندگی و بارور کنندگی است.  در بین النهرین مانند ایران و آسیای میانه،  ستایش بسیار گسترده الهه مادر از  5000 ق.م به بعد،  رواج داشت،  وجود پیکرک های سفالین الهه مادر با زیور الات فلزی،  وجود مهره های گردان (سیلندری)، که صحنه های آئینی، مذهبی و اساطیری بر آنها نقش شده،  و اطلاع مکتوب از وجود آئین های  پیروان الهه مادر،  و شرکت مردم در آئین ها نشان میدهد،  بخشی را در تاریخ دین و آئین ایران نوشته ام.

      مهمترین خدایان که ابتدا در سومر مورد پرستش قرار گرفتند،  آنهایی بودند که سرنوشت را رقم میزدند،  سومری ها تقسیم بندی هایی درباره خدایان  داشتند،  مثلاَّ،  خدایان خلاق و غیر خلاق،  خدایان اصلی عبارتند:

   آنو (anu)  ــ   خدای آسمان،  که در اصل خدای بزرگ سومری بود،  و خدای حامی شهر اوروک(uruk)  بود،  و در آن شهر معبد داشت،  او پدر خدایان بود،  و با الهه زمین ازدواج می کند،  ثمره آن «انلیل» خدای هوا است.

   انلیل (enlil) ــ  فرزند آنو و خدای هوا و حامی بزرگ نوع بشر است، او بعدا بعنوان پادشاه جانشین پدرش شد،  بنابر اساطیر سومری،  او زمین و آسمان را از هم جدا کرد.  از تخمها،  گیاهان را رویانید و سرنوشت را رقم زد ، سلاحش رعد بود و صدایش برق و بوسیله رعد و برق نظم را برقرار می سازد،  طوفان و باد از نیرو های او هستند.

   اِنکی (Enki) ــ  خدای خردمند و مظهر خرد است،  آفرینش جهان در دست اوست،  و نظام بخش امور جهان است،  خدای باران آوری که رفاه جوامع انسانی را در دست دارد.  او وضع کننده قانون و حافظ آن است،  بهترین دوست انسان و تعیین کننده سرنوشت آدمیان است.  او با کشتن غول نرنیه نخستین اپسو (Apsu) به قدرت می رسد. مردوک خدای بزرگ بابلی پسر او اینانا دختر اوست،  انکی همتای اِ آ (Ea) ایزد زمین است،  او خدای آبها و سازمان دهنده  حیات بر روی زمین است.

   مردوک  (mardduk) ــ  فرزند و اِنکی و اِآ ،  و خدای بزرگ بابل است،  پس از جایگزین شدن نظام پدر سالاری به جای مادرسالاری حدود نیمه دوم هزاره دوم ق.م،  جانشین انکی خدای خردمند شد،  که در دوره سومری ها خدای زراعت بود،  ولی در زمان به قدرت رسیدن شهر بابل،  مردوک به مقام خدای آسمانها ارتقا پیدا کرد.  او حامی شهر بابل و قهرمان منظومه آفرینش بابلی بود.

   آشور (Ashur) ــ  خدای بزرگ آشور بود،  زمانیکه آشوریان قدرت را بدست گرفتند،  خدای آشور که با همین نام خوانده می شود،  نسبت به مردوک و بقیه خدایان برتری یافت،  و حتی در راستای آفرینش جانشین مردوک شد.

   سین (Sin) ــ  خدای ماه است،  و در اساطیر سومری به آن نانا گفته می شود،  او نگهبان گله و خدای سرنوشت و خدای حامی شهر اور (Ur) که نماد او هلال ماه است.

   شمش (SHamash) ــ  یا شم،  او را آتو هم میخوانند،  خدای خورشید است و فرزند ماه هم گفته می شد،  در نقوش میان رودان شم را در حالی نشان می دهند،  که اشعه هایی از شانه هایش بیرون زده،  و دو خدا در حال باز کردن در های آسمان بر روی او هستند.  ابزاری شبیه اره در دست دارد،  که نشانه قضاوت و اجرای عدالت می باشد، حمورابی از او اطاعت می کرد،  و نماد شمش قرص خورشید است.  شم نشان های ویژه قدرت خدایی یعنی باتوم است،  حلقه در دست دارد،  و قانون را به حمورابی می دهد،  که حالتی از دقت و احترام دارد.

   اینانا (Inanna) ــ  فرزند انکی و خواهر مردوک است،  در سومر به معنای خدای آسمان و در بابل و آشور ایشتار خوانده می شود،  که معادل آناهیتا در ایرانی،  و ونوس رومی و آفرودیت یونان است.  اینانا ایزد بانوی عشق و باروری،  و بسیاری صفات آسمانی دیگر است،  همچنین ایزد بانوی بزرگ اوروک می باشد.

   دُموزی(Dumuzi)  ــ  خدای شبانی و گله ها بود،  و در بابل تموز گفته می شد،  بمعنی فرزند راستین و مومن است.  او خدای بخشندگی و بارور کنندگی بوده،  و هر سال آئین خاصی که محتوای آن برکت بخشی و شهادت  بود،  برگزار می شد.  گویا ریشه آن از عید نوروز بوده،  که به نمروز و دموز تغییر کرده است.

   نابو (Nabu) ــ  خدای قلم و کتابت و فرزند مردوک بوده،  که در هزاره اول ق.م به محبوبیت رسید.

   نینورته (Ninurta) ــ  ایزد باران است او سلاح بی نظیری به حمورابی می داد که پیروز می شد.

     با وجود این خدایان،  سومری ها برای هر پدیده رب النوع یا خدایی داشتند،  به ارواح بد،‌ عفریت ها و جن ها نیز معتقد بودند،  هر یک از حکام برای خود رب النوع داشت،  که در جنگها، امراض و برای کسب ثروت از آن بهره می بردند.  عکسها و مطالب بیشتر درباره تاریخ خدایان،  و پیدایش آنها و رب النوع را بزودی پست می کنم.

 کلیسای باستانی جالب

   عکس یک کلیسای تاریخی در دل کوه در کشور اتیوپی جنوب اریتره،  و تصویر دیواری عیسی مسیح که بیش از هزار سال قدمت دارد،  مربوط به زمانی است که اروپائیان نمی دانستند آفریقای تاریخی غیر از حاشیه مدیترانه وجود دارد،  چه برسد به شاخ آفریقا.  این تصویر دیواری که در تلویزیون دولتی اتیوپی نشان داده شد،  دقیقاً می گوید که اشخاص تصویر،  سفید پوست و با نوع پوشاک از ایران هستند.  کسانی که چین و هند ایران را چند هزار کیلومتر جابجا کردند،  اریتره و... ایران را هم براحتی واگذار کردند،  عکس های شماره 4167 و 4168.

تعریف دیگر از کشف آمریکا

      در مطلب دو عکس از پیکره سنگی پوکوتیا،  و کاسه مگافوئنته،  که در یکی دو پست قبلی نوشتم،  عزیزانی کنجکاو شدند بیشتر بدانند.  مقدار زیادی از این دست آثار باستانی،  در اختیار کشیش پدر پائلو کارلو گرسلی که از مبلغین کاتولیک ایتالیایی مقیم شهر .. اکوادور بود قرار داشت،  که اندکی بعد از مرگ این کشیش در 1982 آنها دزدیده و ناپدید شدند.  در آن زمان کسی بفکر این نبود،  که این اشیا باستانی مربوط به حدود 1500 ق.م است،  و از هندو چین و خلیج فارس به آمریکای جنوبی رفته،  و بعنوان اشیای مقدس در اختیار بومیان کوهستان های اکوادر و پرو قرار داشته است.  امروزه اهل فن گمان می کنند،  هنوز از این دست اشیای باستانی و ماقبل از تاریخ در غار های مخفی،  میان کوهستان اندیس قاره آمریکای جنوبی وجود داشته باشد،  جویندگان گنج برای بدست آوردن آنها در تلاش هستند.  جوانان باهوش ایران باید نسبت به این موضوع دقت نظر داشته باشند،  زیرا بخشی از آنها تاریخ ایران هستند،  و براحتی می توانند ثابت کننده اولین کشف قاره آمریکا باشند.

   عکس آثار باستانی و زیر خاکی،  که در اختیار پدر گرسلی بود،  عکس شماره 4429 ،  شامل ورقه های متعدد مسی با نوشته هایی،  که کاملاً متفاوت از کار های تاریخی بومی است.  مجسمه های متعدد که نشان های از کار های بین النهرین باستان دارد،  کار های طلایی کنده کاری شده،  بنا به گفته اشخاصی که این گنجینه را دیده بودند، این آثار خیلی زیاد بودند.

   عکس سمت چپ کتیبه روی ورقه مس کشف شده،  در کشور اکوادور آمریکای جنوبی،  نزد پدر گرسپی که در چند پست قبلی از آن نوشتم،  سمت راست کتیبه سنگی کشف شده در شهر باستانی جیرفت استان کرمان.  دقیقاً شباهت بین دو خطوط مشخص است،  با حساب داده های تاریخی،  که می گوید اولین بار حدود پنج هزار سال پیش مس توسط مردمان استان کرمان کشف شد،  و کتیبه مسی که در اکوادور کشف گردیده،  که درست مانند خطوط کتیبه سنگی استان کرمان ایران است.  این ورقه های مسی اتفاقی در آمریکای جنوبی نبوده اند،  آنها توسط دانش خاص دریانوردی و غیره به آنجا رفته اند،  بایید در این باره توسط جوانان باهوش ایران تحقیق شود،  مخصوصاً در موزه های کشور های پرو و اکوادور.  عکس شماره 4436.

سخا استان تاریخی

      در تاریخ از سیبری کنونی،  بنام سکستان یا ساخا استان نام برده شده است،  سیبری نام من در آوری جدید برای این سرزمین وسیع ده میلیون کیلومتر مربعی است.  در طول ما قبل از تاریخ،  که هموساپین در کوهستان زاگرس  و مناطق خوش آب و هوای اطراف آن،  به دوره های سنگ میانه می رسید،  به مرور مطابق ذات بشر به اطراف هم کوچ می کردند،  منجمله در طول ده هزار سال،  طایفه هایی از آنها به شمال رفتند،  و در سیبری از حدود 5 هزار ق.م،  با نام سکا از آنها نام برده شده است.  سپس در دوره سلسله هخامنشیان بنام سکا استان و با تلفظ دیگر سخا استان گفته شد،  تا اینکه در قرن 20 دولت شوروی برای ذوب نمودن فرهنگی  و ملی مردم (آسمیلاسیون)،  دست بکار شد.  سکستان را به چند استان  تقسیم بندی نمود،  و نام های طایفه ای و جغرافیایی سرزمین های ساخا استان را تغییر داد... مشروح بزودی

   عکس گنجینه و فرش پازیریک،  یادگار سکا های سده چهار و پنج ق.م،  عکس شماره 4221،  از اینترنت،  عکس های بیشتر از این فرش در اینترنت.

      پازیریک دره ای در جنوب سیبری شمال مرز کشور مغولستان است،  در این دره یخ زده چند گور سکایی به صورت اتاقک کشف شده است.  به دلیل وجود یخ در اطراف اشیای متعلق به گورها،  فرسایش این اجناس بسیار کند بوده و باستان شناسان توانسته اند موارد بسیار نادری را از این گورها به دست آورند.  در 1328 رودنکو قدیمی ترین فرش گره دار و پرز داری،  که تا کنون کشف شده را از یکی از این گورها بیرون آورد.  طرح های این فرش بسیار مشابه طرح های موجود در تخت جمشید است.

   این فرش تقریباً چهارگوش، حدود دو متر مربع وسعت دارد،  و تصویر سوارکاران، آهوان در حال چرا، جانوران افسانه ای با سر عقاب و بدن شیر بر آن نقش بسته،  و حاشیه ای گلدار آن را زینت بخشیده است.  رودنکو در اثبات ایرانی بودن این فرش در کتاب خود به نام مقابر یخزده سیبری سوارکاران عصر آهن مدفون در پازیریک می نویسد:  در طرح پازیریک صف های منظم مردان و چارپایان که همگی به فاصله ای معین از پی یکدیگر می آیند،  بروشنی یادآور رسم های تزیینی هخامنشی و آشوری است.  همچنین شیوه گره زدن دم اسبها و کاکل آنها به رسم ایرانیان است.  هم در پیکر کنده های تخت جمشید و هم در فرش پازیریک ستوربانان در سمت چپ اسب گام برمی دارند،  و دست راست خود را بر پشت گردن اسب نهاده اند.  آنچه آشکار و غیر قابل انکار است،  تصویر گروهی است شبیه نقش برجسته های تخت جمشید،  در صف های منظم که همگی به یک فاصله معین از پی یکدیگر می آیند.  نقش گوزن فرش پازیریک از دیگر موارد مهم است.  رودنکو یادآور شده است،  که این گوزنها از تیره گوزن زرد خالدار شاخ پهن و ایرانی است.  بعدها هم رومن گیرشمن،  می نویسد:  در قسمت مرکزی این فرش یک ردیف ستاره های چهار پر نقش شده،  که روی اشیای مکشوف در لرستان نیز دیده می شود.  فرش پازیریک هم اکنون در موزه ارمیتاژ روسیه نگهداری می شود.

سبک کار متفاوت برای قرن متفاوت

   آموزش و پروش سنتی و کلاسیک قرن 20 و ادامه آن تاکنون،  باعث شده به علم همچون تعریف و داستان،  و با احساس و نظر نگاه و برداشت شود،  داشتن نظریه و تز که در پست های قبلی نوشتم متفاوت است.  توجه نمایید،  ما در دوره ای جدید از تمدن بسر می بریم،  در قرن سنت گریزی و سازمان آینده بینی کاملاً توضیح نوشته ام.  بهمین جهت برای بررسی های علمی،  به چند داستان و تعریف و احساس نمی خواهم تکیه داشته باشم،  آنچه که امروزه ما در این وبلاگ می گوییم،  در واقع مقدمه ای بر یک گرایش دانش تاریخ است،  که بزودی با بدست آوردن توانایی در تاریخ نویسی نوین ایرانی،  به بررسی و تحقیق و تحلیل خواهیم پرداخت.  با وجود دروغ های بیشمار در تاریخ،  که دوست و دشمن کم و بیش آن را می پذیرند،  نمی توانم نتیجه برای این پرسش بگویم،  اما در مقاله کوروش برای همه دنیا بود،  که در چند پست قبل و به مناسبت روز جهانی کوروش بزرگ نوشتم،  این موضوع را بوضوح توضیح دام.   یک وبلاگ برای گفتگوی ما باز مانده،  خواهشاً آنرا بسوی فیل ایرانی با تر نکشانید.  چند بار در پاسخ پرسشها گفته ام،  در مورد تاریخ باستان از سلسله هخامنشیان تا آخر حکومت اشکانیان،  من تا نتیجه نهایی،  که باید از فرهنگستان تاریخ آینده بیرون آید،  گفته ها و نوشته های بانو پرنیان حامد را می پذیرم.

      خاطر نشان نمایم بحث و جدل در علم و تخصص،  یکی از ارکان انکشاف علم و دانش است،  بدین منظور نباید کم آورد و رنجیده خاطر شد،  بلکه باید برای تحقیق و پیشرفت علمی مصمم تر گردید،  این وبلاگ با سبک کار متفاوت برای همین است.  البته یکی از شگرد های اساتید حرفه ای دانشگاه،  توپیدن و رفتن در دل دانشجو است،  که او را بسنجند آیا واقعاً محقق است،  یا از روی احساس موقت چیزی گفته است.  من و با تجربه ای که از مطالعه هزاران کتاب تاریخی،  و دیدن صدها سایت و موزه تاریخی،  و گفتگو با ده ها استاد تاریخ دارم،  بنظرم بانو پرنیان حامد بهترین و کامل ترین گفته را در ایران باستان دارند.  البته من در پاسخ این نظر مطلبی باعنوان تمدن جدید در راه است نوشتم، و از پدید آمدن جوانان باهوش دارای نظریه و تز و.... ابراز خوشحالی و موفقیت کردم.  در کل مانند همیشه،  برای پاسخ دادن به چنین موضوعات تاریخی،  حتماً پستی و مطلبی و عکس هایی در چند هفته آینده می نویسم. همانگونه که می دانید به نوشته های دیگران،  بویژه خارجی ها اعتماد ندارم،  و باید خودم هر موضوع را تحقیق کنم.  ما در ایران امروز و آینده،  به انبوه جوانان باهوش نظریه پرداز علمی و اندیشمند مستقل نیاز داریم،  بنابر این بیشتر و بیشتر بکوشید،  ما همه یکی هستیم.  ما ایرانیان مخترع بازی شطرنج بودیم،  و بیشترین قهرمانان شطرنج را داشته ایم،  پس می توانیم دنیای جدید را بدست آوریم،  قطعه شعر زیر دیدگاه مرا برای جوانان ایران می رساند.

* کار جهان هر چه شود کار تو کو بار تو کو <><> گر دو جهان بتکده شد آن بت عیار تو کو * دیوان شمس

   عکس تاریخی بارکشی نظامی فیل،  عکس شماره 4321.  مهمترین موضوع در جنگ فرابری است،  در داستان های تاریخی که بجای تاریخ بخورد ملتها داده اند،  خبری از علم تاریخ فرابری نظامی نیست.

نسخه های گنج و DVD گنج

      در یکی دو هفته گذشته،  درباره گنج و گنج یابی و نسخه و DVD های گنج یابی،  که در شهر وجود دارد و خرید و فروش می شود،  چند پرسش داشتم،  در این متن کوتاه پاسخ می دهم.   یادم می آید حدود 50 سال پیش یکی از دایی های من،  یک نسخه قدیمی گنج گیر آورد بود،  آن نسخه او را به ارتفاعات قلعه الموت رهنود می کرد،  که گنجی در آنجا نهفته است.  او در آنزمان با چند تن از دوستانش به آدرس نسخه رفتند،  چند روز در محل که بصورت معما در نسخه نوشته شده بود،  کندند و کندند و سنگ شکستند،  و خسته و کوفته دست از پا دراز تر بازگشتند.  احتمالاً چه کسانی که بعد از آنها،  با دیدن آن محل کنده شده،  داستان در آورده اند،  که در اینجا گنج های فراوان بوده،  و بردند و خوردند نوش جانشان،  و باز هم هست ما باید بکنیم!!!

      در دوره پادشاهی قاجاریه،  با باز شدن پای فرنگ و فرنگی به ایران،  گنج و زیر خاکی اهمیت یافت،  و مردمان زیادی به کند و کاو مشغول شدند.  در این میان خرید و فروش عتیقه و زیر خاکی هم رونق داشت،  و عده ای هم مشغول تهیه اجناس تقلبی و بدل های تاریخی شدند،  و یا نسخه های جعلی درست می کردند،  و خرید و فروش آنها رونق داشت،  بویژه در محله سید اسمال تهران.  امروزه بسیاری از همین نسخه های تقلبی همچنان در جریان هستند،  نسخه سازان تقلبی،  نسخه ها را با کلمات و الفاز پیچیده می نوشتند،  تا بیشتر قدیمیتر و مهم تر جلو دهند.

      در این مواقع آدم یاد،  مگر تو مملکت شما خر نیست،  عزیز نسین میافتد،  که نوشته خارجی ها در بازار استانبول پالون های قدیمی می دیدند،  و فروشنده می گفت این گرونه خیلی گرون،  بروید به ده ما،  همه خر ها از این پالان دارند،  ولی به دهاتی ها نگوئید که پالان را می خواهم،  بگویید از خر شما خوشمان آمد،  و می خواهیم آنرا بخریم.  توریست ساده هم به دهات می رفت،  و به روستایی می گفت،  خرت را می خواهم،  و دهاتی هم خود را به کوچه علی چپ می زد،  و می گفت مگر تو مملکت شما خر نیست،  و آن بیچار سرش کلاه می رفت،  و یک پالان تقلبی را با خرش بقیمت گران می خرید.

      همیشه تاریخ بازار تقلب سازی آثار تاریخی گرم بوده،  در دوره های قبل از تمدن صنعتی،  برای اعاده های دینی بدنبال آثار تاریخی بودند،  و در دوران جدید،  برای بدست آوردن پول،  بهمین جهت همزمان بازار تقلب کاری هم گرم بود.  باید نسبت به شناخت آثار دقت نظر داشت،  حتی اگر این اثر یک نسخه گنج باشد،  در یک تحقیق آمده،  که در میان اشیا داخل ویترین حفاظت شده موزه ها هم تقلبی وجود دارد،  گاه افراد موزه های خارجی می دانند،  و از بابت اجناس جعلی،  کلی از بودجه های دولتی را بالا کشیده اند.  امروزه روش دیگری هم یافت شده،  عده ای دارند با فروش DVD به قیمت بسیار زیاد،  سبک امروزی نسخه قدیمی را پیاده می کنند،  آنها در آگهی هایشان می گویند،  اینها حاوی اطلاعات گنج یابی است.

      جوانان باهوش ایران،  این مسائل را در تحقیقات و کار هایشان در نظر بگیرند،  گنج و آثار تاریخی از دست این و آن بدست نمی آید.  در یکی از گردش های تاریخی که به اتفاق یک دوست رفته بودم،  دیدم دارد چیز های کوچکی اینطرف و آنطرف قلعه متروکه پرت می کند.  گفتم چکار می کنی،  گفت سکه های بی قیمت تقلبی تاریخی اسپانیایی و پرتقالی را که از بدلیجات تاریخی فروشی شهر بارسلون کشور اسپانیا خریدم،  گوشه و کنار پرتاب می کنم،  که باعث گمراهی جویندگان گنج و باستان شناسان شود.  او ادامه داد،  یکی از کار های جلب گردشگر در اسپانیا و پرتقال همین کار است.  چه بسا کسانیکه بعد از مدتی آن سکه های را پیدا کنند،  و بگویند استعمار گران پرتقالی به قلعه گرد کوه هم آمده بودند!

      گنجی و زیر خاکی با دو صورت بدست می آید،  اول شانسی،  مانند هنگام جاده سازی که نمونه های واضح زیاد دارد،  همچون مومیایی و گنج های سنندج در اینجا.  دوم که مهم و واقعی است،  بر اساس تحقیقات و تحلیل های علمی از تاریخ و باستان شناسی بدست می آید،  این روش اصلی است،  و نیازمند کسب دانش های مربوطه می باشد،  البته با حساب زیر ساخت های ملی مردمی و حکومتی.

   عکس دو گور تاریخی،  عکس شماره 4418،  تمام گورها و آثار تاریخی متفاوت هستند،  شناختن آنها دانش و تخصص می خواهد،  هر گونه اقدام برای بدست آوردن گنج،  غیر از سختی و دردسر،  باعث صدمه به آثار تاریخی می شود. 

اسب مغولستانی و جاده ابریشم

      عزیزانی درباره اسب مغولستانی توضیحات بیشتری خواستند،  اسب ها و شتر های پشمالو مناطق سردسیر شمال آسیا،  با چند گونه متفاوت،  در کشور مغولستان،  سیبری کشور روسیه و کشور های قرقیزستان و قزاقستان،  و در استان سین کیانگ و صحرای گبی و مغولستان داخلی کشور چین وجود دارند.  در این سرزمینها بدلیل سرمای شدید و طولانی،  که حتی شبها تا منهای 30 درجه سانتیگراد می رسد،  امکان زندگی و بود و باش برای اسبها و شتر های خاورمیانه وجود ندارد.  تربیت و نگهداری این اسبها فقط توسط مردمان همان دیار صورت می پذیرد، این گونه اسبها با مهاجرت طبیعی،  به اروپای شمالی رفتند.  از قرن 15 میلادی،  در کشور های روسیه تا فرانسه چند قرن با این اسبها و ترکیب نژادی آنها مبارزه کردند،  و آنها را کشتند،  زیرا بعلت عدم توانایی در تربیت،  ارزش باربری و نظامی نداشتند.  درباره این موضوع کتاب و فیلم زیاد نوشته ساخته شده است،  البته اندکی از آنها در اسکاتلند و اسکاندیناوی باقی ماندند.

      تا نیمه اول قرن 20 برای مسافرت در مسیر ایران چین،  که به جاده ابریشم معروف شده است،  مجبور بودند در خجند،  بارکش های خود را عوض نمایند،  و با بارکش های پامیری از خجند و مسیر دره فرغانه،  که خود مصیبتی بود،  به کاشغر مرکز آدم های رنگارنگ و اقوام گوناگون بروند.  سپس از کاشغر با اسبها و شتر های کوتله پشمالوی اویغوری،  به تورفان بروند،  و از تورفان برای عبور از آلتایی دوباره بارکش های مخصوص آن دیار را می خواستند،  تا به صحرای گبی برسند،  دوباره تعویض بارکش،  تا بعد از عبور از گبی باز هم تعویض بارکش،  تا بعد از یک سال مسافرت خسته کننده،  به پکن برسند.  همانگونه که می بینید چندین مرحله تعویض اسب و شتر و گاو باربری لازم است،  تا جاده سمرقند به پکن طی شود،  هیچ کدام از این حیوانات نمی توانستند مسیر دیگری را طی کنند.  در ضمن چنین مسیری برای امور تجاری،  حتی برای گرانترین جنس مانند ابریشم،  مقرون به صرفه نبود،  بلکه ابریشم چین استان ایران بود،  که در اروپا ابریشم چینی می گفتند،  و در قرون جدید تصور کردند کشور چین است.

      اسب و شتر و کلیه حیوانات بیابان های گرمسیری،  متفاوت از حیوانات سردسیر و متفاوت از کوهستانی ها هستند.  بود و باش،  خورد و خواب آنها متفاوت است،  کسانی که دروغ حمله مغول و این و آن را به ایران نوشته اند،  هیچ کدام این مراحل را در نظر نگرفته،  مراحلی که در هر سمت جغرافیایی داستان و تعریف خودش را دارد،  و همین جوری الکی تاریخ نوشته اند،  چون سوادش را نداشتند.  در باره این مسیرها و اسبها و شترها،  فیلم های مستند زیادی ساخته شده است،  چند روز پیش شبکه مستند ایران،  در این باره فیلمی نشان داد،  علاقمندان از شبکه مستند پیگیر تهیه این فیلمها شوید،  زیرا دانستن تمام این مسائل برای یک تاریخ دان مهم است.

      حتی در مورد دروغ حمله اعراب به ایران،  بدون تجربه و دانش ابزار های جنگ و تاریخ سفر،  گفته و نوشته اند،  که با اسب عربی در زاگرس تاخت و تاز کرده اند.  از یک کارشناس و مربی اسب بپرسید،  آیا چنین کاری امکان دارد،  ممکن است یکنفر با مراقبت ویژه و زمان مناسب،  بتواند برای مسابقه،  اسبش را از صحرای عربستان به زاگرس ببرد،  که آنهم تغییر ارتفاع برای اسب مسابقه ای دردسر می شود،  اما برای یک لشکر در حال جنگ اصلاً امکان ندارد.  می توان اسب عربی را در ایران مرکزی یا ایلات کالیفرنیا و تگزاس آمریکا،  بدلیل نزدیکی آب و هوا پرورش داد،  ولی اسب مغولی را هرگز نمی توان.  حتی دروغ نویسها غیر از حساب نکردن کلیه موضوعات و مسائل تاریخ لشکر و جنگ،  تا توانسته اند برای آدم های ساده پرت و پلا پس داده اند.  جوانان باهوش ایران،  از تاریخ و اجداد خود دفاع نمائید و دروغها را افشا کنید،  تا می توانید بگویید و بنویسید.

      در اینجا لازم به گفتن است،  برای آموزش یک سرباز سواره نظام،  نیازمند شش ماه هماهنگی سرباز با اسبش بود،  و نیز در این مدت،  اسب های یک گردان با یکدیگر هماهنگ می شدند.  غیر اینصورت در میدان جنگ نا فرمان و ناهمگرد می شدند،  به منظور اطلاع بیشتر کتاب های سواره نظام قرن 19 را مطالعه نمایید.  یکی از علت های شکست ناپلئون بناپارت در نبرد واترلو،  همین شتاب  در جمع آوری سواره نظام و اسب بود،  که این نیروی اصلی در جنگ نتوانست هماهنگ عمل کند.  الکی که نمی شود یک نفر یا چند نفر کشاورز یا عشایر،  بپرند روی اسب و بتازند و بجنگند و پیروز شوند،  الکی که نیست،  ده ها بیماری مانند پا پرانتزی و بواسیر و غیره هم با سواری مدام پیش می آید.  دشمنان تاریخ و افراد ضد تاریخ می خواهند ساده انگاری را شایع کنند،  تا جوانان نتوانند به عمق تاریخ و سرنوشت و آینده،  فکر تحقیقی و تحلیلی کنند.

نقاشی نبرد واترلو،  عکس شماره 6277،  اهمیت اسب در این نبرد کاملاً پیداست.

* کار جهان هر چه شود کار تو کو بار تو کو <>  گر دو جهان بتکده شد آن بت عیار تو کو دیوان شمس.

شتاب می کند جا نماند

      این روزها کشور عربستان هم دنبال تاریخ باستان می گردد،  بدین منظور با شتاب نمایشگاهی از آثار باستانی،  که در همین یکی دو سال توسط باستان شناسان آن کشور،  و چند کشور عربی همسایه کشف شده است،  در آمریکا و این طرف و آنطرف دنیا برپا کرده است.  حتی در این مورد یکی از شاهزادگان این کشور گفت:  اگر چنین تصور کنیم که اسلام بر مردمی نازل شد،  که تهی بودند و هیچ تمدنی و هیچ پیشینه ای نداشتند،  در واقع به اسلام ناسپاسی کرده ایم،  مطالعه این تمدن های بزرگ در واقع نگاهی جدید به اسلام است.

      باید جوانان باهوش ایران،  این اقدام کشور عربستان سعودی را در نظر داشته باشند،  و نسبت به نام گذاری و تعریف های تاریخی آنها،  برای آثار باستانی دقت نمایند،  و درصورتیکه دروغ می گویند افشا کنند.

   عکس دو مجسمه باستانی کشور عربستان،  عکس شماره 4636 .  چه خوب است که جوانان باهوش ایرانی متخصص مقیم هر کشوری،  که این اشیا به نمایش گذارده می شوند،  نسبت به آنها تحقیق و بررسی کنند،  نمونه در این دو مجسمه ببینند،  که آیا سر آنها عمداً صدمه دیده، و از بین رفته،  مثلاً بمنظور از بین بردن مدرک تاریخی،  یا اینکه واقعاً بهمین شکل کشف شده اند.

عکس آرامگاه های باستانی در عربستان سعودی،  و یک کتیبه در آنجا،  عکس شماره 4637.

ابراز تأسف و نگرانی

      بار دیگر دست های امپریالیسم نو،  آتش دیگری در قاره کهن ما،  یا خاورمیانه اصطلاحی بپا کرد،  بعد از شورش و کشتار در سوریه تاریخی،  و صدمه های جبران ناپذیر به مردم و آثار تاریخی آن کشور،  اینک نوبت نوار غزه فلسطین شده است.  یکی از صدمه دیده ترین انسانها در تمام تاریخ پیدایش،  مردم قاره کهن بعد از ورود استعمار گران هستند.  دشمنان قاره کهن،  تاریخ و هویت این مردم را غارت کردند و بدروغ بستند،  و سرنوشت آنها را رو در روی یکدیگر قرار دادند.  امپریالیسم های غربی تا توانستند منابع و منافع بردند،  و می برند،  ولی در هر صورت امید است،  روزی مردم این قاره،  با پدیده جدید دانش نوین جوانان باهوش ایرانی،  به اتحادی محکم و قوی برسند.

نقشه تاریخی فلسطین،  عکس شماره 5717 .

      جوانان باهوش ایران باید در اینگونه موارد،  متوجه ترفند های سیاسی و اقتصادی امپریالیسم نو باشند،  و مسائل را مانند دروغ های تاریخ،  که تا کنون سطحی برداشت می کردند،  نبینند و با عمق و دقت نظر به تحلیل و تحقیق بگیرند،  زیرا غفلت و کوتاهی و عدم هوشیاری،  صدمات غیر قابل جبران به ایران و ایرانی وارد می کند.

      یکی از عزیزان پرسید:  چرا این کشتارها از انسان های بی گناه را محکوم نمی کنید،  و فقط ابراز تأسف می گویید؟  در پاسخ گفتم:  بنظر و تحلیل و تحقیق من،  اینها همه از برنامه های امپریالیسم نو می باشد،  و این برنامه ویژگی هایی دارد،  که مشخصاً نمی تواند نقش کشور یا فردی را در آن دید،  به همین جهت نمی توان آنرا محکوم کرد،  و محکوم کردن این و آن شخص یا کشور،  از برای چنین حوادث سیاسی و اقتصادی،  سطحی نگری و به اشتباه رفتن است.  باید در نظر داشت،  شیوه هژمونی امپریالیسم نو،  کاملاً متفاوت از امپریالیسم قرن 20 است،  و دارای نوسانات و تغییرات ناپیوسته است،  بهمین جهت شناسایی و متعاقب آن درک و بینش آن مشکل است.

نئاندرتال سفید پوست

      در شهر لندن کشور انگلستان،  نمایشگاهی بنام،  کالبد شکافی پیش از تاریخ، انسان های دوره های مختلف را بنمایش گذاشته است.  هدف آنها آموزش بچه ها و جوانان این کشور،  با اجداد انسان ها است،  اما با اندکی تحلیل براحتی می توان متوجه شد،  هدف اصلی چیز دیگری است،  که مثلاً بگویند انسان در ابتدا سفید پوست بوده است.  آنها در روز روشن در این قرن و زمانه براحتی دروغ پردازی می کنند،  و آنرا با انواع ترفند ها در جهت آموزش بکار می برند.  آنها هیچ سند و مدرکی ارایه نمی دهند،  که این انسانها سفید پوست بوده اند،  یا به احتمال چه رنگی داشته اند،  حداقل جای علامت پرسش را هم نگذاشته،  و قاطع می گویند سفید پوست بودند.  چیزی نمانده که بگویند،  میمونها هم در اصل سفید پوست اروپایی بودند،  حال خود شما قضاوت کنید،  چگونه می توان به علم و دانشی،  که از طرف آنها در می شود اعتماد کرد؟،  بهمین جهت خود ایرانیها باید علوم را بررسی مجدد نمایند.  آنها بجای اینگونه مسخره بازیها با علم،  بهتر است بروند به انبوه انسان های قربانی شده سرمایه داری غربی،  در غرب و اینطرف و آنطرف جهان اندیشه کنند،  تا اینکه از 350 هزار سال پیش دروغ پردازی کنند.

   عکس انسان نئاندرتال در  نمایشگاه کالبد شکافی پیش از تاریخ انسان های در لندن،  عکس شماره 5826.  انسان نئاندرتال در 350 هزار سال پیش در اوراسیا می زیسته،  این انسان را از روی اسکلت 70 هزار ساله،  که یک قرن پیش در جنوب فرانسه یافت شده است،  نما سازی ظاهری تقلبی کرده اند.  زیرا آنها مردم مسطح با مغز های گرد می خواهند،  و خود بخود و در نهایت با این دانشها خودشان دچار سندرم اسکندر مقدونی می شوند.

کلیک کنید:  پدیده حکومت چایمریکا

کلیک کنید:  واقعیت پیدایش هخامنشیان

کلیک کنید:  تاریخ مواد مخدر و معتاد در ایران

 

الکی که تاریخ نمیشه

      بسیاری آثار تاریخی وجود دارد،  که درباره آنها تحقیق و تحلیل های درست و علمی انجام نشده است،  ولی برای آنها داستان سرایی کرده اند،  مانند اشیای کشف شده در آمریکای جنوبی.  چون درباره آنها کار علمی باستان شناسی انجام نگرفته،  به داستان سرایی روی آورده اند.  تعدادی افراد  با مدرک واقعی یا تقلبی از یک دانشگاه،  که خود را تاریخ دان و باستان شناس می نامند،  پرت و پلایی هم درباره این آثار تاریخی بجا مانده می گوید.  آنها فقط نمی خواهند بگویند،  که این اشیای تاریخی از خلیج فارس و ایران است،  بهمین جهت در اشتباه یا دروغگویی با یکدیگر رقابت می کنند.

   عکس سمت چپ کتیبه روی ورقه مس کشف شده،  در کشور اکوادور آمریکای جنوبی،  نزد پدر گرسپی که در چند پست قبلی از آن نوشتم،  سمت راست کتیبه سنگی کشف شده در شهر باستانی جیرفت استان کرمان.  دقیقاً شباهت بین دو خطوط مشخص است،  با حساب داده های تاریخی،  که می گوید اولین بار حدود پنج هزار سال پیش مس توسط مردمان استان کرمان کشف شد،  و کتیبه مسی که در اکوادور کشف گردیده،  که درست مانند خطوط کتیبه سنگی استان کرمان ایران است.  این ورقه های مسی اتفاقی در آمریکای جنوبی نبوده اند،  آنها توسط دانش خاص دریانوردی و غیره به آنجا رفته اند،  بایید در این باره توسط جوانان باهوش ایران تحقیق شود،  مخصوصاً در موزه های کشور های پرو و اکوادور.  عکس شماره 4436.

نمایش انتخابات جهانی

      چند ماه است مردم جهان درگیر انتخابات آمریکا هستند،  با کمی دقت متوجه می شویم،  که این ماجرا اصلاً انتخابات نیست،  بلکه سرمایه داری غربی،  دو نفر را در یک بازی و نمایش چند ماهه بین المللی،  رو در روی یکدیگر قرار می دهد،  و با تبلیغات وسیع با کمک تکنولوژی های نوین،  جهانی را سرگرم می کند.  با این برنامه به مردم آمریکا اجازه اندیشه و مطالعه به راه و روش دیگر نمی دهند،  که هیچ،  بلکه این موضوع را به تمام جهان منتقل می کنند،  و چنین وانمود می شود که مشکل جهان را این یا آن یکی درست می کند.  بنظر من بهتر است اندیشمندان و روشنفکران ایران،  در باره این ترفند مدرن سرمایه داری غربی،  آگاهی های لازم را به مردم برسانند،  تا اغفال انواع شگرد های آنها نشوند.  می گویند این انتخابات نتیجه دمکراسی آمریکا است،  و بسیار پر خرج انجام می شود،  ولی پولی است،  که از جیب مردم می آید،  و بجیب سرمایه داری می رود،  و در واقع خرج آن اصلاً حقیقت ندارد.  دمکراسی آن هم فقط دو جناح سرمایه داری هستند،  حتی صدا و حرف یکنفر از 99 درصدی ها هم در این انتخابات شنیده نشد،  چه برسد بتواند در این انتخابات شرکت کند.  گفتنی زیاد است،  در صورتی که تخصص شما یکی از گرایش های جغرافیا ـ تاریخ است،  بگویید و بنویسید و تحلیل کنید.

      شاید گفته شود این انتخابات چه ربطی به دروغ های تاریخ و این وبلاگ دارد،  ولی خیلی مربوط می شود،  شخصی که تخصص او یکی از گرایشات علم جغرافیا ـ تاریخ است،  لازم است که این مسئله مهم را پیگیری نماید،  و آنرا به تحلیل بگیرد.  اگر آنچه که مقابل چشمانش از تاریخ و تاریخ تمدن اتفاق می افتد،  نتواند متوجه شود و بررسی تاریخی نماید،  هرگز نخواهد توانست دروغ های تاریخ را تشخیص دهد،  و بدرستی تعلیل و تحلیل نماید.  زیرا همه در یک راستا می باشند،  چه از نظر حکومتی و رهبری،  چه از دید استعمار و امپریالیسم،  پس هوشیار باشید و اغفال نشوید.

   عکس نتیجه انتخابات آمریکا،  عکس شماره 7506 .  در واقع هیئت حاکمه سرمایه داری آمریکا،  تعیین کننده ادامه روند امور است،  و اینگونه نمایش ها سرپوشی برای اقدامات آنها می باشد.  جوانان با هوش ایران،  به این گونه شگردها،  که در انواع و اقسام اجرا می شود،  از عروسی سلطنتی بریتانیا تا انتخابات آمریکا،  دقت نظر عمیق و تحلیلی داشته باشید.  با کمی اندیشه و تحقیق به تاریخ واقعی،  و سرگذشت در پیش رو،  می توانید دست آنها و دشمنان ایران را بخوانید،  و آینده نوین را برای کشور باستانی خود رقم بزنید.

عکس های تاریخی سخن می گویند

   عکس بالا یک قلعه باستانی،  و پائین سنگ های گرد سخت 30 تا 50 کیلوگرمی،  که از طرف مدافعان قلعه بروی مهاجمان ریخته شده است،  و چند صد سال بیادگار مانده است،  عکس 4492،  مشروح در تاریخ قلعه های ایران.

 

  عکس بخشی از شهر و گور های تاریخی پراوادیا Provadaia در کشور بلغارستان،  که بتازگی کشف شده است،  این شهر مرکز تولید نمک های جوشان از دل زمین در شرق اروپا،  حدود 6000 تا 6500 سال پیش بوده است.  نمک های صادراتی این معدن به همه شرق اروپا می رفته،  در آن تاریخ از بسته های نمک بعنوان پول استفاده می شده است.  در گور های این شهر زیر باستانی،  سنجاق های مسی موی سر کشف شده است،  چون آن زمان در غرب و شرق اروپا،  تولید مس وجود نداشت،  احتمال آن داده می شود،  که از ایران به آنجا تجارت شده باشد.  امید است جوانان باهوش ایران در اروپا،  نسبت به شناسایی آثار باستانی ایرانی در آن قاره بی تفاوت نباشند،  و از آنها گزارش تهیه نمایند،  و در اینترنت منتشر کنند.  عکس شماره 4093.

      در شمال بلغارستان هم گور های باستانی کشف شده،  که در آنها قطعات تزئینی طلا بفراوانی یافت شده است،  در نقش و نگار های این طلاها،  آثار ایرانی بخوبی و وضوح دیده می شود.  من نتوانستم فیلم و عکس های مربوط به این کشف را ذخیره کنم و از دست دادم،  عزیزانی که می دانند در کدام سایت است،  و یا می توانند بیابند،  در این مهم کوتاهی نکنند.  همچنین مجدد امیدوارم جوانان باهوش ایرانی مقیم اروپا،  نسبت به این موضوع پیگیر باشند،  بپرسند و ببینند در کدام موزه و چگونه نگهداری می شود،  و در اینترنت گزارش کنند.  

   عکس قلعه ایرج بزرگترین قلعه تاریخ ایران،  در شهر ری تاریخی، این قلعه مستطیل شکل 1440 در 1280 متر می باشد.  امروزه  تمام قلعه زیر زمین های کشاورزی قرار دارد،  و در حال نابودی کامل است،  مشروح در قلعه های ایران،  عکس شماره 4487.

   عکس تاریخی آب آوردن از آب انبار،  در ضلع غربی میدان گنجعلیخان شهر کرمان استان تاریخی کرمان،  و در میانه راسته مسگرها،  آب انبار علی مردان خان قرار دارد،  او پسر گنج علی خان بوده است،  عکس شماره 5734.

      بعلت فقدان لوله کشی آب تا سال 1320 خورشیدی در ایران،  زنان و دختران جوان مشتریان پرو پا قرص آب انبارها بودند،  مشغله پدران و گرفتاری های مادران،  موجب می شد وظیفه آب آوردن بعهده دختران جوان باشد.  آنها به دختران کوزه بدوش معروف بودند،  فرزندان تاریخی ایران،  از نوجوانی در فعالیت های خانوادگی شرکت مفید داشتند،  و هیچ کدام صرفاً مصرف کننده نبودند

   عکس تاریخی تاختن سواره نظام ملی مردمی ایران،  حدود 1300 خورشیدی،  اواخر پادشاهی قاجار،  کیفیت اسب خالص ایرانی کاملاً پیداست،  مشروح در تاریخ ابزار جنگ در ایران،  عکس شماره 2932.

      در دروغ های تاریخی دشمنان تاریخ ایران،  برای اینکه ایرانیان را ضعیف و شکست پذیر نشان دهند،  انواع ترفندها بکار می برند،  مثلاً می گویند در زمان قاجاریه،  نظامیان و میلشیا یا بسیج ملی مردمی ایران ناچیز و ناتوان بودند.  آنها از ترفند ها و حقه بازی های سیاسی،  که باعث ضعف حکومت های ایران می شد،  چیزی نمی گویند،  و فقط تقصیر را از آن ایرانیان می نامند.  درصورتیکه تاریخ تمدن ایران به آرامی و با آهنگ تاریخی،  مسیر خودش را طی می کرد،  هرچند این حرکت از زمان پیدایش استعمار و امپریالیسم تغییرات ناپیوسته سطحی کرده بود،  ولی زیر ساخت تمدنی ایران همچنان محکم بود.

اوس و ئوس و استناد

      در چند پست قبلی از مدوسا و پرسه ئوس نوشتم،  و عزیزانی توضیح بیشتر خواستند،  اوس، اوس یا استاد،  واژه ای ایرانی برای خدا، رئیس، پیشوا و.. است،  که همچنان امروزه هم گفته می شود،  و در ادبیات زیاد داریم،  مانند اوس کریم = خدا،  ئوس حیدر = حضرت علی (ع)،  استاد اعظم و غیره.  این واژه با اندکی تغییر آوا از استان جدید چین تا مدیترانه بکار می رود،  و سابقه طولانی تاریخی در ادبیات زبان های ایرانی منجمله پارسی و فارسی دارد.  این واژه برای نام خدایان و قهرمانان داستان های تاریخی،  منجمله در اثر های هومر زیاد دیده می شود،  و تقریباً تمام آنها از قاره کهن بوده اند،  که به اشتباه یا دروغ،  به یونان امروزی مربوط می دانند.  در داستان اودیسه هومر اودیسئوس بمعنی رهبر اودیس می باشد،  غربیها اندکی آوا های اسامی را عوض می کنند،  تا بتوانند خودی کنند.  باید دید اودیس و این و آن مکان،  کجا بوده و هستند،  نباید به پرت و پلا های بی پایه و اساس خارجی اکتفا کرد.  وظیفه جوان با هوش ایرانی اکتشاف در تخصص خودش است،  نه تقلید کور کورانه.  قدرت هایی هستند که با شگرد های مختلف،  می خواهند دروغ های ضد تاریخ را بخورد ملتها بدهند،  بارها در این باره نوشته ام،  نمونه آن در متن زیر با عنوان تمدن جدید در راه است می باشد.

*

   عکس اودیسئوس از فیلم شبکه تلویزیونی منوتو1،  با انواع ترفند های می خواهد بگوید،  که هر چند انگلستان و آمریکا و فرانسه در گذشته ها نبودند، اما یونان اروپایی وجود داشت،  و جور و جای نبود آنها را می کشید،  و تاریخ و تمدن را ساخته است.

    اتاق های فکر شرکت های استعماری،  آدم هایی را جمع می کنند،  که مسائل مختلف را حلاجی کنند،  تا پس از اغفال مردمان،  میلیاردها پول بربایند.  جوانان باهوش ایران،  یاد بگیرید بتوانید درک کنید،  پشت این تبلیغات چیست،  نه اینکه فریب آنها را بخورید.

تمدن جدید در راه است

      در ادامه اقدام های استعمار و امپریالیسم،  امپریالیسم نو در این دوره  تکنولوژی های نوین،  سبک کار جدیدی پیشه کرده است.  آنها با ساخت و پخش انواع فیلم های ضد تاریخ و ضد تمدن،  در تلویزیون هایی مانند منوتو و فارسی وان و غیره،  می خواهند خواسته های خودشان را تلقین کنند.  یکی از این فیلمها ما و فرا زمینی هاست،  در این فیلم می خواهند وانمود کنند،  که تمدن از قاره کهن شروع نشده،  بلکه از کرات دیگر آمده است.  با انواع ترفندها منجمله جمع بندی از چند کتاب،  که در ادامه و راسته کار استعماری است،  و نیز یاری از شگرد های سینمایی،  قصد ضد تاریخ دارند.  آنها بدون هیچ سند و نشان خاص و تأیید شده،  تاریخ تمدن را از فضا آورده می گویند،  فقط می خواهند وانمود کنند تمدن از ایران نبوده است.  آنها با این سبک کار،  گاهی فرزندان ایران را اغفال می کنند،  و می گویند که این شماها مردم تیره های مختلف کشور ایران و قاره کهن نبودید،  که تمدن را آوردید،  بلکه فرا زمینی ها بودند.

      در گذشته های دور اگر کشوری و مردمی به قدرت تاریخی می رسیدند،  هزار سال زمان می برد،  در قرون جدید انگستان با 150 تا 200 سال،  با تکیه به صنایع سنگین به قدرت تبدیل شد،  در زمان حاضر چین با 15 تا 20 سال و تکیه بر تولید انبوه قدرت شد.  ولی در ادامه تمدن و بنا به فرمول های تاریخ یادگیری،  یک کشور مدت بسیار کمتری به یک قدرت تبدیل می شود.  اینبار نه با برتری صنایع و تولید های کارخانه ای،  بلکه با داشتن مردمان اندیشمند و صاحب نظر،  به قدرت جهانی تبدیل می شود.  در قرون وسطی اگر شخصی خارج از گفته کلیسا حرف می زد،  بیچاره و کشته می شد،  همه باید یک حرف را چشم و گوش بسته تکرار می کردند،  اما امروزه همان تکنولوژی های نوین،  که مورد سوء استفاده امپریالیسم نو می باشد،  موجب گردیده که جوانان ایران و جهان، هر کدام اندیشه پرداز شوند.

      در شرایط سیاسی و اجتماعی امروزی،  کشوری که بهترین موقعیت تاریخی را برای جوانان باهوش خود،  بمنظور پرورش فکر و اندیشه پردازی دارد،  ایران است.  زمانی از تاریخ مابین قرن های سه تا ده هجری،  آزادی گفتن و نوشتن فراوان در ایران،  باعث شکوفایی سرسام آور علم و دانش در جهان گردید.  چون آنزمان ساختار تاریخی اجتماع ایران،  در دوره سازمان قبیله ای دینی بود،  توانایی جمع بندی و نهایی کردن وجود نداشت.  اما ایران امروز در جدیدی ترین دوره تمدن قرار گرفته،  و آزادی اینترنتی باعث می شود،  جوانان باهوش نظریه پردازی کنند،  و هر کدام صاحب اندیشه ای متفاوت از گذشته گردند.  باهوش ترها می توانند تحقیق ها و تحلیل های خود را پایه های علمی دهند،  و همان آینده ای که مد نظر من است،  و در آینده بینی نوشته ام ایجاد شود.

   عکس صندلی ویژه انگیزاسیون،  مشروح در اینجا،  عکس شماره 6326،  در قرن های سوم تا دهم هجری،  که ایران در اوج اندیشه پروری بود،  در اروپا با شکنجه و کشتن مردم اجازه هیچ تفکر و تحقیقی نمی دادند.

      ابتدا از دروغ های تاریخ استاد فضل اللهی اندکی نوشت،  سپس زنده یاد احمد حامی کمی گفت،  سپس آقای پورپیرار نوشت،  من نیز دیدم که گفته ها و پرت و پلا های زیادی از تاریخ توسط چند نفر در اینترنت و رادیو و تلویزیون های فارسی زبان خارجی گفته می شود،  تصمیم گرفتم وارد کار زار شوم،  همزمان هم بانو پرنیان حامد مشغول نگارش بود.  ولی اینک هزاران جوان،  به دروغ های تاریخ پی برده،  و همگی دارند بنا به سلیقه و دانش خود حرکت می کنند.  همانگونه که بارها نوشته ام،  آنچه که من یا دیگری می گوید،  صرفاً نمی توانند تمام علم باشد،  علم و دانش باید توسط جمعی در فرهنگستان آن علم تأیید موقت شود،  مشروح در سخن وبلاگ.

      همیشه مد نظر اصلی من،  ایجاد حرکت بر علیه انگیزاسیون تاریخی،  و برپایی تفکر های نوین توسط جوانان با ذهن های پویایی تاریخی،  و ساخت و پرداخت جوانان با فلسفه های جدید بوده است.  اینکه این و آن چه می گویند،  درست یا غلط مهم نیست،  بلکه این حرکت تولید اندیشه و تز و تئوری،  خود سلاح اصلی مبارزه با استعمار و امپریالیسم است.  در اصل آگاهی داشتن و بدست آوردن،  از اینکه می توان پندار خود را به تحریر و تحقیق و تحلیل گرفت،  و از کار کرد های تولید انبوه تک اندیشی قرن 20 عبور کرد،  خیلی مهم است.  در قرن سنت گریزی توضیح کامل در اینباره نوشتم،  آین مقاله را هم زمان با دروغ های تاریخی،  بمنظور آگاهی جانبی در راه رسیدن به تمدن جدید پست می کردم.

      دشمنان ملتها و استعمار گران توقع دارند،  جوانان ایران فله ای و چشم و گوش بسته،  بنا به خواسته آنها بخوانند و ببینند و پندار کنند،  و یا در شرایطی به خیابان بریزند و هر آنچه را دم دستشان می آید بسوزانند،  ولی دیگر کور خوانده اند،  جوان ایرانی دیگر فله نیست،  بلکه باهوش و متفکر و صاحب فلسفه و نقد است.  امروز ما می دانیم،  برای رسیدن به تمدن جدیدی یک گذر تاریخی لازم است،  و در قرن 21،  این گذر تاریخی خیلی کوتاه خواهد بود،  ولی بدون این مرحله نمی توان وارد تمدن جدید علمی شد.

   عکس بزرگان علم و ادب تاریخ ایران بر پول های کشور تاجیکستان،  ابن سینا، ابوالقاسم فردوسی، عمر خیام،  و... به خط روسی و زبان فارسی بر سامانی تاجیکستان،  عکس شماره 5705.

کلیک کنید:  تاریخ کاغذ در ایران

کلیک کنید:  سفر تاریخی به شمال

کلیک کنید:  تاریخ معدن در ایران

سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

    جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران:  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ و حمله های عرب، مغول، تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

http://ravid.ir    و   http://arq.ir

تاریخ ارسال: شنبه 4 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 10:00 ب.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

وبسایت ارگ انوش راوید