X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

فرایند تاریخ نویسی

فرایند تاریخ نویسی

      بارها نوشته ام وارد قرنی شده ایم،  که تخصص و تخصصی تر بودن حرف اول را می زند،  بهمین جهت هر شخص باید بتواند در مورد حرفه خودش صاحب نظر باشد،  و بتواند تعلیل و تحلیل های عمیق نماید.  با پیدایش موج نو ایرانی متوجه شده ایم،  هر نوشته و گفته ای صرفاً نظرات نویسنده آن می باشد،  و نمی توان آنرا به تمام آن دانش و علم تسری داد.  همچنین در قرن سنت گریزی نوشتم،  اگر شخصی با مطالعه چند مطلب این وبلاگ صرفاً تعجب کند،  یا کاملاً مطلب را قبول داشته باشد،  متوجه می شوم کارم اشکال داشته است.  در واقع هر وقت عزیزی بخشی از مطالب را قبول داشته باشد،  و بگوید درباره آن تحقیق و تحلیل می کنم،  آنوقت من موفق بوده ام.  زیرا شک یا به گفته دیگری تشکیک در علم،  باعث رشد و تکامل دانش می شود.  درباره مطالب این وبلاگ،  خود جوانان باهوش باید حرفه ای عمل کنند،  تا خوشحال و رضایت مند از کارم شوم،  وبلاگ انوش راوید برای این نیست که کسی شاد یا ناراحت شود،  زیرا احساس در کار علم معنی ندارد.

   * برای موفقیت پنج سال مرحله اول وبلاگ،  دو نتیجه کاربردی در نظر گرفتم:

  1 ــ  ایجاد بحث درباره تاریخ و دروغ های تاریخ در فضای مجازی.

  2 ــ  ایجاد آمادگی تاریخ نویسی نوین ایرانی توسط فرهنگستان مجازی.

      طی این 5 سال از این دو خواسته،  به اولی رسیدم،  برایم مهم نیست که این بحثها در کدام وب انجام می شود،  این گفتگوها ضمن ایجاد شوق ترکیبی*،  در نهایت سازنده هستند.  اما برای دومین مورد کاملاً بی نتیجه مانده ام،  هیچ یک از افرادی که در بحثها چه بصورت مستقل در وبلاگ خودشان،  یا در زیر مجموعه وبلاگ دیگر،  مشغول نوشتن متن و نظر در نوع گرایش این وب هستند،  به این مهم توجه ندارند.  اگر ردیف یک بالا را در فضای مجازی،  تبادل نقطه نظرات و گفتگو ها،  ستون اول فرایند تاریخ نویسی یا پا در شکل گیری تمدن قرن جدید بدانیم،  و ردیف دو را دومین ستون یا پا،  با زیر مجموعه هایی بدانیم،  که بطور کلی تشکیل شده از:  تعلیل ها و تحلیل های زیر بنایی،  با واژه های قدیمی و جدید،  و رعایت تمام فرمولها و قوانین تاریخ نویسی ایرانی.  بنا به تشخیص من از عدم موفقیت ستون دوم،  درک و چشم اندازی دیده می شود،  که مانند یک شخص حجری است،  که یک پا داشته،  او فقط می توند اطراف خودش چرخ بزند،  و محیط او کوتاه و کوچک می شود.  همانگونه که در فضای مجازی وب می بینم،  گاه بعلت عدم این مرحله  دوم،  عزیزان مجبور می شوند به یکدیگر ناسزا بگویند یا اهانت کنند،  زیرا ستون اول بدون ستون دوم،  تبدیل به احساسات داستان گونه از تاریخ و سرنوشت می شود،  و امکان حرکت به دنیای جدید را نمی دهد.

      البته این مشکل فقط مربوط به جوانان مورد نظرم نمی شود،  بلکه این کار در ادامه فرایند سیستم آموزشی قرن انبوه سازی 20 بوده،  که با هر گونه تولید اندیشه و بینش مخالفت کرده،  و حافظه محوری و امتحانات پی در پی زیادی را بر اساس این دستور کار مرکزی اجرا می کرد.  کاری که به نوعی تقلب و کهولت کاربردی را در پی دشته است،  نمونه بارز آن امروزه در کشور ایران دیده می شود،  با اینکه ایران افراد تحصیل کرده زیادی،  با کوله بارهای بسیار از مدرک تحصیلی و علمی دارد،  ولی بزرگترین وارد کننده کالا های مصرفی در جهان است،  در مقابل هر نفر بیش از 1200 دلار در سال از 1380 تا 90،  و بدون صادرات مجدد.  همچنین بزرگترین وارد کننده تز و نظریه و تئوری است،  حتی در این مورد مقامات بالای ایران مانند رئیس جمهور کشور گفته اند،  که این مدارک را قبول ندارند،  یا مدارک کلیکی و غیره  نامیده اند.  برای همین از عزیزان علاقمند می خواهم،  ذهن حاصل از آموزش و پرورش سنتی قرن گذشته را پاک کنند،  و دوباره برنامه جدید نصب نمایند،  تا بتوان با زبان ساده،  بدون استفاده از لغات پیچیده و نامفهوم،  یا ساخته و پرداخته بدست بیگانه،  روش کاربردی برای رفتن به آینده نوین ایران را پیاده کنند.  حال با چه ابزاری و چگونه باید به این مهم دست یافت،  بنظر من مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش روید می تواند کمک بزرگی باشد.  این مقاله با عنوان سنت روحیه شکنی ادامه دارد،  و در اینجا پست می شود،  همچنین تحلیل های درباره عدم حرکت پای دوم می نویسم.

   پرسش:  آیا شما در دوران آموزشگاهی خود،  که انبوهی از کتاب های حافظه محوری داشتید،  کتاب و درسی هم درباره:  گفتگو و تبادل نظر،  کمیته یا جو سازی،  تعلیل و تحلیل،  و اینقبیل داشته اید؟

 

   عکس کتاب ویلفرد وینیچ،  معروف به کتاب وینیچ،  بشماره  MS 408   از کتابخانه نسخ کتاب های خطی کمیاب دانشگاه یل.  این کتاب دارای نماد های عجیب و غریب ستاره و گیاه و زیست شناسی است،  و کاملاً غیر عادی و عجیب تر از همه نوشته هایی دارد،  که غیر قابل خواندن و رمز گشایی است.  از ابتدای قرن 15 با شکل گیری بورژوازی نو پدید آن قرن،  جهش فکری در جهان بوجود آمده بود،  و در تمام رشته ها و زمینه ها نگارش کتاب های مختلف آغاز شده بود،  در آن دوره نگارش چنین کتاب هایی بسیار عادی بود،  و بیشتر علاقه داشتند آنرا بزبان یا ادبیاتی بنویسند،  که کسی متوجه مطالب آن نشود.  البته بسیاری نیز برای بدست آوردن حقانیت دینی و مذهبی،  یا شجره نامه هایی برای حکام و پادشاهان چنین کتاب هایی می نوشتند.  چند نمونه را در دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ نوشته ام،  وظیفه محقق است که هر پرت و پلایی را بنام یک کتاب واقعی تاریخی و قدیمی نپذیرد،  و درباره آن تحقیق و تحلیل نماید.  عکس شماره 4105.

   * شوق ترکیبی،  امروز می بینیم بحث و جدل های زیادی،  مابین پانها و یا بنیادگراها با رنگ های مختلف،  نیک سرشت یا بی سرشت،  در محیط مجازی در جریان است،  آنها با شوق خاصی در این جدل های نیمه سیاسی،  ولی با واژه های تاریخی و دینی شرکت می کنند.  آنها در نهایت به این نتیجه می رسند،  که مردم قاره کهن یکی هستند،  و رو در روی آنها استعمار و امپریالیسم قرار دارد.  در واقع جدل بین خواهران و برادران این قاره،  جهت ترکیب فکری و حرکت بسوی آینده بسیار مهم،  و سازنده رشد و ارتقاع ملی قاره ای است،  ولی ایکاش روش آرام و بهتری پیش می گرفتد.

چرا که نه

      یکی از وب هایی که سنگ اجانب را به سینه می زند،  و دد منشی با ایران و ایرانی را بروشنی دارد،  نوشته که انوش راوید درباره گریشمن گفته شیادی بنام گریشمن.  این فرد بی نام نشان،  که مشخص است به نوعی از عوامل و نوچه های رایگان یا پولی استعماری است،  خواسته با ترفندی جوانان ایران را اغفال کند،  و مانع مطالعه و جذب آنها به وبلاگ من شود.  در واقع من به گریشمن نگفتم شیاد،  بلکه آقای دکتر عزت الله نگهبان باستان شناس ایران در کتابی با عنوان "مروری بر پنجاه سال باستان شناسی ایران"  که در سال 1385 منتشر شده است،  از غارت آثار تاریخی ایران بزرگ به دست گیرشمن می گوید و می نویسد.  من از قول او و ده ها و صدها استاد بزرگ ایرانی چنین نوشته ام،  اساتید میهن پرستی که قدرتمند با استعمار مبارزه کردند،  تا تاریخ و آینده ایران را دریابند.  نباید اغفال شگرد های دشمنان تاریخ ایران و هوچی بازی های آنها شد،  دیگر کارشان تمام است،  اینک ما در دوران سرمایه داری پیشرفته امپریالیسم نو هستیم،  و در ساختار های تاریخی اجتماع،  با غرب کهنه برابر می باشیم.

      یکی از مهمترین وظایف جوانان باهوش ایران،  شناختن این گونه در حال انقراض کارگزارن کوچک و بزرگ،  قدیمی و حال دشمنان ایران و تاریخ ایران است.  دشمنانی که بشدت ترسیده اند،  که ایرانی ها دارند دروغها را می شناسند،  و بسوی واقعیتها می روند،  آنها می خواهند با هر ترفند و شگردی،  مذبوحانه بازدارنده شوند.  نه تنها من به این قبیل افراد می گویم شیاد،  بلکه خواهم گفت و خواهم گفت،  هر گفته ای این چنین کوبنده است،  و موذیان را به خارج از تاریخ و سرنوشت ایران پرت می کند،  و باعث می شود براحتی جوانان باهوش بدنبال دلیل آن بروند،  و استعمار و امپریالیسم را بهتر شناخته و بشناسند.  آنچه امروز ما در تاریخ نویسی نوین ایرانی احتیاج داریم،  تنها ذکر داستانها و اتفاق های گذشته نیست،  بلکه مبارزه با ترفندها هم می باشد،  که هر آن با شکل خاصی به میان می آید،  تا مانع کار اشخاص ملی و مردمی شود.  عزیزان و جوانان ایران،  هوشیار باشید،  بمنظور شناختن بهتر این عوامل و موارد ددمنشی با تاریخ ایران،  لینک های مربوطه وبلاگ را مطالعه نمایید،  و خود نیز تحقیق و تحلیل مستقل ویژه داشته باشید.

      قرار نیست که همه ما با یک تاکتیک با دشمن مبارزه کنیم،  زیرا امکان آن وجود ندارد،  چون سازمانی نیستیم،  و در حال حاضر امکان آن نیست که هیچ،  بلکه بنظر من فعلاً  نیازی هم نیست.  اگر من فقط صرفاً بگویم گریشمن اشتباه کرده،  ندانسته یا خوبی و بدی هر دو را داشته،  یا ویل دورانت اشتباه کرده و طاق ایلامی را طاق عربی به جهان معرفی کرده،  و صدها مورد دیگر را ندانسته و اشتباه کرده اند،  و این کارها شیادی نبوده،  در واقع به نوعی گفته ام که استعمار نبوده،  و اینهمه ماجرا و بدبختی که استعمار بسر ملتها منجمله ایران آورده،  پس چه می شود.  باید بگویم که آنها شیادی کرده اند،  و کارگزاران استعمار  بوده اند،  و هنوز هم اندکی مذبوحانه مشغول ادامه آن راه کج می باشند.  نباید این مهم تاریخ تمدن را کم اهمیت یا اشتباه شده دانست،  زیرا جوانان نیازمند انواع آگاهی های تاریخی می باشند،  که از آنها دور داشته اند.  فقط باید تلاش شود تا زیر بنای یک فرهنگستان مستقل تاریخ ایران فراهم شود،  برای این هدف از ذهن و دور خارج کردن تاریخ های نوشته شده غربی بسیار مهم می باشد.

      یکی از کار های اصلی دشمنان ایران و تاریخ ایران این بوده،  که نگذارند روشنفکران و بزرگان ایران به جهان معرفی شوند که هیچ،  بلکه به خود جوانان ایران هم معرفی نشده اند،  و فقط کاری کرده اند که تعدادی از اجنبی های وابسته به استعمار شناخته شوند،  کسانی که خوب یا بد بودن آنها نیاز به تحقیق و تحلیل های مستقل دارد،  حتی در پرسش 1208 پاسخ ویژه 27 بانو پرنیان حامد در اینجا تذکر دادند:  خوب است من و شما نیز نکته بیاموزیم و نام اسانید کشورمان را همچون نخودچی و کشمش به زبان نیاوریم!  چه موافق  نظرمان و چه مخالف نظرمان،  خوب است به افرادی که برای کشورمان زحمتی کشیده اند احترام بگذاریم.  دلیل این عدم تعهد ملی به بزرگان کشور زیبای ایران،  همین اجانب و اجنبی پرستان بوده اند،  که بر اثر نفوذ استعمار پدید آمده اند،  و ترفند های خود را بکار برده اند.  با گفتن شیاد به آنها،  اندکی حق دفاع از حقوق تاریخی ایران را ادا کرده ام،  باید در دادگاه های مجازی تاریخی محاکمه شوند.

 

   عکس تخریب آثار تاریخی تیموری در بخارا و سمرقند به بهانه بازسازی،  اینگونه تخریبها و یا غارت ها،  بشدت در تمام قاره کهن بوسیله عوامل مشکوک ضد تاریخ این قاره ادامه دارد،  و جوانان باهوش تاریخی و باستانی ایران،  حتی یک بیانیه در وب هایشان در این موارد نمی دهند،  و اغفال ترفند های استعماری شده،  و بجای همدلی و حرکت بسوی تکامل تاریخ تمدن،  یکدیگر را به چالش و جر و بحث کشانده اند.  عکس شماره 4107.

مسجدی با دیواری استوار

      مسجدی تاریخی در دهستان دینال چال روستا کیش خاله استان گیلان ایران،  خرابه ای تاریخی به نام مسجد عبداللهی قرار دارد،  که نشان از اولین مسجد های ایرانی دارد.  مسجدی خراب با دیوار هایی استوار،  آجر های ساسانی چهار گوش،  و ساروج محکم و گودالی عمیق در میان حیاط به جای مانده از دست رنج جویندگان گنچ.  محوطه ای که نمایی از مساجد امروزی را ندارد،  و چون مهرابه های تاریخی است،  هنوز صدای دعای مسلمانان اولیه به گوش علاقمندان به وجدان و واقعیت های تاریخی می رسد.  نمونه های این مسجد در ایران بسیار است،  بویژه در گیلان و مازندران که بصورت یک سری وجود دارند،  فضای آنها خبر از جمعیت زیاد منطقه می دهد.

      خطوط نوشته شده بر دیوار های مسجد دو سری می باشند،  عربی بدون نقطه و نمونه ای از خط باستانی سانسکریت ساسانی است،  که به بیش از هزار سال قدمت خبر می دهد.  خطوط عربی بدون نقطه خواندن آن برای باسواد های آن زمان هم مشکل بود،  نقطه و نستعلیق را ایرانیها برای خط عربی به ارمغال دادند،  تا همگان براحتی بتوانند بخوانند،  و آن را خط فارسی کردند.  تاریخ تمدن یعنی همین،  هر کسی و هر ملتی قدمی بر می دارد و در سرزمین دیگر،  جایی و چیزی می افزاید،  و تمدن شکل می گیرد.  موضوعی که استعمار و امپریالیسم هرگز نمی خواستند بگویند،  آنها احمقانه تبلیغ کردند،  تمدن را الکساندر مقدونی با  هلنیسم دروغی آورد،  و یا این و آن برای ایران بزرگ بردند.  دشمنان و استعمار می خواستند ایران بزرگ چندین کشور باشد و در طول تاریخ بویژه 500 سال اخیر،  دروغ ها گفتند و مرز های سیاسی کشیدند،  که همه ساختگی است.

      امروزه ما باید با سنت گریزی و دانایی قرن 21 به تمام مسائل نگاه کنیم،  و نمایی نوین و حقیقی به زندگی دهیم.  امید است مسئولین نسبت به نگهداری و حفظ این مسجد تاریخی و مهم اقدام کنند،  البته باید همین شکل موجود مسجد حفظ شود،  نه مانند بسیاری از بنا های تاریخی،  که بروی آنها جلدی از کاشی و سرامیک و سنگ گرفته اند،  و ذات تاریخی آنها را سلب کرده اند.

   عکس های مسجد عبداللهی در روستای کیش خاله،  عکس های بیشتر از مسجد در اینجا، عکس 

   عکس مسجدی در  کوردوبا، اسپانیا،  خطوط عربی آنها درست مانند این مسجد می باشند،  عکس شماره 4752.

   کلیک کنید:  حکومت چایمریکا

   کلیک کنید:  تاریخ اقوام ایرانی آریایی

   کلیک کنید:  تاریخ مبارزات فرهنگی در ایران

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

Anoosh Raavid انوش راوید 

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب،  تاریخ مغول،  تاریخ تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران    http://ravid.ir

تاریخ ارسال: یکشنبه 13 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 12:46 ب.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

وبسایت ارگ انوش راوید