X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

کتاب های دروغ تاریخ

   دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ

   پیش گفتار

      این صفحه نمونه انبوهی از کتاب و نوشته است،  که بنام تاریخ به خورد ملت داده اند،  بسیاری بدون اینکه،  تحلیل و تعلیل،  بررسی و نقد،  در باره آنها داشته باشند،  در وب هایشان از آنها بعنوان تاریخ واقعی می نویسند.  نقد و رسیدگی به تمام آنها کار یک نفر نیست،  قرنها و بویژه در دوران استعمار با کمک عوامل صهیونیسم،  از این دست زیاد نوشته شده،  بسیاری در ادامه تاریخ معرکه گیری و رجز خوانی های تاریخ لشکر و جنگ بوده اند.  بعضی از عزیزان شاید بگویند،  که چرا کم و فقط تعدادی از آنها را نوشته ای،  همانگونه که گفتم اینها نمونه هستند،  برای اینکه جوانان با هوش ایرانی بدانند،  که هر کتاب را بعنوان تاریخ و سند نپذیرند،  و دنبال واقعیت های تاریخی برابر با قوانین و فورمول های تاریخ اجتماعی باشند.

      البته بررسی این قبیل کتابها کار ساده ایست،  کافی است آنها را باز کنید،  و از ابتدا ببینید:  نویسنده آن که بوده؟  تاریخ واقعی نوشته چیست؟  کتاب اصلی کجاست؟  اسناد و مدارک، پیوست و منابع آن چگونه است؟  چه کسی آنرا دوباره تجدید چاپ کرده و به چه منظوری؟  و صدها و هزاران پرسش دیگر در این باره وجود دارد،  که باید با دقت از کتاب بپرسید،  و بدنبال پاسخ آن باشید.  تقریباً  تمام اینقبیبل کتابها،  هیچ نوشته ای که با علوم برابر باشد ارائه نمی دهند،  و فقط مقداری پرت و پلا هستند،  که اکثراً می خواهند ایرانی را،  با بزرگنمایی داستانی به واقعیت کوچک نشان دهند.  کافی است چند صفحه از آنها را بخوانید،  تا متوجه شوید که همه آنها پرت و پلای بدون مدرک می باشند.  هوشیار باشید و اغفال ترفندها نشوید،  کتاب تاریخ دروغی ادبیات دشمن است.  ادامه دارد و بازنویسی می شود.

   عکس تاریخی یک کتابدار پارسی،  حدود 1300 خورشیدی،  مشروح در تاریخ کتاب و کتابداری در ایران،  عکس شماره 545.

   کتاب تاریخ جهانگشا

      تالیف عطا ملک جوینی؟  که هیچ تعریفی از او در دست نیست،  ولی مطالب آن در مورد ده سال آخر عمر چنگیز و جانشینان او تا سال 1256  می باشد،  که می گویند،  توسط یکی از کارمندان عالی رتبه ایرانی دستگاه ایلخانان نوشته شده است.  جهانگشای جوینی را بویل    J.A.Boylleدر منچستر به سال 1958 در دو جلد ترجمه و منتشر کرده است.  اصل آن کتاب معلوم نیست،  و کسی نمی داند بروی چه کاغذی و با چه مرکبی و چگونه نوشته شده است،  فقط عده ای مطالب آنرا از روی نمونه هایی که شباحتی در نگارش و متن ندارند تکرار کرده اند.  جالب است که کسی از آن جماعت طوطی!  درباره آن تحلیل نکرده و نپرسیده چگونه و چرا،  و آیا واقعیت است.  تاریخ جهانگشا هیچ اشاره دقیق از اینهمه اتفاقات و رویداد و جنگ های مهم نمی کند،  و فقط سرسری و بی محتوا می گوید و می نویسد.  ولی ما باید بگوییم و بپرسیم چگونه و چرا؟  تحلیل علمی،  و تحلیل و تحلیل،  داشته باشیم.

    نمونه مطالب این کتاب:

      دروغ نامه تاریخ جهانگشا:  خوارزمشاه این صوابدید را نپذیرفته،  آهنگ مازندران کرد.  اما وقتی مغول ها در ری شنیدند که وی به جانب همدان رفته و چه قصدی دارد،  پس از کشتار و غارت آنجا،  شتابان روی به عراق آوردند،  و هر جا رسیدند ویران کردند و خرد و بزرگ را از دم تیغ گذراندند.  سبتای بهادر به سوی قزوین و جبه نویان به سوی همدان آمدند.

      انوش:  تمام مطالب این کتاب مانند مثال بالا پوچ و فاقد اعتبار علمی و تاریخی است،  و فقط استعمار گران دشمن ملت ایران،  چون بویل Boylle می گویند:  که این پرت و پلاها تاریخ است.  امروزه بسیاری از آن جیره خواران استعمار خود به این همه مطالب بی اساس اعتراف دارند،  در قسمت های دیگر وبلاگ در این باره گفته و توضیح داده ام،  و در ادامه باز هم خواهم گفت.  علاقه مندان به تاریخ و سرگذشت ایران،  و یا جهت باز نویسی تاریخ و یافتن آهنگ رشد و حرکت تمدن ایران برای آینده نگری،  لطفاً مطالب وبلاگ انوش راوید را با دقت بخوانند و پیگیری نمایند.  

    تاریخ طبری

      تاریخ طبری منبعی سرشار از کذب و دروغ است،  ظاهرآ کتابی در تاریخی عمومی است، (از آغاز آفرینش تا 302)،  به زبان عربی و تألیف ابوجعفر محمدبن جریر طبری است.  نام اصلی کتاب تاریخ الامم و الرسل و الملوک است،  اما به تاریخ طبری مشهور شده است.  این کتاب به سبب تفصیل،  قدمت و روش خاص مؤلف،  اثری منحصر به فرد است.  تاریخ دقیق آغاز تألیف آن معلوم نیست،  ولی مسلّم است که طبری پس از نوشتن جامع البیان فی تفسیر القرآن،  به تألیف آن پرداخته است.  وی تفسیر خود را از 283 تا 290 بر شاگردانش املا می کرده،  و سپس اجازه روایت تاریخ خود را تا حوادث 294،  یعنی تا پیش از روی کار آمدن مقتدر (295ـ320)،  به شاگردانش داده است،  به نوشتة یاقوت حموی متوفی در قرن هفتم،  تألیف تاریخ طبری در 303 به پایان رسیده است.  

      تاریخ طبری مانند بسیاری از منابع تاریخی،  دروغها و کار های نشدنی بسیاری دارد،  و بعنوان کتاب تاریخ و منبع تاریخی نمی توان از آن استفاده کرد.  تحقیقات انجام گرفته روی تاریخ طبری نشان می دهد،  که تنها به شرح روایات نقل قول شده پرداخته،  و بدین ترتیب فقط امانت داری نویسنده تایید می شود.  روایات تاریخ طبری تفاوت مهمی با بسیاری از آثار هم نوع خودش دارد،  و این نشان میدهد که طبری امانت داری در نقل روایت ها را نگاه داشته است،  و اساسا به این نمی پردازد روایاتی که صد ها سال با او فاصله دارند،  تا چه حد به واقعیت نزدیکند و این امانت داری طبری در نقل روایات و احادیث بمعنای صحت مطالب تاریخی نمی باشد.
      تاریخ طبری از دو بخش تاریخ جهان و تاریخ اسلام تشکیل می شود،  قسمت اعظم این اثر،  یعنی بخش تاریخ اسلام آن،  به ترتیبِ سالشمار هجری و منحصر به رویداد های سیاسی و شرح جنگ هاست.  بخش تاریخ جهان ترتیب سالشمار ندارد،  و ترتیب آن موضوعی است.   طبری گفته،  که هدفش در این کتاب ذکر تاریخ شاهان،  و تاریخ پیامبران است،  وقوع  و زمان را به شب و روز تعیین کنند،  و درست به همین سبب،  کتابش را با بحث در بارة زمان و ماهیت و مقدار آن از ابتدای خلق آدم آغاز نموده،  و در این خصوص بعد از نقل گزارش های مفصّل از راویان اخبار،  به عقاید ادیان و امت های گوناگون و آرای زردشتیان استناد کرده است.  طبری مسلماً اولین کسی نبوده که وقایع نگاری را بر اساس سالشمار تنظیم کرده،  اما می توان گفت که این روش را به کمال رسانده است.

      طبری نوشته هائی بجای گذارده،  که مملو از داده های غیر عقلانی است،  و نمی توان بسادگی آنها را باور کرد.  بعنوان مثال صحبت از قلعه ای یا شهری می کند،  که همیشه صد هزار سرباز بر دیوار های آن در حال نگهبانی بوده،  اما این قلعه بوسیله چند هزار سپاهی عرب فتح میشود.  او با سادگی خودش فکر می کرد و می پنداشت،  و هرگز هیچ تحلیل بکار نمی برد،  و شاید هم مزدور کسی بود،  و یا اصلاً شخص طبری واقعیت ندارد.  در هر صورت انسان قرن  21  تحلیل دارد،  شعور و فهم  و اینترنت دارد،  و هرگز مهملات را باور نمی کند،  و انوش راوید هم مچ دروغگو ها را می گیرد و آنها را افشا می کند.  

   به روایت زیر دقت کنید:

   دروغ نامه:  معاویه قیساریه را چندان در محاصره داشت . . . ..  معاویه آن را به قهر بگشود،  و در آن هفتصد هزار سپاهی مزدور،  سی هزار سامری و دویست هزار یهودی بیافت.   سیصد بازار در آنجا بدید،  که همه برپای بودند و هر شب یکصد هزار تن بر باروی شهر نگهبانی میکردند.

   انوش:  نادرست بودن چنین روایت  تاریخی آشکارتر از آن است،  که نیاز به توضیح باشد،  اما فرض کنیم که برای اینکه صد هزار نگهبان بر دیوار های شهری مثلا با فاصله ای 5 متری از یکدیگر بخواهند نگهبانی بدهند،  بنا بر این آن شهر پانصد کیلومتر دیوار دارد!،  چقدر این تاریخ نگاری احمقانه است،  و اگر  قبول کنیم که هفتصد هزار سپاهی مزدور را در خود جای داده بود،  این تعداد سپاهی بعلاوه افراد خانواده و دویست هزار یهودی و سی هزار سامری باید شهری چند میلیون نفری بوده باشد،  که تنها هفده هزار سپاهی عرب آنرا تسخیر میکنند!؟  برای چنین تعدادی از ساکنان شهر چه مقدار زمین زراعتی و یا گله های گاو و گوسفند لازم است؟  روی این زمین ها چه تعداد زارع و چوپان باید مدام کار میکردند؟  این مجموع نگهبانان، زارعین و چوپانان با زنها و بچه ها روی هم به چه تعدادی میرسیده اند؟

      واضح است که چنین قلعه ای با امکانات امروزی نیز خودش بتنهائی یک کشور میشود،  از این نمونه ها بسیار است و نشان میدهد،  که ارقام ارائه شده در این مثلاً منابع تاریخی به هیچوجه قابل اعتماد نیستند.  عجیب تر اینکه این قلعه با هفتصد هزار سپاهی و صد هزار نگهبان دائمی بمدت هفت ماه در محاصره یک سپاه هفده هزار نفری از پای در می آید!؟  وقتی انوش راوید می گوید،  دروغگو ها در تاریخ ما جولان می دهند بی دلیل نیست،  انسان قرن  21 هر چه را می خواند تحلیل می کند،  و می داند کسی که دروغ می گوید دروغگوست.
      قسمت اعظم تاریخ طبری مجموعه ای از روایات گوناگون از راویان مختلف است،  که به شکلِ معمولِ روایتِ خبر،  نقل شده است،  بدین صورت که ابتدا سلسلة راویان و سپس خبر گزارش می شود.  بنابر این تاریخ طبری صرفاً نقلی است،  و مؤلف دخل و تصرفی در منابع خود نکرده و مطالب را بدون در نظر گرفتن صحت و سقم آنها ضبط نموده است.  وی روایات متعدد و متنوع راجع به هر واقعه را آورده،  و مطالب غیر واقعی و افسانه های حماسی و دینی با اشتباه های مهم در کتابش بسیار دیده می شود.  ازینرو باید محتوای هر روایت بررسی و با روایات دیگر مقایسه شود،  و مختصات و مسائل آن معلوم گردد.  

      آنچه بنام تاریخ بجای مانده ملغمه ای از روایت هائی است،  که مملو از رجز خوانی و توجیهی جز تقدیر الهی در ذهن مؤلف نمی توانسته داشته باشد.  در واقعی بودن این روایتها باید تردید کرد،  و با بررسی های علمی و انتقادی،  تاریخ واقعی را از درونش استخراج کرد،  کاری که هنوز توجه کسی را جلب نکرده است،  ولی انوش راوید اینکار را می کند.  اگر ما تعداد کسانی را که به روایت تاریخ طبری یا تاریخ های مشابه از ابتدای شروع دروغ تجاوزات اعراب،  تا زمانی که تمام ایران بدست اعراب سقوط کرد را جمع بزنیم،  به شماره های نجومی خواهد رسید،  که با توجه به میزان جمعیت در آن زمان نامعقول به نظر میرسند.

       در داستانی که به جای تاریخ به خورد سادگان داده اند آمده:

    دروغ نامه:  قبل از جنگ قادسیه چند برخورد دیگر نیز پیش آمده بود،  که تنها در یکی از آنها بنام جنگ بویب بین سپاهیان مهران سردار ایرانی و مثنی بن حارثه سردار عرب،  نبردی در میگیرد.   گفته شده است،  کسانی که آنرا دیده اند تخمین میزدند که استخوان یکصد هزار کس کشته شده بوده است.

   انوش:  این قبیل اعداد ارائه شده واقعی نیستند،  که هیچ بلکه احمقانه است،  در رابطه با هرقل و سپاهیان روم نیز در جنگ های شام همینگونه است،  و هر چند ماهی هرقل صد،  دویست یا سیصد هزار سپاهی را در جنگ با چند هزار سپاهی عرب از دست میدهد.  در موارد زیادی ارقام نجومی نیز بسیار دیده میشود،  اعدادی مانند،  هزار هزار هزار  (میلیارد)  و یا اعداد بزرگتری که همگی اغراق آمیزند،  خصوصا که این روایت ها از جانب اعراب داده شده اند،  و اعراب بنا به آنچه آمده بیشتر از عدد هزار،  آنهم به شکل  ده تا صد تا،  را نمیتوانستند بشمارند،  و در میانشان بندرت کسی قادر به خواندن و نوشتن بوده است.

      شیوه گزارش و شکل روایات در تاریخ طبری یکسان نیست،  سبب آن میزان اهمیت و کثرت حوادث،  محتوای روایات و تأثیر زمان بر آنها بوده است.  طبری هیچ تردیدی در اینکه گاو میتواند بخواست خدا حرف بزند ندارد،  نوشته:

   دروغ نامه:  سعد در اثنای این اقامت،  عاصم بن عمرو را سوی اسفل فرات فرستاد،  و او تا میشان برفت به جستجوی گوسفند و گاو بود،  اما بدست نیاورد....  پیش رفت تا بر کنار بیشه ای مردی را بگرفت،  و از او پرسش کرد و جای گوسفند و گاو می جست،  و آن کس قسم خورد و گفت نمیدانم.  اما او چوپان چهار پایان در آن بیشه بود،  و گاوی بانگ برآورد که بخدا دروغ میگوید اینک ماییم....  بله ما این را شنیدیم و دیدیم و گاوان را براندیم،  حجاج گفت دروغ میگوئید،  گفتند اگر تو آنجا بوده ای و ما نبوده ایم چنین باشد،  گفت راست میگویید،....  

   انوش:  دشمنان تاریخی ایران بزرگ این قبیل پرت و پلاها را منابع تاریخ می دانند،  و می گویند:  انوش راوید تو منابعت کدام است،  دشمنان ایران می گویند که ما این منابع مهم احمقانه را داریم!.   عزیزان،   شما انسان قرن 21 هستید،  هر آنچه را که می خوانید تحلیل نمایید،  و به گردونه چرخ یاد گیری بسپارید،  ببینید آیا واقعیست یا از اساس دروغ است.  ما ایرانیان از گذشته های دور دشمنان بسیار داشتیم،  که با ترفند ها و رجز خوانی ها سعی در کوچک شمردن و نا بود کردن ما داشتند،  هوشیار باشید و با تمام وجود از ایران و ایرانی در مقابل این دروغها و دشمنان دفاع نمایید،  و بازی با تاریخ توسط  استعمار را آشکار کنید.  ادامه دارد و بازنویسی می شود.

   پرسش:  مطالب شما در خصوص دروغ‌های تاریخ طبری را ملاحظه کردم.  آیا تحقیق جامع درباره‌ صحت و سقم تاریخ طبری سراغ دارید که معرفی نمایید؟

   پاسخ:  خیر،  بصورت کلی نمی دانم،  تا این تاریخ در جستجو های اینترنتی هم،  تحقیق جامع در باره کتاب های دروغی منجمله تاریخ طبری ندیدم.  درک و دانستن این گونه دروغها تازگی دارد،  قبل از اینترنت اگر کسی حرفی داشت نمی توانست خوب بگوید،  مخصوصاً  که استعمار و امپریالیسم سابق هم دور دروغ های تاریخ خط قرمز داشتند.  اما امروزه از آغاز قرن 21 و با پیدایش امپریالیسم نو،  دروغ های تاریخ برایشان کم اهمیت شده،  و خط قرمز هم کم رنگ گردیده است،  که اینک ما می توانیم براحتی در باره آنها بنویسیم و بگوییم.  می دانم در آینده گرایش دروغ های تاریخ همه گیر حرفه ای می شود،  و تحقیقها و تحلیل های گسترده ای انجام خواهد شد.  در ضمن بگویم،  با خواندن کتاب به راحتی می توانید دروغ بودن هر جمله را متوجه شوید،  و نیازی به تحقیق و تحلیل جامع نیست.

   عکس تاریخی عطار پارسی هنگام مطالعه کتاب خطی،  حدود 1300 خورشیدی،  مشروح در تاریخ پزشک و پزشکی در ایران،  عکس شماره 599.

   تاریخ آفربقا،  (صفحه ویژه کشور های شمال آفریقا اینجا)

   پیش گفتار

      در این صفحه تاریخ کشور های شمال آفریقا را می نویسم،  البته تاریخ این کشورها بسیار مفصل است،  و از اندازه یک پست خارج است.  بنابر این شرح کوتاهی همراه بخش هایی،  که در رابطه با موضوع وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران می باشد می نویسم.  ادامه دارد و باز نویسی می شود.

      وظیفه ایرانیان است،  که چون دوره هخامنشیان و اشکانیان،  برای کمک به تمام باشندگان قاره کهن و شمال آفریقا،  یا خاورمیانه اصطلاحی، بشتابند،  و با هوش ایرانی اوضاع را زیر نظر داشته باشند.  این کمک می تواند با تأثیر گذاری در برنامه های اطلاعاتی و ارتباطی خارجی،  و افشای دستان آشکار و پنهان استعمار و امپریالیسم در دخالت های تاریخی و جدید،  یا کمک فکری و معنوی،  یا انسان دوستانه به مردم جهت اهداف ملی منطقه تاریخی باشد.  در این کمک دو منظور را می توان به تحلیل گرفت،  ابتدا کار انسان دوستانه،  سپس حرکت بسمت تمدن جدید کنترل انرژی.

   عکس نمونه یک روستا در عمق تاریخ اجتماعی،  از ابتدای تاریخ تا قبل از قرن 20 و پیدایش امپریالیسم،  مردم در صحرا های آفریقا و قاره کهن کاملاً خودکفا بود،  در روستاها و قبایل زندگی دایره ای بی دردسر داشتند ،  و مایحتاج خود را براحتی تهیه می کردند،  عکس شماره 4056 از آلبوم عکس وبلاگ انوش راوید.

   تاریخ کشور لیبی

      دشمنان تاریخی منطقه،  با انواع حقه بازی و ترفند،  و دروغ های تاریخی،  نوکرانشان مانند حسنی مبارک و بن علی و غیره،  را به حکومت رسانیده و نگه داشته اند.  مثلاً قذافی در آخرین سخنرانی خودش در زمانی که مردم را با جت بمباران می کرد،  کلی دروغ و دونگ و تهدید گفت.  او خیال می کرد که جوانان قرن 21 همان آدم های گذشته هستند،  که امکانات امروزی را نداشتند،  و هر پرت و پلایی را می پذیرفتند.   معمر قذافی دلقک شرکت نفتی BP چیزی از امپریالیسم نو نفهمیده،  او و امثال او،  نمی توانند درکی از گذر تمدنی داشته باشند.

   خلاصه جغرافیای لیبی

      حکومت:  از سال 1369 حکومت بی قانون و دیکتاتوری معمر قذافی،  مساحت: 1759540 کیلومتر مربع، جمعیت:  حدود 7 میلیون نفر،  پایتخت:  طرابلس حدود 2 ملیون نفر،  شهر های مهم:  بنغازی، مصراته، زاویه، الخمس،  تیره انسانی:  عرب لیبایی و بربر 90 % و غیره 10 درصد،  مسلمان 97 درصد، زبان رسمی عربی و لهجه بربری،  واحد پول:  دینار لیبی،  تاریخ استقلال:  1951.  درآمد خالص نفت:  25 تا 30 میلیارد دلار،  یعنی نفری 4 هزار دلار،  که پول خیلی زیادی است.

   تاریخ معاصر لیبی

      در آغاز قرن 20،  لیبی عقب مانده ترین کشور شمال آفریقا بود،  البته این عقب ماندگی با حساب تمدن بورژوازی اروپا بود.  لیبی در ساختار تاریخ اجتماعی،  دوران سازمان قبیله ای دینی بسر می برد،  و داری سبک کار پیشرفته و زندگی در دوران ویژه خود بود،  و تولیدات سنتی و ملی خوبی داشت.  تا سال 1911 لیبی زیر سلطه حکومت عثمانی بود،  ولی در سیرنائیک Cyrenaica فرقه دینی برادری سنوسی قدرت فراوانی داشت.  جنبش مذهبی سنوسی به طور کلی در خدمت سران پر قدرت قبایل بود،  شیوخ سنوسی تمام قدرت و بود و نبود مردم را در روستا ها و قبایل را در دست داشتند.  رئیس فرقه سنوسی ارتش بزرگی در اختیار داشت،  کل مردم با این شرایط تاریخ اجتماعی خو داشته،  و نارضایتی کلی و یا عمومی نداشتند.  استثمار عقب افتاده عثمانی،  به ترکیب اجتماعی لیبی کاری نداشت.

      در اوایل قرن 20 استعمار گران ایتالیا به لیبی حمله بردند،  آنها در سپتامبر 1911 به هنگام بحران مراکش در لیبی نیرو پیاده کردند،  که سبب جنگ ایتالیا با ترکیه شد.  ارتش کوچک ترکیه در آفریقا نمی توانست به طور جدی در برابر هجوم ایتالیا پایداری کند،  آنها با ایتالیا قرار داد صلحی امضا کردند،  که اشغال لیبی را توسط امپریالیسم ایتالیا به رسمیت می شناخت.  مردم لیبی پس از این قرارداد،  شجاعانه مدتها در برابر هجوم ایتالیا مقاومت کردند،  اما دشمنی و نفاق بین مردم شهر نشین شده ساحلی،  و مردم قبایلی،  موجب تضعیف نیرو های مقاومت ضد استعماری شد.  ایتالیا برای در هم شکستن کامل لیبی سعی می کرد،  ساختار اجتماعی کشور را در هم بریزد.

  در اکتبر 1942 ارتش انگلستان به فرماندهی مونتگمری،  به لیبی تحت اشغال آلمان و ایتالیا حمله کرد،  و توانست به راحتی لیبی را اشغال نمایند،  از آن زمان تاریخ لیبی دگرگون شد.  با وجود نفت و شرکت BP انگلستان،  باید قزافی همچنان حاکم مطلق آن کشور می بود.  در صورت تقاضا مشروح تاریخ آفریقا را پست می کنم.

   تاریخ مهاجر نشینی لیبی

      بلافاصله پس از پایان جنگ دوم جهانی،  دو مسئله بزرگ در ایتالیا مطرح و باعث مزاحمت کلی و عام بود،  حل مشکل افزایش جمعیت،  که سالانه بیش از 400 هزار نفر بود،  و همچنین اصلاحات کشاورزی در جنوب کشور.  ایتالیا در بین کشور های اروپای غربی بابت رشد جمعیت بیشتر از همه رنج می برد،  سابقاً هر سال عده کثیری بعنوان مهاجر به ایلات متحده یا کشور های آمریکای جنوبی کوچ می کردند.  دولت های ایتالیا در صدد بودند سرزمین های نوینی برای اسکان مازاد موالید خود بیابند.  تا اینکه در سال 1911 سرزمین طرابلس و سیرنائیگ که فقط در بخش های کوچکی از ساحل باشنده داشتند،  اشغال کردند،  زمین های وسیع داخلی آنجا تقریباً بدون باشنده بود.  در تمامی این سرزمین ها فقط  1/1 میلیون نفر میزیستند،  ولی فقط در دوران اقتدار فاشیست ها بود،  که مستملکات فوق واقعاً ارزش یافت.  آرتش ایتالیا بیش از سه هزار کیلومتر جاده احداث نمود،  کشاورزان سیسیلی، ساردنی و جنوب ایتالیا،  زمین ها را کشاورزی و آماده بهره برداری نمودند.

      ایتالیا ئیها قصد داشتند زمین هایی که سابقاً از طرف رومیان زراعت می شد،  و مسلمانان رها نموده بودند و بایر شده بود،  آباد نمایند.  در اولین مرحله 110 هزار مهاجر به این اراضی فرستاده شدند،  در قلب صحرا چند صد آبادی در مالکیت مهاجرین درآمد،  هر خانواده به اندازه توانایی خود یعنی حدود 40 هکتار را دریافت نمود.  کشت و زرع زمین های بایر مانند رومیان قدیم از باغات زیتون و انگور آغاز شد،  ولی باغات زیتون نتایج به مراتب بهتری بار آوردند.  دولت ساختمان و بناها،  اثاث لازم و دو گاو و یک اسب می داد،  زارع ساکن محل پس از پانزده سال می توانست با پرداخت اقساط سالیانه،  مالکیت زمین آباد شده را به دست آورد.  ضمن توجه به آرا و عقاید ساکنان محل یک واحد تشکیل می دادند،  به این ترتیب چند مزرعه با یک کلیسا یک مدرسه و یک شرکت تعاونی،  تحت اداره کدخدایی که از طرف دولت منصوب می شد قرار می گرفت.  قیمت این کمپرسوری که از 200 مزرعه و یک مرکز تجاری تشکیل شده بود،  در حدود 150 میلیون لیر قبل از جنگ دوم بود.

      ولی جنگ بسط و توسعه مستعمراتی را متوقف ساخت،  در آن ایام یعنی آغاز جنگ 45 هزار ایتالیایی در این سرزمین ها صاحب ضیاع و عقار شده،  و 2500 فرم تشکیل و جمعاً 60 هزار هکتار آماده شده بود.  بیش از 20 میلیون مو 5 میلیون نهال زیتون و بادام غرس گردید.  اکثر مزارع دارای چاه های ارتزین مراکز برق، روغن کشی و انگور صادراتی شده بودند.  بدین قرار ایتالیا واقعاً در سرزمین لیبی برنامه وسیع احیای کشاورزی را آغاز نموده بود،  وسعت بزرگ سرزمین که بیش از سه برابر فرانسه است،  افق تابان و وسیعی برای آتیه بشمار می رفت.  اگر ده سالی سپری می شد،  یک کشور اروپایی مولد در لیبی بوجود آمده بود،  و بدین طریق بین اروپا و آفریقا شکل دیگر اقتصادی و اجتماعی ایجاد می شد.

      در کشور حبشه چندین ده هزار ایتالیا یی مستقر شدند،  عده کثیری زوجه بومی برای خود انتخاب نموده بودند.  کوچ کردن ایتالیا ئیها در اقتصاد کشور مذکور تأثیر فراوانی داشت،  بندرگاه ماسوآ آباد و به منزله باب تجاری حبشه محسوب بود.  ولی جنگ شالوده همه برنامه ها را بر هم ریخت،  در جلسات سازمان ملل متحد در 1949 بطور قطع کلیه مستحدثات و مستملکات از دست ایتالیا ئیها خارج گردید،  و باز مسئله کثرت جمعیت به نحو غیر قابل حلی باز مطرح شد.

   قابل توجه:  امروزه تمام این اراضی کشاورزی در لیبی از بین رفته،  و کشور لیبی تمامی نیاز های غذایی خود را از خارج وارد می کند،  باید توجه و دقت داشت چه نیرو هایی باعث شدند،  کشاورزی هایی که به وسعت کشور فرانسه بود از بین برود.  در صورتیکه آن مهاجر های ایتالیایی می توانستند،  در کنار مردم لیبی و دیگر کشور های آفریقایی،  آبادی های بیشتری به شمال آفریقا ببرند،   اما نگذاشتند.  در آن زمان دولت ایتالیا یک امپریالیسم کوچک بود،  ولی آن کشاورزان و کارگران بی پناه و مظلوم ایتالیایی،  فقط زحمت کشانی بودند،  که خیلی سریع توانستند بیابانها را به مرکز تولید مواد غذایی تبدیل کنند.

   عکس تاریخی عمر مختار در دست اشغال گران امپریالیسم ایتالیایی کشور لیبی،  عکس شماره 4058.

   کلیک کنید:  مقالات انوش راوید

   کلیک کنید:  پرسش و پاسخ های وبلاگ

   کلیک کنید:  نقشه های شوم سرنوشت سازی

    توجه:  اگر وبلاگ،  به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   انوش راوید //  Anoush Raavid ///     

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب،  تاریخ مغول،  تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

   جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،    http://ravid.ir

تاریخ ارسال: جمعه 25 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 04:49 ب.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

وبسایت ارگ انوش راوید