X
تبلیغات
نماشا
رایتل

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

تاریخ بخار ملی و مردمی در ایران

   بخار ملی  و مردمی

      پیرو دو مقاله،  یک سناریوی خفن و کار امروز روشنفکران،  باید خاطر نشان نمایم در دنیای موج نو،  دشمنان تاریخی ایران از کوچکترین تحلیل گران تا قوی ترین برنامه ریزان،  متوجه شده اند که ایرانیان چقدر بخار یا غیرت و حمیت ملی و مرمی دارند،  چقدر سواد و شعور و درک و بینش دارند،  چه اندازه حرکت و تولید، آینده بینی و جهان بینی دارند.  همچنین با دانستن اینکه هنوز در عراق و افغانستان هر از چند گاه،  ممکن است در کمینی و بمبی گیر افتند،  ولی در ایران آسوده خواهند بود،  و تازه به اشتباه و ترس بی جهت خودشان از ایرانی پی بردند،  و دلخور بخاطر اشتنباه از حمله های صدمه دیده به افغانستان و عراق هستند.  حال می بینند ایران براحتی می توانست،  جایگاه ویژه ای در تحلیلها و برنامه هایشان داشته باشد،  ولی با درک اشتباه از تاریخ و دروغ های تاریخی اغفال شده بودند.

      شاید این جملات کمی نامفهوم باشد،  در هر صورت من در جل و چلاسر هستم،  هر چند چلاسر و جل خیلی خوش آب و هوا،  خوب و دلپذیر است،  ولی همیشه در دسترس هستم،  و خود بخود جملات کمی پیچیده می شوند.  در  یک شبانه روز سه چهار ساعت وقت خود را پای کامپیوتر می گذرانم،  تا بلکه کمی بخار ملی و مردمی را بشناسم و بشناسانم،  نمونه بود و نبود بخار ملی و مردمی در دروغ های تاریخ است،  که از قرن 20 به ایرانی تزریق کرده و جا انداختند.  گفتند،  هر کس و لشکر بی تمدن از و دور دست آمد،  و شما ایرانی ها را هزار هزار سربرید و کشت،  به اسارت و بردگی برد،  به زنانتان تجاوز کرد.  آنقدر این پرت و پلاها را توسط عوامل و چهره های استعماری تکرار کردند و گفتند،  تا ایرانی باورش شد بخار مخار در ایرانی وجود نداشته و ندارد.  هیچ کدام از انبوه دانایان ایرانی هم هرگز نگفت،  بلاخره اگر کمی هم بخار ملی مردمی در تاریخ وجود داشته باشد،  چنین چیز هایی غیر ممکن است،  و اگر بخار ملی و مردمی نبوده و نباشد،  پس دیگر هیچ چیز نبوده و نخواهد بود.  اصلاً هیچ کدام از انبوه مردمی که کیلو کیلو مدارک دانشگاهی دارند،  از خود نپرسیدند که ممکن است،  این پرت و پلا های دروغ های تاریخی،  برای از بین بردن بخار ملی و مردمی ایرانی است،  که تا به روزی برسند و بتوانند براحتی ایرانیها را زمین گیر کنند،  و حداکثر پای کامپیوتر و فیس بوک و اینترنت،  ملت را بی بخار ملی و مردمی گیر اندازند.

      برگردم به امروز که گفتم با وجود انفجار ارتباطی و اطلاعاتی،  دشمنان تاریخی ایران براحتی و خوبی متوجه شده اند،  که ترفند های دروغ های تاریخی آنها،  اینک به ثمر رسیده و ایرانی ها بشدت زمین گیر شده اند.  سرنوشت سازان می خواهند با شرایط ایجاد شده در گیتی،  هلوی ایران را پوست کنده و قورت دهند،  بنظر آنها و دید عادی و عمومی،  همه چیز درست است.  اما هنوز در ایران،  کور سویی از تعدادی چراغ های نفتی و پی سوزها،  در گوشه و کنار بچشم می خورد،  و ایران با وجود داشتن جوانان با هوش و سالم،  براحتی می تواند با یک حرکت ملی و مردمی،  و دور ریختن دروغ های تاریخی،  بخار ملی و مردمی را باز یافته،  و در همه جا عرض اندام نماید.  ایرانی می تواند لانه های تباهی و فساد را برچیند،  کوی و برزن شهر های تاریخی،  کوه و دشت سرزمین سربلند،  و تمام زیبایی ایران بزرگ را،  با قدرت تاریخی خود بدست گیرند،  و استعمار و امپریالیسم را برای همیشه از تاریخ ایران پاک کند،  و با درک قرن سنت گریزی،  بسوی تمدن جدید برود.

      خوب، درست،  ولی در هر صورت با شعار که نمی شود،  شعار های بی محتوای علمی و عملی،  درست همان عدم بخار ملی و مردمی است.  برای پس گرفتن و باز آوری بخار ملی و مردمی باید کار کرد،  کار درست و حساب شده،  با برنامه و طرح و نقشه تدوین شده در اینترنت.  چه کسی می داند و می تواند این ره اولیه را برود،  چقدر زمان می خواهد،  مخارج و دیگر ملزومات آن چیست،  و دها پرسش دیگر.  بنظر من لازم است ابتدا توسط روشنفکران نظریه پردازی شود،  سپس توسط تمامی آنها جمع بندی گردد،  زمان بندی هایی مشخص شود،  تا یک کار جمعی و علمی از آن بیرون آید.  خاطر نشان نمایم کوتاهی از این مهم،  صدمات غیر قابل جبرانی در پی خواهد داشت،  دروغ های بیشتر و نقشه های شوم سرنوشت از راه خواهند رسید.

   عکس تاریخی بازار تهران،  حدود 1300 خورشیدی،  عکس شماره 458 .

   یک سناریوی خفن

      وقتی می گویم دروغها را از تاریخ بردارید،  تا باعث اغفال نشود،  بی جهت نمی گویم،  بارها غربیها اغفال دروغ حمله اسکندر مقدونی به ایران شدند،  و به ایران و افغانستان و عراق لشکر کشیدند،  که چون اسکندر مقدونی پیروز شوند،  ولی بشدت سکندری خوردند.  این آخری هم یک مرد 32 ساله نروژی،  گول این دروغ مهم تاریخی را خورد،  و یک تنه رفت و حدود یکصد دانش آموز را کشت.  این قاتل تحت تأثیر فیلم 300 و دروغ پیروزی های اسکندر مقدونی قرار داشت،  و در وبلاگ خود نوشته بود:  ما اروپائیان اصیل می توانیم چون سربازان اسکندر مقدونی،  هر یک هزاران نفر دشمن را بکشیم.  در  مثال های دیگر صدام اغفال دروغ نبرد قادسیه شد،  و به ایران حمله کرد،  و در نهایت بعد از بدبختی های بسیار بالای دار رفت.  مواردی که اغفال این دروغ های تاریخی شده اند زیاد است،  هر چه دیر تر دروغها از تاریخ برداشته شود،  مشکلات بیشتری برای بشر پیش خواهد آمد.

      چه کسانی از دروغ های تاریخ سود می برند ــ  آنهایی که کوچکترین و پست ترین مردمان هستند،  و با در دست گرفتن و داشتن بیشترین رادیو تلویزیونها و  نشریات، امور فرهنگی و تبلیغاتی، رسانه ها و غیره،  سعی می کنند دیگران و ملت های بزرگ را به بازی بگیرند،  و در تاریخ کوچک و بزرگ، شکست خورده و پیروز، نشان دهند،  و بخیال خام خودشان بتوانند برای ادامه تمدن و سرنوشت بشری برنامه ریزی کنند،  ولی بدبختی دروغها گریبان خود آنها را می گیرد.  همانگونه که بارها نوشته ام ملتها،  خود باید تحقیق و تحلیل کنند،  و خود تاریخ و سرنوشت شان را بنویسند،  و برای رفتن به آینده ای نوین،  با دقیق دانستن واقعیت های تاریخی،  برنامه ریزی کنند.  باید توجه داشت بدون دانستن واقعیتها و تخصص لازم،  نمی تواند طرح و نقشه،  برنامه و اجرا داشت،  به همین جهت باید ذهن را از دروغ های تاریخی پاک نمود،  و اغفال ترفند های جدید و شگرد های پیچده نشد.

      بنظر من یک سناریو خفن پشت ماجرای جنایت کار نروژی و مانند اوست،  که در اشکال مختلف وجود دارند و پیش می آیند،  اینقبیل ماجراها را نباید فقط محلی و کشوری نگاه و بررسی نمود،  آنها بیشتر انرژی و مکتب خود را از محافل برنامه نویس های آینده بین در ایالات متحده آمریکا می گیرند.  آنچه که در تبلیغات و سیاست گذاری های مختلف جهانی پیداست،  پیش روی بشر جنگ صلیبی بزرگی خواهد بود،  سیاستگزاران و برنامه ریزان این نبرد،  می خواهند منابع نفتی قاره کهن را بدست بگیرند،  تا بتوانند حداقل برای مدت نیم قرن به کل جهان حکومت کنند،  و آسیای در حال پیشرفت سریع و اروپا را محتاج نفت نگه دارند.  اما نمی خواهند سرزمین های نفتی را با جمعیت محلی در اختیار داشته باشند،  حتی ممکن است از بمب اتم و سلاح های کشتار جمعی استفاده کنند.  کار قاتل نروژی برای ریختن آب در آسیاب و تبلیغات آشکار و پنهان این نوع گروه هاست،  ما ایرانیها در نقطه مرکزی خطر قرار داریم،  احتمالاً ماجرا های آخر زمان آنها،  بعد از دوره چهار ساله اوباما رئیس جمهور فعلی آمریکا آغاز می شود.

      باید هوشیار بود،  منابع و منافع و استراتژی ملی و مردمی را خوب شناخت،  و برای مقابله با این برنامه ها،  که هر آن ممکن است بصورت شبیخون باشد،  طرح و نقشه داشت.  آنچه که از ظاهر ایران و مردم آن پیداست،  هیچ تاکتیک و آموزش لازم در کار نیست،  و کلیه موضوعات سطحی نگری می شوند،  و مردم در خواب و بی اطلاعی نگه داشته شده اند.  بارها در این وبلاگ سعی نموده ام آگاهی های لازم را برسانم،  ولی دشمنان در نشر ترفندها و حقه هایشان،  بدلیل داشتن رسانه ها کاملاً دست بالا را دارند.  پیشنهاد می کنم در مدت کوتاهی که مانده،  روشنفکران ایران دوست یکدیگر را دریابند،  تا بتوانند دو منظور را پیگیری کنند،  اول آگاهی دادن بیشتر و بیشتر به مردم و کل کشور،  دوم طرح سیاست گذاری های مناسب برای آینده.  خاطر نشان نمایم،  آنچه از تاریخ واقعی پیداست،  معمولاً هر آنچه را که قدرتها خواسته و تصمیم گرفته اند،  کاملاً انجام شدنی نبوده،  این در ذات پنهان طبیعت است،  که رشد و تکامل تمام انواع بشر همچنان ادامه داشته باشد.

   عکس تاریخی رو حانیون در سفارت انگلیس زمان انقلاب مشروطیت،  مشروح در تاریخ انقلاب مشروطیت،  عکس شماره 1221 .

   کار امروز روشنفکر

      بشر در تاریخ گذر های تمدنی متعددی داشت،  که آخر یک تمدن قدیمی به مرحله تمدن جدید دیگر بود،  مانند گذر از تمدن قبیله های اولیه به تمدن شاه خدایی که حدود دو هزار سال زمان برد،  و یا از فئودالی به نو بورژوازی که در ایران حدود 20 تا 30 سال بود،  و در اروپا که اصل تاریخ این مرحله است،  تمام دوره رنسانس دروغی را شامل می شود.  این موضوع را در ساختار های تاریخی اجتماع توضیح داده و از تکرار آن خود داری می کنم.  دقت کنید در گذشته های دور برای گذر از تمدنی به تمدن دیگر قرنها زمان می برد،  و هر چه نزدیک شویم این زمان کوتاه شده و امروزه گذر تمدنی از انتهای بورژوازی قرن 20 به تمدن کنترل انرژی قرن 21 زمان بسیار کوتاهی می برد.   ورود به تمدن کنترل انرژی متفاوت با تمام گذر های تاریخ تمدن خواهد بود،  چون قرن گذشته همه جهان در تمدن سرمایه داری قرار داشت،  ولی امروزه متفاوت است.

      در این زمان کار بزرگی بر عهده روشنفکر جوان ایرانی است،  بخشی از آن را می نویسم،  و بزودی ادامه می دهم.  اگر روشن فکران،  تمدن جدید قرن 21 را نشناسند،  و نتوانند آن را به مردم و حکومت بشناسانند،  و برای وارد شدن به تمدن نو تأثیر گذارند،  بدون اینکه متوجه شویم،  یکی دو دوره تاریخی یا حتی بیشتر،  در ساختار تاریخی اجتماع،  از جهان پیشرفته عقب می افتیم.  زیرا،  بنا به دانش تاریخ و فرهنگ یاد گیری،  زمان و دوره گذر های تاریخ اجتماعی،  در این قرن خیلی سریع شده،  و بر این جا ماندگی اثر می گذارد.  در نهایت با دانستن فرمول های تاریخ اجتماعی و فاکتور های تاریخی،  کشور های بالا دست تمدنی،  براحتی هر آنچه که بخواهند،  به زیر دست تحمیل می کنند.  همچنین جبران این عقب ماندگی در شرایط تمدن قرن 21،  خیلی مشکل و در واقع غیر ممکن است،  زیرا با گذشت زمان در این دوره انفجار اطلاعات و ارتباطات،  اختلاف فهم و دانش تمدانها بسیار زیاد می شود.

      بنظر من در * ابتدا،  روشنفکر ایرانی،  باید با شناخت دوره های تمدنی در تاریخ،  تمدن جدید را بخوبی بشناسد و تحلیل نماید،  تا بتواند با دست پر و دانش خوب آنرا به جامعه بشناساند.  آنچه که بیشتر از همه برای این کار مورد نیاز است،  کشف رمز ترفندها و حقه های تاریخی است،  که بیشتر در دروغ های تاریخ نمایان شده،  و باعث گردده  پیش زمینه ذهن تحلیل گران تاریخی و اجتماعی را تخریب کند،  و بدین ترتیب آنها نمی نتوانند،  خوب نقشه بکشند و برنامه ریزی نمایند.  * دوم،  روشن فکر همیشه باید،  پا و ذهن را جلو بکشد،  و خود را از گذشته بکند،  و فقط در تخصص خود،  گذشته و تاریخ را به تحلیل و تفسیر بگیرد.  البته می دانم درک این موضوع یعنی کندن از گذشته،  برای تعدادی مشکل است،  اما یک روشن فکر نمی تواند،  در یکی از دوره های قبلی در ساختار های تاریخی اجتماع،  و با آن اندیشه ها باشد،  و بخواهد تمدن جدید را بشناسد و وارد آن شود.

      * سپس،  روشنفکر باید ذات بشری در هر دوره تاریخی را در نظر بگیرد،  باید توجه داشت،  کل ذات بشری از ابتدای تاریخ تقریباً ثابت بوده،  ولی در هر دوره از تاریخ بشر،  ساختار تاریخی اجتماع بر آن تأثیر گذاشته،  و اندکی دچار تغییرات شده.  من به رشد و تکامل عقیده دارم،  و چیزی بعنوان بحران های اجتماعی قبول ندارم،  تمام آن دوره هایی که بنام بحران نامیده شده،  با تحلیلها و تفسیر های درست،  متوجه می شویم رشد و تکامل بوده است.  * چهارم،  روشن فکران باید خود را سازمان دهند،  و چون بدلایل اختلاف سلیقه و فکر،  مادی و کشوری،  نمی تواند تحت پوشش یک حزب یا تشکیلات قرار بگیرند،  باید ورود به تمدن جدید را بصورت یک مکتب عقلی، فلسفی، دینی، مرامی،  و غیره قرار داده،  و همگی آنرا بعنوان دین و دیون جدید بدانند.  با نگرش های تاریخی و بررسی دگر،  این موضوع می تواند به توده های مردم اثر گذارده،  و آنها نیز کشور را وادار به اطاعت خواهند کرد.

   تصویر یک روشنفکر در گذشته ها،  او می بایست عده محدودی را جمع نماید،  و برایشان حرف بزند،  اما امروزه با وجود تکنولوژی های پیشرفته،  روشنفکر باید بتواند بدور از نفوذ استعمار و امپریالیسم،  کار خودش را با گستردگی انجام دهد،  عکس شماره 2517 از شاهنامه فردوسی.

    کلیک کنید:  تاریخ نیک

    کلیک کنید:  راه راستی ایرانی

    کلیک کنید:  مختصر تاریخ جهان

    کلیک کنید:  پاسخ به شبهات تاریخ

    کلیک کنید:  هلنیسم الکی دروغ دیگر

    کلیک کنید:  اندیشمندان و شاعران ایران

    توجه:  اگر وبلاگ،  به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   انوش راوید //  Anoush Raavid ///   Email:  raavidco@yahoo.com 

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب،  تاریخ مغول،  تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

   جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،    http://ravid.ir

تاریخ ارسال: چهارشنبه 5 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 01:54 ب.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

وبسایت ارگ انوش راوید