X
تبلیغات
امپراطوران آنلاین

آینده پژوهی

   تعریف کلی از آینده پژوهی

      همانگونه که بارها گفته و نوشته ام،  در قرن 21 باید برای هر چیز و هر واژه تعریف مشروح علمی داشت،  یعنی تعریفی که پایانی برای آن نیست.  برای این تعریف مقداری مطالب و مقالات از اینترنت و نشریات جمع کردم،  و با دانش خود آمیختم تا مطالب زیر جمع و جور شد.

      آینده پژوهی معادل لغت لاتین Futures Study است،  کلمه جمع Futures به این دلیل استفاده شده‌،  که با بهره گیری از طیف وسیعی از متدلوژی‌ها،  و بجای تصور فقط یک آینده، به گمانه زنی‌ های سیستماتیک و خردورزانه، در مورد نه فقط یک آینده بلکه چندین آینده متصور مبادرت می ‌شود.  آینده پژوهی مجموعه تلاش‌ های علمی است،  که با استفاده از تجزیه و تحلیل منابع،  نمونه ها و عوامل تغییر  و یا ثابت،  ضمن در نظر گرفتن دانایی نوین و سنت گریزی،  به تجسم آینده می پردازد،  و برنامه ریزی برای آینده می کند.  آینده پژوهی می گوید،  که چگونه از دل تغییرات پیوسته و نا پیوسته یا تغییر نکردن امروز،  واقعیت فردا بوجود می آید.

      بنا به تاریخ و فرهنگ یادگیری،  امروزه تغییرات با نرخ سریعتری بوقوع می‌ پیوندند،  موضوعات آینده پژوهی در برگیرنده گونه ‌های ممکن،  محتمل و مطلوب برای دگرگونی از حال به آینده می‌ باشند.  انقلاب و انفجار اطلاعات و ارتباطات،  تغییرات فناوری و متعاقباً تغییر در دیگر جنبه ‌های زندگی،  افزایش روز افزون وابستگی متقابل کشورها و ملل،  تمرکز زدایی جوامع و نهاد های موجود،  بدلیل گسترش دانایی قرن 21 شتاب بیشتری یافته است.  تمایل روز افزون سرمایه داری لجام گسیخته به جهانی شدن،  به همراه حفظ ویژگی های ملی و قومی، تاریخی و فرهنگی، و بسیاری عوامل دیگر،  درک جدید و بهتر از تغییرات و آینده را برای دولتها، کسب و کارها، سازمانها و مردم ایجاب می‌ کند.

      در هر صورت آینده بینی بر اساس آینده پژوهی،  اساساً قرین به عدم قطعیت است،  با این همه آثار و رگه‌ هایی از اطلاعات و واقعیتها،  که ریشه در گذشته و حال دارند،  می‌ توانند ریتم و آهنگ برای راهنمایی ما به آینده باشند.  ادامه تصمیم گیری و برنامه ریزی برای آینده،  که فقط بر اساس تجارب گذشته باشد،  و غفلت از رصد تغییرات آتی در آن دیده شود،  درست نخواهد بود.  عدم قطعیت نهفته در آینده برای بعضی،  توجیه کننده عدم دور اندیشی آنان است،  و برای عده‌ای دیگر که می توانند آینده را تا حدودی رسد کنند،  منبع گرانبها از فرصت‌ها می باشد،  مانند خرید املاک در جاهایی که ارزش آنها افزایش می یابد.

   آینده ‌پژوهی در تاریخ  

      اشتیاق بشر برای دانستن در باره آینده از عهد باستان وجود داشته،  پیشگویان و کاهن‌ها نمونه ‌هایی از کسانی هستند،  که در گذشته تلاش می کردند،  به این اشتیاق در نزد خاص و عام پاسخ دهند.  اولین نشانه‌ های جدی تر توجه بشر به آینده،  در عصر روشنگری دیده می ‌شود،  که بشر باور داشت علوم برای هر چیزی راه حلی خواهند یافت.  قوانین نیوتن در مورد حرکت،  درک و تحلیل بسیاری از پدیده‌ها را ممکن ساخته بود.  در اثر رشد شتابان علوم در این دوره،  متفکرین عصر روشنگری به این نتیجه رسیده بودند،  که تنها زمان می ‌خواهد،  تا همه قوانین و قواعد جامعه و محیط پیرامون بشر معلوم و آشکار شود.

      در دوران قرون جدید بر خلاف گذشته،  که بیشتر متفکرین افق های کاملاً روشنی از آینده مانند مدینه فاضله تصویر می ‌کردند،  تجسم ‌های تیره هم از آینده ترسیم کردند.  آثار متفکرینی چون اچ جی ول  H.G.Well، جورج اورول George Orwell و آلدوس هاکسلی Aldous Huxley از زمره چنین اندیشه ‌هایی محسوب می ‌شود.  با چنین نمونه‌ هایی آینده پژوهی راه خود به ادبیات را باز می ‌کند،  موفقیت عظیم رمان‌ های ژول ورن Jules Verne و پا گرفتن سبک علمی تخیلی در ادبیات، در همین مسیر بوده است.  برگزاری نمایشگاهی در سال ۱۸۹۳،  که در آن اختراعات و ابداعات شگفت انگیزی نظیر:  تلفن، لامپ برق، کینتوسکوپ اولین دوربین فیلمبرداری معرفی شد،  باعث هیجان عمومی گردید.  در همان روزها یک نشریه مطرح فراخوانی از ۷۴ شخصیت برجسته آن روزگاراعلام می ‌کند،  و از آنان می‌ خواهد که در مورد قرن بعدی پیش بینی‌ هایی بعمل آورند.  بعدها معلوم شد که پیش بینی‌ های آنان تا حد زیادی خوش بینانه بوده،  و تقریباً هیچیک از رخداد های مهم قرن بیستم،  نظیر اختراع اتوموبیل، رادیو و تلویزیون، بروز دو جنگ جهانی، کشف انرژی اتمی، پرواز به فضا، و البته ظهور کامپیوتر در فهرست آینده نگاری آنان یافت نمی‌ شد.

      اولین فعالیت آینده پژوهی در قالب یک تحلیل علمی در سال های ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳،  توسط یک گروه محققین با سرپرستی ویلیام اف آگبرن William F.Ogburn در زمینه جامعه ‌شناسی،  که علم نوپایی شناخته می‌شد،  در آمریکا انجام گردید.  این گروه برای اولین بار متدولوژی‌ های علمی نظیر برون یابی Extrapolation  و بررسی‌ های علمی در مورد روند های اجتماعی روز آمریکا را به انجام رسانده،  و ضمن انتشار اولین کاتالوگ روندها در آن کشور،  موفق به آینده بینی‌ های مهمی از جمله افزایش نرخ مهاجرت و ازدیاد طلاق شد.  همچنین بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم،  و به دنبال تجزیه و تحلیل تکنولوژی ‌های مورد استفاده در آلمان و ژاپن، متد های نوینی برای آینده پژوهی ابداع شد،  و در نتیجه آن دستاورد های تکنولوژی مهم دهه‌ های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ شامل رادار، موشک‌ های بالیستیک قاره پیما و حمل و نقل هوایی از قبل پیش بینی شد.

      در دوران جنگ سرد و مسابقه تسلیحات هسته ‌ای،  دغدغه مهم دست اندرکاران نظامی،  پیش بینی زنجیره رخداد هایی بود،  که پس از یک رویارویی احتمالی هسته‌ ای می ‌توانست اتفاق بیفتد.  از همین رو اولین بازی های جنگی War Games بوجود آمد،  اینها مدل هایی از یک رویارویی هسته ‌ای بودند،  که احتمالات مختلف را بررسی و تحلیل می ‌کردند.  شکل کاملتر این مدل‌ها موجب بوجود آمدن سناریوها شدند،  که امروزه یکی از مهم ‌ترین ابزار های آینده پژوهی محسوب می‌ شود.  با کمک این سناریوها سلسله رویداد های متصور در یک زمان بسیار کوتاه پس از شروع یک جنگ هسته ‌ای قابل تصور و مدل کردن می باشد.  در نتیجه می ‌توان عکس العمل‌ها و نحوه آمادگی‌ های لازم برای روبرو شدن با چنین جنگی را تدوین نمود.  این مشابه همان نقشی است،  که سناریو به ‌عنوان یک ابزار در آینده پژوهی فعلی بازی می ‌کند.

      عامل دیگری که باعث رشد آینده پژوهی شد،  تحول در طراحی و ساخت تسلیحات نظامی بود،  در سال های جنگ دوم جهانی،  تانک‌ها، هواپیماها و کشتی ها،  در مدت زمان نسبتاً کوتاهی طراحی، تکمیل و ساخته می ‌شدند.  اما بعدها با پیچیده تر شدن انواع تسلیحات،  موشک‌ های قاره پیما، زیر دریایی‌ های هسته‌ ای و...،  کار برنامه ریزان صنایع نظامی دشوار شد،  بدین معنی که مدت زیادی مثلاً ده سال از شروع طراحی تا ساخته شدن نخستین نمونه محصول بطول می ‌انجامید.  در نتیجه تکنولوژی بکار گرفته شده در ابتدای طراحی،  در طول پیشرفت پروژه دچار تغییرات اساسی می گردید،  و اغلب در برهه ساخت نمونه نخستین،  از رده خارج شده محسوب بودند. هوشیاری نسبت به زمینه ‌های آینده پژوهی از همین زمان آغاز شد،  هاریسون براون Harrison Brown در کتاب خود بنام،  چالش پیش روی آینده بشر،  در سال ۱۹۵۴ بسیاری از مسایل بوم‌شناسی ecological و مسایل مربوط به توسعه را که انسان در حال حاضر با آن روبروست،  پیش بینی کرد. 

       در واقع آینده پژوهی بمثابه یک فعالیت عمومی علمی ـ تحقیقی از دهه شصت آغاز شد،  برتراند دوژوئنل Bertrand de Jouvenel  اولین مطالعه نظری در مورد آینده را بنام هنر گمان را نوشت.  او در این زمینه با اشاره به این که:  هیچ واقعیتی در مورد آینده وجود ندارد،  نتیجه گرفت که یافتن مدارک و استنتاجات برای آینده، نیازمند روش ‌هایی غیر متداول می‌ باشد . راشل کارسون Rachel Carson  با نوشتن کتاب بهار ساکت Silent Spring ،  که در سال ۱۹۶۲ منتشر شد، با تصویر کردن دنیایی بدون سینه سرخ که نوعی پرنده زیباست و در جل و چلاسر بفراوانی یافت می شود،  آغازگر جنبش زیست محیطی بود.   در سال ۱۹۶۴ نیاز به پیش بینی تکنولوژی،  منجر به انجام یکی از مشهور ترین ارزیابی‌ها با استفاده از روش دلفی Delphi گردید.  در چارچوب حمایت ‌های موسسه رند  Rand،  خبرگان فنآوری ‌های مختلف طی یک پروژه مشترک مامور شدند،  که تکنولوژی‌ های نوظهور در یکصد سال آینده را پیش بینی نمایند.  بررسی آنان شش مقوله:  تحولات مهم علمی، کنترل جمعیت، اتوماسیون، پیشرفت در زمینه علوم فضایی، جلوگیری از جنگ و سیستم ‌های تسلیحاتی،  را شامل می ‌شد.  این تکنیک از افراد می‌ خواست که ضمن ارایه ارزیابی خود، پراکندگی پاسخ‌ های سایر خبرگان را نیز در نظر گرفته،  و پس از بحث در مورد تفاوت‌ها،  نهایتا ارزیابی ‌های تجدید نظر شده خود را ارایه کنند.  نتایج این تکنیک بطرز عجیبی در پیش بینی ظهور تکنولوژی‌ های دهه‌ های بعدی دقیق بود.

      از سوی دیگر تحلیل مسایل مربوط به آینده در کتاب بمب جمعیت،  اثر پاول ارلیشPaul Ehrlich  و نیز کتاب محدودیت ‌های رشدLimits to Growth  به نقطه اوج می‌ رسد.  انتشار این آثار و پیش بینی فرو پاشی جامعه صنعتی دنیای آن زمان را دچار شوک روحی نمود.   بعدها رویداد هایی نظیر ترور برادران کندی و مارتین لوتر کینگ، جنگ ویتنام،  بحران نفتی و رسوایی واتر گیت نشان داد،  که آینده پژوهان در پیش بینی این موضوع درست عمل کرده‌اند.  آینده پژوهان خوب اندیش نیز در دهه ۶۰ بسختی مشغول بودند،  دانیل بل Daniel Bell جامعه شناس برای اولین بار اصطلاح جامعه فرا صنعتی را در کتابی به همین نام بکار برد.  بل سرآغاز تعداد زیادی از آینده پژوهان نظیر مارشال مک لوان  Marshall Mcluan، آلوین تافلرAlvin Toffler  و جان نیسبیت John Naisbitt بود،  که آینده مورد پیش بینی آنها گرچه کمی دیر محقق شد.  اولین دوره آموزشی آینده پژوهی در سال ۱۹۶۳ توسط جیم دیتورJim Dator  در انستیتو پلی تکنیک ویرجینیا تدریس شد.  کوتاه مدتی پس از آن وندل بل Wendell Bell سری دوره‌ های آموزشی خود در دانشگاه ییل Yale شروع کرد.  پس از انتقال دیتور Dator به دپارتمان علوم سیاسی دانشگاه هاوایی،  وی دوره‌ های آینده پژوهی متمرکزی در آن دانشگاه برای دانشجویان دوره‌ های فوق لیسانس و دکترا ایجاد نمود.

      در سال ۱۹۷۴ اولین دوره تخصصی فوق لیسانس برای آینده پژوهی در دانشگاه هوستون توسط جیب فاولز Jib Fowles  و کریس دید Chris Dede برپا شد.  بعدها مشابه این دوره در دانشگاه‌ های ماساچوست، آکرون، مینه سوتا، یو اس سی و دانشگاه ایالتی پورتلند نیز دایر شد. دو سازمان معتبر آینده پژوهی جهان یعنی  World Futures Society WFS  یا انجمن آینده دنیا،  و همچنین World Futures Studies Federation WFSF   یا فدراسیون جهانی آینده پژوهی،  به ترتیب در سال های ۱۹۶۷ در آمریکا و ۱۹۷۳ در پاریس تأسیس شدند.   WFS علاوه بر عضو گیری بیش از ۴۰۰۰۰ نفر،  فقط در اوایل دهه ۸۰ متجاوز از ۵۰۰۰ نفر را در کنفرانس ‌های مختلف آینده پژوهی حاضر کرد،  و موفق به انتشار مجله معروف آینده پژوه Futurist گردید.  از طرف دیگر WFSF که نسبت به WFS  سازمان بین‌المللی تری محسوب می ‌شود،  آینده پژوهان سرتاسر گیتی را در یک انجمن حرفه ‌ای گرد هم آورده‌ است.  همچنین در دهه ۸۰ انتشارات السویرElsevier  مجله معروف آینده ها را بنا گذاشت،  که هم اکنون معتبر ترین نشریه آکادمیک و فکری در زمینه آینده پژوهی محسوب می ‌شود.  بعدها در آغاز دهه ۹۰، نشریه معتبر فصلی تحقیق در مورد آینده ها توسط WFS و نشریه آینده نگاری توسط انتشارات کمفورد Camford Publishing  به نشریات مربوط به آینده پژوهی اضافه شدند.  ولی دنیا شاهد تحولات اساسی در زمینه ارتباطات و کسب و کار از طریق ظهور کامپیوتر های شخصی در دهه ۸۰ ،  و پیدایش اینترنت در دهه ۹۰ بود،  آینده و آن هم از نوع دیجیتال وارد شده بود.

   آینده پژوهی قرن 21

       آینده پژوهی قرن 21 گستردگی زیادی نسبت به دوران شکوفای ۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰ دارد،  با بهره گیری از دانایی نوین،  دنیای امروز نسبت به آن سالها آمادگی و آشکاری بیشتری برای نگریستن به آینده دارد.  بر خلاف آن دوران آینده پژوهی تنها به عده معدودی از نویسندگان و استادان محدود نمی‌ شود،  بلکه دنیای کسب و کار، دولتمردان و فرهیختگان،  همگی در حال بیداری و درک این واقعیت هستند،  که برای اینکه آینده موفقی داشته باشیم،  باید بر روی آن تمرکز کنیم.  بدین ترتیب است که برنامه ریزی استراتژیک بر مبنای چشم اندازها و متکی بر سناریوها،  امکانپذیر خواهد بود.  در عین حال برنامه‌ های آموزشی و تحصیلی در زمینه آینده پژوهی در طول سالها بجای اینکه گسترده تر شوند، کمتر شده‌اند.  در عوض دوره‌ هایی نظیر هوش رقابتی Competitive Intelligence  و مدیریت استراتژیک  Strategic Management،  بدور از تعلقات تئوریک و ایدئولوژیک آینده پژوهی از بسیاری از ابزار های آن بهره گیری می ‌کنند.  در انتها آینده پژوهی احتمالاً سرنوشتی نظیر سایرعلوم اجتماعی خواهد داشت،  بدین معنی که کارکرد این علوم ضمن انگیزش علاقه اجتماع به موضوعی پراهمیت،  و بهره گیری از ابزار تکوین شده مناسب برای آن موضوع،  تقریباً کاملاً آکادمیک بوده،  ولی از نظر کاربردی دنبال کردن این علوم به خصوص توسط کسب و کارها و بنگاه ‌های دولتی، برای نتیجه بهتر انجام می‌ شود.

      وقوع یک آینده و قرار داشتن در آن چاره ای جز سازگاری با آن ندارد،  اما تمامی کوشش آینده پژوهان معطوف بر آن است،  که این آینده را پیش از وقوع پیشبینی کنند، و گر نه ما پیوسته در هر لحظه بعد نسبت به لحظه پیش از آن قرار داریم.  پذیرش آینده را باید از باور داشتن آن متمایز دانست،  نمی ‌توان گفت که یک باور در خصوص آینده همواره بر پایه‌ های واقعی و مستند شکل گرفته است.  پذیرش آینده یعنی سازگاری با آن، کسی که با آینده سازگاری پیدا می کند،  قابل مقایسه با فردی که خود را به یک آینده مبهم دلخوش کرده است، نیست.  آینده ‌پذیر هر لحظه از آینده را قدر می‌ داند،  و با دانش اقدام فعالیت ‌های لازم برای حضور سودمند در آینده را انجام می ‌دهد.  اما آینده ‌باوری تا حدودی نوعی نگرش منفعلانه را در فرد پدید می آورد،  و در بهترین حالت او را به آینده امیدوار می سازد،  امیدی که تحقق آن هنوز معلوم نشده است.

      تفکر درباره آینده برای کارها و اقدامات کنونی تمدن بشری بسیار مهم می باشد،  واکنش بدون تفکر به آینده امکان ‌پذیر است‌،  اما کنش امکان ‌پذیر نیست،  چرا که عمل نیاز به پیش‌بینی دارد.  بدین ترتیب‌، تصویر های آینده:  آرمان‌ها، اهداف‌، مقاصد، امیدها، نگرانی‌ها و آرزوها،  پیشران‌ های اقدامات فعلی ما هستند.  بنابر این آینده امری است،  که مردم می ‌توانند آن را با اقدامات هدفمند خود طراحی کرده و شکل دهند.  مردم برای آنکه عاقلانه عمل کنند،  بایستی نسبت به پیامد های اقدامات خود و دیگران آگاهی و شناخت کافی داشته باشند. همچنین واکنش ‌های دیگران و نیرو هایی را که خارج از کنترل آن‌هاست بررسی کنند،  این پیامدها تنها در آینده خود را نشان می‌دهد.  بدین ترتیب‌، افراد نه تنها می ‌کوشند امور در حال وقوع را بفهمند،  بلکه می‌ کوشند اموری را که شاید اتفاق بیفتد یا بالقوه امکان وقوع دارد،  و یا تحت شرایط خاصی در آینده اتفاق خواهد افتاد، نیز بشناسند.  افراد با استفاده از این شناخت حدسی موقعیت کنونی خود را تشخیص داده‌،  کارهایشان را دنبال کرده‌،  از بستر زمان و فضای مادی و اجتماعی می ‌گذرند.

      همانگونه که در قرن سنت گریزی نوشته ام،  سرعت تغییرات آنچنان سرسام‌آور است،  که دیگر نمی ‌توان با روش ‌های سنتی با آنها کنار آمد.  اگر با تغییرات همگام نشوید،  زیر چرخ عظیم تغییر خرد خواهید شد.  اما آیا امکانی برای اطلاع یافتن از آینده برای ما وجود دارد؟  قطعا در مورد آینده هیچ چیز یقینی وجود ندارد،  و این از اصول اولیه آینده ‌شناسی است.  اما اصل دیگری هم وجود دارد منجمله،  انسان می ‌تواند در سرنوشت آینده تأثیر گذار باشد.  در این میانه دانشی زاده می‌ شود که سعی می ‌کند با پیش‌بینی عوامل موثر در تغییرات آینده به صورتی دوگانه،  هم مهار تغییرات را در دست گیرد،  و هم جامعه را برای این تغییرات آماده کند.  آینده پژوهی فراتر از پیش‌بینی است،  و ادعای پیش‌ گویی هم ندارد.  آینده‌پژوهی هنر شکل دادن به آینده ‌است،  به آن شکل که آینده را می ‌خواهیم.  کسانی که این دانش را در دست دارند،  هم ‌اکنون هم به آینده جهان به دلخواه و مطلوب خود شکل می ‌دهند.  می‌ توان کشورها و جوامعی را دید،  که نتوانستند خود را با تحولات سازگار کنند،  و از این جهت از هم فرو پاشیدند،  آنها ذات تغییر را درست نشناختند.  آینده ‌شناسی از این منظر دانش شناخت تغییرات است،  شناخت آینده از حیاتی ‌ترین علوم مورد نیاز هر انسانی است.  آینده پژوهی همواره از آینده ها صحبت می کند،  و هدف اصلی آن:  کشف، ابداع، امتحان، ارزیابی و پیشنهاد،  آینده های:  ممکن، محتمل، مرجع،  به منظور شکل گیری آینده مطلوب است.  در یک کلام آینده پژوهی به ما نشان می دهد چگونه از دل تغییرات یا تغییر نکردن امروز، واقعیت فردا تولد می یابد.

*

   عکس تاریخی از برافراشتن پرچم سرخ،  در بلندای رایشتاک و لحظات پایانی جنگ دوم جهانی،  در آن زمان کسی تصورش را نمی کرد،  که کمتر از 35 سال وضع دگرگون می شود،  عکس شماره 1300 .

   کلیک کنید:  گوگل و خلیج فارس

   کلیک کنید:  تاریخ بازرگانی ایران

   کلیک کنید:  سخنرانی انوش راوید

     توجه:  اگر وبلاگ،  به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   انوش راوید //  Anoush Raavid ///    

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

   جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،    http://ravid.ir

( تعداد کل: 35 )
<<      1       2       3       4       5       ...       35      >>